64 نتیجه برای حقوق
ناهید دهقان نیری، رضا نگارنده، خدیجه یزدی،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
امروزه، با رشد پدیدهی حرفهایگری در پرستاری مفهوم پاسخگویی و مسؤولیت مدنی در پرستاری جایگاه ویژهای پیدا کرده است، چرا که مفهوم مسؤولیت یک خصیصهی ذاتی در حرفه است. پاسخگویی معمولاً مسؤولیت مدنی را ایجاد میکند که مطابق با آن فرد از لحاظ قانونی در قبال صدمهای که به دیگری وارد کرده است مسؤول میباشد. پرستاران بهدلیل استقلال در عملکردشان، مسؤولیت قانونی دارند و بنابراین بیش از گذشته در معرض شکایت و دادخواهی مبنی بر بیمبالاتی قرار دارند. در این راستا این مقاله با هدف آشناسازی پرستاران با مفهوم مسؤولیت مدنی و کمک به آنها جهت پیشگیری از خسارت ناشی از مسؤولیت مدنی و همچنین تضمین ایمنی و حقوق بیماران تدوین شده است.
این یک مقالهی تحلیلی است که با استفاده از مطالعات کتب و مقالات به بررسی مفهوم مسؤولیت مدنی پرستار میپردازد. در ذیل ابتدا مفهوم مسولیت مدنی بهطور کلی و سپس مسؤولیت مدنی پرستار، موارد شایع طرح شکایت علیه پرستاران و مراحل دادخواهی و دفاع شرح داده میشود.
امروزه، پرستاری میتواند از بینش جدید در مورد مسؤولیت مدنی و خطاهای پرستاری برای بهبود روشهای آموزشی در مراقبت بهتر از بیمار و کاهش موارد خطا استفاده کند و در نهایت این امر میتواند منجر به بهبود کیفی مراقبت از بیمار و کاهش مسؤولیت مدنی پرستار و پیشگیری از اتلاف هزینهی عمومی گردد.
علیرضا باقری،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
تلاش در جهت تقویت مبانی اخلاق پزشکی در کشور باید با توجه به نیازها، انتظارات مخاطبان، جهتگیریهای اجتماعی و براساس تعیین اولویتهای آن صورت گیرد. در این پژوهش با ارسال پرسشنامهای حاوی بیست عنوان از موضوعات اخلاق پزشکی، اولویتهای این حوزه از دیدگاه مدرسان، محققان و سیاستگذاران حوزهی اخلاق پزشکی در سطح ملی تعیین شده است. هدف از انجام این پژوهش در تعیین اولویتهای اخلاق پزشکی در کشور، ایجاد یک رویکرد علمی به مباحث و چالشهای اخلاق پزشکی در سطح ملی براساس نظر اندیشمندان این حوزه و تلاش در جهت پاسخ به هر یک از موضوعات با توجه به اولویت کشوری آن است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان میدهد که ده اولویت اول اخلاق پزشکی در کشور بهترتیب شامل: حقوق بیماران، رابطهی پزشک و بیمار، عدالت در توزیع منابع سلامت، اتونومی و رضایت آگاهانه، رابطهی مالی پزشک و بیمار، کمیتههای اخلاق بیمارستانی، ملاحظات اخلاقی در سلامت عمومی، تقویت و ظرفیتسازی در آموزش اخلاق پزشکی، ملاحظات اخلاقی در آموزش پزشکی، و موضوع اخلاق در پژوهشهای پزشکی میباشد.
فریبا حاجی علی، محدثه معینیفر،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
هر یک از ادیان الهی دربارهی شبیهسازی دیدگاههای مختلفی را ارائه دادهاند. دین یهود نیز به مسألهی شبیهسازی پرداخته و هر دو نوع آن را مورد بررسی قرار داده است. مقالهی حاضر بهطور موردی دیدگاه عالمان یهود را دربارهی شبیهسازی درمانی و مولد بررسی کرده است.
نتایج بهدست آمده نشان میدهد که آنان در شبیهسازی درمانی، سه دیدگاه متفاوت حرمت، جواز و وجوب را طرح نمودهاند. اما در شبیهسازی مولد انسان دو دیدگاه حرمت و جواز را مطرح نموده و دلایلی را برای دیدگاههای خود بیان میدارند. پژوهش حاضر به روش کتابخانهای و با استفاده از کتب و مقالات فارسی و لاتین و نیز بهرهگیری از پایگاههای اینترنتی مربوط صورت گرفته است.
علیرضا میلانی فر، محمدمهدی آخوندی، پروانه پایکارزاده، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده
تعارض منافع موضوعی است که بهطور عینی اتفاق میافتد. تعارض منافع یا تعارض علایق (Conflict of interest) به حالت و وضعیتی اطلاق میشود که شخص یا اشخاصی از یک طرف در مقام و مسؤولیت مورد اعتماد دیگران قرار میگیرند و از طرف دیگر خود دارای منافع شخصی یا گروهی مجزا و در تقابل و تعارض با مسؤولیت مورد نظر هستند. به بیان دیگر، فرد بهصورت ناخواسته و در حالت بیطرفی در شرایطی قرار گیرد که میان منافع شخصی و حرفهای او تضاد ایجاد شود.عرصهی سلامت با توجه به جایگاهش در هجوم گسترههای شیوع تعارض منافع قرار دارد که به شکلهای مختلفی پیش میآیند؛ این تعارض منافعها گاهی در منافع (مادی- غیر مادی) و مابین اعضای گروه پزشکی (حقیقی- حقوقی) رخ میدهد و گاهی اشخاصی از گروههای پزشکی غیر بالینی(حقوقی و اداری، آموزش، پژوهش یا درمان) هم درگیر آن میشوند. اهداف متفاوت و ناهماهنگ، تداخل اختیارات، ناهماهنگی در روند ارزیابی و نظام پاداش و کیفر، وظایف متقابل و وابستگی آنان به یکدیگر، عدم وجود منابع کافی و تفاوت در شأن و سطوح در روابط مالی محققان و پزشکان در کلینیکها و مؤسسات پزشکی دخیل در امر سلامت، همه از علل بروز تعارض منافع هستند. در این بررسی موضوعاتی چون تعارض منافع در حقوق، برخورد با تعارض منافع در کشورهای دیگر، تعارض منافع در حقوق ایران، تعارض منافع در نظام سلامت و موارد بروز آن، دریافت هدایا، روابط با صنعت داروسازی، روشهای مدیریت تعارض منافع و مقررات ایران در این خصوص مورد توجه قرار گرفته و نتیجهگیری میشود که برای رفع تعارض منافع در نظام سلامت ایران، ابتدا باید موضوع تعارض منافع در متن قانون بیاید و ضمن ترسیم احکام اصلی آن، قوانین متعارض و مصادیق تخلف همراه مقررات لازم جهت تنظیم امور، پیشگیری و مدیریت اقسام تعارض منافع در گسترهی سلامت تدوین شود.
شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
اساساً وقتی سخن از ارزش و جایگاه اخلاقی میشود، فرض بر این است که انسان عضو بیرقیب جامعهی اخلاقی (moral community) محسوب شده و به تبع آن، بهرهمند از پارهای امتیازات و در عین حال ملزم به رعایت و انجام برخی امور نسبت به خود و هم نوع خود.
از جمله مسایلی که بهویژه از سه دههی گذشته تا کنون در عرصهی اخلاق بحث برانگیز بوده، این است که مرز و بوم جامعهی اخلاقی در حال گسترش است. اگر زمانی نظرغالب این بود که انسان، تنها عضو مطلق این نهاد است، امروزه رشتههای جدید اخلاق همچون اخلاق حیوانات، سعی در رد این سنت دیر پا داشته و دیگر انسان و موضوعات مرتبط به او به تنهایی مطرح نبوده و حیوانات نیز بهعنوان عضو جامعهی اخلاقی حضور دارند.
روش مطالعه بهصورت تحلیلی و توصیفی (اسنادی کتابخانهای) بوده است و سعی شده تا با مطالعهی مقالات فلسفی گوناگون در زمینهی اخلاق حیوانات و بررسی کدهای رفتاری مختص اخلاق حیوانات، بتوان آشکار نمود که جایگاه حیوانات در عرصهی اخلاق در کجا قرار داشته و بر اساس چه ملاکی میتوان آنها را مشمول ملاحظات اخلاقی بهحساب آورد.
از آنجا که حیوانات ذی ادراک شناخته شدهاند و قابلیت درک تجارب مثبت و منفی را دارند، امروزه بهعنوان ساکنان سرزمین اخلاق به رسمیت شناخته شدهاند و انسان نسبت به کیفیت و دامنهی رفتار خویش در برابر آنان مسؤول است.
راضیه زاهدی، فرزانه زاهدی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
آگاهی و اطلاعرسانی کافی به بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت از ملزومات اساسی حفظ حقوق آنها در نظام سلامت میباشد. در این میان کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی، خصوصاً در کتابخانههای بیمارستانی، میتوانند نقش مهمی را در جهت حمایت از حقوق بیمار برعهده بگیرند. انجمنها و گروههای حرفهای بینالمللی و ملی در برخی کشورها دستورالعملهایی را در این حوزه تدوین و اجرا کردهاند؛ اما کمبودهای فراوانی در این زمینه در کشور ما وجود دارد. هدف از تدوین این مقاله، مرور کلی بر جایگاه حقوق بیمار و گیرندگان خدمات سلامت در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی است. در این پژوهش، کدهای اخلاقی مرتبط با حقوق بیماران و گیرندگان خدمات سلامت در منشورهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی نهادهای بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی مورد جستوجو و مطالعه قرار گرفته است. سپس ضمن واکاوی این کدها، پیشنهادهای راهبردی مبتنی بر فرهنگ بومی ارائه شده است یافتههای این مقاله بیانگر این مطلب است که اطلاعرسانی به بیمار، اصلی مهم و مورد توجه در حقوق بیمار است که در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی و نیز استانداردهای کتابخانههای بیمارستانی به آن توجه شده است. ارائهی خدمات اطلاعرسانی دانشمدار و تعاملی که بر بهبود عملکرد و یافتن راه حل بالینی استوار است (نه صرف آموزش کلی بدون توجه به تأثیر آن بر عمل)، کتابداری بالینی را در عرصهی حمایت از حقوق بیمار در برخی کشورها موفق ساخته است. با توجه به نقش کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی در فراهمآوری، سازماندهی و دسترسپذیر ساختن اطلاعات برای کاربران، کتابداران و اطلاعرسانان، باید با آگاهی از نیازهای ویژهی گیرندگان خدمات سلامت بهعنوان کاربران خاص خود، امکان بهرهگیری مؤثر از اطلاعات را برای آنان فرآهم آورند. لذا لزوم تدوین کدهای اخلاق حرفهای با رویکرد مناسب به امر اطلاعرسانی بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت در کشور و تعریف جایگاه کتابداری بالینی در بیمارستانها و مراکز درمانی احساس میشود.
هانا حقیقت فرد، آروین حقیقت فرد،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
دانش ژنتیک در سدههای اخیر پیشرفتهای شگرفی کرده است. پیشرفتهای فنی دانش ژنتیک، بحثهای گسترده و دامنهداری را در عرصهی عمومی اجتماع به پیش کشیده است. یکی از مهمترین و پرچالشترینِ این بحثها، «ملاحظات اخلاقی در دستکاری ژنتیک انسانها» ست. ضرورت پیشگیری از بروز بیماریهای ژنتیک در نسل آینده؛ تجربههای تلخ پیشین از حذف فیزیکی و اجباری معلولین، بیماران و مجرمان به بهانهی اصلاح نژاد انسانی و نیز اما و اگرها در برقراری رابطهی علی و معلولی میان ویژگیهای انسانی (بهویژه ویژگیهای رفتاری) و عوامل ژنتیک؛ همگی باعث شده است هر فرد به فراخور دیدگاه فکری ویژهیِ خود پاسخی متفاوت به این چالش اساسی بدهد. در این میان، ادبیاتی نوین در حال شکلگیری است. این ادبیات در واژههایی مانند «بهسازیِ ژنتیک»، «بهنژادی انسان»، «توانافزایی انسان»، «ساخت اَبَرانسانها» و نیز «فرا انسان» جلوهگر میشود. بیآنکه مرزی دقیق و مورد توافق همگان میان خود این مفاهیم از یکسو و میان این مفاهیم و مفاهیمی پزشکی مانند «ژن درمانی»، «پیشگیری از بیماریهای ژنتیک» و «مشاورهیِ ژنتیک» کشیده شده باشد. فایدهی این تفکیک مفاهیم هنگامی آشکار میشود که بخواهیم از یافتههای دانش ژنتیک، در زندگی روزمرهیِ مردم بهره ببریم. بهعنوان مثال اگر این گذاره را بپذیریم که « سقط کردن جنینهای بیمار باید مجاز شمرده شود.. زیرا ضمن کاهش درد، رنج اطرافیان و هزینههایی که به جامعه تحمیل میشود، از بهدنیا آمدن فرزندی معلول که نخواهد توانست همانند سایرین از زندگی بهره ببرد؛ پیشگیری میکند.» آنگاه این پرسش پیش میآید که مرز این «بیماری» تا کجاست؟ آیا باید تنها ناهنجاریهای شدید کروموزومی که باعث مرگ در سنین پایین یا بروز عقبماندگیهای شدید ذهنی میشوند را بیماری در نظر گرفت؟ یا بیماریهای غیرکشندهای مانند زالی یا اختلالات در سوخت و ساز بدن را نیز باید در جرگهیِ این بیماریها آورد؟ این مرزبندی باید مطلق باشد یا به تناسب برخی متغیرهای محیطی مانند عوامل فرهنگی دخیل در پذیرش فرد بیمار در جامعه یا امکان تأمین هزینههای درمانی احتمالی، این مرز را میتوان جابهجا کرد؟ به شیوهای مشابه، آیا تلاش برای داشتن نسلی - بهطور مثال- قدبلندتر و باهوشتر را باید «توانافزایی انسان» دانست یا «بهسازی ژنتیک»؟ بهنظر میرسد کشیدن مرز دقیق میان آنچه بیماری ژنتیک خوانده میشود با ویژگیهای گوناگون انسان، ناشدنی باشد. زیرا تعریف این مرز دقیق خواهناخواه به پذیرش درستی یک سبک زندگی و اندیشیدن، و نادرستی سبکهای دیگر زندگی میانجامد. امری که با پذیرش گوناگونی انسانها (چه از دید ژنتیک و چه از دید اجتماعی) و آزادی گزینش هریک از این سبکها سازگاری ندارد. بهرهگیری از منطق فازی و در نظر گرفتن یک گسترهیِ پیوسته برای ویژگیهای انسانی بهجای مرزبندیهای انتزاعی، مصنوع و خطکشیشده تا حدودی از مشکلات اجرایی پیشآمده میکاهد. در این دیدگاه مقاصد کاملاً درمانی در یکسوی گسترهیِ فرضی و مقاصد غیرضروری در سوی دیگر آن قرار میگیرند. در تعیین مکان هر مصداقی از «دستکاری ژنتیک انسان» در این گستره، عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دخیل خواهند بود. این دیدگاه بهویژه از سوی مکاتب فلسفی تکثرگرایی و پستمدرنیسم تقویت میشود.
محمد علی کریم زاده،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
روشهای نوین باروری در طی چند دههی گذشته مسائل و ابهامات جدیدی را در زمینهی علوم پزشکی ایجاد کرده است. همانطور که میدانیم جنین یا امبریو یک موجود بالقوه زنده است که اگر شرایط رشد مناسب را داشته باشد در عرض مدت کوتاهی تبدیل به یک انسان که اعظم مخلوقات است تبدیل میشود. حال این جنین چه حقوقی را دارد و آیا از نظر اخلاقی کار کردن با این جنینهای بالقوه زنده از اصول خاصی برخوردار است؟ در واقع، حمایت از این جنین به حق حیات و حق سلامت او بر میگردد و اینکه تا چه حد دانشمندان و محققان میتوانند در آن مداخله کنند. بهعبارتی دیگر، موضوع پژوهشهای جنینی اگر چه میتوانند نتایج مفیدی را برای آیندهی بشریت بهدنبال داشته باشند ولی تا چه حد این حق را رعایت میکند. در این بحث تلاش بر این است تا باورها، نگرش و رفتار حرفهای دانشمندان و پرسنلی که در زمینهی ناباروری و بیومدیکال فعالیت دارند و با جنین انسان در ارتباط هستند و همچنین نظرات مکاتب مختلف به بحث گذاشته شود. در واقع، ما بهدنبال حمایت از این دیدگاه هستیم که جنین بهعنوان یک بیمار نقش مهمی را در کلیهی خدمات درمان ناباروری وIVF و PGD یا تحقیقاتی که با استفاده از جنین انجام میشود دارد. در این بحث موضوع از منظر اخلاقی و حقوقی بررسی خواهد شد.
ربابه طاهری پناه،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
بارداری یک پدیدهی فیزیولوژیک است که با در نظر گرفتن آناتومی و شرایط جسمی در زنان و مردان متفاوت است. هر طوری که سن باروری در زنان بین 15 تا 40 سال و در برخی از موارد 45 سال مطرح شده است. زیرا وضعیت جسمی و بیماریهای داخلی مثل فشار خون و قلبی و دیابت هم پس از این سن مشکلاتی را برای مادر بهوجود خواهد آورد. لذا بسیاری از این موارد باعث میشود بهطور خودبهخود پروسهی باروری محدود شود. امروزه، با زندگی مدرن و به تاخیرافتادن سن ازدواج تمایل زوجها به بارداری در سنین بالا افزایش یافته است. ولی با توجه به مشکلات متعدد در زمینهی باروری این زوجها، لقاح آزمایشگاهی (IVF) را میتوان یا بهعنوان یک معجزهی پزشکی یا دستکاری در قانون و مشی الهی در نظر گرفت. پزشکان چه تعهد حرفهای به زنان نابارور و تا چه حد دارند؟ آیا انسان و علم پزشکی مجاز است تا این پدیدهی فیزیولوژیک را تغییر دهد. استفاده از IVF نیز مانند دیگر جنبههای علم پزشکی، شامل یکسری مسائل مختلف اخلاقی است که همهی افراد درگیر در این فرایند باید به آن آگاهی داشته و با درایت کافی آن را بهکار ببندند. دو نکتهی مهم در این زمینه سلامت مادر و سلامت فرزند و حقوق اوست که تا چه حد تیم پزشکی در استفاده از روشهای کمکباروری این حق را برای او قائل شدهاند. سلامت فرزند متولدشده خود نقش مهمی در این زمینه دارد. با توجه به اینکه با افزایش سن، احتمال ناهنجاریها هم افزایش مییابد. یکی از موارد فوق ارتباط بین سن والدین و اوتیسم کودکان است که دیده شده است با افزایش سن مادر یا پدر اوتیسم زیادتر دیده میشود. از طرفی آیا این فرزندان نیازهای کودکانهی خود را با داشتن والدین مسن میتوانند برآورده کنند. آیا این فرزندان از همان حقوق فرزندان والدین جوان برخوردار خواهند بود. این مسائل باعث شده تا در مذاهب مختلف با در نظر گرفتن اخلاق پزشکی و حقوق مادر و فرزند محدودیتهایی را برای انجام اقدامات درمانی قائل شوند. در بسیاری از کشورهای اروپایی انجام چنین اقدامات درمانی پس از 40 سال ممنوع است. متأسفانه، در ایران هیچ قانون خاصی وجود ندارد و با توجه به قانون اهدا تخمک و جنین بیماران را بدون محدودیت وارد سیکل درمانی میکنند. بروز عوارض مختلف درمانی، ریسک بیهوشی و غیره بهطور متناوب دیده میشود. در این بحث تلاش میشود تا با ارائهی نظرات و دیدگاه اسلامی و مقایسهی آن با مکاتب مختلف، پیشنهاد تدوین قانونی در این زمینه ارائه شود.
رویا رشیدپورایی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از مشکلات فراروی پزشکان و کادر درمانی در پروسهی درمان بیماران، شکایت از نحوهی عملکرد آنان در محاکم قضایی است که با توجه به تعدد مراکز رسیدگی به تخلفات پزشکی و نیاز به پاسخگویی کادر درمان در محاکم مختلف یکی از موارد مهمی که میتواند باعث کاهش موارد شکایت از جانب بیماران در محاکم مختلف شود، رعایت اصول اخلاق پزشکی در حین انجام هر گونه پروسهی درمانی توسط کادر درمانی است.
در این مقاله به بررسی مواد قانونی کیفری و انتظامی موجود و ارتباط آن با اخلاق پزشکی پرداخته شده است و اینکه چگونه با رعایت اصول اخلاق پزشکی میتوان علاوه بر دستیابی به هدف غایی که همان حرفهایگرایی است از تبعات قانونی عدم رعایت آن دوری جست.
علاوه بر آن، در این مقاله از موارد نقض رعایت اخلاق پزشکی که حمایت قانونی در آن موارد صورت نمیپذیرد و علی رغم رعایت آن، کادر درمانی باید در محاکم قضایی پاسخگو باشد و در نهایت منتج به صدور رأی قصور در درمان میشود بهطور کامل بحث میشود.
علیرضا پارساپور،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
حقوق بیمار محور اصلی اخلاق پزشکی بالینی است. با مروری بر سیر تاریخی «حقوق بیمار» اهمیت جهانی موضوع در عرصهی حوزهی مدیریت نظام سلامت نمایان میشود. ابلاغ منشور حقوق بیماران اگرچه بهعنوان نقطهی شروعی برای حرکت در راستای تأمین حقوق بیماران است ولی بدون لحاظ مدلهای روشمند مدیریتی اعمال آن در بدنهی نظام ارائهی خدمات سلامت، ناکارآمد خواهد بود.
برای ارزیابی وضعیت تحقق حقوق بیمار دو رویکرد کلی وجود دارد که هر کدام مزایا و ضعفهای خاص خود را دارد. میتوان از مدل اعتبارسنجی بیمارستانی استفاده کرد. بدین صورت که مؤلفههای اصلی حقوق بیمار را مشخص و برای هر کدام بسته به مشخصهی آن معیارها و زیر معیارهایی را تعیین کرد و از ابزار متناسبی برای ارزیابی آن در بیمارستانها بهره گرفت. این رویکرد میتواند دید مناسبی از تدابیر انجام شده در محیط بیمارستان برای تحقق حقوق بیمار در اختیار مدیریت قرار دهد اما وزن نگرش ذینفعان در این خصوص کمرنگ است. بهعبارت دیگر، در این مدل الزامی ندارد نگرش بیماران بیمارستانی که وضعیت مطلوبی به لحاظ تدابیر بهعمل آمده برای تحقق حقوق بیمار دارد با این نتایج هماهنگ باشد. بهعبارت دیگر، به لحاظ تئوریک میتوان بیمارستانی را در نظر داشت که به لحاظ الزامات تحقق این حقوق وضعیت مطلوبی را نداشته باشد اما بهواسطهی مطالبات پایینگیرندگان خدمات نگرش ایشان نسبت به این حقوق مثبت باشد. در این مجال پژوهشگر مدل پیشنهادی خود را برای سنجش میزان تحقق حقوق بیمار بر مبنای نگرش گیرندگان خدمات معرفی میکند. دلایل این رویکرد عبارت است از:
الف) در این رویکرد مطالبات گیرندگان خدمات در ارزیابی لحاظ شده است. بهعبارت دیگر، حقوقی که از درجهی بالاتری از اهمیت از دید گیرندگان خدمات برخوردارند، بیشتر مورد توجه این مدل از ارزیابی قرار میگیرد. مدیر مجموعه با مراجعه به نتایج این بررسی میتواند اشراف مناسبتری نسبت به دیدگاه گیرندگان خدمات مورد بررسی در خصوص وضعیت تحقق حقوق بیمار پیدا کند. در این مدل از ارزیابی ممکن است در منطقهای که مطالبات گیرندگان خدمات از حقوق بیمار پایینتر است نتایج مطالعه وضعیت بهتری را در خصوص حقوق بیمار در بیمارستان مورد نظر نسبت به منطقهی دیگر گزارش دهد.
ب) با مقایسهی نگرش گیرندگان خدمات نسبت به اهمیت هر مؤلفهی حقوق بیمار در هر بخش، همچنین، مقایسهی وضعیت تحقق حقوق بیمار در واحدهای مختلف بیمارستان از دید گیرندگان خدمات، مدیریت میتواند اشراف جامعتری نسبت به موضوع پیدا کرده و با آسیبشناسی مناسبتر مداخلات مناسبتری را اتخاذ کند. مدل طراحی شده که در این سمینار معرفی میشود شامل پرسشنامهای است که در نه محور و سی مؤلفه، تحقق ابعاد مختلف حقوق بیمار را بر اساس نگرش بیمار ارزیابی میکند. محورهای مختلف بر اساس نگرش گیرندگان خدمات وزندهی شده و ضریب هر محور مشخص میشود. نتایج این مدل از ارزیابی خصوصاً زمانی که به همراه بررسی نگرش سایر ذینفعان خصوصاً ارائهکنندگان خدمات سلامت انجام شود، در کنار مدل اعتبارسنجی میتواند اشراف مناسبی را در خصوص وضعیت تحقق حقوق بیمار در مراکز بیمارستانی برای مدیریت بیمارستانی ایجاد کند.
سید طه مرقاتی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
در قرآن کریم یکی از طولانیترین آیات آیهی 282 سورهی بقره است که به آیهی دین یا تداین معروف است. در این آیه خداوند مؤمنان را مورد خطاب قرار میدهد و میفرماید: اگر در اثر معاملهای، دینی بر عهدهی شما قرار گرفت یا قرار شد دیگری به شما دینی را بپردازد آن را مکتوب کنید تا عوارض ناشی از گذشت زمان موجبات اختلاف را فراهم نکند. نویسندگان آیات احکام و فقها از این آیه احکام متعددی را استخراج کرده و اینک بخشی از آنها به شکل مواد قانونی مورد تصویب مراجع قانونگذاری قرار گرفته است و لذا انعقاد قرارداد هم از نظر شرعی و هم عرفی از مسلمات و ضرورات است.
اما در مورد تولد کودکان از طریق کمکهای پزشکی، دهندگان جنین، گیرندگان جنین یا گامت و صاحبان رحم و مراکز درمانی در این پروسه تعهداتی را میپذیرند که بهدلیل نو بودن موضوع نمیتوان قراردادهای منعقد شده را جزء عقود معین دانست. مثلاً دهندگان نمیتوانند جنین را بهعنوان یک مال تلقی کنند و از عقد بیع استفاده کنند یا صاحب رحم نمیتواند تحت عقد اجاره رحم خود را تا 9 ماه در اختیار پرورش و زایش جنین دیگری قرار دهد و....
حال این مشکل مطرح میشود که خداوند در قرآن همه را تشویق به انعقاد قرارداد کرده است و اینک عقود معین نمیتوانند همهی تعهدات متقابل را پاسخگو باشند. لذا باید از طریق استفاده از ادلهی عام مانند ادوفوابالعقود و علتهای ذکر شده در روایات و آیات یا علتهای استنباط شده از کتاب و سنت و قواعد عام مانند قاعدهی لاضرر مدلهای خاصی را تعریف کرد که اینکار مهم که علاوه بر حقوق طرفین قرارداد حقوق کودکان تولدیافته نیز مطرح میشود بهنحو دقیق جامهی عمل بپوشد.
بدیهی است در صورت فقدان چنین قراردادهایی که در اصطلاح فقهی به عقود غیرمعین معروفند، مشکلات ناشی از عدم مرزبندی حقوق طرفهای مسأله موجب خواهد شد که مراجع ذیربط از صدور مجوزهای لازم خودداری کنند و بر اساس قاعدهی لاضرر در صورت تحمیل زیان به افراد درگیر؛ عمل حرامی شکل بگیرد. مثلاً اگر تعهدات صاحب رحم در دوران بارداری و عدم امکان انصراف در حین بارداری در قرارداد، ذکر نشود و صاحب رحم بتواند در حین اجرا منصرف بشود، علاوه بر حرمت قتل نفس موجب تحمیل ضرر به صاحبان جنین خواهد بود یا اگر مراجع قانونی نتوانند براساس آییننامههای اجرایی تکلیف صدور شناسنامه را معلوم کنند، فرزندی متولد خواهد شد بدون وابستگی هویتی به صاحبان جنین و نظایر اینها.
شهلا معظمی، وحید خوش تراش سندی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
در دهههای اخیر بهطور رسمی مجموعهای از آموزشهایی با عنوان آموزش کلینیکی حقوق بهوجود آمده است که بر خلاف روش سنتی که بهصورت سخنرانی به بیان مفاهیم حقوقی صرف میپردازد، تاکید فراوانی بر انتقال مهارتهای عملی دارد. در این نوع آموزش از روشهای عملی و تجربی و تعاملی استفاده میشود که سبب درونیتر شدن مفاهیم و موضوعات حقوقی و مهارتها و آموزههای اخلاقی و حقوق بشری میشود. در این تحقیق با بررسی آموزشهای کلینیکی حقوق به تأثیرات انتقال مفاهیم و آموزههای اخلاقی و حقوق بشری بر دانشجویان حقوق و افزایش مسؤولیتپذیری آنان در برابر جامعه و انجام بهتر وظایف خود در نقشهای گوناگون حقوقی اعم از قاضی، وکیل و... در بستر اجتماع می پردازیم و آن را با روش سنتی مقایسه مینماییم و در نهایت راهکارهایی را در جهت نیل بهسوی این هدف ارائه میدهیم.
حبیبه یکه تاز، فریبا اصغری، مهدی فرخ نیا،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش پزشکی و تربیت دانشجویان بهعنوان نسل فردای پزشکان جامعه دارای اهمیت فوق العادهای است. یکی از مهمترین اجزای آموزش پزشکی، آموزش بالینی است که در این دوره دانشجویان مهارتهای لازم برای طبابت در آینده را کسب میکنند. از اساسیترین مسائل در آموزش بالینی، اخلاق پزشکی است. در سالیان اخیر دانشگاههای علوم پزشکی کشور تلاشهای گستردهای در جهت آموزش اخلاق پزشکی به دانشجویان داشته و پیشرفتهای چشمگیری در این زمینه صورت گرفته است. بهنظر میرسد برای نهادینه شدن و کاربردی کردن این آموزشها لازم است راهنمای اخلاقی حقوق بیمار در آموزش پزشکی تدوین شود.
در این مطالعه با بررسی جامع متون، مقالات و راهنماهای مرتبط با رعایت حقوق بیمار در مراکز آموزشی، پیش نویس اولیه راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی تدوین شد. سپس پیش نویس اولیه در گروههای ذینفع شامل بیماران، اساتید بالینی، دانشجویان مقاطع مختلف بالینی و کارشناسان اخلاق پزشکی به بحث گذاشته و نظرات گروهها گردآوری و طبقهبندی شد. در مرحلهی آخر پیش نویس اولیه و نظرات جمعآوری شده، در جلسهی هم اندیشی با حضور نمایندگانی از گروههای ذینفع ارائه و با اعمال تغییرات، متن نهایی راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی- درمانی تدوین شد.
سید مهدی صالحی، فاطمه فرامرزی رزینی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده
در فقه شیعه در باب مسؤولیت پزشک با عنوان «ضمان طبیب» دو نظریهی عمده مطرح است. اکثر فقها (مشهور) پزشک حاذق و ماهر را اگر چه مرتکب تقصیری نشده باشد، ضامن میدانند؛ در مقابل، اقلیت فقها (غیرمشهور) وی را ضامن نمیدانند که عمدهی دلیل آنها اصل برائت است. قانون مجازات اسلامی نیز به پیروی از نظر مشهور، مسؤولیت مطلق را پذیرفته است. این در حالی است که اصل برائت بهعلت دارا بودن مبانی دینی، اخلاقی و انطباق با سرشت انسانها بهعنوان یکی از اصول اساسی و بنیادین حقوق جزا پذیرفته شده و بهدلیل عنایت خاصی که دین مبین اسلام به آن مبذول داشته، در قانون اساسی کشور ما همچون قوانین اساسی و عادی دیگر ملل متمدن دنیا گنجانده شده است. همچنین، امروزه، با ابداع روشهای جدید درمانی و تخصصیشدن اعمال پزشکان برای جزء جزء بیماریهای مرتبط با جسم و روان افراد، ضمن حساستر شدن اعمال پزشکی، حوادث پزشکی نیز به تبع آن افزایش یافته و مفهوم تقصیر پزشکی جنبهی خاص به خود گرفته است که تأمل بر اصل برائت را ضروریتر میکند. از این رو، پژوهش حاضر برآن است با تکیه بر اندیشههای اندیشمندان حقوقی و تألیفات فقها و اصول و قواعد فقهی، اصل طلایی برائت را در مورد پزشکان که مظهر شفابخشی خدا هستند، بیش از پیش مورد توجه قرار دهد.
شهلا معظمی، مهدی وحدانی، پریسا زاده دباغ،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده
با پیشرفت علوم، پیوند اعضا بهعنوان یکی از دستاوردهای نوین علم پزشکی وارد عرصهی جامعه شد. پیوند اعضا نیز مانند همهی علوم جدید در کنار مزیتها، چالشهایی را نیز برای افراد جامعه بهوجود آورد. در همین راستا قانونگذار برای حمایت متقابل از حقوق اعضای جامعه، قوانین و مقرراتی را وضع کرده است. در این مقاله پژوهشگران به بررسی قوانین و مقررات موجود در زمینهی پیوند اعضا در ایران میپردازند. در همین زمینه به منابع حقوقی پیوند اعضا در ایران بهویژه قانون اساسی، قانون مجازات اسلامی، قوانین و مقررات بهداشتی و پزشکی و اصول اخلاقی و ... اشاره خواهیم کرد.در قانون اساسی (بهعنوان سرلوحهی قوانین کشور) اصول 167، 43، 29 و 14 مورد بررسی قرار میگیرد. در قانون مجازات اسلامی به مواد 724، 497، 495، 372 و 158 (بهعنوان مهمترین مواد موجود در قانون مجازات اسلامی در زمینهی پیوند اعضا) پرداخته میشود. در قوانین و مقررات بهداشتی و پزشکی و اصول اخلاقی به « قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است مصوب 17/1/1379»، «پروتکل تعیین و تأیید مرگ مغزی 1379»، «آییننامهی اجرایی قانون پیوند اعضای بیماران فوت شده یا بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم است مصوب 25/2/1381 »، «دستورالعمل اهدا و پیوند کلیه از اهداکنندگان زنده مصوب 29/7/1387»، « بخشنامهی 13101/س مورخ 9/2/1385 در خصوص اهدا-کنندگان زنده (بهغیر از بحث پیوند کلیه از اهداکنندهی زنده به اتباع بیگانه) »، «منشور حقوق بیماران مصوب 1388» پرداختهایم. در انتها این نکته بیان میشود که قوانین و مقرراتی که در زمینهی پیوند اعضا در ایران وجود دارد برای رفع چالشها و مشکلات موجود کافی نیست.
صغری انجرانی، پریسا داهیم، نوش آفرین صفا دل، سعید مهدوی،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده
با توجه به اینکه سیستم ارائهی خدمات و روند مناسبات با مراجعان آزمایشگاه تا حدودی با بخشهای دیگر بهداشتی و درمانی تفاوت دارد، با وجود جامعیت منشور حقوق بیمار ابلاغ شده توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، پرداختن به ابعاد اختصاصی این حوزه میتواند تعهد و تعلق افراد را به حیطهی کار تخصصی خود افزایش دهد. لذا تدوین منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاههای تشخیص پزشکی در دستور کار قرار گرفت.بعد از مرور جامع منابع موجود، با تشکیل کمیتهی تدوین، متشکل از نمایندگان انجمنهای صنفی و صاحبنظران این حوزه پیشنویس تهیه شد. از سازمانهای حقوقی ذینفع، مسؤولان فنی و کارکنان آزمایشگاهها و صاحبنظران حوزهی اخلاق پزشکی طی جلسات و کارگاههای متعدد نظرسنجی صورت گرفت و براساس نظرات ارائه شده، اصلاحات انجام شد. منشور فوق در مردادماه سال 1391 به تصویب شورای سیاستگذاری وزارت متبوع رسید و در مهرماه همان سال توسط وزیر محترم ابلاغ شد.جهت هماهنگی با متن منشور حقوق بیمار در ایران، محورهای اصلی این منشور نیز بر پایهی 5 محور، دریافت شایستهی خدمات آزمایشگاهی، دریافت اطلاعات بهنحو مطلوب و میزان کافی، حق انتخاب و تصمیمگیری آزادانهی مراجعان، احترام به حریم خصوصی مراجعان و رعایت اصل رازداری و امانتداری و دسترسی به نظام کارآمد رسیدگی به شکایات و پیشنهادات است.تدوین و ابلاغ منشور در حوزهی حقوق گیرندگان خدمات سلامت یکی از اولین و اساسیترین امور است. ولی اجرایی کردن مفاد منشور و نظارت و پایش اجرای آن مهمترین هدف پیش رو است. بدیهی است راهکارهای مؤثر به منظور عملی کردن استقرار منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاههای تشخیص پزشکی باید طراحی و اجرا شود.
حسین باقری، فریده یغمایی، طاهره اشکتراب، فرید زایری،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده
احترام به شأن ذاتی انسانها بهمعنای احترام به حقوق پایهی آنها در محیطهای مختلف است و دارای نقش برجسته و اهمیت ویژه در پژوهشها و بحثهای مربوط به مراقبت و سلامت است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و روانسنجی پرسشنامهی شأن ذاتی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی صورتگرفته است. پژوهش حاضر یک پژوهش روششناسی جهت طراحی پرسشنامه است. ابتدا، با استفاده از نمونهگیری هدفمند و با توجه به اشباع دادهها، با 22 نفر از بیماران مبتلا به نارسایی قلبی مراجعهکننده به بیمارستانهای حضرت رسول (ص)، امام حسین (ع) و شریعتی تهران، بهصورت نیمه ساختار یافته مصاحبه صورت گرفت و با روش تحلیل محتوای تراکمی تجزیه و تحلیل شد. سپس بر اساس یافتههای بهدست آمده از مصاحبهها و دادههای بهدست آمده از متون، مقالات و پرسشنامههای طراحیشدهی موجود در زمینهی شأن ذاتی، عبارات اولیهی مربوط به پرسشنامهی شأن ذاتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی طراحی شد. سپس، روایی صوری پرسشنامه تعیین شد. برای اندازهگیری روایی محتوای عبارات پرسشنامه از نظر 12 متخصص با توجه به شاخص روایی محتوای Waltz & Bausell و نسبت روایی محتوا طبق جدول Lawshe استفاده شد. جهت تعیین روایی سازهی پرسشنامهی شأن ذاتی در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی، از تحلیل عاملی اکتشافی و جهت تعیین پایایی، از روش همسانی درونی به روش آلفای کرونباخ و روش دونیمهکردن پرسشنامه بر روی 130 بیمار مبتلا به نارسایی قلبی استفاده شد. تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرمافزارهای بستهی آماری برای علوم اجتماعی نسخهی 19 انجام شد. با توجه به یافتههای بهدست آمده از بخش کیفی پژوهش، مروری بر متون، مقالات و پرسشنامههای طراحیشدهی موجود، 39 عبارت اولیه مربوط به پرسشنامهی شأن ذاتی تدوین شد. با انجام روایی صوری و روایی محتوا، از مجموع 39 عبارت اولیه، تعداد 4 عبارت حذف شد و تعداد عبارات به 35 عبارت رسید. با انجام تحلیل عاملی اکتشافی، 11 عبارت بهدلیل بار عاملی کمتر از 5/0 حذف شدند و پرسشنامهی شأن ذاتی با 24 عبارت و سه عامل (9 عبارت در عامل اول، 8 عبارت در عامل دوم و 7 عبارت در عامل سوم) ساخته شد. این ابعاد بهترتیب تحت عناوین: شأن ذاتی در خانواده، شأن ذاتی در جامعه و شأن ذاتی در محیطهای درمانی نامگذاری شد. پایایی پرسشنامهی شأن ذاتی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 94/0=α و با استفاده از روش دونیمهکردن 96/0r= برآورد شد. نتایج حاصل از پژوهش حاضر نشان داد که پرسشنامهی شأن ذاتی از درجهی قابل قبول و بالایی از اعتبار و پایایی برخوردار است. لذا، استفاده از پرسشنامهی پژوهش حاضر میتواند در برنامهریزی جهت حمایت و بهبود درمان و مراقبت از بیماران و هدایت پژوهشهای بعدی مرتبط با شأن بیماران مختلف سودمند باشد.
نسرین ایمانی فر، سید ابوالفضل وقار سیدین،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
حمایت از بیمار یکی از عناصر ذاتی اخلاق حرفهای در پرستاری است که به حفظ حقوق بیمار کمک میکند. در این راستا، تعداد زیادی از کدهای اخلاقی حرفهی پرستاری به این نقش پرستاران اختصاص دارد. مطالعهی حاضر با هدف بررسی میزان باورها و اقدامات حمایتی- حفاظتی پرستاران از بیماران مراجعهکننده به بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در سال 1393 انجام شد. دادههای این مطالعهی توصیفی- مقطعی توسط پرسشنامهی مشخصات فردسنجی و پرسشنامهی حمایتی- حفاظتی Hanks از 248 پرستار شاغل در شش بیمارستان واقع در استان خراسان جنوبی که به روش طبقهای تصادفی شده انتخاب شده بودند، جمعآوری شد. پایایی پرسشنامه با محاسبهی ضریب آلفای کرونباخ 74/0 محاسبه شد. دادههای بهدست آمده در نرمافزار SPSS ویرایش 16 با استفاده از آزمونهای توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. اکثر پرستاران شرکتکننده در این مطالعه (6/80 درصد) دارای سطح حمایت متوسط با میانگین نمرهی کلی 65/13±39/137 بودند. همچنین، بعضی از مؤلفههای حمایت با متغیرهای سابقهی شرکت در برنامههای آموزش اخلاق بهعنوان فراگیر، سن، سابقهی کاری، بخش محل خدمت و وضعیت استخدامی ارتباط آماری معنیداری داشتند (05/0>P). بهعبارتی، میانگین نمرهی کلی حمایت پرستار از بیمار و برخی از مؤلفههای آن در پرستاران دارای سابقهی شرکت در برنامههای آموزش اخلاق بهطور معنیداری بیشتر از پرستارانی بود که این سری از برنامهها را نگذرانده بودند. همچنین، حمایت از بیماران در پرستاران دارای سن و سابقهی کاری بالا، شاغل در بخش اورژانس و دارای استخدام رسمی بیشتر بود. بر اساس یافتهها میتوان نتیجه گرفت که حمایت پرستاران از بیماران نسبتاً مناسب است. با این حال، برای ارتقاء آن نیاز به اتخاذ راهکارهای مناسب است. در این راستا، شرکت پرستاران در دورههای آموزش اخلاق میتواند منجر به افزایش حمایت از بیمار شود. از سویی، تلاش مدیران جهت تبدیل وضعیت استخدامی پرستاران به استخدام رسمی و ایجاد امنیت شغلی احتمالاً خواهد توانست باورها و اقدامات حمایتی- حفاظتی آنان از بیماران را ارتقا دهد.
محمد زیرک، منصور غفوری فرد، علی آقاجانلو، حمیدرضا حریریان،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
از جمله عوامل مهم در ایجاد رضایت خاطر بیماران بستری، احترام به حریم خصوصی بیماران است که رعایت آن باعث تسریع در بهبودی آنها شده و دوران بستری را کاهش میدهد. لذا این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت حریم بیماران در بیمارستانهای آموزشی درمانی شهر زنجان در سال 1390 انجام شده است. در این پژوهش توصیفی مقطعی تعداد 256 نفر از بیماران بستری بر اساس نمونهگیری چندمرحلهای انتخاب و پرسشنامه را تکمیل کردند. پرسشنامه مشتمل بر دو بخش بود که در بخش اول مشخصات فردی، در بخش دوم جنبههای مختلف حریم جسمی و فیزیکی مورد سنجش قرار گرفت. دادهها توسط نرم افزار SPSS ویرایش 21 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج مطالعه نشان داد که بیشترین نسبت نمونهها (2/76 درصد)، از منشور حقوق بیماران اطلاع نداشتند. بر اساس یافتهها، قلمرو جسمی و فیزیکی بیماران در اغلب اوقات (2/49 درصد) رعایت شده است. با این وجود، بیشترین نسبت نمونهها (3/56 درصد) اعلام کردند که پرسنل بخش در هنگام معاینه یا انجام مراقبت هرگز در اطراف تخت پرده نمی کشند. میانگین احترام به حریم بیماران در افراد مجرد (14±23/51) کمتر از افراد متأهل (13±88/58) بود (035/0=P). بر اساس این مطالعه اکثر بیماران از حقوق بیمار آگاهی نداشتند و برخی از معیارهای حریم فیزیکی رعایت نشده بود. بنابراین، توجه بیشتر مسؤولین جهت برنامهریزی اصولی برای رعایت حریم بیماران در تمامی زمینههای درمانی و آموزشی ضروری بهنظر میرسد.