266 نتیجه برای Ethics
رویا ملکزاده، افشین امیرخانلو، قاسم عابدی، فرشته عراقیان مجرد،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
گسترش سریع کووید 19، نبود درمان استاندارد، محدودیت زمانی و کمبود منابع از چالشهای جدی در سراسر دنیاست. با توجه به اهمیت اخلاق در ارائهی مراقبت به بیماران مبتلا به بیماریهای نوپدید، این مطالعه با هدف تبیین چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران کووید 19 و درمان آنان انجام شد. پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوای کیفی در سال 1399 انجام شد. مشارکتکنندگان 22 نفر از پزشکان متخصص عفونی و پرستاران بخشهای مراقبت بیماران کووید 19 با حداقل پنج سال سابقهی کار در بیمارستانهای استان مازندران بودند. دادهها از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافتهی مبتنی بر هدف و روش گلولهی برفی، پس از کسب رضایت آگاهانه از شرکتکنندگان جمعآوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت. ﺗﺤﻠﯿﻞ دادههای ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش گرانهیم لوندمن انجام شد. برای صحت و استحکام مطالعه از معیارهای پیشنهادی گوبا و لینکلن استفاده شد.از تحلیل تجربیات مشارکتکنندگان، چهار درونمایهی اصلی و سیزده درونمایهی فرعی درخصوص چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران مبتلا به کووید 19 استخراج شد. رعایت حقوق بیماران، انگ و تبعیض اجتماعی، وظیفهی مراقبت از بیماران و حمایت و پاسخگویی مسئولان از چالشهای اصلی اخلاقی در مراقبت از بیماران در دوران کرونا ﺑود. با توجه به یافتههای مطالعه، حمایت از حقوق بیماران و ارائهی مراقبت با کیفیت خوب از طریق تصمیمگیری آگاهانه و اخلاقی برای افزایش رضایتمندی بیماران و ارتقاء سلامت آنان، بهعنوان راهکارهای رفع چالشهای اخلاقی، توصیه میشود.
حسین فصیحی، سیدمحمد حسینی سورکی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
فناوریهای مربوط به حوزهی پزشکی و ژنتیک، بهویژه مهندسی ژنتیک و تلاش برای بهنژادی، همانند دیگر فناوریهای نوظهور، در دهههای اخیر رشد و پیشرفتی چشمگیر و برکاتی خیرهکننده داشته و موجب توفیقهای بسیاری در حوزهی پیشگیری از ناهنجاریها و درمان بیماریها شده است؛ با این همه و بهرغم کامیابی برخی تلاشها در زمینهی بهنژادی و پیشرفتهای امیدآفرین و شعفانگیز در این حوزه، افقهای مبهم بهکارگیری مهندسی ژنتیک و تلاش برای بهنژادی، بهویژه احتمال بهرهگیریهای غیرمسئولانه و منفعتجویانه از فناوریهایی از این دست، دغدغهبرانگیز و نگرانکننده بوده است. از همین رو، برخی با تأکید بر ملاحظات اخلاقی ناظر به فناوریهای زیستیپزشکی، بهویژه مهندسی ژنتیک، جواز اخلاقی و بهمصلحتبودن بهرهگیری از مهندسی ژنتیک، با هدف بهنژادی و بهبود نسل و نژاد انسانی را محل تردید و تأمل دانستهاند و یکی از مهمترین پیامدهای ناخوشایند و ناگوار بهنژادی را نقض عدالت/ عدالت اجتماعی یا تشدید بیعدالتی و نابرابری به حساب آوردهاند. در این پژوهش ضمن اشارهای گذرا به معنا و گونههای بهنژادی و سویههای اخلاقی آن، با تبیین و تحلیل ملاحظات اخلاقی بهنژادی، روشن میشود که با اتخاذ تصمیمهای بخردانه و اندیشیدن برخی تمهیدات میتوان از بروز نابرابریهای ناشی از بهنژادی جلوگیری کرد یا آنها را به حداقل رساند.
هادی جلیلوند، مجتبی عبدی، متینه پوررحیمی، علیرضا جلیلوند، درسا تنهارو، نگین والی، حامد عباسی جوشتی، یعقوب حسان، سمیه نوروزی، محدثه علیزاده، سحر آقایی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
انسان، در دوران سلامت و بیماری، دارای حقوقی است. پژوهش حاضر، در سال ۱۳۹۶، با هدف بررسی میزان آگاهی دانشجویان پرستاری و مامایی از حقوق بیمار، در بیمارستانهای آموزشی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، انجام شد. این مطالعه به روش مقطعیتوصیفی، با شیوهی نمونهگیری در دسترس، صورت گرفت. اطلاعات، با کمک پرسشنامهای سهقسمتی و پژوهشگرساخت، جمعآوری شد که شامل اطلاعات دموگرافیک، پرسشنامهی آگاهی از منشور حقوق بیمار و راهکارهای مقابله با خلأ اطلاعاتی دانشجویان از حقوق بیمار، میشد. از آزمون منویتنی و اسپیرمن برای تحلیل دادهها استفاده گردید. 1219 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی، در این پژوهش شرکت کردند. متوسط نمرهی آگاهی دانشجویان از منشور حقوق بیمار، ۴۵/۴ ±۵۴/۱۳ از ۲۹ بود. 1007 نفر (61/82 درصد)، آموزش دریافتشده در زمینهی حقوق بیمار را مؤثر نمیدانستند. بین نمرهی آگاهی از حقوق بیمار با کسب اطلاع از حقوق او قبل از کارآموزی و کارورزی (0.461=r) و کسب اطلاع ازطریق استاد (0.512=r) همبستگی مستقیم و با خودآموزی (0.151 - =r) و سایر روشهای کسب اطلاعات (0.067 - = r) همبستگی معکوس وجود داشت. با توجه به اینکه بیشتر دانشجویان، محتوای آموزشی دریافتشده در زمینهی حقوق بیمار را مؤثر نمیدانستند، میتوان چنین نتیجه گرفت که این روشها کارآمد نبوده و نتوانستهاند اطلاعات درست را انتقال دهند؛ بنابراین، پیشنهاد میشود در برنامهی آموزشی حقوق بیمار برای دانشجویان پرستاران و مامایی، تجدیدنظر شود.
خدیجه نصیریانی، مژگان براتی کهریزسنگی، سیدهالهام فضلجو،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
جو اخلاقی حاکم بر بیمارستانها میتواند تصمیمگیریهای اخلاقی پرستاران را تحت تأثیر قرار دهد؛ در جو بیمارستانی که پرستار نتواند شجاعت اخلاقی خود را به کار گیرد، بهمرور، حقوق و منافع بیمار نیز، نادیده گرفته میشود؛ لذا، مطالعهی حاضر، با هدف تعیین جو اخلاقی بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی یزد از دیدگاه پرستاران و ارتباط آن با شهامت اخلاقی صورت گرفت. این مطالعهی توصیفیتحلیلی بود و 204 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهیدصدوقی یزد، به روش نمونهگیری در دسترس وارد آن شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامههای دموگرافیک، شهامت اخلاقی (Sekerka) (PMC) و جو اخلاقی بیمارستانی (HECS) ، جمعآوری شد و با نرمافزارSPSS ، نسخهی ۱۸، آنالیز شدند. نتایج نشان داد میانگین نمرهی جو اخلاقی (62/0± 35/3) از پنج و میانگین نمرهی شهامت اخلاقی (46/5 ± 37/56) از 75 است. بین جو اخلاقی سازمان و شهامت اخلاقی، ارتباط معنیدار یافت نشد (0.05≤P). از بین ویژگیهای دموگرافیکی میانگین نمرهی جو اخلاقی، برحسب جنس تفاوت معنیدار داشت (0.05 >P) . براساس یافته ها ضرورت بهینه سازی جو اخلاقی بیمارستان و ارتقاء شهامت اخلاقی وجود دارد. با توجه به تأثیر ایجاد محیطهای حمایتکننده از شهامت اخلاقی پرستاران، بر ارائهی خدمات مطلوب به بیماران، تدوین برنامههایی برای ارتقای شهامت اخلاقی پرستاران توسط مدیران، میتواند آثاری سودمند را به دنبال داشته باشد.
فرزاد زکیان خرم آبادی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی، امیرحسین تکیان، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
حق بر دسترسی به خدمات سلامت، بهعنوان جزئی از حقوق بنیادین بشر، متأثر از شرایط و امکانات دولتها و اوضاع بینالمللی، همواره با چالشهایی روبهرو بوده است. علیرغم صراحت سیاستهای کلی و اسناد بالادستی در نظام سلامت ایران، در خصوص لزوم برخورداری مهاجران و پناهندگان از خدمات سلامت و عضویت ایران در کنوانسیونهای مربوطه، ضمانت اجرای مفاد این اسناد به دلایل مختلف، ازجمله نارسایی قوانین مربوط به مهاجران و پناهندگان و اجرای نادرست برخی قوانین موجود، منسجم و کامل نیست. گروه تحقیق، نسخهی اول پیشنویس راهنمای اخلاقی ارائهی خدمات سلامت به مهاجران را، با استفاده از دادههای پژوهشی مبتنی بر مرور اسناد مرتبط و مطالعهی کیفی، تهیه و بر اساس نظرات شرکتکنندگان در یک گروه هیأت متخصصان، نهایی کردهاند. در این پیشنویس، پس از تبیین ارزشها و اصول اخلاقی حاکم بر ارائهی خدمت به مهاجران افغان، راهنماها و تکالیف پیشنهادی برای ذینفعان اصلی درگیر و مرتبط با موضوع، ازجمله سیاستگذاران و برنامهریزان کلان نظام سلامت، مؤسسات و مراکز ارائهی خدمات سلامت، حرفهمندان و ارائهدهندگان خدمات سلامت، سازمانهای حرفهای، فعالان جامعهی مدنی، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد و پژوهشگران و متولیان پژوهش و آموزش پزشکی ارائه شده است
رضا شهرآبادی، رقیه جوان، رقیه زردشت، مژگان انصاری، مهدی ربیعی، حمیده یزدی مقدم،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
تیم سلامت، در عملکرد روزانه خود با مسایل اخلاقی متعددی روبه رو هستند که ناچار به حل آنها هستند. دانش اخلاقی شامل مواجهه و حل دوباره تقابلات، ارزشها، هنجارها، علایق یا قوانین است. آموزش اخلاق حرفه ای بخش مهمی از برنامه های آموزشی فراگیران گروههای علوم پزشکی است. شناسایی چالش های اخلاقی سیستم درمانی، می تواند به کارآمدی برنامه های آموزشی، درمانی و بهداشتی دانشگاههای علوم پزشکی کمک نماید. هدف این مطالعه تبیین مولفه های اخلاق حرفه ای در تعاملات درمانی و بهداشتی با بیماران می باشد. در این پژوهش کیفی جهت تعیین مولفه های اخلاق حرفه ای از روش دلفی استفاده گردید. مشارکت کنندگان شامل سه گروه از اعضای هیات علمی، دانشجویان و کارکنان بالین بودند که به روش مبتنی بر هدف انتخاب شدند. ابتدا با مرور متون، پرسشنامه ایی شامل انواع مولفه های اخلاق حرفه ای به صورت نیمه ساختاریافته تدوین شد. سپس با روش دلفی در چهار راند مولفه های اخلاقی، انتخاب شدند و با بررسی شاخص های روایی محتوایی (CVR و CVI)، نسخه نهایی مولفه های اخلاق حرفه ای بر اساس تعاملات درمانی و بهداشتی با بیماران و مددجویان در ایران تبیین گردید. نتایج حاصل از پژوهش کیفی و مدل دلفی منجر به استخراج 12 مورد از رایج ترین مولفههای اخلاقی گردید که شامل افشای اسرار بیماران، عدم رعایت عدالت در ارائه خدمات، عدم رعایت اختیار بیمار، خطاهای پزشکی و کادر درمان، عدم رعایت مقررات و استانداردهای درمانی و مراقبتی، عدم رعایت مقررات قانونی در بیان خبر ناگوار توسط پزشک، عدم رعایت حقوق بیمار در حال مرگ، عدم رعایت حریم شخصی بیمار، عدم آموزش صحیح اصول مراقبت و نکات جدید درمانی و به روز به دانشجویان و پرسنل و در نهایت عدم رعایت ارتباطات حرفه ای بودندکه بر اساس آن مولفههای نهایی بصورت پرسشنامه، تدوین گردید. دستیابی به صلاحیت اخلاقی مستلزم شناسایی مولفه های اخلاقی در محیط های آموزشی، درمانی و مراقبتی به ویژه در تعامل با بیماران است. تدوین مولفه های اخلاقی حاصل از مطالعه حاضر می تواند به شناخت چالش های اخلاقی در مراکز درمانی و بهداشتی کمک نماید تا توسط مسئولین مربوطه نسبت به رفع این چالش ها اقدام نمایند
سیده نفیسه مومنی، مژگان علاءالدینی، شهرو اعتماد مقدم،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
دوراهه های تصمیم گیری مختلفی در طول دوره طبابت برای بالینـگران رخ می دهد که یکی از آنها مواجهه با خطای پزشکی است. حرفه مندان دندانپزشکی تمام تلاش خود را به کار می گیرند تا خطا را در ارائه خدمات سلامت به کمترین میزان خود برسانند و از ایجاد آسیب به بیماران جلوگیری کنند. اما با همه تمـهیداتی که اتخاذ می شود گاهی در طی تشخیص و درمان بیماری ها خطایی رخ می دهد که عوارض ناشی از آن غیر قابل برگشت است. در مدیریت چنین شرایطی، علاوه بر جستجوی دلیل وقوع خطا، مواجهه اخلاقی دندانپزشکان با بیمار بسیار اهمیت دارد. در این مقاله با استفاده از مدل تصمیم گیری اخلاقی فدراسیون جهانی دندانپزشکی، راهکاری برای مواجهه اخلاقی در مدیریت خطای تشخیصی در بررسی آسیب شناسی ضایعات پیشنهاد می شود.
سمیره عابدینی، الهام ایمانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
آموزش بالینی بخشی مهم از برنامهی درسی دانشجویان علوم پزشکی است و دانشجویان در طول این دوره، با چالشهای اخلاقی متعدد مواجه میشوند. ازآنجاکه اخلاق، عاملی مهمی در ارائهی صحیح خدمات سلامت به مددجویان محسوب میشود، این مطالعه با هدف تبیین چالشهای اخلاقی کارآموزی، از نظر دانشجویان علوم پزشکی طراحی شد. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. نمونهگیری هدفمند بود و دادهها با استفاده از مصاحبهی عمیق، چهره به چهره و نیمهساختاریافتهی فردی جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها همزمان با جمعآوری دادهها، با روش تحلیل محتوای کیفی، با رویکرد استقرایی، مطابق روش الو و کینگاز (2008) انجام شد. در این مطالعه، پس از انجامدادن مصاحبه با چهل نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، اطلاعات به اشباع رسید. میانگین سنی مشارکتکنندگان در پژوهش 22/1±67/22 سال بود. پس از تحلیل متن مصاحبهها، در نهایت دو مضمون و هفت طبقه حاصل شد. مضامین حاصل، تحت عناوین چالشهای اخلاقی در محیط بالین و چالشهای اخلاقی در متصدیان آموزش بالینی نامگذاری شدند. با توجه به نتایج بهدستآمده از مصاحبههای دانشجویان مختلف ضرورت دارد، معاونان آموزشی و استادان دانشگاه به چالشهای اخلاقی در محیط بیمارستانها و درمانگاهها توجهی خاص مبذول داشته و اقدامات لازم را در زمینهی آشناسازی دانشجویان با مسائل اخلاقی، چگونگی مواجهه با این مسائل و نحوهی تصمیمگیری در موقعیتهای اخلاقی در نظر داشته باشند.
مجتبی نوروزی، علی اکبر حقدوست، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
امروزه، دانشمندان بر این باورند که پزشکی دقیق با استفاده از فناوریهای پیچیده و اطلاعات بهدستآمده از ژنتیک مولکولی، میتواند با بیماریهای پیچیده مقابله کند و عدالت در سلامت را فراهم آورد. با درنظرگرفتن اصول اخلاق پزشکی، بهکارگیری پزشکی دقیق با چالشهای اخلاقی جدیدی روبهرو خواهد شد. این مقاله، با رویکرد اصولگرایی، به طرح موضوع عدالت و برخی چالشهای اخلاقی پزشکی دقیق میپردازد؛ چراکه برای بهرهمندی از مزایای پزشکی دقیق نیاز است، ضمن شناسایی چالشها، چهارچوب اخلاقی متناسب با آن تدوین شود. نحوهی اشتراکگذاری و دسترسی به اطلاعات بهدستآمده از پزشکی دقیق میتواند آیندهی شغلی، انتخاب همسر و نوع بیمهی سلامت افراد را تحت تأثیر قرار دهد؛ همچنین، حفظ حریم خصوصی و استقلال افراد، از چالشهای اخلاقی مهم در پزشکی دقیق است؛ زیرا دربارهی امنیت دادهها و نحوهی دسترسی به آنها اطمینان کامل وجود نخواهد داشت. در کوتاهمدت و میانمدت، منافع پزشکی دقیق با توجه به طراحی مطالعات و فناوریهای گران و پیچیده، به برخی گروهها محدود خواهد شد و نابرابری در عدالت را تشدید خواهد کرد؛ اما در بلندمدت، با دسترسی آسان و ارزانشدن فناوریها، انباشت هزینههای درمانی در طول عمر کاهش مییابد و عدالت در بین کشورها و همچنین، درون آنها برقرار خواهد شد.
آرمان لطیفی، سید صادق حسینی، سارا رحیمی، وحید رحمانی، دکتر عاطفه اسفندیاری، هدایت سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
تعهد حرفهای، مجموعهای از نگرشها، ارزشها، رفتارها و روابطی است که بهعنوان پایه و اساس قرارداد یک متخصص سلامت با جامعه عمل میکند. مطالعهی حاضر، با هدف تعیین نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به تعهد حرفهای، در سال 1401 انجام شد. جامعهی پژوهش این مطالعهی توصیفی، شامل 254 نفر از دانشجویان سه سال آخر دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بود که با سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسشنامهی استاندارد نگرش به تعهد حرفهای پزشکان بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 25 تجزیه و تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی و آزمون من ویتنی استفاده شد. میانگین و انحراف معیار سن دانشجویان شرکتکننده در مطالعه برابر با 25/2±69/24 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمرهی نگرش به تعهد حرفهای در دانشجویان شرکتکننده در پژوهش برابر با 72/12±12/67 از 100 به دست آمد. بین متغیرهای سن و ترم تحصیلی و سابقهی شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با اخلاق حرفهای با میانگین نمرهی نگرش، ارتباط آماری معنیدار وجود داشت (01/0P=)؛ اما بین جنسیت و نمرهی نگرش به تعهد حرفهای ارتباط معنادار آماری وجود نداشت (05/0P>). مراکز آموزشی و استادان آن، بهعنوان اثرگذارترین نیروها بر شکلدهی اخلاق دانشجویان، باید برنامهی آموزشی را بر اساس آموزش و الگوسازی در زمینهی حرفهایگری پزشکی، با درنظرگرفتن نیازهای حرفهای، بازنگری و بهخوبی اجرا کنند.
فاطمه بهمنی، مهشاد نوروزی، نرجس کلاهچی، مصطفی قانعی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
زیستفناوریهای نوظهور بهواسطهی تأثیر بر حوزههای اجتماعی و اقتصادی و سلامت نقش بسزایی در ارتقای رفاه جوامع ایفاء میکند. نگرش به فناوریهای زیستی در شرایط مختلف و در طول زمان متفاوت بوده و بر اساس درک جدید و شواهد نویافته از موقعیت تغییر میکند. در ارزیابی اخلاقی فناوریهای نوظهور یکی از مسائلی که همواره مورد تأکید قرار میگیرد جنبههای خطرآفرین و مشکل ساز آن برای زندگی و رفاه انسانها است. در عین حال، پیشفرضهای اخلاقی شامل آزادی، خوش بینی در فناوری، جبرگرایی، چرخه زندگی، قدرت، شکل زندگی، بیطرفی فناوری، ابهام، عدم قطعیت، توان بالقوه تحول آفرینی و چالشهای برخواسته از آنها میتواند بر قضاوت اخلاقی استفاده از این فناوریها مؤثر واقع شود. شش رویکرد متمایز برای ارزیابی فناوریهای نوظهور مورد استفاده قرار میگیرد. در این میان، «رویکرد مبتنی بر اصول»، با ایفای نقش نظارتی منعطف، به جای تعیین الزامات و قوانین خاص یا استانداردها و تعهدات عمومی و پرهیز از طراحی چک لیست، بر دستیابی به نتایج مطلوب تمرکز میکند. با تمرکز بر رویکرد مذکور در این مقاله، اصول اخلاقی مطرح در ارزیابی اخلاقی زیستفناوریهای نوظهور شامل خطر-هزینه-فایده، پایبندی به حقوق فردی، پایداری، طبیعی بودن، احتیاط، سیر فناوری، نظارت مسئولانه، منفعت عمومی، عدالت و انصاف، مشورت مردمسالارانه، و آزادی فکری مورد بررسی ارائه میشود. در نهایت، با ارائه یک مدل مفهومی در بهکارگیری اصول فوق الذکر در مراحل مختلف شکلگیری یک زیستفناوری، هجده توصیهی عملیاتی به منظور تسهیل ارزیابی و نظارت اخلاقی بر روند روبه رشد زیست فناوریهای نوظهور در کشور، در سطوح مختلف سیاستگذاری ارائه میشود.
امیراحمد شجاعی، فضل الله حسنوند، حمیدرضا نمازی، مجتبی پارسا، دانشجوی PHD کبری رشیدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
اخلاقحرفهای مبتنی بر ارزشها، تکالیف، حقوق و مسئولیتهای انسانی بنا شده است و شرایط حرفهای و سازمانی پرستاران را متاثر میسازد. در این راستا، این پژوهش با هدف شناخت ابعاد اخلاقحرفهای پرستاران از دید ایشان و پزشکان؛ با روش کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمهساختاریافته، با مشارکت 26 پزشک متخصص اخلاقپزشکی، متخصص بالینی، دستیار بالینی و اینترن و 20 پرستار براساس اشباع نظری با روش نمونهگیری هدفمند، پس از کسب رضایتآگاهانه از ایشان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل محتوا استفاده شد که در نرمافزار MAXQDA نسخه 18 انجام شد. یافتهها نشانداد که؛ اخلاقحرفهای پرستاران مبتنی بر یک چارچوب چهاربعدی بود؛ اخلاقحرفهای پرستاران در ارتباط با بیمار (شش خردهمولفه)، در ارتباط با همکاران در ردههای مختلف (چهار خردهمولفه)، در ارتباط با حرفه (سه خردهمولفه) و در ارتباط با بیمارستان و سازمانهای درمانی (دو خردهمؤلفه). پایایی کدگذاری مولفهها براساس شاخص کاپا برابر با 88/0 بود. بنابراین میتوان گفت که ابعاد اخلاقحرفهای پرستاران از دید افراد مورد مطالعه در ارتباط با خود و دیگران (بیماران، همکاران، سازمان و حرفه) معنا پیدا می کند. پرستاران با شناخت و رعایت جزئیات و ماهیت این ارتباطات و تکتک حقوق این افراد از دید خود، میتوانند اصول اخلاقحرفهای را در پیشبرد اهداف سازمان و افزایش کیفیت خدمات، رضایتمندی دیگران و اعتلای جایگاه حرفه، اجرایی نمایند.
حسین فصیحی، سید احمد فاضلی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
این مقاله به تحلیل ادراکات اعتباری علامهطباطبایی، یکی از بزرگترین فلاسفهی ایرانی در حوزهی فلسفهی اخلاق، پرداخته است. طباطبایی به اهمیت اعتبار بر پایهی ارزشهای اصلی، مانند حقیقت و عدالت تأکید میکند و معتقد است، اعتبار باید از این ارزشها نشئت گیرد. او به تحلیل ادراکات اعتباری نیز توجه دارد و از اهمیت آن در تصمیمگیریها و رفتارهای انسانی خبر میدهد. مقاله به شیوهی شکلگیری ادراکات اعتباری افراد پرداخته و اهمیت تأسیس این ادراکات را بر اساس استدلالهای عقلی و تجربههای دینی و عرفانی، برجسته کرده است. ادراکات اعتباری به شکلگیری ارزشها و اصول اخلاقی کمک میکنند و بر رفتار اخلاقی انسانها، تأثیر مستقیم دارند؛ همچنین، طباطبایی با تأکید بر اهمیت اراده، ایمان و تقوا در تشکیل رفتار اخلاقی انسان، تشریح میکند که انسان برای تحقق اهداف خود، باید دانش و آگاهی داشته باشد و در صورت داشتن دانش دقیق، برای انجامدادن عملی تصمیم بگیرد. این اعتبارها و ادراکات اعتباری، نهتنها نقش مهمی در تعامل انسان با دنیای مادی دارند، بلکه به تشکیل معرفت اخلاقی او نیز کمک میکنند. در انتها، مقاله نشان داد، تحلیل ادراکات اعتباری و توجه به اصول و ارزشهای اخلاقی میتواند به تدارک محیطهای اخلاقی مناسبی که برای تشکیل رفتارهای اخلاقی مورد نیاز هستند، منجر شود؛ به عبارت دیگر، مقاله به ادراکات اعتباری، بهعنوان راهکاری برای حل چالشهای اخلاقی در جوامع و فرهنگها پرداخته است.
مجتبی پارسا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
اصطلاح خودارجاعی پزشک، بدان معناست که پزشک، بیمار را به تسهیلاتی که خود در آنها نفع مالی دارد، ارجاع دهد و به دو شکلِ در محل طبابت و خارج از محل طبابت صورت میگیرد. نوشتار حاضر، مطالعهای مروری غیرنظاممند است که جنبههای اخلاقی خودارجاعی را بررسی میکند. دربارهی خودارجاعی، نظرات موافق و مخالف وجود دارد. موافقان معتقدند، این امر با ایجاد فضای رقابتی، موجب کاهش هزینهها و افزایش میل به سرمایهگذاری در خدمات سلامت، خصوصاً در مناطق محروم میشود؛ همچنین، هم برای پزشک و هم برای بیماران (از طریق کاهش هزینهها) منافع مالی به دنبال دارد و موجب دسترسی راحتتر و باکیفیتتر بیماران به خدمات سلامت میشود؛ اما مخالفان خودارجاعی به استناد مطالعات متعدد انجامشده معتقدند، این پدیده به استفادهی بیشازحد و غیرضروری از خدمات مراقبت سلامت و در نتیجه افزایش هزینهها، کاهش کیفیت خدمات ارائهشده و بهمخاطرهافتادن ایمنی و سلامتی بیمار منجر خواهد شد. در برخی کشورها، مثل ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، راهنمای اخلاقی مبنی بر غیراخلاقیبودن خودارجاعی پزشکان یا لزوم آشکارسازی دربارهی آن و نیز مقررات برای مقابله با آن وجود دارد.
مهشاد نوروزی، احسان شمسی گوشکی، سعیده سعیدی طهرانی، فاطمه بهمنی، مینا فروزنده، سعید بیرودیان، نازیلا نیک روان فرد، مهشاد گوهری مهر، اکرم هاشمی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
فعالیت پژوهشی کشورهای در حال توسعه در دو دههی گذشته افزایش یافته است. گسترش و تمرکززدایی کمیتههای اخلاق، نیازمند ارزیابی عملکردی مناسب است. مطالعهای مقطعی در سال 2023 میلادی با استفاده از چک لیست "ابزار خودارزیابی کمیتههای اخلاق در پژوهش" بر روی کارگروه/کمیتههای اخلاق در پژوهش کشور اجرا شد. چک لیست به فارسی ترجمه شد. براساس نظر متخصصین اخلاق در پژوهش و بر مبنای دستورالعمل مصوب نحوهی تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیتههای اخلاق مورد بازنگری قرار گرفت. چکلیست الکترونیک، برای اعضای ارشد 269 کارگروه/کمیته اخلاق در پژوهش ارسال شد. دادهها با نرمافزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت؛ میزان پاسخدهی 83% بود. میانگین نمرهی کلی 25.173 ± 152.11 بود که 69.14% از حداکثر نمره کلی بهدست آمد، اما در بخش ارزیابی مداوم (نظارت) و منابع کمیته، کمتر از 50% از نمره میانگین کسب شد. نمرات 138 کارگروه/کمیته اخلاق در محدودهی عالی و 85 مورد در محدوده خوب قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات با میزان سابقهی فعالیت، تعداد جلسات در ماه، وجود بودجهی مصوب سالانه، وجود یک برنامهی مدون مصوّب ارتقای کیفیت و دارا بودن کارکنان اداری مشخص ارتباط دارد. تکمیل ابزار خودارزیابی، علاوه بر آگاهی کارگروه وزارتی از نحوهی عملکرد کارگروه/کمیتهها و توجه فردی هر کارگروه/کمیته به استانداردهای لازم الاجرا، میتواند آگاهی از نقاط قوت و چالشها را در سطح هر کمیته افزایش دهد. بازنگری در دستورالعمل مصوب نحوه تشکیل و عملکرد کارگروه/کمیتههای اخلاق توسط دبیرخانه کارگروه وزارتی اخلاق در پژوهش و تکرار مجدد خودارزیابی در آینده میتواند روند ارتقاء و بهبود عملکرد کمیتههای اخلاق را تسهیل نماید.
مسعود امن زاده، مهناز حامدان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
با پیشرفتهای اخیر در حوزهی هوش مصنوعی، استفاده از چتباتها در سلامت، بسیار افزایش یافته است. چتباتهای سلامت، ابزارهای نوآورانهای هستند که در زمینههایی چون: آموزش و ارائهی اطلاعات پزشکی به کاربران و ارائهی مشاورههای اولیه کاربرد دارند. علیرغم قابلیتها و مزایای چتبات سلامت، این فناوری با چالشها و ملاحظاتی اخلاقی همراه است که باید در کانون توجه قرار گیرد. هدف از این مطالعه، بررسی چالشهای اخلاقی چتباتهای سلامت است. این مطالعه که از نوع مروری است، با جستوجو و شناسایی مقالات مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی مختلف، ازجمله PubMed و Scopus و WOS با استفاده از کلیدواژههایی مانند Chatbot و Conversational Agent و Medical Ethic انجام شد. بر اساس معیارهای مشخصشده، چکیده و متن کامل مقالات بررسی و در نهایت، مقالات مرتبط انتخاب شدند. طبق مطالعات انجامشده، استفاده از چتباتهای سلامت با چالشهای اخلاقی متعددی همراه است که مهمترین آنها عبارتاند از: الف. حریم خصوصی و امنیت دادهها: دادههای جمعآوریشدهی بیماران توسط چتباتها، در برابر نقض امنیت و حریم خصوصی آسیبپذیر هستند؛ ب. دقت و قابلیت اطمینان: خطاهای احتمالی در پاسخهای چتباتها، میتواند به تشخیص نادرست یا ارائهی توصیههای اشتباه منجر شود و بهطور بالقوه به بیماران آسیب برساند؛ ج. سوگیری و برابری: الگوریتمهای هوش مصنوعی ممکن است، سوگیریهای موجود در مجموعهدادههای آموزشی را تداوم بخشند که به مراقبت نابرابر برای گروههای جمعیتی خاص منجر میشود؛ د. مسئولیتپذیری و پاسخگویی: به دلیل نبود چهارچوبهای قانونی مشخص، تعیین مسئولیت در صورت بروز خطا یا عواقب ناخواستهی ناشی از بهکارگیری چتباتها، همچنان موضوعی حلنشده باقی مانده است؛ ه. استقلال و اعتماد: اتکای بیشازحد به چتباتها ممکن است، عنصر انسانی مراقبت را کاهش دهد و بر اعتماد و استقلال بیمار در تصمیمگیری تأثیر بگذارد. چتباتهای سلامت در کنار مزایای شایان توجه خود، چالشهای اخلاقی مهمی نیز به همراه دارند که نیازمند توجه جدی است. تدوین سیاستها و چهارچوبهای اخلاقی، با تأکید بر حریم خصوصی، شفافیت، عدالت و پاسخگویی، از گامهای اساسی و عوامل کلیدی در این زمینه است؛ همچنین، نظارت مستمر، آموزش کاربر و پیروی از قوانینِ درحالتحولِ هوش مصنوعی میتواند به کاهش نگرانیها و افزایش اعتماد به این فناوری کمک کند.
فرزانه مختاری، فاطمه طالبیان، اکرم ثناگو، لیلا جویباری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
کودکانگاری (Infantilization) الگویی رفتاری است که در آن یک فرد صاحباختیار با یک فرد سالمند، همانند یک کودک برخورد میکند. این الگوی رفتاری، شامل اَشکالی مختلف ازقبیل بهکارگیری واژگان نامناسب یا اغراقآمیز است؛ بهطوریکه طی آن شأن و منزلت اجتماعی سالمند رعایت نمیشود. اخلاق شامل شاخهای از فلسفه، با ارزشهای مربوط به رفتار درست در مقابل رفتار نادرست انسانی است. در این مقاله مفهوم کودکانگاری سالمند، با هدف ایجاد آشنایی بیشتر با این مفهوم و بهتبع آن اجتناب از چنین رفتارهایی، تحلیل شده است. این مطالعهی تحلیل مفهوم، با استفاده از رویکرد هشتمرحلهای واکر و آوانت انجام شد. ابتدا، کاوش در پایگاههای دادهای فارسی Magiran و SID و انگلیسی PubMed, Scopus, Web of Science و موتور جستوجوگر Google Scholar بدون محدودیت زمانی صورت گرفت. برای جستوجوی شواهد، از واژههای فارسی کودکانگاری و سالمند و واژههای انگلیسی Infantilization, Elderspeak, Elderly, Older People استفاده شد. پس از بررسی متن کامل هفت مقالهی منتخب، ویژگیها (Attribute)، پیشایندها (Antecedents) و پسایندهای (Consequence) مربوط به مفهوم کودکانگاری سالمند استخراج گردید. پیشایندهای مفهوم کودکانگاری سالمند، شامل وجود اختلال عملکردی و ناتوانیهای مشاهدهپذیر، اختلال شناختی، سن بالای هفتاد سال، ویژگیهای غیرمرتبط با سن، مانند تحصیلات کمتر، پیشینهی حرفهای با اعتبار کمتر و ارائهی خدمات از سوی یک مراقب جوانتر است. کودکانگاری در ارتباط با مبتلایان به دلیریوم و همچنین افرادی که مدتزمان طولانیتری در مراکز درمانی اقامت دارند، بیشتر دیده میشود. در جنبهی محیطی، استفاده از دکور کودکانه در محل نگهداری سالمندان و در حوزهی فعالیتی، مشارکتندادن سالمندان در تصمیمگیری، آرایش نامناسب زنان سالمند، ازبینبردن حریم خصوصی و استقلال، توبیخ، تنبیه و حبس، سرکوب بیان جنسی، بازیهای کودکانه و استفاده از نام مستعار برای سالمند مثالهایی از این حوزهها هستند. حوزهی زبانی نیز، استفاده از اصطلاحات کودکانه و جملات کوتاه، دستور زبان ساده، صدای آهسته یا بلند و اغراقآمیز، خطابکردن با نام کوچک، بدون اجازهی آنها را دربرمیگیرد. از پسایندهای کودکانگاری سالمند میتوان به تأثیرات منفی بر رفتار، رفاه، هویت شخصی، شکلگیری رابطه و تعامل اجتماعی، ناتوانی در انتزاع، توانایی محدود در حل مشکلات، ایجاد احساسات منفی دربارهی عزت نفس و احتمال افزایش مقاومت در برابر مراقبت در سالمندان مبتلا به اختلال شناختی اشاره کرد. تشویق خودمختاری، یک تعهد اخلاقی در مراقبت از سالمندان در تمامی مراکز ارائهدهندهی خدمت محسوب میشود. بروز رفتارهای کودکانگارانه در قبال سالمندان، نتیجهی اتخاذ یک رویکرد غیرشخصمحور در مراقبت است. لازم است، برای جلوگیری از بروز آن، خدمات مربوط به سالمندی، مناسب سن ارائه شود؛ حتی اگر سالمندان از ناتوانیهای جسمی و شناختی رنج میبرند.
مامک طهماسبی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
رنجِ اجتنابپذیر در پایان زندگی، به درد و عذابی غیرضروری اشاره دارد که افراد مبتلا به بیماریهای لاعلاج تجربه میکنند و میتوان آن را از طریق روشهای مؤثر مراقبت تسکینی کاهش داد. این مسأله برای بهبود کیفیت زندگی بیماران و خانوادههایشان در این دوران، سخت اهمیت دارد. شناخت از مراقبت جامع و کلنگر که نیازهای جسمی، عاطفی، معنوی و اجتماعی را دربرمیگیرد، به بهبود مراقبتهای پایان زندگی برای کاهش رنج و احترام به خودمختاری بیمار، منجر شده است. بسیاری از مطالعات نشان میدهند، بیماران اغلب درد و رنج جسمی و عاطفی غیرضروری را در نزدیکی مرگ تجربه میکنند که نشاندهندهی کاستی در ارائهی خدمات بهداشتی است. بر اساس نتایج مطالعات، تعدادی چشمگیر از بیماران علیرغم مداخلات موجود، همچنان از درد مدیریتنشده شکایت دارند. مشکلات روانی، مانند اضطراب و افسردگی در میان بیماران لاعلاج شایع است که نیاز به مراقبت جامع و کلنگر، شامل حمایت از سلامت روان را برجسته میکند. از طرفی، نادیدهگرفتن نیازهای معنوی و اجتماعی نیز میتواند به احساس انزوا و ناامیدی در بیماران منجر شود. چالشهای پیرامون پیامدهای اخلاقی در روشهای مدیریت درد در پایان زندگی، بهویژه دربارهی اصول سودرسانی و ضررنرساندن، بحثبرانگیز است. اصل اثر دوگانه، شامل اقداماتی که رنج را تسکین میدهند، حتی اگر بهطور ناخواسته مرگ را تسریع کنند را توجیه میکند. این اصل، همچنان محل اختلاف ارائهدهندگان خدمات بهداشتی، بیماران و خانوادههاست. برنامهریزی مراقبتهای پیشرفته و احترام به خودمختاری بیمار نیز، معضلات اخلاقی پیچیدهای را دربارهی احترام به خواستههای افراد در این مرحله بحرانی از زندگی مطرح میکند. پرداختن به رنج اجتنابپذیر در پایان زندگی، از طریق رویکردی چندرشتهای که به ارزشها و ترجیحات بیماران احترام میگذارد و درعینحال تلاش میکند تا ناراحتی غیرضروری را کاهش دهد، ضروری است. با پیشرفت تحقیقات بالینی، نظامهای بهداشتی باید یافتن راهکارهایی را برای کاهش رنج اجتنابپذیر و افزایش کرامت بیماران در روزهای پایانی زندگی، در اولویت قرار دهند.
عبدالله صلواتی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
زمانی که واژهی سلامت عمومی به میان میآید، واژههای مراجع، پزشک، پرستار، کادر درمان و مراکز درمانی نیز به ذهن خطور میکند؛ اما این همهی ماجرا نیست. سلامت عمومی در محیطی ۳۶۰ درجه قرار دارد که افراد یادشده (مراجع و پزشک و...)، تنها بخشی از آن را به خود اختصاص میدهند. برخی از مصادیقی که کمتر به چشم میآیند، عبارتاند از: سیاستگذاری و حکمرانی سلامت، قوانین، ابعاد اجتماعی، محیط زیست، فناوری و دادهها، جامعه و فرهنگ، انسان، مشارکت، آموزش، امنیت. دورشدن از این محیط ۳۶۰ درجه میتواند سلامت عمومی را دستخوش اختلال کند؛ البته میتوان سلامت را در این محیط دید اما سلامت در معرض تهدید باشد؛ زیرا این محیط ۳۶۰ درجه، استعداد آن را دارد که بدون انسان لحاظ شود و در غیبت انسان برنامه بریزد و چرخدندههای بزرگ آن، «دیگری» را در خود هضم و از میدان به در کند. زمانی که من، «دیگری» را بهشکل «شیء»، «بیمار»، «مشتری»، «فرصت مالی» یا «فرصت برونشد از مشکلات» ببینم، آنچه حاضر کردهام، مجموعهای از تقلیلهاست، نه «دیگری» و نه «انسان». در این حالت، اخلاق سلامت عمومی، زمینی برای ایستادن ندارد. در این پژوهش، برای تحلیل و توصیف این نوع نگاه به اخلاق سلامت و این تقلیلها، از نگرش «دیگری»مدارِ فیلسوف بزرگ جهان اسلام، ابنسینا و متفکر برجستهی فرانسوی، ایمانوئل لویناس کمک گرفتیم. این پژوهش، بر اساس رویکرد پدیدارشناسانه به توصیف تجربههای زیسته از سلامت عمومی و رابطهی آن با اخلاق، به مدد آرای ابنسینا و لویناس پرداخته است. امکانات درونی فلسفهی ابنسینا ازجمله: «شهرت، موقعیت، رفتارهای ظاهری و سن و سال، حجاب راه دیدن دیگری است»، «انسانها گاهی به باطل اشتغال دارند» و «دیدن حق و ابتهاج به او» و ظرفیتهای فلسفهی لویناس ازجمله: «دیگری بهمثابه نامتناهی»، «دیگری بهمثابه امری که باید حمل شود» و «مسئولیت در قبال مسئولیت دیگری» کارت دعوتی برای خروج از «من» و دیدن و تکریم «دیگری» در محیطی ۳۶۰ درجه است. امری که از لحاظ متافیزیکی میتواند مبنای برونشد از وضعیت نامطلوب و نامتعارف در سلامت عمومی و خروج از «من» و نگریستن به «دیگری» در پرتو بیکران باشد. سیاستها، برنامهریزیها، مدیریتها و عملکردهایی که «دیگری» را به هزینههای اقتصادی تقلیل میدهند، بیتردید به حاشیهنشینی گروههای خاص (مانند نادیدهگرفتن مناطق روستایی یا محروم) منتهی میشود و توانش در فقرهی عدالت توزیعی، همانند تأمین داروها و خدمات بهداشتی اساسی برای همه، تضعیف میشود و در مجموع، سلامت عمومی و اخلاق سلامت عمومی را دستخوش بحران میکند و در قبضی ناخواسته «عموم» را در «سلامت عمومی»، به «عموم کسانی که توان تأمین هزینهی سلامت را دارند» فروکاست میدهد. در سنت ما «دیگری» فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و موقعیت اجتماعی، «خانوادهی خدا»ست. در حدیث آمده است: «اَلْخَلْقُ عِیَالُ اَللَّهِ فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَی اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَی أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً» (کافی، ج۲: ص۱۶۴) و مادامیکه پزشک، کادر درمان، مراکز درمانی و سیاستگذاریها، «دیگری» را به رسمیت نشناسند و تمرین شناختی برای کسب مهارت خروج از «من» به سمت و سوی «بیکران» پیدا نکنند، سلامت عمومی بر مدار ۳۶۰ درجه رخ نمینماید و آفتاب بیمنت سلامت بر همه نمیتابد و بهبود و امیدواری جایشان را به شورهزار رنج و یأس میسپارند. در این فضا، «منِ» پزشک، «منِ» کادر درمان، «منِ» مراکز درمانی، «منِ»سیاستگذاری، و «منِ» فرایندها، رویهها، برنامهها و مدیریتها، با فرورفتن در باتلاق تقلیلهای رنگارنگ، «دیگری» را دستخوش تحقیر یا سرکوب یا حذف میکند و پشتوانهی اخلاقی سلامت عمومی بر باد میرود.
محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
همواره، چالشهای اخلاقی و نگرانیهای مختلفی، در ارائهی خدمات سلامت مطرح بوده که عمدتاً بر مسائل پزشکی مراقبتهای حاد یا مسائلی مانند تصمیمگیری دربارهی مراحل انتهایی زندگی متمرکز بوده است؛ بااینحال، با افزایش جمعیت سالمندان و تأکیدی که جامعهی کنونی بر بازگرداندن بیماران به بالاترین سطح ممکن عملکرد دارد، توجه بیشتری به معضلات اخلاقی که به مراقبتهای توانبخشی مربوط هستند، معطوف شده است. تصمیمگیریهای اخلاقی، بهطور معمول انجام میگیرند که برخی از آنها سادهاند و صرفاً به اخذ رضایت آگاهانه برای انجامدادن برخی پروسیجرهای درمانی و توانبخشی منتهی میشوند و برخی دیگر، بسیار پیچیدهاند که مهمترین آنها، تخصیص منابع و انتخاب بیماران برای دریافت خدمات توانبخشی است. انتخاب بیماران برای پذیرش در مراکز توانبخشی، معمولاً با تشخیص پزشک متخصص انجام میشود؛ اما با توجه به اینکه در بسیاری از مراکز، تقاضا برای پذیرش بیشتر از تعداد تختهای موجود است، اغلب باید تصمیمهای دشواری اتخاذ شود. در برخی مواقع ممکن است، مجموعهای از دستورالعملهای واضح و مشخص در دسترس باشد؛ اما انتخاب بیماران اغلب بیشتر جنبهی ذهنی دارد. برای انتخاب بیماران، عواملی همچون: تشخیص بیماری، پیشآگهی، عوارض ثانویه، توانایی یادگیری و عوامل اجتماعی، شغلی، شخصی و مالی در نظر گرفته میشود. انتخاب بیماران برای توانبخشی میتواند نگرانیهای اخلاقی مختلفی را ایجاد کند. به حقوق، وظایف و مسئولیتهای بیماران و پزشکان باید توجه شود. همانطورکه ذکر شد، این ظرفیت وجود دارد که این فرایند بیشازحد ذهنی باشد؛ بنابراین، امکان بیعدالتی وجود دارد. اصول سودرسانی و عدالت باید در نظر گرفته شوند؛ البته گاهی ممکن است در تضاد باشند؛ ازاینرو، اعضای تیم توانبخشی، بالاخص پزشک باید تلاش کنند تا بین اصول سودرسانی و عدالت تعادلی برقرار کنند؛ بااینحال، انتخاب، اغلب جنبهای ذهنی دارد؛ همچنین، به نظر میرسد معقول باشد که برای پیگیری بیمارانی که ابتدا پذیرش نشدهاند، تلاشی صورت گیرد تا اطمینان حاصل شود که وضعیت آنها تغییر نکرده است؛ علاوهبراین، متخصصان اخلاق پزشکی و توانبخشی باید دستورالعملهایی واضح و روشن را برای انتخاب و بستری بیماران نیازمند خدمات توانبخشی تدوین کنند و در دسترس تیم ارائهی خدمات توانبخشی قرار دهند.