76 نتیجه برای آموزش
سیده فاطمه موسوی نیا، حجت صفار حیدری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
در دین مبین اسلام تربیت بر تعلیم ارجحیت دارد و بنابراین، مبحث اخلاق در آموزش بسیار حائز اهمیت است. و از طرفی دیگر از این منظر وجود اسوه و الگو در تمامی حوزههای زندگی انسان نقش محوری را ایفا میکند، بالاخص درحوزهی اخلاق و آموزش که از ارکان اصلی در جهت دهی صحیح تربیتی محسوب میشود و نیاز به الگوهای عملی دراین زمینه غیر قابل انکار است.
در تربیت اسلامی نقش و رسالت معلم منحصر به فرد است و سفارشات اکیدی در خصوص ویژگیهای اخلاقی، اهمیت جایگاه و نقش و خطیر بودن وظیفهای که بر عهده دارد شده است و احادیث و روایات و نظریات فراوانی در این باب وجود دارد. از همین رو، در آیات و روایات و همچنین در دیدگاه اندیشمندان اسلامی نقش معلم بهعنوان الگوی اخلاق در امر آموزش مطرح شده و جایگاه ویژهای دارد. در نهادهای آموزشی نقشهای فراوانی وجود دارد و افراد زیادی دستاندرکار در تعلیم و تربیت هستند اما در این میان نقش معلم جلوهای خاص دارد و این بهدلیل ارتباط نزدیک و رودررویی است که معلم در جریان آموزش با شاگردان برقرار میسازد.
معلم تنها یک آموزگار برای انتقال معلومات علمی و دانش نیست بلکه الگویی بانفوذ است که نمیتواند نسبت به اصول اخلاقی خویش بیتفاوت باشد، چون محدودهی اخلاقیاتش فراتر از خود اوست و در واقع اخلاق و عمل معلم در جریان آموزش به مراتب بیشتر از سخن و کلامش بر شاگردان اثر خواهد داشت. از همین رو، در بسیاری از موارد شاگردان در شخصیتپذیری خود نقش معلم را بسیار مؤثر میدانند.
اینجاست که الگوسازی از معلم در درون شاگرد اتفاق میافتد و شاگرد او را سرلوحهی خویش قرار داده و از او سرمشق میگیرد. با توجه به این مطالب میتوان گفت که از دیدگاه اسلام رابطهی معلم با شاگرد یک رابطهی معنوی است، چون معلم با روح و جان کودک در ارتباط است یک معلم با پایبند بودن به اصول و ضوابط اخلاق در جریان و روند آموزشی که بر عهدهی اوست میتواند بزرگترین خدمت را به جامعهی خویش عرضه کند. در این مقاله ما سه هدف را مد نظر قراردادهایم:
الف) وجود الگوی اخلاقی در آموزش از دیدگاه اسلام جه لزوم و اهمیتی دارد؟
ب) چرا در اسلام معلم یک الگوی اخلاقی محسوب میشود و ویژگیهای اخلاقی یک معلم بهعنوان یک الگوی اخلاق در امر آموزش چیست؟
ج) از منظر اسلام چگونه معلم با دارا بودن این ویژگیهای اخلاقی در آموزش میتواند بر روند آموزش تأثیرگذار باشد؟
در این مقاله با بهکارگیری روش کتابخانهای و مراجعه به آیات و روایات و تفحص در دیدگاه اندیشمندان و متفکران اسلامی و بر پایهی روش تحقیق تحلیلی استنتاجی برای نیل به اهداف سه گانه مذکور خواهیم کوشید.
حبیبه یکه تاز، فریبا اصغری، مهدی فرخ نیا،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش پزشکی و تربیت دانشجویان بهعنوان نسل فردای پزشکان جامعه دارای اهمیت فوق العادهای است. یکی از مهمترین اجزای آموزش پزشکی، آموزش بالینی است که در این دوره دانشجویان مهارتهای لازم برای طبابت در آینده را کسب میکنند. از اساسیترین مسائل در آموزش بالینی، اخلاق پزشکی است. در سالیان اخیر دانشگاههای علوم پزشکی کشور تلاشهای گستردهای در جهت آموزش اخلاق پزشکی به دانشجویان داشته و پیشرفتهای چشمگیری در این زمینه صورت گرفته است. بهنظر میرسد برای نهادینه شدن و کاربردی کردن این آموزشها لازم است راهنمای اخلاقی حقوق بیمار در آموزش پزشکی تدوین شود.
در این مطالعه با بررسی جامع متون، مقالات و راهنماهای مرتبط با رعایت حقوق بیمار در مراکز آموزشی، پیش نویس اولیه راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی تدوین شد. سپس پیش نویس اولیه در گروههای ذینفع شامل بیماران، اساتید بالینی، دانشجویان مقاطع مختلف بالینی و کارشناسان اخلاق پزشکی به بحث گذاشته و نظرات گروهها گردآوری و طبقهبندی شد. در مرحلهی آخر پیش نویس اولیه و نظرات جمعآوری شده، در جلسهی هم اندیشی با حضور نمایندگانی از گروههای ذینفع ارائه و با اعمال تغییرات، متن نهایی راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی- درمانی تدوین شد.
فرزانه زارعی، محمدصالح واحدی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
محتوای تدریس آن چیزی است که فقط مدرس و دانشجو شاهد حقیقی آن هستند و در محضر عظیم خداوند قادر و متعال به بحث پیرامون سرفصلهای مصوب پرداخته خواهد شد. در بررسی مطالب تدریس شده در کلاسهای درس به لحاظ اینکه حضور یک مشاهدهگر ثالث میتواند عامل مداخله گر مخربی باشد معمولا منطقی جلوه نمیکند. بنابراین، موضوع رعایت اخلاق حرفهای در بعد پوشش تمامی سرفصلهای مصوب و مرتبط بودن تمامی مطالب مطرح شده در کلاسهای درس با این سرفصلها در حیطهی آموزش پزشکی بسیارمهم بهنظر میرسد.
به منظور بررسی اعتبار محتوایی، آزمونهای نیم سال دوم تحصیلی 90 – 89 در دانشکدهی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع 104 آزمون برگزارشده، 51 آزمون دانشکده به فرمت MCQ بود. 10 درصد آزمونهای فرمت MCQ بهصورت کاملاً تصادفی (آزمونهای ساعت 10 روزهای شنبه و دوشنبه ایام امتحانات) انتخاب شد. هر مجموعه سؤال به همراه اهداف آموزشی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی بهصورت کاملا محرمانه (و کد گذاری شده ) در اختیار اساتید صاحبهنظر و متخصص در آن زمینه قرار داده شد و خواسته شد مشخص کنند که هر سؤال به کدام هدف مربوط میشود و کدامیک از حیطههای شناختی و نگرشی و عملکردی را پوشش میدهند.
از مجموع 50 سرفصل بررسی شده 36 درصد سرفصلها اصلا مورد توجه قرار نگرفته بود و هیج سؤالی را به خود اختصاص نداده بودند. میانگین کل تطابق سؤالات با سرفصلها 5/68 درصد بود. کمترین تطابق 25 درصد و بیشترین 100 درصد بود. از نظر تحلیل گران آزمون، سؤالات هدفهای دانش و فهم را در حیطهی شناختی بیشتر مورد بررسی قرار دادهاند و کمتر به حیطهی نگرشی و عملکردی پرداخته شده بود.
محققان معتقدند همانطور که آزمون وسیله یا روش نظاممندی است برای اندازه گیری نمونهای از رفتار دانشجویان، میتواند به همان اندازهی ابزاری باشد برای ارزیابی مدرس. گاهی بعضی از ویژگیهای ظاهراً غیرقابل اندازهگیری را میتوان از طرق غیرمستقیم مورد سنجش قرار داد. اهتمام مدرس برای پوشش کلیهی سرفصلهای مرتبط و مصوب و ارزیابی کلیهی این سرفصلها و اهداف در پایان ترم نکتهی اخلاقی و بسیار حائز اهمیتی است.
هادی کرامتی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
مدلها عنصر بسیار مهم در تاریخ آموزش هستند. افلاطون (424-350) به نقش آنها در شکلگیری هشیاری اخلاقی اشاره کرده است. در طول قرنها، بومیان نیاز به مدلهای خوب به منظور شکلگیری نگرشهای اخلاقی مطلوب در کودکان را گوشزد کردهاند. افراد پرهیزکار، قهرمانان و سیاستمداران بهعنوان مدلها بودهاند اما ضرورت دارد که در ارتباط با مدلهای کودکان و نوجوانان دانش مورد نیاز وجود داشته باشد، با وجوداین نمونههایی از تاریخچه، در زمان فعلی این دیدگاه وجود دارد که مدلهای ارائه شده توسط والدین و مربیان بهطور کلی ناکار آمد هستند. شخصی در نظر والدین ممکن است بهعنوان الگوی بسیار عالی در نظر گرفته شود در حالیکه ممکن است این شخص در نظر کودکان کاملاً بر عکس لحاظ شود. ماکس چیلر (1957) در پدیدار شناسی مدلها میگوید: یک مدل باید ارزش رقابت را داشته باشد، مدل باید مورد علاقه باشد. دراین پژوهش قصد برآن است نقش مدلها در آموزش بالاخص آموزش اخلاقی با توجه به فرهنگ و موقعیت اجتماعی فرهنگی مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.
رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیر فرهنگ میر اسماعیلی، ایرج صالحی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
موضوعات اخلاق در آموزش، امروزه، بهطور محسوس در عرصههای آموزش نظری و عملی برای اساتید مطرح است. اساتید در زمینهی نحوهی تعامل صحیح با دانشجویان در هنگام بروز یک رویداد اخلاقی آموزش کافی نمیبینند و هر یک بنا بر تجربیات شخصی سعی در حل مشکل دارند. این شیوه در بسیاری از موارد موفقیتآمیز نبوده و سبب بروز برخوردهای لفظی و غیر لفظی بین استاد و دانشجو میشود و گاه اثرات غیر قابل جبرانی برای هر دو گروه بهدنبال دارد. هدف این مقاله ارائهی تجربیاتی است که طی چندین سال توسط مؤلفین آزموده شده است. این رویکرد تحلیلی مبتنی بر حل رویداد برای موضوعات اخلاق بهصورت «رویدادمحور» در آموزش است. در این شیوه «موضوع اخلاقی» پیشآمده، پس از کسب اطلاعات مورد نیاز توسط مدرس بهصورت سیستماتیک از دیدگاههای مختلف اعتقادی، فرهنگی، کدهای اخلاق در آموزش و مقررات دانشگاهی بهطور مستند تحلیل میشود و در نهایت روش حل معضل اخلاقی متناسب با آنها انتخاب میشود. یک کمیتهی اخلاق در آموزش نیز باید در دانشگاه موجود باشد که در صورت نیاز به اساتید در این موارد کمک کند. برای کسب مهارت در این شیوه، اساتید بهصورت کارگاهی آموزش میبینند تا برای نحوهی تعامل با موضوعات اخلاقی آماده شوند.این شیوه میتواند در افزایش دانش، نگرش و مهارت اساتید برای کلاسداری و تعامل مؤثر با داشجویان مفید واقع شود. نتایج چند دوره برگزاری کارگاهها و نشستهای تخصصی با موضوع اخلاق و آداب معلمی در دانشگاه علوم پزشکی همدان از سال 1387 تا 1390 حاکی از تأکید شرکتکنندگان از ضرورت برنامه (92-82 درصد) و موفقیت اجرای آموزش این شیوهی مهارتی (95-74 درصد) است. ارائه و توسعهی این رویکرد میتواند به ارتقاء مهارت اساتید در تعامل صحیح با دانشجویان بینجامد و در نگاه بالاتر باعث بهبود سطح اخلاق در آموزش دانشگاهی شود.
منصوره مدنی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اگرچه هر جامعهای هنجارها و ارزشهای اخلاقی خاص خود را دارد، آموزش و انتقال این ارزشها و تلاش برای اخلاقیتر شدن رفتارهای آحاد مختلف جامعه یکی از دغدغههای مشترک در همهی جوامع است. یکی از راهکارهایی که غالبا برای کنترل رفتارها چه در بعد فردی و چه در بعد حرفهای و سازمانی بهکار گرفته میشود، ابزار بیرونی قانون است. این ابزار اگرچه قدرتمند است، علاوه بر اینکه هزینهی بالایی را میطلبد، از ورود به بسیاری از حوزههای فردی و اجتماعی ناتوان است و نیز ماهیتاً قادر به کنترل بسیاری از رفتارها نیست. یکی از مواردی که فرد در اقدامات خود الزاماً آموزههای درونیشدهی خود را بهکار میگیرد، تصمیمگیریهای لحظهای، شتابزده و سریع است که در واقع عکسالعملهای لحظهای و ناهشیار فرد بوده و مربوط به زمانی میشود که فرد ناگزیر است به سرعت اقدام کند. این امر در مورد پزشکان، حائز اهمیت بیشتری است، زیرا آنها از یکسو با اموری حیاتی و حساس سروکار دارند و از سوی دیگر بسیاری از این تصمیمات، باید به فوریت و در زمان کوتاهی اتخاذ شوند. در این سطح فرد بهطور ناخودآگاه، از الگوهای نهادینه شدهی قبلی تبعیت میکند و کنترل آن بسیار سختتر و پیچیدهتر از سایر سطوح است. در کنترل این مرحله، استدلال اخلاقی دخالت کمتری دارد و آنچه بیشتر تعیینکننده است، ویژگیهای منشی و حساسیت اخلاقی و عواطف فرد است، این عوامل، زمانی بهترین نتیجهی اخلاقی را برای فرد بهبار میآورند که آموزههای اخلاقی، در فرد درونی شده باشد.
درونیشدن و نهادینهشدن آموزههای اخلاقی در پزشکان موجب تسهیل در روند شکلگیری تصمیمات و اقدامات اخلاقی، بهویژه در فوریتها و در شرایط سخت و پیچیده میشود. رفتارهای ما پیامد تصمیمات ما هستند و تصمیمات ما حاصل فرایندهای پیچیدهی تصمیم سازی و در ارتباط با ساحت باورها، احساسات و ارادهی ما هستند. در صورتیکه بخواهیم درچگونگی مواجههی فرد با مسائل اخلاقی، دخالت کنیم، باید کلیهی عواملی را که در فرایند تصمیمسازی، تصمیمگیری و اقدام به یک رفتار مناسب دخالت دارند، شناسایی کنیم. برخی از این عوامل، نقش ناچیزی ایفا میکنند و برخی دیگر، عواملی هستند که حتی با وجود داشتن اهمیت فراوان، غیراکتسابی بوده و اغلب بهسادگی قابل کنترل نیستند. ما برای دخالت و تسهیل بروز رفتارهای اخلاقی تنها میتوانیم بر عواملی تمرکز کنیم که قابل اکتساب و قابل آموزش باشند. به منظور درونی شدن اخلاق راهکارهای مختلفی پیشنهاد میشود، ازجمله: تحکیم یا تغییر نگرش و جهان بینی افراد، تمسک به نظریههای فضیلتمحور، توجه به نقش عواطف اخلاقی و توجه به تأثیرات مثبت و منفی اعمال قدرت و قانون بر درونی شدن اخلاق. در بسیاری از این راهکارها، نقش آموزش میتواند از طریق تغییر در مؤلفههای شناختی آن راهکار ایفا شود. با واکاوی طرحوارههای شناختی و تغییر یا تحکیم برخی از باورهای محوری و بنیادین، میتوان بسیاری از مؤلفههای مؤثر در فرایند تصمیمسازی و اقدام اخلاقی را تحت کنترل قرار داد. این آموزشها همچنین میتواند بهصورت نیمه مستقیم و غیرمستقیم مانند بحثهای گروهی یا معرفی شخصیتهای اخلاقی در قالب داستان یا ارائهی الگوهای عملی باشد.
علی حجازی، مهتاب هدایتی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
به منظور تحقق اهداف آموزشی اهمیت برنامههای آموزشی انکارناپذیر است. برنامهی درسی پنهان به تدریس متن غیررسمی و غیر ملموس نظام ارزشها، هنجارها و طرز برداشتها و جنبههای غیرآکادمیک مراکز آموزش عالی و جنبههای غیررسمی مراکز آموزش عالی که متأثر از کل نظام تربیتی به فلسفه حاکم، ساخت و بافت کلی جامعه باشد، اطلاق میشود. اخلاق در آموزش شامل مصادیقی از قبیل، مسؤولیت پذیری، پاسخگوئی، دلسوزی، امانتداری، رازداری، احترام گذاشتن به دانشجویان است که از طریق برنامهی درسی پنهان توسط دانشجویان آموخته میشود. . این مقاله به تأثیر برنامه درسی پنهان براخلاق در آموزش میپردازد.
این مقاله مروری با استفاده از منابع چاپی و دیجیتالی معتبر تدوین شده است.
برنامهی درسی پنهان مبنای احساس ارزش و عزت نفس است و بیش از برنامهی درسی رسمی در سازگاری دانشجویان مؤثر بوده و کل فرآیند تعلیم و تربیت را تحت تأثیر قرار میدهد. برنامهریزی پنهان در بسیاری از جنبهها از برنامهی درسی صریح، مؤثرتر و آموختههای آن پایدارتر و از گستردگی فراگیرتری برخوردار است. اساتید دانشگاه نقش الگویی برای دانشجویان خود دارند و از طریق عملکرد آنها صفات ارزشی و حرفهای آموزش علوم پزشکی منتقل میشود و میتواند بستر مناسبی را برای توسعهی اخلاق در آموزش فراهم نماید. دانشگاهها بهعنوان مهمترین کانون علمی و فرهنگی جامعه با تربیت متخصصان در تعیین سرنوشت آتی کشور نقش اساسی دارند . استفادهی اساتید از برنامهریزی پنهان در آموزش سبب انتقال ارزشها و هنجارهای آموزشی به دانشجویان و توسعهی اخلاق در آموزش میشود.
غلامحسین فلاحی نیا، مهناز یاونگی، امیر فرهنگ میر اسماعیلی، مرتضی مطهری پور،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اساتید و دانشجویان سرمایههای علم و اخلاق در جامعهاند و لازم است تا ساحت قانون و اخلاق را از هم جدا کنیم و مسؤولیتهای قانونی و اخلاقی اساتید، دانشجویان و سیستم آموزشی دانشگاهها را بر مبنای حقوق متقابل آنان تدوین کنیم. موضوع اخلاق حرفهای مدت هاست که در دانشگاههای ایران و جهان مورد توجه قرار گرفته و در گروههای شغلی برای آن تعاریف و مستنداتی ارائه شده است. یکی از شاخههای اخلاق حرفهای اخلاق معلمی است.در دانشگاه علوم پزشکی همدان با هدف ارتقای سطح اخلاق در جامعه دانشگاهی و در جهت نیل به اهداف والای نظام مقدس جمهوری اسلامی و اینکه اساتید و دانشجویان بهعنوان قشری فرهیخته باید مزین به اخلاق و آداب معلمی بر اساس آموزههای دینی باشند، در خردادماه سال 1387، با ابلاغ ریاست محترم وقت دانشگاه کمیتهای تحت عنوان اخلاق در آموزش تشکیل شد. کمیتهی مذکور با بهرهگیری از نظرات صاحبنظران و اساتید رشتههای مختلف علوم پزشکی اقدام به فعالیتهای مختلفی کرده که یکی از آنها برگزاری کارگاههای آموزشی جهت اعضای هیئت علمی بوده است. در طی چند سال اخیر 6 کارگاه آموزشی با هدف افزایش سطح دانش و معرفت اعضای محترم هیئت علمی در حوزهی اخلاق معلمی و اخلاق در محیطهای دانشگاهی برگزار کرده که شیوهی اجرای برنامهی آموزشی ابتدا بهصورت نشستهای علمی بوده اما بر اساس نظرسنجی از فراگیران و بررسی متون شیوه تغییرکرد و چهار کارگاه بعدی به شکل کارگروهی مبتنی بر ارائهی موردهای اخلاقی در موضوعات مختلف آموزشی برگزار شد. موضوع اخلاقی مورد نظر از جهات آداب و وظایف اساتید در آموزههای دینی، آداب و وظایف معلم نسبت به خود، آداب و وظایف معلم در اشتغالات علمی، آداب و وظایف معلم با دانشجو، آداب و وظایف معلم در امر تدریس و جلسهی درس، آداب و وظایف معلم نسبت به جامعه مورد بررسی و سپس در پایان بحث، کدهای اخلاقی درخصوص موضوع تدوین میشد. میانگین رضایت شرکتکنندگان از78 درصد به 92 درصد و نظر آنها در خصوص ضرورت شرکت در کارگاه از 80 درصد به 89 درصد افزایش داشته است. ارائهی کارگاههای آموزشی بهصورت مبتنی بر شاهد و ارائهی موارد اخلاقی مواجههشده و بحث گروهی پیرامون آن و رسیدن به کدهای اخلاقی جهت پیشگیری و هدایت موارد مشابه، اثرات بسیار مثبتی در توسعهی اخلاق در محیطهای آموزشی داشته است.
امیر احمد شجاعی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از موازین اخلاقی بودن دانشگاه، رعایت حقوق دانشجویان است. دانشجو در دانشگاه حقوق بسیاری دارد که یا قانونی هستند یا اخلاقی. حق یادگیری دانشجو از جمله حقوق دانشجویان است که هم قانونی است و هم اخلاقی، لذا با عنایت به متعدی بودن این حقوق، دانشگاه نسبت به آنها وظیفه دارد یعنی هم قانون و هم اخلاق حکم میکند که دانشگاه نسبت به یادگیری دانشجویان مواجههی اخلاقی داشته باشد یعنی فرایند آموزش به گونهای انجام شود که فراگیری دانشجو به بهترین شکل ممکن انجام پذیرد.مواجههی اخلاقی سه موضع دارد: 1- موضع قبل از وقوع فعل 2- حین انجام فعل 3- پس از انجام فعل. یعنی دانشگاه در سه موضع فوق باید به وظایف اخلاقی خود آگاه باشد یعنی 1- قبل از ارائهی درس 2- هنگام ارائهی درس و حضور دانشجو در کلاس 3- پس از اتمام درس وکلاس. دانشگاهها عموماً برای تحقق یادگیری دانشجو برخی قوانین و مقررات وضع میکنند و با اتکا به آنها در پی ادای حق یادگیری دانشجویان هستند اما سؤالاتی چند باقی میمانند:
1- آیا این قوانین و مقررات برای تحقق امر یادگیری کافی است؟
2- آیا وظایف اخلاقی دانشگاه در قبال یادگیری دانشجو، در لوای همین وظایف قانونی مستتر است؟
3- آیا سیستم آموزشی دانشگاه، خود وظیفهی نظارت بر وظایف خود را دارد یا واحد های دیگری برای نظارت و پایش امر یادگیری باید گمارده شوند؟
4- آیا دانشجو در مقام صاحب حقی که بسیاری از وظایف دانشگاه را رقم میزند، میتواند و لازم است که در احقاق حقوق آموزشی خود دخیل باشد و بر آن نظارت و پایش و اصلاحات انجام دهد؟
5- اگر پاسخ سؤال بالا مثبت است توصیف وضعیت فعلی با آن توافق دارد یا تغایر؟
در این مقاله به سؤالات بالا با توصیف وضعیت کنونی دانشگاههایی که میشناسیم پاسخ داده میشود و چنین نتیجه میگیریم که علیرغم آنکه حق یادگیری دانشجویان از جمله مهمترین رسالات دانشگاه است و وظایف گوناگونی بر آن مترتب است اما به شکل اخلاقی انجام نمیشود.
سید ضیاءالدین تابعی، لیلا افشار،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
خداوند، در ابتدای کتاب تدوینی خویش برای خواندن کتاب تکوینی او که در واقع همان آموزش انسان است، از پایهی اسم خویش تعلیم را آغاز میکند. «بسم الله الرحمن الرحیم» بسم الله الرحمن الرحیم هست کلید در گنج حکیم الف: حضرت حق از طریق الوهیت که جامع صفات جلالی و جمالی است، همهی موجودات بهخصوص انسان واله و شیدای علم، قدرت، حیات، اراده و کلام خود قرار میدهد. لذا استاد میبایست قبل از شروع تعلیم و تربیت از نظر علم، قدرت بیان، کلام نافذ آمادگی کامل داشته باشد. ضمناً زمینهی پذیرش دانشجو را بهنحو مطلوب آماده نماید. برای پذیرش ذهن دانشجو علاوه بر تسلط علمی، قدرت بیان، کلام نافذ با نیت خالص خود رحمت عام خود را به دانشجو القا نماید که دانشجو از یکطرف احساس خضوع و خشوع علمی در برابر استاد و از طرف دیگر به رحمت عام او مطمئن باشد. بعد از پایان تدریس با اوصاف فوق میبایست 70 درصد دانشجویان 70 درصد مطالب را یاد گرفته باشند. سپس استاد باید با دانشجویان رفتارهای زیر را داشته باشد:الف) دانشجویان فوقالعاده ساعی را مشمول محبت خاص قرار داده و بهعبارت دیگر شاگردپروری مخصوص آغاز کند.ب) عذر تقصیر دانشجویان با خطای مختصر را که خود معترف بهخطا هستند، بپذیرد و آنها را در سلک دانشجویان گروه الف قرار دهد.ج) دانشجویان با خطای فاحش را برای بار اول و دوم مورد عفو قرار داده تا از این طریق متنبّه گردند. بدینوسیله راه ورود این دانشجویان از طریق رأفت به جرگه اول را فراهم میآورد. د) گروه اندکی از دانشجویان که با تمام مراحل فوق، کماکان به خطای خویش ادامه میدهند، استاد باید عزت و شوکت خود را به آنها نشان داده تا سرانجام اینگونه دانشجویان نیز تائب گردند. ویژگیهای فوق بر اساس اینکه حضرت حق تواب الرحیم، عَفُورالرحیم، رئوف الرحیم، عزیزالرحیم است، بیان گردید
احد فرامرز قراملکی، سیده مریم حسینی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اخلاق ارتباط دو سویه با آموزش دارد. اولاً آموزش نیازمند اخلاق است و یکی از رسالتهای آن ترویج اخلاق است. اخلاقِ آموزش برحسب تصوری که از آموزش داریم تعریف میشود: اخلاق تدریس که آموزش را در یاددهی منحصر میکند اما اخلاقِ آموزش آن را به منزلهی فرایند تعاملی یاددهی و یادگیری طرح میکند. اخلاق آموزش در این تصور بر مسؤولیتهای اخلاقی عناصر دارای نقش در فرایند یاددهی و یادگیری در محیط سیصد و شصت درجهی آموزش اعم از مسؤولیت اخلاقی مؤسسههای آموزشی (مانند گروه، دانشکده و دانشگاه) و مسؤولیتهای اخلاقی اشخاص حقیقی مانند استادان و دانشجویان، تأکید میکند. رعایت اخلاق در آموزشِ حرفهی پزشکی باعث افزایش اثربخشی و سهولت در فرایند یاددهی-یادگیری و نیز امنیت روانی در یادگیرندگان میشود. بهدلیل پژوهشمحور بودن نظامهای آموزشی این مسؤولیتها شامل روابط حرفهای بین استاد راهنما، مشاور و دانشجو نیز میشود. مسؤولیتهای اخلاقی در آموزش را میتوان بر حسب رهیافت اخلاق حقوقمحور براساس وظایف اخلاقی در قبال حقوق افراد تدوین کرد. پایبندی به اخلاق در امر مقدس آموزشِ حرفهی پزشکی یک وظیفهی اخلاقی است. ثانیاً، اخلاق در ترویج و تحقق یافتن در محیط حرفهای محتاج آموزش مؤثر و نظاممند است. امروزه، اخلاق آموزش در مفهوم تربیت منش اخلاقی در همهی حرفهها بهویژه حرفهی پزشکی اهمیت یافته است. ترویج و تحقق اخلاق در محیط عینی حرفهی پزشکی، چه در رهیافت سازمانی مانند اخلاقِ بیمارستان و مراکز درمان و چه در رهیافت فردی در مناسبات گروه درمان و بیمار محتاج اصول، مبانی، فرایندها و فنونی است که باید با رهیافت علمی بهدست آیند. تولید و توسعهی مدیریت و برنامهریزی آموزش اخلاق پزشکی برای ترویج اخلاق در حرفهی پزشکی ضروری است. در مدیریت و برنامهریزی آموزشی دو مسألهی عمده وجود دارد: اثربخشی و کارایی. آموزش اخلاق در حرفهی پزشکی شامل آموزش آشکار و رسمی برای دانشجویان پزشکی و آموزشهای غیرمستقیم برای حرفهمندهای پزشکی میشود. مهمترین مسأله در آموزشِ اخلاق افزایش کارایی و اثربخشی آن در هر دو محیط یادشده است. اگر در آموزش اخلاق فرایندها، مبانی و فنون اثربخش و کارا باشد، بهرهوری افزایش یافته و موجب توسعه و تعالی آموزش میشود، و اگر چنین نباشد، ممکن است ترویج بداخلاقی را درپی داشته باشد. در این مقاله اصول افزایش اثربخشی و کارایی را به تفصیل میآوریم.
مصطفی معین،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
ارزشهای اخلاقی و اجتماعی شالوده و اساس شاخههای مختلف علوم را تشکیل میدهد و دانش پزشکی بهطور خاص از دیر باز با علم اخلاق، ارزشهای اخلاقی و اخلاق حرفهای در همآمیخته است. اگرچه قدمت طولانی طب و اخلاق پزشکی در شکل سنتی آن با تاریخ جامعهی بشری برابری میکند، ولی سابقهی اخلاق زیستی و بهکار گیری اصول آن در برخورد با مسائل جدید و پیچیده و چند بعدی بهداشتی- درمانی در جنبههای گوناگون اخلاقی، حقوقی، فلسفی، علمی، فرهنگی و اجتماعی به چند دهه اخیر بر میشود. در پزشکی مدرن، طبیب نه تنها حفظ سلامتی بیمار و کاهش آلام او را در کانون توجه خود قرار میدهد، بلکه در ارتقای سلامت و نشاط جامعه از نظر جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی نیز پاسخگوست و آن را از وظایف و مسؤولیتهای حرفهای و اخلاقی خود میداند.
تحولات و پیشرفتهای سریع در علوم و فناوریهای زیستی و ارتباط تنگاتنگی که با شیوههای تشخیصی، درمانی و پیشگیری از بیماریها پیدا کرده و نیز نقش تعیینکنندهی عوامل گوناگون اجتماعی (SDH) در ارتقای سلامت یا بروز و تشدید بیماری ایجاب میکند که پزشکان و سایر کادرهای پزشکی نیز از جامعیت و توانمندی بیشتر علمی، تجربی، اجتماعی و اخلاقی برخوردار باشند. شناخت زمینههای آسیب پذیری جامعه و آگاهی نسبت به موضوعاتی چون برابری و عدالت و رفع محرومیت و تبعیض در همه ابعاد آموزشی- پژوهشی، بهداشتی- درمانی و اجتماعی آن از جمله وظایف پزشک بهعنوان یک فرد حرفهمند ارائهکنندهی خدمات بهداشتی است.
محمود متوسل آرانی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
دانشمندان اسلامی در زمینهی آداب تعلیم و تربیت، کتب متعددی تألیف کردهاند که از جملهی آنها میتوان آداب المتعلمین خواجه نصیر الدین طوسی را نام برد. این مقاله در صدد است با نگاهی دوباره به متون اصیل دین، آموزههایی را که میتواند بر اخلاق در آموزش مؤثر باشد، استخراج و ارائه کند. در سخن پیشوایان دین، آموزشی که به هدایت بینجامد، عامل حیات و اگر موجب انحراف و ضلالت شود، اسباب ممات فرد و جامعه شمرده شده است. با این نگاه، حیات فکری و معنوی جوامع بهدست معلمان است و طبیعی است که این امر مهم بدون شناخت، باور و عمل به اصول اخلاقی امکانپذیر نیست. بر اساس آیات و روایات، دانشی ارزش آموختن دارد که مایهی رشد انسان باشد؛ فروتنی آورد، نه آنکه مایهی عجب و غرور شود. در جهت خدمت به مردم باشد، نه ابزاری برای کسب ثروت و شهرت. معلم و متعلمش، دانش را برای دنیا نخواهند، گرچه بهواسطهی آن از دنیا بهرهمند شوند. نان بخورند تا بتوانند تحقیق کنند، نه آنکه تحقیق کنند تا نان بخورند. قرآن دانشمند دنیاپرست را به سگ حریص تشبیه میکند که همیشه دهانش باز است و هرگز آرامش و سیری ندارد، و ماجرای بلعم باعورا را بهعنوان نمونه معرفی میکند.
بدانند کسی که برای فخرفروشی و مباهات به سراغ دانش برود تا در رقابت با دانشمندان مباهات کند یا در جدال با نابخردان پیروز شود، جایگاهش دوزخ است. سخن استوار گوید و از حدس و گمان بپرهیزد. از کتمان دانش دوری کند و آنچه را آموخته، بیهیچ منتی به فراگیران بیاموزد. دانش، چراغ راه او باشد، نه حجاب دیدهی او. سخن مخالف را با حفظ امانت نقل کند و اگر توانست با استدلال و برهان نفی کند.
گفتن «نمیدانم» را نشانهی ضعف نداند، بلکه نشان شجاعت، سعهی صدر و تواضع بداند و آنچه را نمیداند به کسی که میداند یا بهتر میداند ارجاع دهد که این نشان بزرگمنشی است.
غلامحسین فلاحی نیا، مهناز یاونگی، امیرفرهنگ میراسماعیلی، مرتضی مطهری پور،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اساتید و دانشجویان سرمایههای علم و اخلاق در جامعهاند لازم است تا ساحت قانون و اخلاق را از هم جدا کنیم و مسؤولیتهای قانونی و اخلاقی اساتید، دانشجویان و سیستم آموزشی دانشگاهها را بر مبنای حقوق متقابل آنان تدوین کنیم. موضوع اخلاق حرفهای مدتهاست که در دانشگاههای ایران و جهان مورد توجه قرار گرفته و در گروههای شغلی برای آن تعاریف و مستنداتی ارائه شده است. یکی از شاخههای اخلاق حرفهای اخلاق معلمی است.
دردانشگاه علوم پزشکی همدان با هدف ارتقای سطح اخلاق در جامعهی دانشگاهی و در جهت نیل به اهداف والای نظام مقدس جمهوری اسلامی و اینکه اساتید و دانشجویان بهعنوان قشری فرهیخته باید مزین به اخلاق و آداب معلمی بر اساس آموزههای دینی باشند، در خرداد ماه سال 1387، با ابلاغ ریاست محترم وقت دانشگاه کمیتههایی با عنوان اخلاق در آموزش تشکیل شد.کمیتهی مذکور با بهرهگیری از نظرات صاحبهنظران و اساتید رشتههای مختلف علوم پزشکی اقدام به فعالیتهای مختلفی کرده که یکی از آنها برگزاری کارگاههای آموزشی برای اعضای هیأت علمی بوده است. در طی چند سال اخیر 6 کارگاه آموزشی با هدف افزایش سطح دانش و معرفت اعضای محترم هیأت علمی در حوزهی اخلاق معلمی و اخلاق در محیطهای دانشگاهی برگزار شده که شیوهی اجرای برنامهی آموزشی ابتدا بهصورت نشستهای علمی بود اما بر اساس نظرسنجی از فراگیران و بررسی متون شیوه تغییرکرد و چهار کارگاه بعدی به شکل کارگروهی مبتنی بر ارائهی موردهای اخلاقی در موضوعات مختلف آموزشی برگزار شد. موضوع اخلاقی مورد نظر از جهات آداب و وظایف اساتید در آموزههای دینی،آداب و وظایف معلم نسبت به خود، آداب و وظایف معلم در اشتغالات علمی، آداب و وظایف معلم با دانشجو، آداب و وظایف معلم در امر تدریس و جلسهی درس، آداب و وظایف معلم نسبت به جامعه مورد بررسی قرار میگرفت و سپس در پایان بحث، کدهای اخلاقی در خصوص موضوع تدوین میشد. میانگین رضابت شرکتکنندگان از78 به 92 درصد و نظر آنها در خصوص ضرورت شرکت در کارگاه از 80 درصد به89 افزایش داشت.
خورشید وسکویی، نوشین کهن،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
افراد تیم مراقبت بهداشتی - درمانی در محیطی پویا در حال فعالیت هستند که لازمهی آن برقراری ارتباطات با بیماران، دانشجویان و سایر اعضاء تیم بهداشتی درمانی است. آنها بهصورت مداوم در حال مناقشه با پیچیدگیهای مشارکت در تیمهای چندحرفهای و سازمانهای درمانی هستند. درتمام این روابط و فعالیتها درک از اخلاق و اصول اخلاقی اساسی است و بهصورت بالقوه احتمال تضاد در ارزشهای اخلاقی وجود خواهد داشت. بیماران، دانشجویان و افراد تیم ارائهی مراقبت ممکن است دیدگاه کاملاً متفاوتی در مورد آنچه بهترین منافع برای بیمار قلمداد میشود داشته باشند. همچنین، ارزشهای حرفهای و اخلاقی ممکن است با ارزشهای مدیریتی و سازمانی در مؤسساتی مانند دانشگاهها و بیمارستانها در تضاد باشند. لذا امروزه، به منظور حصول اطمینان از اینکه ارزشهای افراد، تیمها و سازمانهای آموزشی و درمانی بهدرستی درک، بررسی و در نظر گرفته شده است و مطابق با ارزشهای حرفهای، حرفهایگری و هم راستا با حمایت از کرامت و عزت و شکوفایی افراد است، به مقولهای تحت عنوان رهبری اخلاقی توجه ویژهای میشود. استراتژیهایی در خصوص آموزش رهبری اخلاقی در ادبیات و متون ارائه شده است که به دانش، نگرش و مهارتهای لازم در زمینهی این مقولهی دارای اهمیت اشاره دارند. همچنین، به اهمیت آموزش مدیران و رهبران آموزشی در زمینهی مهارتهای رهبری اخلاقی توجه ویژهای شده است.
در این گفتار ضمن تبیین جایگاه رهبری اخلاقی در مؤسسات آموزشی و تمایز رهبری اخلاقی و غیر اخلاقی به استراتژیهای آموزشی و عملیاتی در زمینهی ارتقاء رهبری اخلاقی خواهیم پرداخت.
سید محمد مهدی هزاوه ای، رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیرفرهنگ میراسماعیلی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
دانشگاهها در تربیت نیروی انسانی متخصص، کارآمد و متعهد نقش اساسی دارند. گرچه دیگر سازمانها در انجام این مسؤولیت مشارکت دارند، اما دانشگاهها در طی دورههای آموزشی دانشجویان در مقاطع مختلف مسؤولیت ویژهای دارند. این مسؤولیت شامل فراهم کردن محیطی مناسب برای پویایی و شکوفایی استعدادهای دانشجویان به تخصص و مهارتهای حرفهای لازم و آمیخته به اخلاق دینی، انسانی، اجتماعی و وظیفهمداری حرفهای است. مقررات آموزشی بهعنوان مقررات سازمانی محیط آموزشی میتواند تضمینکنندهی برقراری نظم و انظباط باشد. عدم رعایت قوانین یا قانونگریزی در جهت منافع شخصی نشاندهندهی عدم تعهد به محیط آموزشی و عدم رعایت اصول اخلاق سازمانی است. از مقررات مشهود و لازم در ایفای نقش حرفهای اساتید میتوان مطالعهی قبل از ورود به کلاس، بهروز بودن، داشتن طرح درس قابل اجرا، رعایت زمان در ارائهی مطالب، برقراری ارتباط تعاملی با فراگیران، بهکارگیری روشهای تدریس مؤثر، ارزشیایی اولیه- تکوینی- پایانی، و بهعبارت دیگر، آمادگی و داشتن قابلیت در انجام هفت مسؤولیت تعیین شده است. در افزایش مهارتهای اساتید و آشنایی آنها به این وظایف و مسؤولیت کارگاههای متعددی از جمله کارگاهای دانشافزایی توسط مراکز مطالعات آموزش پزشکی دانشگاهها تدوین و ارائه میشود که در ارتقاء نیز دارای امتیاز است. آنچه مهم است، تعهد به همهی این مسؤولیتهاست که در قالب رفتار از ما اساتید به نمایش در میآید. این رفتارها که بدون فشارهای مخدوشکننده بهطور عام از ما سر میزند اخلاق واقعی ما را تشکیل میدهد. در بروز این خصوصیات اخلاقی علاوه بر تعهد فردی، اجتماعی، دینی، تقویتکنندهها و کنترلکنندههای محیطی تأثیرگذار است. ضمن اینکه مقررات و ضوابط در جهتدهی آنها نیز لازم و ضرروری است. یکی از اثرگذارترین اقدامات در رعایت مقررات آموزشی، درک دلایل در کیفیت آموزشی برای رسیدن به حد لازم و کافی حرفهای شدن است.
مرتضی علیخانی، صابره بذرافشان،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
این مطالعه به منظور وارسی حوزهی اخلاق در آموزش مجازی و تبیین معنا و اهمیت آن انجام پذیرفته است. فناوری اطلاعات نه تنها در شیوهی افعال و اقدامات روزمرهی ما تأثیر میگذارد، بلکه علاوه بر آن تلقی ما از آنها را نیز تغییر داده است. برخی از مفاهیمی که در حوزهی فلسفهی اخلاق و فلسفهی سیاسی کاربردی خاص داشتهاند با پیشرفت فناوری اطلاعات دچار چالشهایی شدهاند که از آن جمله میتوان به مفهوم مالکیت، مفهوم حریم خصوصی، مفهوم توزیع قدرت، مفهوم آزادیهای اساسی و مفهوم مسؤولیت اخلاقی اشاره کرد. در این پژوهش حوزههای اخلاق، رشد اخلاقی، اخلاق کاربردی و فرا اخلاق مورد بررسی قرار گرفته و نظریههای پر نفوذ در خصوص اخلاق آموزش مجازی مورد مطالعه قرار گرفته و حوزه ی دقیق اخلاق در آموزش مجازی مشخص شده است. نتایج مطالعهی کنونی در نهایت اهمیت اخلاق در آموزش مجازی را روشن ساخته و الگویی مناسب برای رعایت اخلاق در آموزش مجازی ارائه میدهد.
سید محمود طباطبایی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرو بودن ایرانیان در تولید و اشاعهی علوم گوناگون بهویژه پزشکی و نجوم و داشتن دانشمندان برجستهای با شهرت جهانی همچون رازی، ابن سینا، فارابی، بیرونی و دهها یا صدها نفر از نظایرشان، بهاندازهای آشکار و مستند به متون و شواهد قطعی است که نیاز به ارائهی دلیل و برهان ندارد. آنچه هویت علمی ایرانیان را افتخارآفرین و ارزشمند جلوه میدهد، توام بودن علم و اخلاق است. کمتر چهرهی برجسته علمی و ادبی ایرانی را در طول تاریخ میتوان یافت که همزمان با ارائهی آثار علمی خود، کتاب مستقل یا فصل و بخش عمدهای از کارش را به اصول و مبانی اخلاقی اختصاص نداده باشد. این نگرش اخلاقی در دوران معاصر بهویژه با پدیدآمدن تحولات اجتماعی و تغییر معیارهای ارزشی، در حالت رکود یا غفلت قرار گرفته بود، زیرا همهی ساختارهای قلمرو پزشکی در همه ابعاد آن - یعنی آموزش، پژوهش و درمان از آغاز تحصیل دورهی عمومی تا بالاترین مقاطع تخصصی و فوق تخصصی - در حال بازنگری و تدوین مجدد قرار گرفته بودند.
گسترش جهشی و بیش از حد پیکرهی آموزش عالی ایران از نظر افزایش و تنوع دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، تأسیس روزافزون رشتهها از مقطع کاردانی تا مقاطع دکترا، تخصصی، فوق تخصصی و فلوشیپ، گرچه سطح عمومی علمی و آگاهی در جامعه را ظاهراً ارتقاء داده، اما عدم تناسب تعداد اساتید کارآزمودهی واجد شرایطی که بتوانند بهعنوان الگوهای اخلاقی نظری و عملی شایسته برای جامعهی دانشجویی باشند، باعث شده که معیارهای انتخاب معلمین و اساتید مراکز آموزش عالی (از مربی تا استاد)، از ضوابط کمالگرایانه و اخلاقنگر دقیق سنتی بهسوی «رتبهنگر» و «معدلگرا» تغییر جهت داده، ردای مقدس معلمی و استادی مراکز آموزش عالی، کسوت افرادی شود که غالباً از کلاس اول ابتدایی تا قرار گرفتن در جایگاه رفیع معلمی، هیچ تجربهای از این جایگاه نداشته، تنها به سلاح «رتبهی برتر» مجهز بوده، بهعنوان الگوی «تعلیم» برای دانشجویان ظاهر شوند. چنین افرادی، هنگام ارتباط و تعامل، با کمبودهای شدید و جدی روبهرو میشوند و برای حل مشکل و خروج از بن بست، غالباً بدون توجه به مقطع تحصیلی دانشجویان و در نتیجه تفاوت در نحوهی کاربرد شیوههای نوین آموزش (واگذاری ارائهی درس به خود دانشجویان تحت عنوان «ارائهی لکچر»، «کنفرانس دادن»، «ارائهی مقاله»، «ارائهی ترجمه»، «ارائهی تحقیق» و موارد مشابه) از این روشهای نوین آموزش سوء استفاده میکنند. بدیهی است که اکثر دانشآموختگان اینچنین کلاسها و مراکز آموزشی، همانند معلمان خود یا ضعیفتر بارآمده، این «تنزل روبه پیشرفت ویژگیها و منش اخلاقی استادی» ادامه خواهد یافت. در چنین فضایی، تعداد الگوهای اخلاق و اساتید شایسته، روز به روز رو به کاهش و انقراض خواهد رفت و بهتدریج نشانی از آنان جز در کتابها و متون گذشتگان، پیدا نخواهد شد. یکی از محصولات چنین نظام آموزشی، دگرگونی درشیوههای پذیرش و ارزشیابی است که متاسفانه آثار آن درچندسال اخیرتحت عنوان «آزمون به شیوهی OSCE» پدیدار شده و با توجه به این اصل که «آزمون، آموزش را شکل و جهت میدهد» عامل جدی در ضعف آموزش دورههای تخصصی پزشکی شده است.
طی سه دههی گذشته، بخش عظیمی از انرژی متولیان آموزش پزشکی و بهداشت و درمان کشور، صرف تجدیدنظر، توسعه و بازنگری برنامههای آموزشی، اجرای شیوهی جدید آموزش پزشکی بهصورت آزمایشی در بعضی از دانشگاهها به منظور تعمیم آن در سایر دانشگاهها، تأسیس رشتههای متنوع فوق تخصصی و فلوشیپ و موارد متعدد دیگری همچون اجرای آزمون همهی بوردهای تخصصی و فوق تخصصی بهصورت OSCE شده و محوریت اخلاق، در اولویت ویژه قرار نداشته است. این مشکل را باید جدی گرفت و برای حل آن چارهاندیشی کرد. آیا کیفیت باید فدای کمیت شود؟ یکی از بهترین راههای درمان این مشکل، همانا بازنگری به منظور حل مشکل بر اساس استفاده از معیارهای اخلاقی است. اگر معیارهای اصیل اخلاقی و بدون سوگیری توسط متخصصان و کارشناسان اخلاق در گزینش، آموزش و آزمون به دقت رعایت شوند، بسیاری از معضلات و مشکلات فعلی مرتفع شده، میتوان به آیندهای روشن و درخشان امیدوار بود و هرچه در این امر تأخیر افتد، ممکن است وسعت عوارض بهاندازهای شود که جبران آن دشوار یا غیرممکن شود.
فاطمه شیرازی، شیوا حیدری، مهناز سنجری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش الکترونیکی و آموزش مجازی یکی از بخشهای آموزشی است که امروزه بیشترین رشد را در صنعت آموزش به خود اختصاص داده است. این در حالی است که با استفادهی روزافزون از تکنولوژیهای ارتباطی جدید، اهمیت توجه و بحث در رابطه با مسائل اخلاقی نیز افزایش مییابد. اگر چه که یادگیری الکترونیکی منجر به راحتی و آزادی فراگیران در دسترسی و مدیریت اطلاعات میشود، این امر منجر به مسائل اخلاقی جدیدی در رابطه با اقدامات یادگیری اخلاقی، تمامیت فردی و مسؤولیت و جوابگویی میشود. امروزه بیش از 200 نوع محصول یادگیری الکترونیکی در سراسر دنیا موجود است که برخی از طریق پرداخت هزینه و برخی بهصورت رایگان در دسترس کاربران هستند. وجه شباهت این محصولات در این است که تمامی این محصولات شامل 3 جزء اصلی هستند که عبارتند از تکنولوژی، فرایندها و افراد (آموزشدهنده و آموزشگیرنده). هر یک از این اجزاء میتوانند مسائل اخلاقی خاص خود را ایجاد کنند که در این میان مهمترین مسائل اخلاقی مربوط به دو جزء افراد و فرایندهاست. از جمله مسائل اخلاقی مربوط به تکنولوژی میتوان به انواع سیستمهای مدیریت یادگیری و داده (LMS, CMS)، فناوری رمزگزاری و تصدیق دادهها، نظارت از راه دور و امنیت شبکه اشاره کرد. با این وجود، تکنولوژی به تنهایی نمیتواند در ایجاد جو اخلاقی یادگیری کمککننده باشد. ازجمله مهمترین مسائل اخلاقی مربوط به فرایندها و آموزشدهندگان یادگیری الکترونیکی میتوان به طراحی نامناسب آرایش دوره و دروس، مدیریت نامناسب منابع، عدم توجه و ارتباط مناسب با فراگیران و در کل کیفیت نامناسب آموزش اشاره کرد. در متون مختلف به مسائل اخلاقی زیادی در رابطه با فراگیران یادگیری الکترونیکی اشاره شده که برخی از آنها عبارتند از: تقلب، سرقت ادبی، تعدی به حقوق دیگران و جاسوسی در فضای مجازی. در روش آموزش اینترنتی تقلب بسیار راحتتر از آموزش چهره به چهره است. در این روش فراگیران میتوانند مجموعهای از اطلاعات را از طریق تقلب جمعآوری کنند و در تکالیف، پروژهها و مقالات خود بهکار برند. برخی از انگیزههای مربوط به تقلب و عدم رعایت مسائل اخلاقی در یادگیری الکترونیک شبیه آموزش چهره به چهره است که شامل: فشار برای کسب نمره، اضطراب محیط امتحان، کمبود دانش، خصوصیات فردی و شخصیتی و اختلال رشد استدلال اخلاقی است.
با وجود مطرح شدن مسائل اخلاقی مختلف در روشهای یادگیری و آموزش الکترونیکی، راهکارهای مؤثر و کمککنندهای نیز در این زمینه وجود دارند که در هر یک از ابعاد ذکر شده میتوان از آنها کمک گرفت. اگرچه آموزش و یادگیری الکترونیکی تحولات شگرفی را در زمینهی آموزش ایجاد کرده است، منجر به ایجاد مسائل جدیدی در حیطهی اخلاق و مسؤولیتپذیری نیز شده است. بنابراین، برای مدنظر قرار دادن و حل این مشکلات باید به کلیهی ابعاد یادگیری الکترونیکی از جمله سیستمهای مدیریت یادگیری، کیفیت محتوا و روشهای اجرا و مدیریت آموزش توجه ویژهای مبذول داشت.
معصومه معصومی، مهستی گنجو، عاطفه تشت زر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
حساسیت اخلاقی یکی از ویژگیهایی است که فرد واجد آن به پدیدههای اخلاقی حساس میشود و پدیدهها را از زاویهی اخلاق میبیند. زمانی که انسان مجبور به تصمیمگیری در مورد جانداری شود یک موقعیت اخلاقی پیش آمده است. درمانگران و بهویژه پرستاران اغلب با موقعیتهایی مواجه میشوند که جهت حل آنها باید تصمیمات اخلاقی مناسب اتخاذ کنند. حساسیت اخلاقی پرستاران اغلب در انجام دادن مسؤولیت حرفهای و تصمیمگیری اخلاقی آنان نقش مهمی دارد و بهعبارتی حساسیت اخلاقی اولین مؤلفه برای رعایت اخلاق در مراقبتهای درمانی پرستاران است اما گاهی پرستاران دچار سردرگمی، بیاهمیتی و بیتوجهی در مواجهه با موضوعات اخلاقی میشوند. مطالعات مختلف نشان میدهد آموزش بر حساسیت اخلاقی تأکید دارند و نبود آموزش اخلاقیات میتواند مانعی برای گسترش اخلاق در حرفه و حساسیت اخلاق حرفهای شود. با توجه به اینکه زمان تحصیل، فرصت مناسب و مهمی برای ایجاد حساسیت اخلاقی در دانشجویان پرستاری فراهم میآورد، پرداختن به این امر خطیر یکی از وظایف مهم دست اندرکاران امر آموزش پرستاری است. کمبود آگاهی اخلاقی در دانشجویان پرستاری بهعنوان یکی از مهمترین موانع حساسیت اخلاقی در دانشجویان است. در نتیجه، نا آگاهی سبب نقص در توانایی تصمیمگیری در معضلات اخلاقی میشود و نپرداختن به جنبههای اخلاقی مراقبت سبب بی توجهی و مغفول ماندن اخلاق در مراقبت میشود و به مرور زمان این کار برایش عادی میشود و در ارائهی مراقبت به بیماران و ارتقای سلامت جامعه و ارتقای حرفهی پرستاری دچار مشکل میشود. با مطالعهی مقالات و جستوجو در سایتهای مختلف به جمعآوری اطلاعات پرداختیم. آموزش اخلاقیات توسط اساتید پرستاری در دوران تحصیل دانشجویان پرستاری جهت آمادگی اخلاقی آنان برای ارائهی مراقبت به بیماران در آینده ضروری است.