96 نتیجه برای حق
مینا حسینی، حانیه اکبری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
شبکههای اجتماعی در جوامع انسانی امروز نقشی پررنگ ایفا میکنند. اینستاگرام بهعنوان یکی از اثرگذارترین شبکهها در کنار کارکردهای دیگر، به محلی برای بازاریابی و تبلیغات بنگاههای اقتصادی تبدیل شده است. تبلیغات در اینستاگرام با سایر اشکال تبلیغات متفاوت است. بازارمحوربودن این شبکه، باعث میشود چالشهای اخلاقی و حقوقی بسیاری پیرامون روابط صاحب حرفه و مصرفکنندگان به وجود آید. کالاها (مانند داروها و شبهداروها) و خدمات سلامتمحور (مانند پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی) با سلامت مصرفکنندگان در ارتباط هستند و هرگونه سهلانگاری صاحب حرفه در این خصوص میتواند به سلامت جسم و روان بیمار آسیبهای جدی وارد کند.این مقاله با مروری بر منابع کتابخانهای و اینترنتی و بررسی تحول رابطهی صاحب حرفه و مصرفکننده، به مطالعهی اخلاق بازاریابی اینستاگرامی و مسألهی سلامت پرداخته و حمایت حقوقی از سلامت مصرفکنندگان کالاها و خدمات سلامتمحور را در اینستاگرام با روشی تحلیلیتوصیفی مطالعه کرده است. نتایج حاصل از این مقاله نشان میدهد نقض حقوق مصرفکنندگان در اینستاگرام میتواند چهار نوع مسئولیت (کیفری، حقوقی، انتظامی و اخلاقی) را برای ناقضان به دنبال داشته باشد و در این خصوص، حمایت قانونگذار و نهادهای مسئول به منظور افزایش کیفیت این حمایت ضروری است.
خدیجه محمدی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
یکی از موضوعات اساسی در بیمارستانها، بررسی میزان کارایی و اثربخشی است. به این منظور، شاخصهایی متعدد ارائه شده است که به شاخصهای عملکردی، معروفاند. اگر عملکرد بیمارستانها، از لحاظ رعایت حقوق بیمار، به مشخصات دموگرافیک او وابسته باشد، نادیدهگرفتن اثر شاخصهای بیمارستانی، بهعنوان عامل مؤثر سطح بالاتر بر میزان رعایت حقوق بیمار، ممکن است موجب نتیجهگیریهایی نادرست دربارهی این روابط شود. در چنین مواردی که دادههای مورد مطالعه، بهطور ذاتی، چندسطحی است، استفاده از مدلهای آماری چندسطحی برای بررسی این نوع دادهها، مفید خواهد بود. نمونهها، در طی سال 1394، از هشت بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران، بهصورت خوشهای دومرحلهای، جمعآوری شدهاند. اطلاعات مربوط به میزان رعایت حقوق بیمار و اطلاعات دموگرافیک، از طریق پرسشنامه، از 375 بیمار جمعآوری گردید. میزان رعایت حقوق بیمار، توسط روش آماری چندمتغیرهی تحلیل عاملی، اندازهگیری شد. برای بررسی رابطهی بین رعایت حقوق بیمار با برخی اطلاعات دموگرافیک، از مدلهای رگرسیون خطی دوسطحی استفاده شد که سطح اول آن را عوامل دموگرافیک بیمار و سطح دوم را عوامل بیمارستانی تشکیل میدهند. میزان رعایت حقوق بیمار در بیمارستانها، در سطح متوسط، رعایت شده بود. حدود شانزده درصد از واریانس متغیر وابستهی میزان رعایت حقوق بیمار که مقداری زیاد است، به دلیل تغییرات در سطح بیمارستان است و بقیهی تغییرات، در سطح فردی است؛ همچنین، متغیرهای درصد اشغال تخت، درصد شکایت و درصد فرار از بیمارستان، در سطح بیمارستان، آثاری شایستهی توجه بر میزان رعایت حقوق بیماران دارند.
سید احمد حبیبنژاد، وحید مؤذن،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در دهههای اخیر، مفاهیم سبک زندگی سلامتمحور و انتخابگری بهداشتی، از سوی سیاستگذاران نظام سلامت، در کانون توجه ویژه قرار گرفته است. در این خصوص، همزمان با ارائهی دلایل اقتصادی، روانی و اخلاقی، در توجیه خودمختاری شهروندان در انتخابهای بهداشتیشان، استدلالهایی عدیده نیز، بر پایهی مفهوم اجتماعی سلامت، از سوی طرفداران لزوم تحدید این حق توسط دولتها صورت گرفته است. این گروه معتقدند انتخابهای بهداشتی فرد، علاوه بر تبعات فردی، پیامدهایی جمعی نیز، به همراه دارد. از سوی دیگر، تعاریف ارائهشده از مفهوم آزادی، در کنار عامل اثرپذیری انتخابهای بهداشتی فرد از دولت و اجتماع، دیگر مقولاتی هستند که بر سیاستگذاری دولتها در این حوزه اثرگذارند. در مقالهی حاضر، در پی آن برآمدهایم تا با تأمل بر مفهوم آزادی، از هر دو جنبهی فرایندی و فرصتآفرینی، استدلال کنیم خوانش مطلوب آزادی در نظام سلامت، آزادی مسئولیتمحور است که در آن، با وجود اعمال حدود بر آزادی افراد توسط دولت، فرد همچنان استقلال خود را حفظ میکند. مطابق یافتههای این مطالعه، در فقدان تحقق پیششرطهای لازم توسط دولت و جامعه، صِرف آزادی و برابری افراد در انتخابگری بهداشتی خویش، بیمعنا خواهد بود. در این زمینه، نقش ویژهی دولت آن است که با ایجاد توازن میان حقوق افراد و مصالح جامعه و همچنین، پرورش شهروندان آگاه و مسئولیتپذیر برای حفاظت از خود و اطرافیانشان، جامعهای را سامان بخشد که شرایط محوشدن یا بلااستفادهماندن حقِ بر آزادیها را تولید نکند.
ولیاله وحدانینیا، میرسجاد سیدموسوی، محمدامین وحدانینیا، عباس وثوقمقدم،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
«زبان حقوقی» تکیهگاه استدلالی محکمی برای دفاع از سلامت فراهم کرده است؛ بهطوریکه، قواعد حقوق بشر، بهعنوان عمدهترین ارزش سیاسی جهانیشدن، در قلب تئوری و عمل گفتمان سلامت عمومی، جای گرفته است و قدرت لازمالاجرابودن آن میتواند به تضمین توزیع عادلانهی منابع سلامت در کشورها کمک کند؛ در عینِحال، حق سلامت، حق-ادعایی که در اسناد بینالمللی و ملی شناسایی شده است، خود مستلزم پیششرطهایی است که بدون وجود زمینهی مناسب فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و بهطور کلی، عوامل شکلدهندهی «زمینهی زندگی مردم»، تحقق نمییابد؛ بهعبارتی، استدلال با زبان حقوقی برای سلامت، میتواند با خود، استدلالِ حق بر تعیینکنندههای سلامت را به دنبال داشته باشد؛ از همین رو، این مقاله با اتخاذ رویکردی معرفتشناسانه، روایتی حقوقی از منطق حکمرانی برای سلامت ارائه میکند که چشماندازی تازه از مباحث «حق سلامت» پیش رو گذاشته است و با استدلالهایی قدرتمند، نشان میدهد که سیاستگذاری سلامت، باید مبتنی بر فهم موضوعاتی باشد که تأثیراتی عمده بر سلامت مردم دارند؛ موضوعاتی که با عنوان عوامل «تهدیدکنندهی سلامت»، «محافظتکنندهی سلامت» و «ارتقادهندهی سلامت» توصیف میشوند؛ گرچه، مطالبهی ادعایی حق سلامت، بهمثابه «حق لازمالاجرای فردی»، انتقاداتی را هم در پی داشته و ممکن است موانع و محدودیتهایی نظری و عملی پیش روی تحقق کامل این حق بشری وجود داشته باشد.
فاطمه کوکبی سقی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
همهی کودکان، حق بهرهگیری از امکانات و خدمات سلامت و حفاظت در برابر خشونت روحی و روانی، صدمات و سوءاستفاده را دارند. بعضی از گروههای کودکان، برای بهرهمندی از حقوق خود، به حمایت ویژه نیاز دارند. در این مقاله، قوانین ایران در زمینهی حفاظت از حق سلامت کودکان بررسی شدهاند. روش تحقیق، مطالعهی کتابخانهای و بررسی محتوای قوانین ملی و بینالمللی مرتبط با حق سلامت کودکان و وضعیت فعلی کودکان ایرانی بوده است. اطلاعات مورد نیاز، از گزارشها و قوانین ملی و بینالمللی موجود در وبسایتهای سازمان ملل و نهادهای وابسته، سازمانهای دولتی کشور و مقالات علمی، استخراج شده است. یافتهها نشان میدهد علاوه بر بهرسمیتشناختن حق سلامت کودک و حفاظت از او در برابر مخاطرات احتمالی، قوانین ایران حق کودکان آسیبپذیر را به حمایتهای ویژه محترم شمرده است. در راستای حفاظت کودکان ایرانی از مخاطرات و سوءاستفادههای احتمالی، قوانین مختلف بازدارنده و تنبیهی تدوین شده است. این قوانین در بسیاری از مواقع، مطابق با استانداردهای بینالمللی حقوق بشری است؛ اما همهی آنها، بهدرستی و کامل، اجرا نشدهاند. برای ارتقای سلامت کودکان ایرانی، باید نقاط ضعف اجرای این قوانین، شناسایی و رفع شوند.
امید آسمانی، زهرا جوادی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در رابطه با چگونگی تصمیمگیری دربارهی افشای خطای پزشکی دیگران، بررسی دیدگاه پزشکان خصوصاً در بخشهای آموزشی، میتواند به بهبود شرایط برخورد با خطای پزشکی با هدف تحقق حقوق بیماران کمک نماید. این پژوهش توصیفیمقطعی به کمک پرسشنامهی محققساخته پس از تعیین روایی صوری و محتوایی و تأیید پایایی درونی و بیرونی، انجام شد. دیدگاه چهل استاد و 112 دستیار از رشتههای تخصصی مختلف دربارهی تمایل به افشای خطا، عوامل مؤثر در افشای خطا، نتایج افشا و عوامل مؤثر در کاهش خطاهای پزشکی گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 21 انجام شد. اختلاف میانگین نمرهی اساتید (3/1±2/15) و دستیاران (05/2±56/12) در بعد «تمایل به ابراز خطای پزشکی دیگران» و اختلاف میانگین نمرهی اساتید (677/0±55/7) و دستیاران (01/2±09/9) در بعد «تمایل به عدم افشای خطای پزشکی» معنادار بود. شرکتکنندگان بهترین مرجع برای مدیریت و رسیدگی به خطاهای پزشکی را استاد مسئول بخش و بهترین شیوهی اعلام خطای پزشکی را از طریق پزشک ارشد در حضور پزشک خطاکننده میدانستند. پزشکان عمومی سطح شهر، پرستاران و دستیاران سال اول، بیشترین فراوانی انجام خطا را داشتند. از نتایج بهدستآمده میتوان برای برنامهریزی جهت ارتقاء حقوق بیماران و اصلاح دیدگاه و روش برخورد تیم درمان با خطای پزشکی همکاران به شکل حقمدار و حمایتی استفاده کرد. زمینهسازیهای فرهنگی و قانونی و اجتماعی با هدف فراهمشدن امکان اظهار خطای پزشکی به شکل علمی و مهارتی از رسالتهای مراکز آموزشیدرمانی خواهد بود.
الیزه نژدحسین دانش، هایده صابری، شادی جزایری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
حساسیت اخلاقی یکی از معیارهای مهم در اصول اخلاق حرفهای است که درونمایهی تعدادی از ابعاد آن روانشناسی است؛ لذا این تحقیق با هدف تبیین معنای حساسیت اخلاقی با تأکید بر ابعاد روانشناختی آن از دیدگاه کادر درمان اتاق عمل صورت گرفت. در این پژوهش کیفی، مصاحبهای نیمهساختاریافته و عمیق با یازده تن از کادر درمان اتاق عمل بیمارستان امامخمینی(ره) انجام شد؛ همچنین، تجزیه و تحلیل محتوا به روش استراوس و کوربین انجام گرفت. نتایج مطالعهی اخیر، سه درونمایهی متغیرهای محیطی، مشکلات فردی و بینفردی و حقوق متقابل بیمار و کادر درمان را شامل میشود. ابعاد حساسیت اخلاقی عبارت بودند از: میزان احترام به استقلال مددجو، میزان آگاهی از نحوهی ارتباط با بیمار، میزان دانش حرفهای، تجربهی مشکلات و کشمکشهای اخلاقی، بهکارگیری مفاهیم اخلاقی در تصمیمگیریهای اخلاقی و صداقت و خیرخواهی. مشاهدات ما اختلاف دیدگاه کادر درمان را از ابعاد مختلف موضوع «حساسیت اخلاقی» با آنچه بهواقع در متون ذکر شده است، نشان میدهد؛ تاآنجاکه بسیاری از مصاحبهشوندگان حساسیت اخلاقی را، آنچه موجب رنجش شخص آنها میشود، برداشت کردند.
امین حسنوند، داوود میرزایی فر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
یکی از مهمترین مباحثی که در حقوق پزشکی مطرح میشود، بحث مسئولیت پزشک است. هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطهی اعتقاد به هر یک از دیدگاههای مسئولیت پزشک در قبال بیمار و مسئولیتپذیری است. روش پژوهش، کتابخانهای و توصیفیهمبستگی است. بررسی منابع مختلف، نشان میدهد در رابطه با مسئولیت پزشک در قبال بیمار، میتوان به چهار دیدگاه اشاره کرد که این دیدگاهها عبارتند از: مسئولیت محض پزشک، عدم مسئولیت پزشک ماهر محتاط، مسئول بودن پزشک در صورت تقصیر در درمان، مسئول بودن پزشک در صورت مباشر بودن در درمان. نتایج بهدستآمده بیانگر این است که همبستگی مثبت بین زیرمؤلفههای مسئولیتپذیری و دیدگاههای مسئولیت پزشک وجود دارد که در سطح 01/0 معنیدار هستند. یافتهها نشان میدهد دیدگاههای یک و سه، همبستگی بالاتری نسبت به دیگر دیدگاهها، با مسئولیتپذیری پزشکان دارند. میزان همبستگی بین ابعاد مسئولیتپذیری با دیدگاههایی که مسئولیتی بیشتر را برای پزشکان در نظر گرفته، بیشتر است.
هادی جلیلوند، مجتبی عبدی، متینه پوررحیمی، علیرضا جلیلوند، درسا تنهارو، نگین والی، حامد عباسی جوشتی، یعقوب حسان، سمیه نوروزی، محدثه علیزاده، سحر آقایی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
انسان، در دوران سلامت و بیماری، دارای حقوقی است. پژوهش حاضر، در سال ۱۳۹۶، با هدف بررسی میزان آگاهی دانشجویان پرستاری و مامایی از حقوق بیمار، در بیمارستانهای آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، انجام شد. این مطالعه به روش مقطعیتوصیفی، با شیوهی نمونهگیری در دسترس، صورت گرفت. اطلاعات، با کمک پرسشنامهای سهقسمتی و پژوهشگرساخت، جمعآوری شد که شامل اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامهی آگاهی از منشور حقوق بیمار و راهکارهای مقابله با خلأ اطلاعاتی دانشجویان از حقوق بیمار، میشد. از آزمون منویتنی و اسپیرمن برای تحلیل دادهها استفاده گردید. 1219 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی، در این پژوهش شرکت کردند. متوسط نمرهی آگاهی دانشجویان از منشور حقوق بیمار، ۴۵/۴ ±۵۴/۱۳ از ۲۹ بود. 1007 نفر (61/82 درصد)، آموزش دریافتشده در زمینهی حقوق بیمار را مؤثر نمیدانستند. بین نمرهی آگاهی از حقوق بیمار با کسب اطلاع از حقوق او قبل از کارآموزی و کارورزی (0.461=r) و کسب اطلاع ازطریق استاد (0.512=r) همبستگی مستقیم و با خودآموزی (0.151 - =r) و سایر روشهای کسب اطلاعات (0.067 - = r) همبستگی معکوس وجود داشت. با توجه به اینکه بیشتر دانشجویان، محتوای آموزشی دریافتشده در زمینهی حقوق بیمار را مؤثر نمیدانستند، میتوان چنین نتیجه گرفت که این روشها کارآمد نبوده و نتوانستهاند اطلاعات درست را انتقال دهند؛ بنابراین، پیشنهاد میشود در برنامهی آموزشی حقوق بیمار برای دانشجویان پرستاران و مامایی، تجدیدنظر شود.
حسین ریاضی، سمیه عابدیان، حمید مقدسی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
هدف از این پژوهش، شناسایی مسائل و مشکلات حقوقی اجرای پروندهی الکترونیکی سلامت، اولویتبندی، ارائهی کاربست عملیاتی برای ذینفعان، بیان ملاحظات اخلاقی و قانونی در ارائهی این دسترسیها، نحوهی بهرهبرداری از این اطلاعات در ابعاد شخصی، حاکمیتی، پژوهشی و قانونی بوده است. اجرای این طرح، بهصورت خلاصه در مراحل زیر انجام گرفته است: بررسی متون، مشخصکردن جنبههای اخلاقی و حقوقی اجرای پروندهی الکترونیک سلامت، بررسی قوانین و مقررات موجود در کشور، مشخصکردن نقصانهای موجود در ایران و بومیسازی جنبههای اخلاقی و حقوقی اجرای پروندهی الکترونیک سلامت در ایران و ارائهی پیشنهادهای عملیاتی. با بررسی متون، فهرستی از جنبههای اخلاقی پروندهی الکترونیک سلامت، استخراج و بررسی شد؛ همچنین، با مرور قوانین و مقررات به نظر میرسد، در دههی اخیر قوانینی متعدد و متنوع در موضوع سلامت الکترونیک و بهطور ویژه در موضوع پروندهی الکترونیک سلامت تصویب شده است و خلأ قانونی جدی در این حوزه، در کشور وجود ندارد؛ اما اشکالات جدی زیر در آن به چشم میخورد: اجرانشدن یا اجرای ناقص برخی قوانین و مقررات موجود، نبود مقررات فنی و اجرایی کافی و تعیین مصادیق انحراف از اهداف قوانین و مقررات یا اجرای صحیح آن و نبود ضمانت اجرا برای بعضی از قوانین و مقررات. بر اساس اسناد مطالعهشده، وضعیت موجود پروندهی الکترونیکی سلامت در کشور، از جنبههای حقوقی و اخلاقی بررسی و پیشنهادهای عملیاتی برای اصلاح و ارتقاء آن، ارائه شده است.
محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
بهمنظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاهها، بهعنوان ترویجکنندگان دانش سلامت، آموزشدهندهی مهارتهای بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته میشوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزهی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونهگیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاههای علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با جمعآوری دادهها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکتکننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقهی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل دادههـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، دادهها در پنج طبقهی اصلی و پانزده زیرطبقه دستهبندی شد. زیرساختسازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگسازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه میتوانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را بهسوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغلههای روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیتها را به مسئولان خاطرنشان ساخت
الهه همایونزاده، سیدمحمد آذین،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
حق باروری، چه در قالب مثبت و چه در شکل منفی خود، در تمام ادیان و مذاهب و بهعنوان یک اصل مهم در اسناد بینالمللی و حقوق بشری، بهشکل حقی حمایتشده و مطالبهکردنی، مطرح شده است؛ باوجوداین، تجربهی رشد منفی جمعیت در کشور ایران، در سالهای اخیر، با سابقهی اسناد و قوانین مذهبی و پشتوانههای فقهی و کلامی، نشان از ضرورت توجه دولت به دلایل این پدیده و تلاش برای رفع آن دارد. هرچند لزوم مثبتشدن نرخ رشد جمعیت، حائز اهمیت است و دولتها بنا بر چشماندازهای خود، حق توصیه دارند، اما حق هر خانواده است که آزادانه به تصمیم خود در خصوص باروری یا عدم باروری عمل کند. با اینکه این حق، کفایت تصمیم را ایجاد میکند، نباید از پیامدهای مثبت و منفی قانونگذاریها دربارهی افزایش جمعیت تحت هر هدف و عنوانی، غافل ماند. آموزش این پیامدها بر عهدهی دولتهاست؛ همچنین، حق شهروندان است که از این پیامدها آگاهی یابند، سپس آزادانه تصمیم بگیرند؛ اختیار عملی که در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، از نظر مقنن دور مانده است و به بازبینی نیاز دارد. در این پژوهش کوشش شده است با بررسی دیدگاههای مختلف و متون علمی و حقوقی داخلی و خارجی، اولاً آزادی افراد در اعمال حق باروری، اثبات و ثانیاً محاسن و معایب مادهی 51 قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، روشن شود؛ در نهایت، پیشنهاداتی برای تغییر این مادهی قانونی و نگرش قانونگذار به راهکارهای افزایش نرخ رشد جمعیت، ارائه گردد.
شیما شیراوژن،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
افزایش آمار ناتوانیها، توجهات جهانی را بهسوی اجرای اقدامات مؤثر برای پیشگیری از بروز ناتوانیها، مدیریت ناتوانیهای رخداده و توانبخشی افراد ناتوان جلب کرده است. این اقدامات در صورتی مؤثر خواهند بود که مبتنی بر شواهد حاصل از تحقیقات باکیفیت باشند. یکی از اصول اساسی در تضمین کیفیت تحقیقات توانبخشی، رعایت اصول اخلاقی است که ضمن افزایش کیفیت یک مطالعه، پاسخگوی نیازهای افراد ناتوان و حامی حقوق آنها باشد. باوجوداین، در مطالعات صورتگرفته، اصول اخلاقی در تحقیقات توانبخشی، کمتر در کانون توجه قرار گرفته و دیدگاه جامعی دربارهی چالشها و اصول اخلاقی ارائه نشده است. این مطالعه، با هدف مروری بر نگرانیها، چالشها و اصول اخلاقی مرتبط با تحقیقات توانبخشی صورت گرفته است. این مرور روایتی، با هدف دستیابی به شواهد موجود در زمینهی اخلاق در تحقیقات توانبخشی انجام شده است؛ ازاینرو، کلیدواژههای فارسی و انگلیسی شامل اخلاق، اصول اخلاقی، چالش، نگرانی، تحقیق، توانبخشی، افراد ناتوان، Ethic، Rehabilitation، People with Disability، Disability، Research، Study، Code of Conduct، Challenge، Issue، Concern در پایگاههای دادهی PubMed و Embase و Web of Science تا سال 2024 جستوجو شدند. جستوجوی دستی از طریق موتور جستوجوگر Google Scholar و لیست منابع مقالات بسیار مرتبط و مجلات کلیدی انجام شد. از میان 150 مطالعهی استخراجشده، در غربالگری اولیه 21 مقاله برای مطالعهی تمام متن انتخاب شدند. در نهایت، نُه مطالعه بر اساس معیارهای ورود، اعم از مرتبطبودن با موضوع تحقیق، فارسیزبان یا انگلیسیزبانبودن و امکان دسترسی به تمام متن مقاله، در گزارش نهایی وارد شدند. یافتهها بیانگر آن بود که اصول و قواعد اخلاقی در تحقیقات توانبخشی، نسبت به سایر تحقیقاتی که در گروههای آسیبپذیر صورت گرفته، کمتر در کانون توجه بوده است. در کنار چهار اصل اخلاقی، این حیطه از تحقیقات، نیازمند توجه بیشتر به حیطههای مختلف نظیر نحوهی ارزیابی توانایی قدرت تصمیمگیری افراد ناتوان برای شرکت داوطلبانه در تحقیق و اخذ رضایت آگاهانه است. مشکلاتی مانند اختلالات شناختی، اختلالات تکلم و گستردگی علائم و عوارض میتواند محققان را در طراحی و اجرای تحقیقات با چالش مواجه کند و کیفیت مطالعات را تحت تأثیر قرار دهد. مهمترین نگرانی اخلاقی در انجامدادن تحقیقات توانبخشی، کاهش کیفیت تحقیقات توانبخشی به دلیل دشواریهایی است که در اجرای این شکل از مطالعات وجود دارد. محققان باید قبل از شروع تحقیقات، با این چالشها آشنا و با تعهد اخلاقی در اجرای اصولی، وارد عرصهی تحقیقات توانبخشی شوند. تدوین استانداردها و قواعد اخلاقی برای این گروه از افراد آسیبپذیر و نظارت کمیتههای اخلاق میتواند گامی مؤثر برای ارتقاء اصول اخلاقی و کیفیت تحقیقات توانبخشی باشد. نتایج این تحقیق میتواند به محققان و مدیران و سیاستگذاران، در این باره یاری رساند. پیشنهاد میشود محققان در آینده، به تدوین چهارچوبهای اخلاقی بیشتر توجه کنند.
