165 نتیجه برای بیمار
مه سیما عبدلی، حمیدرضا نمازی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
شناخت بیماریها و علل ایجاد آنها از مسائل کلیدی علم پزشکی به شمار میآید و پایه و اساس درمان را تشکیل میدهد. واکنشها و عوارض بیماریها در اشخاص گوناگون ممکن است متفاوت باشد؛ برخی افراد به دلیل عوامل ژنتیکی یا شرایط محیطی نسبت به بیماریها، مقاومت بیشتری دارند. از طرفی دیگر، در دنیای امروز، شاهد بروز بیماریهای نوظهوری هستیم که تاکنون درمان قطعی برای آنها ارائه نشده است. این موضوع بهروشنی نشان میدهد، اهمیت بررسی علل اصلی بروز بیماریها را نمیتوان نادیده گرفت. پزشکی تکاملی کمتر از نیمقرن است در گفتمانهای پزشکی غربی مطرح شده است. این نظریه بر مبنای اصول داروینیسم، به طرح و بررسی موضوعاتی میپردازد که بشر در طی تاریخ طولانی حیات بهطور طبیعی یا متأثر از شرایط اجتماعی با آنها مواجه بوده است. بنا بر دستاوردهای تحقیقات صورتگرفته در حوزهی پزشکی تکاملی، عوامل مؤثر در وضعیت سلامت و بیماری انسان، تنها به شرایط زیستی و محیطی فرد محدود نمیشود، بلکه به دورههای طولانی تاریخ تکامل بشر و تغییر و تحولاتی که با آن مواجه بوده است، بازمیگردد. این مطالعه ضمن معرفی سیزده محور اصلی در پزشکی تکاملی، بر اهمیت و کاربرد آن در زمینهی پزشکی و سلامت، تمرکز میکند؛ همچنین، بر ضرورت توجه بیشتر به این مفهوم از سوی پژوهشگران علوم پزشکی و برخی رشتههای میانرشتهای تأکید مینماید.
امیرمهدی طارمیها، سعیده سعیدی طهرانی، سودابه هویدامنش، مهشاد نوروزی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
امروزه، ارائهی خدمات بیمارمحور که نیازها و ارزشها و ترجیـحات بیمار را در کانون توجه قرار دهد، رکن اساسی در ارائهی خدمات سلامت محسوب میشود. این مطالعه با هدف بررسی نگرش دانشجویان به ارائهی خدمات بیمارمحور در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. این مطالعهی مقطعی، در تمامی مقاطع تحصیلی پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از مقیاس جهتگیری بیمار-پزشک (PPOS) انجام گرفت. پرسسشنامه بهصورت آنلاین توزیع و دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی ۲۶ تجزیه و تحلیل شد. از ۳۸۹ شرکتکننده، 48/6 درصد، مرد و 51/4 درصد، زن بودند و میانگین سنی آنان 2/453 ± 24/02 سال بود. از میان شرکتکنندگان، 41/09 درصد آنان در مقطع کارآموزی و 40/9 درصد از آنها، در مقطع کارورزی در حال تحصیل بودند. در 7/14درصد از شرکتکنندگان، یکی از والدین پزشک بود. قلب و عروق، جراحی و چشمپزشکی، بهترتیب بیشترین رشتههای تخصصی محبوب بودند. میانگین نمرات بهدستآمده در بخش نمرهی کلی، نمرهی اشتراک و نمرهی مراقبت، بهترتیب 0/50 ± 3/61، 0/40± 3/93 و 0/56± 3/83 و در محدودهی پزشکمحور قرار داشت. میانگین نمرهی سه حوزه با جنسیت شرکتکنندگان ارتباط معنادار داشت (0.001>P-value) و شرکتکنندگان مؤنث نگرشی بیمارمحورتر در هر سه حوزه داشتند. مقاطع تحصیلی، تنها، با میانگین نمرهی اشتراک ارتباط معنیدار داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد، اکثر دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، عمدتاً رویکرد پزشکمحور در ارتباط با بیمار دارند؛ بنابراین نیاز است تا برنامههای آموزشی در خصوص ارتقاء نگرش بیمارمحور و توسعهی مشارکت بیمار در فرایند تشخیصی و درمانی، برای دانشجویان پزشکی گسترش یابد.
رضا تقی زاده نائینی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
طاعون سال 1896م/ 1314ق یکی از مرگبارترین همهگیریهای تاریخ بود که در شهر بمبئی هند رخ داد. این بیماری بر زندگی جوامع بشری، بهخصوص جوامع اسلامی و حجگزاری مسلمانان در بازهی زمانی بین سالهای 1896 تا 1899م. تأثیراتی عمیق داشته است. پژوهش حاضر بهعنوان مطالعهای تاریخی مروری، به تحلیل پیامدهای شیوع طاعون در شهر بمبئی هند، تأثیر آن بر روند حجگزاری مسلمانان در این سال و سالهای پس از آن، نوع مواجههی مسلمانان با این بیماری و محدودیتهای اعمالشده توسط دولتهای وقت پرداخته است. دادهها از طریق مراجعه به منابع تاریخی، مانند گزارشهای موجود در سفرنامههای حج، اسناد تاریخی، اخبار مطبوعات عربی، تحقیقات جدید پژوهشگران غربی و مقالات علمی گردآوری شده است. یافتههای پژوهش نشان داد، دولتهای حاکم با ایجاد و توسعهی مکانهای قرنطینه، اعزام گروههای پزشکی، کاهش مدت حضور زائران در عربستان و مجابکردن مسلمانان به لغو سفر حج کوشیدهاند، از گسترش بیماری و افزایش تلفات ناشی از آن جلوگیری کنند. دو عامل اصلی در موفقیت اقدامات پیشگیرانه، دخیل بوده است: اول، قدرت اجرایی لازم برای اعمال محدودیتها و دوم، جلوگیری از بهخطرافتادن امنیت اقتصادی جوامعی که همزمان درگیر بیماری و حجگزاری هستند؛ دیدگاه مسلمانان نسبت به محدودیتها و پسزمینههای فرهنگی و مذهبی آنها نیز، در پذیرش این محدودیتها نقشی مهم ایفا کرده است.
محسن شهریاری، مریمالسادات هاشمی، آرش نجیمی، محمد زارع رشکوییه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ماهیت اساسی مراقبت در پرستاری، حفظ کرامت انسانی بیمار است. صیانت از مقام و ارزش والای انسانی، محور اصلی حرفهی پرستاری را تشکیل میدهد. هدف مطالعهی حاضر، مقایسهی تأثیر آموزش اخلاق حرفهای از طریق برنامهی کاربردی تلفن همراه و وبینار بر حفظ کرامت بیماران در دانشجویان پرستاری بود. این مطالعه از نوع نیمهتجربی دو گروهی، از نوع قبل و بعد بود که بر روی نود دانشجوی کارشناسی پرستاری انجام گرفت. برای یک گروه، آموزش اخلاق حرفهای به روش وبینار صورت گرفت و در گروه دیگر، برنامهی کاربردی تلفن همراه، طراحی و ساخته و استفاده شد. فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی حفظ کرامت بیمار، ابزار گردآوری دادهها بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمرهی کل کرامت انسانی قبل از آموزش، در گروه وبینار 17/43±99/96 و در گروه برنامهی کاربردی 59/28±99/16 بود و از لحاظ آماری معنادار نبود (0.62 = p). میانگین نمرهی کرامت پس از آموزش، در گروه برنامهی کاربردی 96/14 ± 111/15 بهطور معناداری بالاتر از گروه وبینار 15/38 ± 104/34 بود (0.02 = p). بر اساس یافتهها، آموزش اخلاق حرفهای با استفاده از برنامهی کاربردی تلفن همراه، در مقایسه با وبینار، همراه با ارتقاء بیشتر دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی کرامت بیمار بود. آموزش با تلفن همراه میتواند بهعنوان یک روش یادگیری خودگردان و انعطافپذیر در دسترس دانشجویان قرار گیرد و این امکان را بدهد که بهصورت مداوم و بدون محدودیت زمانی و مکانی از محتوای آموزشی بهرهمند شوند. پیشنهاد میشود، دانشگاههای علوم پزشکی کشور توسعه و بهکارگیری برنامههای کاربردی آموزشی را در برنامههای درسی در کانون توجه قرار دهند.
حسین متعارفی، شهریار سخائی، امین سهیلی، حسن ابراهیم پور صدقیانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
درک بیماران از کیفیت خدمات درمانی و رضایتمندی آنها از حقوق قانونیشان، هدف اصلی تیم مراقبتی است و باید بهعنوان معیاری برای ارزشیابی اعتباربخشی در نظر گرفته شود؛ ازاینرو، بررسی دقیق ادراکات، احساسات و تجربیات کادر درمانی و بیماران در خصوص دلایل «ترخیص با رضایت شخصی» بهعنوان حق قانونی بیماران میتواند به شناسایی عوامل پنهان متأثر از وضعیت زمانی و مکانی کمک کند. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی، با مشارکت ۲۴ نفر از کادر درمان و بیماران، بهصورت هدفمند و از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد. پژوهشگران با بازخوانی مکرر محتوای ضبطشده و یادداشتها به کدگذاری دادهها پرداختند. در مراحل بعدی، کدها و مضامین کلیدی، خوشهبندی و در قالب موضوعات مشخص، دستهبندی و نامگذاری شدند. در نهایت، تفسیری از دادههای بهدستآمده که رویکرد مطالعه را بازتاب میداد، ارائه شد. در این پژوهش، ۲۰۳ کد از تحلیل محتوای قراردادی استخراج و پس از دستهبندی، چهار مضمون فرعی «عوامل انسانی»، «فرایندها»، «تسهیلات» و «محیط» با مضمون اصلی «بلاتکلیفی و بیاعتمادی» بهعنوان دلایل ترخیص با رضایت شخصی شناسایی شد. ترخیص با رضایت شخصی، بهعنوان چالشی برای اعتباربخشی بیمارستانها و پیامد نامطلوب برای بیماران شناخته میشود. با رفع مشکلات ناشی از بلاتکلیفی و ایجاد اعتماد عمومی از طریق همکاری تیمی و اجرای خطمشیهای نوین، میتوان میزان ترخیصهای مغایر با نظر پزشک را کاهش داد.