جستجو در مقالات منتشر شده


74 نتیجه برای دانش

علی حسن رحمانی، الهه بنفشه، عاطفه کامرانی، اعظم مریدی، زهره یگانه،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

وجود نیروی کار حرفه‌ای و آموزش‌دیده‌ی مامایی، برای مراقبت باکیفیت از مادر و نوزاد بسیار حیاتی است. عملکرد صحیح ماماها، نیازمند آگاهی و دانش آن‌ها از قوانین و مقررات حرفه‌ای است. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی سطح آگاهی و دانش ماماها از قوانین و مقررات حرفه‌ای در ایران انجام شد. در این مطالعه، برای یافتن مقالات مرتبط، پایگاه‌های اطلاعاتی کوکران، امبیس، پابمد، اسکوپوس، مگیران، ایرانداک و مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی بر اساس دستورالعمل پیکو و با استفاده از کلمات کلیدی مناسب تا تاریخ 7سپتامبر2023 (۱۶شهریور۱۴۰۲) به‌صورت نظام‌مند، مرور و بررسی شدند. ارزیابی کیفیت مقالات با استفاده از فهرست مؤسسه‌ی «جوآنا بریگز» (JBI) انجام شد. در این مطالعه‌ی نظام‌مند، چهارده مقاله‌ی‌ مقطعی با تعداد 2161 مشارکت‌کننده وارد شدند. نتایج نشان داد، در ایران، سطح آگاهی و دانش ماماها درباره‌ی قانون و مقررات حرفه‌ای رضایت‌بخش نیست و به توجه بیشتر نیاز دارد. نتایج این مطالعه می‌تواند در تدوین برنامه‌های آموزشی قوانین و مقررات حرفه‌ای مامایی که برای افزایش کیفیت مراقبت از مادر و نوزاد ضروری است، به کار گرفته شود.

آرمان لطیفی، سید صادق حسینی، سارا رحیمی، وحید رحمانی، دکتر عاطفه اسفندیاری، هدایت سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

تعهد حرفه‌ای، مجموعه‌ای از نگرش‌ها، ارزش‌ها، رفتارها و روابطی است که به‌عنوان پایه و اساس قرارداد یک متخصص سلامت با جامعه عمل می‌کند. مطالعه‌ی حاضر، با هدف تعیین نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به تعهد حرفه‌ای، در سال 1401 انجام شد. جامعه‌ی پژوهش این مطالعه‌ی توصیفی، شامل 254 نفر از دانشجویان سه سال آخر دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بود که با سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسش‌نامه‌ی استاندارد نگرش به تعهد حرفه‌ای پزشکان بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 25 تجزیه و تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی و آزمون من ویتنی استفاده شد. میانگین و انحراف معیار سن دانشجویان شرکت‌کننده در مطالعه برابر با 25/2±69/24 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمره‌ی نگرش به تعهد حرفه‌ای در دانشجویان شرکت‌کننده در پژوهش برابر با 72/12±12/67 از 100 به دست آمد. بین متغیرهای سن و ترم تحصیلی و سابقه‌ی شرکت در دوره‌های آموزشی مرتبط با اخلاق حرفه‌ای با میانگین نمره‌ی نگرش، ارتباط آماری معنی‌دار وجود داشت (01/0P=)؛ اما بین جنسیت و نمره‌ی نگرش به تعهد حرفه‌ای ارتباط معنادار آماری وجود نداشت (05/0P>). مراکز آموزشی و استادان آن، به‌عنوان اثرگذارترین نیروها بر شکل‌دهی اخلاق دانشجویان، باید برنامه‌ی آموزشی را بر اساس آموزش و الگوسازی در زمینه‌ی حرفه‌ای‌گری پزشکی، با درنظرگرفتن نیازهای حرفه‌ای، بازنگری و به‌خوبی اجرا کنند.

هما صادقی اول شهر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

آموزش مؤثر پزشکی، مستلزم پرورش حرفه‌ای‌گرایی، استدلال اخلاقی، مهارت‌های ارتباطی و همدلی است. روش‌های سنتی، اغلب نمی‌توانند به اندازه‌ی کافی به این موضوع بپردازند؛ ازاین‌رو، به رویکردهای ساختارمندتر برای توسعه‌ی حرفه‌ای نیاز است. یادگیری مبتنی بر بازاندیشی، با تأکید بر خودتحلیلی و تفکر نقاد، راهبردی امیدوارکننده را ارائه می‌دهد. این مطالعه از نوع مروری است و برای جمع‌آوری اطلاعات، شواهد مرتبط با واژگان کلیدی آموزش، بازاندیشی، حرفه‌ای‌گرایی، رفتار حرفه‌ای و دانشجویان پزشکی، در فاصله‌ی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، در پایگاه‌های اطلاعاتی  Web of Science, PubMed, Scopusو Google Scolar جست‌وجو و در نهایت، هجده مقاله‌ی مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ نوع، تمرکز و پیامدهای مفهومی، رویکردهای مختلف به بازاندیشی در آموزش حرفه‌گرایی، تحلیل و طبقه‌بندی شدند. متون بررسی‌شده، با ترسیم رویکردی چندوجهی به بازاندیشی در آموزش پزشکی، بر اهمیت ادغام بازاندیشی در محیط یادگیری بالینی و برنامه‌ی درسی تأکید می‌کنند. به‌طور خلاصه، این رویکردها عبارت‌اند از: بازاندیشی متنی، پیوند بازاندیشیها به تجربیات بالینی خاص، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته مانند چرخه‌ی گیبس برای هدایت بازاندیشی، بحثهای تسهیلشده و بازخورد همتایان از طریق ایجاد محیطهایی برای یادگیری مشترک، نقد همتایان و راهنمایی و ادغام بازاندیشی در برنامه‌ی درسی، بهنحویکه آن را بهعنوان جنبهای مداوم و ارزیابیشده از یادگیری تبدیل کند. یافته‌ها حاکی از آن است که رویکرد آموزشی مبتنی بر کاربرد عملی و یادگیری تجربی، با فرصت‌هایی برای تعامل با همسالان و بازاندیشی ساختاریافته و ادغام بازاندیشی در برنامه‌ی درسی، به بهبود درک دانشجویان از رفتار حرفه‌ای منجر می‌شود. بهبود مهارت‌های ارتباطی، استدلال اخلاقی، همدلی و خودآگاهی از نتایج پیش‌بینی‌شده است که در نهایت، به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و قوی‌ترشدن نیروی کار پزشکی منتج می‌شود. روش توصیف‌شده، برای یادگیری مبتنی بر بازاندیشی در آموزش پزشکی، راهبردی جامع برای توسعه‌ی رفتار حرفه‌ای ارائه می‌دهد. این رویکرد از گنجاندن فعال بازاندیشی در فعالیت‌های یادگیری بالینی، استفاده از چهارچوب‌های ساختاریافته و ارائه‌ی فرصت‌هایی برای پشتیبانی همتایان و استادان حمایت می‌کند. در آینده،‌ برای ارزیابی دقیق تأثیر این راهکار‌های ترکیبی بر رشد حرفه‌ای دانشجویان پزشکی، بررسی پیوندهای بین فعالیت‌های بازاندیشی خاص و پیشرفت‌های ملموس در مهارت‌ها و رفتارهای بالینی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.

پوریا صمدزاده شهری، رضا محمدپورهدکی، زهرا دلیر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده هستند، باید برای ارائه‌ی مراقبت مناسب و حرفه‌ای، در کنار شایستگی‌های بالینی، شایستگی‌های اخلاقی هم داشته باشند. حساسیت اخلاقی، معیاری ضروری برای صلاحیت حرفه‌ای پرستاران است که آن‌ها موقعیت‌های اخلاقی را به‌عنوان حامیان بیمار با حساسیت درک کنند؛ لذا، برای ارائه‌ی مراقبت باکیفیت باید حساسیت اخلاقی از ابتدای آموزش پرستاری مدِّنظر قرار گیرد. این مطالعه، با هدف بررسی ویژگی‌ها و تأثیر مداخلات آموزشی در بهبود حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام شد. در این مرور نظام‌مند، مقالات منتشرشده، با استفاده از واژگان کلیدی فارسی و انگلیسی در پایگاه‌های اطلاعاتی بین‌المللی شامل PubMed و Web of Science و Scopus، همچنین پایگاه‌های فارسی‌زبانِ SID و Magiran از ابتدا تا اکتبر۲۰۲۴ بازیابی شدند. اخلاق، حساسیت اخلاقی، دانشجویان پرستاری، Moral Sensitivity،Ethical Sensitivity ،Nursing Students  از کلمات کلیدی جست‌وجو بودند. در جست‌وجوی اولیه، در مجموع ۲۳۲۱ مقاله یافت شد. مراجع برای هر مطالعه، به‌صورت دستی نیز بررسی شد. با توجه به معیارهای ورود، مطالعات تجربی و نیمه‌تجربی منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی که بر مداخلات مؤثر در بهبود حساسیت اخلاقی دانشجویان کارشناسی پرستاری تمرکز داشتند، مطالعه و تحلیل شدند. در نهایت، شش مقاله به‌طور کامل مطالعه و داده‌های مربوطه استخراج شدند. دو محقق، به‌طور مستقل، استخراج داده‌ها و ارزیابی کیفیت را بر اساس چک‌لیست مؤسسه‌ی جوانا بریگز (JBI) انجام دادند. در مجموع، ۱۹۰ دانشجوی پرستاری در شش مطالعه‌ی منتخب وارد این مطالعه شدند که ۶۰درصد از آنان در گروه مداخله بودند. شش مداخله‌ی آموزشی، شامل دو مطالعه‌ی کارگاه اخلاق پرستاری و کارگاه اخلاق پرستاری با استفاده از سمینار، برنامه‌ی آموزشی انگیزشی اخلاقی، کارگاه اخلاق روایت مجازی و یادگیری بر اساس مشکل بود؛ اما کارگاه آموزشی اخلاق پرستاری با استفاده از سمینار، در مدیریت حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری مؤثر نبود. شواهد نشان‌دهنده‌ی اثرات مثبت مداخلات آموزشی بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری، اندک اما دلگرم‌کننده بود. این مرور، مطالعاتی متفاوت را در آموزش اخلاق و ایجاد حساسیت اخلاقی شناسایی کرد. یافته‌ها می‌توانند برای توسعه‌ی آمادگی و قابلیت‌های دانشجویان در تشخیص و همچنین واکنش مناسب به موقعیت‌های کاری مشکل‌ساز اخلاقی، به کار گرفته شوند؛ بااین‌حال، نیاز به مطالعات بیشتر برای تأیید اثربخشی این مداخلات بر حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری وجود دارد.

سپیده قویدل، ساجده قاآنی، سیده قدسیه بحرینی طوسی، محدثه محسن پور،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

دیسترس اخلاقی، یکی از موضوعات شایع مطرح‌شده در زمینه‌ی اخلاق پزشکی است و به حالتی اطلاق می‌شود که فرد در آن، علی‌رغم داشتن آگاهی و توانایی برای عملکرد اخلاقی، متأثر از وضعیت موجود، از انجام‌دادن عمل صحیح اخلاقی ناتوان است. شجاعت اخلاقی نیز، فضیلتی ضروری برای عملکرد باوجدان همه‌ی ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، به‌ویژه پرستاران و دانشجویان پرستاری است و به نحوه‌ی انجام‌دادن مراقبت پرستاری کمک می‌کند؛ ازاین‌رو، برخورداری چشمگیر از این فضیلت، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا در عصر حاضر، با افزایش آگاهی مددجویان، تغییر در نیازهای سلامتی افراد، عدالت اجتماعی و دسترسی به خدمات سلامتی، دیسترس اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری در سازمان‌های ارائه‌دهنده‌ی خدمات افزایش یافته است؛ لذا، این پژوهش توصیفی‌مقطعی، با هدف ارتباط بین شجاعت اخلاقی و دیسترس اخلاقی پرستاران، در سال 1403 در مشهد انجام شد. جامعه‌ی آماری این مطالعه، چهل نفر از دانشجویان دختر و پسرِ ترم سوم پرستاری دانشگاه علوم پزشکی مشهد بودند. داده‌ها با استفاده از دو پرسش‌نامه‌ی دیسترس اخلاقی Corley و شجاعت اخلاقیSekerka  و همکاران جمع‌آوری و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 25 و با آزمون‌های آمار توصیفی و هم‌بستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد، بیشتر دانشجویان (2/51درصد) زن و 6/36درصد از آنان، مرد بودند. میانگین سن دانشجویان شرکت‌کننده در پژوهش 14/21 بود. 6/75درصد از شرکت‌کنندگان، مجرد و 9/4درصد از آنان متأهل بودند (0/055 - = r ,  0/05 میانگین نمره‌ی دیسترس اخلاقی 10/81 ± 75/34 دامنه‌ی ۱۲ تا ۱۶) و میانگین نمرات شجاعت اخلاقی 9/33 ± 85  (دامنه‌ی ۶۰ تا ۱۰۳) بوده است. ازآنجاکه بین دیسترس اخلاقی و شجاعت اخلاقی ارتباط غیرمعنی‌دار منفی وجود دارد، برگزاری کارگاه‌های انگیزش اخلاقی و برنامه‌های آموزشی، به‌منظور کاهش دیسترس اخلاقی و افزایش شجاعت اخلاقی دانشجویان پرستارانی پیشنهاد می‌شود؛ همچنین، ارتباط غیرمعنی‌دار ممکن است، با حجم نمونه‌ی کم، ارتباط داشته باشد؛ بنابراین توصیه می‌شود پژوهش با تعداد نمونه‌ی بیشتر تکرار شود.

مریم سینا، زهرا کشتکاران، زینت محبی، نعیمه سادات اثماریان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

پرستاران به‌عنوان بزرگ‌ترین گروه ارائه‌دهنده‌ی خدمات بهداشتی، در تیم‌های درمانی و مراقبت از بیماران، نقش حیاتی دارند. دانشجویان پرستاری که پرستاران آینده خواهند بود، به شایستگی‌های بالینی و اخلاقی نیاز دارند تا بتوانند مراقبت‌های حرفه‌ای و مناسبی ارائه دهند. حساسیت اخلاقی، به‌عنوان توانایی درک و تشخیص موقعیت‌های اخلاقی، بسیار اهمیت دارد و ارتباط پرستاران با بیماران را بر پایه‌ی اعتماد و پاسخ‌گویی به نیازهای فردی تقویت می‌کند که در مواجهه با چالش‌های اخلاقی محیط‌های بالینی کمک‌کننده است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری و ارتباط آن با ویژگی‌های جمعیت‌شناختی انجام شد. در این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی، 112 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری شرکت کردند. پرسش‌نامه‌های مشخصات جمعیت‌شناختی و حساسیت اخلاقی لوتزن، ابزارهای استفاده‌شده بودند. داده‌ها پس از جمع‌آوری، از طریق نرم‌افزارSPSS  نسخه‌ی 23 و با استفاده از آزمون‌های آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. حساسیت اخلاقی مشارکت‌کنندگان در حیطه‌ی صداقت در تصمیم‌گیری، با بالاترین میانگین (5/62 ±14/71) و در حیطه دانش حرفه ای، با کمترین میانگین (2/12 ± 3/70) مشاهده شد. میانگین نمره‌ی کلی حساسیت اخلاقی 15/854 ± 59/87 و  در سطح متوسط بود. بررسی ارتباط متغیرهای جمعیت‌شناختی، شامل سن، معدل، جنس، وضعیت تأهل، وضعیت سکونت، ترم در حال تحصیل، وضعیت مالی خانواده و وضعیت تحصیلی والدین نشان داد،  تنها در حیطه‌ی تجربه‌ی مشکلات اخلاقی، حساسیت اخلاقی با وضعیت اقتصادی خانواده‌ی دانشجویان، رابطه‌ی مثبت و معنادار (0.046 >P) داشت. با توجه به یافته‌های حاصل از این مطالعه، طراحی و اجرای برنامه‌های مدون برای ارتقاء سطح حساسیت اخلاقی دانشجویان پرستاری امری ضروری به نظر می‌رسد؛ همچنین، این مطالعه بر توجه به عوامل اجتماعی اثرگذار، ازجمله موقعیت اقتصادی بر کسب تجارب اخلاقی و تقویت حساسیت اخلاقی تأکید می‌کند. 

مینا گائینی، حمید آسایش، احمد پریزاد، زهرا عابدینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

آموزش بالینی، مهم‌ترین و اصلی‌ترین بخش آموزش پرستاری است. افزایش دانش نظری و عملی دانشجویان در بخش روان‌پزشکی برای بهبود نگرش و قبول مراقبت و انجام‌دادن آن، ضرورت دارد. از طرفی پیامد یادگیری در آموزش بالینی، می‌تواند شکل‌گیری و ارتقاء صلاحیت‌های حرفه‌ای ازجمله: ارتباط و اخلاق حرفه‌ای، توسعه‌ی تفکر انتقادی برای قضاوت و تصمیم‌گیری بالینی، ایجاد حساسیت اخلاقی، همکاری تیمی و عملکرد گروهی را به همراه داشته باشد. با توجه به ضرورت مطرح‌ شده، این مطالعه با هدف تبیین تجارب دانشجویان پرستاری مبتنی بر روایت‌نویسی- بازاندیشی در اولین مواجهه با مددجویان روان‌پزشکی انجام شد. این مطالعه‌ی کیفی، در دوره‌ی کارآموزی روان‌پرستاری در دانشکده‌ی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قم در دو نیم‌سال متوالی انجام شد. نمونه‌گیری به‌شکل هدفمند و داده‌ ها از طریق ده مصاحبه‌ی فردی نیمه‌ ساختارمند و دو گروه متمرکز حضوری و مجازی (گروه پنج‌نفره) گردآوری شد. جمع‌آوری داده‌ها تا مرحله‌ی اشباع داده‌ ها ادامه پیدا کرد. تحلیل داده‌ها بر اساس رویکرد تحلیل محتوای کیفی و در بستر نرم‌افزار MAXQDA 20، صورت گرفت.  تجربیات بالینی دانشجویان از اولین دوره‌ی آموزش بالینی روان‌پرستاری، بر اساس روایت‌ نویسی- بازاندیشی یک درون‌مایه‌ی اصلی، مشوقی برای ارتباط اخلاقی و معنوی در پرستاری و چهار درون‌مایه‌ی فرعی تقویت ارتباط همدلانه، تقویت حساسیت اخلاقی، احترام به شأن و کرامت مددجویان و شنیدن صدای احساس مددجویان را دربرداشت. تجارب حاصل از روش بازاندیشی در آموزش بالینی، به‌ویژه در محیط‌های بالینی تخصصی، همچون: بخش روان‌پزشکی و در اولین مواجهه با مددجویان در این بخش‌ها، می‌تواند انعکاسی از نگرش و دیدگاه دانشجویان را در ارتباط با این مددجویان و خانواده‌ی آن‌ها فراهم آورد؛ به‌طوری‌که می‌توان از این تجارب غنی در پرورش و تقویت ارتباط و اخلاق حرفه‌ای دانشجویان گروه علوم پزشکی بهره جست.

سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

نظارت بر پژوهش‌های علمی، به‌ویژه در حوزه‌های پزشکی و سلامت، از یک‌ سو نقشی کلیدی در تضمین رعایت اصول اخلاقی و قانونی در پژوهش و از سوی دیگر، ارتقا و صحت نتایج حاصله دارد؛ نتایجی که مستقیماً با سلامت انسان‌ها مرتبط است. با توجه به افزایش روزافزون طرح‌های دانش‌بنیان و فناورانه و اهمیت اخلاق در پژوهش، کارگروه‌های اخلاق در پژوهش، به‌عنوان نهادهایی مستقل و معتبر، مسئولیت بررسی و نظارت بر این طرح‌ها را بر عهده دارند. این مقاله به بررسی اهمیت، چگونگی و تأثیر این نظارت بر کیفیت و اعتبار پژوهش‌های علمی در حوزه‌ی طرح‌های دانش‌بنیان می‌پردازد. این مطالعه به‌صورت مروری و با جمع‌آوری داده‌ها از دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی موجود در سامانه‌ی کمیته‌ی ملی اخلاق در پژوهش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی انجام شده است؛ همچنین، اطلاعات از طریق بررسی مقالات علمی و پژوهش‌های مرتبط با نظارت کارگروه‌ها بر طرح‌های مصوب از منابع معتبر و به‌روز جمع‌آوری و تحلیل شده‌اند. نتایج این تحقیق نشان داد، نظارت کارگروه‌های اخلاق بر طرح‌های دانش‌بنیان، باید با حساسیت بیشتر به سایر طرح‌ها و بر مبنای توجه به ملاحظات اخلاقی مقبول و تعهدشده در طرح‌نامه صورت گیرد و در این صورت است که به‌طور درخور توجهی، به بهبود کیفیت پژوهش‌ها و کاهش تخلفات اخلاقی کمک خواهد کرد. وجود نظارت کارگروه‌های اخلاق، انگیزه‌ی بیشتری در پژوهشگران برای رعایت اصول اخلاقی در پژوهش‌ها ایجاد می‌کند؛ همچنین، کارگروه‌ها می‌توانند با ارائه‌ی مشاوره و آموزش‌های لازم، به پژوهشگران برای طراحی طرح‌های پژوهشی دانش‌بنیان و باکیفیت کمک کنند. نظارت مؤثر کارگروه‌های اخلاق در پژوهش می‌تواند به ارتقاء کیفیت و اعتبار پژوهش‌های علمی، به‌ویژه در حوزه‌ی فناوری‌های نوین و طرح‌های دانش‌بنیان یاری رساند. این نظارت نه‌تنها به کاهش تخلفات اخلاقی می‌انجامد، بلکه باعث افزایش اعتماد عمومی به نتایج پژوهش‌ها نیز می‌شود. پیشنهاد می‌شود که کارگروه‌های اخلاق به تقویت آموزش‌های اخلاقی و افزایش آگاهی پژوهشگران ادامه دهند؛ همچنین، سازوکارهای نظارتی خود را بهبود بخشند تا بهبود مستمر در این حوزه حاصل شود.

زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین خانی، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

هوش اخلاقی به معنای توانایی ذهنی افراد در درک درست از غلط، داشتن ارزش‌های اخلاقی و پایبندی به آن‌ها در عمل، به‌صورت نشان‌دادن رفتار درست است. صلاحیت بالینی نیز، ترکیبی از اصول اخلاقی و ارزش‌ها و نگرش‌ها و نشان‌دادن آن‌ها در دانش و مهارت عملی است. رعایت معیارهای اخلاقی در عملکرد پرستاری می‌تواند به ارتقاء کیفیت خدمات منجر شود. در جست‌وجوی ما، مروری جامع در این زمینه یافت نشد؛ لذا، این مرور نظام‌مند به‌منظور بررسی ارتباط هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری صورت گرفت. در این مطالعه، جست‌وجویی گسترده با کلیدواژه‌های مرتبط با هوش اخلاقی، صلاحیت بالینی، پرستاران، دانشجویان پرستاری، در پایگاه‌های بین‌المللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جست‌وجوگر Google Scholar و پایگاه‌های ملی Irandoc و  SIDو Magiran صورت گرفت. در جست‌وجوی اولیه، 15 مطالعه به ‌دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری خارج شد. محدودیت زمانی اعمال نشد. پس از حذف نمونه‌های تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، پنج مطالعه تجزیه ‌و ‌تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقه‌بندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات نشان داد، هوش اخلاقی با صلاحیت بالینی، رابطه‌ی مثبت معناداری دارد. این هم‌بستگی در برخی مطالعات بین تمام ابعاد هوش اخلاقی و شایستگی بالینی نمایان شد. در مطالعه‌ای نشان داده شد، میان هوش اخلاقی و صلاحیت بالینی و استدلال اخلاقی هم‌بستگی مثبت معنادار وجود دارد که این روابط از فاکتورهایی مانند سن، سابقه‌ی کاری، وضعیت شغلی‌تحصیلی و مقام فرد اثر پذیرفته‌اند. در مطالعه‌ای دیگر نیز مشخص شد که هوش اخلاقی می‌تواند به بهبود احساس خودکارآمدی بالینی دانشجویان کمک کند. از سویی بیان گردید، معدل و هوش اخلاقی دانشجویان در پیش‌بینی امتیاز شایستگی بالینی، یاری‌رساننده است؛ همچنین اشاره شد که هوش اخلاقی، توانایی پیش‌بینی صلاحیت بالینی پرستاران را دارد. با توجه به یافته‌ها به نظر می‌رسد، توجه به هوش اخلاقی می‌تواند صلاحیت بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری را بهبود ببخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را ارتقا دهد. پیشنهاد می‌شود، مطالعات آینده به طراحی برنامه‌های آموزشی متمرکز بر هوش اخلاقی بپردازند و تأثیر آن را بر شایستگی بالینی پرستاران و دانشجویان پرستاری ارزیابی کنند.

ماندانا آرش، نادر قلی قورچیان، پریوش جعفری، اختر جمالی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

از شاخص‌های مهم میزان موفقیت در حرفه‌ی پرستاری، وجود نیروهای انسانی متعهد به حرفه است؛ ازاین‌رو، یکی از وظایف دانشکده‌های پرستاری، ایجاد توانمندی در پذیرش تعهدات حرفه‌ای در دانشجویان و عمل به آن‌هاست تا فرهنگ تعهد را به‌صورت تکلیف پذیرفته و به‌عنوان ارزشی اجتماعی در بروز رفتارهای حرفه‌ای به کار بندند؛ لذا، این پژوهش با هدف تعیین راهبردهای ارتقاء و توسعه‌ی شاخص‌های فرهنگی‌اجتماعی مؤثر بر تعهد حرفه‌ای در دانشجویان پرستاری انجام شده است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی بود که مشارکت‌کنندگان در بخش کیفی، بیست نفر از صاحب‌نظران حرفه بودند که به روش هدفمند در سال ۱۴۰۰ انتخاب شدند. داده‌ها بر اساس اصل اشباع نظری، از طریق مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و با روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شدند. شش مؤلفه‌ی مشارکت رسانه‌های ارتباطی در ارتقاء فرهنگی و علمی حرفه، توجه به تفاوت‌های فرهنگی بین دانشگاه و مراکز درمانی، ارائه‌ی فرهنگ تعهد در دانشگاه و مراکز بالینی، توجه به همسویی فرهنگ فرد و فرهنگ حرفه، توجه به برخورداری حرفه از حمایت اجتماعی، توجه به اشاعه‌ی فرهنگ کار و تلاش در جامعه  در قالب بیست شاخصِ آگاهی‌بخشی، ایجاد احساس نیاز، دغدغه‌مندکردن جامعه‌ی دانشگاهی، شناخت از دانش پرستار، وجود تعارضات فرهنگی، ایجاد زمینه‌های مناسب آموزش با توجه به اصول فرهنگی، به‌کارگیری استادان متعهد، تبدیل تعهد به فرهنگ، تبدیل تعهد به‌عنوان تکلیف، تلاش برای اشاعه‌ی تعهد در دانشگاه‌ها و مراکز بالینی، نبود تداخل فرهنگی فرد با حرفه، توجه به فرهنگ بومی، ماهیت جنسیتی حرفه، اعتبار اجتماعی حرفه، جایگاه اجتماعی حرفه، حمایت جامعه از حرفه، شناساندن حرفه به جامعه، انعطاف‌پذیری در روابط اجتماعی، ایجاد فرهنگ مشارکت و ایجاد فرهنگ نیاز به تعهد استخراج شدند. ترویج فرهنگ تعهد بین اعضای حرفه با تکیه بر ضرورت آموزش اصول اخلاقی و حرفه‌ای و ارتقاء فرهنگ حرفه از طریق ایجاد حساسیت و دعوت به تفکر در بین دانشجویان می‌تواند با ایجاد زمینه‌های اجتماعی برای تمرین مسئولیت‌پذیری و پاسخ‌گوبودن دانشجویان در قبال وظایف محوله سبب ارتقاء و پایداری تعهد حرفه‌ای شود.

میترا بهرامی، محدثه شایگان جمال، مریم افشاری، امید نجم روشن،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 اخلاق در پژوهش، شاخه‌ای از اخلاق حرفه‌ای است و به آن دسته از اصول اخلاقی که پژوهش را از آغاز تا پایان کار هدایت می‌کنند، می‌پردازد. نادیده‌گرفتن مسائل اخلاقی در پژوهش گاهی بدون تعمد و صرفاً به سبب بی‌اطلاعی از اخلاق حرفه‌ای پژوهشگری صورت می‌پذیرد؛ بنابراین، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین عوامل تسهیل‌گر و بازدارنده بر رعایت اخلاق در تحقیقاتِ دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. این مطالعه‌ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی صورت گرفت. جامعه‌ی هدف، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی همدان بود و ۲۹ دانشجو در مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته شرکت کردند. شرکت‌کنندگان با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش  Diekelmann و همکاران انجام شد. برای اعتبارسنجی داده‌ها، از روش استراوس و کوربین استفاده شد. عوامل مؤثر بر رعایت اخلاق در پژوهش، شامل دو بخش عوامل فردی و شخصیتی (دقیق‌بودن و اخلاق‌مداربودن دانشجو و استادان و داشتن اطلاعات کافی درباره‌ی اخلاق در پژوهش) و عوامل محیطی (اطلاع‌رسانی و آشنایی با روش تحقیق، نحوه‌ی برخورد استادان با دانشجو، محرمانه‌بودن اطلاعات، سخت‌گیری استادان، داشتن چهارچوب مشخص از طرف دانشگاه، رعایت حق دانشجو و وضع قوانین بازدارنده) است. تقویت عوامل تسهیل‌گر و پیشگیری از عوامل بازدارنده در رعایت اخلاق در پژوهش، به تلاش مشترک دانشجویان و استادان و دانشگاه نیاز دارد. دانشجویان باید دقت و آگاهی کافی را در خود توسعه دهند و استادان باید به‌عنوان الگوی اخلاقی عمل کنند. مسئولان در دانشگاه‌ها باید چهارچوب‌های مشخصی برای رعایت اخلاق تدوین و ارائه کنند و همه افراد درگیر در امر پژوهش باید به عملی‌کردن آن پایبند باشند.

رویا ملک زاده، ناهید نیکزاد قادیکلائی، مریم خزایی پول،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

رعایت اصول اخلاقی در دانشگاه‌های علوم پزشکی که در تربیت نسل آینده‌ی متخصصان حوزه‌ی سلامت نقشی مهم دارند، از اهمیتی ویژه‌ برخوردار است. این اصول می‌توانند به‌عنوان راهنمایی برای دستیابی به اهداف آموزشی و بهبود عملکرد در حوزه‌های مختلف دانشگاهی عمل کنند. این مطالعه به‌منظور تبیین مؤلفه‌های اخلاق در آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. پژوهش به روش کیفی، از نوع تحلیل مضمون ترکیبی در سال 1402 انجام گرفت. شرکت‌کنندگان هفده نفر از مدیران آموزشی، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران بودند. مطالعه در سه فاز مرور جامع متون، مصاحبه با خبرگان و تشکیل پانل تخصصی انجام شد. داده‌ها با مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته‌ و به روش هدفمند و سپس گلوله‌ی برفی جمع‌آوری شد و تا اشباع داده‌ها ادامه یافت؛ همچنین، پس از رونویسی مصاحبه‌ها، کدگذاری، طبقه‌بندی و شناسایی مضامین، داده‌ها با روش تحلیل مضمون تجزیه‌ و تحلیل شدند. از تحلیل داده‌ها، ۸ درون‌مایه‌ی اصلی، شامل اخلاق‌مداری، عدالت‌محوری، مسئولیت‌پذیری، وظیفه‌شناسی، احترام به دیگران، رعایت پوشش، پاسخ‌گویی و سلامت معنوی و 55 درون‌مایه‌ی فرعی استخراج شد. توجه به مؤلفه‌های اخلاقی می‌تواند به افزایش شفافیت، ایجاد محیط آموزشی عادلانه، تقویت مسئولیت‌پذیری در اعضای هیئت علمی و دانشجویان و ارتقاء کیفیت یادگیری منجر شود و نقشی مهم در برقراری تعاملات بین استادان ودانشجویان ایفا کند. رعایت مؤلفه‌های اخلاقی در آموزش دانشگاهی، نه‌تنها به درک مفاهیم اخلاقی نیاز دارد، بلکه باید با سازوکارهای مناسب اجرایی همسو شود؛ لذا، برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای افزایش آگاهی اعضای هیئت علمی و دانشجویان و کارکنان، استفاده از شاخص‌های اخلاقی در فرایندهای جذب و ارتقاء اعضای هیئت علمی پیشنهاد می‌شود.


محمدمهدی پژاوند، معصومه برخورداری شریف آباد، خدیجه نصیریانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

شناسایی راهکار مقابله‌ای مؤثر برای دیسترس اخلاقی، به‌عنوان پدیده‌ای مهم و شایع در پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه، ضروری به نظر می‌رسد. مدل دانش تا عمل، با هدف شناسایی روش‌های مؤثر برای پیاده‌سازی شواهد در عمل بالینی است. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله‌ی مبتنی بر مدل دانش تا عمل، بر دیسترس اخلاقی پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه انجام شد. این پژوهش از نوع تجربی بود و پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه‌ی بیمارستان نمازی شهر شیراز، جامعه‌ی آماری آن را تشکیل ‌دادند. تعداد صد پرستار واجد شرایط، به‌شیوه‌ی در دسترس انتخاب شدند؛ سپس، به‌طورتصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای گروه مداخله، مدل دانش تا عمل اجرا شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی دیسترس اخلاقی هامریک، قبل و یک ماه بعد از مداخله، توسط هر دو گروه گردآوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم‌افزار SPSS 19  تحلیل شد. بر اساس یافته‌ها، هر دو گروه، قبل از مداخله، از نظر ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و میانگین نمره‌ی دیسترس اخلاقی یکسان بودند. بعد از مداخله، میانگین نمره‌ی دیسترس اخلاقی در گروه مداخله، در بعد فراوانی (0/34±2/12) و در بعد شدت (0/46±2/32) در مقایسه با گروه کنترل بعد فـراوانی: (0/43 ± 2/510) ،  بعد شدت: (0/55±2/57) به‌طور معناداری کاهش یافته بود (0/001>p). یـافته‌ها نشان داد، اجرای مدل دانش تا عمل، موجب کاهش دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه می‌شود؛ لذا اجراکردن این مدل، برای ارتقاء کیفیت مراقبت، به مدیران پرستاری پیشنهاد می‌شود.

اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت می‌کند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاست‌گذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاه‌های علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دسته‌بندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش می‌شود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارت‌های ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء توانایی‌های حرفه‌ای‌ آنان یاری می‌رساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تاب‌آوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبت‌ها بهره‌مند می‌شوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگی‌شان بهبود یافته و روند درمانشان سریع‌تر پیش می‌رود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبت‌تر و جامعه‌ای سالم‌تر منجر می‌شود؛ افزون‌براین، دانشگاه‌ها با اجرای این آموزش‌ها می‌توانند برنامه‌های جامع‌تر، پژوهش‌های بین‌رشته‌ای، اخلاق حرفه‌ای و تربیت نیروهای سلامت جامع‌نگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهره‌وری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاه‌های علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفه‌ای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهره‌وری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور می‌شود.


صفحه 4 از 4    
4
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb