جستجو در مقالات منتشر شده


165 نتیجه برای بیمار

علی لباف، فریبا اصغری، طلایه میرکریمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

اعتماد بیمار به پزشک، از ارکان مهم یک رابطه‌ی درمانی است و از نظر پذیرش و پیگیری درمان بسیار اهمیت دارد. اعتماد بیمار به پزشک اورژانس، با توجه به شرایط متفاوت مراجعه‌ی بیمار و ناممکن‌بودن انتخاب پزشک از پیش، با اعتماد به سایر پزشکان تفاوت دارد. در این پژوهش کیفی تلاش شده است تا از طریق مصاحبه با بیماران مراجعه‌کننده به اورژانس، مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده‌ی اعتماد به پزشک اورژانس شناسایی شود. برای رسیدن به این هدف، با ۲۷ بیمار که سابقه‌ی بستری در اورژانس بیمارستان امام‌خمینی(ره) را داشتند در قالب گروه‌های متمرکز سه تا شش‌نفره (نوزده بیمار) و مصاحبه‌ی انفرادی (هشت بیمار) مصاحبه شد. گفت‌وگوها تا زمان رسیدن به اشباع ادامه یافت و سه محقق، همزمان با روند مصاحبه‌ها، گفت‌وگوهای انجام‌شده را تحلیل و طبقه‌بندی کردند. مؤلفه‌های اعتماد بیمار به پزشک اورژانس به دو دسته‌ی اصلی عوامل مرتبط با پزشک اورژانس (رفتار حرفه‌ای، مهارت بالینی و ویژگی‌های فردی) و عوامل غیرمرتبط با پزشک اورژانس (باور قبلی بیماران، عوامل مرتبط با بیمارستان و عوامل مرتبط با بیمار) تقسیم‌بندی شد. به نظر می‌رسد بسیاری از مؤلفه‌های اعتماد به پزشک اورژانس مانند عوامل مرتبط به خود پزشک، با سایر پزشکان مشترک است؛ البته اعتماد به پزشک اورژانس در مقایسه با سایر پزشکان، تحت تأثیر شرایط محیطی، به‌ویژه عوامل مرتبط با بیمارستان قرار می‌گیرد و بهتر است در قالب یک مجموعه، و نه صرفاً اعتماد فرد به فرد بررسی شود.
 

محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانی‌فر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آن‌ها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوه‌ی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااین‌حال، در واقع، متقاضیان استفاده از روش‌های درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادله‌ی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدین‌ترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعه‌ی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینه‌ی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویه‌ی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی می‌توان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخله‌ی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.

جمشید روستا، سحر پورمهدی‌زاده،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

با تأملی در تاریخ حکومت قراختائیان کرمان (از ۶۱۹تا۷۰۴ق/ ۱۲۲۳تا۱۳۰۵م) می‌توان دریافت که هم‌زمان با حاکمیت این سلسله، برخی از بانوان قراختائی، با کاردانی و لیاقت وارد عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی شده و حتی بر تخت حکومت کرمان نیز تکیه زده‌اند. ازجمله‌ی این بانوان می‌توان به قتلغ‌تَرکان (ترکان‌خاتون) اشاره کرد که بیش از چهل سال، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم در کار حکومت کرمان دخالت داشته است. پژوهش حاضر با کاربرد روش استدلال و منطق تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای بر آن است تا ضمن معرفی کوتاه حکومت قراختاییان کرمان و به‌ویژه ترکان‌خاتون قراختایی، اقدامات این ملکه را در راستای احیای پزشکی کرمان و احقاق حقوق بیماران واکاوی کند. از همین رو، پرسش اصلی این نوشتار عبارت است از: اقدامات ترکان‌خاتون قراختایی در راستای ارتقای وضعیت پزشکی کرمان و رسیدگی بیشتر به حقوق بیماران، چه بود؟ ازجمله نتایج پژوهش حاضر آن است که ترکان‌خاتون، نه‌تنها به ساخت بیمارستان در کرمان پرداخت و آن را با بهترین امکانات روز، مجهز ساخت، بلکه حدود هشتصد سال پیش، با احداث مدرسه‌ای پیشرفته، به تربیت نسلی جدید از اندیشمندان حوزه‌های مختلف و از آن جمله پزشکان، پرداخت.

سیده افروز حسینی، فریده الهی‌منش، نمامعلی آزادی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

رضایت بیماران از مراکز درمانی، یکی از شاخص‌های مهم کیفیت مراقبت و ارائه‌ی خدمات درمانی است. توجه به سطح رضایت مراجعان، در برنامه‌ریزی‌های مدیریتی در نظام‌‌های خدمات سلامتی، نقشی مؤثر ایفا می‌کند. هدف از این مطالعه، بررسی میزان رضایت بیماران از کیفیت خدمات ارائه‌شده در بیمارستان شهیدبهشتی شهرستان قروه، در سال ۱۳۹۴ بود. این پژوهش از نوع مقطعی: توصیفیتحلیلی بود. جامعه‌ی آماری ۳۸۴ بیمار بود که به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، در یک مرحله، از بخش‌های مختلف بیمارستان انتخاب شدند. رضایت بیماران، به کمک پرسش‌نامه که روایی و پایایی آن تأیید شده بود، بررسی شد. اطلاعات به‌دست‌آمده، با نرم‌افزار آماری SPSS20 و t-test تحلیل شد. نتایج نشان داد که بیشترین رضایت بیماران، از بین بخش‌ها، مربوط به بخش اورژانس و کمترین میزان رضایت، مربوط به بخش آی‌سی‌یو بود. رضایت کلی از خدمات بهداشتی‌درمانی بیمارستان شهیدبهشتی قروه ۷۲ درصد بود. در این مطالعه، میزان رضایت با محل زندگی، رابطه‌ی معنی‌دار داشت؛ ولی درباره‌ی دیگر عوامل اثرگذار بر انتظارات بیماران، رابطه‌ی معنی‌دار مشاهده نشد. با توجه به پیشرفت‌های چشمگیر نظام سلامت در سال‌های اخیر، رضایت بیماران از سطحی پذیرفتنی برخوردار بوده است؛ البته باید مشکلات و ضعف‌ها در حوزه‌ی خدمات درمانی را نیز در نظر داشت و برای رفع نارضایتی‌ها و بهبود کیفیت خدمات ارائه‌شده تلاش‌ کرد.

غلامحسین مقدم حیدری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

تصور رایج آن است که «مراقبت از سلامت»، مفهومی قدیمی است که بشر، همواره، با آن درگیر بوده و بیمارستان، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای مرتبط با این موضوع، در طول تمدن بشری، به کار درمان انسان‌ها می‌پرداخته است؛ اما مطالعات تاریخی نشان می‌دهند که در دوره‌ی پیشامدرن، بیمارستان محلی برای درمان بیماران نبوده؛ بلکه کارکردی همچون نوانخانه برای فقرا و بیماران داشته است. در این مقاله می‌کوشیم تا دلایل این موضوع را از دو وجه بررسی کنیم؛ ابتدا، به بررسی وضعیت اجتماعی و اقتصادی می‌پردازیم که سبب چنین کارکردی برای بیمارستان در قرون وسطای میانه شد؛ سپس نشان می‌دهیم که از وجه پزشکی نیز، شیوه‌ی درمان بیماران در آن زمان، مبتنی بر پزشکی‌ اخلاطی و رده‌بندی بود که نه‌تنها بیمارستان را محلی برای درمان نمی‌دانست، بلکه حتی آن را مانع درمان بیماری تلقی می‌کرد؛ ازاین‌رو، بیمارستان، به‌عنوان نوانخانه‌ای برای سالمندان، ازکارافتادگان و معلولان جنگی بود.

جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماری‌ها با دیدگاهی کل‌نگر به برهم‌خوردن تعادل اخلاط چهارگانه‌ی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده می‌شد. شیوه‌های پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام می‌شد. نمونه‌ی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافته‌های پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانه‌های چرکی در پوست بدن با حالت سخت به‌صورت تک یا به‌هم‌پیوسته با رنگ‌های مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمره‌ی بیماری‌های گرم و تر (دموی) دسته‌بندی کرده و جوشش خون در بدن را علت به‌وجودآمدن بیماری برشمرده‌اند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روش‌های پیشگیرانه و درمانی عملی می‌شد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارش‌های لازم در قالب سته ضروریه و به‌ویژه مراعات انواع پرهیز ارائه می‌شده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونه‌های مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانه‌ها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده می‌شد. پژوهش حاضر مطالعه‌ای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفی‌تحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوه‌های پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و داده‌های لازم به شیوه‌ی کتابخانه‌ای گردآوری ‌شده است.

فرزان عضدی، سیده‌مریم موسوی‌نسب، نیلوفر دوانی، پریسا میرزایی، فائزه جهان‌پور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

حقوق بیمار از اساسی‌ترین حقوقی است که باید کادر درمانی به آن توجه کند. در این میان، بررسی و مقایسه‌ی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر، برای آگاهی دانشجویان از نکات اخلاقی ارائه‌ی خدمات از اهمیتی ویژه برخوردار است؛ لذا این طرح با هدف مقایسه‌ی دیدگاه دانشجویان پزشکی سال اول و آخر درباره‌ی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در دانشگاه علوم پزشکی بوشهر انجام شد. این مطالعه، پژوهشی توصیفی‌تحلیلی و مقطعی است که 113 نفر از دانشجویان پزشکی سال اول و آخر دانشگاه علوم پزشکی بوشهر، به روش نمونه‌گیری سرشماری، در آن شرکت داشتند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ای برگرفته از منشور حقوق بیمار بود که روایی و پایایی آن در مطالعات پیشین تأیید شده بود. آنالیز داده‌ها ازطریق آزمون‌های تی مستقل و هم‌بستگی پیرسون با نرم‌افزار SPSS v 19 انجام گرفت. میانگین نمره‌ی دیدگاه دانشجویان درباره‌ی میزان رعایت حقوق بیمار در بین دانشجویان سال اول 90/13±36.76 و در میان دانشجویان سال آخر 08.8±63.71 بود که از نظر آماری معنی‌دار است (p<0.05). در بین دانشجویان سال اول و آخر، اکثر دانشجویان، به‌ترتیب 52% و 84%، دیدگاهی نسبتاً مطلوب درباره‌ی رعایت حقوق بیمار داشتند. بین فاکتورهای دموگرافیک با دیدگاه دانشجویان، ارتباط آماری معنی‌داری مشاهده نشد. نمره‌ی دیدگاه دانشجویان در رابطه با رعایت حقوق بیمار، در بین دانشجویان سال آخر کمتر از دانشجویان سال اول بود؛ لذا پیشنهاد می‌شود برای ارتقای دیدگاه دانشجویان در این باره،‌ در طی سال‌های تحصیل، تلاش و برنامه‌ریزی شود.
 

فریبا سهیلی، آزاده طاهری، سیمین حسینیان، رقیه نوری پورلیاولی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در پژوهش حاضر، مقایسه‌ای میان‌فرهنگی بین دانشجویان ایران و انگلستان، برای شناسایی تأثیرات احتمالی فرهنگ بر همدلی پزشک با بیمار و بررسی رابطه‌ی‌ میان همدلی و ترتیب تولد در خانواده، صورت گرفت. پژوهش پیش رو از نوع هم‌بستگی و مقایسه‌ای است. جامعه‌ی آماری پژوهش، شامل همه‌ی دانشجویان پزشکی مشغول به تحصیل دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی لندن و شفیلد بود. با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس، 182 دانشجو، شامل 88 دانشجو از ایران و 94 دانشجو از انگلیس، به پرسش‌نامه‌ی مقیاس همدلی با بیمار، در دانشجویان ارائه‌دهنده‌ی خدمات سلامتی جفرسون و پرسش‌نامه‌ی مشخصات جمعیت‌شناختی محقق‌ساخته پاسخ دادند. برای دستیابی به یافته‌های پژوهش، شاخص‌های توصیفی و استنباطی (T استودنت، تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی شفه) به کار گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که همدلی پزشک با بیمار در دانشجویان ایرانی به‌طوری معنادار بالاتر از دانشجویان انگلیسی است (P<0.01)؛ همچنین، میان ترتیب تولد و همدلی پزشک با بیمار، ارتباطی معنادار وجود دارد  .(P<0.05)نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد که در متغیر همدلی، مراقبت همدلانه و خود را به ‌جای بیمار نهادن دانشجویان ایرانی، بیشتر از دانشجویان انگلیسی است؛ اما در مؤلفه‌ی اتخاذ دیدگاه، میان دانشجویان دو کشور، تفاوتی دیده نشد. براساس نتایج این پژوهش، می‌توان به اهمیت تفاوت‌های فرهنگی و عوامل خانوادگی، همچون ترتیب تولد بر عوامل شخصیتی، مانند توانایی پزشک در همدلی با بیماران، پی برد.
 

امیراحمد شجاعی، میرسعید یکانی نژاد، سیما امینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اعتماد مهم‌ترین عنصر برقراری روابط بین‌فردی است و به‌خصوص در ارتباط پزشک و بیمار نقشی کلیدی و محوری پیدا می‌کند‌. برای شناخت و اندازه‌گیری اعتماد، لازم است عوامل مؤثر بر آن را که در جوامع گوناگون متفاوت هستند بشناسیم و معیار واحدی برای سنجش آن‌ها فراهم آوریم؛ یعنی به ابزاری نیازمندیم که بتواند این عوامل مختلف را در بستر فرهنگ و شرایط جامعه بسنجد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، تعیین عواملی است که بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان مؤثرند و می‌‌توانند گویه‌های لازم را برای ساخت ابزاری مناسب جهت اندازهگیری اعتماد عمومی مردم نسبت به پزشکان در ایران فراهم کنند. در گام اول طی مطالعه‌ای کتابخانه‌ای عوامل شناخته‌شده‌ای که بر اعتماد بیماران به پزشکان تأثیر می‌گذارند بررسی شدند؛ سپس با استفاده از اطلاعات کسب‌شده در طی مصاحبه‌ها و جلسات بحث متعدد، نوزده عامل مؤثر بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان تهیه شد و بیست متخصص اخلاق، این عوامل را از نظر شفافیت و مرتبط‌بودن و اهمیت ارزیابی کردند ,شاخص‌های نسبت روایی محتوا (CVR) و ایندکس روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان عددی CVR برای هر نوزده مؤلفه بیش از 42/0 بود؛ لذا روایی محتوای ابزار در سطح P<0.05 معنادار بود. مقدار عددی CVI، 944/0 به دست آمد که نشان می‌دهد روایی محتوای مقیاس تأیید ‌شده است. عوامل اثرگذار بر «اعتماد عمومی مردم به پزشکان» در ایران، شامل نوزده عامل استخراج‌شده طی این تحقیق است و می‌توانند به‌عنوان گویه‌های ابزار سنجش اعتماد عمومی مردم به پزشکان در ایران به کار گرفته شوند.
 

اطهر معین، علی دواتی، زهرا جهانگرد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

ارتباط پزشک با بیمار، اساس فعالیت خوب پزشکی و باعث رضایتمندی بیمار و به‌تبع آن، افزایش پیروی او از درمان‌های تجویزشده است و به ارتقای سلامتی می‌انجامد. درباره‌ی رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با آن‌ها، در ایران مطالعاتی محدود صورت گرفته است. امید می‌رود این مطالعه که هدف آن بررسی میزان رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با بیمار است، اطلاعاتی مفید را برای تصمیم‌گیران قلمرو خدمات سلامت فراهم آورد. در این پژوهش کاربردی‌میدانی، با طرح ۲۲ سؤال، میزان رضایتمندی مراجعان به درمانگاه‌های سرپایی بیمارستان‌های منتخب شهر تهران سنجیده شد. این کار، پس از شرح روش و هدف مطالعه برای مراجعان و با رضایت شخصی آن‌ها انجام گرفت. در مجموع، از 1200 بیمار بررسی‌شده، میزان رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با بیمار، به‌ترتیب اولویت، متوسط (4/63 درصد)، زیاد (1/15 درصد)، کم (4/14 درصد)، بسیار زیاد (7/4 درصد) و بسیار کم (5/2 درصد) بود. میانگین رضایتمندی بیماران 99/13±35/76، حداکثر رضایتمندی آنان 110 و حداقل آن 30 بود. ارتباط آماری معنی‌داری بین رضایتمندی بیماران، با ویژگی‌های دموگرافیک آن‌ها و ویژگی‌های دموگرافیک پزشکان وجود داشت. ویژگی‌های دموگرافیک بیماران شامل جنس، گروه سنی، تأهل و شغل بود و ویژگی‌های دموگرافیک پزشکان عبارت بود از: سن و جنس و به‌موقع‌آمدن پزشک و رفتار خوب منشی. براساس یافته‌های این مطالعه، میزان رضایتمندی بیماران از ارتباط پزشک با بیمار، در مجموع، «متوسط» است که خیلی مطلوب نیست. با توجه به نقش مهم مهارت‌های ارتباطی در رضایتمندی بیماران، لازم است آموزش و ارزیابی این مهارت‌ها، به‌طور جدی، در برنامه‌ی آموزشی دانشجویان گروه پزشکی و آموزش مدون و مداوم پزشکان و کادر پزشکی گنجانده شود.
 

محمد جعفری، آرش قدوسی، نرگس صادقی، مژگان محمدپور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

ارتباط همدلانه با بیماران از امور مهم پرستاری است و این مطالعه با هدف مقایسه میزان همدلی پرستاران با بیماران وابسته به مواد در مراکز درمان سوءمصرف مواد و بخش داخلی بیمارستان انجام شد. مطالعه‌ی مقطعی از نوع توصیفی‌تحلیلی است و بخش داخلی بیمارستان و مراکز درمان سوءمصرف مواد، محیط این پژوهش بودند. نمونه‌های پژوهش، شصت نفر بودند که به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار مطالعه، پرسش‌نامه‌ای دو قسمتی شامل اطلاعات فردی و پرسش‌نامه‌ی استاندارد همدلی جفرسون بود که روایی و پایایی داشت. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS 16 (T-Test مستقل،One-Way ANOVA ، Krus kal-Wallis، (Chi-Square تجزیه و تحلیل شدند. امتیاز همدلی پرستاران (از صد نمره)، در بخش داخلی 32/6±84/67 و در مراکز درمان سوءمصرف مواد 21/9±73/79 بود (001/.=P). پرستاران مرد (88/9±80/76)، متأهلان (98/9±93/75)، پرستاران بالای چهل سال (12/11±1/79)، پرستاران دارای مدرک فوق لیسانس (78/3±5/75)، پرستاران دارای سابقه‌ی خدمت بالای ده سال (53/8±53/83) و اضافه‌کار کمتر از پنجاه ساعت (9/9±61/80)، بیشترین امتیاز همدلی را داشتند (05/.> P). همدلی پرستاران با بیماران معتاد، در مراکز درمان سوءمصرف مواد در مقایسه با بخش داخلی بیمارستان بیشتر و تفاوت میان آن‌ها معنادار بود. نتایج پژوهش نشان داد مراقبت از بیماران معتاد، در یک بخش اختصاصی باعث همدلی بیشتر می‌شود. در ارتباط همدلی با سطوح تحصیلی و سابقه‌ی شغلی پرستاران، ضروری است به آموزش مهارت‌های همدلی به دانشجویان پرستاری از ترم اول توجه شود و برای پرستاران شاغل در بیمارستان و دیگر مراکز درمانی توسط پرستاران با مدرک تحصیلی بالاتر و باتجربه، جلسات آموزش ضمن خدمت برگزار شود.
 

لیلا رفیعی وردنجانی، کبری نوریان، آزیتا ظاهری،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

ایمنی بیمار یکی از اصول اساسی مراقبت سلامت است و سنجش و ارتقای آن از اهداف اصلی طرح تحول نظام سلامت در ایران به شمار می‌آید؛ لذا، مطالعه‌ی حاضر، با هدف تعیین وضعیت فرهنگ ایمنی بیمار در کارکنان پرستاری سه بیمارستان «الف» و «ب» شهرکرد و بیمارستان «ج» بروجن، برنامه‌ریزی شد. در این مطالعه‌ی توصیفی‌تحلیلی که در بازه‌ی زمانی شهریور تا بهمن‌ماه1397 انجام شد، 359 پرستار واجد شرایط، بر اساس روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای و پرسش‌نامه‌ی فرهنگ ایمنی بیمار، بررسی شدند. اطلاعات جمع‌آوری‌شده به کمک آمار توصیفی و استنباطی نرم‌افزار آماریSPSS 20 تجزیه و تحلیل گردیدند. در این مطالعه، میانگین سنی کلی شرکت‌کنندگان 79/7±33/23 سال بود. نمره‌ی کلی فرهنگ ایمنی بیمار، از نظر پرستاران مطالعه‌شده، 15/16±23/123 بود که کمترین نمره، به بُعد بازبودن مجاری ارتباطی (86/1±40/8) و همچنین، بازخورد و اطلاع‌دادن به دیگران در برابر خطاها (23/2±72/8 ) اختصاص یافت. افزون‌براین، تفاوت آماری معنی‌داری بین ابعاد مختلف فرهنگ ایمنی بیمار و نمره‌ی کلی آن، در سه بیمارستان، مشاهده نشد (05/0p>). رهبری، عنصری کلیدی و حیاتی در اولویت‌بخشیدن به موضوع ایمنی بیمار محسوب می‌شود. نحوه‌ی پاسخ‌دادن به اشتباهات، تعیین‌کننده‌ی فرهنگ ایمنی در بیمارستان است. به منظور ارتقا و ایجاد فرهنگ ایمنی مطلوب در بیمارستان، باید ترس از سرزنش‌شدن در قبال اشتباهات را حذف و فضایی صمیمی و مناسب برای یادگیری مستمر را در بیمارستان ایجاد کرد.

 
دکتر صدیقه ابراهیمی، آزاده محمدرضایی، امید آسمانی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

خطاهای پزشکی درباره‌ی کودکان، می‌تواند متفاوت با بزرگ‌سالان باشد. هدف از این مطالعه، بررسی نوع و فراوانی خطاهای پزشکی در گروه کودکان و عوامل مؤثر بر آن، از دیدگاه دستیاران اطفال، است. این پژوهش توصیفی‌، تحلیلی و مقطعی، در سال 1395، با پرسش‌نامه‌ای محقق‌ساخته انجام شد. پس از تعیین روایی و پایایی پرسش‌نامه، نسخه‌ی نهایی آن با هفده سؤال در شش بخش مورد استفاده قرار گرفت. داده‌ها با کمک نرم‌افزار 22 SPSS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان می‌دهد بیشترین میانگین وزنی، مربوط به فراوانی خطای «تشخیص یا تأخیر در تشخیص بیماری» (6/8)، «انتخاب دوز مناسب دارو» (3/8) و «انتخاب نوع داروی مناسب» (2/8) بوده است. دستیاران فوق تخصصی (6/12) و اتندینگ اطفال (1/12)، با بیشترین میانگین وزنی، بالاترین نقش را در پیشگیری و تشخیص خطا داشته‌اند. بیشترین میانگین وزنی خطا (11) مربوط به پزشکان عمومی شهری و کمترین آن (1/6)، مربوط به اتندینگ گروه اطفال بوده است. اکثر دستیاران، بیشترین میزان احتمال وقوع خطا را از 2تا8 بامداد و بیشترین خطاها را مربوط به سال اول دستیاری اعلام کرده‌اند. بیشترین میزان اشتباهات صورت‌گرفته، در گروه کودکان (6/70درصد) و بعد از آن، گروه نوزادان (4/29 درصد) بیان شده است. بازسازی و تقویت نقش آموزشی و نظارتی دستیاران فوق تخصصی و اساتید کودکان، با هدف تشخیص و پیشگیری از خطاها، در بیمارستان‌های آموزشی لازم به نظر می‌رسد. برگزاری دوره‌های آموزشی هدفمند و کنترل بهینه‌ی عوامل مؤثر در بروز خطا، ازجمله بار کاری، خستگی، کم‌تجربگی و...، از وظایف مدیران و مسئولان آموزشی و اجرایی خواهد بود.
 

شهریار درگاهی، بهروز براتی‌مقدم، سلیمان احمدبوکانی، نادر اعیادی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

عوامل خانوادگی در کیفیت زندگی کاری افراد نقشی مهم دارند؛ همچنین، ارتباط عاطفی صحیح اعضای کادر درمانی با بیماران، در افزایش رضایت و روحیه‌ی آنان، بسیار اهمیت دارد. با توجه به این موضوع، هدف این تحقیق، بررسی ارتباط صمیمیت ادراک‌شده از خانواده‌ی اصلی و تعارض کار- خانواده با همدلی و اعتیاد به کار، در اعضای کادر درمانی است. پژوهش حاضر، توصیفی از نوع هم‌بستگی است. جامعه‌ی آماری این پژوهش، همه‌ی اعضای کادر درمانی مراکز پزشکی شهر بجنورد، در سال ۱۳۹۷-۹۸ بودند که از بین آن‌ها، 250 نفر، به‌شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس، انتخاب شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی سلامت خانواده‌ی اصلی، پرسش‌نامه‌ی تعارض کار- خانواده، مقیاس همدلی لامونیکا و پرسش‌نامه‌ی اعتیاد به کار، استفاده شد. برای تحلیل داده‌های این پژوهش، ضریب هم‌بستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون بهره برده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادها نیز، نسخه‌ی 25 نرم‌افزار SPSS به کار گرفته شد. نتایج ضریب هم‌بستگی پیرسون، نشان داد که صمیمیت خانواده‌ی اصلی، با همدلی و اعتیاد به کار در اعضای کادر درمانی، به‌ترتیب، هم‌بستگی مثبت و منفی معنی‌داری دارد؛ همچنین، نتایج نشان داد که بین تعارض کار- خانواده با همدلی، هم‌بستگی منفی معنی‌داری وجود دارد؛ اما بین تعارض کار- خانواده با اعتیاد به کار، هم‌بستگی معنی‌داری دیده نشد. نتایج حاصل از تحقیق حاضر، بیانگر نقش نظام خانواده و تعارضات درون آن، بر همدلی با بیماران و اعتیاد به کار، در کادر درمانی است که لزوم توجه هرچه بیشتر به ارتقای کیفیت زندگی خانوادگی کادر درمانی را نشان می‌دهد.
 

سید محسن سادات اخوی، حمیدرضا صالحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اعتماد طرفینِ یک رابطه‌ی اجتماعی به یکدیگر، شاه‌کلید تنظیم آن رابطه از منظر اخلاق و حقوق است. اعتماد بیمار به پزشک در یک ‌باز‌ه‌ی زمانی طولانی و فرایند چندجانبه به دست می‌آید. در اولین نصوص قانونی، از پزشک، جلب احترام و اعتماد جامعه نسبت به خود و همکارانش مطالبه و در مرحله‌ی بعد، تعهدات حقوقی پزشک ذیل آن تبیین شده است. اگرچه در اصلاحات بعدی، این تعهدات با تغییراتی باقی ماند، هیچ‌گاه ذیل ارزشی به نام «احترام و اعتماد» تکرار نشد. در واقع، به‌جای تکلیف پزشک به رعایت مناسک و تهدید به اعمال ضمانت‌‌اجراهای نقض آن، مقنن ابتدا اهمیت این مفاهیم را بیان کرده، سپس با ذکر جزئیاتی تمثیلی، ضمانت‌اجرای نقض آن‌ را بیان کرده بود که از آن به مجازات انتظامی تعبیر می‌شد. قوانین مربوطه نه‌تنها به تعهدات فنی پزشک در درمان تصریح دارند و پزشک را به رعایت شئون حرفه‌ای فرا‌می‌خوانند، بلکه رعایت‌نکردن این تعهدات را تخلف حرفه‌ای محسوب کرده و حسب‌مورد موجب مسئولیت‌ کیفری، مدنی یا انتظامی می‌دانند. به نظر می‌رسد «احترام» و «اعتماد» جامعه به پزشکان، سرمایه‌ی گران‌قدرِ اجتماعی آن‌ها از یک‌سو و تضمین‌کننده‌ی اثربخشی درمان، به‌واسطه‌ی مشارکت آگاهانه‌ی بیمار از سوی دیگر است. این مهم، در گرو اهتمام پزشک به رعایت حریم بیمار از یک سو و انجام تعهدات فنی و حرفه‌ای خود از سوی دیگر است. این نوشتار، به این ارتباط ناگسستنی و لزوم تحلیل تعهدات حقوقی، ذیل ارزش‌های برتر اخلاقی تأکید دارد.

حمیدرضا نمازی، سیده ‌نفیسه مومنی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

در سال‌های اخیر، در ادبیات اخلاق پزشکی و در خصوص رابطه‌ی پزشک و بیمار، به‌طوری گسترده، به حقوق بیمار پرداخته شده است؛ اما حقوق طرف دیگر این رابطه، کمتر در کانون توجه قرار گرفته و بیشتر، تکالیف او مطرح بوده است. از حقوق پزشک، دو تلقی می‌توان در نظر گرفت؛ حقوقی که در تقابل با حقوق بیماران قرار می‌گیرد و حقِ تعالی و بهبود نفس. در این نوشتار که به‌صورت مقاله‌ای نظری ارائه شده، سعی بر این بوده است تا دلایل این کم‌توجهی و عوارض ناشی از آن، بیان شود. عقیده‌ی سنتی بر وجود قدرت نامتوازن در رابطه‌ی پزشک و بیمار، تأکیدنکردن اصول اخلاق پزشکی به خود پزشک، نبود ساختارهای حمایتی، رواج مشتری‌مداری در پزشکی و رویکرد حرفه­مندی افراطی را می‌توان از دلایل بی‌توجهی به حقوق پزشکان در ادبیات اخلاق پزشکی دانست. ادامه‌ی این امر، عوارضی گوناگون در پی دارد؛ عوارضی مانند برهم‌خوردن توازن در کار و زندگی پزشک، شکل‌گیری خشونت نمادین در جامعه‌ی آن‌ها، فرسودگی شغلی و نادیده‌انگاشتن اصل سپاس و قدردانی و درنهایت، رعایت‌نشدن حقوق بیماران. نتیجه اینکه در کنار لحاظ کردن اولویت حقوق بیماران، توجه به حقوق پزشک، به‌نحوی مقوم رعایت حقوق بیمار است که از اهداف اولیه‌ی اخلاق پزشکی به شمار می‌رود و بدین سبب  باید مد نظر قرار گیرد.

 
امید آسمانی، مریم شبانی آباده، صدیقه ابراهیمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اخذ رضایت آگاهانه، از حقوق بیماران است. هدف از آن، کاهش مسئولیت پزشک نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی او و کاهش مداخلات حقوقی است. این مطالعه، نظر بیماران را درباره‌ی کیفیت رضایت آگاهانه و چالش‌های آن در محیط‌های آموزشی‌درمانی بررسی می‌کند. پانزده مصاحبه‌ی انجام‌شده، با روش تحلیل محتوای ساده، تجزیه و تحلیل شدند. نمونه‌گیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع در نوع و شدت بیماری، جنسیت، سن و رضایت به درمان یا نارضایتی از آن صورت گرفت. یافته‌ها، با استفاده از نرم‌افزارMAXQDA 2007 ، در قالب کدها و طبقات اولیه، طبقات اصلی و طبقه‌ی مرکزی، دسته‌بندی و ارائه شدند. مقوله‌های اصلی استخراج‌شده، عبارت بودند از: «مفهوم، اهمیت و جایگاه رضایت به درمان»، «آثار اخذ رضایت»، «نقش‌آفرینی‌های بیمار و درمانگر در فرایند رضایت آگاهانه»، «چالش‌های اخذ رضایت» و «عوامل تسهیل‌کننده در فرایند رضایت آگاهانه». این مقوله‌ها، همگی، در راستای تدوین متغیر مرکزی، یعنی «درمانگر، بیمار و عوامل فرایندی، سه رکن رضایت آگاهانه» بودند. کافی‌نبودن توضیحات ارائه‌شده به بیماران، امضای رضایت‌نامه بدون خوانده‌شدن، کم‌رنگ‌بودن اعتماد به پزشک، درنظرنگرفتن وضعیت روحی بیمار و اخذ رضایت توسط غیردرمانگر، از مهم‌ترین چالش‌های بیان‌شده‌اند. اصلاح و استانداردسازی فرهنگ اخذ رضایت از بیمار، مستلزم شناخت وضعیت موجود و به‌دنبال آن، به‌کارگیری مؤلفه‌های آموزش، قانون‌گذاری، نظارت، تشویق و تنبیه است. جلب همکاری کادر درمان نیز، به درک ضرورت و اهمیت موضوع و آشنایی با آثار و تبعات آن نیاز دارد.

 

سعید نظری توکلی، محمدرضا حاجی اسماعیلی، امیدوار رضایی میرقائد، سعیده ناطقی‌نیا،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

بررسی میزان سازگاری فرایند پذیرش بیمار با موازین اخلاقی‌حرفه‌ای، نقشی بسزا در کاهش رخنه‌های رفتاری کادر درمانی و افزایش رضایتمندی بیماران دارد؛ ازاین‌رو، بر آن هستیم تا با واکاوی فرایند پذیرش بیمار در بخش آی‌سی‌یو و شناسایی رخنه‌های عملکردی کارکنان آن، زمینه‌ی تعالی هرچه بیشتر خدمت‌رسانی در آن را فراهم کنیم. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای کیفی است که با مصاحبه‌ی عمیق با 28 نفر از کارکنان بخش آی‌سی‌یو جراحی مغز و اعصاب بیمارستان لقمان، در بازه‌ی زمانی زمستان 1396 انجام شده است. اطلاعات مورد نظر، جمع‌آوری و داده‌ها با کدگذاری باز، گزینشی و محوری تحلیل شده‌اند. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که شش مقوله‌ی «به‌کارگیری افراد فاقد صلاحیت حرفه‌ای کافی»، «اثرگذاری سلیقه‌های شخصی در روابط حرفه‌ای»، «انتظارهای غیرمنطقی»، «نداشتن مهارت‌های ارتباطی»، «بی‌توجهی به امکان پذیرش بیمار جدید» و «فعالیت در دیگر مراکز درمانی»، وضعیت عملکردی کارکنان بخش آی‌سی‌یو جراحی مغز و اعصاب را توضیح می‌دهند. از مجموع آنچه گذشت، چنین به ‌دست می‌آید که «نبود حساسیت اخلاقی نسبت به حرفه و اهمیت آن» در کارکنان بخش آی‌سی‌یو، به‌عنوان پدیده‌ی مرکزی ناشی از نادیده‌انگاری اهمیت تدوین فرایندهای شفاف برای فعالیت‌های مختلف در بخش آی‌سی‌یو و نداشتن تربیت حرفه‌ای کارکنان است. این امر سبب می‌شود تا برخی از کارکنان بخش آی‌سی‌یو بکوشند از اجرای موازین تعریف‌شده، چشم‌پوشی و به‌شکل غیررسمی و سلیقه‌ای، رفتارشان را تنظیم کنند که مهم‌ترین پیامد آن، کاهش کیفیت خدمات درمانی و مراقبتی در آن بخش است. گفتنی است این ارزیابی را نمی‌توان به همه‌ی کارکنان این بخش تعمیم داد.

محمد بختیاری، مهشیدسادات اصلاحی، متین سادات اصلاحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

آبله یکی از بیماری‌های واگیردار و خطرناکی است که در طول تاریخ، انسان‌های زیادی را به کام مرگ کشانده است. تلاش برای پیشگیری از این بیماری و درمان آن همواره یکی از دغدغه‌های اطبا و برخی از حکومتگران بوده است. در دوره‌ی قاجار تلاش‌هایی برای آبله‌کوبی به سبک نوین انجام شد؛ اما به خاطر ناسازگاری با فرهنگ و باورهای عمومی جامعه و مبانی طب سنتی به نتیجه‌ای مطلوب نرسید. در دوره‌ی پهلوی اول نیز علی‌رغم تصویب قوانینی برای آبله‌کوبی رایگان، عمومی و اجباری، به خاطر وجود برخی مشکلات، نتیجه‌ی دلخواه حاصل نشد. پژوهش حاضر درصدد است با تکیه بر اسناد و منابع موجود و با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی، موانع و مشکلات آبله‌کوبی در ایران عصر پهلوی اول و اقدامات دولت برای تلقیح واکسن آبله را با تمرکز بر شهر اصفهان و توابع آن بررسی کند و به این سؤال پاسخ دهد که چه عواملی باعث شد دولت علی‌رغم تلاش فراوان نتواند در مقابله با بیماری آبله کاملاً موفق عمل کند؟ نتایج این پژوهش نشان می‌دهد اگرچه در اثر اقدامات دولت مبنی بر تصویب قوانین آبله‌کوبی عمومی رایگان و اجباری، استخدام پزشکان آبله‌کوب و تهدید و جریمه‌ی متخلفان، از تعداد مبتلایان به بیماری آبله در اصفهان کاسته شد، وجود مشکلاتی همچون ناآگاهی مردم و خودداری آن‌ها از آبله‌کوبی، همکاری‌نکردن عده‌ای از کدخدایان با مأموران آبله‌کوب، تخلف و سهل‌انگاری برخی از آبله‌کوبان و فقدان بودجه و امکانات بهداشتی کافی موجب شد بیماری آبله همچنان رواج داشته باشد و باعث مرگ‌ومیر کودکان شود.

حامد اخوی زادگان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

این نامه به سردبیر فاقد چکیده است.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb