جستجو در مقالات منتشر شده


33 نتیجه برای زن

مجید قورچی بیگی، اعظم مهدوی‌پور، طه زرگریان،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

جراحت نافذه از جمله جراحاتی است که قانونگذار در کتاب چهارم قانون مجازات اسلامی، تحت عنوان دیات طی ماده‌ی ۷۱۳ بدان اشاره کرده و مقرر داشته است: «نافذه جراحتی است که با فرورفتن وسیله‌ای مانند نیزه یا گلوله در دست یا پا ایجاد می‌شود، دیه‌ی آن در مرد یک‌دهم دیه‌ی کامل است و در زن ارش ثابت می‌شود.» نکته‌ی شایسته‌ی توجه آن است که مقنن، ضمانِ جراحت نافذه‌ی مرد را دیه‌ی مقدَر به میزان یک‌دهم دیه‌ی کامل قرار داده است، درحالی‌که ضمان را در جراحت نافذه‌ی زنان، ارش می‌داند. مبانی ماده‌ی مذکور متخذ از دیدگاه گروهی از فقهاست؛ اما با مداقه در منابع فقهی دریافت می‌شود که گروه دیگری از فقها دیه‌ی جراحت نافذه را در مردان و زنان برابر دانسته و هر دو را مشمول دیه‌ی مقدر می‌دانند. پژوهش حاضر براساس روش توصیفی‌تحلیلی پس از طرح دیدگاه‌های مختلف فقهی، به ارزیابی ادله‌ی مزبور می‌پردازد؛ سپس با اثبات نقص ادله‌ی دیدگاهی که قائل به ثبوت ارش در جراحت نافذه برای زنان است، نشان می‌دهد که تأکید حقوق اسلامی بر آن است که دیه‌ی جراحت نافذه در مرد و زن، مساوی بوده و به میزان یک‌دهم دیه‌ی کامل است.

مریم خوشدل روحانی، رحیم دهقان سیمکانی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

دیوید بناتار، به تأثیر از نیچه و شوپنهاور، زندگی این دنیا را پر از رنج و زحمت دانسته و معتقد است وجودنیافتن، بر وجودیافتن در این دنیا، ارجحیت دارد. هدف از نگارش این مقاله، به‌چالش‌کشیدن رهیافت بناتار، با روشی تحلیلی و استنادی است. بناتار دو استدلال برای ادعای خود بیان می‌کند؛ یکی استدلال نبود تقارن و دیگری، استدلال کیفیت زندگی است. در این مقاله، هر دو استدلال وی، تبیین، تحلیل و نقد شده است. در استدلال اول، بناتار شواهد کافی برای اثبات ادعای خود ارائه نداده است؛ ادعایی مبنی بر اینکه درد و رنجی را که نوع انسان در این دنیا تجربه می‌کند، موجب ترجیحِ نبودن است. در استدلال دوم نیز، او عنصر رضایت فردی و استقلال شخصیت انسان‌ها را نادیده ‌گرفته و قضاوت آن‌ها در رابطه با زندگی‌شان را ناشی از خوش‌خیالی دانسته است. بناتار معتقد است ازآنجاکه انسان‌ها از توانایی عادت‌دادنِ خود با شرایط برخوردارند، بر این باورند که بودن آن‌ها بر نبودن ترجیح دارد. او با این بیان، به جای حل مسأله‌ی رنج، اصل صورت‌مسأله را پاک کرده و نبودن را بر بودن ترجیح داده است. اخلاقی‌بودن سقط جنین، غیراخلاقی‌بودن ازدواج و تولید مثل و روادانستنِ اتانازی غیرداوطلبانه و انقراض نسل بشر، ازجمله پیامدهای رهیافت بناتار است که هیچ‌یک دفاع‌کردنی نیست.
 

سید احمد حبیب‌نژاد، وحید مؤذن،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

در دهه‌های اخیر، مفاهیم سبک زندگی سلامت‌محور و انتخاب‌گری بهداشتی، از سوی سیاست‌گذاران نظام سلامت، در کانون توجه ویژه قرار گرفته است. در این خصوص، همزمان با ارائه­ی دلایل اقتصادی، روانی و اخلاقی، در توجیه خودمختاری شهروندان در انتخاب‌های بهداشتی‌شان، استدلال‌هایی عدیده نیز، بر پایه‌ی مفهوم اجتماعی سلامت، از سوی طرفداران لزوم تحدید این حق توسط دولت‌ها صورت گرفته است. این گروه معتقدند انتخاب‌های بهداشتی فرد، علاوه بر تبعات فردی، پیامدهایی جمعی نیز، به همراه دارد. از سوی دیگر، تعاریف ارائه‌شده از مفهوم آزادی، در کنار عامل اثرپذیری انتخاب‌های بهداشتی فرد از دولت و اجتماع، دیگر مقولاتی هستند که بر سیاست‌گذاری دولت‌ها در این حوزه اثرگذارند. در مقاله‌ی حاضر، در پی آن برآمده‌ایم تا با تأمل بر مفهوم آزادی، از هر دو جنبه‌ی فرایندی و فرصت‌آفرینی، استدلال کنیم خوانش مطلوب آزادی در نظام سلامت، آزادی مسئولیت‌محور است که در آن، با وجود اعمال حدود بر آزادی افراد توسط دولت، فرد همچنان استقلال خود را حفظ می‌کند. مطابق یافته‌های این مطالعه، در فقدان تحقق پیش‌شرط‌های لازم توسط دولت و جامعه، صِرف آزادی و برابری افراد در انتخاب‌گری بهداشتی خویش، بی‌معنا خواهد بود. در این زمینه، نقش ویژه‌ی دولت آن است که با ایجاد توازن میان حقوق افراد و مصالح جامعه و همچنین، پرورش شهروندان آگاه و مسئولیت‌پذیر برای حفاظت از خود و اطرافیانشان، جامعه‌ای را سامان بخشد که شرایط محوشدن یا بلااستفاده‌ماندن حقِ بر آزادی‌ها را تولید نکند.

زینب کریمی، فاطمه بینشی‌فر، خدیجه علیزاده دیل،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

با وجود اوج ترقی دانش پزشکی در دوره‌ی عباسیان، حضور خاندان‌های طبیبِ معروف در دربار، ترجمه و تألیف آثار طبی‌ و توجه به امر تغذیه و بهداشت در دربار خلفا، توقع عمر طولانی و باکیفیت برای خلفای عباسی ایجاد می‌شده؛ اما علی‌رغم همه‌ی این امکانات، خلفا از آن بهره‌ای چندان نبرده‌اند و اگر در جنگ کشته نشده‌اند، بر اثر بیماری و آن ‌هم، در سن جوانی یا میان‌سالی درگذشته‌اند. این پژوهش، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به روش توصیفی‌تحلیلی صورت گرفته است. براساس یافته‌ها، نیاز مبرم خلفای عباسی به امر «درمان»، سبب شده بود طبیبان با بهره‌مندی فراوان از مال و ثروت و حتی قدرت، در دربار خلفا حضور داشته باشند؛ اما سبک زندگی ناموجه در خوش‌گذرانی و صرف وقت زیاد در حرم‌سرا منجر به ابتلای برخی از خلفای عباسی در سنین جوانی و یا نابهنگام به برخی بیماری‌های صعب­­العلاج یا لاعلاج می­گشت که باعث مرگ زودرس آنان می­شد. در نهایت، باید گفت از میان ۳۷ خلیفه‌ی عباسی، سی تن از آنان، در جنگ و درگیری‌های داخلی یا خارجی، کشته ‌شده‌ و تعداد باقی‌مانده با وجود برقراری نظام منسجم سلامت و درمان و دراختیارداشتن همه‌ی امکانات پزشکی عصر خود، بر اثر بیماری درگذشته‌اند؛ لذا، علی‌رغم فراهم‌بودن امکانات درمانی و طبی برای خلفای عباسی، سبک زندگی نادرست و سرشار از افراط در خوش‌گذرانی، سبب بیمارشدن و نهایتاً، فوت آنان شده است.

سیده محبوبه رضائیان، زهرا کاظمی گلیان، قاسم کاظمی گلیان، زهره عباسی، الهه سالاری، محبوبه طباطبایی چهر،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

رعایت‌نشدن اخلاق حرفه‌ای در مامایی، خطراتی زیان‌بار، ازجمله افزایش مرگ‌ومیر مادران و نوزادان را به دنبال خواهد داشت. مطالعه‌ی حاضر، با هدف بررسی موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای در مراقبت‌های بالینی مامایی، از دیدگاه ماماهای بیمارستان‌های استان خراسان شمالی، در سال 1397، انجام شد. این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی، با مشارکت 141 مامای شاغل در بیمارستان‌های تخصصی زنان و زایمان استان خراسان شمالی، با استفاده از نمونه‌گیری طبقه‌بندی‌شده، صورت گرفت. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسش‌نامه‌ای شامل دو بخش بود: اطلاعات دموگرافیک و موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای، در سه حیطه‌ی محیطی و مدیریتی و فردی‌مراقبتی. داده‌ها، با استفاده از نرم‌افزار SPSS، نسخه‌ی 22 و آمار توصیفی و استنباطی، تجزیه و تحلیل شد. از دیدگاه ماماها، هر سه دسته‌ی عوامل محیطی (73.94 %)، فردی‌مراقبتی (64.66 %) و مدیریتی (64.97 %)، ازجمله موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای بودند. مهم‌ترین موانع رعایت اخلاق حرفه‌ای در بعد مدیریتی، کمبود پرسنل (80 % در بعد محیطی، تغییرات بیولوژیکی بدن در شیفت کاری (85.2 %) و در بعد فردی‌مراقبتی، رضایت‌نداشتن از نیازهای پایه، مانند مکفی‌بودن درآمد یا استراحت کافی در پرسنل مامایی (80.9 %)، بود. با توجه به اهمیت رعایت اخلاق حرفه‌ای و مسائل و مشکلات ناشی از رعایت‌نشدن آن، پیشنهاد می‌شود مدیران و مسئولان، برنامه‌ریزی‌های لازم و ضروری را توسط بیمارستان‌ها، برای رفع موانع ذکرشده از سوی ماماها انجام دهند.

محمد ترابی، مهسا اسلامی‌پناه،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

پرستاران ازجمله اعضای تیم درمان هستند که بیشترین ارتباط را با بیماران کووید 19 دارند و از تصمیم‌گیری اخلاقی، در مراقبت از آن‌ها ناگزیرند. از سوی دیگر، انگیزه‌ی پرستاران در اجرای مراقبت پایان زندگی، تحت تأثیر نگرش و آگاهی و استدلال اخلاقی آن‌هاست. پژوهش حاضر، با هدف بررسی سطح تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران و ارتباط آن با نگرش آنان به مراقبت‌های پایان زندگی بیماران مبتلا به کووید 19 در بیمارستان‌های منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان همدان، در سال 1399 انجام گرفت. در این مطالعه، 180 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان، با روش نمونه‌گیری در دسترس، انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه‌ی اطلاعات دموگرافیک، پرسش‌نامه‌ی آزمون معمای اخلاقی پرستاری (Nursing Dilemma Test) و پرسش‌نامه‌ی نگرش پرستاران نسبت به مراقبت‌های پایان زندگی بود.  مطابق با نتایج، بین تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران و نگرش آنان به مراقبت‌های پایان زندگی، رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد (0.05>P و 0.819=r) . میانگین نمره‌ی تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران (3/5 ± 19/39) بر پایین‌بودن سطح تصمیم‌گیری اخلاقی دلالت دارد و میانگین نمره‌ی ملاحظات عملی (2/4 ± 62/20) نشان‌دهنده‌ی تأثیر نسبی عوامل محیطی بر روند تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران است؛ درحالی‌که میانگین نمره‌ی نگرش مراقبت‌های پایان زندگی پرستاران، در سطحی نامطلوب گزارش شد (8/7 ± 58/81). شناسایی عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران و برنامه‌ریزی آموزشی می‌تواند نگرش پرستاران به مراقبت‌های پایان زندگی را بهبود بخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را نیز افزایش دهد.

شبنم رسول پور، رضا نعمت الهی ملکی، ندا تقی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

اتانازی، به‌عنوان پایان‌دادن عمدی به زندگی بیمار برای تسکین درد و رنج طاقت‌فرسا، چالش‌های اخلاقی و قانونی و عاطفی پیچیده‌ای را برای متخصصان مراقبت‌های بهداشتی، به‌ویژه پرستاران ایجاد می‌کند. پرستاران در مراقبت‌های پایان زندگی، نقشی محوری ایفا می‌کنند؛ ازاین‌رو، نگرش آن‌ها درباره‌ی اتانازی، برای درک پیامدهای آن در عمل بالینی ضروری است. هدف این بررسی، ترکیب ادبیات موجود پیرامون نگرش‌های پرستاران درباره‌ی اتانازی، برای شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار و زمینه‌هایی است که به کاوش بیشتر نیاز دارند. این مطالعه با استفاده از دستورالعمل PRISMA 2020 بدون محدودیت زمانی (تا دسامبر۲۰۲۴) انجام شد. مقالات واجد شرایط پس از جست‌وجو در پایگاه‌های مختلف  Google Scholar و Scopus و Web of Science و PubMed و Science Direct و Embase با استفاده از کلمات کلیدی OR , AND انتخاب شدند. راهبرد جست‌وجو شامل ادراکات، نگرش‌ها، پرستار و اتانازی بود. دو بازبین (SR و NT) استخراج داده‌ها و ارزیابی ریسک سوگیری را به‌طور مستقل انجام دادند. مطالعات با  ابزار ارزیابی برای مطالعات مقطعی (ابزار AXIS)  ارزیابی شدند. در مجموع، ۲۱ مطالعه در مرور وارد شدند. این بررسی نشان داد، نگرش پرستاران به اتانازی، بسته به چهارچوب‌های قانونی، هنجارهای فرهنگی، باورهای مذهبی و ارزش‌های شخصی بسیار متفاوت است. در کشورهایی مانند بلژیک و هلند که اتانازی قانونی است، پرستاران اغلب پذیرش و تمایل بیشتری برای مشارکت در این فرایند را گزارش می‌دهند و بر نقش خود در تضمین استقلال و کرامت بیمار تأکید می‌کنند. برعکس، در مناطقی که اتانازی غیرقانونی است، پرستاران اغلب نگرانی‌های اخلاقی، ناراحتی اخلاقی و بی‌میلی برای حمایت از این عمل را ابراز می‌کنند. موضوعات رایج، شامل نیاز به دستورالعمل‌های روشن، آموزش اخلاقی و نظام‌های حمایت عاطفی برای پرستارانی است که با موقعیت‌های مربوط به اتانازی سروکار دارند. نگرش پرستاران درباره‌ی اتانازی، تحت تأثیر یک تعامل پیچیده از عوامل فرهنگی و قانونی و شخصی است؛ درحالی‌که برخی پرستاران، اتانازی را گسترش مراقبت دلسوزانه می‌بینند، برخی دیگر، با دوراهی‌های اخلاقی و درگیری حرفه‌ای مواجه می‌شوند. این امر، نیاز به چهارچوب‌های اخلاقی قوی، آموزش‌های تخصصی و منابع حمایتی را برای کمک به پرستاران در جهت‌یابی چالش‌های مرتبط با اتانازی در عمل خود برجسته می‌کند.

آیدن فیضی، امیرعلی سهیلی، سمیرا چایبخش، فیدان شبانی، شیوا خالق‌پرست،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دستورالعمل‌های ‌پیشرو، اسنادی قانونی هستند که به افراد امکان می‌دهند، ترجیحات مراقبت‌های بهداشتی خود را برای زمانی که توانایی تصمیم‌گیری را از دست می‌دهند، مشخص کنند. دستورالعمل‌های ‌پیشرو، نقشی مهم در حفظ استقلال بیماران ایفا می‌کنند؛ به‌ویژه در بیماری‌های مزمن، مانند نارسایی قلبی که با وخامت تدریجی و بحران‌های ‌بهداشتی پیش‌بینی‌ناپذیر همراه است. این مرور نظام‌مند با رعایت دستورالعمل‌های PRISMA انجام‌ شد و  مطالعات تا مارس ۲۰۲۴، برای بررسی ترجیحات بیماران  HF درباره‌ی درمان‌های نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی و تصمیمات پایان ‌عمر تحلیل شدند. کلیدواژه‌های دستورالعمل‌های ‌پیشرو، برنامه‌ریزی ‌مراقبت ‌پیشرفته، نارسایی‌قلبی و تصمیم‌گیری ‌پایان ‌عمر در پایگاه‌های داده‌ی PubMed, Scopus , Web of Science جست‌وجو شدند. معیارهای ورود، شامل مطالعات اصلی و دارای‌ متن ‌کامل درباره‌ی بیماران HF بالای هجده سال بود؛ درحالی‌که معیارهای‌ حذف، محتواهای غیرپژوهشی و مقالات دسترسی‌ناپذیر را شامل می‌شد. این مرور شامل ۲۵ مطالعه بود که با استفاده از ابزار NIH از نظر کیفیت، ارزیابی و متغیرهایی مانند عوامل‌ جمعیتی، تصمیم‌گیری‌ نیابتی و ترجیحات‌ درمانی تحلیل ‌شدند. مطالعات متعددی که در این مطالعه گنجانده شده‌اند، سطوح پایین آگاهی را درباره‌ی دستورالعمل‌های ‌پیشرو، در میان بیماران نارسایی قلبی برجسته می‌کنند. نرخ تکمیل دستورالعمل‌های ‌پیشرو در مطالعات‌ گوناگون، متفاوت ‌است که به تفاوت‌های‌ فرهنگی مربوط می‌شود. داده‌ها نشان‌ داد، ترجیحات برای تصمیم‌گیری ‌نیابتی، بیشتر به ‌سمت اعضای خانواده است تا پزشکان. بنا بر یافته‌های جواهری (۲۰۱۶)، آموزش‌ ویدیویی بر ترجیحات، بسیار اثر می‌گذارد؛ در واقع، بیمارانی که یک ویدیو را تماشا ‌می‌کنند، در مقایسه با افرادی که اطلاعات شفاهی دریافت می‌کنند، به احیای قلبی‌ریوی یا لوله‌گذاری کمتر تمایل دارند. فرمیگا (۲۰۰۴) بینش‌هایی را درباره‌ی اولویت‌های گسترده‌تر بیماران، مانند حفظ خودکنترلی و بهینه‌سازی روابط با عزیزان ارائه ‌کرد. این یافته‌ها بر نیاز به همسویی مداخلات‌ پزشکی با اهداف کل‌نگر بیماران، به‌جای تمرکز صرف بر نتایج‌ بالینی تأکید کرده‌اند. در مجموع ۴۰۹۱ شرکت‌کننده با میانگین سنی 68/22 سال بررسی شدند. مطالعات، ترجیحاتی متنوع را درباره‌ی درمان‌های‌ نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی نشان ‌دادند. حدود 53/73% از بیماران، مداخلات نگه‌دارنده‌ی ‌زندگی را ترجیح‌ دادند؛ درحالی‌که 48/37% از آنان با احیای قلبی‌ریوی مخالف‌ بودند. بیماران نارسایی قلبی، ترجیحاتی متنوع برای مراقبت‌های ‌پایان ‌عمر نشان می‌دهند که از عوامل فرهنگی و فردی اثر می‌پذیرند. با وجود اهمیت دستورالعمل‌های ‌پیشرو در هماهنگی مراقبت‌ها با ارزش‌های ‌بیمار، شکاف‌هایی چشمگیر در آگاهی و ثبت این ترجیحات باقی‌ مانده ‌است. ابزارهای آموزشی هدفمند، بهبود ارتباطات و رویکردهای متناسب با فرهنگ بیمار ضروری‌ هستند تا نرخ تکمیل دستورالعمل‌های ‌پیشرو را بهبود ‌بخشند و مراقبت‌های ‌بیمارمحور را تضمین ‌کنند. مطالعات‌ آینده باید بر توسعه و اجرای ابزارهای استاندارد تسهیل‌کننده‌ی دستورالعمل‌های ‌پیشرو متمرکز شوند.

مامک طهماسبی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

رنجِ اجتناب‌پذیر در پایان زندگی، به درد و عذابی غیرضروری اشاره دارد که افراد مبتلا به بیماریهای لاعلاج تجربه میکنند و میتوان آن را از طریق روشهای مؤثر مراقبت تسکینی کاهش داد. این مسأله برای بهبود کیفیت زندگی بیماران و خانوادههایشان در این دوران، سخت اهمیت دارد. شناخت از مراقبت جامع و کل‌نگر که نیازهای جسمی، عاطفی، معنوی و اجتماعی را دربرمیگیرد، به بهبود مراقبتهای پایان زندگی برای کاهش رنج و احترام به خودمختاری بیمار، منجر شده است. بسیاری از مطالعات نشان میدهند، بیماران اغلب درد و رنج جسمی و عاطفی غیرضروری را در نزدیکی مرگ تجربه میکنند که نشان‌دهنده‌ی کاستی در ارائه‌ی خدمات بهداشتی است. بر اساس نتایج مطالعات، تعدادی چشمگیر از بیماران علی‌رغم مداخلات موجود، همچنان از درد مدیریت‌نشده شکایت دارند. مشکلات روانی، مانند اضطراب و افسردگی در میان بیماران لاعلاج شایع است که نیاز به مراقبت جامع و کل‌نگر، شامل حمایت از سلامت روان را برجسته میکند. از طرفی، نادیده‌گرفتن نیازهای معنوی و اجتماعی نیز میتواند به احساس انزوا و ناامیدی در بیماران منجر شود. چالشهای پیرامون پیامدهای اخلاقی در روشهای مدیریت درد در پایان زندگی، به‌ویژه درباره‌ی اصول سودرسانی و ضررنرساندن، بحث‌برانگیز است. اصل اثر دوگانه، شامل اقداماتی که رنج را تسکین میدهند، حتی اگر بهطور ناخواسته مرگ را تسریع کنند را توجیه میکند. این اصل، همچنان محل اختلاف ارائه‌دهندگان خدمات بهداشتی، بیماران و خانوادههاست. برنامه‌ریزی مراقبتهای پیشرفته و احترام به خودمختاری بیمار نیز، معضلات اخلاقی پیچیده‌ای را درباره‌ی احترام به خواسته‌های افراد در این مرحله بحرانی از زندگی مطرح می‌کند. پرداختن به رنج اجتناب‌پذیر در پایان زندگی، از طریق رویکردی چندرشته‌ای که به ارزش‌ها و ترجیحات بیماران احترام می‌گذارد و درعین‌حال تلاش می‌کند تا ناراحتی غیرضروری را کاهش دهد، ضروری است. با پیشرفت تحقیقات بالینی، نظام‌های بهداشتی باید یافتن راهکارهایی را برای کاهش رنج اجتناب‌پذیر و افزایش کرامت بیماران در روزهای پایانی زندگی، در اولویت قرار دهند.

نیره باغچقی، زهرا مداح،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

با افزایش جمعیت سالمندان، به دلیل تقاضا برای دریافت خدمات مراقبت‌های بهداشتی در منزل و مراقبت‌های پایان زندگی، وظایف و مسئولیت‌های پرستاران نسبت به قبل افزایش یافته است که این خود می‌تواند پرستاران را در معرض چالش‌های اخلاقی قرار دهد؛ لذا، این مطالعه با هدف بررسی چالش‌های پرستاران درباره‌ی مشکلات اخلاقی در مراقبت‌های پایان زندگی در منزل بیماران سالمند انجام شد. مطالعه‌ی حاضر از نوع مروری بود که در محدوده‌ی زمانی ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ در بانک‌های اطلاعاتیPubMed (Medline), Google Scholar, ISI Scopus, ProQuest, Science Direct , SID  Iran Doc, Iran Medex, Magiran, و با استفاده از کلمات کلیدی Nursing Ethics, Ethical Challenges, End of Life Care, Home Care و معادل فارسی آن‌ها انجام شد. بی‌توجهی به حقوق بیماران در پایان زندگی، بی‌توجهی به استقلال بیماران در منزل، احترام‌نگذاشتن به حقوق سالمند، فقدان مراقبت همدلانه، فقدان برقراری ارتباط مناسب با سالمند، امن‌نبودن محیط منزل برای پرستار، خود می‌تواند از رایج‌ترین معضلات اخلاقی باشد که به آسیب اخلاقی، تبعات روانی‌عاطفی برای فرد ارائه‌دهنده‌ی مراقبت و بیمار سالمند در منزل منجر گردد. ازآنجاکه پرستاران در امر مراقبت‌های پایان زندگی در منزل سالمند، با چالش‌های جدی اخلاقی مواجه می‌شوند، باید با مسائل و اصول اخلاقی مربوط به مراقبت از سالمندان در منزل آشنا باشند. این امر سبب می‌شود تا پرستاران به حقوق بیماران سالمند و استقلال آنان احترام بگذارند و ضمن برقراری ارتباط مناسب، حمایت بهتری از این افراد داشته باشند.

رضا کرمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

بیماری‌های همه‌گیر، یکی از عوامل تهدیدکننده‌ی جوامع انسانی در گذشته بوده‌اند که از این میان، طاعون بیش از همه موجب مرگ‌ومیر فراوان شده است. بین سال‌های ۱۱۵۱تا۱۱۵۲ش/ ۱۷۷۲تا۱۷۷۳م. در عراق دوره‌ی عثمانی، طاعونی مشاهده شد که ضرباتی جبران‌ناپذیر را بر اقتصاد این نواحی وارد آورد و به «طاعون ابوچفچیر و ابوخنجر» مشهور شد. این طاعون در کشورهای کرانه‌ی خلیج فارس و جنوب ایران نیز گسترش پیدا کرد؛ ازاین‌رو، در اروپا به طاعون پارسی نیز شهرت یافت. هدف این نوشتار، بررسی اثرات این طاعون بر جوامع بشری و محدوده‌ی فراگیری آن از ابعاد مختلف است. شیوه‌ی مطالعه در این تحقیق، از نوع کتابخانه‌ای است. نگارنده با تکیه بر روش تاریخی، از رویکرد توصیفی‌تحلیلی بهره جسته است. این پژوهش، با بهره‌گیری از منابع فارسی و عربی و انگلیسی و با مراجعه به بانک‌های اطلاعاتی داخلی و بایگانی روزنامه‌های بریتانیا و آرشیو دیجیتال کشور قطر که از مهم‌ترین بایگانی‌های خارجی هستند، به انجام رسیده است. بر اساس یافته‌ها، میان‌رودان ازجمله کانون‌های مهم انتشار طاعون بوده و طاعون پارسی نیز در این منطقه شایع شده و به کشورهای همسایه نیز انتقال یافته است. نتایج تحقیق نشان داد، نخستین تکاپوهای استفاده از قرنطینه در ایران، در دوره‌ی کریم‌خان زند روی داده و برخی اقدامات پیشگیرانه برای اولین‌بار، در زمان شیوع این طاعون انجام شده است. تجارت‌های فرامنطقه‌ای و عبور کاروان‌های تجاری و زیارتی از این مناطق، بر شیوع این بیماری افزود. این طاعون، روابط سیاسی‌اقتصادی این مناطق با دیگر کشورها را دستخوش تحول کرد و بحران کاهش شدید جمعیت را در پی داشت.

فرشید محمدموسایی، زینب رئیسی فر، آق سید علی موسوی، خا نسترن خرسندی بهار، فاطمه اسماعیل زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

حفظ حریم خصوصی بیماران، یکی از مهم‌ترین حقوق‌های اولیه‌ی بیماران و از وظایف اخلاقی کارکنان نظام سلامت است. این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی در سال 1401 با هدف مقایسه‌ی دیدگاه بیماران و کارکنان اتاق عمل‌های جراحی زنان و زایمان شهر مشهد درباره‌ی میزان رعایت حریم خصوصی بیماران انجام گرفت. نمونه‌گیری از بیماران به‌صورت تصادفی در اتاق عمل‌های مذکور بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسش‌نامه‌ی استاندارد بررسی حریم خصوصی بیماران بستری و برای تحلیل داده‌ها، از نرم‌افزار SPSS 22 و آزمون های توصیفی و استنباطی استفاده شد و سطح معنی‌داری 0.5 >P در نظر گرفته شد. میانگین سن (± انحراف معیار) بیماران و کارکنان شرکت‌کننده در پژوهش به‌ترتیب (12/56 ± 39/07) و (8/42 ± 31/65) بود. میانگین نمره‌ی رعایت حریم خصوصی از دیدگاه بیماران (22/41 ± 38/92) و از دیدگاه کارکنان (8/02 ± 64/26)  و تفاوت این دو دیدگاه به لحاظ آماری معنی‌دار بود(0.0001 = P).  کمترین نمره در هر دو گروه، بعُد حریم خصوصی شخصی (77/97 ± 8/4) بیمار و (2/66± 13/37) کارکنان بوده است. نتایج  نشان داد، میزان رعایت حریم خصوصی از دیدگاه کارکنان، بیشتر از متوسط و از دیدگاه بیماران، کمتر از متوسط بود؛ لذا با توجه به موقعیت خاص بیماران، استرس فراوان بیمار و محدودیت‌های جسمی و روانی در حمایت از خود، لازم است آموزش و اقدامات ضروری برای توجه بیشتر کارکنان به موارد رعایت حریم خصوصی و نیز آگاهی‌بخشی به بیماران در این زمینه انجام شود.


امیر راستین طرقی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 در دهه‌های اخیر، کاهش تمایل به فرزندآوری و گسترش سیاست‌های بی‌فرزندی داوطلبانه، در نظریه‌های فلسفه‌ی اخلاق، بازتابی جدی یافته است؛ ازجمله در دیدگاه‌های تولدستیزانه. مقاله‌ی حاضر به بررسی انتقادی استدلال بروس بلک‌شا ‌پرداخته که در مقاله‌ای با عنوان «کاربست شرط‌بندی پاسکال در فرزندآوری»، با بهره‌گیری از ساختار شرطی پاسکال و اصل عدم تقارن مک‌ماهان، مدعی است احتمال گرفتارشدن فرزند در عذاب ابدی، حتی احتمال بسیار اندک، فرزندآوری را از حیث اخلاقی به چالش می‌کشد. با ناموجه‌شدن فرزندآوری، افراد از نظر اخلاقی، موظف به تجرد یا عقیم‌سازی هستند. این مقاله با روش تحلیلی، استدلال بلکشا را از سه منظر نقد می‌کند: اول، پیامدهای ناپذیرفتنی، همچون: تعمیم‌پذیری به تمام تصمیم‌های اخلاقی و اختلال در زیست روزمره، دوم، مخالفت‌های مبنایی فیلسوفان اخلاق با اصولی چون اصل عدم تقارن و سوم، ناسازگاری با مبانی الهیاتی، به‌ویژه در سنت اسلامی، مانند نادیده‌گرفتن اموری همچون: مسئولیت اخلاقی فرزندان، نقش تربیتی والدین و وجود تفسیرهای متفاوت از خلود در عذاب. از دیدگاه اسلام، فرزندآوری نه یک خطر، بلکه بخشی از سنت انبیا، فطرت انسان و طرح حکیمانه‌ی خلقت است و تولد، فرصتی برای رشد و انتخاب و تقرب الهی تلقی می‌شود.


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb