266 نتیجه برای Ethics
شیما شیراوژن،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
افزایش آمار ناتوانیها، توجهات جهانی را بهسوی اجرای اقدامات مؤثر برای پیشگیری از بروز ناتوانیها، مدیریت ناتوانیهای رخداده و توانبخشی افراد ناتوان جلب کرده است. این اقدامات در صورتی مؤثر خواهند بود که مبتنی بر شواهد حاصل از تحقیقات باکیفیت باشند. یکی از اصول اساسی در تضمین کیفیت تحقیقات توانبخشی، رعایت اصول اخلاقی است که ضمن افزایش کیفیت یک مطالعه، پاسخگوی نیازهای افراد ناتوان و حامی حقوق آنها باشد. باوجوداین، در مطالعات صورتگرفته، اصول اخلاقی در تحقیقات توانبخشی، کمتر در کانون توجه قرار گرفته و دیدگاه جامعی دربارهی چالشها و اصول اخلاقی ارائه نشده است. این مطالعه، با هدف مروری بر نگرانیها، چالشها و اصول اخلاقی مرتبط با تحقیقات توانبخشی صورت گرفته است. این مرور روایتی، با هدف دستیابی به شواهد موجود در زمینهی اخلاق در تحقیقات توانبخشی انجام شده است؛ ازاینرو، کلیدواژههای فارسی و انگلیسی شامل اخلاق، اصول اخلاقی، چالش، نگرانی، تحقیق، توانبخشی، افراد ناتوان، Ethic، Rehabilitation، People with Disability، Disability، Research، Study، Code of Conduct، Challenge، Issue، Concern در پایگاههای دادهی PubMed و Embase و Web of Science تا سال 2024 جستوجو شدند. جستوجوی دستی از طریق موتور جستوجوگر Google Scholar و لیست منابع مقالات بسیار مرتبط و مجلات کلیدی انجام شد. از میان 150 مطالعهی استخراجشده، در غربالگری اولیه 21 مقاله برای مطالعهی تمام متن انتخاب شدند. در نهایت، نُه مطالعه بر اساس معیارهای ورود، اعم از مرتبطبودن با موضوع تحقیق، فارسیزبان یا انگلیسیزبانبودن و امکان دسترسی به تمام متن مقاله، در گزارش نهایی وارد شدند. یافتهها بیانگر آن بود که اصول و قواعد اخلاقی در تحقیقات توانبخشی، نسبت به سایر تحقیقاتی که در گروههای آسیبپذیر صورت گرفته، کمتر در کانون توجه بوده است. در کنار چهار اصل اخلاقی، این حیطه از تحقیقات، نیازمند توجه بیشتر به حیطههای مختلف نظیر نحوهی ارزیابی توانایی قدرت تصمیمگیری افراد ناتوان برای شرکت داوطلبانه در تحقیق و اخذ رضایت آگاهانه است. مشکلاتی مانند اختلالات شناختی، اختلالات تکلم و گستردگی علائم و عوارض میتواند محققان را در طراحی و اجرای تحقیقات با چالش مواجه کند و کیفیت مطالعات را تحت تأثیر قرار دهد. مهمترین نگرانی اخلاقی در انجامدادن تحقیقات توانبخشی، کاهش کیفیت تحقیقات توانبخشی به دلیل دشواریهایی است که در اجرای این شکل از مطالعات وجود دارد. محققان باید قبل از شروع تحقیقات، با این چالشها آشنا و با تعهد اخلاقی در اجرای اصولی، وارد عرصهی تحقیقات توانبخشی شوند. تدوین استانداردها و قواعد اخلاقی برای این گروه از افراد آسیبپذیر و نظارت کمیتههای اخلاق میتواند گامی مؤثر برای ارتقاء اصول اخلاقی و کیفیت تحقیقات توانبخشی باشد. نتایج این تحقیق میتواند به محققان و مدیران و سیاستگذاران، در این باره یاری رساند. پیشنهاد میشود محققان در آینده، به تدوین چهارچوبهای اخلاقی بیشتر توجه کنند.
اعظم خورشیدیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پرستاران نگران محافظت از حقوق بیماران خود هستند؛ ولی در برخی مواقع، در ارتباطهای خود با پزشکان و بیماران، با وضعیت کاری دشوار و چالشهایی در خور توجه مواجه میشوند که به روابط نامتقارن و بهتبع آن، ارائهنکردن مراقبتهای مناسب پرستاری منجر میشود. موقعیتهایی وجود دارد که پرستاران احساس میکنند، اتونومی بیماران نادیده گرفته میشود و اطلاعات کافی به بیماران و خانوادههایشان ارائه نمیشود. این موقعیتها، بهویژه در زمینهی پرستاری کودکان دشوارتر است؛ زیرا کودکان بیمار، اغلب نمیتوانند نیازهای خود را بهشکل مناسب بیان کنند. پرستاران کودکان، باید به آسیبپذیری کودکان و خانوادههای آنها حساستر باشند و فعالانه از رفاه و منفعت آنها حمایت کنند. در مواقعی که کودک به بیماری جدی مبتلاست یا در مراحل پایان حیات به سر میبرد، چالشهای اخلاقی پررنگتر میشود. در این مقاله، ابعاد چالشهای تصمیمسازی اخلاقی در پرستاری کودکان با بیماریهای جدی، بررسی شد. روش اجرای این مقاله، بهصورت مرور حیطهای بود. در حوزهی اخلاق پرستاری کودکان با بیماریهای جدی، چندین چالش اخلاقی جدی مطرح است که عبارتاند از:
• تصمیمسازی دربارهی مراقبتهای سلامت برای این کودکان چگونه باید اتخاذ شود؟
• چه کسی باید این تصمیمات را بگیرد؟
• استاندارد بهترین منفعت برای این کودکان چگونه تعیین میشود؟
• چه کسی میتواند مدعی بهترین دفاع از منافع کودکان باشد؟
• هنگامی که تصمیم درمانی شامل درمانهای حفظ حیات (SVT) است، آیا حفظ زندگی مهمتر از کیفیت زندگی است؟
• چه کسی میتواند مجوز تغییر اهداف درمانی و حفظ حیات را به اهداف تسکیندهنده صادر کند؟
برای کمک به یافتن راهحل برای این گونه چالشها، منشور اخلاقی انجمنهای پرستاری در کشورهای مختلف تدوین شده است؛ اما برای چگونگی برخورد با این موقعیتهای بالینی توافقنظر و پاسخ قطعی وجود ندارد. استفاده از نظرات متخصصان امر در رشتههای مختلف و تدوین کدهای اخلاق حرفهای میتواند راهنمای تصمیمسازی بالینی درست و اخلاقی برای پرستاران کودکان در مواقع ابتلا به بیماریهای جدی باشد.
علی اصغر پیشداد، سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
تحولات علمی و فناوریهای نوین در حوزهی بهداشت و درمان، مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و پزشکی از راه دور، فرصتهای بینظیری برای ارتقاء کیفیت مراقبت فراهم کردهاند. این فناوریها به پزشکان و بیماران امکان دادهاند تا در زمینههای مختلف، ازجمله: تشخیص و درمان و نظارت بر بیماران به روشهایی سریعتر و دقیقتر دست یابند؛ بااینحال، این روشها چالشهای اخلاقی جدیدی را نیز به وجود آوردهاند که نیازمند تحلیل دقیق و ایجاد راهکارهای مناسب است. برای انجامدادن این مطالعهی مرور دامنهای، با هدف بررسی و تبیین جنبههای مختلف مراقبت مدرن، از چهارچوب Arksey & O'Malley استفاده شد. مراحل اصلی این مطالعه شامل موارد زیر بود:
۱. تعیین سؤالات پژوهش: سؤالات اصلی این مرور عبارت بودند از:
مراقبت مدرن چیست و چه جنبههایی دارد؟
چه عوامل و شواهدی در طراحی و ارائهی مراقبت مدرن اثرگذارند؟
چه چالشهایی در ارتباط با مراقبت مدرن وجود دارد؟
راهکارهای مناسب برای این منعطفکردن چالشها چیست؟
۲. توسعهی راهکار جستوجو: برای یافتن مطالعات مرتبط، کلماتی کلیدی مانند Modern Care، Contemporary Healthcare، Innovative Care و Advanced Patient Care در پایگاههای اطلاعاتی علمی معتبر شامل PubMed، Scopus، Web of Science و Google Scholar بررسی شدند. راهکار جستوجو شامل ترکیبی از کلمات کلیدی، اصطلاحات Boolean بود.
۳. انتخاب مطالعات: معیار ورود شامل مقالات مرتبط با مراقبت مدرن، چالشها، راهبردها یا نوآوریهای مراقبتی بود که در ده سال اخیر، به زبان انگلیسی یا فارسی منتشر شدهاند. معیار خروج شامل مطالعاتی بود که صرفاً بر مراقبتهای سنتی تمرکز داشتند یا امکان دسترسی کامل به متن اصلی آنها نبود. انتخاب اولیه بر اساس عناوین و چکیدهها انجام شد و سپس مقالات کامل بررسی قرار شدند.
۴. استخراج و تحلیل دادهها: دادههای کلیدی شامل مشخصات مطالعه (سال و مکان)، تعریف مراقبت مدرن، حوزههای تمرکز و یافتههای اصلی با استفاده از فرمهای استاندارد استخراج شد. تحلیل دادهها بهصورت کیفی انجام شد.
یافتهها در سه سطح انواع فناوری پیشرفته و کاربردی در مراقبت، چالشهای اخلاقی در فناوری مدرن و راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالشهای اخلاقی طبقهبندی شده است.
فناوریهای پیشرفته و کاربردی در مراقبت عبارتاند از:
الف. هوش: الگوریتمهای هوش مصنوعی به تحلیل دادههای پیچیده، تشخیص الگوها و پیشبینی نتایج درمان کمک میکنند. این فناوری در تصویربرداری پزشکی، تجزیه و تحلیل دادههای ژنتیکی و پیشبینی وضعیت بیماران کاربرد فراوان دارد.
ب. اینترنت اشیا (IoT) در بهداشت و درمان: استفاده از دستگاههای متصل به اینترنت برای نظارت بر بیماران و دریافت دادهها بهصورت لحظهای از کاربردهای مهم اینترنت اشیاست. این فناوری در مانیتورینگ از راه دور و مدیریت بیماریهای مزمن به کار میرود.
ج. پرینت سهبعدی و پزشکی بازساختی: از این فناوری برای ساخت پروتزها، مدلهای جراحی و حتی بافتهای زنده استفاده میشود و امکان درمان بهتر بیماران را فراهم میآورد.
د. پزشکی از راه دور (Telemedicine): پزشکی از راه دور، برای بیماران امکان دسترسی به خدمات پزشکی را، در نقاط دورافتاده و حتی در منزل فراهم میآورد و با کاهش نیاز به مراجعهی حضوری، راحتی بیماران را افزایش میدهد.
چالشهای اخلاقی در مراقبت مدرن نیز عبارتاند از:
الف. حفظ حریم خصوصی و امنیت دادهها: فناوریهای مدرن در مراقبت بهداشتی، بهویژه اینترنت اشیا و هوش مصنوعی، نیازمند جمعآوری و تحلیل حجمی عظیم از دادههای حساس بیماران هستند. این مسأله میتواند حریم خصوصی افراد را به خطر بیندازد و زمینهساز دسترسی غیرمجاز به اطلاعات شخصی شود. استفاده از سیستمهای امنیتی پیشرفته، رمزگذاری دادهها و همچنین رعایت مقررات حریم خصوصی مانند مقررات حفاظت از دادههای عمومی (GDPR) از راهکارهای حفظ حریم خصوصی و امنیت دادههاست.
ب. تصمیمگیری خودکار توسط هوش مصنوعی: برخی از سیستمهای هوش مصنوعی قادر به پیشنهاددادن روش درمانی و حتی تصمیمگیری دربارهی آن هستند؛ اما این تصمیمها همواره بدون دخالت انسان نیستند. چنین سیستمی ممکن است با بیتوجهی به جوانب انسانی و احساسی، تصمیماتی بگیرد که از نظر اخلاقی نادرست باشند. نظارت پزشکان متخصص و درنظرگرفتن جنبههای انسانی، میتواند تضمینی برای بهکارگیری تصمیمات مبتنی بر هوش مصنوعی باشد.
ج. مسئولیتپذیری و پاسخگویی: در صورت وقوع اشتباهات در تصمیمگیری یا خطاهای فناوری، مسئولیت این اتفاق بر عهدهی کیست؟ این سؤال، یکی از چالشهای اصلی در استفاده از فناوریهای مدرن است. آیا مسئولیت بر عهدهی تیم پزشکی است یا تولیدکنندگان فناوری؟ تنظیم دستورالعملهایی واضح دربارهی مسئولیتها و نظارت بر کاربرد فناوریهای نوین و تعریف چهارچوبهای قانونی برای پاسخگویی، میتواند راهکاری مناسب برای حل این چالشها باشد.
د. عدالت در دسترسی به خدمات پیشرفته: بهرهمندی از مراقبتهای مدرن ممکن است برای همهی افراد در دسترس نباشد؛ بهویژه در مناطق کمدرآمد یا کشورهای درحالتوسعه. این مسأله میتواند به نابرابریهای درمانی و اجتماعی منجر شود. برنامهریزی برای دسترسی برابر و ارائهی تسهیلاتی برای جوامع کمدرآمد تا همگان بتوانند از این خدمات بهرهمند شوند، به اجرای این برابری یاری میرساند.
ه. استفاده از دادههای ژنتیکی و پزشکی شخصیسازیشده: فناوریهای مدرن امکان شناسایی خصوصیات ژنتیکی افراد و ارائهی درمانهای شخصیسازیشده را فراهم کردهاند؛ اما این امر میتواند به تبعیض ژنتیکی یا نقض حریم خصوصی افراد منجر شود؛ ازاینرو، تعیین قوانین سختگیرانه و پایبندی به اصول اخلاقی در استفاده از دادههای ژنتیکی میتواند از این پیامدها جلوگیری کند.
و. تغییر نقش پزشکان و اعتماد بیمار: با ورود فناوریهای خودکار به حوزهی پزشکی، نقش پزشکان بهعنوان تصمیمگیرندگان اصلی ممکن است کمرنگ شود و این میتواند بر اعتماد بیماران به مراقبتهای پزشکی اثر بگذارد. تأکید بر حفظ نقش انسانی در فرایند درمان و تضمین اینکه پزشکان بهعنوان متخصصان اصلی در کنار فناوریها عمل میکنند، از چنین آسیبهایی میکاهد.
راهکارهای پیشنهادی برای مواجهه با چالشهای اخلاقی نیز عبارتاند از:
الف. آموزش و توانمندسازی تیمهای پزشکی و بیماران: آشنایی با فناوریهای نوین و پیامدهای اخلاقی آنها میتواند به تیمهای درمانی کمک کند تا تصمیمهای اخلاقیتری بگیرند؛ همچنین، بیماران باید به حقوق و حریم خصوصی خود در استفاده از این فناوریها آگاه شوند.
ب. تدوین قوانین و مقررات مناسب: تنظیم مقررات جامع و دقیق که به رعایت اصول اخلاقی و حفاظت از حریم خصوصی بیماران کمک کند، میتواند چالشهای زیادی را کاهش دهد. این قوانین باید شفاف و اجراشدنی باشند.
ج. مشارکت بینالمللی و تبادل دانش: توسعهی استانداردهای جهانی و اشتراک تجارب کشورها در استفاده از فناوریهای پزشکی میتواند به ایجاد راهکارهای بهتر برای حل چالشهای اخلاقی کمک کند.
د. ایجاد کمیتههای اخلاقی و نظارتی: کمیتههای اخلاقی در مراکز درمانی و تحقیقاتی میتوانند به ارزیابی و مدیریت چالشهای اخلاقی کمک کنند؛ همچنین، نظارت دقیق بر کاربرد فناوریهای نوین در حوزهی سلامت ضروری است.
ه. بررسی پیامدهای طولانیمدت فناوریها: استفاده از روشهای مدرن در مراقبت بهداشتی، نیازمند تحلیل دقیق پیامدهای طولانیمدت آنهاست؛ بنابراین، انجامدادن مطالعات گسترده و پیگیری اثرات این فناوریها میتواند در بهبود تصمیمگیریها مؤثر باشد.
فناوریهای مدرن مراقبت بهداشتی، قابلیتهای بسیاری برای بهبود کیفیت زندگی افراد ایجاد کردهاند؛ اما چالشهای اخلاقی جدیدی نیز با خود به همراه آوردهاند. برای مواجهه با این چالشها، لازم است که اصول اخلاقی در کنار نوآوریهای علمی قرار گیرد و برنامهریزی دقیقی برای مواجهه با مسائل ایجاد شود. این مقاله نشان میدهد، با تدوین قوانین جامع، آموزش و آگاهیبخشی و حفظ نقش انسانی در فرایندهای درمانی میتوان به کاهش این چالشها و افزایش اعتماد بیماران به مراقبتهای مدرن کمک کرد.
سولماز موسوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
جمعیت سالمندان، بهسرعت در حال افزایش است؛ در نتیجه، نیاز به خدمات اورژانسی برای این گروه سنی نیز، رو به رشد است. سالمندان به دلیل وضعیت جسمانی و روانی خاص خود، هنگام دریافت خدمات اورژانسی، در معرض مسائل اخلاقی و چالشهای متعدد قرار میگیرند. اهمیت این مسائل به این دلیل است که وضعیت جسمانی و روحی آنها میتواند مانع از استقلال در تصمیمگیری و دستیابی به رضایت آگاهانه شود. هدف این مقاله، بررسی چالشهای اخلاقی مرتبط با مراقبت از سالمندان در اورژانس و ارائهی پیشنهاداتی برای بهبود این مراقبت است. این مقالهی مرورینقلیآموزشی، با استفاده از منابع و مقالات معتبر بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۴ به بررسی و تحلیل چالشهای اخلاقی در مراقبت از سالمندان در اورژانس پرداخته است. منابع با جستوجوی واژگان کلیدی اخلاق پزشکی، مراقبت از سالمندان و اورژانس در پایگاههای دادهی علمی معتبر مانند PubMedو Scopus وGoogle Scholar استخراج شدند. حفظ استقلال سالمند، رضایت آگاهانه، حفظ حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات، تصمیمگیری در پایان زندگی، رعایت عدالت و انصاف و صداقت، حمایت روانی و عاطفی، شفقت و همدلی، رعایت اصول حرفهای آموزش و آگاهی، ارتباط مؤثر با خانواده، مدیریت درد و راحتی بیمار، از چالشهای اخلاقی مراقبت از سالمندان در اورژانس هستند. کشورهای توسعهیافته از دیرباز با مسألهی سالمندی مواجه بودهاند؛ اما در سالهای اخیر نرخ رشد سالمندی در کشورهای درحالتوسعه نیز شتاب بیشتری گرفته است. این کشورها به دلیل نداشتن زیرساختهای کافی و تغییرات سریع جمعیتی، با چالشهای بزرگی در مراقبت از سالمندان مواجه میشوند. چالشهای اخلاقی در مراقبت از بیماران سالمند در اورژانس، از مهمترین مسائلی است که تیمهای درمانی با آن روبهرو هستند. این چالشها به دلیل حساسیت جسمی و روحی سالمندان، پیچیدگیهای درمانی و نیاز به تصمیمگیری سریع، تشدید میشوند. رعایت این اصول در کنار آموزش مداوم مراقبان، میتواند کیفیت مراقبت از سالمندان را در مواقع اورژانسی بهبود بخشد و از بروز صدمات جسمی و روانی به آنان جلوگیری کند؛ بنابراین، مراقبت از سالمندان، علاوه بر دانش و مهارت، به رعایت اصول اخلاقی و رفتار انسانی نیز نیاز دارد. با پایبندی به این اصول، میتوان علاوه بر ارائهی مراقبتهای مؤثر، حس اعتماد و آرامش را در سالمندان ایجاد کرد. آموزش و آگاهیبخشی به تیمهای درمانی، تقویت ارتباط با خانواده و نمایندگان قانونی، استفاده از دستورالعملهای استاندارد اخلاقی، تشویق سالمندان به تهیهی وصیتنامهی پزشکی، استفاده از ارزیابیهای روانشناختی و فیزیکی، برخی از راهکارهای پیشنهادی هستند.
نفیسه رضائی، رشا اطلسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اخلاق هوش مصنوعی، مجموعهای از اصول و استانداردهایی است که متخصصان و کاربران در طراحی و استفاده از هوش مصنوعی به آنها توجه میکنند و احترام به حریم کاربران، امنیت و عدالت در استفاده از هوش مصنوعی را در بر میگیرد. هدف از این پژوهش، تحلیل علمسنجی مطالعات انجامشده در این حوزه، تا زمان کنونی و یافتن ویژگیها و موضوعات ترند در آنها بوده است؛ ازاینرو، نخست، با استفاده از سرعنوانهای موضوعی پزشکی مش (MESH) که هوش مصنوعی و اخلاق بودند، در پایگاه PubMed جستوجو صورت گرفت؛ سپس، تمام مدارک نمایهشده از ابتدا تا تاریخ اول سپتامبر ۲۰۲۴، بازیابی و ذخیره شدند. در مرحلهی بعد، تحلیل علمسنجی و مصورسازی دادهها با استفاده از برنامهی R انجام گرفت و نتایج در قالب جدولها و نمودارها و نقشههای علمی، ارائه شدند. 534 مدرک از سال 1986 تا 2024 در این حوزه وجود داشت که بیشترینِ آنها (n=70)، در سال 2024 منتشر شده بودند. مجلهی The American Journal of Bioethics بیشترین مطالعه را در این زمینه منتشر کرده بود (n=30) و Melissa D McCradden ) از گروه اخلاق زیستی دانشگاه تورنتو کانادا( با پنج مقاله، پرکارترین نویسنده در این حوزه بوده است. University of Oxford با ۲۴ مقاله و Stanford University School of Medicine با ۲۱ مقاله، بهترتیب، بیشترین مقاله را در این حوزه، منتشر کرده بودند؛ همچنین، ایالات متحده آمریکا (n=236)، آلمان (n=91) و فرانسه (n=52) بهترتیب، فعالترین کشورها در حوزهی اخلاق و هوش مصنوعی بودهاند. Research Personnel، Informed Consent / Ethics و Artificial Intelligence / Ethics /Trends هر سه، بیشترین ترند موضوعی در سال ۲۰۲۴ بودهاند و در سال ۲۰۲۳ نیز Privacy Biomedical Research, و Education, Medical بهترتیب، بیشترین ترند موضوعی، در این حوزه بودهاند. در طی سالهای اخیر، تولیدات علمی حوزهی اخلاق و هوش مصنوعی، رشد صعودی داشتهاند. به نظر میرسد این رشد، بهمنظور توسعهی روزافزون طراحی و نیز کاربرد هوش مصنوعی در حوزههای مختلف علمی و نیز زندگی روزمره است؛ ازاینرو، توجه به جنبههای مختلف اخلاقی و نکات مهم نوظهور در این حوزه و نیز افزایش همکاریهای بینالمللی در پژوهش و آموزش، میتواند به استفادهی مؤثرتر از هوش مصنوعی و چالشهای کمتر در این حوزه منجر شود.
نگین فرید، نازنین نظری، نرگس جعفرملک،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
طب روایتی، الگویی تحولآفرین در حوزهی مراقبتهای بهداشتی به شمار میرود که بر اهمیت داستانهای بیماران در فرایند مراقبت- درمان تأکید دارد. این رویکرد اذعان دارد، هر بیمار حامل روایتی منحصربهفرد است که از تجربیات و زمینههای فرهنگی او شکل گرفته است و میتواند تأثیری چشمگیر بر رابطهی مراقب- بیمار داشته باشد؛ بااینحال، ادغام رویکرد روایتی در عملکرد پرستاری، کمتر بررسی شده است. فقدان بررسیهای جامع در این حوزه، شکافی اساسی را نمایان میکند؛ جایی که ابعاد روانیاحساسی مراقبت از بیمار، اغلب نادیده گرفته میشود؛ لذا، این مطالعه با هدف مرور تحقیقات موجود دربارهی کاربرد طب روایتی در پرستاری، ظرفیت آن را برای غنیسازی عملکرد بالینی- چهارچوبهای آموزشی بررسی میکند. در این مرور نظاممند، راهکار جستوجو با استفاده از اپراتورهای بولین و کلیدواژههای طب روایتی، پرستاری روایتی، پرستاری و سایر معادلهای فارسی و انگلیسی آنان تنظیم شد؛ سپس، پایگاههای بینالمللی PubMed/Medline، Scopus، Web of Science Core Collection، CENTRAL و موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی جهاد دانشگاهی، نور، مگایران و ایرانداک بررسی شدند. مطالعات کارآزمایی بالینی و مقالات منتشرشده به زبانهای انگلیسی یا فارسی، معیارهای ورود بودند. ادبیات خاکستری خارج شد و محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و ارزیابی با ابزارهای نقد، در نهایت، هشت مطالعه تحلیل شد. دو پژوهشگر با رعایت ملاحظات اخلاقی کاهش سوگیری در انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد، پژوهش را انجام دادند و پژوهشگر سوم، اختلافنظرها را حل کرد. گزارش بر اساسPRISMA تنظیم شد. مروری بر مطالعات، تمرکز آنها در بازهی زمانی سالهای ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ و بر گروههای مختلف را نشان داد. این گروهها شامل دانشجویان پرستاری با میانگین سنی ۹۶/۱۷ تا ۵/۲۱، بیماران مبتلا به تومورهای ریه با میانگین سنی ۳۱/۴۹ و سالمندان 6۱ تا 89ساله با شکستگیهای پیچیده بود. نتایج در سه حوزه دستهبندی شد. اولاً، این رویکرد بهطور معناداری، همدلی و موفقیت تحصیلی دانشجویان پرستاری را ارتقا داد. در یک مطالعه، آموزشهای طب روایتی، همدلی و عملکرد علمی دانشجویان را بهبود بخشید و در مطالعهای دیگر، آموزش نگارش روایتی، مهارتهای حرفهای و همدلی دانشجویان را ارتقا داد. ثانیاً، مداخلات روایتی منجر به کاهش اضطراب و افسردگی شد؛ بهطوریکه در یک مطالعه، مداخلات پرستاری روایتی باعث کاهش نمرات اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به تومورهای ریه شد و بهطور مشابه، مطالعات دیگر، کاهش اضطراب و افزایش رضایت بیماران تحت شیمیدرمانی را نشان دادند. ثالثاً، این رویکرد تأثیری شایان توجه بر کیفیت زندگی و بهزیستی روانی بیماران داشت. در یک مطالعه، پرستاری روایتی، درد و اضطراب بیماران مبتلا به سرطان ریه را کاهش داد. مطالعات دیگر نشان دادند، مدل پرستاری روایتی، عملکرد شناختی و سلامت روانی سالمندان را بهبود بخشید. بینشهای جمعی مطالعات، نقش حیاتی آموزش رویکرد روایتی را در تحول نتایج بالینی و روانشناختی تأیید میکند. برنامههای آموزشی مبتنی بر روایات، نهتنها کیفیت انسانی مراقبت را غنیتر میکنند، بلکه بهطور در خور توجهی، مهارت همدلی پرستاران را ارتقا دادهاند. با نگاه به آینده، باید از رویکرد روایتی، بهعنوان یکی از ارکان مراقبت جامع، حمایت شود تا نسلی جدید از ارائهدهندگان مراقبت شکل گیرد؛ نسلی که به ایجاد تغییر معنادار در زندگی بیماران، متعهد باشند.
مهران سیف فرشد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
مراقبتهای سلامتی، علاوه بر اینکه از حقوق تصریحشده در بیانیهها و اعلامیههای مختلف جهانی در حقوق بشر هستند، کارکرد دیگری نیز برای توسعهی جوامع بشری دارند. چهار اصل اخلاقی زیستپزشکی ارائهشدهی بوشامپ و چیلدرس، در تحلیل و تصمیمگیریهای اخلاقی نقشی بسزا دارند؛ جنبههایی دیگر نیز وجود دارند که در این اصول کمتر خودنمایی میکنند، اما خود بهعنوان اصول و قواعد ضروری در سیاستگذاری و برنامهریزیهای کلان و خُرد حوزهی سلامت باید مدنظر قرار گیرند. دو نمونه از این قواعد اساسی که جایگاهی ویژه دارند، اصل همبستگی یا انسجام اجتماعی و اصل پایداری و تداوم خدمات است. اصل همبستگی اجتماعی، به چگونگی اتحاد و پیوستگی و همکاری جامعه اطلاق میشود. جامعهی اجتماعی منسجم، جامعهای است که تنوع فرهنگی را دربرمیگیرد، به حقوق بشر و حاکمیت قانون احترام میگذارد و تعهد مشترک به نظم اجتماعی و مسئولیت جمعی را نشان میدهد. همبستگی (Solidarity) اجتماعی میتواند خطرات سلامتی را در محیطی که در آن روابط قوی جامعه، در نتیجهی همکاری برای بهاجرادرآوردن شرایط شکوفایی و زندگی عاری از ناتوانی و بیماری شکل گرفته است، کاهش دهد. از سوی دیگر، نظام سلامت، متعهد به ایجاد و حفظ محیط مراقبتی پایدار و باکیفیت است. پایداری و تداوم خدمات، زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که قوانین مرتبط با وظایف اخلاقی مطلوب، همچون: بهحداکثررساندن منافع ممکن، موازنهی مزایا در برابر خطرات، رفتار عادلانه با دیگران (حتی نسلهای آینده) و احترام به حقوق عامهی جامعه لحاظ شده باشد. تداوم در مراقبتهای سلامتی بدان معناست که مردم از این طریق، هماهنگی میان خدمات سلامت و توجه بیشتر به آن را به دست خواهند آورد. نبود تداوم و استمرار در سیاستهای سلامت و ارائهنشدن مداوم خدمات بهداشتیدرمانی میتواند بزرگترین آسیب را به حس اعتماد عمومی مردم برساند. درک مفهومی از تداوم و پایداری خدمات سلامت در اخلاقیات سلامت عمومی ضروری است؛ بهخصوص اگر بتواند نشان دهد که در کنار سایر اصول، موقعیتی را فراهم میسازد تا سیاستها و برنامهها و خدمات سلامتی به دور از تنشهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، دسترسی به بالاترین سطح سلامتی را ممکن میسازند؛ البته تداوم و پایداری خدمات، به معنای سکون خدمات و پاسخندادن به نیازهای بهروز مردم و جوامع نیست. فراموشی این دو اصل یا قاعده در سیاستگذاری و طراحی برنامههای سلامت، به اعتماد عمومی جامعه و در نهایت، به شاخصهای سلامتی فردی و اجتماعی، آسیب جدی وارد میسازد. نوشتهی حاضر بر اهمیت ادغام اصول انسجام اجتماعی و پایداری در چهارچوبهای سیاست سلامت، برای ایجاد اعتماد، اطمینان از دسترسی و توسعهی نتایج بلندمدت سلامت عمومی تأکید دارد.
پیمان پرویزراد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
سیاستگذاری و برنامهریزی ملی مراقبتهای بهداشتیدرمانی تلاشهایی پیچیده هستند که به توجه دقیق به اصول اخلاقی نیاز دارند. این مطالعهی کیفی با هدف بررسی آن دسته از ملاحظات اخلاقی انجام شد که باید در هنگام تدوین و اجرای سیاستها و برنامههای حوزهی سلامت کشور در کانون توجه قرار گیرند. در این مطالعهی کیفی با کسانی که در بخش بهداشت و درمان نقشی کلیدی دارند، ازجمله: سیاستگذاران، ارائهدهندگان خدمات بهداشتیدرمانی و نمایندگان بیماران، مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد. پانزده مصاحبه، تا مرحلهی اشباع دادهها، بهصورت کلمه به کلمه پیاده و با استفاده از تحلیل موضوعی، تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل دادهها، هفت ملاحظهی اخلاقی کلیدی را که از مصاحبهها پدید آمدند، آشکار کرد. این ملاحظات اخلاقی عبارت بودند از: · برابری و عدالت: تضمین دسترسی عادلانه به خدمات مراقبتهای بهداشتیدرمانی برای همهی افراد جامعه، صرفنظر از وضعیت اجتماعیاقتصادی، نژاد، قومیت، یا سایر عوامل جمعیتی؛ · خودمختاری و رضایت آگاهانه: احترام به استقلال افراد و کسب رضایت آگاهانه برای مداخلات بهداشتیدرمانی؛ · سودمندی: بهحداکثررساندن منافع و بهحداقلرساندن آسیب در تصمیمگیری مراقبتهای بهداشتیدرمانی؛ · سوءاستفادهنکردن: جلوگیری از آسیبرساندن به بیماران؛ · محرمانگی و حریم خصوصی: حفاظت از محرمانهبودن و حریم خصوصی اطلاعات بیمار؛ · تخصیص منابع: اتخاذ تصمیمهای منصفانه و عادلانه دربارهی تخصیص منابع کمیاب مراقبتهای بهداشتیدرمانی؛ · شفافیت و پاسخگویی: تضمین شفافیت در فرایندهای تصمیمگیری و پاسخگویی دربارهی نتایج سیاستها و برنامههای مراقبتهای بهداشتیدرمانی. ملاحظات اخلاقی برای تضمین تدوین و اجرای سیاستها و برنامههای مراقبتهای بهداشتیدرمانی مؤثر و عادلانه، بسیار مهم است. سیاستگذاران و ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتیدرمانی، با درنظرگرفتن دقیق این اصول اخلاقی میتوانند تصمیماتی اتخاذ کنند که سلامت افراد و جامعه را بهطور کلی ارتقا دهد.
محمدرضا جلیلفر، هدایت جعفری، فاطمه رودی، سیدتوحید حسینی، سودابه اسلامی، سیدمحمد میرشفیعی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
با توجه به نیاز روزافزون به مراقبتهای پرستاری در منزل، استقلال بیمار به عنوان یک اصل اخلاقی مهم در ارائه خدمات مراقبتی مطرح میشود. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی اهمیت خودمختاری و استقلال فردی در مراقبت از بیماران در منزل بوده است. در این مقاله مروری سیستماتیک، از پایگاههای اطلاعاتی PubMed،Scopus، sciencedirect،magiran و موتور جستجوگرGoogle scholar برای جستجوی مقالات مرتبط با موضوع خودمختاری واستقلال در 10 سال اخیر مرتبط با مراقبت پرستاری در منزل استفاده شده است. کلمات کلیدی مورد استفاده درجستجو عبارت بودند از:"خودمختاری بیمار"،"مراقبت پرستاری در منزل"،"اخلاق پرستاری"،"autonomy in nursing home care". پس از بررسی مقالات و فرایند جستجو و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، 20 مقاله مرتبط با موضوع خودمختاری در مراقبت پرستاری درمنزل در این مطالعه مروری سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. یافتههای این مطالعات نشان داد که عوامل مختلفی میتوانند بر خودمختاری بیمار درمنزل تأثیرگذار باشند، از جمله به موارد ذیل اشاره نمود: · عوامل فردی: سن، جنس، وضعیت سلامت جسمی و روانی بیمار؛ · عوامل خانوادگی: حمایت خانواده، روابط خانوادگی، فرهنگ خانواده؛ · عوامل اجتماعی: حمایت اجتماعی، دسترسی به منابع اجتماعی؛ · عوامل سازمانی: سیاستهای مراقبتی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی. با توجه به این یافتهها ومقایسه آنها، میتوان نتیجه گرفت که برای ارتقای خودمختاری بیمار درمنزل، باید به تمام عوامل ذکرشده توجه شود. برخی از راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای خودمختاری بیمار عبارتند از: · آموزش بیمار و خانواده در مورد خودمختاری بیمار؛ · تقویت حمایت خانواده از بیمار، · ارائه خدمات حمایتی اجتماعی به بیمار؛ · توسعه سیاستهای مراقبتی حمایتی از خودمختاری بیمار؛ · بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی. خودمختاری بیمار یکی از اصول اخلاقی مهم در مراقبت پرستاری در منزل است. با توجه به عوامل موثر بر خودمختاری بیمار، باید راهکارهای جامعی برای ارتقای آن در نظر گرفته شود. آموزش بیمار و خانواده، تقویت حمایت خانواده، ارائه خدمات حمایتی اجتماعی و بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی از جمله راهکارهای موثر دراین زمینه هستند.
صفورا دری، سید علی رسولی، حمیده حکیمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
حساسیت اخلاقی، تشخیص و ارزیابی پیچیدگیهای اخلاقی در موقعیتهای بالینی و اتخاذ تصمیمهای اخلاقی مناسب است و ازجمله مهارتهای ضروری پرستاران محسوب میشود؛ بااینحال، مطالعات گوناگون، سطوحی متفاوت از حساسیت اخلاقی را در بین پرستاران گزارش کردهاند که وجود شکافهایی را در این حوزه نشان میدهد. مواجههی مداوم با تعارضات اخلاقی میتواند پیامدهایی نظیر افزایش استرس، کاهش رضایت شغلی و افت کیفیت مراقبت را به همراه داشته باشد. با توجه به اینکه حساسیت اخلاقی در محیطهای گوناگون، متفاوت است و البته ممکن است در طول زمان هم تغییر کند، انجامدادن مطالعاتی که میزان حساسیت اخلاقی را در سالهای مختلف بررسی کنند، ضروری است. این مطالعه با هدف تعیین میزان حساسیت اخلاقی در پرستاران بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال ۱۴۰۳ ه.ش انجام شده است. این مطالعهی مقطعی و توصیفی، بر روی دویست نفر از پرستاران بخشهای ویژهی قلب چهار بیمارستان آموزشی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به روش نمونهگیری تصادفی انجام شد. دادهها با استفاده از فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی استاندارد حساسیت اخلاقی لاتژن گردآوری شدند. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی ۲۶ و آمارهای توصیفی میانگین و انحراف معیار انجام گرفت. یافتهها نشان داد، میانگین نمرهی حساسیت اخلاقی در بین پرستاران شرکتکننده، در سطح متوسط (13/4±60/17) قرار دارد. تحلیل ابعاد مختلف حساسیت اخلاقی نیز حاکی از آن است که پرستاران بیشترین میزان حساسیت را در بعد صداقت و خیرخواهی ( 4/48±15/3015) و کمترین میزان را در بعد دانش حرفهای (1/88±3/254) نشان دادهاند؛ همچنین، میانگین نمرات در ابعاد احترام به استقلال مددجو 2/13±7/44، آگاهی از نحوهی ارتباط با بیمار 3/41±15/18، تجربهی مشکلات و کشمکشهای اخلاقی 23/03±7/74 و بهکارگیری مفاهیم اخلاقی در تصمیمگیریهای اخلاقی 3/53±11/95 به دست آمد. بنا بر یافتههای این پژوهش، سطح حساسیت اخلاقی پرستاران در حد متوسط بوده و کمترین امتیاز مربوط به بعد دانش حرفهای حساسیت اخلاقی است. این امر نشاندهندهی این است که پرستاران به اندازهی کافی بیماران را در تصمیمگیریهای درمانی و مراقبتی مشارکت نمیدهند. با توجه به این یافتهها، ضرورت دارد سیاستگذاران حوزهی سلامت و مدیران پرستاری، با طراحی و اجرای سیستمهای ارزیابی و بازخورد مستمر، به سنجش دقیق سطح حساسیت اخلاقی و دانش حرفهای پرستاران بپردازند. شناسایی دقیق ضعفها و نیازهای آموزشی پرستاران در این زمینه، امکان تدوین برنامههای آموزشی اثربخش را فراهم میکند که در نهایت به ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی پرستاران منجر خواهد شد.
امیرحسین مردانی، مریم ناخدا، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پروندههای سوءرفتار پژوهشی رسیدگیشده در کمیتههای اخلاق در پژوهش، منابعی ارزشمند از دادههایی هستند که میتوانند برای مدیریت نمونههای احتمالی سوءرفتارها در آینده استفاده شوند. در این مطالعه، به بررسی نمونههای گزارششده در پروندههای سوءرفتار پژوهشی مختومشده در کمیتهی ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی ایران پرداخته شد تا مصادیق شایع سوءرفتارها و عوامل زمینهساز آنها، با توجه به فعالیتهای مختلف درون نظام پژوهش شناسایی شوند. مستندات صد پروندهی خاتمهیافته در کمیتهی ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی مربوط به سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ بررسی شدند. برای بررسی این مستندات، از روش پژوهش اسنادی و تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. با اتخاذ یک رویکرد تحلیل جهتدار، مصادیق و همهی عوامل گزارششده در هر پروندهی سوءرفتار، استخراج و دستهبندی، سپس، برای عوامل گزارششده، روابط علت و معلولی تعریف شدند. در این پروندهها، ۲۱ مصداق سوءرفتار پژوهشی شناسایی شد که بیشتر آنها مربوط به فعالیتهای نامطلوب سطح خرد، بهویژه رعایتنشدن ملاحظات اخلاقی در فعالیتهای انتشار پژوهش بودند. در این پروندهها به اثرگذاری فعالیتهای نامطلوب سطح مزو در حوزههایی مانند نظارت بر پژوهش، آموزش استانداردها و مهارتهای پژوهشی، ساختار و فعالیت مدیریت مجلهها و فعالیتهای ساختار اداری و مالی پژوهش در دانشگاهها اشاره شده؛ اما به فعالیتهای سطح ماکرو و عملکرد نامطلوب نظام پژوهش در سرمایهگذاری و تخصیص منابع مالی برای پژوهشها پرداخته نشده است. میان عوامل شناساییشده در پروندهها، دوازده رابطهی علت و معلولی برای وقوع سوءرفتارهای پژوهشی تبیین شد که نشان میداد، عملکرد نامناسب عوامل موجود در سطوح مختلف نظام پژوهش، مانند ساختار اداری تصویب و پرداخت مالی پژوهش، زیرساختهای پژوهش، ارزیابی و آموزش پژوهش، مدیریت مجلهها و نظارت بر سوءرفتار پژوهشی و برخورد با آن میتوانند بر یکدیگر یا مسائل سطوح دیگر در نظام پژوهش اثر بگذارند و وقوع سوءرفتارها را تسریع کنند. یافتهی تأملبرانگیز و مشهود در این پروندهها، فقدان گزارش اطلاعات کافی دربارهی دلایل بروز سوءرفتار پژوهشی در مستندات و شواهد پروندهها بود.به نظر میرسد، تلاش کمیتههای اخلاق در پژوهش، برای رسیدگی به این سوءرفتارها، چندان بر آسیبشناسی و چرایی وقوع آنها متمرکز نیست. گزارش دلایل جزئی و دقیق ارتکاب چنین سوءرفتارهایی، در کنار مطالعات مستقل دیگر، اطلاعاتی مفید و مؤثر را برای تصمیمگیرندگان فراهم خواهد کرد.
سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
تعارض منافع، ازجمله موضوعات بسیار مهم و بحثبرانگیز در حوزهی اخلاق پزشکی است که میتواند بر کیفیت خدمات درمانی و اعتماد بیماران اثر بگذارد. ازآنجاکه ممکن است منافع مالی یا غیرمالی در مواقعی بر تصمیمات بالینی گروه پزشکی اثر بگذارد، این موضوع نیازمند توجه جدی است. «راهنمای عمومی اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران»، بهعنوان مرجعی معتبر، به بررسی این چالش و ارائهی راهکارهایی برای مدیریت آن پرداخته است. این مطالعه بهصورت مروری و با تحلیل اسناد و راهنمای اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی و منشور حقوق جامعهی پزشکی ایران انجام شد؛ همچنین، مقالات علمی و پژوهشهای مرتبط با تعارض منافع نیز بررسی و دادهها از منابع معتبر و بهروز، جمعآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، تعارض منافع میتواند از اعتماد بیماران به پزشکان و کیفیت خدمات درمانی بکاهد. این موضوع بهویژه در مواقعی که بیماران احساس کنند، پزشک بهجای منافع آنها، تنها به منافع شخصی خود توجه دارد، برجستهتر میشود. پزشکان باید با شفافیت در ارتباطهای مالی و حرفهای خود، از بروز این تعارضها جلوگیری کنند. «راهنمای اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی» و نیز «منشور حقوق جامعهی پزشکی ایران» اصولی را برای مدیریت این تعارضها و ایجاد نوعی تعادل میان حق و تکلیف پزشکان، ازجمله نیاز به افشای اطلاعات مالی و ارتباط با صنایع دارویی ارائه میدهند؛ همچنین، برگزاری دورههای آموزشی برای پزشکان در زمینهی اخلاق حرفهای و تعارض منافع میتواند به افزایش آگاهی و کاهش این مشکلات کمک کند. مدیریت تعارض منافع، از طریق پیروی از مفاد راهنمای عمومی اخلاق حرفهای میتواند به بهبود روابط پزشک و بیمار و در نهایت، ارتقاء کیفیت خدمات درمانی کمک کند. ضروری است که پزشکان و بیماران، به این موضوع توجه و از اصول اخلاقی پیروی کنند تا از بروز تعارضها و مشکلات ناشی از آن جلوگیری شود.
عاطفه سلیمی اکین آبادی، مریم جهانگیری، میترا زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
بخش مراقبت ویژه، واحدی پیچیده است و گروههایی متنوع از متخصصان مراقبتهای بهداشتی را دربرمیگیرد که بهمنظور ارائهی خدمات به نیازهای بیماران بدحال فعالیت میکنند. شواهد حاکی از آن است که مسائل یا تعارضات اخلاقی در بخش مراقبت ویژه رایج است. این پژوهش با هدف بررسی چالشهای اخلاقی در عملکرد بالینی پرستاران بخش مراقبت ویژه انجام شد. با استفاده از دستورالعمل PRISMA مطالعات مرتبط با کلیدواژههای اخلاق، چالشهای اخلاقی، پرستاری و واحد مراقبت ویژه، با جستوجو در پایگاههای اطلاعاتی Scopus, PubMed, Web of Scienceدر سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ یافت شدند. مقالات انگلیسیزبان وارد مطالعه شدند. چالشهای اخلاقی در بخش مراقبت ویژه عبارتاند از:
الف. محدودیتهای درونی (نداشتن اعتمادبهنفس، ترس، سازگاری غیرمؤثر، تعارضات مذهبی و معنوی)،
ب. محدودیتهای خارجی (همکارینکردن، ساختارهای سلسلهمراتبی، ارتباط ضعیف، کارکنان ناکافی، سیاستهای محدودکننده، کمبود پزشک و پرستار ماهر)،
ج. موقعیتهای بالینی (درمان بیفایده و ناکافی، ناتوانی در تسکین درد، امید کاذب، مراقبتهای پایان عمر و تصمیمگیری دربارهی درمان، استفاده از محدودکنندههای فیزیکی).
شناخت چالشهای اخلاقی بخش مراقبت ویژه میتواند مفید باشد؛ زیرا امکان طراحی راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تعارضات اخلاقی و بهبود محیط کار پرستاران را فراهم میکند.
ماهرخ کشوری، نگار فرج زاده، محسن شهریاری، محمد آزادمنش، علی اصغر جمالی نسب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
از جمله نقشهای استادان و مربیان پرستاری، انتقال هنجارهای جامعه، فراهمکردن تجربههای فرهنگی، شکلدادن به رفتار و عقاید و نگرشهای دانشجویان و پرورش فضایل اخلاقی در آنان است. استادان، یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر شخصیت اخلاقی دانشجویان هستند؛ لذا، ضروری است به این موضوع توجهی ویژه شود. هدف از این مطالعه، تبیین چالشهای اخلاقی در دانشکدهی پرستاری و مامایی از دیدگاه استادان است. در این بررسی که از نوع کیفی است و به شیوهی تحلیل محتوا انجام شده، ۲۳ استاد در مدت هشت ماه، به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف در دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب و بررسی شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با استفاده از آنالیز محتوای کیفی قراردادی تجزیه و تحلیل گردیدند. تجزیهی مستمر و مقایسهای دادهها نشان داد، ادراک استادان از چالشهای اخلاقی، در سه طبقهی اصلی وجود تبعیض و بیعدالتی، تعهد حرفهای پایین و رفتار غیرحرفهای قرار گرفته است. تبعیض و بیعدالتی، شامل سه زیرطبقهی وجود تفاوت در اجرای قوانین بین دانشکدهها و گروهها، پرداختهای ناعادلانهی مالی و توزیع ناعادلانهی واحدها و امتیازات بود؛ اما طبقهی تعهد حرفهای، پایینتر از دو زیرطبقهی کمفروشی آموزشی و رعایتنکردن قوانین از سوی استادان تشکیل شده بود. رفتار غیرحرفهای نیز، شامل دو زیرطبقهی رقابت ناسالم بین استادان و ارزشیابی نامناسب دانشجویان بود. تجارب استادان در این مطالعه نشان داد، آنان با چالشهایی گسترده مواجه هستند که چالشهای اخلاقی یکی از موضوعاتی است که بر عملکرد و انگیزهی آنان اثر میگذارد. با توجه به نقش مهم استادان در آموزش مسائل اخلاقی یا مشارکت فعال در حل چالشهای اخلاقی، مدیران و مسئولان باید به این عوامل چالشبرانگیز توجه کرده و با تعدیل آنها به بهبود وضعیت کمک کنند.
مینا گائینی، حمید آسایش، احمد پریزاد، زهرا عابدینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش بالینی، مهمترین و اصلیترین بخش آموزش پرستاری است. افزایش دانش نظری و عملی دانشجویان در بخش روانپزشکی برای بهبود نگرش و قبول مراقبت و انجامدادن آن، ضرورت دارد. از طرفی پیامد یادگیری در آموزش بالینی، میتواند شکلگیری و ارتقاء صلاحیتهای حرفهای ازجمله: ارتباط و اخلاق حرفهای، توسعهی تفکر انتقادی برای قضاوت و تصمیمگیری بالینی، ایجاد حساسیت اخلاقی، همکاری تیمی و عملکرد گروهی را به همراه داشته باشد. با توجه به ضرورت مطرح شده، این مطالعه با هدف تبیین تجارب دانشجویان پرستاری مبتنی بر روایتنویسی- بازاندیشی در اولین مواجهه با مددجویان روانپزشکی انجام شد. این مطالعهی کیفی، در دورهی کارآموزی روانپرستاری در دانشکدهی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قم در دو نیمسال متوالی انجام شد. نمونهگیری بهشکل هدفمند و داده ها از طریق ده مصاحبهی فردی نیمه ساختارمند و دو گروه متمرکز حضوری و مجازی (گروه پنجنفره) گردآوری شد. جمعآوری دادهها تا مرحلهی اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. تحلیل دادهها بر اساس رویکرد تحلیل محتوای کیفی و در بستر نرمافزار MAXQDA 20، صورت گرفت. تجربیات بالینی دانشجویان از اولین دورهی آموزش بالینی روانپرستاری، بر اساس روایت نویسی- بازاندیشی یک درونمایهی اصلی، مشوقی برای ارتباط اخلاقی و معنوی در پرستاری و چهار درونمایهی فرعی تقویت ارتباط همدلانه، تقویت حساسیت اخلاقی، احترام به شأن و کرامت مددجویان و شنیدن صدای احساس مددجویان را دربرداشت. تجارب حاصل از روش بازاندیشی در آموزش بالینی، بهویژه در محیطهای بالینی تخصصی، همچون: بخش روانپزشکی و در اولین مواجهه با مددجویان در این بخشها، میتواند انعکاسی از نگرش و دیدگاه دانشجویان را در ارتباط با این مددجویان و خانوادهی آنها فراهم آورد؛ بهطوریکه میتوان از این تجارب غنی در پرورش و تقویت ارتباط و اخلاق حرفهای دانشجویان گروه علوم پزشکی بهره جست.
رضا صالحی نیا، مرضیه نصیری سنگری، حسین عباسیان، سجاد صالحیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
هوش مصنوعی، یکی از پیشرفتهای بزرگ بشری است که با توسعهی فناوریهای هوش مصنوعی در زمینهی سلامت، تأثیرات مثبت آن بر ارتقاء شاخصهای بهداشتی و درمانی، بهطور چشمگیری افزایش یافته است؛ اما کاربرد آن با چالشهای اخلاقی بسیاری نیز همراه است؛ ازاینرو، هدف از این مطالعه، بررسی ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت است. در این مطالعهی مروری، مقالههای منتشرشده بین فوریه ۲۰۱۹ تا نوامبر۲۰۲۴ بررسی شدند. برای جمعآوری مقالهها، از پایگاههای اطلاعاتی داخلی مانند Magiran, SID و از پایگاههای منابع علمی خارجی نظیر PubMed, web of Science Medlib, Science Direct و موتور جستوجوی Google Scholar استفاده شد. برای جستوجو در منابع فارسی و انگلیسی، از کلمات کلیدی اخلاق، هوش مصنوعی، سلامت، Ethics, Artificial Intelligence, Healt استفاده شد. پس از ارزیابی معیارهای ورود و کیفیت مقالات، نُه پژوهش واجد شرایط، شناخته و به مطالعهی حاضر وارد شدند. نتایج مطالعات پیشین نشان دادهاند، استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت مزایایی چشمگیر همچون: تشخیص دقیقتر بیماریها، پیشبینیهای بالینی مؤثرتر، مدیریت کارآمدتر بیمارستانها، بهینهسازی منابع، بهبود مراقبت از بیماران، بهینهسازی گردش کار بالینی و پیشرفت تحقیقات پزشکی را به همراه داشته است. این فناوری موجب افزایش کارایی و ارتقاء کیفیت خدمات بهداشتی شده است؛ بااینحال، چالشهای اخلاقی مانند حریم خصوصی و امنیت دادهها، سوگیری الگوریتمی، شفافیت، اعتبارسنجی بالینی و مسئولیت حرفهای همچنان وجود دارد. رعایت اصولی چون: شفافیت، انصاف، حفاظت از حریم خصوصی و تضمین دسترسی برابر برای توسعه و استفادهی مسئولانه از هوش مصنوعی ضروری است. در نهایت، ایجاد تعادل میان منافع فناوری و ارزشهای انسانی، مسیر بهرهبرداری پایدار و اخلاقی را از این فناوری هموار خواهد کرد. نتایج حاصل از مطالعات انجامشده نشان میدهد، هوش مصنوعی با ارائهی راهکارهای نوآورانه، تأثیری چشمگیر در بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء خدمات در حوزههای مختلف، بهویژه سلامت، داشته است؛ بااینحال، بهرهگیری بهینه از این فناوری نیازمند توجه جدی به ملاحظات اخلاقی، نظارت دقیق بر فرایندها، و رفع چالشهای موجود است.
مینا مبشر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
با توسعهی تولید علم و علاقهی پژوهشگران به ارائهی نتایج آثار پژوهشی خود، میزان استرداد و سلب اعتبار مقالات نیز افزایش یافته است. سلب اعتبار مقالات با اظهار خود نویسندگان، مبنی بر وجود اشتباهی در ارائهی نتایج یا شناسایی نوعی سوءرفتار پژوهشی یا شک به اصالت پژوهش از طریق داوران یا خوانندگان مقالات رخ میدهد. استرداد مقالات میتواند موجب کاهش اعتماد جامعه به یافتههای علمی شود؛ علاوهبراین، انگگذاری و کاهش اعتبار دانشگاهها و مراکز و مؤسسات تحقیقاتی که این گونه مقالات را منتشر کردهاند، از دیگر نتایج سوءِ این موضوع در جامعهی دانشگاهی است. در این مطالعه با استناد به راهنماهای بینالمللی و مقالات معتبر، علل و عوامل و نتایج سلب اعتبار آثار پژوهشی چاپشده، بررسی شد؛ ازاینرو، عوامل و سوءرفتارهای پژوهشی که منجر به استرداد مقالات میشود، مطرح شد. عواملی که باعث استرداد مقالات نویسندگان ایرانی شده است، طبق سایت Retraction Watch تحلیل شد. دستورالعمل کمیتهی اخلاق نشر (COPE)، هشت عامل را برای سلب اعتبار آثار پژوهشی چاپشده از سوی سردبیران مجلات مطرح کرده است. طبق این دستورالعمل، درصورتیکه سردبیران به شواهدی واضح دربارهی معتبرنبودن یافتهها، مانند دستکاری دادهها یا تصاویر دست یابند، میتوانند با بررسی موضوع، مقاله را مسترد کنند؛ علاوهبراین، سردبیران در صورت شناسایی سرقت ادبی، ارائه و چاپ مقاله در جایی دیگر بدون آشکارسازی و دریافت مجوزهای لازم، نظارت نامناسب بر جمعآوری دادهها، رعایتنکردن قوانینی مانند حق نشر یا تکثیر، انجامدادن پژوهش غیراخلاقی، درست انجامندادن مرور همتا و آشکارنساختن تعارضات منافع نیز، میتوانند اقدام به استرداد مقالات چاپشده کنند. در مطالعات دیگر نیز، به علل استرداد مقالات، مانند فشار روی پژوهشگران برای انتشار آثار علمی، نبود توانمندیهای لازم برای پژوهشهای اصیل و معتبر و نبودن آموزشهای لازم در حوزهی اخلاق پژوهش اشاره شده است؛ از جمله علل استرداد مقالات داخلی، نویسندگیهای نادرست و سرقت ادبی بوده است. به نظر میرسد با توسعهی پژوهش و تولید علم در مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها نیاز به بحث و بررسی استرداد مقالات داخلی وجود دارد تا بتوان با شناسایی علل و عوامل آنها، ضمن تدوین آییننامهها و راهکارهای مناسب نظارتی، آموزشهای لازم در این خصوص برای پژوهشگران انجام شود.
مجتبی پارسا،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
زیرمیزی پولی است که پزشک، خارج از تعرفهی مصوب و تعیینشده برای ارائهی خدمات پزشکی (معمولاً عمل جراحی) از بیمار مطالبه و دریافت میکند. در این مطالعه جنبههای اخلاقی و حقوقی و فقهی این پدیده که در بین برخی پزشکان رواج یافته، بررسی شده است. این مطالعهی کیفی، ماحصل مصاحبههای نیمهساختارمند با هفده نفر از صاحبنظران رشتههای فقه، حقوق، اخلاق حرفهای، فلسفهی اخلاق، اخلاق پزشکی، اقتصاد سلامت و روانشناسی اجتماعی است که با روش تحلیل محتوای مرسوم تحلیل و بررسی شده؛ همچنین، از یازده نفر از مراجع عظام، شامل حضرات آیات خامنهای، نوری همدانی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، شبیری زنجانی، موسوی اردبیلی، سیستانی، شاهرودی، علوی گرگانی، جعفر سبحانی و یثربی استفتا شده است. در نتایج بهدستآمده از مصاحبهها با صاحبنظران، به دریافت زیرمیزی از جنبههایی مانند درنظرنگرفتن مصالح بیماران و ضرررساندن به آنها، بهخصوص به بیماران فقیر، خدشه در عنصر اعتماد بین پزشک و بیمار، خلاف قوانین و مصالح جاری کشور بودن، ترویج بیقانونی، خلاف تعهدات پزشکی و اخلاقی پزشک بودن، اجبار یا اکراه بیمار در پرداخت زیرمیزی، نبودن دریافت یا پرداخت زیرمیزی تحت لوای عقود شرعی، خدشه وارد شده است. بهعلاوه ذکر شد، پزشکی حرفهای (Profession) است که در آن باید منافع بیماران بر پزشکان اولویت داده شود که در اینجا، این موضوع نقض شده است؛ همچنین، در استفتا از مراجع عظام، اکثر قریب به اتفاق آنان، بهخصوص مراجعی که دیدگاه حکومتی داشتند، این امر را جایز ندانستند و بعضاً دریافت چنین پولی را حرام دانستند. دریافت زیرمیزی به لحاظ اخلاقی و حقوقی و فقهی محل اشکال جدی و بعضاً حرام است. ممکن است، پرداخت زیرمیزی از جانب بیمار به خاطر اجبار به پرداخت آن، اشکالی نداشته باشد، اما دریافت آن از جانب پزشک حتماً اشکال دارد.
لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
شواهد متعدد نشان میدهند، در عمل هر روزهی پزشکی و در سالهای پس از فراغت از تحصیل رسمی، شکافها و نقصانهایی را از جنسهای متفاوت میتوان یافت. این موضوع را که نهادهای ملی و بینالمللی پزشکی گزارش کردهاند، میتوان ناتوانی در عمل مبتنی بر بهترین شواهد در زمان ارائهی مراقبت نامید. چنین پدیدهای با تمام پیچیدگی خود، محصول تعامل میان عوامل متعدد ازجمله: اطلاعات اندک، ارتباط نامناسب با بیمار، بیتوجهی به درک او از موضوع بیماری و راههای درمان و بهدنبال آن، پیروی او از دستورات پزشکی و سایر عوامل محیطی و اجتماعی است. بخشی عمده از این شکاف، ناشی از رفتار بالینگران و آن چیزی است که آن را رفتار حرفهای و پایبندی به اصول اخلاقی حرفه مینامیم؛ ازاینرو، همزمان با گسترش برنامههای آموزش مداوم جامعهی پزشکی برای حوزههای دانشی و مهارتهای عملی برای دستیابی به مراقبت مناسب و مؤثر از بیماران، نیازمند توجه به رشد و توسعهی حرفهای و اخلاق حرفهای در میان ارائهکنندگان خدمات سلامت و در قالب برنامههای آموزش مداوم بهصورتی مؤثر هستیم. این مقاله، به چالشهای مطرحشده در آموزش اخلاق حرفهای از دریچهی برنامههای آموزش مداوم پرداخته و در این مسیر، ضمن پرداختن به شکاف موجود میان دانش و عمل، بایدها و نبایدهای طراحی برنامههای آموزش مداوم در حوزهی اخلاق حرفهای را طرح کرده است.
محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
توانبخشی در بلایا، بهعنوان بخشی از کل پاسخ پزشکی، با چالشهای بیشتری، بهویژه در مداخلهی اولیهی اثرات پس از بلایا مواجه میشود؛ زیرا این، مفهومی جدید در مدیریت بلایاست. چهار اصل اخلاق زیستی، شامل خودمختاری، سودمندی، آسیبنرساندن و عدالت، دربارهی فعالیتهای امدادی، بلافاصله پس از حوادث و بلایا و فعالیتهای طولانیمدتِ بعدی مانند توانبخشی، هرجا که اجراشدنی باشد، محل بحث قرار میگیرند. در این مطالعهی مروری، جستوجوی هدفمند بر اساس کلیدواژههای تعیینشده در پایگاههای دادهی معتبر، در بازهی زمانی سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در میان مطالعات بررسیشده، دوراهی اخلاقی در ارائهی خدمات توانبخشی پس از بحران و بلایا، به سبب محدودیت منابع، کمتوجهی به توانبخشی در نظام سلامت، کمبود متخصصان توانبخشی، نبودِ امکان پیگیری کامل پس از ترخیص، دانش محدود دربارهی اهمیت توانبخشی، استیگما و انگ اجتماعی بهدنبال ایجاد معلولیت، مطرح هستند. چهار اصل اخلاق زیستپزشکی، باید حتی هنگام کار در مواقع بحرانی رعایت شود تا خدمات توانبخشی ارائهشده با هنجارهای حرفهای، استانداردهای اخلاقی و جنبههای پزشکی فرهنگ محلی همخوانی داشته باشد؛ علاوهبراین، سیاستهای ارتقاء جایگاه و اهمیت توانبخشی، بلافاصله پس از بحران و بلایا، با تأکید بر توزیع عادلانهی منابع باید در کانون توجه ویژه قرار گیرند.