266 نتیجه برای Ethics
سوره خاکی، مسعود فلاحی خشکناب، فرحناز محمدی شاهبلاغی، گل بیاض جان، محمدعلی حسینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
فرایند انتقال خبر بد به بیمار و خانواده، نیازمند مشارکت جمعی است. در کشورهای مختلف، برای این فرایند، راهکارهایی متناسب ارائه شده است. این مطالعه با هدف ارائهی راهنمای عمل، مبتنی بر تجربیات بیماران و خانوادهها و کارکنان درمان در بخشهای مراقبت ویژه، در سه مرحله انجام گرفته است. در مرحلهی اول با 31 مشارکتکننده، نمونهگیری هدفمند، مصاحبهی عمیق انجام گرفت و پیشنویس اولیهی راهنمای عمل تدوین شد. در مرحلهی دوم، متخصصان در دو جلسه بحث گروهی، پیشنویس اولیه را بررسی و پیشنویس ثانویه طراحی شد. در مرحلهی سوم، 43 متخصص حوزهی سیاستگذاری و تصمیمگیری، راهنمای عمل تدوینشده را با روش دلفی اعتبارسنجی کردند. راهنمای عمل در 8 گام اصلی و 43 گام فرعی برای اعلام خبر ناگوار به بیمار و خانواده تدوین شد. برای این فرایند، سه مرحلهی قبل از اعلام خبر (بررسی، برنامهریزی و آمادهسازی، هماهنگی) حین اعلام خبر (اعلام خبر بد، حمایت عاطفی، جمعبندی و مستندسازی) و بعد از اعلام خبر (ارجاع و پیگیری) شناسایی شد. امید است با استفاده از این راهنمای عمل، فرایند اعلام خبر ناگوار در بخشهای مراقبت ویژه تا حصول نتیجهی مطلوب، تسهیل شود و پیامدها و آسیبهای ناشی از آن کاهش یابد. در نهایت، ارائهدهندگان مراقبت سلامت به کمک این راهنما میتوانند، با درنظرگرفتن ترجیحات بیمار و خانواده، ضرورت روشهای علمی و استاندارد اعلام خبر ناگوار و رعایت اصول اخلاق حرفهای را در کانون توجه قرار دهند.
رضا عبداللهی، آیناز باقرزادی، میرحسین احمدی، یوسف احمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
یکی از عواملی که به نظر میرسد بر خستگی از شفقت در پرستاران نقش دارد و موجب تعدیل آن میشود، حمایت سازمانی است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین حمایت سازمانی و خستگی ناشی از شفقت در پرستاران بخش اورژانس انجام شد. این پژوهش، مطالعهای توصیفیتحلیلی است. جامعهی پژوهشی این پژوهش، تمامی پرستاران بخشهای اورژانس بیمارستانهای آموزشیدرمانی شهر ارومیه، در سال 1403 بودند. تعداد 150 پرستار بر اساس معیارهای ورود به مطالعه و به روش تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش، از سه پرسشنامهی مشخصات دموگرافیک، حمایت سازمانی آیزنبرگر و خستگی شفقت فیگلی، برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. دادهها نیز با نرمافزار spss15 تحلیل شدند. (0.45- = r و 0.05 >P) نتایج نشان داد، بین حمایت سازمانی و خستگی از شفقت، ارتباط معکوس و معنیدار وجود دارد. میانگین نمرهی حمایت سازمانی در پرستاران بخشهای اورژانس، 54/0± 13/21 بود؛ همچنین، میانگین نمرهی خستگی شفقت 54/8 ± 73/27 ، رضایت شفقت 81/1 ± 73/38 و استرس ترومای ثانویه 82/4 ± 45/28 بود. میانگین نمرهی کل پرسشنامهی کیفیت کاری پرستاران 32/4 ± 93/31 بود. با توجه به نتایج مطالعهی حاضر و تأثیر حمایت سازمانی در کاهش خستگی از شفقت در پرستاران، مدیران و سیاستگذاران پرستاری باید با انجامدادن اقداماتی مانند بهبود اوضاع کاری و توجه به نیازهای پرستاران، زمینه را برای ارتقاء حمایت سازمانی از آنها فراهم آورند تا موجب کاهش و تعدیل خستگی از شفقت در پرستاران شوند.
حمیدرضا نمازی، نوید روان،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
ملاحظات پزشکی دربارهی سالمندی، قدمتی به اندازهی خود پزشکی دارد؛ بااینحال، به دلیل وجود مناقشات پیرامون در نظرگرفتن سالمندی، بهعنوان بیماری یا روند عادی زندگی، طب سالمندی با تأخیر از پزشکی مجزا شد. تفکیک طب سالمندی از سایر تخصصهای پزشکی، نه بر اساس موقعیت یک ارگان خاص از بدن و نه بر اساس فرایندهای پاتوفیزیولوژیک مشخص، بلکه بر مبنای دورهای از زندگی است. از طرفی دورههای مختلف زندگی، مانند سالمندی از موضوعات طبیسازی نیز هستند؛ ازاینرو، طب سالمندی ممکن است گاه دچار طبیسازی سالمندی و مخاطرات آن شود؛ علاوهبراین، نسبیبودن مفهوم سالمندی و وابستگی آن به زمینههای اجتماعی میتواند منجر به ایجاد سردرگمی در فهم موضوع طب سالمندی شود. پرهیز از این مخاطرات نیازمند تأمل فلسفی و اخلاقی بر مفاهیم سلامت و بیماری و سرشت سالمندی است. این مقاله بهطور مشخص میکوشد نشان دهد، طبیسازی سالمندی چه نسبتی با طب سالمندی دارد و مصادیق و دربردارندههای فلسفی و اخلاقی آن چیست. با توجه به اینکه انتظار میرود، ایران در دهههای آینده، با بحران سالمندی روبهرو باشد، این تأمل فلسفی در سطوح مختلف میان پژوهشگران فلسفه و اخلاق پزشکی، پژوهشگران و متخصصان طب سالمندی و همچنین در جامعهی مدنی میتواند به فاصلهگذاری میان طب سالمندی و طبیسازی سالمندی، افزایش انسجام و کارایی طب سالمندی و ارتقاء سلامت سالمندان منتهی شود.
فرشید محمدموسایی، زینب رئیسی فر، آق سید علی موسوی، خا نسترن خرسندی بهار، فاطمه اسماعیل زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
حفظ حریم خصوصی بیماران، یکی از مهمترین حقوقهای اولیهی بیماران و از وظایف اخلاقی کارکنان نظام سلامت است. این مطالعهی توصیفیمقطعی در سال 1401 با هدف مقایسهی دیدگاه بیماران و کارکنان اتاق عملهای جراحی زنان و زایمان شهر مشهد دربارهی میزان رعایت حریم خصوصی بیماران انجام گرفت. نمونهگیری از بیماران بهصورت تصادفی در اتاق عملهای مذکور بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامهی استاندارد بررسی حریم خصوصی بیماران بستری و برای تحلیل دادهها، از نرمافزار SPSS 22 و آزمون های توصیفی و استنباطی استفاده شد و سطح معنیداری 0.5 >P در نظر گرفته شد. میانگین سن (± انحراف معیار) بیماران و کارکنان شرکتکننده در پژوهش بهترتیب (12/56 ± 39/07) و (8/42 ± 31/65) بود. میانگین نمرهی رعایت حریم خصوصی از دیدگاه بیماران (22/41 ± 38/92) و از دیدگاه کارکنان (8/02 ± 64/26) و تفاوت این دو دیدگاه به لحاظ آماری معنیدار بود(0.0001 = P). کمترین نمره در هر دو گروه، بعُد حریم خصوصی شخصی (77/97 ± 8/4) بیمار و (2/66± 13/37) کارکنان بوده است. نتایج نشان داد، میزان رعایت حریم خصوصی از دیدگاه کارکنان، بیشتر از متوسط و از دیدگاه بیماران، کمتر از متوسط بود؛ لذا با توجه به موقعیت خاص بیماران، استرس فراوان بیمار و محدودیتهای جسمی و روانی در حمایت از خود، لازم است آموزش و اقدامات ضروری برای توجه بیشتر کارکنان به موارد رعایت حریم خصوصی و نیز آگاهیبخشی به بیماران در این زمینه انجام شود.
مجتبی پارسا، سودابه مهدی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
خشونت خانگی و سوءرفتار با زنان، بهخصوص خشونت شریک زندگی، یک مشکل بهداشت عمومی فراگیر است. خشونت خانگی با طیفی وسیع از مشکلات سلامتی جسمی و روانی همراه است و بر سلامت و رفاه فرد آسیبدیده تأثیر منفی میگذارد. زنانی که در معرض خشونت قرار میگیرند، برای کاهش پیامدهای منفی این خشونتها به کمک نیاز دارند؛ ازاینرو، نهادهای سلامت، در ارائهی مراقبت جامع سلامت به زنان خشونتدیده، نقشی مهم دارند. مواجههی پزشکان با زنانی که تحت خشونت خانگی قرار گرفتهاند، بهویژه در کشور ما که دستورالعمل اختصاصی در این زمینه وجود ندارد، چالشها و مسائلی اخلاقی را به همراه دارد. در این مقاله، با ارائهی یک نمونه، برخی از چالشها و مسائل اخلاقی مطرح در این زمینه بررسی شده است.
سمیرا اروجلو، آرزو قوی، لیلا ولیزاده، وحید زمانزاده، سادات سیدباقر مداح، پروانه آقاجری،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ارتقاء کیفیت خدمات پرستاری و بهبود تصمیمگیریهای اخلاقی در محیطهای بالینی، نیازمند توجه فزاینده به اخلاق حرفهای است. هدف این مطالعه، مرور و ترکیب مطالعات انجامشده دربارهی اخلاق حرفهای در پرستاری ایران، بهمنظور سازماندهی، برنامهریزی و زیرساخت دانش و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد و ارائهی راهبردهایی با هدف پرستاری مبتنی بر اخلاق حرفهای در ایران بود. مطالعات ایرانی در زمینهی اخلاق، بدون محدودیت زمانی تا پایان خرداد ۱۴۰۲، با کلیدواژههای فارسی پرستار، پرستاری، اخلاق (اخلاقیات)، اخلاق حرفهای، مراقبت پرستاری، کدهای اخلاقی، حقوق بیمار، وجدان و ایران و کلیدواژههای انگلیسی Nurse، Ethics, Nursing، Professional، Nursing Care، Codes of Ethics، Patient Rights، Conscience و Iran، با استفاده از «و / یا» (OR / AND) در پایگاههای داده جستوجو شدند. با استفاده از روش بررسی تلفیقی پنجمرحلهای ویتمور و نالف، ۱۰۳ مقالهی فارسی و ۵۹ مقالهی انگلیسی، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مطالعات در دو طبقهی دستاوردهای اخلاق حرفهای (شامل زیرطبقات دانش و نگرش و عملکرد حرفهای پرستاران، تجارب پرستاران از مراقبت اخلاقی، پیامدهای مثبت آموزش اخلاق حرفهای پرستاری و همگرایی سلامت معنوی با رعایت اخلاق حرفهای و لزوم توجه به رویکرد اسلامی) و عوامل مؤثر بر عملکرد اخلاقی (با زیرطبقات تسهیلگرهای عملکرد اخلاقی و بازدارندههای رعایت اخلاق حرفهای) استخراج گردید. با توجه به نتایج مطالعه پیشنهاد میشود، پروتکلها و استانداردهای مراقبت پرستاری تدوین و دورههای مختلف آموزشی ازجمله: مراقبت اخلاقی در فوریت و بلایا، هوش هیجانی و معنوی، آموزش مدیران بالینی پرستاری و کاربرد راهکارهای خلاقانه برای آموزش اخلاق حرفهای بالینی برگزار گردد.
داوود رسولی، الهام رمضان پور، سهراب نصرتی، خانم اکرم ژیانی فر، زهرا نوری خانقاه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
اخلاق حرفهای، بهعنوان یکی از مباحث تأملبرانگیز در اخلاق پزشکی، در حرفههای پزشکی که مستقیماً با جان انسان سروکار دارند، حائز اهمیت است؛ بنابراین، مطالعهی حاضر با هدف مقایسهی پایبندی به اصول اخلاق حرفهای در میان دانشجویان عرصه و کارکنان اتاق عمل بیمارستانهای آموزشیدرمانی منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران در طی سالهای ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۱ انجام پذیرفت. این مطالعه، از نوع توصیفیمقطعی است. دویست نفر از کارکنان اتاق عمل شش بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی ایران، بهصورت تصادفی طبقهای سهمیهای و شصت نفر از دانشجویان عرصهی اتاق عمل، بهصورت در دسترس وارد مطالعه شدند. دادهها با پرسشنامهی جمعیتشناختی و اخلاق حرفهای کادوزیر (۲۰۰۲) جمعآوری و با نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ با آمار توصیفی (میانه و دامنهی میانچارکی) و آزمونهای آماری کای اسکوئر و آزمون منویتنی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، اخلاق حرفهای 98.4% دانشجویان و 75% کارکنان اتاق عمل در وضعیت قوی و مناسبی قرار دارد. در بُعد وفاداری و مسئولیتپذیری، بهصورت معناداری نمرهی میانهی دانشجویان (0.0001 > P) و در بُعد صداقت نمرهی میانهی کارکنان (0.003 = P) بیشتر بود؛ همچنین، در سایر ابعاد، تفاوت معناداری گزارش نشد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد، اخلاق حرفهای هر دو گروه (دانشجویان و کارکنان اتاق عمل) در وضعیت مطلوبی قرار دارد. این یافتهها میتواند راهنمایی برای برنامهریزی مداخلات آموزشی و توسعهای با هدف ارتقاء اخلاق حرفهای در بین این دو گروه باشد.
رویا ملک زاده، ناهید نیکزاد قادیکلائی، مریم خزایی پول،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
رعایت اصول اخلاقی در دانشگاههای علوم پزشکی که در تربیت نسل آیندهی متخصصان حوزهی سلامت نقشی مهم دارند، از اهمیتی ویژه برخوردار است. این اصول میتوانند بهعنوان راهنمایی برای دستیابی به اهداف آموزشی و بهبود عملکرد در حوزههای مختلف دانشگاهی عمل کنند. این مطالعه بهمنظور تبیین مؤلفههای اخلاق در آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. پژوهش به روش کیفی، از نوع تحلیل مضمون ترکیبی در سال 1402 انجام گرفت. شرکتکنندگان هفده نفر از مدیران آموزشی، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران بودند. مطالعه در سه فاز مرور جامع متون، مصاحبه با خبرگان و تشکیل پانل تخصصی انجام شد. دادهها با مصاحبهی نیمهساختاریافته و به روش هدفمند و سپس گلولهی برفی جمعآوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت؛ همچنین، پس از رونویسی مصاحبهها، کدگذاری، طبقهبندی و شناسایی مضامین، دادهها با روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شدند. از تحلیل دادهها، ۸ درونمایهی اصلی، شامل اخلاقمداری، عدالتمحوری، مسئولیتپذیری، وظیفهشناسی، احترام به دیگران، رعایت پوشش، پاسخگویی و سلامت معنوی و 55 درونمایهی فرعی استخراج شد. توجه به مؤلفههای اخلاقی میتواند به افزایش شفافیت، ایجاد محیط آموزشی عادلانه، تقویت مسئولیتپذیری در اعضای هیئت علمی و دانشجویان و ارتقاء کیفیت یادگیری منجر شود و نقشی مهم در برقراری تعاملات بین استادان ودانشجویان ایفا کند. رعایت مؤلفههای اخلاقی در آموزش دانشگاهی، نهتنها به درک مفاهیم اخلاقی نیاز دارد، بلکه باید با سازوکارهای مناسب اجرایی همسو شود؛ لذا، برگزاری کارگاههای آموزشی برای افزایش آگاهی اعضای هیئت علمی و دانشجویان و کارکنان، استفاده از شاخصهای اخلاقی در فرایندهای جذب و ارتقاء اعضای هیئت علمی پیشنهاد میشود.
زهرا خلیل زاده فرسنگی، سمانه فلاح کریمی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
با افزایش امید به زندگی و روند فزایندهی سالمندی جمعیت در سراسر جهان، مراقبت از سالمندان به یکی از اولویتهای مهم نظام سلامت تبدیل شده است. این مراقبتها، چالشهای اخلاقی متعددی دارد که بیتوجهی به آنها میتواند برای کرامت و حقوق و کیفیت زندگی سالمندان، پیامدهایی منفی به همراه داشته باشد. مطالعهی حاضر با هدف پاسخگویی به این سؤال انجام شد که «مراقبت از سالمندان با چه چالشهای اخلاقی مواجه است؟» ازاینرو، یک بررسی نظاممند مطابق با دستورالعمل پریزما انجام شد. برای شناسایی مطالعات، کلیدواژههای Ethical Challenges، Elderly Care، Nursing و معادلهای فارسی آنها در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science، SIDو موتور جستوجوی Google Scholar در بازهی زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵ جستوجو شدند. معیارهای ورود، شامل مقالات اصیل (کیفی، کمّی، تجربی یا شبهتجربی) با تمرکز مستقیم بر چالشهای اخلاقی مراقبت از سالمندان، نگارش به زبان فارسی یا انگلیسی و دسترسی به متن کامل بود. معیارهای خروج، شامل نامه به سردبیر و چکیدهی همایشها بود. کیفیت مطالعات با استفاده از ابزار ارزیابی گیفورد بررسی و در مجموع، ۳۱ مقالهی واجد شرایط برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. نتایج نشان داد، چالشهای اخلاقی مراقبت از سالمندان در چهار طبقهی اصلی خودمختاری، عدالت، سودرسانی و آسیبنرساندن تقسیمبندی میشوند. این طبقات، زیرمحورهایی چون: حفظ حریم خصوصی، تصمیمگیری مشارکتی، مراقبتهای پایان زندگی، برخورداری عادلانه از منابع، و پیشگیری از آسیبهای جسمی و روانی را در بر میگیرند. یافتهها بر لزوم تقویت آموزش اخلاق و سیاستگذاری در مراقبت از سالمندان تأکید دارند.
سودابه مهدی زاده، احسان شمسی گوشکی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
بیانیهی هلسینکی بهعنوان یکی از اسناد بنیادین اخلاق در پژوهشهای پزشکی دارای شرکتکنندهی انسانی، با توجه به پیشرفتهای علمی و نظری، مسائل اخلاقی نوظهور در پژوهش و تجربههای بهدستآمده، از زمان تصویب آن تاکنون بهصورت دورهای، بازنگری شده است. در آخرین بازنگری انجامشدهی آن در سال ۲۰۲۴، تغییرات و اصلاحات مهمی در این سند صورت گرفته است. در این مقاله، تغییرات و اصلاحات انجامشده در ویرایش جدید این بیانیه و تفاوتهای آن با ویرایش قبلی آن در سال ۲۰۱۳، بررسی و تحلیل شده است. ازجمله اصلاحات اساسی در بازنگری اخیر، لزوم رعایت اصول اخلاقی در پژوهش توسط پزشکان و سایر پژوهشگران، جایگزینی اصطلاح شرکتکننده با آزمودنی و تأکید بر آزادانهبودن رضایت آگاهانه است. توجه به پایداری زیستمحیطی، طراحی دقیق پژوهش برای جلوگیری از هدررفت آن و تأکید بر سلامت علمی، از دیگر اصلاحات انجامشده در بازنگری جدید این بیانیه است؛ همچنین، ارتقاء سلامت فردی و عمومی بهعنوان هدف نهایی پژوهش، تأمین منابع کافی برای کمیتههای اخلاق در پژوهش و تقویت استقلال آنها، اهمیت بررسی اخلاقی محلی، توجه به ترجیحات و ارزشهای اعلامشدهی شرکتکنندگانی که قادر به ارائهی رضایت آزادانه و آگاهانه نیستند، لزوم رعایت اصول اخلاقی بیانیه در مواقع اضطراری و بحرانهای بهداشت عمومی نیز، از دیگر تغییرات و اصلاحات انجامشده در ویرایش اخیر است. با توجه به تغییرات صورتگرفته پیشنهاد میشود، راهنماهای ملی اخلاق در پژوهشهای پزشکی با شرکتکنندگان انسانی در کشور ما نیز، بر اساس این تغییرات و اصلاحات، بازنگری شوند.
محسن شهریاری، مریمالسادات هاشمی، آرش نجیمی، محمد زارع رشکوییه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
ماهیت اساسی مراقبت در پرستاری، حفظ کرامت انسانی بیمار است. صیانت از مقام و ارزش والای انسانی، محور اصلی حرفهی پرستاری را تشکیل میدهد. هدف مطالعهی حاضر، مقایسهی تأثیر آموزش اخلاق حرفهای از طریق برنامهی کاربردی تلفن همراه و وبینار بر حفظ کرامت بیماران در دانشجویان پرستاری بود. این مطالعه از نوع نیمهتجربی دو گروهی، از نوع قبل و بعد بود که بر روی نود دانشجوی کارشناسی پرستاری انجام گرفت. برای یک گروه، آموزش اخلاق حرفهای به روش وبینار صورت گرفت و در گروه دیگر، برنامهی کاربردی تلفن همراه، طراحی و ساخته و استفاده شد. فرم اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی حفظ کرامت بیمار، ابزار گردآوری دادهها بودند. نتایج نشان داد، میانگین نمرهی کل کرامت انسانی قبل از آموزش، در گروه وبینار 17/43±99/96 و در گروه برنامهی کاربردی 59/28±99/16 بود و از لحاظ آماری معنادار نبود (0.62 = p). میانگین نمرهی کرامت پس از آموزش، در گروه برنامهی کاربردی 96/14 ± 111/15 بهطور معناداری بالاتر از گروه وبینار 15/38 ± 104/34 بود (0.02 = p). بر اساس یافتهها، آموزش اخلاق حرفهای با استفاده از برنامهی کاربردی تلفن همراه، در مقایسه با وبینار، همراه با ارتقاء بیشتر دیدگاه دانشجویان پرستاری در زمینهی کرامت بیمار بود. آموزش با تلفن همراه میتواند بهعنوان یک روش یادگیری خودگردان و انعطافپذیر در دسترس دانشجویان قرار گیرد و این امکان را بدهد که بهصورت مداوم و بدون محدودیت زمانی و مکانی از محتوای آموزشی بهرهمند شوند. پیشنهاد میشود، دانشگاههای علوم پزشکی کشور توسعه و بهکارگیری برنامههای کاربردی آموزشی را در برنامههای درسی در کانون توجه قرار دهند.
حسین متعارفی، شهریار سخائی، امین سهیلی، حسن ابراهیم پور صدقیانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
درک بیماران از کیفیت خدمات درمانی و رضایتمندی آنها از حقوق قانونیشان، هدف اصلی تیم مراقبتی است و باید بهعنوان معیاری برای ارزشیابی اعتباربخشی در نظر گرفته شود؛ ازاینرو، بررسی دقیق ادراکات، احساسات و تجربیات کادر درمانی و بیماران در خصوص دلایل «ترخیص با رضایت شخصی» بهعنوان حق قانونی بیماران میتواند به شناسایی عوامل پنهان متأثر از وضعیت زمانی و مکانی کمک کند. این مطالعهی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای قراردادی، با مشارکت ۲۴ نفر از کادر درمان و بیماران، بهصورت هدفمند و از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته انجام شد. پژوهشگران با بازخوانی مکرر محتوای ضبطشده و یادداشتها به کدگذاری دادهها پرداختند. در مراحل بعدی، کدها و مضامین کلیدی، خوشهبندی و در قالب موضوعات مشخص، دستهبندی و نامگذاری شدند. در نهایت، تفسیری از دادههای بهدستآمده که رویکرد مطالعه را بازتاب میداد، ارائه شد. در این پژوهش، ۲۰۳ کد از تحلیل محتوای قراردادی استخراج و پس از دستهبندی، چهار مضمون فرعی «عوامل انسانی»، «فرایندها»، «تسهیلات» و «محیط» با مضمون اصلی «بلاتکلیفی و بیاعتمادی» بهعنوان دلایل ترخیص با رضایت شخصی شناسایی شد. ترخیص با رضایت شخصی، بهعنوان چالشی برای اعتباربخشی بیمارستانها و پیامد نامطلوب برای بیماران شناخته میشود. با رفع مشکلات ناشی از بلاتکلیفی و ایجاد اعتماد عمومی از طریق همکاری تیمی و اجرای خطمشیهای نوین، میتوان میزان ترخیصهای مغایر با نظر پزشک را کاهش داد.
زهرا دهقانی، فرهاد خرمائی، سید مهدی پورسید،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش منش بر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند دانشجویان بود. این پژوهش، طرحی شبهآزمایشی با گروه کنترل و پسآزمون بود. مشارکتکنندگان در پژوهش، دو گروه از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که با تخصیص تصادفی به گروههای آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس، گروه آزمایش، دوازده جلسه در برنامهی آموزش تکوینی صفت منشی آدابگرایانه شرکت کردند و در پایان، هر دو گروه به پرسشنامههای خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند پاسخ دادند. شایان ذکر است که روایی و پایایی این ابزارها برای فرهنگ ایرانی در سطح رضایتبخش بوده است. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد، آموزش منش آدابگرا بر هر سه متغیر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند تأثیری معنادار داشته است. تلویح ضمنی این نتایج، توجه به آموزش منش در موقعیتهای تحصیلی است.
راحله سموعی، شکوفه سموعی، نرگس مشکینه،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
اعضای هیئت علمی و پژوهشگران دانشگاهها، طبق رسالت و ماهیت شغلی، بیشترین سهم تولیدات علمی را از طریق پژوهش، عهدهدار هستند. با توجه به نقش اصول اخلاقی در مبتنی بر شواهد بودن تولیدات و اثرگذاری در بهرهبرداری جامعه از پژوهشها و توجه به اهمیت ارزیابیهای علمی، مطالعه با هدف طراحی و روانسنجی پرسشنامهی عوامل مرتبط با عملکرد غیراخلاقی پژوهشی پژوهشگران انجام شد. مطالعه از نوع مقطعی است و بر روی اعضای هیئت علمی و پژوهشگران دانشگاههای علوم پزشکی کشور در سال 1403 صورت گرفت. بر اساس مطالعهی کیفی انجامشده، چهل گویه در قالب اولیهی پرسشنامه استخراج شد. روایی صوری، محتوایی (CVI ، CVR) ملاکی (واگرا و همگرا)، تحلیل عامل اکتشافی پرسشنامه و همچنین، پایایی آن به روش آلفای کرونباخ سنجش شد. برای گزارش دادهها از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t استودنت استفاده شد. در مرحلهی سنجش روایی محتوایی، با توجه به مشارکت یازده پژوهشگر و نمرهی برش 0/59 برایCVR و برای CVI نمرهی 0/79 و بیشتر، 16 گویه از 40 گویه حذف و 24 گویه باقی ماند. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، شکلگیری پنج عامل را ازجمله: رفتار و باورهای غیرمسئولانه و غیرحرفهای پژوهشگران، مبنای ناکارآمد رقابت و پیشرفت پژوهشگران، آگاه و روزآمد نبودن پژوهشگران، سیاستها و فرهنگ سازمانی ناکارآمد و نبود نظارت بر پژوهشگر و پژوهش نشان داد. یافتههای توصیفی نشان داد، بین میانگین نمرهی عوامل مرتبط با عملکرد غیراخلاقی پژوهشی پژوهشگران به تفکیک جنس (0.002 = P) و سمت سازمانی (0.004 =P) برخلاف درجهی تحصیلی، تفاوت معنادار وجود داشت. یافتههای مطالعه از تأیید ویژگیهای روانسنجی پرسشنامهی عوامل مرتبط با عملکرد غیراخلاقی پژوهشی حکایت دارد.
محمدمهدی پژاوند، معصومه برخورداری شریف آباد، خدیجه نصیریانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
شناسایی راهکار مقابلهای مؤثر برای دیسترس اخلاقی، بهعنوان پدیدهای مهم و شایع در پرستاران بخش مراقبتهای ویژه، ضروری به نظر میرسد. مدل دانش تا عمل، با هدف شناسایی روشهای مؤثر برای پیادهسازی شواهد در عمل بالینی است. مطالعهی حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخلهی مبتنی بر مدل دانش تا عمل، بر دیسترس اخلاقی پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه انجام شد. این پژوهش از نوع تجربی بود و پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژهی بیمارستان نمازی شهر شیراز، جامعهی آماری آن را تشکیل دادند. تعداد صد پرستار واجد شرایط، بهشیوهی در دسترس انتخاب شدند؛ سپس، بهطورتصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای گروه مداخله، مدل دانش تا عمل اجرا شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهی دیسترس اخلاقی هامریک، قبل و یک ماه بعد از مداخله، توسط هر دو گروه گردآوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرمافزار SPSS 19 تحلیل شد. بر اساس یافتهها، هر دو گروه، قبل از مداخله، از نظر ویژگیهای جمعیتشناختی و میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی یکسان بودند. بعد از مداخله، میانگین نمرهی دیسترس اخلاقی در گروه مداخله، در بعد فراوانی (0/34±2/12) و در بعد شدت (0/46±2/32) در مقایسه با گروه کنترل بعد فـراوانی: (0/43 ± 2/510) ، بعد شدت: (0/55±2/57) بهطور معناداری کاهش یافته بود (0/001>p). یـافتهها نشان داد، اجرای مدل دانش تا عمل، موجب کاهش دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه میشود؛ لذا اجراکردن این مدل، برای ارتقاء کیفیت مراقبت، به مدیران پرستاری پیشنهاد میشود.
اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت میکند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاستگذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دستهبندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش میشود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارتهای ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء تواناییهای حرفهای آنان یاری میرساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تابآوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبتها بهرهمند میشوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگیشان بهبود یافته و روند درمانشان سریعتر پیش میرود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبتتر و جامعهای سالمتر منجر میشود؛ افزونبراین، دانشگاهها با اجرای این آموزشها میتوانند برنامههای جامعتر، پژوهشهای بینرشتهای، اخلاق حرفهای و تربیت نیروهای سلامت جامعنگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهرهوری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفهای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهرهوری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور میشود.
سمانه فلاح کریمی، زهرا خلیل زاده فرسنگی، عزیزاله اربابی سرجو، فاطمه اعتمادی نیا،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
پرستاران بخشهای مراقبت ویژه به دلیل مواجههی مداوم با موقعیتهای پیچیدهی اخلاقی و تصمیمگیریهای دشوار، در معرض آسیب اخلاقی زیادی هستند. این آسیب میتواند بر عملکرد حرفهای و سلامت روان آنان تأثیر منفی بگذارد. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین آسیب اخلاقی و شهامت اخلاقی در پرستاران شاغل در بخشهای مراقبت ویژه انجام شده است. این مطالعهی توصیفیمقطعی در سال 1۴۰۳ انجام گرفته است. جامعهی آماری مطالعه را ۱۵۰ پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژه تشکیل دادند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهی شهامت اخلاقی سکرسا و مقیاس علائم اخلاقی برای متخصصان سلامت استفاده شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون و تی مستقل در نرمافزار آماری SPSS نسخه 22 تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای این مطالعه نشان داد، بین آسیب اخلاقی و شهامت اخلاقی رابطهی معکوس و معناداری وجود دارد (r=-0.64, p<0.001)؛ همچنین، سطح شهامت اخلاقی در پرستاران رسمی بالاتر از پرستاران طرحی بود؛ علاوهبراین، بین سن و شهامت اخلاقی، رابطهی مستقیم مشاهده شد؛ بهطوریکه با افزایش سن، سطح شهامت اخلاقی نیز افزایش یافت. یافتههای مطالعه، ضرورت طراحی و اجرای دورههای آموزشی مؤثر را برای کاهش آسیب اخلاقی و ارتقاء شهامت اخلاقی در این گروه از پرستاران نشان داد.
امیر راستین طرقی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
در دهههای اخیر، کاهش تمایل به فرزندآوری و گسترش سیاستهای بیفرزندی داوطلبانه، در نظریههای فلسفهی اخلاق، بازتابی جدی یافته است؛ ازجمله در دیدگاههای تولدستیزانه. مقالهی حاضر به بررسی انتقادی استدلال بروس بلکشا پرداخته که در مقالهای با عنوان «کاربست شرطبندی پاسکال در فرزندآوری»، با بهرهگیری از ساختار شرطی پاسکال و اصل عدم تقارن مکماهان، مدعی است احتمال گرفتارشدن فرزند در عذاب ابدی، حتی احتمال بسیار اندک، فرزندآوری را از حیث اخلاقی به چالش میکشد. با ناموجهشدن فرزندآوری، افراد از نظر اخلاقی، موظف به تجرد یا عقیمسازی هستند. این مقاله با روش تحلیلی، استدلال بلکشا را از سه منظر نقد میکند: اول، پیامدهای ناپذیرفتنی، همچون: تعمیمپذیری به تمام تصمیمهای اخلاقی و اختلال در زیست روزمره، دوم، مخالفتهای مبنایی فیلسوفان اخلاق با اصولی چون اصل عدم تقارن و سوم، ناسازگاری با مبانی الهیاتی، بهویژه در سنت اسلامی، مانند نادیدهگرفتن اموری همچون: مسئولیت اخلاقی فرزندان، نقش تربیتی والدین و وجود تفسیرهای متفاوت از خلود در عذاب. از دیدگاه اسلام، فرزندآوری نه یک خطر، بلکه بخشی از سنت انبیا، فطرت انسان و طرح حکیمانهی خلقت است و تولد، فرصتی برای رشد و انتخاب و تقرب الهی تلقی میشود.
پارسا فرمهین فراهانی، زهرا ترکاشوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
یکی از مسائل اخلاقیحقوقی کلیدی در حرفهی پزشکی، اعتماد بیماران به کیفیت مراقبت و رعایت استانداردهای حرفهای است. این دیدگاه به بررسی ابعاد اخلاقیحقوقی استفاده از دوربینهای مداربسته در واحد مراقبتهای ویژه (ICU) با تمرکز بر یک نمونهی حقوقیاخلاقی پرداخته است. در این منظر، همراهان بیمار دربارهی کیفیت مراقبتها تردید داشته و درخواست بررسی تصاویر ضبطشده را مطرح کردند. از نظر اخلاقیحقوقی، ثبت وقایع توسط تیم درمان، مشروط به رعایت حریم خصوصی، ضوابط حفظ دادهها و مقررات نظارت تصویری، میتواند به حفظ حقوق بیماران، شفافسازی عملکرد کادر درمان و پیشگیری از سوءتفاهمهای حقوقی کمک کند. این مقاله، ضمن مدنظر قراردادن مزایا، به تبیین ملاحظات قانونی مانند اطلاعرسانی به بیماران، محدودیتهای دسترسی و مدیریت دادهها نیز پرداخته است. در نهایت، میتوان چنین نتیجه گرفت که استفاده از دوربینها درICU، به شرط تطبیق با الزامات قانونی و نهادی میتواند به تقویت اعتماد، اثبات رعایت اصول اخلاقی و کاهش شکایات حقوقی یاری رساند.
سیدمحمدتقی حسینی وردنجانی، احمد سلامی، سیدمرتضی حسینی، جنت مشایخی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
وضعیت نباتی، حالتی در پزشکی معاصر است که چالشهای اخلاقی و فقهی و حقوقی متعددی به همراه داشته است. اساسیترین پرسش در مواجهه با این وضعیت، زنده یا مردهبودن این اشخاص است که احکام و آثار دیگر، معمولاً متأثر از پاسخ به این سؤال است. برخی فقیهان معاصر با تکیه بر تقسیم حیات به مستقر و غیرمستقر در فقه و با توجه به فقدان اراده و آگاهی شخص در وضعیت نباتی، این اشخاص را در حکم میت دانستهاند. به نظر میرسد، با توجه به امکان بازگشت هوشیاری این افراد هرچند با احتمال بسیار کم در نوع پایدار و مزمن این بیماری، مفهوم حیات غیرمستقر بر این افراد تطبیق نمیکند؛ علاوهبراین، فعالبودن ساقهی مغز و محققنشدن معیار مرگ مغزی از نظر پزشکی و حقوقی در بسیاری از نظامها، مؤید صدقنکردن عنوان «موت» براین وضعیت است؛ همچنین، از منظر اسلامی، احراز انفصال کامل روح از بدن که شرط تحقق مرگ است، در وضعیت نباتی ممکن نیست. در نهایت، در فرض تردید نسبت به حیات یا ممات شخص در وضعیت نباتی، این شک از نوع شبههی مصداقی بوده و با تمسک به اصل استصحاب حیات، حکم به زندهبودن وی و ترتب آثار شرعی حیات بر او میشود.