76 نتیجه برای آموزش
رقیه گندم کار،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
یکی از وظایف دولتها آموزش و فراهم نمودن نیروی متخصص به منظور ارائه خدمات سلامت باکیفیت به افراد جامعه است. در طول چهار دهه اخیر، به فراخور افزایش یا کاهش نیاز جامعه، یکی از سیاستهای افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو یا تلاش برای ارتقای کیفیت آموزشهای ارائه شده در اولویت کاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی قرار گرفته است. با توجه به تصویب و اجرای طرح اصلاح نظام آموزش پزشکی از طریق افزایش ظرفیت دانشجویان علوم پزشکی و وجود نظرات موافق و مخالف بسیار در این خصوص، در این مقاله جنبههای مختلف افزایش ظرفیتها شامل عرضه نیروی کار در پاسخ به نیاز جامعه و چالشهای تضمین کیفیت آموزش مورد بحث قرار گرفته است. بررسی مطالعات موجود نشان میدهد موضوع افزایش ظرفیت پذیرش دانشجویان به منظور تأمین نیروی کار متخصص حوزه علوم پزشکی که مورد مداقه طرافداران این طرح است مسألهای چندوجهی است که نیاز به مطالعات جامع ترکیبی و در نظر گرفتن همه عوامل تأثیرگذار بر آن مانند گرایش بسیار پزشکان، پرستاران و سایر حرف سلامت به مهاجرت، عدم ماندگاری در مناطق کمتر برخوردار، مشکلات اقتصادی و سایر عوامل دارد. علاوه بر این، افزایش ظرفیتها نیازمند تأمین زیرساختهای لازم برای آموزش، برنامهریزی برای ارائه آموزش باکیفیت و پایش نظام آموزشی و فراگیران از نظر دستیابی به توانمندیهای مورد نظر است. در صورت عدم توجه به تأمین کیفیت آموزش در هر سه بعد درونداد، فرایند و برونداد، افزایش ظرفیتها در نهایت منجر به در معرض خطر قرار گرفتن ایمنی و سلامت بیماران خواهد شد.
زهرا خیری، سیده تکتم معصومیان، عطاءاله پورعباسی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
کارآفرینی و تولید ثروت دانشبنیان، طی سالهای گذشته، از موضوعات مهم در نهادهای علمی و اجرایی، ازجمله نهادهای متولی سلامت است. مطالعهی حاضر به طراحی سرفصلهای توانمندسازی حرفهمندان گروه پزشکی برای نقشآفرینی مؤثر در اکوسیستم نوآوری و فناوری و دانشبنیان پرداخته است. بهمنظور انجامدادن این مطالعه از روش دامنهپژوهی استفاده شده است. پس از تعیین سؤالات پژوهش، با یک فرایند نظام مند دقیق، طیفی گسترده از ادبیات بررسی و سپس جستوجوی گلولهی برفی برای رصد مطالعات مرتبط بیشتر انجام شد. در مرحلهی بعد، مرتبطترین اطلاعات، استخراج و دادهها بر حسب نیاز، دستهبندی و مرتب شدند؛ سپس، خلاصهی نتایج در جداول آمار توصیفی و روایی ارائه گشتند. کدگذاری و تجزیه و تحلیل دادهها، بهصورت زوجی انجام شد. در انتها، حیطهها و سرفصلهای برنامهی درسی کارآفرینی، استخراج و در قالب فهرستی پیشنهادی تنظیم گردید؛ سپس، از روش گروه خبرگان، بهمنظور توافق بر سرفصلهای درسی و تدوین اهداف آموزشی در هریک، استفاده شد. در این مطالعه، ۵۲ توانمندی الزامی برای نقشآفرینی مؤثر حرفهمندان گروه پزشکی در اکوسیستم نوآوری و فناوری و دانشبنیان شناسایی شد. این توانمندیها در قالب هفده سرفصل درسی، دستهبندی و در نهایت در سه حیطهی انگیزش، دانش و مهارت مرتبط با کارآفرینی و دانش و مهارت مرتبط با کسب و کار، طبقهبندی شدند. با توجه به ماهیت کارآفرینی، ارائهی آموزشهای لازم با هدف ایجاد دیدگاهی جامع به فرصتها و نیازهای موجود در جامعه و همچنین فضای کسب و کارهای دانشبنیان از مفاهیمی پایهای است که باید در کنار کارآفرینی و کسب و کار گنجانده شود.
مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
همهگیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشتههای علوم پزشکی فرصتها و چالشهایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش میتوانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداختهاند، انجام شد. این مطالعه مقایسهای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوتهای دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابقها رفع شود. پانلی از متخصصین یافتهها را تایید کردند. فرصتهای و چالشهای ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دستهبندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راههای ارتباطی با دانشجویان و شرکتکنندگان در تحقیق و توسعه و آمادهسازی زیرساختهای الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهتها و تفاوتهای فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهشهای بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که میتواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.
عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در ردههای مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش مینماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهتگیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزندهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیدهبان و کمترین نقش را به عنوان پیادهکننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.
محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمانهای آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارتها و عواقب ناگوار و جبرانناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقشهای فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و دادههای حاصل از مقالات علمی معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است. یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوههای معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوههای علمی مناسب طراحی و تحقق آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد
خدیجه نصیریانی، نجمه زمانی، عهدیه بحری، سیده الهام فضل جو،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
با توجه به اهمیت فراگیری هوش اخلاقی در دانشجویان پرستاری بعنوان آینده سازان این رشته و همچنین با توجه به کاربردی بودن آموزش مجازی در تمام رشتهها به ویژه علوم پزشکی؛ برآن شدیم تا مطالعهای با هدف تعیین اثربخشی آموزش مجازی اصول اخلاقی به شیوه روایتگری بر هوش اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام دهیم. پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بوده که 40 دانشجوی پرستاری به روش در دسترس وارد مطالعه شدند. قبل از اجرای مداخله، بلافاصله بعد، و دوماه بعد از مداخله شرکت کنندگان پرسشنامه هوش اخلاقی لینک و کیل (2005) را کامل نمودند. جلسات آموزش مجازی در 16 جلسه آموزشی برگزار شد. دادهها با نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد در مطالعه حاضر 40 دانشجوی پرستاری با دامنه سنی 18-23 سال شرکت کردند. مقایسه میانگین نمره کلی هوش اخلاقی قبل از مداخله (17/81±155/45، بلافاصله بعد از مداخله 17/89±161/50 و دوماه بعد از مداخله 15/41±162/97 نشان دهندهی افزایش این نمره در طول مطالعه است و این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود(P=0/02). براساس نتایج میانگین نمره کلی هوش اخلاقی در دانشجویان بلافاصله و دو ماه بعد از مداخله افزایش یافته است. هوش اخلاقی مطلوب میتواند چشمانداز مناسبی را از موفقیت و پیشرفت افراد ترسیم نماید. بنظر می رسد لازم است مدیران دانشگاهها به طور مستمر در کنار آموزش بالینی، به آموزشاخلاق، به ویژه با روشهای نوین، توجه ویژه داشته باشند.
سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
حرفهگرایی در حوزهی پزشکی، به معنای پایبندی به اصول و رفتارهایی است که به حفظ کرامت بیماران و تأمین منافع عمومی کمک میکند. در عصر دیجیتال، رعایت این اصول توسط حرفهمندان در فضای مجازی به اندازهای اهمیت دارد که نیازمند توجه به ملاحظات اخلاقی و قانونی است. فضای مجازی میتواند به بهبود ارتباط بین پزشک و بیمار و جامعه، ارتقاء آگاهی عمومی و تسهیل فرایند آموزش کمک کند؛ همچنین، این فضا بستری برای شبکهسازی و تبادل اطلاعات بین حرفهمندان را فراهم میآورد. رشد رسانههای اجتماعی، بر نحوهی تعاملات حرفهای بسیار اثر گذاشته است؛ بهویژه، در دوران پساکرونا که مردم بهطور فزایندهای از این رسانهها برای تبادل اطلاعات بهداشتی استفاده میکنند؛ بهگونهایکه مطالعات نشان میدهند، تعداد کاربران اینترنتی دنیا به بیش از ۳.۷میلیارد نفر و در ایران نیز، این تعداد به بیش از ۷۸میلیون کاربر رسیده است؛ همچنین، مطالعات نشان دادهاند، تأثیر اطلاعاتی که پزشکان در شبکههای اجتماعی یا رسانههای عمومی وارد کردهاند، فراوان و بسیار مهم است؛ چراکه مردم به این قشر از جامعه اعتماد بیشتری دارند و بهدنبال دریافت اطلاعات صحیح از ایشان هستند. توجه به مسائل اخلاقی در حضور حرفهمندان در فضای مجازی، امری ضروری است. این مقاله به بررسی حرفهایگری در این فضا و الزامات آن برای حرفهمندان پزشکی پرداخته است. با توجه به اینکه حفظ منافع بیمار در اولویت تعهدات حرفهای قرار دارد، هرگونه رفتاری که به اعتبار حرفهای آسیب بزند و اعتماد عمومی را کاهش دهد، غیرحرفهای محسوب میشود. رعایت محرمانگی و حفظ حریم خصوصی بیماران، توجه به حسن شهرت خود و حرفه، پرهیز از برچسبزنی و ترویج شایعات، صداقت در ارائهی اطلاعات، مسئولیتپذیری، پرهیز از نگرشهای تبعیضآمیز و اجتناب از تحقیر صلاحیت سایر افراد حرفهای در تبلیغات پزشکی، ازجمله الزامات حرفهای در فضای مجازی است. در نتیجه، پایبندی به این موازین، برای حفظ اعتماد عمومی به حرفهی پزشکی ضروری است و به همین دلیل، آموزش و ارزیابی و نظارت بر رفتار حرفهمندان در این فضا، برای ارتقاء استانداردهای حرفهای و اخلاقی از اهمیتی ویژه برخوردار است.
هما صادقی اول شهر، کوثر علیزاده، لیلا امینی، شیما حقانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
برقراری ارتباط مؤثر با بیمار، علاوه بر اینکه جزئی مهم از حرفهایگرایی و رفتار حرفهای محسوب میشود و جلب اعتماد بیشتر جامعه به حِرَف سلامت را در پی دارد، تأثیری بسزا در دستیابی به اهداف مراقبتی و درمانی نیز خواهد داشت. نظر به اهمیت تأکید بر روشهای فعال و دانشجومحور در یادگیری و اهمیت بازاندیشی در آموزش، مطالعهی حاضر با هدف ارزیابی اثر بازاندیشی هدایتشده بر مهارتهای ارتباطی دانشجویان کارشناسی پرستاری و مامایی انجام شده است. پژوهش حاضر، یک مطالعهی نیمهتجربی یکگروهی همراه با پیشآزمون و پسآزمون و محیط پژوهش دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود. پنجاه دانشجوی سالهای دوم تا چهارم کارشناسی مامایی و پرستاری، بهشکل داوطلبی و بر اساس فراخوان در این مطالعه شرکت کردند. ابزار گردآوری دادهها، شامل پرسشنامهی مشخصات فردی و پرسشنامهی مهارتهای ارتباط با بیمار جواهر و همکاران بود. مداخله شامل برگزاری چهار جلسه کلاس آموزشی با رویکرد تعاملی نوددقیقهای (هفتهای یک بار)، بهصورت آنلاین و در بستر گوگلمیت بود. دو جلسهی اول به آموزش مؤلفههای حرفهگرایی با تأکید بر مهارتهای ارتباط با بیمار و آموزش و تمرین بازاندیشی و دو جلسهی بعد به ارائهی سناریو و پخش فیلم و ارائهی فرصتهایی برای بازاندیشی و بهاشتراکگذاری تجارب دانشجویان و جمعبندی اختصاص یافت. دادههای حاصل از مطالعه، پس از ورود به نرمافزار SPSS نسخهی ۲۴ با استفاده از تستهای آمار توصیفی و تحلیلی، تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد، نمرهی مربوط به مهارتهای ارتباطی بلافاصله بعد از آموزش و یک ماه بعد، نسبت به قبل از مداخله، تغییری مثبت داشته؛ ولی این تغییر معنادار نبوده است. نتایج تحلیلهای آماری دربارهی حیطههای مهارتهای ارتباطی نشان داد، حیطهی شروع آگاهانه قبل از آموزش بهطور معناداری پایینتر از بلافاصله پس از آموزش (0/005 = P) و یک ماه بعد ازآن (0/011 = P) بود و در حیطهی پذیرش غیرمشروط مددجو، مقایسهی دو به دو نشان داد، مهارتهای ارتباطی در این حیطه قبل از مداخله بهطور معناداری، کمتر از یک ماه بعد بود (0/02 =P). با توجه به یافتههای این پژوهش، برای اظهارنظر دربارهی تأثیر بازاندیشی هدایتشده در ارتقاء مهارتهای ارتباطی دانشجویان پرستاری و مامایی، کماکان به پژوهشهای بیشتری نیاز است.
ماهرخ کشوری، نگار فرج زاده، محسن شهریاری، محمد آزادمنش، علی اصغر جمالی نسب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
از جمله نقشهای استادان و مربیان پرستاری، انتقال هنجارهای جامعه، فراهمکردن تجربههای فرهنگی، شکلدادن به رفتار و عقاید و نگرشهای دانشجویان و پرورش فضایل اخلاقی در آنان است. استادان، یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر شخصیت اخلاقی دانشجویان هستند؛ لذا، ضروری است به این موضوع توجهی ویژه شود. هدف از این مطالعه، تبیین چالشهای اخلاقی در دانشکدهی پرستاری و مامایی از دیدگاه استادان است. در این بررسی که از نوع کیفی است و به شیوهی تحلیل محتوا انجام شده، ۲۳ استاد در مدت هشت ماه، به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف در دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب و بررسی شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با استفاده از آنالیز محتوای کیفی قراردادی تجزیه و تحلیل گردیدند. تجزیهی مستمر و مقایسهای دادهها نشان داد، ادراک استادان از چالشهای اخلاقی، در سه طبقهی اصلی وجود تبعیض و بیعدالتی، تعهد حرفهای پایین و رفتار غیرحرفهای قرار گرفته است. تبعیض و بیعدالتی، شامل سه زیرطبقهی وجود تفاوت در اجرای قوانین بین دانشکدهها و گروهها، پرداختهای ناعادلانهی مالی و توزیع ناعادلانهی واحدها و امتیازات بود؛ اما طبقهی تعهد حرفهای، پایینتر از دو زیرطبقهی کمفروشی آموزشی و رعایتنکردن قوانین از سوی استادان تشکیل شده بود. رفتار غیرحرفهای نیز، شامل دو زیرطبقهی رقابت ناسالم بین استادان و ارزشیابی نامناسب دانشجویان بود. تجارب استادان در این مطالعه نشان داد، آنان با چالشهایی گسترده مواجه هستند که چالشهای اخلاقی یکی از موضوعاتی است که بر عملکرد و انگیزهی آنان اثر میگذارد. با توجه به نقش مهم استادان در آموزش مسائل اخلاقی یا مشارکت فعال در حل چالشهای اخلاقی، مدیران و مسئولان باید به این عوامل چالشبرانگیز توجه کرده و با تعدیل آنها به بهبود وضعیت کمک کنند.
مینا گائینی، حمید آسایش، احمد پریزاد، زهرا عابدینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش بالینی، مهمترین و اصلیترین بخش آموزش پرستاری است. افزایش دانش نظری و عملی دانشجویان در بخش روانپزشکی برای بهبود نگرش و قبول مراقبت و انجامدادن آن، ضرورت دارد. از طرفی پیامد یادگیری در آموزش بالینی، میتواند شکلگیری و ارتقاء صلاحیتهای حرفهای ازجمله: ارتباط و اخلاق حرفهای، توسعهی تفکر انتقادی برای قضاوت و تصمیمگیری بالینی، ایجاد حساسیت اخلاقی، همکاری تیمی و عملکرد گروهی را به همراه داشته باشد. با توجه به ضرورت مطرح شده، این مطالعه با هدف تبیین تجارب دانشجویان پرستاری مبتنی بر روایتنویسی- بازاندیشی در اولین مواجهه با مددجویان روانپزشکی انجام شد. این مطالعهی کیفی، در دورهی کارآموزی روانپرستاری در دانشکدهی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قم در دو نیمسال متوالی انجام شد. نمونهگیری بهشکل هدفمند و داده ها از طریق ده مصاحبهی فردی نیمه ساختارمند و دو گروه متمرکز حضوری و مجازی (گروه پنجنفره) گردآوری شد. جمعآوری دادهها تا مرحلهی اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. تحلیل دادهها بر اساس رویکرد تحلیل محتوای کیفی و در بستر نرمافزار MAXQDA 20، صورت گرفت. تجربیات بالینی دانشجویان از اولین دورهی آموزش بالینی روانپرستاری، بر اساس روایت نویسی- بازاندیشی یک درونمایهی اصلی، مشوقی برای ارتباط اخلاقی و معنوی در پرستاری و چهار درونمایهی فرعی تقویت ارتباط همدلانه، تقویت حساسیت اخلاقی، احترام به شأن و کرامت مددجویان و شنیدن صدای احساس مددجویان را دربرداشت. تجارب حاصل از روش بازاندیشی در آموزش بالینی، بهویژه در محیطهای بالینی تخصصی، همچون: بخش روانپزشکی و در اولین مواجهه با مددجویان در این بخشها، میتواند انعکاسی از نگرش و دیدگاه دانشجویان را در ارتباط با این مددجویان و خانوادهی آنها فراهم آورد؛ بهطوریکه میتوان از این تجارب غنی در پرورش و تقویت ارتباط و اخلاق حرفهای دانشجویان گروه علوم پزشکی بهره جست.
لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
شواهد متعدد نشان میدهند، در عمل هر روزهی پزشکی و در سالهای پس از فراغت از تحصیل رسمی، شکافها و نقصانهایی را از جنسهای متفاوت میتوان یافت. این موضوع را که نهادهای ملی و بینالمللی پزشکی گزارش کردهاند، میتوان ناتوانی در عمل مبتنی بر بهترین شواهد در زمان ارائهی مراقبت نامید. چنین پدیدهای با تمام پیچیدگی خود، محصول تعامل میان عوامل متعدد ازجمله: اطلاعات اندک، ارتباط نامناسب با بیمار، بیتوجهی به درک او از موضوع بیماری و راههای درمان و بهدنبال آن، پیروی او از دستورات پزشکی و سایر عوامل محیطی و اجتماعی است. بخشی عمده از این شکاف، ناشی از رفتار بالینگران و آن چیزی است که آن را رفتار حرفهای و پایبندی به اصول اخلاقی حرفه مینامیم؛ ازاینرو، همزمان با گسترش برنامههای آموزش مداوم جامعهی پزشکی برای حوزههای دانشی و مهارتهای عملی برای دستیابی به مراقبت مناسب و مؤثر از بیماران، نیازمند توجه به رشد و توسعهی حرفهای و اخلاق حرفهای در میان ارائهکنندگان خدمات سلامت و در قالب برنامههای آموزش مداوم بهصورتی مؤثر هستیم. این مقاله، به چالشهای مطرحشده در آموزش اخلاق حرفهای از دریچهی برنامههای آموزش مداوم پرداخته و در این مسیر، ضمن پرداختن به شکاف موجود میان دانش و عمل، بایدها و نبایدهای طراحی برنامههای آموزش مداوم در حوزهی اخلاق حرفهای را طرح کرده است.
هدی احمری طهران، احمد مشکوری، طیبه ایلاقی نژاد، مریم،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آذر درویش پور، فاطمه منصوری، شیوا مهدوی فشتمی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش به بیمار، یکی از جنبههای حیاتی مراقبت از بیمار است که میتواند پیامد، رضایت و استقلال بیمار را بهبود بخشد. متخصصان مراقبتهای بهداشتی باید متعهد به ارائهی آموزشهایی به بیمار باشند که ضمن کیفیتداشتن، با نیازها و شرایط منحصربهفرد او نیز متناسب باشند؛ علاوهبراین، پایبندی به اصول اخلاقی و اطمینان از اینکه بیماران اطلاعات دقیق و بیطرفانه دریافت میکنند و استقلال و ظرفیت تصمیمگیری آنها رعایت میشود، در بحث آموزش به بیمار ضروری است. هدف از این مطالعه، شناسایی ابعاد اخلاقی در زمینهی آموزش به بیمار بود. مطالعهی حاضر، مروری نظاممند بود که با جستوجو در پایگاههای دادهی PubMed، Scopus، Web of ScienceوGoogle Scholar و با استفاده از کلمات کلیدی انگلیسی اخلاق، آموزش به بیمار، پایبندی به اصول اخلاقی در بازهی زمانی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۴ انجام شد. معیارهای ورود شامل مطالعاتی بود که بر جنبههای اخلاقی آموزش به بیمار و پایبندی به آن متمرکز بودند. دادهها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی تجزیه و تحلیل شدند. از بین ۲۱۶ مقاله، ۲۰ مقالهی مرتبط با موضوع وارد مطالعه شدند. از تحلیل دادهها سه طبقهی اصلی با عناوین تعهد به مراقبت (با دو زیرطبقهی آموزش مبتنی بر نیاز مددجو، حمایت از بیمار و ارائهی اطمینان عاطفی به او)، تعهد به آموزش (با دو زیرطبقهی برنامههای آموزشی ساختارمند و مهارتهای ارتباطی متخصصان مراقبتهای بهداشتی) و پایبندی به اصول اخلاقی (با دو زیرطبقهی احترام به استقلال و خودمختاری بیمار، رازداری و محرمانگی) پدیدار شد. یافتههای این مطالعه اهمیت تعهد متخصصان مراقبتهای بهداشتی را به مراقبت و آموزش در ارائهی آموزش باکیفیت به بیمار نشان میدهد. متخصصان مراقبتهای بهداشتی باید از ابعاد اخلاقی آموزش به بیمار آگاه باشند و برای ارائهی آموزشهای متناسب با نیازها و تواناییهای فرد تلاش کنند. مطالعات آینده باید روی ارتباط بین مراقبت بیمارمحور، استقلال و مهارتهای ارتباطی متخصصان مراقبتهای بهداشتی با پیامدهای آموزش بیمار متمرکز باشند.
حمید کاویانی پویا،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
آموزش در ایران و جهان، تاریخی طولانی را پشت سر گذارده است. موضوع آموزش و نهادها و مراکز آموزشی، از روزگار بنیاد حکومتهای ملّی فراگیر، به سبب برخورد تمدنها و اقتباس از دستاوردهای علمی یکدیگر، دچار تغییر و تحولات عمدهای شدهاند. در این پژوهش که از نوع کتابخانهای است، سعی شده تا با بررسی روشهای مختلف تدریسِ پزشکی، شیوههای انتقال دستاوردهای طبی به دانشپژوهان و علاقهمندان این حرفه در تاریخ ایران تا پایان عصر صفوی بررسی شود؛ ازاینرو، نگارنده با تکیه بر روش تاریخی، در وهلهی نخست، دادهها را از میان مطالب مندرج در منابع اصیل طبی، سفرنامهها و اسناد و شواهد موثقِ تاریخی که به زبانهای عربی و فارسی و انگلیسی نگاشته شدهاند، استخراج و گردآوری کرد؛ سپس، با رجوع به بانکهای اطلاعاتی داخلی، به توصیف و تحلیل دادههای بهدستآمده پرداخت. شواهد موجود حاکی از آناند که در طول تاریخ ایران، بهویژه در تمدن اسلامی، انتقال علوم طبی و آموزش طب بهصورت نظری و عملی، یا به اصطلاح امروزی تدریس بهصورت صحبت و سخنرانی (نظری) و بالینی (سریری، کلینیکی) رایج بوده است؛ البته در اهمیت هریک از روشها و اولویت در بهرهبری از آنها و نحوهی آموزش، اختلافنظرهایی وجود داشته و در طول دوران مزبور، در انتقال بهتر مفاهیم طبی به دانشپژوهان، تحول و تغییراتی رخ داده است.
رویا ملک زاده، ناهید نیکزاد قادیکلائی، مریم خزایی پول،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
رعایت اصول اخلاقی در دانشگاههای علوم پزشکی که در تربیت نسل آیندهی متخصصان حوزهی سلامت نقشی مهم دارند، از اهمیتی ویژه برخوردار است. این اصول میتوانند بهعنوان راهنمایی برای دستیابی به اهداف آموزشی و بهبود عملکرد در حوزههای مختلف دانشگاهی عمل کنند. این مطالعه بهمنظور تبیین مؤلفههای اخلاق در آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. پژوهش به روش کیفی، از نوع تحلیل مضمون ترکیبی در سال 1402 انجام گرفت. شرکتکنندگان هفده نفر از مدیران آموزشی، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران بودند. مطالعه در سه فاز مرور جامع متون، مصاحبه با خبرگان و تشکیل پانل تخصصی انجام شد. دادهها با مصاحبهی نیمهساختاریافته و به روش هدفمند و سپس گلولهی برفی جمعآوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت؛ همچنین، پس از رونویسی مصاحبهها، کدگذاری، طبقهبندی و شناسایی مضامین، دادهها با روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شدند. از تحلیل دادهها، ۸ درونمایهی اصلی، شامل اخلاقمداری، عدالتمحوری، مسئولیتپذیری، وظیفهشناسی، احترام به دیگران، رعایت پوشش، پاسخگویی و سلامت معنوی و 55 درونمایهی فرعی استخراج شد. توجه به مؤلفههای اخلاقی میتواند به افزایش شفافیت، ایجاد محیط آموزشی عادلانه، تقویت مسئولیتپذیری در اعضای هیئت علمی و دانشجویان و ارتقاء کیفیت یادگیری منجر شود و نقشی مهم در برقراری تعاملات بین استادان ودانشجویان ایفا کند. رعایت مؤلفههای اخلاقی در آموزش دانشگاهی، نهتنها به درک مفاهیم اخلاقی نیاز دارد، بلکه باید با سازوکارهای مناسب اجرایی همسو شود؛ لذا، برگزاری کارگاههای آموزشی برای افزایش آگاهی اعضای هیئت علمی و دانشجویان و کارکنان، استفاده از شاخصهای اخلاقی در فرایندهای جذب و ارتقاء اعضای هیئت علمی پیشنهاد میشود.
اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت میکند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاستگذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دستهبندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش میشود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارتهای ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء تواناییهای حرفهای آنان یاری میرساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تابآوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبتها بهرهمند میشوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگیشان بهبود یافته و روند درمانشان سریعتر پیش میرود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبتتر و جامعهای سالمتر منجر میشود؛ افزونبراین، دانشگاهها با اجرای این آموزشها میتوانند برنامههای جامعتر، پژوهشهای بینرشتهای، اخلاق حرفهای و تربیت نیروهای سلامت جامعنگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهرهوری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفهای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهرهوری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور میشود.