97 نتیجه برای Medical Ethics
سمیه نقی زاده، مهدی ابراهیمپور میرزا رضایی، آزاد رحمانی، حسین رستمی، سهیلا دهقانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده
عدم آگاهی کادر درمانی از قوانین و مقررات سقط میتواند سلامت مادران را به خطر بیاندازد و مشکلاتی را برای جامعهی پزشکی ایجاد کند. هدف مطالعهی حاضر بررسی دانش و دیدگاه دانشجویان مامایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مورد سقط قانونی و غیرقانونی است. این مطالعه توصیفی – تحلیلی (مقطعی) در سال 1392 بر روی 300 نفر از دانشجویان مامایی دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامهی چهارقسمتی بود. قسمت اول تا چهارم بهترتیب شامل مشخصات فردی- اجتماعی و آموزشی دانشجویان مامایی، بررسی دانش دانشجویان در مورد قوانین و مقررات سقط جنین در ایران، بررسی دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی و غیرقانونی بود. در این مطالعه جهت تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار آماری SPSS ویرایش 13 استفاده شد و 05/0 P≤معنیدار در نظر گرفته شد. 7/26 درصد از دانشجویان مامایی در مورد سقط جنین دانش خوب، 7/53 درصد دانش متوسط و 7/19 درصد دانش ضعیف داشتند. 3/89 درصد از دانشجویان نگرش مثبت و 7/10 درصد نگرش منفی نسبت به سقط جنین قانونی داشتند و 3/78 درصد از دانشجویان مخالف سقط غیرقانونی جنین بودند و تنها 65 نفر (7/21 درصد) موافق سقط غیرقانونی بودند. نتایج آزمون T-test نشان داد که بین دانش دانشجویان در مورد سقط جنین (76/0P≤) ، دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین قانونی (44/0P≤) و دیدگاه دانشجویان در مورد سقط جنین غیرقانونی (081/0P ≤) ارتباط آماری معنیداری وجود ندارد. دانش کم دانشجویان مامایی درخصوص قوانین سقط جنین، حتی در کمتر از 20 درصد دانشجویان یک خطر محسوب میشود و میتواند احتمال مواجههی این دانشجویان با مشکلات قضایی را در آینده افزایش دهد. بنابراین، توصیه میشود با افزایش سطح دانش دانشجویان مامایی درخصوص موارد مجاز سقط درمانی و قوانین مربوط به آن و نیز مجازاتهای سقط جنین جنایی، از میزان بروز چنین مشکلات قضائی در آینده کاسته شود.
سعید نظری توکلی، نسرین نژادسروری،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
معضلات اخلاقی حاصل از پیشرفتهای تشخیصی و درمانی نوین در علم پزشکی، ضرورت پرداختن به اخلاق پزشکی را صد چندان کرده است. اخلاق پزشکی یک «علم» است، از اینرو، با روش و معیار علمی سروکار دارد. لازمهی محقق شدن اهداف هر علم تعریف دقیق و رفع ابهامات پیرامون آن است. با وجود تعریفهای مختلف ارائه شده در ارتباط با علم اخلاق پزشکی هنوز پارهای از مسائل همچنان در هالهای از ابهام مانده است. بخش مهمی از دانش ما، پاسخ به چیستیهاست و این پاسخ چیزی جز تعریف نیست. تعاریف، قسمت عمدهی ادراکات ما را شامل میشوند و نمیتوان از بهکارگیری آن خودداری کرد. این مقالهی مروری حاصل یک پژوهش توصیفی است. برای جمعآوری اطلاعات از مطالعهی کتب معتبر و جستوجو در منابع اینترنتی و مقالات مرتبط خارجی استفاده شد. این نوشتار ضمن تأکید بر لزوم تبیین تعریف علم و ویژگیهای تعریف منطقی، برخی از تعاریف علم اخلاق پزشکی را ارزیابی کرده و با اشاره به نقاط ضعف موجود در آنها، ضرورت ارائهی تعریف منطقی از این علم و ملاحظات لازم را متذکر میشود.
سیما مقدسیان، فرحناز عبداله زاده، آزاد رحمانی، فرمیسک پاکانزاد، حمید حمیدزاده،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
دستور عدم احیا یکی از چالشهای مهم در مراقبتهای انتهایی است. نگرش پرسنل درمانی به دستور عدم احیا میتواند در قانونی شدن این رویه نقش مهمی داشته باشد. هدف این مطالعه بررسی نگرش دانشجویان پرستاری دانشگاههای علوم پزشکی تبریز و کردستان در رابطه با دستور عدم احیا بود. 186 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری در دانشکدههای پرستاری و مامایی تبریز و کردستان در این مطالعه شرکت کردند. جمعآوری دادهها با پرسشنامهی نگرش به دستور عدم احیا انجام شد که شامل 25 گویه است. نتایج این مطالعه نشان داد که در بیشتر گویهها دانشجویان نگرش منفی به دستور عدم احیا داشتند؛ سوء برداشتهای زیادی در مورد روش انجام این رویه داشتند و متمایل به کسب اطلاعات بیشتر در مورد جنبههای مختلف این رویه بودند. همچنین، مشخص شد که دانشجویان در مورد اتانازی غیرفعال نیز نگرش منفی داشتند و اعتقاد داشتند که مسائل فرهنگی و مذهبی در دیدگاه آنان نسبت به دستور عدم احیا تأثیرگذار است. اگرچه نگرش دانشجویان پرستاری دو دانشگاه که دارای زمینهی فرهنگی و مذهبی متفاوتی بودند در مورد تکتک گویههای پرسشنامه تفاوت معنیدار آماری نشان نداد (05/0P>).با توجه به کمبود آگاهی دانشجویان در مورد دستور عدم احیا پیشنهاد میشود در مورد جنبههای مختلف این دستور آموزشهای لازم به آنان ارائه شود. با توجه به کمبود متون پژوهشی و محدودیتهای این مطالعه انجام مطالعات بیشتری در این زمینه توصیه میشود.
مهسا شکور، علیرضا یوسفی، لیلا بذرافکن، زهرا جوهری، صفورا طاهری، اطهر امید،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
سقط جنین یکی از مباحث بحثبرانگیزی است که در تمام متون فلسفهی طب و اخلاق پزشکی از آن بهعنوان نمونهای از معضلات فلسفی و اخلاق پزشکی یاد شده است که فارغالتحصیلان علوم پزشکی ممکن است در مواجهه با آن تحت تأثیر شرایط مختلف یا وجدان خود تصمیماتی بگیرند و این در حالی است که لازم است در طول دوران تحصیل خود رشد اخلاقی لازم را برای مواجهه با این موضوعات یافته باشند تا بتوانند بهدرستی تصمیم بگیرند. آنچه در آموزش چگونگی مواجهه با سقط جنین مهم بهنظر میرسد، آموزش قانون، انواع توجیهات اخلاقی شرع، توجیهات اخلاقی افراد متقاضی سقط عمدی و فلسفههای اخلاقی در این رابطه است. برای آنکه کادر درمان بتواند تصمیم درستی بگیرد و مراجعهکنندهی خود را بهخوبی اداره کند باید با توجیهات اخلاقی از دیدگاه اشخاص متقاضی سقط که بسیار متنوع هستند، دلایل اخلاقی دین که در ادیان مختلف متفاوت هستند، مباحث قانونی و فلسفهی اخلاقی درست و غلط سقط عمدی آشنا باشد تا بتواند درستترین رفتار را در مقابله با درخواست سقط عمدی از خود بروز دهد که چه بسا مواردی وجود دارد که سقط از نظر فرد متقاضی و حتی درمانگر عملی اخلاقی است، حال آنکه از نظر شرع و فلسفهی اخلاق، اخلاقی نیست. بنابراین، شاید با آموزش ابعاد اخلاقی سقط در کنار قوانین شرعی و حقوقی به دانشجویان علوم پزشکی ضمانت بیشتری در حفظ سلامت روحی و جسمی بیماران بهدست آید.
محمد خواجه دلویی، زهرا موفقی، مهدیه پوریزدان پناه،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
آموزش اخلاق پزشکی در حقیقت ایجاد فرهنگ رفتاری، باورها و هویت حرفهای میباشد و یکی از محورهای اساسیآموزش پزشکی است. مطالعهی حاضر اثربخشی کوریکولوم اخلاق پزشکی و بهترین شیوهی اجرا را از دیدگاه کارورزان مورد بررسی قرار داده است. این مطالعه توصیفی - مقطعی در تیرماه سال 1391 انجام شد. ابزار پژوهش پرسشنامهای 10 سؤالی بود که در گروه اخلاق دانشکدهی پزشکی مشهد تدوین شد. روایی ابزار به روش محتوا و پایایی آن به روش همبستگی درونی (72/0=α) تأیید شد و با مراجعهی حضوری به بخشهای بالینی در اختیار کلیهی کارورزان قرار گرفت. اطلاعات بهوسیلهی نرم افزار SPSS تجزیه و با استفاده از آمار توصیفی و شاخص مرکزی نما گزارش شد. 71 کارورز (60 درصد) به پرسشنامه پاسخ دادند که 54 درصد آنها خانم، 55 درصد کارورز سال دوم بودند. نمای دادهها در خصوص میزان تحقق پیامدهای قابل انتظار از درس اخلاق پزشکی یعنی میزان دستیابی کارورزان به اهداف، میزان تناسب درس با نیازهای بالینی و تخمین کلی از مفید بودن درس در طبقهی کم و در پاسخ به چالشزایی موقعیتهای اخلاقی بالینی در طبقهی زیاد قرار گرفت. در پاسخ به مناسبترین روش انتقال دانش، نگرش و مهارتهای اخلاق پزشکی، بحث گروهی (38 درصد) برای آموزش مقدمات اخلاق پزشکی و بحث در مورد Case و ارائهی راهحل در مرحلهی کارآموزی (70 درصد)، نما را تشکیل داد. مناسبترین روش ارزشیابی دانشجو آزمون کتبی با ارائهی Case، و ارزشیابی عملکرد در بخش معرفی شد. مطالعهی حاضر اثربخشی درس اخلاق پزشکی را کم و تقاضای کارورزان را برای ارائهی کاربردی این درس نشان داد. بهنظر میرسد که ارائهی این درس نیازمند تغییرات بنیادین است.
صغری انجرانی، پریسا داهیم، نوش آفرین صفا دل، سعید مهدوی،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده
با توجه به اینکه سیستم ارائهی خدمات و روند مناسبات با مراجعان آزمایشگاه تا حدودی با بخشهای دیگر بهداشتی و درمانی تفاوت دارد، با وجود جامعیت منشور حقوق بیمار ابلاغ شده توسط وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، پرداختن به ابعاد اختصاصی این حوزه میتواند تعهد و تعلق افراد را به حیطهی کار تخصصی خود افزایش دهد. لذا تدوین منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاههای تشخیص پزشکی در دستور کار قرار گرفت.بعد از مرور جامع منابع موجود، با تشکیل کمیتهی تدوین، متشکل از نمایندگان انجمنهای صنفی و صاحبنظران این حوزه پیشنویس تهیه شد. از سازمانهای حقوقی ذینفع، مسؤولان فنی و کارکنان آزمایشگاهها و صاحبنظران حوزهی اخلاق پزشکی طی جلسات و کارگاههای متعدد نظرسنجی صورت گرفت و براساس نظرات ارائه شده، اصلاحات انجام شد. منشور فوق در مردادماه سال 1391 به تصویب شورای سیاستگذاری وزارت متبوع رسید و در مهرماه همان سال توسط وزیر محترم ابلاغ شد.جهت هماهنگی با متن منشور حقوق بیمار در ایران، محورهای اصلی این منشور نیز بر پایهی 5 محور، دریافت شایستهی خدمات آزمایشگاهی، دریافت اطلاعات بهنحو مطلوب و میزان کافی، حق انتخاب و تصمیمگیری آزادانهی مراجعان، احترام به حریم خصوصی مراجعان و رعایت اصل رازداری و امانتداری و دسترسی به نظام کارآمد رسیدگی به شکایات و پیشنهادات است.تدوین و ابلاغ منشور در حوزهی حقوق گیرندگان خدمات سلامت یکی از اولین و اساسیترین امور است. ولی اجرایی کردن مفاد منشور و نظارت و پایش اجرای آن مهمترین هدف پیش رو است. بدیهی است راهکارهای مؤثر به منظور عملی کردن استقرار منشور حقوق مراجعان به آزمایشگاههای تشخیص پزشکی باید طراحی و اجرا شود.
سجاد آزمند، فرزاد محمودیان،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
حضور پزشک در عرصههای مختلف اجتماع همواره با ملاحظات اخلاقی و حقوقی همراه بوده است. مشارکت پزشک در اجرای مجازاتهای قانونی محکومین، یکی از این عرصههاست که در ارتباط با آن دیدگاههای متفاوتی مطرح شده است. در تاریخ پزشکی جهان، همواره پزشکان و فعالین حرفه پزشکی بهصورتهای مختلف در اجرای مجازاتهای قانونی مشارکت داشتهاند اما بعد از ابداع روش تزریق مرگبار، پزشک و علم پزشکی بهصورت مستقیم در این فرایند دخیل شدهاند. بعد از ورود مستقیم پزشک به این عرصه موافقان و مخالفان متعددی با ارائهی ادلهی مختلف در باب اخلاقی یا غیراخلاقی بودن مشارکت او در اجرای مجازاتها اظهارنظر کردهاند. همچنین، سازمانهای مرتبط با حرفهی پزشکی نسبت به مشارکت پزشک در اجرای مجازاتهای قانونی اعلام نظر کردهاند. در جمهوری اسلامی ایران نیز اگر چه بر اساس قانون مجازات اسلامی و آییننامهی اجرایی این قانون، حضور پزشک در اجرای مجازات مجرمان الزامی است اما در اجرای مستقیم مجازات نقشی ایفا نمیکند. در این مقاله با بررسی مهمترین دلایل مخالفان و موافقان بهعنوان پیشینهی بحث، به بررسی نقش دقیق پزشک در اجرای مجازات قصاص و تحلیل اخلاقی بودن این نقش میپردازیم.
باقر لاریجانی، سمانه تیرگر،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
آشنایی با چهرههای علمی و فرهنگی کشور، امری ارزشمند است. آقای دکتر حسن حبیبی (1391-1315) را میتوان اهل دین، علم، ادب و فرهنگ دانست که در دوران جمهوری اسلامی بهعنوان سیاستمداری متدین و متعهد، حمایت خود را از انقلاب اسلامی، نمایان نموده است. این مقاله بعضی از آثار و نیز خاطرات نقل شده از نزدیکان و اطرافیان ایشان را مرور میکند که خود میتواند گذری به زندگینامه، منش و روش این شخصیت گرانقدر باشد. همچنین، در اثنای بحث، خاطراتی را که نویسندهی اول، شخصاً از مواجهه با ایشان داشتهاند، مطرح کردهایم و به نکات برجستهی اخلاقی ایشان خصوصاً در اواخر عمر شریفشان - که عمدتاً در بستر بیماری سپری شد- پرداختهایم. نیمنگاهی هم به عقاید و نظرات این دانشمند بزرگ در مورد علم، عالِم و عالِمپروری داشتهایم. امید است که این اشارات بتواند نمونههایی عینی و عملی، هم برای بیماران و هم برای محققان کشور و پزشکانی که با بیماران مختلف مواجهند، ارائه دهد
فرهاد خرمائی، فرشته زارعی، منصوره مهدییار، اعظم فرمانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
صبر فضیلتی اخلاقی است و به استقامت، شکیبایی، خویشتنداری، رضایت و متعالی شدن فرد در موقعیتهایی اشاره دارد که برای او دشوار و ناخوشایند است. صبر مقولهای است که در حوزهی اخلاق پزشکی قابل بحث است و بهعنوان یک فضیلت اخلاقی با متغیرهای فراوانی در این حوزه در ارتباط قرار میگیرد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش صبر و مؤلفههای آن (متعالی شدن، شکیبایی، رضایت، استقامت و درنگ) بهعنوان فضایل اخلاقی در پیشبینی امید در دانشجویان بود. جامعهی پژوهش حاضر کلیهی دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شیراز بودند. از میان این افراد، تعداد 390 نفر بهروش نمونهگیری خوشهای بهعنوان گروه نمونه انتخاب شدند و با تکمیل مقیاس صبر و پرسشنامهی امید به زندگی در این پژوهش شرکت کردند. براساس نتایج آزمون Pearson correlation ، صبر و مؤلفههای آن با نمرهی کل امید به زندگی و هر دو مؤلفهی آن (تفکر راهبردی و تفکر عاملی) همبستگی مثبت معنیدار نشان داد (01/0P<). همچنین، صبر، نمرهی کل امید به زندگی (001/0P< ؛ 58/0β= )، و مؤلفههای تفکر راهبردی (001/0P< ؛ 52/0β= ) و تفکر عاملی (001/0P< ؛ 52/0β= ) را پیشبینی نمود. مؤلفههای متعالی شدن، استقامت و رضایت صبر نیز از عوامل مهم پیشبینیکنندهی امید و مؤلفههای آن بودند. بهطور کلی میتوان اینگونه نتیجهگیری کرد که با تقویت صبر که یکی از مهم ترین و ارزشمندترین فضایل اخلاقی است، میتوان امید در افراد را بهمنظور دستیابی به هدف و در نتیجه موفقیت بیشتر در زندگی افزایش داد. بنابراین، به روانشناسان، مشاوران و متخصصان در حوزههای سلامت و اخلاق پزشکی توصیه میشود که بهمنظور کاهش ناامیدی و تقویت امید در مراجعان و بیماران، از راهبردهای آموزشی صبر استفاده کنند.
لطفعلی خانی، مظفر غفاری، منصور حقیقتیان،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده
سرمایهی اجتماعی و نوعدوستی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ جامعهاند و میتوانند نقش اساسی در رشد اخلاق حرفهای پزشکان داشته باشند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط سرمایهی اجتماعی و نوعدوستی با نگرش پزشکان به اخلاق حرفهای بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونهی آماری این تحقیق شامل 322 نفر از پزشکان شاغل علوم پزشکی استان آذربایجانغربی در سال 1393 بودند که به روش خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامهی سرمایهی اجتماعی Onyx و Bullen و پرسشنامهی نوعدوستی Carlo و همکاران و مقیاس اخلاق حرفهای کرمپوریان و همکاران استفاده شد. نتایج نشان داد بین متغیرهای نوعدوستی (238/0=r)، مؤلفهی ساختاری (489/0=r)، مؤلفهی ارتباطی (554/0=r) و مؤلفهی شناختی (581/0=r) و نگرش پزشکان به اخلاق حرفهای رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد (05/0>P). نتایج ضریب همبستگی چندمتغیری به روش Enter نشان داد مؤلفههای سرمایهی اجتماعی در تبیین متغیر نگرش پزشکان به اخلاق حرفهای (457/0) سهم دارند. نتیجهی حاصل از این تحقیق نشان داد که مؤلفههای سرمایهی اجتماعی در پیشبینی نگرش پزشکان نسبت به اخلاق حرفهای مؤثرند. بنابراین، بهنظر میرسد با افزایش میزان سرمایهی اجتماعی و نوعدوستی، نگرش به اخلاق حرفهای در پزشکان بیشتر شود.
باقر لاریجانی، مینا مبشر، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، بنفشه کریمی، فاطمه میرزایی (لطفیآذر)،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
مفهوم مرگ بسیار پیچیده است و وجود مباحث عمیق فلسفی، تمایزهای توصیفی و نیز گستردگی طیفی که در بیانها وجود دارد، شناخت آن را دشوارتر کردهاست. اگرچه این مهم برای تمام انسانها ضروری است، برای فعالان حوزهی طبابت با اهمیتتر است، چراکه با مصادیق گوناگون آن مواجه هستند و بسیاری از چالشهای اخلاقی در مورد مباحثی چون مرگ مغزی، اتانازی و پایان حیات، در گروِ معرفت روشنی از مفهوم مرگ است. از طرفی دیگر، دریافت مفهوم مرگ بحثی تجربی نیست و حیطهی دستیازی علم پزشکی، شاید تنها ملاکیابی مرگ باشد. بر این اساس، پرداختن به شناخت مفهومی از مرگ، رویکردهای الهیاتی را میطلبد. لذا بر آن شدیم تا در مطالعهای قرآنمحور، به برخی از مؤلفههای «مفهومشناسی مرگ» دست یابیم. این مطالعه به شیوهی توصیفی- تحلیلی غیر سیستماتیک، با شیوهی گردآوری و تحلیل اطلاعات و با استراتژی جستوجوی مفهومی در آیات موضوعی، مؤلفههای دوازدهگانهای را برای مفهومشناسی مرگ ارائه میدهد. بدینترتیب، راه ملاکیابی و مصداقشناسی مرگ از دیدگاه قرآن کریم را بازتر میکند، لذا پژوهش در این دو حیطه برای مطالعات آتی پیشنهاد میشود.
فرزانه زاهدی انارکی، باقر لاریجانی، بنفشه کریمی، سمانه تیرگر، کبری خزعلی، سوده تیرگر، نسرین حمیدی ابرقویی، فاطمه میرزایی (لطفی آذر) ،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
مسألهی سقط یکی از موارد مشکل در اخلاق زیستی است. این بحث در موارد سقط جنین ناهنجار، وجوه مورد اختلاف بیشتری دارد. بررسی مطالعات حاکی از آن است که عمدتاً دو مورد، بحثبرانگیز بودهاست؛ اول آنکه آیا حیات جنین ناهنجار باید حفظ شود؟ و دوم آنکه سرانجام نفس (نباتی، حیوانی) در جنین ناهنجار پس از سقط اختیاری (منظور از سقط اختیاری در این نوشتار، سقط درمانی (قانونی) و سقط عمدی غیر قانونی است.) چه خواهد بود؟ دیدگاههای مختلف پاسخهای گوناگونی را به این دو پرسش دادهاند. مطالعهی حاضر پژوهشی است مروری- توصیفی که پاسخ دو پرسش یاد شده را با تمرکز بیشتر بر حق حیات، در فلسفهی صدرایی در کتب ملاصدرا و نیز تألیفات امام خمینی (ره) میکاود. نتایج این مطالعه نشان میدهند که بر اساس دیدگاه ملاصدرا تمام جنینها دارای نفس بالقوهی انسانی هستند؛ هر چند که ظاهری بسیار ناقص داشته باشند. او جنین را نبات بالفعل و البته دارای استعداد برای «انسانشدن» میداند. با توجه به این دیدگاه که هم بدایتنگر است و هم غایتنگر، جنین ناهنجار، حق حیات دارد؛ چراکه مطابق برهان حرکت جوهری ملاصدرا چنین میتوان گفت که سقط، تکامل برزخی نفس را با مشکل مواجه میسازد و حتی ممکن است در حشر موجود نیز خلل ایجاد کند.مسلم است که در جامعهی ما که صبغهی اسلامی دارد برای تصمیمگیری در مورد سقط جنین باید دیدگاههای دینی را مورد لحاظ قرار داد. البته مبانی فلسفی بهتنهایی نمیتوانند برای دادن حُکمی در مورد سقط جنین، کارا و مفید باشند؛ بلکه هماندیشیهای تخصصی و میانرشتهای ضرورت دارند تا به لطف خداوند، شاهد تحلیل مناسب چالشهای اخلاقی در مورد این مسأله باشیم.
انسیه مدنی، زهرا خزاعی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
اخلاق فضیلت دیدگاهی فاعلمحور است که بهجای پرداختن به عمل صواب و خطا، به شخصیت خوب و بد می پردازد و بر فضایل و منش اخلاقی فاعل استوار است، از این رو با حرفهی پزشکی قرابت بسیار دارد. چرا که این حرفه بسیار متأثر از رابطهی پزشک و بیمار است، و وجود یک منش اخلاقی در پزشک، تأثیر بسیار مثبتی بر این رابطه دارد. در عین حال، این مسأله در مباحث اخلاق کاربردی و از جمله اخلاق پزشکی مطرح است که نظریهی اخلاقی باید با گفتن اینکه «چه باید انجام دهیم؟» معیاری برای تصمیمگیری اخلاقی ارائه دهد، چیزی که به نظر برخی فیلسوفان، با مبانی اخلاق فضیلت ناسازگار است. ادعای این مقاله آن است که اخلاق فضیلت میتواند با تمسک به فاعل فضیلتمند و تأکید بر فضایل، قواعد و دستورالعملهایی ارائه دهد که به تصمیمگیری در معماهای دشوار پزشکی کمک کند. این ادعا با ارائهی نمونههایی دربارهی سقط جنین و فروش کلیه برای پیوند عینیت مییابد. از مهمترین مزایای اخلاق فضیلت، سیاقمحوری و توجه به واقعیات مرتبط، اهمیت عواطف و انگیزههای احتمالی افراد درگیر، و بالاخره الگومحوری با ابتناء بر حساسیت و حکمت عملی فاعل فضیلتمند است که سبب میشود این نظریه در حل مسائل اخلاق پزشکی، جایگاه بهتری نسبت به سایر رویکردها داشتهباشد.
سکینه محبی امین، مهدی ربیعی، امیر حسین کیذوری،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
در سالهای اخیر اعتقاد بر این است که آموزش پزشکی باید شامل برنامههای درسی اخلاقی با هدف ایجاد مهارتهای تصمیمگیری بالینی و اخلاق حرفهای و نهادینهکردن مجموعهای از ارزشها در پزشکان باشد. هدف این پژوهش ارزیابی کیفیت درونی و بیرونی برنامهی درسی اخلاق پزشکی از دیدگاه دانشجویان است.تحقیق حاضر از نوع تحقیقات پیمایشی است. جامعهی آماری مورد مطالعه شامل 157 دانشجوی پزشکی عمومی که درس اخلاق پزشکی را انتخاب کردهاند با روش نمونهگیری تصادفی ساده تعداد 113 دانشجو انتخاب شدند. بهمنظور گردآوری اطلاعات از دو پرسشنامه با مجموع 34 گویه استفاده شد. کیفیت درونی برنامهی درسی اخلاق پزشکی با توجه بهعناصر 9 گانهی الگوی Frances Klein و کیفیت بیرونی آن بر اساس الگوی Kirk Patrick مورد بررسی قرار گرفت. برای سنجش روایی پرسشنامه، از روایی محتوا استفاده شدهاست و با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، مقدار پایایی پرسشنامهی کیفیت درونی 93/0 و پرسشنامهی کیفیت بیرونی 91/0 محاسبه شد. جهت تحلیل دادهها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (t تکنمونهای) استفاده شد.نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که از دیدگاه دانشجویان وضعیت کیفیت درونی برنامهی درسی اخلاق پزشکی در تمام عناصر 9 گانه نامطلوب است. کیفیت بیرونی برنامهی درسی اخلاق در مؤلفههای دانش و نگرش در سطح متوسط قرار دارد و مؤلفهی مهارت نامطلوب ارزیابی شده است. در مجموع، کیفیت درونی و بیرونی برنامهی درسی اخلاق پزشکی در وضعیت نامطلوب قرار دارد. با توجه بهوضعیت نامطلوب کیفیت درونی و بیرونی باید بهبازنگری و طراحی مجدد برنامهی درسی اخلاق پزشکی پرداخت.
کبری امیدفر،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
آزمایشگاههای تشخیص پزشکی، به عنوان یکی از ارائهدهندگان خدمات سلامت، در قبال نفس و جان گیرندگان خدمات (بیماران/ مراجعین) مسئولیتی ویژه دارند. با افزایش روز افزون تعداد و تنوع تستهای آزمایشگاهی در سالهای اخیر، نقش و جایگاه علوم آزمایشگاهی درشناسایی و ارزیابی علل ایجاد بیماریها اهمیت بیشتری پیدا کرده است.انجام آزمایشهای پزشکی در کمال صحت، دقت، سرعت، وبا استفاده از روشهای روز دنیا و هم چنین توجه به حفظ حقوق، رعایت امانت و کرامت انسانی گیرندگان خدمات از جمله اولویتها و ضرورتهایی است که به موازات استقرار سیستمهای مدیریت کیفیت، میتواند تاثیر بسزایی در افزایش رضایتمندی مراجعین داشته باشد و از ویژگیهای یک آزمایشگاه مطلوب به حساب می آید. در هر بعدی از اخلاق پزشکی، انجام دادن کار خوب و عدم انجام کار بد یک اصل مسلم است. در طب آزمایشگاه نیز همانند سطوح دیگر علوم پزشکی،پرسش های اخلاقی بسیاری وجود دارند که با پیشرفت تستهای تشخیصی و مولکولی افزایش پیدا می کنند. متخصصان آزمایشگاه، روزانه با چالش هایی مانند محرمانه بودن اطلاعات بیمار، وهم چنین مسائل مربوط به اخلاق در پژوهش، اخلاق حرفه ای و اخلاق کسب و کار روبه رو هستند.این مطالعه مروری،با گردآوری مباحث حائز اهمیت و رایج در حوزه ی اخلاق پزشکی در آزمایشگاه تشخیص طبی از منابع معتبر سعی در ارتقااطلاعات فعالان این حرفه داشته است، به این هدف که با به کارگیری این مطالب بتوان در ارائه خدمات بهتر آزمایشگاهی گامهای موثرتری برداشت.
ملیحه کدیور، مرجان مردانی حموله، نسرین نژادسروری، محمد قرگزلو،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
نقص ایمنی توأم شدید یک نشانگان نقص ایمنی اولیه و ارثی است که با نقص شدید لنفوسیتهای T و نقص متغیر در شمار لنفوسیتهای B، نمایان میشود. هدف این مطالعه، ارزیابی جنبههای اخلاقی در مدیریت بالینی کودکان مبتلا به نقایص ایمنی ترکیبی شدید بود. مطالعهی حاضر بر اساس نمونهای واقعی در گراند راند ماهانهی اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شد. نمونهی معرفیشده، یک شیرخوار پسر با تشخیص نقص ایمنی توأم شدید بود. کودک 6 ماهه، سابقهی عفونتهای مکرر از اوایل شیرخوارگی و بستریهای مکرر در بیمارستان داشت. والدین او منسوب و از سطح پایین اجتماعی - اقتصادی جامعه بودند. وی فرزند چهارم خانواده بود که فرزند اول و دوم خانواده، دختر و سالم بودند. فرزند سوم خانواده پسری بود که با عفونتهای گسترده در پی واکسیناسیون در بدو تولد دچار مشکلات پیاپی شده و در نهایت فوت کرده بود. از سوی پزشک معالج، مسألهی پیوند مغز استخوان برای کودک معرفیشده مطرح شد، اما همسایهی کودک به والدین او، توصیه جهت مراجعه به فرد دعاگویی که بسیاری از او شفا گرفتهاند، کرده است.
درمان بهموقع مبتلایان به نقایص ایمنی توام شدید، باعث کاهش عوارض و بهبود کیفیت زندگی بیمار میشود. در این چارچوب انجام غربالگری و ارزیابیهای زودهنگام نوزادان، توجیه اخلاقی پیدا میکند. در عین حال، باید به جوانب اخلاقی موضوع، مانند بیتوجهی به معیارهای علمی ضرورت انجام تست، تحمیل هزینههای غیرمعقول به خانوادهی کودک، عدم ارائهی اطلاعات کافی و قابل درک به خانوادهی کودک و نادیده گرفتن رضایت آنان به انجام تست و ارائهی درمان، عدم دسترسی عادلانه به امکانات تشخیصی و درمانی و عدم توجه به خودمختاری کودک عنایت داشت. با این وجود، کارکنان عرصهی سلامت میتوانند در موارد خاص، خدمات درمانی و مراقبتی خود را با رویکردی اخلاقی و حمایتی و با در نظر داشتن تمام ابعاد جسمی و روانی برای مبتلایان به نقایص ایمنی و خانوادههای آنان اجرا کنند.
نازیلا تقوی، رضا عمانی سامانی، محمد اسدی نژاد،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
جنینهای منجمد در دو حالت بهعنوان جنینهای رهاشده تلقی میشوند؛ مورد نخست زمانی است که صاحبان جنین، مجهوالالمکان باشند و هیچگونه دستورالعمل کتبی از سوی زوجین در ارتباط با وضعیت جنین وجود نداشته باشد. مورد بعدی زمانی است که صاحبان جنین منجمد، بهطور واضح به مراکز انجماد اعلام کنند که تصمیمگیری دربارهی سرنوشت جنینهای منجمد خویش را به مراکز انجماد تفویض میکنند. هدف ما بررسی این موضوع بود که در صورت رهاکردن جنینهای منجمد از سوی زوجین، چه تصمیمی باید در مورد سرنوشت آنها اتخاذ شود؟ این مطالعه به روش اسنادی - کتابخانهای و تحلیلی بود. از آنجایی که نگهداری از جنینهای منجمد مستلزم صرف هزینه است، شایسته است مسؤولیت مراکز انجماد را نسبت به نگهداری از جنینهای منجمد پس از صرف زمانی معقول و متعارف و تلاشهای ناموفق برای برقراری تماس با صاحبان منتفی بدانیم.
تصمیمگیری در مورد سرنوشت جنین منجمد رهاشده بستگی به این موضوع دارد که چه ماهیتی را برای آنها برگزینیم. در صورتی که جنینهای منجمد رهاشده را انسان تلقی کنیم، با توجه به هزینهی نگهداری و کمبود امکانات پزشکی میتوان بر اساس قاعدهی الضرورات تبیح المحظورات (ناگریزیها حرامها را مباح میکند) آنها را از بین برد. چنانچه جنینهای منجمد را مال یا شبه مال تلقی کنیم، باید جنینهای منجمدی را که به صاحبانشان برای تعیین سرنوشت آنان دسترسی وجود ندارد ، مجهول المالک تلقی کرده و حاکم را جهت اخذ تصمیم به دورریزی یا اهدا برای تحقیقات صالح قلمداد کرد.
فاطمه میرزایی(لطفیآذر)، سمانه تیرگر، فرزانه زاهدی، سوده تیرگر، فریده شریعتی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
با وجود پیشرفت علم پزشکی و تکنولوژیهای مرتبط، شناخت ماهیت و چگونگی مرگ، همچنان در هالهای از ابهام است. شاید چنین بتوان گفت که چون مرگ، پدیدهای دو وجهی است و یکروی آن جسمانی و روی دیگر، نفسانی و روحانی است، شناخت آن، تنها در حیطهی علم پزشکی نیست، بلکه تلاش و همکاری اندیشمندان حوزههای دیگری چون علوم قرآنی، علوم انسانی، فلسفه و مانند آن نیز برای گشودن قفلهای بستهی آن ضروری بهنظر میرسد. چنین همفکریهایی میتواند با توصیف آنچه بر نفس در آستانه و هنگام مرگ میگذرد، دیدگاه دانشمندان علوم پزشکی را که بهحق، مفسران خوبی برای تغییرات جسمانیِ زمان مرگ هستند، وسعت و عمق بیشتری بخشد. بیشک، چنین نگرشی میتواند در گرفتن تصمیمهای اخلاقی پایان حیات و نیز ارائهی مراقبتهای معنوی در این لحظات، تحولآفرین باشد. این مطالعهی مروری بهروش کتابخانهای، ابتدا توصیفی از مراحل مرگ در نگاه علم پزشکی دارد و سپس با کنکاشی قرآنمحور در منابع اسلامی و با تمرکز بر آیاتی که صراحتاً دلالت بر زمان مرگ دارند، توصیف قرآنی از برخی مراحل مرگ ارائه میدهد. سرانجام در بحث نهایی، برخی شباهتها و تفاوتهای دیدگاهها را بیان و سؤالات مهمی را در این حیطه مطرح میکند که عمدتاً برای ارائهی مراقبتهای معنوی در لحظات پایانی حیات در خور اهمیت فراوان هستند. امید است با پژوهشهای متمرکز آینده که در جهت پاسخ به سؤالات اصلی ایجادشده در این مطالعه خواهند بود، راه برای ارائهی مراقبتهای معنوی و قرآنمحور، بیش از پیش تسهیل و عملیاتی شود.
علی تقی پور، حمیدرضا بهرامی طاقانکی، حمیدرضا حسین زاده، محمدرضا نورس،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده
مراکز طب سنتی و مکمل، بهعنوان یکی از ارائهدهندگان خدمات سلامت، در قبال بیماران و مراجعان مسؤولیتی ویژه دارند. با افزایش روزافزون این مراکز، نقش و جایگاه طب سنتی و مکمل در تحلیل، تشخیص و درمان بیماریها اهمیت بیشتری پیدا کردهاست. انجام رویکردهای طبی در کمال صحت، دقت، سرعت، و با استفاده از روشهای تشخیصی و درمانی شواهدمحور و همچنین توجه به حفظ حقوق، رعایت امانت و کرامت انسانی گیرندگان خدمات از جمله اولویتها و ضرورتهایی است که بهموازات استقرار سیستمهای جدید ارائهی خدمات، میتواند تاثیر بسزایی در افزایش رضایتمندی مراجعان و پذیرش نهادهای علمی و قانونی داشته باشد. در حیطهی طب مکمل و جایگزین با توجه به عدم وجود شواهد علمی کافی در جهت کارایی و اثربخشی، عدم تعریف و تعیین مراجع رسیدگی به شکایات انجامشده از این طب، فرایند رسیدگی به جنبههای اخلاقی و قانونی خطای پزشکی در طب مکمل و جایگزین را با چالشهایی مواجه کردهاست که باید با تدوین و بازنگری قوانین و تعریف آییننامههای عملی و تعیین منابع علمی قابل قبول، موارد و مراکز ارائهی مجاز این خدمات، محل رسیدگی به شکایات و نوع مجازاتهای آن به رفع این کمبودهای قانونی اقدام شود. این مطالعهی مروری، با گردآوری مباحث حائز اهمیت و رایج در حوزهی اخلاق و قانون در طب سنتی و مکمل از منابع معتبر سعی در ارتقاء اطلاعات فعالان این حرفه و توجه ویژهی مسؤولان حوزهی اخلاق پزشکی به این طب را داشتهاست
بهزاد جودکی، محسن صادقی، کیوان غنی، محمد میرزایی،
دوره 9، شماره 4 - ( 7-1395 )
چکیده
یکی از مسائل مهم در حوزه اخلاق پزشکی مسأله خودکشی با مساعدت پزشک میباشد، به گونهای که حق مرگ یا چگونه مردن در این حوزه اهمیت زیادی پیدا کرده است. خودکشی با کمک پزشک از جمله اقسام اتانازی میباشد که برای پایان دادن به درد و رنج تحمل ناپذیر، درخواست میشود. این مسأله از دیدگاه اخلاقی چالش برانگیز است به گونهای که این اختلاف عقاید در اندیشه متفکران اخلاقی و حقوقی به وضوح نمایان و حتی مبنای قانون گذاری در برخی از کشورها قرار گرفته است. با بررسی نظرات مختلف به نظر می رسد هر چند یکی از چهار اصل اخلاق پزشکی، احترام به تصمیم بیمار از سوی پزشک می باشد و پزشک باید بر اساس این اصل به خواسته بیمار احترام بگذارد؛ اما از منظر اکثر اخلاقیون و از دیدگاه حقوق دانان، خودکشی با کمک پزشک، غیر اخلاقی و جرم می باشد. باید اذعان داشت که مبنای اصلی نظرات موافقان و مخالفان این امر به تفاسیر ایشان از اصل کرامت بر میگردد و این تفاوت دیدگاه با ارجاع به مبادی عقلی و شرعی و ارائه قرائت همسان از اصل کرامت بر این اساس قابل رفع است که خودکشی مساعدت شده، مخالف کرامت ذاتی انسان و حفظ حق حیات است، مگر در مواردی که لزوماً در راستای مصالح ارجح و اساسی قابل توجیه عقلی، شرعی و قانونی باشد.