165 نتیجه برای بیمار
خدیجه محمدی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
یکی از موضوعات اساسی در بیمارستانها، بررسی میزان کارایی و اثربخشی است. به این منظور، شاخصهایی متعدد ارائه شده است که به شاخصهای عملکردی، معروفاند. اگر عملکرد بیمارستانها، از لحاظ رعایت حقوق بیمار، به مشخصات دموگرافیک او وابسته باشد، نادیدهگرفتن اثر شاخصهای بیمارستانی، بهعنوان عامل مؤثر سطح بالاتر بر میزان رعایت حقوق بیمار، ممکن است موجب نتیجهگیریهایی نادرست دربارهی این روابط شود. در چنین مواردی که دادههای مورد مطالعه، بهطور ذاتی، چندسطحی است، استفاده از مدلهای آماری چندسطحی برای بررسی این نوع دادهها، مفید خواهد بود. نمونهها، در طی سال 1394، از هشت بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران، بهصورت خوشهای دومرحلهای، جمعآوری شدهاند. اطلاعات مربوط به میزان رعایت حقوق بیمار و اطلاعات دموگرافیک، از طریق پرسشنامه، از 375 بیمار جمعآوری گردید. میزان رعایت حقوق بیمار، توسط روش آماری چندمتغیرهی تحلیل عاملی، اندازهگیری شد. برای بررسی رابطهی بین رعایت حقوق بیمار با برخی اطلاعات دموگرافیک، از مدلهای رگرسیون خطی دوسطحی استفاده شد که سطح اول آن را عوامل دموگرافیک بیمار و سطح دوم را عوامل بیمارستانی تشکیل میدهند. میزان رعایت حقوق بیمار در بیمارستانها، در سطح متوسط، رعایت شده بود. حدود شانزده درصد از واریانس متغیر وابستهی میزان رعایت حقوق بیمار که مقداری زیاد است، به دلیل تغییرات در سطح بیمارستان است و بقیهی تغییرات، در سطح فردی است؛ همچنین، متغیرهای درصد اشغال تخت، درصد شکایت و درصد فرار از بیمارستان، در سطح بیمارستان، آثاری شایستهی توجه بر میزان رعایت حقوق بیماران دارند.
محمد نادر شریفی، پونه سالاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
یکی از موقعیتهای چالشبرانگیز در اقدامات درمانی، زمانی است که بیمار، بهطور جدی و مصرّانه، از درمانهای مدِّنظر پزشکان معالج، امتناع میکند. امتناع از درمان، به شرط آگاهانهبودن، حق بیمار است؛ اما اینکه چنین حقی تکلیفی اخلاقی را هم متوجه پزشک معالج میکند یا خیر، مسألهای است که در این مقاله، بهصورت موردی، در بیماری با تشخیص لوپوس سیستمیک، دربارهی آن بحث میشود. در این مقاله سعی شده است بر ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، با وجود امتناع بیمار از درمان، مروری اجمالی شود. در این گزارش، با توجه به سن بیمار، اینگونه میتوان نتیجه گرفت که هرچند بیمار ظرفیت تصمیمگیری دارد، ازآنجاکه سن او کمتر از سن قانونی است و صلاحیت تصمیمگیری ندارد، نمیتوان امتناع او را از درمان پذیرفت و باید بر اساس مصالح عالیهی او و با کسب نظر قیم قانونی واجد صلاحیت، دراین خصوص، با درنظرگرفتن جوانب علمی تصمیمگیری کرد.
علیحسن رحمانی، مینا رنجگران آلانق، فرخنده جمشیدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
افزایش رضایتمندی بیمار، سبب افزایش پیروی او از درمانهای تجویزشده و بهبود سلامتیاش میشود. هدف از مطالعهی حاضر، تعیین میزان رضایتمندی بیماران از پرستارهای بخش جراحی بیمارستانهای «امام» و «رازی» و «گلستان» اهواز، در سال 1397، است. این پژوهش، مطالعهای توصیفیتحلیلی و از نوع مقطعی است که روی بیماران بالای هجده سال و دارای سابقهی حداقل سه روز بستری انجام شد. اطلاعات مورد نظر، ازجمله سن، جنس، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، نوع بیماری، مدتزمان بستری، تعداد دفعات بستری در بیمارستان و وضعیت سلامتی، ازطریق فرم مشخصات دموگرافیک جمعآوری شد. میزان رضایتمندی بیماران از پرستاران، به وسیلهی پرسشنامهی رضایتمندی از خدمات پرستاری به دست آمد و ارتباط آن با متغیرهای فوق، با آزمونهای آماری کای اسکوئر، آزمون آنالیز واریانس یکطرفه، آنالیز کروسکال-والیس، آزمون من-ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن و به وسیلهی نرمافزار SPSS سنجیده شد. میزان رضایت بیماران در بیمارستانهای رازی، گلستان و امام، بهترتیب، برابر 09/12±25/78، 24/11±30/68 و 42/17±09/58 بود. بیشترین میزان رضایتمندی بیماران، مربوط به بیمارستان رازی بود (05/0>P-value). با افزایش سن، داشتن سابقهی بستری و افزایش مدتزمان آن، امتیاز رضایتمندی بیماران، بهطوری معنیدار کاهش یافت (05/0>P-value)؛ اما بین میزان رضایت بیماران به تفکیک وضعیت تأهل و محل سکونت و سطح تحصیلات، تفاوتی معنیدار مشاهده نشد (05/0<P-value). پیشنهاد میشود راهکارهایی مؤثر برای افزایش رضایتمندی بیماران، ازطریق مراقبت و توجه بیشتر، درخصوص افراد حساستر و همچنین، آگاهیرسانی بیشتر در سطح جامعه دربارهی وظایف بیماران و پرستاران و کادر درمانی صورت گیرد.
آفرین توکلی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
اواخر قرن سیزدهم و اوایل قرن چهاردهم هجری قمری، ایران درگیر بیماریهایی همهگیر، مانند طاعون و وبا بود که بر میزان جمعیت و اقتصاد کشور اثر گذاشت. گسترش این بیماریها، حاصل ناتوانی دولت در سازماندهی مراکز بهداشتی و پیشگیری از این بیماریها با قرنطینهی مرزها بود. مرزهای جنوبی کشور یکی از مهمترین راههای انتقال بیماریها بود. ایران، از طریق خلیج فارس، در معرض ورود این بیماریها قرار داشت؛ همچنین، این امکان وجود داشت که بیماریهایی که منشأ آنها ایران بود، از این آبراه، به کشورهای همسایه منتقل شود. این بیماریها، بیشتر، از دو طریق منتقل میشدند: یکی، ازطریق کشتیهای تجاری که از هند، بهویژه شهرهای کلکته و بمبئی، وارد بندرهای ایران میشدند و دیگر، مسیر دریایی کاروانهای حج. در انتهای قرن سیزدهم، گشایش کانال سوئز رفتوآمد کشتیهای بخار را در خلیج فارس افزایش داد و باعث رونق تجارت در بندرهای جنوبی کشور و انتقال فراوانتر و راحتتر حاجیان شد. این عامل نیز، در گسترش بیماریها در این گسترهی زمانی، نقشی مهم ایفا کرد.
افسانه سعادتی، محسن محمدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در میان روابط انسانی، رابطهی پزشک و بیمار، یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات است. این ارتباط، اهمیت ویژهای در اخلاق پزشکی دارد و سنگ بنای اقدامات طبی را تشکیل میدهد. ارتباط بین پزشک و بیمار موجب ایجاد اطمینان میان آنان میشود تا بهحدی که برخی مواقع حذاقت پزشک را تحتالشعاع قرار میدهد. یک طبیب حاذق افزون بر آگاهی از علوم پزشکی باید هنر برقراری ارتباط با بیمار را نیز داشته باشد؛ خدشهدارشدن این ارتباط منجر به بیاعتمادی، نارضایتی و ناکارآمدی در درمان میشود. نگارندگان این مقاله در پی واکاوی عمدهترین مسائل اخلاق پزشکی در قصههای طبیبمحور مثنوی هستند. مولوی تحت لوای مطالب طبی مطروحه در قصهها نظیر نبضشناسی، مزاجشناسی، گیاهدرمانی، روال درمان و... به مسئولیتها و وظایف اخلاقی پزشکان نیز اشارههایی ویژه داشته است؛ برای مثال، در قصهی «پادشاه و کنیزک» رازداری، گوشسپاری، شفقت و مهربانی و مجرببودن طبیب غیبی در برابر کنیزک ازجمله مواردی است که در اخلاق پزشکی مطرح میشود؛ در پایان این داستان، مخاطبان، ناباورانه عملکرد طبیب غیبی (کشتهشدن زرگر توسط او) را مغایر با روح سوگندنامهی بقراط ارزیابی میکنند. در قصهی «طبیب و پیرمرد» نیز ناکارآمدی ارتباط میان پزشک و بیمار بسیار محرز است؛ همدلینداشتن و ارتباط غیرعاطفی پزشک با بیمار، بهویژه در نخستین برخورد که بدون سیمولوژی صورت پذیرفته است، زمینهای را فراهم ساخته تا بیمار به پزشک بیاعتماد شود و از شیوهی درمان او ناخرسند باشد. در حکایت «آن رنجور که طبیب در او اومید صحت ندید» طبیب با کتمان راز و بیان ناکافی و ناواضح تجویز، زندگی بیمار را به مخاطره افکنده است.
رضا دشتی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
مسلمانان ساختن بیمارستان را با استفاده از تجارب پزشکان سایر ملل، خصوصاً ایرانیان و با الگوبرداری از بیمارستان جندیشاپور آموختند و بیمارستانهای فراوانی دایر نمودند. مسلمانان ضمن ساخت انواع بیمارستان، ساختار و تشکیلاتی کارآمد مبتنی بر رئیس، معاونان، مباشران، ناظران، پرستاران، خدمه و... که در بخشهای مختلف و مجزای بیمارستانها خدمت ارائه میکردند، به وجود آوردند. در بیمارستانهای اسلامی، پزشکان مرد و زن با تخصصهای مختلف، بدون توجه به دین و نژاد بیماران، به معالجهی آنان میپرداختند. این تحقیق با استفاده از روش توصیفیتحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانهای درصدد پاسخ به این سؤال است که ساختار و تشکیلات بیمارستانها در تمدن اسلامی چگونه بوده است؟ نتیجه اینکه بیمارستانها در تمدن اسلامی، ساختاری منظم و تشکیلاتی کارآمد داشته و دارای بخشهای درمانی مختلفی بودهاند. همچنین ساختار و تشکیلات بیمارستانهای اسلامی بهمرور زمان تکاملیافتهتر شده است.
عباس پناهی، مهشید قنبری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
سیاحان اروپایی در گزارشهای خود از گیلانِ عصر قاجار علاوه بر اشاره به مصیبتهای متعدد اجتماعی، به مسألهی بهداشت و بیماریهای مهلک و اثرگذار بر زندگی مردم این پهنه نظیر تب ِشالیزار، مالاریا، وبا و طاعون نیز پرداختهاند. از منظر این سیاحان، شرایط آب و هوایی، موقعیت جغرافیایی، معیشت و برخی عادات و رفتارهای معیشتی و اجتماعی مردم این سرزمین با شیوع و فراگیری این بیماریها رابطهای مستقیم داشته است. همهگیری بیماریهای مالاریا و وبا و طاعون بر گسترش فقر، نارضایتی عمومی و ترکیب جمعیتی این ایالت در عصر قاجار بسیار اثرگذار بوده است. نگارندگان در پی پاسخ به این پرسشاند که از دیدگاه جهانگردان و بازدیدکنندگان خارجی چه عواملی موجب گسترش بیماریهای همهگیر در گیلانِ عصر قاجار بوده است؟ و پیامدهای ناشی از بیماریهای فراگیر بر اوضاع انسانی و اقتصادی گیلان تا چه میزان بوده است؟ یافتههای تحقیق نشان میدهد وفور رودها، مردابها، فرهنگ خوراک و برخی عوامل طبیعی دیگر در اقلیم گیلان موجب میشد تا برخی بیماریهای عفونی نظیر مالاریا و تب شالیزار در این ولایت بسیار بیشتر از سایر نقاط ایران باشد. علاوه بر مالاریا، برخی بیماریهای اپیدمی نظیر وبا و طاعون نقشی مؤثر بر اقتصاد و جمعیت گیلان داشت. با توجه به گزارشهای محدود و پراکندهی جهانگردان به نظر میرسد، علاوه بر عامل جغرافیا در شیوع این بیماریها، شیوههای زندگی مردم و بیتوجهی حکومت به مسألهی بهداشت و رفاه عمومی نیز در گسترش و همهگیری این بیماریها اثرگذار بوده است. ورشکستگی اقتصادی و اجتماعی و ناکارآمدی حکومت در حمایت از مردم در جنبشهای اجتماعی گیلان نظیر مشروطیت و جنگل، چهرهی خود را آشکار ساخت. روش پژوهش در مطالعهی حاضر با استفاده از روش تاریخی و به شیوهی مطالعات توصیفیتحلیلی بوده است.
زینب کریمی، فاطمه بینشیفر، خدیجه علیزاده دیل،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
با وجود اوج ترقی دانش پزشکی در دورهی عباسیان، حضور خاندانهای طبیبِ معروف در دربار، ترجمه و تألیف آثار طبی و توجه به امر تغذیه و بهداشت در دربار خلفا، توقع عمر طولانی و باکیفیت برای خلفای عباسی ایجاد میشده؛ اما علیرغم همهی این امکانات، خلفا از آن بهرهای چندان نبردهاند و اگر در جنگ کشته نشدهاند، بر اثر بیماری و آن هم، در سن جوانی یا میانسالی درگذشتهاند. این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانهای و به روش توصیفیتحلیلی صورت گرفته است. براساس یافتهها، نیاز مبرم خلفای عباسی به امر «درمان»، سبب شده بود طبیبان با بهرهمندی فراوان از مال و ثروت و حتی قدرت، در دربار خلفا حضور داشته باشند؛ اما سبک زندگی ناموجه در خوشگذرانی و صرف وقت زیاد در حرمسرا منجر به ابتلای برخی از خلفای عباسی در سنین جوانی و یا نابهنگام به برخی بیماریهای صعبالعلاج یا لاعلاج میگشت که باعث مرگ زودرس آنان میشد. در نهایت، باید گفت از میان ۳۷ خلیفهی عباسی، سی تن از آنان، در جنگ و درگیریهای داخلی یا خارجی، کشته شده و تعداد باقیمانده با وجود برقراری نظام منسجم سلامت و درمان و دراختیارداشتن همهی امکانات پزشکی عصر خود، بر اثر بیماری درگذشتهاند؛ لذا، علیرغم فراهمبودن امکانات درمانی و طبی برای خلفای عباسی، سبک زندگی نادرست و سرشار از افراط در خوشگذرانی، سبب بیمارشدن و نهایتاً، فوت آنان شده است.
ساسان موگهی، دکتر معصومه تاجیک، ماریا چراغی، فرخنده جمشیدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
حریم خصوصی، اصل اساسی انسانیت و یکی از حقوق بنیادین مهم هر انسان است که رعایت آن، بهویژه در سازمانهای مراقبت بهداشتی و درمانی الزامی شناخته شده است. هدف از این مطالعه، تعیین میزان رعایت حریم خصوصی بیماران سالمند در مراکز آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز در سال ١٣٩8 بود. این پژوهش مقطعی روی 230 نفر از بیماران سالمند بستری در دو بخش داخلی و جراحی در مراکز آموزشی و درمانی دانشگاه علوم پزشکی اهواز انجام شد. اطلاعات به وسیلهی پرسشنامهی محققساخته جمعآوری شد. این پرسشنامه در دو بعد روانی با یازده سؤال و بعد فیزیکی با هجده سؤال تهیه شد؛ همچنین، خبرگان و استادان روایی پرسشنامه را بررسی کردند. نتایج نشان داد که 2/62 درصد (143 نفر) از بیماران زن و مابقی مرد بودند. به لحاظ میزان رعایت حریم خصوصی 13/47 درصد از زنان و 75/51 از مردان، میزان رعایت حریم خصوصی را بالا ارزیابی کردند و 79/13 درصد از زنان و 28/۲۰ درصد از مردان آن را ضعیف ارزیابی کردند. میزان رعایت حریم خصوصی بر حسب جنسیت بیمار و پرستار و پزشک مسئول به لحاظ آماری متفاوت بود (P-value<0.05)؛ اما بین میزان رعایت حریم خصوصی با ردهی سنی و شغل بیمار قبل از بازنشستگی، وضعیت تأهل پرستار و پزشک مسئول تفاوت معناداری مشاهده نشد (P-value>0.05). آموزش پرستاران، پزشکان، پرسنل و مراقبین سلامت در جهت ارتقاء حریم خصوصی بیماران سالمند و تقویت عملکرد نظارتی مدیران و مسئولان در این زمینه ضرورت دارد.
امید آسمانی، زهرا جوادی، صدیقه ابراهیمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
در رابطه با چگونگی تصمیمگیری دربارهی افشای خطای پزشکی دیگران، بررسی دیدگاه پزشکان خصوصاً در بخشهای آموزشی، میتواند به بهبود شرایط برخورد با خطای پزشکی با هدف تحقق حقوق بیماران کمک نماید. این پژوهش توصیفیمقطعی به کمک پرسشنامهی محققساخته پس از تعیین روایی صوری و محتوایی و تأیید پایایی درونی و بیرونی، انجام شد. دیدگاه چهل استاد و 112 دستیار از رشتههای تخصصی مختلف دربارهی تمایل به افشای خطا، عوامل مؤثر در افشای خطا، نتایج افشا و عوامل مؤثر در کاهش خطاهای پزشکی گردآوری شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 21 انجام شد. اختلاف میانگین نمرهی اساتید (3/1±2/15) و دستیاران (05/2±56/12) در بعد «تمایل به ابراز خطای پزشکی دیگران» و اختلاف میانگین نمرهی اساتید (677/0±55/7) و دستیاران (01/2±09/9) در بعد «تمایل به عدم افشای خطای پزشکی» معنادار بود. شرکتکنندگان بهترین مرجع برای مدیریت و رسیدگی به خطاهای پزشکی را استاد مسئول بخش و بهترین شیوهی اعلام خطای پزشکی را از طریق پزشک ارشد در حضور پزشک خطاکننده میدانستند. پزشکان عمومی سطح شهر، پرستاران و دستیاران سال اول، بیشترین فراوانی انجام خطا را داشتند. از نتایج بهدستآمده میتوان برای برنامهریزی جهت ارتقاء حقوق بیماران و اصلاح دیدگاه و روش برخورد تیم درمان با خطای پزشکی همکاران به شکل حقمدار و حمایتی استفاده کرد. زمینهسازیهای فرهنگی و قانونی و اجتماعی با هدف فراهمشدن امکان اظهار خطای پزشکی به شکل علمی و مهارتی از رسالتهای مراکز آموزشیدرمانی خواهد بود.
مریم زاهدی، صدیقه محمداسماعیل، سیدمحسن بنیهاشمی، منصور شریفی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
ارتباط خوب و سالم بین پزشک و بیمار، سنگ بنای یک مراقبت پزشکی کامل است که از گذشته، در کانون توجه جامعهشناسی قرار گرفته است. از دیدگاه کلاسیک، رابطهی پزشک و بیمار، بهعنوان رابطهای منحصربهفرد، طیفی گسترده از تأثیرات فرهنگی و اجتماعی را دربردارد. پروندهی الکترونیکی سلامت، با سازماندهی پروندههای بیماران، ضمن ارتقای نظام مراقبت سلامت، فرایند درمان و تشخیص را آسان ساخته است؛ اما از نظر فرهنگی، تغییراتی در فرایند ارتباطی بین پزشک و بیمار به وجود آورده و چالشهایی جدید را از جنبهی اخلاق به همراه خواهد داشت. یافتههای این پژوهش که به تحلیل نظرات متخصصان حوزهی سلامت درخصوص ابعاد فرهنگی و ارتباطی این تکنولوژی پرداخته است، نشان داد پروندهی الکترونیکی سلامت، با وجود کارآیی بالا، تشخیص آسان و راحت، آگاهی از تشخیص سایر پزشکان و کمک به درمان زودتر و بهتر، از لحاظ فرهنگی، دارای موانعی است که امنیت، کاهش کنشهای عاطفی و رودررو و هراس از انگ اجتماعی، از آن جمله است. ازآنجاکه داشتن بستر فرهنگی مناسب و برخورداری از اطلاعات و آگاهی، میتواند بر توسعهی فناوریهای سلامت اثر بگذارد، نتایج این تحقیق که به شناسایی نقش فرهنگ بر روابط پزشک و بیمار در استفاده از پروندهی الکترونیکی سلامت پرداخته است، نشان داد که جذب اعتماد بیماران و تغییر شرایط فرهنگی، از طریق آموزش و همچنین، ارتقای امنیت سیستم، میتواند میزان کارآیی این سیستم را در حوزهی بهداشت و درمان افزایش دهد.
سیده محبوبه رضائیان، زهرا کاظمی گلیان، قاسم کاظمی گلیان، زهره عباسی، الهه سالاری، محبوبه طباطبایی چهر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
رعایتنشدن اخلاق حرفهای در مامایی، خطراتی زیانبار، ازجمله افزایش مرگومیر مادران و نوزادان را به دنبال خواهد داشت. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی موانع رعایت اخلاق حرفهای در مراقبتهای بالینی مامایی، از دیدگاه ماماهای بیمارستانهای استان خراسان شمالی، در سال 1397، انجام شد. این مطالعهی توصیفیمقطعی، با مشارکت 141 مامای شاغل در بیمارستانهای تخصصی زنان و زایمان استان خراسان شمالی، با استفاده از نمونهگیری طبقهبندیشده، صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهای شامل دو بخش بود: اطلاعات دموگرافیک و موانع رعایت اخلاق حرفهای، در سه حیطهی محیطی و مدیریتی و فردیمراقبتی. دادهها، با استفاده از نرمافزار SPSS، نسخهی 22 و آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. از دیدگاه ماماها، هر سه دستهی عوامل محیطی (73.94 %)، فردیمراقبتی (64.66 %) و مدیریتی (64.97 %)، ازجمله موانع رعایت اخلاق حرفهای بودند. مهمترین موانع رعایت اخلاق حرفهای در بعد مدیریتی، کمبود پرسنل (80 %)، در بعد محیطی، تغییرات بیولوژیکی بدن در شیفت کاری (85.2 %) و در بعد فردیمراقبتی، رضایتنداشتن از نیازهای پایه، مانند مکفیبودن درآمد یا استراحت کافی در پرسنل مامایی (80.9 %)، بود. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق حرفهای و مسائل و مشکلات ناشی از رعایتنشدن آن، پیشنهاد میشود مدیران و مسئولان، برنامهریزیهای لازم و ضروری را توسط بیمارستانها، برای رفع موانع ذکرشده از سوی ماماها انجام دهند.
جواد علیپور سیلاب، علی عباسی، حسین نامدار،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
مسألهی بیماری در بستر تاریخ همواره یکی از دغدغههای انسان خردمند بوده است. متناسب با نظام فکری هر دورهای از تاریخ، انواع بیماریها شناسایی و راهکارهای پیشگیری و درمانی آنها ارائه شده است. شناسایی برخی بیماریها، ازجمله آنفلوانزا به دورهی جدید برمیگردد. از واژهی «آنفلوانزا»، برای نخستینبار در عصر قاجار استفاده شد. به دلیل نوپدید و ناشناختهبودن آن، گروه طبیبان، بهعنوان مسئولان امور مربوط به سلامت، به شناخت دربارهی این بیماری و تعریف و تبیین آن نیاز داشتند. هدف پژوهش حاضر، بهعنوان مطالعهای تاریخیمروری، در گام اول بررسی تاریخچهی شیوع این بیماری در ایران و فرایند شناخت آن، از خلال منابع اطلاعاتی در دسترس، در جامعهی عصر قاجار است. رویکرد پزشکی مطبوعات و شناسایی و معرفی «رساله در مرض گریپ: آنفلوانزا»، بهعنوان نخستین رسالهی نگاشتهشده دربارهی این بیماری نیز، در این مرحله انجام شده است. گام دوم پژوهش حاضر، بررسی و واکاوی نحوهی ورود آنفلوانزای اسپانیایی به ایران و تبعات آن در مناطق درگیر است.
ساسان موگهی، فرخنده جمشیدی، نگار پرویزی، علی محمدی سپهوندی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
در مراکز درمانی و پزشکی، انطباق رفتارهای فردی و اجتماعی با اخلاق و موازین شرعی بسیار مهم و نیازمند ارزیابیهای پیوسته است. بر همین اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس از دیدگاه بیماران و کارورزان در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور شهر اهواز در سال 1399 انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفیمقطعی بود و جامعهی آماری آن شامل کارورزان (204 نفر) و بیماران (385 نفر) مراجعهکننده به بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور شهر اهواز بود. نمونهگیری نیز بهصورت تصادفی انجام شده است. همچنین، پژوهشگر دادهها را به وسیلهی فرم جمعآوری اطلاعات و پرسشنامهای متشکل از هفده سؤال از بیماران و کارورزان جمعآوری کرد. دادهها توسط نرمافزار SPSS 20 و آمار توصیفی و استنباطی بررسی شد. از دیدگاه کارورزان، بین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس در بیمارستانهای مختلف و جنسیت ارتباط معنادار وجود داشت (0.05>P)؛ ولی با سن و وضعیت تأهل ارتباط معناداری دیده نشد (0.05، سن، تحصیلات، وضعیت تأهل و بیمارستان تفاوت معنادار وجود نداشت (0.05>P). از دیدگاه کارورزان، انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس برابر با 1/45% و از دیدگاه بیماران برابر با 40.5% بود. بر اساس نتایج مطالعهی حاضر، برای رعایت کامل انطباق امور پزشکی با قوانین شرع مقدس، در تمامی بیمارستانهای بررسیشده، به فضای فیزیکی و کادر درمانی همگن با جنسیت بیماران بیشتری نیاز است.
مهدی باصولی، سعیده درخش،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
بشر، طی دهههای اخیر، از طرفی با پدیدههای جوی و تغییرات محیطی و از طرف دیگر، با ظهور بیماریهای نوپدید مواجه بوده است. مدیریت بیماریهای نوپدید، مستلزم درنظرگرفتن رویکرد اخلاقی برای کنترل و مراقبت از این بیماریهاست. معضلات اخلاقی حاصل از پیشرفتهای تشخیصی و درمانی نوین در علم پزشکی، ضرورت پرداختن به اخلاق پزشکی را دوچندان کرده است. یکی از بیماریهای نوپدید در قرن حاضر که تقریباً، همهی جهان با آن روبهرو شدهاند، بیماری کروناویروس است. مطالعهی حاضر، با هدف بررسی ضرورت توجه کادر درمانی، به ملاحظات اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به ویروس کووید ۱۹، انجام شده است. در این پژوهش، علاوه بر استفاده از مقالات منتشرشده دربارهی این بیماری که از اواخر سال 2019 میلادی تا اوایل سال 2020 میلادی نگاشته شدهاند و همچنین، بهرهگیری از پژوهشهای داخلی که ابعاد متفاوت این بیماری را بررسی کردهاند، مصاحبههایی نیز، با بهبودیافتگان بیماری کروناویروس انجام شده است. این مصاحبهشوندگان، در بازهی زمانی آغاز فراگیری ویروس، اوایل بهمنماه 1398 تا اواخر مهر 1399، در بیمارستان شهیدصدوقی استان یزد، بستری بودهاند. بررسیها نشان میدهد توجه هر چه بیشتر به ملاحظات اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به بیماری کووید 19، نیازمند گنجاندن آموزش اخلاق حرفهای و پزشکی به ارائهدهندگان خدمات درمانی به این بیماران است و برای مدیریت بهینهی این بیماری، ضروری به نظر میرسد.
رویا ملکزاده، افشین امیرخانلو، قاسم عابدی، فرشته عراقیان مجرد،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
گسترش سریع کووید 19، نبود درمان استاندارد، محدودیت زمانی و کمبود منابع از چالشهای جدی در سراسر دنیاست. با توجه به اهمیت اخلاق در ارائهی مراقبت به بیماران مبتلا به بیماریهای نوپدید، این مطالعه با هدف تبیین چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران کووید 19 و درمان آنان انجام شد. پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوای کیفی در سال 1399 انجام شد. مشارکتکنندگان 22 نفر از پزشکان متخصص عفونی و پرستاران بخشهای مراقبت بیماران کووید 19 با حداقل پنج سال سابقهی کار در بیمارستانهای استان مازندران بودند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافتهی مبتنی بر هدف و روش گلولهی برفی، پس از کسب رضایت آگاهانه از شرکتکنندگان جمعآوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت. ﺗﺤﻠﯿﻞ دادههای ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش گرانهیم لوندمن انجام شد. برای صحت و استحکام مطالعه از معیارهای پیشنهادی گوبا و لینکلن استفاده شد.از تحلیل تجربیات مشارکتکنندگان، چهار درونمایهی اصلی و سیزده درونمایهی فرعی درخصوص چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به کووید 19 استخراج شد. رعایت حقوق بیماران، انگ و تبعیض اجتماعی، وظیفهی مراقبت از بیماران و حمایت و پاسخگویی مسئولان از چالشهای اصلی اخلاقی در مراقبت از بیماران در دوران کرونا ﺑود. با توجه به یافتههای مطالعه، حمایت از حقوق بیماران و ارائهی مراقبت با کیفیت خوب از طریق تصمیمگیری آگاهانه و اخلاقی برای افزایش رضایتمندی بیماران و ارتقاء سلامت آنان، بهعنوان راهکارهای رفع چالشهای اخلاقی، توصیه میشود.
بهنام قنبرپور،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
عقل سلیم، حسب قواعدی مانند لاضرر و لاضرار، وجوب دفع ضرر محتمل، نفی حرج و حرمت القاء در تهلکه، دفع ضرر از خود را عقلاً و شرعاً، واجب میداند؛ خواه، ضرر، یقینی و خواه، احتمالی باشد؛ از سوی دیگر، در تعالیم اخلاق اسلامی، مفاهیمی چون: ایثار، مواسات، تعاون بر بِرّ، صبر، احسان و حفظ کرامت انسانی، جلوهگری میکند. پرسش طرحشده آن است که آیا پزشکان و مراقبان، به استناد آیهی شریفهی «لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه»، مجاز به ترک مأموریت خود در درمان و تیمار بیماران بیماریهای مسری، مانند کرونا، خواهند بود؟ پژوهش حاضر که به روش تحلیلی و توصیفی، سامان یافته است، به منظور جمع بین اصول اخلاقی مراقبت از بیماران بیماریهای واگیر، از سویی و قواعد مربوط به حفظ جان خویش از تهلکه و دفع ضرر و حرج از خود، از سوی دیگر، ترک بیمار را در این مواقع برنمیتابد و آن را خلاف کرامت انسانی تلقی میکند؛ لذا، شایسته است پزشکان و پرستاران، جدا از وظایف شغلی، ضمن تقویت روحیهی ایثار و مواسات در خود، به استناد قواعد آمره در نظام پزشکی و اصول اخلاقی حاکم بر قواعد فقهی، با رعایت دقیق و کامل دستورالعملهای بهداشتی، حسب مفاد قاعدهی «المیسور لایترک بالمعسور»، ضمن صیانت از سلامتی خویش، به مراقبت و درمان بیماران مبتلا به کرونا مبادرت ورزند.
داریوش عظیمی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
شیوع گسترده و افزایش روزافزون آمار مرگومیر ناشی از ویروس کرونا، باعث بروز آسیبهای روانشناختی فراوان، ازجمله فشارهای روانی، در افراد شده است؛ لذا، این پژوهش با هدف مطالعهی رابطهی استرس ادراکشده با راهبردهای مقابلهای همراهان بیماران کرونایی بستری در بخش آیسییو مراکز درمانی شهر اردبیل انجام شد. پژوهش حاضر، مطالعهای توصیفیتحلیلی است. نمونهگیری، به روش در دسترس، از میان همراهان بیماران کرونایی بستری در بخش مراقبتهای ویژه صورت گرفت (محدودهی زمانی اردیبهشت تا شهریور 1399). تعداد نمونههای پژوهش، با توجه به نتایج مطالعهی مقدماتی، 462 نفر برآورد شد. اطلاعات گردآوریشده، شامل مشخصات دموگرافیک همراه بیمار، پرسشنامهی استرس ادراکشدهی کوهن و پرسشنامهی سبکهای مقابلهای بلینگز و موس بود. دادههای جمعآوریشده، با استفاده از آزمونهای تی مستقل، من ویتنی، اسپیرمن و مجذور کای و آزمون واریانس یکطرفه، با نرمافزار SPSS، نسخهی 24، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار استرس ادراکشده، 92/5 ± 80/44 و سبکهای مقابلهای هیجانمدار و مسألهمدار، بهترتیب، 02/3 ± 08/19 و 54/5± 35/32 بود.
آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن، بین استرس ادراکشده با سبک مقابلهای مسألهمدار 0.321 = r و هیجانمدار 0.113 = r ارتباطی معنیدار را نشان داد. ( 0.05 > p )
بر اساس نتایج این پژوهش، همراهان بیماران کرونایی بستریشده در بخش مراقبتهای ویژه، بیشتر، از شیوههای مقابلهای هیجانمدار استفاده میکنند که نتیجهی آن، افزایش رفتارهای هیجانی است؛ لذا، برای کمک به سلامت روانی همراهان بیماران کرونایی، میتوان از طریق طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و حمایتیمراقبتی، به تقویت کاربرد سبک مقابلهای مسألهمدار کمک کرد.
هادی جلیلوند، مجتبی عبدی، متینه پوررحیمی، علیرضا جلیلوند، درسا تنهارو، نگین والی، حامد عباسی جوشتی، یعقوب حسان، سمیه نوروزی، محدثه علیزاده، سحر آقایی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
انسان، در دوران سلامت و بیماری، دارای حقوقی است. پژوهش حاضر، در سال ۱۳۹۶، با هدف بررسی میزان آگاهی دانشجویان پرستاری و مامایی از حقوق بیمار، در بیمارستانهای آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، انجام شد. این مطالعه به روش مقطعیتوصیفی، با شیوهی نمونهگیری در دسترس، صورت گرفت. اطلاعات، با کمک پرسشنامهای سهقسمتی و پژوهشگرساخت، جمعآوری شد که شامل اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامهی آگاهی از منشور حقوق بیمار و راهکارهای مقابله با خلأ اطلاعاتی دانشجویان از حقوق بیمار، میشد. از آزمون منویتنی و اسپیرمن برای تحلیل دادهها استفاده گردید. 1219 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی، در این پژوهش شرکت کردند. متوسط نمرهی آگاهی دانشجویان از منشور حقوق بیمار، ۴۵/۴ ±۵۴/۱۳ از ۲۹ بود. 1007 نفر (61/82 درصد)، آموزش دریافتشده در زمینهی حقوق بیمار را مؤثر نمیدانستند. بین نمرهی آگاهی از حقوق بیمار با کسب اطلاع از حقوق او قبل از کارآموزی و کارورزی (0.461=r) و کسب اطلاع ازطریق استاد (0.512=r) همبستگی مستقیم و با خودآموزی (0.151 - =r) و سایر روشهای کسب اطلاعات (0.067 - = r) همبستگی معکوس وجود داشت. با توجه به اینکه بیشتر دانشجویان، محتوای آموزشی دریافتشده در زمینهی حقوق بیمار را مؤثر نمیدانستند، میتوان چنین نتیجه گرفت که این روشها کارآمد نبوده و نتوانستهاند اطلاعات درست را انتقال دهند؛ بنابراین، پیشنهاد میشود در برنامهی آموزشی حقوق بیمار برای دانشجویان پرستاران و مامایی، تجدیدنظر شود.
علیرضا روحی، محبوبه غیور بلورفروشان،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
چشمپزشکان مسلمان، در همهی بلاد و سرزمینهای اسلامی، بهویژه در اندلس، به دستاوردهایی مهم در زمینهی چشمپزشکی دست یافتند. دانشمندان اندلس، چندین اثر مرتبط با پزشکی و چشمپزشکی تألیف کردهاند که ما را با فعالیتهای آنان، در این حوزه آشنا میکند. هدف اصلی از این پژوهش، بررسی فعالیتهای انجامشده در اندلس در خصوص چشمپزشکی است. با استفاده از روش مروریکتابخانهای و رجوع به منابع و آثار نوشتهشدهی پزشکان و چشمپزشکان اندلس، مهمترین فعالیتهای آنان در این حوزه بررسی شده است. بررسی آثار پزشکی و چشمپزشکی در اندلس نشان داد، چشمپزشکانِ اندلس نوآوریهای خاصی به وجود آوردند که از مهمترین آنها، ابداع و ساخت داروهای مختلف و متنوع، جراحیهای مختلف، شناخت آناتومی چشم و استفاده از ابزاهای مختلف برای درمان و جراحی است.