ندا یاوری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
گفتن حقیقت دربارهی تشخیص و پیشآگهی بیماری در بیماران مراحل پایانی حیات، همواره یکی از چالشهای اساسی در اخلاق پزشکی بوده است. بر اساس اصل اخلاقی احترام به اتونومی بیماران، آنها حق دارند در مراحل پایانی حیات دربارهی تشخیص و پیشآگهی خود اطلاعات کافی داشته باشند؛ اما نگرانی تیم درمان از القای ناامیدی و مختلکردن آرامش روانی بیماران، اغلب منجر به اتخاذ رویکردی قیممآبانه، مبتنی بر مخفیکردن یا دستکاری اطلاعات در زمان ارائه به بیماران میشود. مطالعات انجامشده دربارهی حقیقتگویی به بیماران در مراحل پایانی حیات، در باب بهترین رویکرد دربارهی زمان آن، چگونگی و میزان اطلاعاتی که باید به این بیماران ارائه شود، اتفاقنظر ندارند. پیچیدگی این مسأله به دلیل وجود باورهای فرهنگی مختلف دربارهی مرگ و نیز الگوی روابط اجتماعی و خانوادگی در جوامع مختلف دوچندان میشود. این مقاله به بررسی تجربیات، نگرشها و ادراکات ارائهدهندگان و دریافتکنندگان خدمات سلامت پیرامون چالشهای اخلاقی حقیقتگویی به بیماران مراحل پایانی حیات پرداخته است. در این مطالعهی کیفی، مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۲۷ نفر از ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی، ۲۰ بیمار و ۱۵ همراه بیمار انجام شد. انتخاب مصاحبهشوندگان با روش نمونهگیری هدفمند صورت گرفت و مصاحبهها تا زمان اشباع دادهها ادامه پیدا کرد. برای تحلیل نتایج از روش تحلیل محتوای مرسوم استفاده شد. نتایج این مطالعه را میتوان در چهار طبقهی اصلی خلاصه کرد: الف. تنوع در رویکردهای ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی به بیان حقیقت به دلیل تأثیر ارزشهای شخصی پزشک، سیاستهای سازمانی و عوامل فرهنگی؛ ب. ترجیح غالب بیماران و اعضای خانواده برای دریافت اطلاعات که اغلب با تصور ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی در تضاد بود؛ ج. تأثیر شایان توجه چگونگی و موقعیت زمانی و مکانی بیان حقیقت بر بهزیستی عاطفی بیماران و خانوادهی آنها؛ د. نیاز به رویکرد بیمارمحور در ارتباط با درنظرگرفتن موقعیت فردی، ارزشها و ترجیحات بیماران و خانوادهی آنها. این مطالعه بر پیچیدگیهای اخلاقی پیرامون حقیقتگویی در پایان زندگی تأکید میکند. علیرغم اهمیت توجه به اصل اتونومی بیماران لازم است رویکردی محتاطانه در زمینهی حقیقتگویی به بیماران اتخاذ شود تا ضمن احترام به اتونومی بیمار و تحکیم ارتباط صادقانهی پزشک با او، از القای ناامیدی و آسیب به سلامت روان بیمار و خانوادهی او پرهیز شود؛ ازاینرو، انجامدادن مطالعات بیشتر با تمرکز بر توسعهی راهکارهای ارتباطی مؤثر و ارائهی پشتیبانی جامع برای متخصصان مراقبتهای بهداشتی درگیر در مراقبتهای پایان حیات توصیه میگردد؛ همچنین، طراحی برنامههای آموزشی با تأکید بر مهارتهای ارتباطی، حساسیت فرهنگی و تصمیمگیری اخلاقی برای ترویج بهترین شیوهها و کاهش بار عاطفی بر پزشکان و درعینحال، حمایت از حقوق بیماران، ضروری است.
هدی احمری طهران، احمد مشکوری، طیبه ایلاقی نژاد، مریم،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
طاهره شفقت، الهه رحمانی سامانی، الناز حایری، عطیه دهقان نیری، زهرا رئیسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
یک نظام مراقبت بهداشتی کارآمد، به مشارکت فعال ارائهدهندگان و دریافتکنندگان این خدمات و ارتباط نزدیک بین آنان نیاز دارد؛ بنابراین، رعایت منشور حقوق بیماران، جزئی جداییناپذیر از ارائهی خدمات بهداشتیدرمانی است؛ بااینحال، وجود و تدوین و ابلاغ این منشور نمیتواند تضمینی برای اجرا و رعایت آن باشد؛ بنابراین، ارزیابی میزان رعایت آن ضروری به نظر میرسد؛ لذا، هدف از این مطالعه، بررسی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان شهیدرهنمون یزد بود. مطالعهی کاربردی حاضر، از نوع توصیفیتحلیلی بود که به روش مقطعی در بیمارستان شهیدرهنمون یزد در سال 1403 انجام شد. همهی بیماران بستری در این بیمارستان، جامعهی پژوهش بودند. نمونهگیری با روش خوشهای تصادفی و با بهرهگیری از پرسشنامهی استاندارد پارساپور و همکاران، برای سنجش میزان رعایت منشور حقوق بیمار انجام صورت گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای من ویتنی، کروسکال والیس و با کمک نرمافزار SPSS نسخهی 26 انجام گرفت. نتایج مطالعه حاکی از میزان متوسط ادراک بیماران (11/10 ±53/99) از رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان رهنمون بود. بیشترین میزان رعایت منشور حقوق بیماران از دید ایشان، مربوط به حیطهی احترام به بیمار و حفظ حریم شخصی (2/65±12/78) و کمترینِ آن، مربوط به وجود نظام رسیدگی به شکایات بیمار (1/74±2/97) بود. رﺿﺎﻳﺘﻤﻨﺪی ﺑﻴﻤﺎران، بهعنوان ﻳﻜﻲ از ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ در ﻧﻈﺎم ﺳﻼﻣﺖ، در ﮔﺮو رﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﻮق ﺑﻴﻤﺎران اﺳﺖ؛ لذا، راهکارهایی همچون: آگاهسازی کارکنان از اهمیت رعایت حقوق بیمار، آگاهیدادن به بیماران دربارهی حقوق خود از طریق کارکنان و رسانهها، برنامهریزی مدیر بیمارستان در زمینهی حقوقِ کمتر رعایتشده، همکاری بیشتر کارکنان و بیماران با یکدیگر، پیگیری نمونههای نقض حقوق بیماران و تصویب قوانینی برای تضمین رعایت حقوق بیماران و نظارت بر اجرای این حقوق در جهت ارتقاء رضایت بیماران از خدمات بهداشتیدرمانی و افزایش توجه کادر درمانی به رعایت حقوق بیماران، توصیه میشود.
مریم کبیریان، سیده محبوبه رضائیان، رسول علیمی، نیره خادم، رباب لطیف نژاد رودسری،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
حقوق مادری ایمن، مشتمل بر اهداف دستیابی به کاهش مرگومیر مادران، تجربهی بارداری و زایمان ایمن و بهدنیاآمدن فرزندان سالم است. مطالعهی حاضر با هدف تعیین میزان رعایت حقوق مربوط به مادری ایمن و عوامل مستعدکننده، تقویتکننده و توانمندساز آن بر اساس مدل پرسید-پروسید از دیدگاه دانشجویان مامایی انجام شد. این مطالعه به روش مقطعی، بر روی 151 دانشجوی مامایی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال ۱۴۰۰-۱۴۰۱ که به روش سرشماری انتخاب شدند، صورت گرفت. گردآوری دادهها با استفاده از پرسشنامهی دموگرافیک مقیاس پژوهشگرساختهی ارزیابی میزان رعایت حقوق مادری ایمن و پرسشنامهی سنجش عوامل مستعدکننده، تقویتکننده و توانمندساز آن که به روش خودگزارشی تکمیل میشد، صورت گرفت. برای تحلیل دادهها از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن استفاده شد. میانگین نمرهی کلی رعایت حقوق مادری ایمن 8/ 38±6/ 116 با دامنهی ۱۳-۱۸۷ بود. در بررسی عوامل مستعدکننده، 58/6 درصد دانشجویان از سطح آگاهی متوسط به بالا و 80/15 درصد دانشجویان از نگرش مثبت و 56/7 درصد ارزش بسیار زیاد برای رعایت حقوق مادری ایمن قائل بودند. در بررسی عوامل تقویتکننده، تشویق استادان بالینی (94/8 درصد) و حمایتهای قانونی (94/6 درصد) و در بررسی عوامل توانمندساز، تبحر و تخصص نیروی انسانی (71/9 درصد) بهعنوان مؤثرترین عوامل در ارتقاء رعایت حقوق مادری ایمن تعیین شدند. بین عوامل توانمندساز با رعایت حقوق مادری ایمن همبستگی بالای مثبت مشاهده شد (0.488=r، 0.950=p). نتایج بیانگر آن است که رعایت حقوق مادری ایمن از دیدگاه دانشجویان مامایی در حد متوسط است. با توجه به ارتباط عوامل توانمندساز با رعایت حقوق مادری ایمن پیشنهاد میشود، مسئولان آموزشی و اجرایی حرفهی مامایی، نقش این عوامل را در ارتقاء میزان رعایت حقوق مادری ایمن در نظر بگیرند تا کیفیت ارائهی خدمات مامایی افزایش یابد.
احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
پزشکی تدافعی، مجموعهی اقداماتی است که پزشکان و سایرحرفهمندان پزشکی با انگیزهی دفاع از خود در برابر تهدیدها و خطرات احتمالی پیشِ رو، بهویژه جلوگیری از شکایت بیمار یا محکومشدن در محاکم قضایی، به اشکالِ مختلف، ازجمله پزشکی تدافعی مثبت و منفی انجام میدهند. با توجه به اینکه پیشگیری از شکایت و رسیدگی حقوقی، مهمترین انگیزهی انجامدادن چنین اقداماتی است که از لحاظ اخلاقی اغلب ناموجه تلقی میشوند، صدور احکام قضایی علیه پزشکان میتواند این رفتارها را تشدید کند. با توجه به گزارشهایی از صدور احکام کیفری علیه برخی پزشکان در ایران و واکنش برخی انجمنهای حرفهای به این موضوع، مقالهی حاضر با اشاره به مستندات و دادههای موجود دربارهی شیوع گستردهی پزشکی تدافعی در ایران، به بررسی آثار صدور چنین احکامی بر نظام سلامت و ارائهی برخی پیشنهادها برای مدیریت موضوع پرداخته است. هدف از نوشتن این مقاله، تأکید بر اهمیت توجه به انگیزههای تدافعی پزشکان در ارائهی خدمات سلامت و عوامل اثرگذار بر آن، بهویژه ترس از محکومیتهای کیفری است که میتواند موجب افزایش این رفتارهای تدافعی در بین پزشکان و تشدید تأثیرات منفی ناشی از آنها بر نظام ارائهی خدمات سلامت شود.
حسین متعارفی، شهریار سخائی، امین سهیلی، حسن ابراهیم پور صدقیانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
درک بیماران از کیفیت خدمات درمانی و رضایتمندی آنها از حقوق قانونیشان، هدف اصلی تیم مراقبتی است و باید بهعنوان معیاری برای ارزشیابی اعتباربخشی در نظر گرفته شود؛ ازاینرو، بررسی دقیق ادراکات، احساسات و تجربیات کادر درمانی و بیماران در خصوص دلایل «ترخیص با رضایت شخصی» بهعنوان حق قانونی بیماران میتواند به شناسایی عوامل پنهان متأثر از وضعیت زمانی و مکانی کمک کند. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی، با مشارکت ۲۴ نفر از کادر درمان و بیماران، بهصورت هدفمند و از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد. پژوهشگران با بازخوانی مکرر محتوای ضبطشده و یادداشتها به کدگذاری دادهها پرداختند. در مراحل بعدی، کدها و مضامین کلیدی، خوشهبندی و در قالب موضوعات مشخص، دستهبندی و نامگذاری شدند. در نهایت، تفسیری از دادههای بهدستآمده که رویکرد مطالعه را بازتاب میداد، ارائه شد. در این پژوهش، ۲۰۳ کد از تحلیل محتوای قراردادی استخراج و پس از دستهبندی، چهار مضمون فرعی «عوامل انسانی»، «فرایندها»، «تسهیلات» و «محیط» با مضمون اصلی «بلاتکلیفی و بیاعتمادی» بهعنوان دلایل ترخیص با رضایت شخصی شناسایی شد. ترخیص با رضایت شخصی، بهعنوان چالشی برای اعتباربخشی بیمارستانها و پیامد نامطلوب برای بیماران شناخته میشود. با رفع مشکلات ناشی از بلاتکلیفی و ایجاد اعتماد عمومی از طریق همکاری تیمی و اجرای خطمشیهای نوین، میتوان میزان ترخیصهای مغایر با نظر پزشک را کاهش داد.
پارسا فرمهین فراهانی، زهرا ترکاشوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
یکی از مسائل اخلاقیحقوقی کلیدی در حرفهی پزشکی، اعتماد بیماران به کیفیت مراقبت و رعایت استانداردهای حرفهای است. این دیدگاه به بررسی ابعاد اخلاقیحقوقی استفاده از دوربینهای مداربسته در واحد مراقبتهای ویژه (ICU) با تمرکز بر یک نمونهی حقوقیاخلاقی پرداخته است. در این منظر، همراهان بیمار دربارهی کیفیت مراقبتها تردید داشته و درخواست بررسی تصاویر ضبطشده را مطرح کردند. از نظر اخلاقیحقوقی، ثبت وقایع توسط تیم درمان، مشروط به رعایت حریم خصوصی، ضوابط حفظ دادهها و مقررات نظارت تصویری، میتواند به حفظ حقوق بیماران، شفافسازی عملکرد کادر درمان و پیشگیری از سوءتفاهمهای حقوقی کمک کند. این مقاله، ضمن مدنظر قراردادن مزایا، به تبیین ملاحظات قانونی مانند اطلاعرسانی به بیماران، محدودیتهای دسترسی و مدیریت دادهها نیز پرداخته است. در نهایت، میتوان چنین نتیجه گرفت که استفاده از دوربینها درICU، به شرط تطبیق با الزامات قانونی و نهادی میتواند به تقویت اعتماد، اثبات رعایت اصول اخلاقی و کاهش شکایات حقوقی یاری رساند.