جستجو در مقالات منتشر شده


165 نتیجه برای بیمار

فریبا اصغری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

این یک سرمقاله است و فاقد چکیده فارسی است.
مهشید صفایی، مقصود فراستخواه، احسان شمسی گوشکی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

در ساختار نظام سلامت مسائل حرفه ای و بازدارنده های سازمانی موجب خستگی بیمار، فرسودگی پزشک و در نهایت مسائل میان فردی میان بیمار و پزشک از جمله عدم درک متقابل و فرسایش اعتماد می شود. از این رو، اعتماد به‌عنوان هسته مرکزی سرمایه اجتماعی نقش بسزایی در کیفیت روابط میان فردی میان بیمار و پزشک دارد. اعتماد میان بیمار و پزشک و گسترش عمومی آن مستلزم مجموعه‌ای از ملاحظات سازمانی و اصول حرفه ای در نظام سلامت است. در این پژوهش سعی شد عوامل سازمانی و حرفه‌ای مؤثر بر اعتماد میان پزشکان و بیماران واکاوی شود. داده­ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته در مراکز ارائه خدمات سلامت شهر تهران گردآوری شد. با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی مصاحبه ها با 39 نفر و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. با بهره گیری از استراتژی داده‌بنیاد و نرم‌افزار اطلس تی آی، داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی و تحلیل شدند. پایایی در مرحله کدگذاری با استفاده از روش بازآزمون انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد، مؤلفه­های «حرفه‌ای - سازمانی» مؤثر مشتمل بر سه مؤلفه «مدیریت حرفه‌ای سازگارشونده»، «بیمه سازگارشونده»، «سیاست سازگارشونده»، و نُه مقوله است. این مؤلفه ها عناصر تشکیل دهنده ساختار و زیرساخت های توسعه حرفه‌ای در نظام سلامت هستند که می تواند ارتباط و تعامل مبتنی بر اعتماد میان بیمار و پزشک را در نظام سلامت احیا کنند. در خصوص تدوین راهبردها و سیاست‌های اجرایی برای افزایش اعتماد بین بیمار و پزشک به پژوهش های راهبردی دیگری نیاز است.

زینب کریمی، شکرالله خاکرند، معصومه دهقان،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

شیوع بیماری‌های همه‌گیر در گستره‌ی تمدن اسلامی، همواره یکی از مسائل مهم بوده است. سابقه‌ی تاریخی بیماری همه‌گیر طاعون به دوران باستان می‌رسد. شیوع بیماری طاعون، معروف به طاعون ژوستینین، در اواخر دوره‌ی باستان و انتقال آن به دوره‌ی اسلامی، مسلمانان را در سرزمین‌های فتح‌شده با مسائل جدید مواجه ساخت؛ ازاین‌رو، طاعون از مهلک‌ترین بیماری‌های مسری در گستره‌ی جغرافیای تمدن اسلامی بوده که در قرون اولیه‌ی اسلامی، آسیب‌هایی به بدنه‌ی ساختار اجتماعی، اقتصادی و حتی فکری و فرهنگی جامعه‌ی اسلامی‌ وارد کرده است. سرزمین شام از طاعون‌خیزترین مناطق تمدن اسلامی بوده که به‌صورت مکرر و پی‌درپی درگیر این بیماری شده و آسیب‌های فراوانی را تجربه کرده است. این پژوهش به بررسی طاعون در منطقه‌ی شام در دوره‌ی امویان (41تا132ه.ق/661تا749م) پرداخته؛ همچنین، دلایل وقوع آن و باورهای پیرامون طاعون را در این منطقه بررسی کرده است. بررسی‌های این تحقیق نشان داد، موقعیت جغرافیای شام، مدیترانه‌ای بودن آب‌وهوای آن و قرارگرفتن سرزمین شام در مسیر راه‌های تجاری و آمدوشدهای حاصل از آن در وقوع و گسترش طاعون اثرگذار بوده است. وقوع طاعون در جهان‌بینی مسلمانان نیز، آثاری مهم و شایان توجه داشته است؛ به‌طوری‌که آنان طاعون را نه یک بیماری همه‌گیر، بلکه نتیجه‌ی رحمت یا عذاب الهی می‌پنداشتند.

مهشیدسادات اصلاحی، حسن الهیاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 بیماری مالاریا یکی از شایع­ترین بیماری ­های عفونی به شمار می ­رود که رشد وشیوع آن بستگی به شرایط محیطی و اقلیمی هر منطقه دارد. دولت پهلوی به منظور تامین سلامت عمومی در جامعه اقداماتی جهت جلوگیری از شیوع این بیماری انجام داد. در سال‌های 1334تا 1347ش، استان هفتم، فارس، که شامل بخش زیادی از نواحی کرانه ­ای و پس کرانه ­ای خلیج فارس نیز بود، به دلیل موقعیت جغرافیایی، جزء مناطق آسیب پذیر نسبت به این بیماری به شمار می ­رفت. لذا هدف اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل اقدامات دولت پهلوی جهت کنترل و جلوگیری از گسترش بیماری مالاریا در استان فارس در خلال سال های 1334 تا 1347ش است. روش پژوهش در این مقاله توصیفی ـ تحلیلی است و گردآوری داده ­ها با مراجعه به منابع دست اول تاریخی و اسناد منتشر نشده محلی(فارس) انجام شده است. یافته ­های پژوهش نشان می ­دهد که دولت پهلوی در چارچوب برنامه­ های عمرانی هفت ساله دوم و سوم راهکارهایی را در درمان و ریشه کن نمودن این بیماری نظیر عملیات سم پاشی، اعزام کیپ ­های بهداشتی تخصیص بودجه ویژه و اجرای برنامه­ های آموزشی انجام داد. بررسی آماری نشان می ­دهد این اقدامات در پیشگیری از شیوع و کنترل بیماری مالاریا در فارس به طور نسبی موفق و نتیجه بخش بود. با این حال اجرای این طرح در فارس بدون چالش نیز نبود.

الهه همایونزاده، سیدمحمد آذین،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

حق باروری، چه در قالب مثبت و چه در شکل منفی خود، در تمام ادیان و مذاهب و به‌عنوان یک اصل مهم در اسناد بین‌المللی و حقوق بشری، به‌شکل حقی حمایت‌شده و مطالبه‌کردنی، مطرح شده است؛ باوجوداین، تجربه‌ی رشد منفی جمعیت در کشور ایران، در سال‌های اخیر، با سابقه‌ی اسناد و قوانین مذهبی و پشتوانه‌های فقهی و کلامی، نشان از ضرورت توجه دولت به دلایل این پدیده و تلاش برای رفع آن دارد. هرچند لزوم مثبت‌شدن نرخ رشد جمعیت، حائز اهمیت است و دولت‌ها بنا بر چشم‌اندازهای خود، حق توصیه دارند، اما حق هر خانواده است که آزادانه به تصمیم خود در خصوص باروری یا عدم باروری عمل کند. با اینکه این حق، کفایت تصمیم را ایجاد می‌کند، نباید از پیامدهای مثبت و منفی قانونگذاری‌ها درباره‌ی افزایش جمعیت تحت هر هدف و عنوانی، غافل ماند. آموزش این پیامدها بر عهده‌ی دولت‌هاست؛ همچنین، حق شهروندان است که از این پیامدها آگاهی یابند، سپس آزادانه تصمیم بگیرند؛ اختیار عملی که در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، از نظر مقنن دور مانده است و به بازبینی نیاز دارد. در این پژوهش کوشش شده است با بررسی دیدگاه‌های مختلف و متون علمی و حقوقی داخلی و خارجی، اولاً آزادی افراد در اعمال حق باروری، اثبات و ثانیاً محاسن و معایب ماده‌ی 51 قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، روشن شود؛ در نهایت، پیشنهاداتی برای تغییر این ماده‌ی قانونی و نگرش قانونگذار به راهکارهای افزایش نرخ رشد جمعیت، ارائه گردد.

عالیه جهانیان، امیر آغایلی، جمال رضایی اوریمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

قرنطینه‌ در ایران، سابقه‌ای طولانی دارد. گسترش بیماری‌های همه‌گیر، زمینه‌ساز ایجاد تشکیلات قرنطینه در ایران شد. در دوره‌ی قاجاریه، قرنطینه در کانون توجه قرار گرفت و در اواخر قرن نوزدهم، تشکیلات قرنطینه در مرزهای ایران تأسیس شد. بر این اساس، طی سالیان اخیر، پژوهش‌هایی متعدد درباره‌ی قرنطینه انجام گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، معرفی و نقد مقاله‌ی «قرنطینه‌های ایران در اواخر دوره‌ی قـاجار و اوایل دوره‌ی پهلوی» اثر مسعود کثیری و مرتضی دهقان‌نژاد است. این پژوهش، مطالعه‌ای تحلیلی‌انتقادی است که با بهره‌گیری از منابع کتـابخانه‌ای به معرفی و ارزیابی مقاله می‌پردازد. مقاله‌ دارای نگارش منسجم ویکپارچه بوده و حاکی از تلاش نویسندگان برای شناساندن مشکلات و موانع اجرای قرنطینه در ایران است. در ساختار مقاله گاهی ارجاع‌دهی‌های نامناسب، اشکالات نگارشی و ابهام در حدود و ثغور دیده می‌شود؛ همچنین، اشاره‌نکردن به تأثیرات جنگ جهانی اول بر شدت بیماری‌های واگیر و قرنطینه و مبهم‌بودن شیوع بیماری‌های واگیر را می‌توان از نقدهای محتوایی و روشی برشمرد. مقاله‌ی نام‌برده، علی‌رغم اینکه توانسته با بررسی قرنطینه در دوره‌ی قاجاریه و پهلوی، مقوله‌ای تازه را به روی پژوهشگران تاریخ پزشکی بگشاید، دچار اشکالاتی ساختاری و محتوایی و روشی است؛ لذا انتظار می‌رود با توجه به اهمیت موضوع نقد در پژوهش‌های علمی و با توجه به تحلیل انجام‌شده درباره‌ی آن مقاله، مطالب پیش رو موجب ارتقاء کیفیت مقالات و اصلاح تولیدات علمی در این حوزه شود.

آیدن فیضی، امیرعلی سهیلی، سمیرا چایبخش، فیدان شبانی، شیوا خالق‌پرست،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دستورالعمل‌های ‌پیشرو، اسنادی قانونی هستند که به افراد امکان می‌دهند، ترجیحات مراقبت‌های بهداشتی خود را برای زمانی که توانایی تصمیم‌گیری را از دست می‌دهند، مشخص کنند. دستورالعمل‌های ‌پیشرو، نقشی مهم در حفظ استقلال بیماران ایفا می‌کنند؛ به‌ویژه در بیماری‌های مزمن، مانند نارسایی قلبی که با وخامت تدریجی و بحران‌های ‌بهداشتی پیش‌بینی‌ناپذیر همراه است. این مرور نظام‌مند با رعایت دستورالعمل‌های PRISMA انجام‌ شد و  مطالعات تا مارس ۲۰۲۴، برای بررسی ترجیحات بیماران  HF درباره‌ی درمان‌های نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی و تصمیمات پایان ‌عمر تحلیل شدند. کلیدواژه‌های دستورالعمل‌های ‌پیشرو، برنامه‌ریزی ‌مراقبت ‌پیشرفته، نارسایی‌قلبی و تصمیم‌گیری ‌پایان ‌عمر در پایگاه‌های داده‌ی PubMed, Scopus , Web of Science جست‌وجو شدند. معیارهای ورود، شامل مطالعات اصلی و دارای‌ متن ‌کامل درباره‌ی بیماران HF بالای هجده سال بود؛ درحالی‌که معیارهای‌ حذف، محتواهای غیرپژوهشی و مقالات دسترسی‌ناپذیر را شامل می‌شد. این مرور شامل ۲۵ مطالعه بود که با استفاده از ابزار NIH از نظر کیفیت، ارزیابی و متغیرهایی مانند عوامل‌ جمعیتی، تصمیم‌گیری‌ نیابتی و ترجیحات‌ درمانی تحلیل ‌شدند. مطالعات متعددی که در این مطالعه گنجانده شده‌اند، سطوح پایین آگاهی را درباره‌ی دستورالعمل‌های ‌پیشرو، در میان بیماران نارسایی قلبی برجسته می‌کنند. نرخ تکمیل دستورالعمل‌های ‌پیشرو در مطالعات‌ گوناگون، متفاوت ‌است که به تفاوت‌های‌ فرهنگی مربوط می‌شود. داده‌ها نشان‌ داد، ترجیحات برای تصمیم‌گیری ‌نیابتی، بیشتر به ‌سمت اعضای خانواده است تا پزشکان. بنا بر یافته‌های جواهری (۲۰۱۶)، آموزش‌ ویدیویی بر ترجیحات، بسیار اثر می‌گذارد؛ در واقع، بیمارانی که یک ویدیو را تماشا ‌می‌کنند، در مقایسه با افرادی که اطلاعات شفاهی دریافت می‌کنند، به احیای قلبی‌ریوی یا لوله‌گذاری کمتر تمایل دارند. فرمیگا (۲۰۰۴) بینش‌هایی را درباره‌ی اولویت‌های گسترده‌تر بیماران، مانند حفظ خودکنترلی و بهینه‌سازی روابط با عزیزان ارائه ‌کرد. این یافته‌ها بر نیاز به همسویی مداخلات‌ پزشکی با اهداف کل‌نگر بیماران، به‌جای تمرکز صرف بر نتایج‌ بالینی تأکید کرده‌اند. در مجموع ۴۰۹۱ شرکت‌کننده با میانگین سنی 68/22 سال بررسی شدند. مطالعات، ترجیحاتی متنوع را درباره‌ی درمان‌های‌ نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی نشان ‌دادند. حدود 53/73% از بیماران، مداخلات نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی را ترجیح‌ دادند؛ درحالی‌که 48/37% از آنان با احیای قلبی‌ریوی مخالف‌ بودند. بیماران نارسایی قلبی، ترجیحاتی متنوع برای مراقبت‌های ‌پایان ‌عمر نشان می‌دهند که از عوامل فرهنگی و فردی اثر می‌پذیرند. با وجود اهمیت دستورالعمل‌های ‌پیشرو در هماهنگی مراقبت‌ها با ارزش‌های ‌بیمار، شکاف‌هایی چشمگیر در آگاهی و ثبت این ترجیحات باقی‌ مانده ‌است. ابزارهای آموزشی هدفمند، بهبود ارتباطات و رویکردهای متناسب با فرهنگ بیمار ضروری‌ هستند تا نرخ تکمیل دستورالعمل‌های ‌پیشرو را بهبود ‌بخشند و مراقبت‌های ‌بیمارمحور را تضمین ‌کنند. مطالعات‌ آینده باید بر توسعه و اجرای ابزارهای استاندارد تسهیل‌کننده‌ی دستورالعمل‌های ‌پیشرو متمرکز شوند.

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

همواره، چالش‌های اخلاقی و نگرانی‌های مختلفی، در ارائه‌ی خدمات سلامت مطرح بوده که عمدتاً بر مسائل پزشکی مراقبت‌های حاد یا مسائلی مانند تصمیم‌گیری درباره‌ی مراحل انتهایی زندگی متمرکز بوده است؛ بااینحال، با افزایش جمعیت سالمندان و تأکیدی که جامعه‌ی کنونی بر بازگرداندن بیماران به بالاترین سطح ممکن عملکرد دارد، توجه بیشتری به معضلات اخلاقی که به مراقبتهای توانبخشی مربوط هستند، معطوف شده است. تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، به‌طور معمول انجام می‌گیرند که برخی از آن‌ها ساده‌اند و صرفاً به اخذ رضایت آگاهانه برای انجام‌دادن برخی پروسیجرهای درمانی و توان‌بخشی منتهی می‌شوند و برخی دیگر، بسیار پیچیده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها، تخصیص منابع و انتخاب بیماران برای دریافت خدمات توان‌بخشی است. انتخاب بیماران برای پذیرش در مراکز توان‌بخشی، معمولاً با تشخیص پزشک متخصص انجام می‌شود؛ اما با توجه به اینکه در بسیاری از مراکز، تقاضا برای پذیرش بیشتر از تعداد تخت‌های موجود است، اغلب باید تصمیم‌های دشواری اتخاذ شود. در برخی مواقع ممکن است، مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های واضح و مشخص در دسترس باشد؛ اما انتخاب بیماران اغلب بیشتر جنبه‌ی ذهنی دارد. برای انتخاب بیماران، عواملی همچون: تشخیص بیماری، پیش‌آگهی، عوارض ثانویه، توانایی یادگیری و عوامل اجتماعی، شغلی، شخصی و مالی در نظر گرفته می‌شود. انتخاب بیماران برای توان‌بخشی می‌تواند نگرانی‌های اخلاقی مختلفی را ایجاد کند. به حقوق، وظایف و مسئولیت‌های بیماران و پزشکان باید توجه شود. همان‌طورکه ذکر شد، این ظرفیت وجود دارد که این فرایند بیش‌ازحد ذهنی باشد؛ بنابراین، امکان بی‌عدالتی وجود دارد. اصول سودرسانی و عدالت باید در نظر گرفته شوند؛ البته گاهی ممکن است در تضاد باشند؛ ازاین‌رو، اعضای تیم توان‌بخشی، بالاخص پزشک باید تلاش کنند تا بین اصول سودرسانی و عدالت تعادلی برقرار کنند؛ بااین‌حال، انتخاب، اغلب جنبه‌ای ذهنی دارد؛ همچنین، به نظر می‌رسد معقول باشد که برای پیگیری بیمارانی که ابتدا پذیرش نشده‌اند، تلاشی صورت گیرد تا اطمینان حاصل شود که وضعیت آن‌ها تغییر نکرده است؛ علاوه‌براین، متخصصان اخلاق پزشکی و توان‌بخشی باید دستورالعمل‌هایی واضح و روشن را برای انتخاب و بستری بیماران نیازمند خدمات توان‌بخشی تدوین کنند و در دسترس تیم ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی قرار دهند.

حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبت‌های پزشکی است. در دهه‌های اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، به‌عنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعه‌ی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همه‌گیری کووید پرداخته و مؤلفه‌های مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعه‌ی مروری، از طریق جست‌وجو در پایگاه‌های علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer  و Scopus جمع‌آوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاه‌های ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفه‌های اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالش‌های پیش روی نظام سلامت در دوران همه‌گیری تحلیل شده‌اند. مطالعه نشان داد، مؤلفه‌های اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همه‌گیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کرده‌اند. در دوران پیش از همه‌گیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایت‌نکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفه‌ای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکت‌های دارویی و رسانه‌ها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه می‌دهند. طبق مطالعه‌ای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همه‌گیری کرونا را تهدیدی اغراق‌آمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کرده‌اند. بااین‌حال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائه‌ی خدمات فداکارانه و شفاف‌سازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکل‌گیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولت‌ها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نه‌تنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه می‌تواند بر موفقیت برنامه‌های پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینه‌ی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفاف‌سازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.

ندا یاوری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

گفتن حقیقت درباره‌ی تشخیص و پیش‌آگهی بیماری در بیماران مراحل پایانی حیات، همواره یکی از چالش‌های اساسی در اخلاق پزشکی بوده است. بر اساس اصل اخلاقی احترام به اتونومی بیماران، آن‌ها حق دارند در مراحل پایانی حیات درباره‌ی تشخیص و پیش‌آگهی خود اطلاعات کافی داشته باشند؛ اما نگرانی تیم درمان از القای ناامیدی و مختل‌کردن آرامش روانی بیماران، اغلب منجر به اتخاذ رویکردی قیم‌مآبانه، مبتنی بر مخفی‌کردن یا دست‌کاری اطلاعات در زمان ارائه به بیماران می‌شود. مطالعات انجام‌شده درباره‌ی حقیقت‌گویی به بیماران در مراحل پایانی حیات، در باب بهترین رویکرد درباره‌ی زمان آن، چگونگی و میزان اطلاعاتی که باید به این بیماران ارائه شود، اتفاق‌نظر ندارند. پیچیدگی این مسأله به دلیل وجود باورهای فرهنگی مختلف درباره‌ی مرگ و نیز الگوی روابط اجتماعی و خانوادگی در جوامع مختلف دوچندان می‌شود. این مقاله به بررسی تجربیات، نگرش‌ها و ادراکات ارائه‌دهندگان و دریافت‌کنندگان خدمات سلامت پیرامون چالش‌های اخلاقی حقیقت‌گویی به بیماران مراحل پایانی حیات پرداخته است. در این مطالعه‌ی کیفی، مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با ۲۷ نفر از ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی، ۲۰ بیمار و ۱۵ همراه بیمار انجام شد. انتخاب مصاحبه‌شوندگان با روش نمونه‌گیری هدفمند صورت گرفت و مصاحبه‌ها تا زمان اشباع داده‌ها ادامه پیدا کرد. برای تحلیل نتایج از روش تحلیل محتوای مرسوم استفاده شد. نتایج این مطالعه را می‌توان در چهار طبقه‌ی اصلی خلاصه کرد: الف. تنوع در رویکردهای ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی به بیان حقیقت به دلیل تأثیر ارزش‌های شخصی پزشک، سیاست‌های سازمانی و عوامل فرهنگی؛ ب. ترجیح غالب بیماران و اعضای خانواده برای دریافت اطلاعات که اغلب با تصور ارائه‌دهندگان مراقبت‌های بهداشتی در تضاد بود؛ ج. تأثیر شایان توجه چگونگی و موقعیت زمانی و مکانی بیان حقیقت بر به‌زیستی عاطفی بیماران و خانواده‌ی آن‌ها؛ د. نیاز به رویکرد بیمارمحور در ارتباط با درنظرگرفتن موقعیت فردی، ارزش‌ها و ترجیحات بیماران و خانواده‌ی آن‌ها. این مطالعه بر پیچیدگی‌های اخلاقی پیرامون حقیقت‌گویی در پایان زندگی تأکید می‌کند. علی‌رغم اهمیت توجه به اصل اتونومی بیماران لازم است رویکردی محتاطانه در زمینه‌ی حقیقت‌گویی به بیماران اتخاذ شود تا ضمن احترام به اتونومی بیمار و تحکیم ارتباط صادقانه‌ی پزشک با او، از القای ناامیدی و آسیب به سلامت روان بیمار و خانواده‌ی او پرهیز شود؛ ازاین‌رو، انجام‌دادن مطالعات بیشتر با تمرکز بر توسعه‌ی راهکار‌های ارتباطی مؤثر و ارائه‌ی پشتیبانی جامع برای متخصصان مراقبت‌های بهداشتی درگیر در مراقبت‌های پایان حیات توصیه می‌گردد؛ همچنین، طراحی برنامه‌های آموزشی با تأکید بر مهارت‌های ارتباطی، حساسیت فرهنگی و تصمیم‌گیری اخلاقی برای ترویج بهترین شیوه‌ها و کاهش بار عاطفی بر پزشکان و درعین‌حال، حمایت از حقوق بیماران، ضروری است.

محمدرضا جلیل‌فر، هدایت جعفری، فاطمه رودی، سیدتوحید حسینی، سودابه اسلامی، سیدمحمد میرشفیعی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

با توجه به نیاز روزافزون به مراقبت‌های پرستاری در منزل، استقلال بیمار به عنوان یک اصل اخلاقی مهم در ارائه خدمات مراقبتی مطرح می‌شود. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی اهمیت خودمختاری و استقلال فردی در مراقبت از بیماران در منزل بوده است. در این مقاله مروری سیستماتیک، از پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed،Scopus، sciencedirect،magiran و موتور جستجوگرGoogle scholar برای جستجوی مقالات مرتبط با موضوع خودمختاری واستقلال در 10 سال اخیر مرتبط با مراقبت پرستاری در منزل استفاده شده است. کلمات کلیدی مورد استفاده درجستجو عبارت بودند از:"خودمختاری بیمار"،"مراقبت پرستاری در منزل"،"اخلاق پرستاری"،"autonomy in nursing home care". پس از بررسی مقالات و فرایند جستجو و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، 20 مقاله مرتبط با موضوع خودمختاری در مراقبت پرستاری درمنزل در این مطالعه مروری سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌های این مطالعات نشان داد که عوامل مختلفی می‌توانند بر خودمختاری بیمار درمنزل تأثیرگذار باشند، از جمله به موارد ذیل اشاره نمود: · عوامل فردی: سن، جنس، وضعیت سلامت جسمی و روانی بیمار؛  · عوامل خانوادگی: حمایت خانواده، روابط خانوادگی، فرهنگ خانواده؛ · عوامل اجتماعی: حمایت اجتماعی، دسترسی به منابع اجتماعی؛  ·  عوامل سازمانی: سیاست‌های مراقبتی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی. با توجه به این یافته‌ها ومقایسه آنها، می‌توان نتیجه گرفت که برای ارتقای خودمختاری بیمار درمنزل، باید به تمام عوامل ذکرشده توجه شود. برخی از راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای خودمختاری بیمار عبارتند از: · آموزش بیمار و خانواده در مورد خودمختاری بیمار؛  ·  تقویت حمایت خانواده از بیمار،  · ارائه خدمات حمایتی اجتماعی به بیمار؛  · توسعه سیاست‌های مراقبتی حمایتی از خودمختاری بیمار؛  ·  بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی. خودمختاری بیمار یکی از اصول اخلاقی مهم در مراقبت پرستاری در منزل است. با توجه به عوامل موثر بر خودمختاری بیمار، باید راهکارهای جامعی برای ارتقای آن در نظر گرفته شود. آموزش بیمار و خانواده، تقویت حمایت خانواده، ارائه خدمات حمایتی اجتماعی و بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی از جمله راهکارهای موثر دراین زمینه هستند.

رضا نگارنده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حمایت از بیمار، اساس عملکرد اخلاقی در مراقبت‌های بهداشتی است که حفاظت از حقوق بیمار و استقلال آن‌ها و ارائه‌ی مراقبت باکیفیت را شامل می‌شود. ادعا می‌شود که پرستاران بهترین موقعیت را برای ایفای این نقش دارند. هدف این مقاله، ارائه‌ی توصیفی جامع از مفهوم «حمایت از بیمار» و روش‌های بهبود آن است. در این مرور جامع، متون علمی شامل مقالات داوری‌شده، دستورالعمل‌های حرفه‌ای و سیاست‌های مرتبط جست‌وجو و بررسی شدند. با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، داده‌های استخراج‌شده از متون، انواع حمایت از بیمار، شامل حمایت بالینی و سیستمیک (محل کار) و راهکارهای بهبود مهارت‌های مربوطه، شناسایی و ارائه شدند. حمایت بالینی، تضمین ایمنی بیمار، حمایت از تصمیم‌گیری آگاهانه و حمایت از مدیریت مناسب درد است. برای بهبود حمایت بالینی، رویکردی چندوجهی لازم است که از میان آن‌ها می‌توان به «تقویت ارتباط مؤثر، اعتماد و تصمیم‌گیری مشترک»، «تشویق به مشارکت بیمار در مراقبت و حمایت از راهکارهای خودمدیریتی»، «تقویت ارتباط و همکاری مؤثر در تیم مراقبت‌های بهداشتی» و «آگاه‌ماندن درباره‌ی تحولات اخلاقی و حقوقی و سیاستی مرتبط» اشاره کرد. حمایت سیستمی بر مسائل گسترده‌تر در نظام مراقبت‌های بهداشتی که بر مراقبت از بیمار اثر می‌گذارد، متمرکز است. بهبود حمایت سیستمی نیز مستلزم رویکردی چندوجهی است که می‌تواند شامل شناسایی و تحلیل مسائل سیستمی مانند نابرابری‌های مراقبت‌های بهداشتی، محدودیت منابع و موانع سیاستی باشد. حمایت از سیاست‌های صحیح، تخصیص کارآمد منابع و ابتکارات بهبود کیفیت، از راهبردهای رسیدگی به این مسائل است. برای بهبود حمایت سیستمی، ایجاد مشارکت‌های قوی با سایر متخصصان مراقبت‌های بهداشتی، سازمان‌های اجتماعی و سیاست‌گذاران بسیار ضروری است؛ علاوه‌براین، ارتقاء آموزش و آگاهی در نیروی کار مراقبت‌های بهداشتی و مردم، اهمیت فراوان دارد. استفاده از فناوری نیز می‌تواند جمع‌آوری داده‌ها، ارتباطات و تلاش‌های بسیج‌یافته را افزایش دهد. با اجرای این راهکارها، پرستاران و سایر اعضای تیم مراقبت بهداشتی می‌توانند به‌طور مؤثری از تغییرات سیستمیک حمایت کنند، کیفیت مراقبت را برای همه‌ی بیماران بهبود بخشند و یک نظام مراقبت‌های بهداشتی عادلانه‌تر ایجاد کنند. حمایت از بیمار نقشی پویا و چندوجهی است که یادگیری و سازگاری مداوم را می‌طلبد.

فاطمه سادات عسگریان، علی صابر، ساره باقری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اعتماد، یکی از مهم‌ترین جنبه‌های روابط انسانی است که زمینه‌ساز مشارکت و همکاری میان اعضاست؛ همچنین‌، اعتماد یکی از ارزشمندترین سرمایه‌های اجتماعی در نظام سلامت است که در صورت مخدوش‌شدن، هزینه‌ای سنگین به نظام سلامت تحمیل خواهد کرد. هدف از این مطالعه، بررسی سنجش میزان اعتماد بیماران به پزشکان و تأثیر آن بر روند درمان بیماران در بیمارستان شهیدبهشتی کاشان بود. در این مطالعه 325 نفر از بیماران مراجعه‌کننده به اورژانس بیمارستان شهیدبهشتی کاشان انتخاب شدند و بعد از اعمال معیارهای ورود و خروج، 310 نفر از آن‌ها در مطالعه باقی ماندند. در این بررسی از ابزار اعتماد عمومی استفاده شد. این پرسش‌نامه از 33 سؤال تشکیل شده که شامل شش بُعدِ مراقبت‌های بیمارمحور (شش سؤال)، سیاست‌های مراقبت از بیمار در سطح کلان (شش سؤال)، تخصص ارائه‌دهندگان (چهار سؤال)، کیفیت مراقبت‌ها (نُه سؤال)، ارتباطات و ارائه‌ی اطلاعات (شش سؤال) و کیفیت همکاری میان ارائه‌دهندگان (دو سؤال) است. بازه‌ی نمرات بین 0 تا 100 در نظر گرفته شده بود و اگر نمرات 0 تا 20 بود، اعتماد بسیار کم، بین 20 تا 40، اعتماد کم، 40 تا 60، اعتماد متوسط، 60 تا 80، اعتماد زیاد و 80 تا 100 اعتماد بسیار زیاد به مراقبت‌های بهداشتی‌درمانی را نشان می‌داد. از 310 بیمار، 157 نفر (50.6درصد) مذکر و 153 نفر (49.4درصد) مؤنث بودند و میانگین و انحراف معیار سنی بیماران در زمان مطالعه 20.6±56.6 سال بود. در بین بیماران 178 نفر (57.4درصد) به بیماری حاد و 132 نفر (42.6درصد) به بیماری مزمن مبتلا بودند. میانگین و انحراف معیار نمره‌ی کلی پرسش‌نامه‌ی اعتماد عمومی 13.8±95.59 گزارش شد. این مطالعه نشان داد، نمره‌ی اعتماد عمومی بیماران به پزشکان در این مرکز زیاد است. در ارائه‌ی مراقبت‌های بهداشت و درمان، مداخلات به‌تنهایی کافی نیست و باید کیفیت خدمات، برای افزایش اعتماد و رضایت بیماران، ارتقا یابد.

محمد حسین خانی، زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اضطراب مرگ که به‌صورت اضطرابی واقعی شناخته می‌شود، یکی از مهم‌ترین عوامل در سلامت روان افراد است. از طرفی، مراقبت معنوی، شامل مهارت‌های ارتباط بین‌فردی مانند گوش‌دادن، اعتمادسازی، ارتباط غیرکلامی، خودآگاهی، صداقت و توجه به نیازهای دینی، بخشی جدایی‌ناپذیر از مراقبت پرستاری به شمار می‌رود. به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ منجر شود. ازآنجاکه در این زمینه مروری جامع یافت نشد، این مرور نظام‌مند به‌منظور بررسی آثار مراقبت معنوی بر اضطراب مرگ بیماری صورت گرفت. در این مطالعه، جست‌وجویی گسترده با کلیدواژه‌های مرتبط با مراقبت معنوی و اضطراب مرگ، در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و SID و Magiran صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه، ۳۲ مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری، مطالعات کیفی و مطالعات انجام‌شده بر گروه‌های غیر از بیماران خارج شدند. محدودیت زمانی نیز اعمال نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، هشت مطالعه تجزیه ‌و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات، تجمع مطالعات در چهار سال اخیر و بالینی‌بودن کارآزمایی را نشان داد. مطالعات انجام‌شده بر بیماران، طی همه‌گیری کووید ۱۹ نشان دادند، بیماران در این دوران سطوح بالایی از اضطراب مرگ را تجربه می‌کنند و به مراقبت معنوی، بیشتر نیاز دارند. بنا بر نتایج یک مطالعه، اجرای برنامه‌ی مراقبت معنوی، اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیه‌ی تحت همودیالیز را کاهش داد. این یافته در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام‌ شده بود نیز، نشان داده شد؛ همچنین، در مطالعه‌ای دیگر که بر بیماران سکته‌ی مغزی صورت گرفت، به اثرات مثبت مراقبت معنوی در کاهش اضطراب، اشاره شد. این در حالی است که برخی مطالعات انجام‌شده بر روی بیماران قلبی و بیماران مبتلا به سرطان گوارشی، کاهش معناداری را در میزان اضطراب مرگ نشان ندادند. یک مطالعه نیز بیان کرد، آموزش خودمراقبتی معنوی از طریق تله‌نرسینگ می‌تواند به کاهش اضطراب مرگ سالمندان در طی همه‌گیری کووید ۱۹ کمک کند. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد، مراقبت معنوی می‌تواند به‌عنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب مرگ گروهی از بیماران به کار گرفته شود. پیشنهاد می‌شود، مطالعات آینده به بررسی جامع‌تر این موضوع در گروه‌های مختلف بیماران، خصوصاً بیماری‌های مزمن بپردازند.

محسن رضائی آدریانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

یکی از چالش‌های مهم در ارتباط گیرنده و ارائه‌کننده‌ی خدمت سلامت، مسائل و ارتباط مالی است. این ارتباط به دو گونه‌ی مستقیم یا غیرمستقیم است. در ارتباط مستقیم مالی گیرنده و ارائه‌کننده‌ی خدمت سلامت، معضلات اخلاقی متعددی پدید می‌آید که دریافت وجه خارج از تعرفه (زیرمیزی)، سهم‌خواهی، ارجاع به خود، ارجاع بیجا، تقاضای القایی، بستری و جراحی غیرضروری، از آن جمله هستند. در شیوه‌ی ارتباط غیرمستقیم، بخشی اندک از هزینه‌ی خدمات سلامت بر عهده‌ی گیرنده‌ی خدمت است و نهاد واسط (بیمه یا وزارت بهداشت) عمده‌ی این هزینه را پرداخت می‌کند. وجود نظام پزشک خانواده، همراه با سطح‌بندی و ارجاع دقیق و صحیح، تکمیل‌کننده‌ی شیوه‌ی ارتباط غیرمستقیم مالی است. در چنین حالتی این امکان وجود خواهد داشت که تعرفه‌ی خدمات، مطابق با هزینه‌ی تمام‌شده باشد و تعرفه‌ها به اصطلاح «واقعی» شوند. در این صورت، برای بسیاری از معضلات اخلاقی پیش‌گفته، زمینه‌ای برای بروز و ظهور وجود نخواهد داشت. در نظام سلامت کنونی، نمونه‌های موجود قطع ارتباط مستقیم مالی و نظام ارجاع، گویای چنین امکانی‌ است. قانون بیمه‌ی تصادفی (ماده‌ی ۹۲ برنامه‌ی چهارم توسعه)، پزشک خانواده‌ی کمیته‌ی امداد امام(ره)، ازجمله‌ی این نمونه‌ها هستند. در مراکز درمانی که محل ارجاع بیماران مصدوم هستند، کارکنان باسابقه که قبل و بعد از اجرای قانون بیمه‌ی تصادفی را در تجربه‌ی زیسته‌ی خود دارند، به‌روشنی به تفاوت آشکار قبل و بعد از اجرای این قانون اذعان دارند. مطالعات انجام‌شده هم به این موضوع اشاره دارند.

هدی احمری طهران، احمد مشکوری، طیبه ایلاقی نژاد، مریم،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

تحقیقات نشان می‏دهد، استرس در دانشجویان پزشکی به فرسودگی شغلی و ازبین‌رفتن حقوق بیماران منجر می‏شود. کاهش خلق‌وخو و بدرفتاری دانشجویان در دوره‌ی کارآموزی بدتر می‌شود. از سوی دیگر، مرور ادبیات به اهمیت روایت‌نویسی تأملی در آموزش بالینی اشاره دارد. این مطالعه، به بررسی اثربخشی روایت‏نویسی تأملی دانشجویان بر رعایت شأن بیماران و احترام به حقوق آنان در آموزش بالینی پرداخته است. این پژوهش ترکیبی، مبتنی بر نظریه‌ی یادگیری بازتابی گیبس، طی ۱۲ ماه بر روی 48 دانشجوی کارورز در بخش داخلی و جراحی و ارتوپدی انجام شد. دانشجویان پزشکی، به‌طور تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. در گروه مداخله، دانشجویان اجازه داشتند با بیماران صحبت کنند و از آن‌ها بپرسند که آیا حق و شأن بیمار به‌درستی رعایت شده است یا خیر؟ دانشجویان به‌شیوه‌ی روایت‌نویسی، عملکرد خود را به‌صورت کتبی، درباره‌ی رعایت شأن و حقوق بیمار منعکس می‌کردند. در هفته‌ی اول، پیش‌آزمون در هر دو گروه انجام شد. گروه مداخله در هفته‌ی دوم و سوم، آموزش تأملی و روایت‌نویسی تأملی را دریافت کردند. در هفته‌ی چهارم، پس‌آزمون در هر دو گروه انجام شد. برای تبیین درک دانشجویان از اثربخشی روایت‌نویسی تأملی بر عملکردشان، تحلیل محتوای کیفی صورت گرفت که شامل 12 مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته و 144 یادداشت روایت‌نویسی تأملی بود. میانگین نمرات عملکرد دانشجویان در احترام به بیمار، در گروه مداخله در پس‌آزمون (32/21±12/1) نسبت به پیش‌آزمون (85/39±9/1) به‌طور معنی‌داری بهبود یافت (0/05 = P ). آزمون تی مستقل نشان داد، تفاوت نمرات پس‌آزمون در دو گروه معنی‌دار است (0/05=P). از مصاحبه‌ها، چهار موضوع اصلی پدیدار شد: بهبود همدلی و درک احساسات بیماران، توجه به ابعاد انسانی بیماران، احترام به استقلال و حقوق بیماران و ارتقاء مهارت‌های ارتباط بین‌فردی. این مطالعه، آثار مثبت و معنی‌دار مداخلات روایت‌نویسی تأملی را بر عملکرد دانشجویان پزشکی برای رعایت شأن بیماران و احترام به حقوق آنان نشان داد. استفاده از روایات بازتابی دانشجویان پزشکی در این زمینه توصیه می‌شود.

طاهره شفقت، الهه رحمانی سامانی، الناز حایری، عطیه دهقان نیری، زهرا رئیسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

یک نظام مراقبت‌ بهداشتی کارآمد، به مشارکت فعال ارائه‌دهندگان و دریافت‌کنندگان این خدمات و ارتباط نزدیک بین آنان نیاز دارد؛ بنابراین، رعایت منشور حقوق بیماران، جزئی جدایی‌ناپذیر از ارائه‌ی خدمات بهداشتی‌درمانی است؛ بااین‌حال، وجود و تدوین و ابلاغ این منشور نمی‌تواند تضمینی برای اجرا و رعایت آن باشد؛ بنابراین، ارزیابی میزان رعایت آن ضروری به نظر می‌رسد؛ لذا، هدف از این مطالعه، بررسی میزان رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان شهیدرهنمون یزد بود. مطالعه‌ی کاربردی حاضر، از نوع توصیفی‌تحلیلی بود که به روش مقطعی در بیمارستان شهیدرهنمون یزد در سال 1403 انجام شد. همه‌ی بیماران بستری در این بیمارستان، جامعه‌ی پژوهش بودند. نمونه‌گیری با روش خوشه‌ای تصادفی و با بهره‌گیری از پرسش‌نامه‌ی استاندارد پارساپور و همکاران، برای سنجش میزان رعایت منشور حقوق بیمار انجام صورت گرفت. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های من ویتنی، کروسکال والیس و با کمک نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 26 انجام گرفت. نتایج مطالعه حاکی از میزان متوسط ادراک بیماران (11/10 ±53/99) از رعایت منشور حقوق بیمار در بیمارستان رهنمون بود. بیشترین میزان رعایت منشور حقوق بیماران از دید ایشان، مربوط به حیطه‌ی احترام به بیمار و حفظ حریم شخصی (2/65±12/78) و کمترینِ آن، مربوط به وجود نظام رسیدگی به شکایات بیمار (1/74±2/97) بود. رﺿﺎﻳﺘﻤﻨﺪی ﺑﻴﻤﺎران، به‌عنوان ﻳﻜﻲ از ﺷﺎﺧﺺ‌ﻫﺎی ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻬﻢ در ﻧﻈﺎم ﺳﻼﻣﺖ، در ﮔﺮو رﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﻮق ﺑﻴﻤﺎران اﺳﺖ؛ لذا، راهکارهایی همچون: آگاه‌سازی کارکنان از اهمیت رعایت حقوق بیمار، آگاهی‌دادن به بیماران درباره‌ی حقوق خود از طریق کارکنان و رسانه‌ها، برنامه‌ریزی مدیر بیمارستان در زمینه‌ی حقوقِ کمتر رعایت‌شده، همکاری بیشتر کارکنان و بیماران با یکدیگر، پیگیری نمونه‌های نقض حقوق بیماران و تصویب قوانینی برای تضمین رعایت حقوق بیماران و نظارت بر اجرای این حقوق در جهت ارتقاء رضایت بیماران از خدمات بهداشتی‌درمانی و افزایش توجه کادر درمانی به رعایت حقوق بیماران، توصیه می‌شود.

آذر درویش پور، فاطمه منصوری، شیوا مهدوی فشتمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

آموزش به بیمار، یکی از جنبههای حیاتی مراقبت از بیمار است که میتواند پیامد، رضایت و استقلال بیمار را بهبود بخشد. متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید متعهد به ارائه‌ی آموزشهایی به بیمار باشند که ضمن کیفیت‌داشتن، با نیازها و شرایط منحصربه‌فرد او نیز متناسب باشند؛ علاوه‌براین، پایبندی به اصول اخلاقی و اطمینان از اینکه بیماران اطلاعات دقیق و بی‌طرفانه دریافت می‌کنند و استقلال و ظرفیت تصمیم‌گیری آن‌ها رعایت می‌شود، در بحث آموزش به بیمار ضروری است. هدف از این مطالعه، شناسایی ابعاد اخلاقی در زمینه‌ی آموزش به بیمار بود. مطالعه‌ی حاضر، مروری نظام‌مند بود که با جست‌وجو در پایگاه‌های داده‌ی PubMed، Scopus،  Web of ScienceوGoogle Scholar  و با استفاده از کلمات کلیدی انگلیسی اخلاق، آموزش به بیمار، پایبندی به اصول اخلاقی در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ انجام شد. معیارهای ورود شامل مطالعاتی بود که بر جنبه‌های اخلاقی آموزش به بیمار و پایبندی به آن متمرکز بودند. داده‌ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شدند. از بین ۲۱۶ مقاله، ۲۰ مقاله‌ی مرتبط با موضوع وارد مطالعه شدند. از تحلیل داده‌ها سه طبقه‌ی اصلی با عناوین تعهد به مراقبت (با دو زیرطبقه‌ی آموزش مبتنی بر نیاز مددجو، حمایت از بیمار و ارائه‌ی اطمینان عاطفی به او)، تعهد به آموزش (با دو زیرطبقه‌ی برنامه‌های آموزشی ساختارمند و مهارت‌های ارتباطی متخصصان مراقبت‌های بهداشتی) و پایبندی به اصول اخلاقی (با دو زیرطبقه‌ی احترام به استقلال و خودمختاری بیمار، رازداری و محرمانگی) پدیدار شد. یافته‌های این مطالعه اهمیت تعهد متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را به مراقبت و آموزش در ارائه‌ی آموزش باکیفیت به بیمار نشان می‌دهد. متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید از ابعاد اخلاقی آموزش به بیمار آگاه باشند و برای ارائه‌ی آموزش‌های متناسب با نیازها و توانایی‌های فرد تلاش کنند. مطالعات آینده باید روی ارتباط بین مراقبت بیمارمحور، استقلال و مهارت‌های ارتباطی متخصصان مراقبت‌های بهداشتی با پیامدهای آموزش بیمار متمرکز باشند.

علیرضا زارع، محمد حسین تکلیف، علیرضا جاوید، زهرا آماده، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

پرستاران، به‌عنوان یکی از اعضای کلیدی تیم درمانی در مراقبت از افراد مبتلا به بیماری‌های روانی مزمن، با مسائل پیچیده‌ی اخلاقی مواجه هستند. رعایت محرمانگی، اخذ رضایت آگاهانه از بیمارانی با توانایی شناختی محدود، مدیریت تعارضات بین حقوق بیمار و الزامات ایمنی و مقابله با انگ اجتماعی، از چالش‌های آنان هستند. کم‌توجهی به این چالش‌ها می‌تواند موجب کاهش کیفیت مراقبت و افزایش فشارهای روانی بر پرستاران شود؛ ازاین‌رو، درک بهتر این چالش‌ها و ارائه‌ی راهکارهای مناسب، ضروری است. این مطالعه به روش مرور ساده انجام شد. ابتدا جست‌وجویی جامع در پایگاه‌های داده‌ی PubMed، Scopus، PsycINFO و Google Scholar انجام گرفت. برای جست‌وجو، از کلیدواژه‌های ترکیبی مانند چالش‌های اخلاقی، پرستاری، بیماران روانی مزمن و مراقبت اخلاقی استفاده شد. معیارهای ورود، شامل مطالعات منتشرشده به زبان انگلیسی و فارسی از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳، مقالات پژوهشی، مروری و کیفی مرتبط با موضوع بودند. پس از ارزیابی دقیق کیفیت و ارتباط ۱۵۰ مقاله‌ی شناسایی‌شده، سی مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. داده‌ها به روش تحلیل موضوعی و مقایسه‌ای، بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد، پرستاران با چالش‌های متعدد ازجمله: حفظ محرمانگی در مواجهه با خانواده‌ها، گرفتن رضایت آگاهانه از بیماران با اختلالات شناختی و مدیریت تعارضات اخلاقی بین ایمنی بیمار و آزادی فردی مواجه هستند؛ علاوه‌براین، کمبود آموزش‌های اخلاقی تخصصی، نبود پروتکل‌های شفاف و فشارهای ناشی از انگ اجتماعی بیماران، از چالش‌های اصلی بودند. چالش‌های اخلاقی پرستاران در مراقبت از بیماران روانی مزمن، نیازمند توجه ویژه از سوی سازمان‌های مرتبط است. تأمین آموزش‌های مستمر، تدوین دستورالعمل‌های اخلاقی و ایجاد حمایت‌های روانی و قانونی می‌تواند به کاهش این چالش‌ها کمک کند. مطالعات بیشتر در زمینه‌ی راهکارهای عملی و تجربه‌محور برای حل این مشکلات پیشنهاد می‌شود.
 

فاطمه غنودی، زهرا امراله مجدآبادی، سحر کیوانلو شهرستانکی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

پیروی متخصصان بهداشت و درمان از اصول اخلاق پزشکی، برای بهبود کیفیت مراقبت از بیماران سالمند ضروری است. با توجه به افزایش سن جمعیت در ایران، اهمیت این موضوع، به‌طور مداوم در حال افزایش است؛ ازاین‌رو، یکپارچه‌سازی کل زیرساخت‌های مراقبت برای رویارویی با چالش‌های مراقبت‌های بهداشتی و شناسایی چالش‌های اخلاق پزشکی در فرایند مراقبت از سالمندان و تلاش برای رفع آن‌ها، با هدف اجرای عملی اخلاق پزشکی و پاسخ به نیازهای مراقبتی فعلی و آتی این بیماران، حائز اهمیت است. این مطالعه با هدف شناسایی و بررسی چالش‌های اخلاق پزشکی فرایند مراقبت از سالمندان انجام شد. در مطالعه‌ی حاضر، با استفاده از رویکرد مبتنی بر Aveyard، واژگان کلیدی چالش اخلاقی، مراقبت و بیماران سالمند، با هدف یافتن مقالات منتشرشده از سال ۲۰۱۷ تاکنون، در پایگاه‌های اطلاعاتی PubMed، CINAHL، Web of Science and Scopus Database، Ethics Share و موتور جست‌وجوی Google Scholar جست‌وجو شدند. معیار ورود، مقالات منتشرشده به زبان انگلیسی و فارسی و مرتبط با هدف پژوهش بود. مطالعاتی که متن کامل آن‌ها در دسترس نبود، از مطالعه خارج شدند. در مجموع، سی مقاله که به تجزیه و تحلیل نظام‌مند چالش‌های اخلاقی در مراقبت از سالمندان پرداخته بودند، وارد مطالعه شدند. نتایج نشان داد، احترام به خودمختاری بیماران سالمند، رعایت کرامت و حفظ حریم خصوصی آنان، آموزش و آگاهی اندک در حوزه‌ی ارتباطات بین حرفه‌مند و بیمار و فقدان فعالیت‌های دوستدار سالمند در مراکز ارائه‌ی خدمات بهداشتی، با وجود مشکلات عاطفی ناشی از موقعیت‌های مزمن پیچیده که نیازمند گسترش دسترسی سالمندان به حمایت روانی مناسب است، عمده‌ترین چالش‌های اخلاقی در این فرایند هستند. این مطالعه نشان داد، چالش‌های اصلی اخلاقی، تحت تأثیر عوامل شناختی، آموزشی، عملی و ساختاری قرار دارند؛ ازاین‌رو، نیازمند مراقبت یکپارچه با جهت‌گیری مراقبت بیمار سالمند با پیش‌زمینه‌سازی ترجیحات مستقل آن‌ها و اطمینان از روابط خوب پزشک با بیمار در تصمیم‌گیری بالینی هستند. برای کاهش این چالش‌ها، استفاده از برنامه‌های آموزشی مناسب برای ارتقاء جنبه‌های کمی و کیفی آموزش اخلاق پزشکی برای متخصصان بهداشت و درمان، ازجمله: دانشجویان و کارکنان بهداشتی و اعضای هیئت علمی، ضروری است. با توجه به اهمیت این موضوع پیشنهاد می‌شود، برنامه‌های آموزشی مداوم برای پرستاران و سایر متخصصان حوزه‌ی سلامت طراحی شود تا بتوانند با چالش‌های اخلاقی موجود آشنا شوند و کیفیت خدمات ارائه‌شده به سالمندان را ارتقا دهند.

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb