جستجو در مقالات منتشر شده


74 نتیجه برای دانش

صدیقه ابراهیمی، رضا محمدی، سیدضیاء‌الدین تابعی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

جشن روپوش سفید، به‌صورت پدیده‌ای در آموزش پزشکی، نمادی برای تأکیدکردن بر دانشجویان پزشکی برای اخلاق‌گرایی در حرفه‌ی پزشکی است. این جشن، به‌عنوان یکی از اولین آماده‌‌سازی‌های لازم برای ورود دانشجویان پزشکی به مقطع بالینی، دانسته شده است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر جشن روپوش سفید بر اخلاق حرفه‌ای و آشنایی دانشجویان با شرح وظایف حرفه‌ای ایشان برای حضور در بخش‌های بالینی است. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای کیفی در زمینه‌ی نظر دانشجویان درباره‌ی جشن روپوش است و طبق نمونه‌گیری مبتنی بر هدف، انجام شده است. جامعه‌ی آماری، شامل دانشجویان پزشکی سال چهارم دانشگاه علوم پزشکی شیراز، در سال ۱۳۹۴، بود. جمع‌آوری اطلاعات، به روش مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته، همراه با سؤالات تشریحی انجام شد و تا رسیدن به مرحله‌ی اشباع، ادامه پیدا کرد. داده‌ها نیز، با روش تحلیل محتوا، با توجه به دستورالعمل‌ها، تجزیه و تحلیل شد. بیشتر شرکت‌کنندگان در این مطالعه، برگزاری مراسم قبل از ورود به بیمارستان را رویدادی مهم برای ایجاد آمادگی دانشجویان برای ورود به مقطع بالینی دانستند. مهم‌ترین آثار مثبت جشن بر دانشجویان، افزایش تعهد و مسئولیت‌پذیری، بهبود آمادگی برای برخورد با بیمار، افزایش انگیزه و اعتماد‌به‌نفس در آن‌ها و آشنایی با برخی اصول ابتدایی اخلاق حرفه‌ای است. جشن روپوش سفید، می‌تواند موجب افزایش آشنایی دانشجویان با وظایف حرفه‌ای و انگیزه‌ی ایشان شود؛ ولی تحقیقات و مطالعاتی بیشتر برای شناخت دقیق‌تر نقاط قوت و ضعف و کاستی‌ها نیاز است.
 

فیروزه دادرس، عصمت نوحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

رعایت اخلاق حرفه‌ای مبتنی بر هوش معنوی، زمینه‌ساز رفاه و رضایتمندی بیماران است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط اخلاق حرفه‌ای و هوش معنوی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1397 انجام شده است. در این مطالعه‌ی توصیفی‌هم‌بستگی، 150 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل در سال آخر پزشکی، به‌صورت سرشماری، وارد مطالعه شدند. ابزار استفاده‌شده، پرسش‌نامه‌های هوش معنوی و اخلاق حرفه‌ای بود. داده‌ها با SPSSنسخه‌ی 22 و با استفاده از آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس یک‌طرفه و ضریب هم‌بستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شد. میانگین و انحراف معیار نمره‌ی اخلاق حرفه‌ای 2/6± 72/57 و هوش معنوی دانشجویان 3/12±97/73 بود. کمترین نمره‌ی اخلاق حرفه‌ای، در حیطه‌ی مسئولیت‌پذیری و بیشترین آن، همدردی با دیگران بود؛ همچنین، رابطه‌ی مثبت معنی‌داری بین نمره‌ی اخلاق حرفه‌ای با هوش معنوی دانشجویان وجود داشت (001/0=P). این بدان معناست که با آموزش و تقویت هوش معنوی دانشجویان در طول تحصیل، می‌توان انتظار داشت اخلاق حرفه‌ای آن‌ها در طی کار بالینی و ارتباط حرفه‌ای با بیمار افزایش یابد. به این منظور، تأکید استادان بر جنبه‌های آموزش‌های کاربردی اخلاقی، خصوصاً، طی آموزش بالینی و همچنین، تکریم الگوهای معنوی، به‌عنوان شالوده‌ی آموزش اخلاق، در طی تحصیل دانشجویان، امری ضروری به نظر می‌رسد.

حامد فدایی، فتاح جعفری‌زاده، سعید غلامزاده، عبدالرسول ملک‌پور، محمد زارع‌نژاد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

مسئولیت کیفری پزشکان و دستیاران، از مباحث پیچیده‌ی حقوق پزشکی است. هدف از انجام این مطالعه، بررسی مسئولیت دستیاران و دانشجویان پزشکی در انجام اقدامات تشخیصی و درمانی، با مطالعه‌ی موردی پرونده‌های پزشکی قانونی استان فارس از سال 1390تا1395 بوده است. در این مطالعه، 63 پرونده‌ی افراد شاکی بررسی شد که شامل 33 مرد (52.4 درصد) و 30 زن (47.6 درصد) بودند. غالب افراد شاکی، بی‌سواد و زیر دیپلم بودند و کمترین فراوانی، مربوط به سطح تحصیلات دکترا بود. درباره‌ی وضعیت جسمانی شاکی (بیمار)، بیشترین فراوانی مربوط به فوت افراد بود (با فراوانی 73 درصد)؛ بیشترین شکایات، از گروه درمانی (با فراوانی 95.2 درصد) و پس از آن، پزشک (با فراوانی 8/4 درصد) انجام شده بود. از نظر رشته‌ی تحصیلی، رشته‌ی زنان و زایمان، نسبت به سایر رشته‌ها، فراوانی بیشتری داشت (44.4 درصد). در کل، در 26 پرونده‌ (41.3 درصد)، نهایتاً، متشاکی تبرئه و 37 پرونده (7/58 درصد) نیز، به محکومیت افراد ختم شده بود. از نظر نوع قصور، فراوان‌ترین نوع قصور، مربوط به بی‌احتیاطی (91.9 درصد) بود. در این مطالعه، بیشترین فراوانی سطح تحصیلات متشاکی، مربوط به رزیدنت ارشد (با فراوانی 11.1 درصد) بود. بر اساس نتایج مطالعه‌ی حاضر، در خطاهای پزشکی به‌وجودآمده توسط دانشجویان دوره‌ی کارورزی (انترن) و دکترای تخصصی (دستیاری)، مشخص‌کردن دقیق مسئولیت‌های کیفری دانشجویان دوره‌های عمومی و دستیاران تخصصی، در قبال قصور و خطاهای رخ‌داده و تبیین آن‌ها در آیین‌نامه‌های آموزشی هر دوره، اهمیتی خاص دارد. در کنار آن، برگزاری دوره‌های آموزشی پزشکی قانونی و مسئولیت حقوقی و کیفری دانشجویان در قبال امور درمانی، در ارتقای کیفیت درمان، بسیار اثرگذار است.

عارفه مرزوقی، حسین محمودیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مهارت و رفتارهای «اخلاق سایبری» دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعه‌ی آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، متشکل از سه رشته‌ی پزشکی و دندان‌پزشکی و کارشناسی پرستاری و مامایی که در سال تحصیلی 1395-1396 مشغول به تحصیل بوده‌اند، تشکیل داد. روش نمونه‌گیری تصادفی ساده بود که براساس آن، دویست نفر از دانشجویان به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌های پژوهش با استفاده از نرم‌افزار SPSS و با به‌کارگیری آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان مهارت و رفتارهای اخلاقی سایبری دانشجویان از سطح قابل‌قبول پایین‌تر است؛ همچنین تفاوت بین دانشجویان براساس ویژگی‌های جمعیت‌شناختی مانند جنسیت و رشته و مقطع تحصیلی، در زمینه‌ی برخورداری آنان از مهارت‌ها و رفتارهای اخلاقی سایبری معنادار نیست.

مجتبی فاضل، الهام افشاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

عبارت «آکادمیک موبینگ» را شاید بتوان به معنای ترور شخصیت یا آزار روانی همکاران در محیط آکادمیک تعبیر کرد. بنابر گزارش‌ها، افراد، به‌طوری شایع، می‌توانند در محیط‌های کاری مختلف، ازجمله در محیط آکادمیک، از سوی همکاران خود هدف رفتارهای منفی، مانند تهمت‌زدن، تحقیرکردن، سوء‌استفاده‌ی احساسی و سایر رفتارهای مشابه، قرار گیرند. وجود این‌گونه رفتارها در محیط آکادمیک، می‌تواند علاوه بر ایجاد مشکلات فردی، مانند کاهش رضایت شغلی، افزایش استرس شغلی و بروز اختلالاتی چون: افسردگی و اضطراب برای کارکنان، کلیت سازمان را نیز در رسیدن به اهداف خود با مشکلات جدی روبه‌رو کند. نارضایتی شغلی، موجب کاهش تلاش اعضای هیئت علمی در انجام فعالیت‌های علمی و آموزشی می‌شود که صرفِ‌نظر از عواقب غیرمستقیم برای جامعه، اولین نتیجه‌ی مستقیم آن، کاهش کیفیت و کمیت خدمات آموزشی ارائه‌شده به دانشجویان خواهد بود. از آنجا که اولین قدم در برخورد ساختارمند با هر معضل اجتماعی، ازجمله پدیده‌ی مذکور، ایجاد شناخت از ماهیت و ویژگی‌های آن ناهنجاری است، در این مقاله، به معرفی پدیده‌ی آکادمیک موبینگ و ویژگی‌های آن پرداخته و درباره‌ی راهکارهای موجود در پیشگیری و برخورد با آن بحث خواهد شد.

مریم دارابی، محمد رحیم ربانی‌زاده،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

پزشکان خاندان بختیشوع، ابتدا، با هدف طبابت وارد دربار عباسی شدند؛ اما اندکی بعد، در سایه‌ی دانش پزشکی و تبحر خود، قدرت و ثروتی زیاد به دست آوردند و درگیر مناسبات قدرت در دربار شدند. آنان توانستند جایگاه و موقعیتی والا در دربار عباسی کسب کنند؛ اما پیوسته جایگاهی متزلزل داشتند و گاه، در اوج قدرت و گاه، در حضیض ذلت بودند؛ بنابراین، پژوهش حاضر به روش تاریخی و با رویکردی توصیفی‌تحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش است که چه عواملی بر مناسبات پزشکان خاندان بختیشوع با دستگاه خلافت عباسی مؤثر بوده است. مدعای پژوهش این است که نیاز خلفا به درمان، زمینه‌ی ورود پزشکان خاندان بختیشوع را به دستگاه خلافت فراهم کرد و به حضور آنان در دربار قوّت بخشید. عواملی مانند موفقیت این پزشکان در طبابت، قدرت خلفا در حمایت از آنان و تهدید درباریان دیگر، جایگاه این پزشکان را دچار نوسان می‌کرد. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که پزشکان، با بهره‌مندی از دانش پزشکی، چنان در خلفا اثر داشتند که به‌عنوان یکی از بازیگران اصلی عرصه‌ی سیاست مطرح می‌شدند؛ به‌گونه‌ای‌که در عزل و نصب خلفا، مسمومیت و قتل آنان نقشی بسزا داشتند و می‌توانستند با فروگذاشتن مداوای آنان، زمینه را برای به ‌قدرت‌ رسیدن فرد مطبوع خود فراهم کنند؛ همچنین، با تنزل جایگاه، زندانی و گاه، تبعید می‌شدند و یا حتی به قتل می‌رسیدند.

سجاد نعمتی، داریوش رخ‌افروز، نسرین الهی، محمدحسین حقیقی‌زاده،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

سنجش عملکرد بالینی دانشجویان پرستاری، به‌عنوان منبعی برای تعیین نیازهای آموزشی و تصمیم‌گیری برای ایجاد تحول در محیط‌های آموزشی و ارتقاء کیفیت آموزش، امری ضروری است. این مطالعه با هدف ارزشیابی رفتار حرفه‌ای دانشجویان پرستاری در محیط بالینی، با ابزار ارزشیابی حرفه‌ای در مقیاس کوچک (P-MEX) انجام شد. این مطالعه‌ی توصیفی‌تحلیلی ‌مقطعی با مشارکت 86 نفر از کارورزهای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اهواز در سال 1398 صورت گرفت. ابزار جمع‌آوری اطلاعات، پرسش‌نامه‌ی اطلاعات دموگرافیک و فرم ارزشیابی P-MEX کروز بود. روایی و پایایی این ابزار از طریق سنجش بین مشاهده‌گران انجام و با ضریب آلفای کرونباخ 76% تعیین شد. برای تحلیل داده‌ها از SPSS نسخه‌ی 20 و آزمون‌های آماری توصیفی، تی‌تست مستقل، آنالیز واریانس و آزمون‌های تعقیبی Post Hoc استفاده گردید. در مجموع مهارت‌های حرفه‌ای، اکثر شرکت‌کنندگان در مرحله‌ی اول 51.2% در سطح متوسط و قابل انتظار و 48.8% بالاتر از حد انتظار و در مرحله‌ی دوم اکثراً 84.9% در سطح متوسط و در حد انتظار و 15.1% بالاتر از حد انتظار قرار گرفتند. در این پژوهش بر اساس نمرات ارزشیابی در طی دو مرحله، گرچه میانگین کل نمرات مهارت‌های بالینی اکثر دانشجویان در محدوده‌ی در حد انتظار از مقیاس لیکرت چهار درجه‌ای قرار گرفت؛ اما نمره‌ی مهارت‌ها در بخش‌های ویژه پایین‌تر بود؛ لذا به منظور ارتقاء همه‌جانبه‌ی مهارت‌های حرفه‌ای، تدوین برنامه‌ریزی‌ها و روش‌های آموزشی مناسب در حیطه‌ی رفتارهای حرفه‌ای الزامی است.

خدیجه محمدی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

یکی از موضوعات اساسی در بیمارستان‌ها، بررسی میزان کارایی و اثربخشی است. به این منظور، شاخص‌هایی متعدد ارائه شده است که به شاخص‌های عملکردی، معروف‌اند. اگر عملکرد بیمارستان‌ها، از لحاظ رعایت حقوق بیمار، به مشخصات دموگرافیک او وابسته باشد، نادیده‌گرفتن اثر شاخص‌های بیمارستانی، به‌عنوان عامل مؤثر سطح بالاتر بر میزان رعایت حقوق بیمار، ممکن است موجب نتیجه‌گیری‌هایی نادرست درباره‌ی این روابط شود. در چنین مواردی که داده‌های مورد مطالعه، به‌طور ذاتی، چندسطحی است، استفاده از مدل‌های آماری چندسطحی برای بررسی این نوع داده‌ها، مفید خواهد بود. نمونه‌ها، در طی سال 1394، از هشت بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران، به‌صورت خوشه‌ای دومرحله‌ای، جمع‌آوری شده‌اند. اطلاعات مربوط به میزان رعایت حقوق بیمار و اطلاعات دموگرافیک، از طریق پرسش‌نامه، از 375 بیمار جمع‌آوری گردید. میزان رعایت حقوق بیمار، توسط روش آماری چندمتغیره‌ی تحلیل عاملی، اندازه‌گیری شد. برای بررسی رابطه‌ی بین رعایت حقوق بیمار با برخی اطلاعات دموگرافیک، از مدل‌های رگرسیون خطی دوسطحی استفاده شد که سطح اول آن را عوامل دموگرافیک بیمار و سطح دوم را عوامل بیمارستانی تشکیل می‌دهند. میزان رعایت حقوق بیمار در بیمارستان‌ها، در سطح متوسط، رعایت شده بود. حدود شانزده درصد از واریانس متغیر وابسته‌ی میزان رعایت حقوق بیمار که مقداری زیاد است، به دلیل تغییرات در سطح بیمارستان است و بقیه‌‌ی تغییرات، در سطح فردی است؛ همچنین، متغیرهای درصد اشغال تخت، درصد شکایت و درصد فرار از بیمارستان، در سطح بیمارستان، آثاری شایسته‌ی توجه بر میزان رعایت حقوق بیماران دارند.

سعیده خجسته،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

هدف از مقاله‌‌ی حاضر، بررسی نقش اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها، در اعتلای تربیت اخلاقی در دانشگاه‌هاست؛ همچنین، در این مقاله، سعی شده است ابعاد تربیت اخلاقی (بعد عاطفی و شناختی و رفتاری)، در قالب راهکارهای عملی، به اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها ارائه شود. برای این کار، از همه‌ی منابع موجود داخلی و خارجی، ازجمله کتب و مقالات مرتبط و به‌روز، استفاده شده است. روش جمع‌آوری داده‌ها، کتابخانه‌ای بوده است. یافته‌های این تحقیق، نشان‌دهنده‌ی این مهم است که وظیفه‌ی اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها، این است که ضمن تحکیم اعتقادات دینی دانشجویان، در ارتقای تربیت اخلاقی آن‌ها نیز، کوشش کنند؛ رشد ابعاد عاطفی و شناختی و رفتاری، موجب اعتلای تربیت اخلاقی در اعضای هیئت علمی و دانشجویان می‌شود و آن‌ها می‌توانند با روش‌هایی مانند رسیدن به آرامش قلبی و طمأنینه، تقویت انگیزه در خود، طرح شوخی‌های مناسب در کلاس و حفظ روحیه‌ی شوخ‌طبعی، دوری از کمال‌گرایی افراطی و غرور و داشتن اخلاق نیکو در کلاس، برای تربیت و رشد بعد عاطفی تلاش کنند. بعد شناختی تربیت اخلاقی، به تدریس اثربخش و مؤلفه‌های مرتبط با آن می‌پردازد که قدرت بیان و وضوح گفتار مدرس، مدیریت بهینه‌ی کلاس و تعامل مؤثر و سازنده با دانشجویان، شیوه‌هایی هستند که به‌عنوان راهکار عملی، ارائه شدند. در بعد رفتاری، توجه به حریت اخلاقی، تاب‌آوری، گشودگی اخلاقی و پرورش روحیه‌ی نقدپذیری، از مهم‌ترین راهکارهای رشد محسوب می‌شوند.

فرهاد خرمائی، خاتون محمودنژاد،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

بی‌صداقتی تحصیلی یکی از چالش‌های مهم مراکز آموزشی است. در پژوهش حاضر، نقش واسطه‌ای عدم ‌درگیری اخلاقی در رابطه‌ی بین منش‌های اخلاقی با بی‌صداقتی تحصیلی بررسی شد. پژوهش حاضر از نوع هم‌بستگی است. جامعه‌ی آماری شامل همه‌ی دانشجویان دانشگاه شیراز بود؛ شرکت‌کنندگان پژوهش شامل 246 دانشجو، به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس‌های عدم ‌درگیری اخلاقی، رفتار غیرمولد تحصیلی و پرسش‌نامه‌ی منش‌های اخلاقی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌های پژوهش، از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری با نرم‌افزار AMOS استفاده شد. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد منش‌های مثبت اخلاقی، به‌صورت مستقیم با بی‌صداقتی تحصیلی رابطه دارد؛ همچنین منش‌های منفی اخلاقی، هم به‌صورت مستقیم و هم با واسطه‌گری عدم ‌درگیری اخلاقی، با بی‌صداقتی تحصیلی رابطه‌ی معنادار دارد. عدم ‌درگیری اخلاقی نیز، به‌صورت مستقیم، پیش‌بینی‌کننده‌ی بی‌صداقتی تحصیلی در دانشجویان بود. با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت منش‌های مثبت اخلاقی، به‌صورت مستقیم و منش‌های منفی اخلاقی، به‌تنهایی یا با واسطه‌ی عدم‌ درگیری اخلاقی، بی‌صداقتی تحصیلی را پیش‌بینی می‌کنند. عدم ‌درگیری اخلاقی نیز، پیش‌بینی‌کننده‌ی بی‌صداقتی تحصیلی دانشجویان بود.

هادی جلیلوند، مجتبی عبدی، متینه پوررحیمی، علیرضا جلیلوند، درسا تنهارو، نگین والی، حامد عباسی جوشتی، یعقوب حسان، سمیه نوروزی، محدثه علیزاده، سحر آقایی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

انسان، در دوران سلامت و بیماری، دارای حقوقی است. پژوهش حاضر، در سال ۱۳۹۶، با هدف بررسی میزان آگاهی دانشجویان پرستاری و مامایی از حقوق بیمار، در بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران، انجام شد. این مطالعه به روش مقطعی‌توصیفی، با شیوه‌ی نمونه‌گیری در دسترس، صورت گرفت. اطلاعات، با کمک پرسش‌نامه‌ای سه‌‌قسمتی و پژوهشگرساخت، جمع‌آوری شد که شامل اطلاعات دموگرافیک، پرسش‌نامه‌ی آگاهی از منشور حقوق بیمار و راهکارهای مقابله با خلأ اطلاعاتی دانشجویان از حقوق بیمار، می‌شد. از آزمون من‌ویتنی و اسپیرمن برای تحلیل داده‌ها استفاده گردید. 1219 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی، در این پژوهش شرکت کردند. متوسط نمره‌ی آگاهی دانشجویان از منشور حقوق بیمار، ۴۵/۴ ±۵۴/۱۳ از ۲۹ بود. 1007 نفر (61/82 درصد)، آموزش دریافت‌شده در زمینه‌ی حقوق بیمار را مؤثر نمی‌دانستند. بین نمره‌ی آگاهی از حقوق بیمار با کسب اطلاع از حقوق او قبل از کارآموزی و کارورزی (0.461=r) و کسب اطلاع ازطریق استاد (0.512=r) هم‌بستگی مستقیم و با خودآموزی (0.151 - =r) و سایر روش‌های کسب اطلاعات (0.067 - = r) هم‌بستگی معکوس وجود داشت. با توجه به اینکه بیشتر دانشجویان، محتوای آموزشی دریافت‌شده در زمینه‌ی حقوق بیمار را مؤثر نمی‌دانستند، می‌توان چنین نتیجه گرفت که این روش‌ها کارآمد نبوده و نتوانسته‌اند اطلاعات درست را انتقال دهند؛ بنابراین، پیشنهاد می‌شود در برنامه‌ی آموزشی حقوق بیمار برای دانشجویان پرستاران و مامایی، تجدیدنظر شود.

صدیقه محمداسماعیل، مصطفی پهلوان زاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر راهبردهای دانش بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی صورت پذیرفت. این پژوهش، پیمایشی‌تحلیلی، از نوع هم‌بستگی و از لحاظ هدف، کاربردی است. حجم نمونه‌ی آماری 196 نفر است. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از معادلات ساختاری، از طریق نرم‌افزارSmartPLS ، نسخه‌ی ۳، صورت گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان داد که راهبردهای دانش بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرم‌افزار، آماره‌ی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 8/475 به دست آمده است که از مقدار بحرانی قدر مطلق 1/96 بزرگ‌تر است. راهبردهای نظام‌‌محور بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرم‌افزار، آماره‌ی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 7/729 به دست آمده است. راهبردهای انسان‌محور بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرم‌افزار، آماره‌ی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 9/075 به دست آمده است. در نظام سلامت، به‌عنوان سازمانی دانش‌محور، مدیران باید برای پیاده‌سازی نظام ارزیابی عملکرد دانشی مطلوب، برنامه‌ریزی کنند. از طرفی، رهبران اخلاقی، ازطریق برقراری ارتباط دوسویه با کارکنان، ایجاد انگیزه در آنان و قراردادن پاداش‌ها و تنبیه‌هایی برای انجام وظایف و فعالیت‌های سازمانی، از ظرفیت‌ها و توانایی‌های بالقوه‌ی موجود در کارکنان برای رسیدن به اهداف سازمانی استفاده می‌کنند و از این طریق، موجب کاربرد دانش در میان آنان می‌شوند.

معصومه برخورداری‌شریف‌آباد، سیده زهرا کاکا تفتی، پرنیا باستانی، فریده محمودی هاشمی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی برای ارائه مراقبت های اخلاقی موثر ، نیاز به حساسیت اخلاقی دارند. از آنجاییکه معنویت بخش جدایی ناپذیر از اخلاق است و هوش معنوی زیربنای باورهای فرد است که بر عملکرد وی تأثیر می گذارد، این مطالعه با هدف تعیین نقش هوش معنوی در میزان حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. این پژوهش، یک پژوهش توصیفی مقطعی می باشد که در سال 1400 انجام شد. جامعه هدف را دانشجویان پرستاری شاغل به تحصیل در نیمسال اول 1401-1400 در شهر یزد بودند که 153 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه های هوش معنوی کینگ، حساسیت اخلاقی لوتزن استفاده شد. روایی و پایایی ابزار ها در تحقیقات پیشین تعیین شده است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار، توزیع فراوانی) و استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون) توسط نرم افزار SPSS نسخه 16 تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین حساسیت اخلاقی (46/10±24/64) و میانگین هوش معنوی دانشجویان پرستاری (13/34±90/53) و در حد متوسط قرار داشت. ارتباط آماری معناداری بین هوش معنوی و حساسیت اخلاقی مشاهده نشد (245/0 = P). لذا نیاز است برای درک بهتر و عمیقتر، مطالعاتی جهت بررسی عوامل میانجی که ممکن است بر این متغیرها تأثیرگذار باشد، انجام شود

لیلا رازقیان جهرمی، صفورا صادقی مزیدی، علی فرهنگ دوست،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

افزایش ابتلا به بیماری‌های مزمن و صعب العلاج و کمبود امکانات جهت رسیدگی به بیماران موجب مطرح شدن بحث اولویت بندی در تخصیص امکانات و انتخاب بیماران در استفاده از امکانات و انتخاب بین مرگ و زندگی می‌شود. بحث خاتمه حیات و قطع درمان از جمله چالش‌های حوزه پزشکی و اخلاق می باشد. در سال‌های اخیر درخواست اتانازی افزایش یافته است و پزشکان آینده قطعا با این موضوع رو به رو خواهند شد. این مطالعه مقطعی بر روی 200 تن از دانشجویان و دستیاران پزشکی در سال 1400 انجام شد. تمامی شرکت‌کنندگان پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، افسردگی بک و نگرش به اتانازی را با رضایت خود تکمیل کردند . در مطالعه حاضر67/5 % شرکت کنندگان با اتانازی موافق بودند. نگرش مثبت به اتانازی در مردان بیشتر از زنان بود (0.22 = P)  و در افراد مجرد بیشتر از متاهلین بود (0.045 = P) . با افزایش اعتقادات مذهبی در افراد میانگین نمره نگرش به اتانازی در آن ها کاهش میافت و مخالفت با آن بیشتر می شد (0/001 نگرش مثبت به اتانازی با افسردگی و شدت آن مرتبط بود این مقاله حاصل پایان نامه دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز است. در طول فرایند پژوهش اصول اخلاقی در پژوهش‌های دارای آزمودنی انسانی در براساس راهنمای جمهوری اسلامی ایران ، از جمله اخذ رضایت آگاهانه جهت شرکت در پژوهش رعایت شد. افسردگی و شدت آن با تمایل بیشتر پزشکان برای اتانازی ارتباط معنادار دارد. از سوی دیگر هرچه اعتقادات مذهبی قوی‌تر باشد میزان مخالف با اتانازی نیز افزایش می‌یابد. حمایت از اتانازی در مردان و افراد مجرد نیز بیشتر از گروه های دیگر بود.

زهرا خیری، سیده تکتم معصومیان، عطاءاله پورعباسی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

کارآفرینی و تولید ثروت دانش‌بنیان، طی سال‌های گذشته، از موضوعات مهم در نهادهای علمی و اجرایی، ازجمله نهادهای متولی سلامت است. مطالعه‌ی حاضر به طراحی سرفصل‌های توانمندسازی حرفه‌مندان گروه پزشکی برای نقش‌آفرینی مؤثر در اکوسیستم نوآوری و فناوری و دانش‌بنیان پرداخته است. به‌منظور انجام‌دادن این مطالعه از روش دامنه‌پژوهی استفاده شده است. پس از تعیین سؤالات پژوهش، با یک فرایند نظام مند دقیق، طیفی گسترده از ادبیات بررسی و سپس جست‌وجوی گلوله‌ی برفی برای رصد مطالعات مرتبط بیشتر انجام شد. در مرحله‌ی بعد، مرتبط‌ترین اطلاعات، استخراج و داده‌ها بر حسب نیاز، دسته‌بندی و مرتب شدند؛ سپس، خلاصه‌ی نتایج در جداول آمار توصیفی و روایی ارائه گشتند. کدگذاری و تجزیه و تحلیل داده‌ها، به‌صورت زوجی انجام شد. در انتها، حیطه‌ها و سرفصل‌های برنامه‌ی درسی کارآفرینی، استخراج و در قالب فهرستی پیشنهادی تنظیم گردید؛ سپس، از روش گروه خبرگان، به‌منظور توافق بر سرفصل‌های درسی و تدوین اهداف آموزشی در هریک، استفاده شد. در این مطالعه، ۵۲ توانمندی الزامی برای نقش‌آفرینی مؤثر حرفه‌مندان گروه پزشکی در اکوسیستم نوآوری و فناوری و دانش‌بنیان شناسایی شد. این توانمندی‌ها در قالب هفده سرفصل درسی، دسته‌بندی و در نهایت در سه حیطه‌ی انگیزش، دانش و مهارت مرتبط با کارآفرینی و دانش و مهارت مرتبط با کسب ‌و کار، طبقه‌بندی شدند. با توجه به ماهیت کارآفرینی، ارائه‌ی آموزش‌های لازم با هدف ایجاد دیدگاهی جامع به فرصت‌ها و نیازهای موجود در جامعه و همچنین فضای کسب و کارهای دانش‌بنیان از مفاهیمی پایه‌ای است که باید در کنار کارآفرینی و کسب و کار گنجانده شود.

زهرا خیری، ایرج نبی پور، ندا مهرداد، آبتین حیدرزاده، افشین استوار،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 دانشگاه به‌عنوان نهادی دانش‌محور، بعد از دوره‌ی ناپلئون ظهور کرد. در ابتدا، آموزش تنها هدف دانشگاه بود؛ ولی با پیشرفت‌های قرن بیستم، پژوهش نیز به مأموریت‌های دانشگاه اضافه شد. به‌کارگیری فناوری‌های دانش‌بنیان در بخش صنعت، مأموریت سومی را به دانشگاه‌ها اضافه و دانشگاه را وارد عرصه‌هایی نوین کرد. دانشگاه‌های نسل چهارم، با نگاه به چهار عنصر دانشگاه، صنعت، دولت و جامعه‌ی مدنی دیدگاهی جامع‌تر را ارائه کردند؛ ازاین‌رو، در نسل بعدی (نسل پنجم)، علاوه بر این عناصر، محیط زیست نیز مدنظر قرار می‌گیرد. مستند حاضر، به بررسی شرایط مطلوب و الزامات مورد نیاز برای حرکت به سمت دانشگاه‌های نسل نوین (شامل دانشگاه‌های نسل سوم تا پنجم) پرداخته است. این مطالعه، مطالعه‌ای مروری است که در آن ۱۸۷ مستند علمی از پایگاه‌های داده‌ی داخلی و خارجی، استخراج و پس از طی مراحل غربالگری، ۵۶ مستند برای انجام‌دادن مطالعه انتخاب شدند. در نهایت، با روش تحلیل محتوا، گزاره‌های مرتبط با هدف مطالعه، استخراج و دسته‌بندی گشتند. در این مطالعه، هفده مؤلفه‌ی شرایط مطلوب برای حرکت به سمت دانشگاه‌های نسل نوین استخراج شد؛ همچنین، ۴۱ نمونه از الزامات دستیابی به این شرایط نیز استخراج و در ذیل هریک درج گردید. دانشگاه‌های نسل نوین، به‌عنوان دانشگاه‌های بدون مرز و پاسخ‌گو شناخته می‌شوند؛ لذا ارتباط و تبادل دانش و سرمایه و ارزش، با تمامی نهادهای خارج از دانشگاه در سطح محلی و ملی و بین‌المللی و همچنین پاسخ‌گویی به نیازهای ایجادشده در این سطوح، اصول اساسی دانشگاه‌های نسل نوین هستند. با توجه به ساختار ویژه‌ی نظام سلامت کشور و زیرساخت‌هایی که برای ارتباط با جامعه در این ساختار فراهم شده است، در صورت مهیا‌شدن سایر الزامات، این ساختار می‌تواند تسهیل‌کننده‌ی حرکت به سمت دانشگاه‌های علوم پزشکی نسل نوین باشد

محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 به‌منظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاه‌ها، به‌عنوان ترویج‌کنندگان دانش سلامت، آموزش‌دهنده‌ی مهارت‌های بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته می‌شوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزه‌ی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونه‌گیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاه‌های علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکت‌کننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقه‌ی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل داده‌هـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، داده‌ها در پنج طبقه‌ی اصلی و پانزده زیرطبقه دسته‌بندی شد. زیرساخت‌سازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگ‌سازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه می‌توانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را به‌سوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغله‌های روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیت‌ها را به مسئولان خاطرنشان ساخت

محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمان‌های آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارت‌ها و عواقب ناگوار و جبران‌ناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقش‌های فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از  روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و داده‌های حاصل از مقالات علمی‌ معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است.  یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوه‌های معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوه‌های علمی مناسب طراحی و تحقق  آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد

سمیره عابدینی، الهام ایمانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 آموزش بالینی بخشی مهم از برنامه‌ی درسی دانشجویان علوم پزشکی است و دانشجویان در طول این دوره، با چالش‌های اخلاقی متعدد مواجه می‌شوند. ازآنجاکه اخلاق، عاملی مهمی در ارائه‌ی صحیح خدمات سلامت به مددجویان محسوب می‌شود، این مطالعه با هدف تبیین چالش‌های اخلاقی کارآموزی، از نظر دانشجویان علوم پزشکی طراحی شد. این مطالعه‌ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. نمونه‌گیری هدفمند بود و داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ی عمیق، چهره به چهره و نیمه‌ساختاریافته‌ی فردی جمع‌آوری شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، با روش تحلیل محتوای کیفی، با رویکرد استقرایی، مطابق روش الو و کینگاز (2008) انجام شد. در این مطالعه، پس از انجام‌دادن مصاحبه با چهل نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان، اطلاعات به اشباع رسید. میانگین سنی مشارکت‌کنندگان در پژوهش 22/1±67/22 سال بود. پس از تحلیل متن مصاحبه‌ها، در نهایت دو مضمون و هفت طبقه حاصل شد. مضامین حاصل، تحت عناوین چالش‌های اخلاقی در محیط بالین و چالش‌های اخلاقی در متصدیان آموزش بالینی نام‌گذاری شدند. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده از مصاحبه‌های دانشجویان مختلف ضرورت دارد، معاونان آموزشی و استادان دانشگاه به چالش‌های اخلاقی در محیط بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها توجهی خاص مبذول داشته و اقدامات لازم را در زمینه‌ی آشناسازی دانشجویان با مسائل اخلاقی، چگونگی مواجهه با این مسائل و نحوه‌ی تصمیم‌گیری در موقعیت‌های اخلاقی در نظر داشته باشند.

خدیجه نصیریانی، نجمه زمانی، عهدیه بحری، سیده الهام فضل جو،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 با توجه به اهمیت فراگیری هوش­ اخلاقی در دانشجویان­ پرستاری بعنوان آینده­ سازان این رشته و همچنین با توجه به کاربردی بودن آموزش­ مجازی در تمام رشته­ها به ویژه علوم­ پزشکی؛ برآن شدیم تا مطالعه­ای با هدف تعیین اثربخشی آموزش­ مجازی ­اصول ­اخلاقی به شیوه روایتگری بر هوش­ اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام دهیم. پژوهش حاضر از نوع نیمه ­تجربی بوده که 40 دانشجوی­ پرستاری به روش در ­دسترس وارد مطالعه شدند. قبل از اجرای مداخله، بلافاصله بعد، و دوماه بعد از مداخله شرکت کنندگان پرسشنامه­ هوش ­اخلاقی لینک و کیل (2005) را کامل نمودند. جلسات آموزش­ مجازی در 16 جلسه­ آموزشی برگزار شد. داده­ها با نرم افزار SPSS  نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل  قرار ­گرفتند. یافته ­ها نشان داد در مطالعه ­حاضر 40 دانشجوی­ پرستاری با دامنه­ سنی 18-23 سال شرکت کردند. مقایسه میانگین نمره کلی هوش ­اخلاقی قبل از مداخله (17/81±155/45، بلافاصله بعد از مداخله 17/89±161/50 و دوماه بعد از مداخله 15/41±162/97 نشان دهنده­ی افزایش این نمره در طول مطالعه است و این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود(P=0/02). براساس نتایج  میانگین ­نمره کلی هوش ­اخلاقی در دانشجویان بلافاصله و دو ماه بعد از مداخله افزایش یافته است. هوش اخلاقی مطلوب می­تواند چشم­انداز مناسبی را از موفقیت و پیشرفت افراد ترسیم نماید. بنظر می رسد لازم است مدیران دانشگاه­ها به طور مستمر در کنار آموزش ­بالینی، به آموزش­اخلاق، به ویژه با روش­های­ نوین، توجه ویژه داشته ­باشند.


صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb