75 نتیجه برای سلامت
محمد میرزایی، بهزاد جودکی، زهرا بازوبند، احسان شریعتیفرد،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
بیماری نوظهور و فراگیر کووید 19 که از سطح همهگیری (اپیدمی) گذر نموده و به سطح جهانگیری (پاندمی) رسیده، چالشهای فراوانی را برای جامعهی جهانی ایجاد کرده است. ویژگیهای خاص بیماری کووید 19 ازجمله ناشناختهبودن و پیچیدگی منشأ این ویروس، وسعت و سرعت بالای انتشار و انتقال آن، جهشپذیری فراوان، نبود درمان قطعی برای آن تاکنون ، وجود دورهی کمون و نهفتگی بیماری، بررسی همهجانبه و تدوین برنامهای جامع را در تمام ابعاد میطلبد تا بتوان برای کنترل و مدیریت آن اقدام کرد. سرعت فراوان انتقال این بیماری و ویروس، با بیاحتیاطی ناقلان و بیماران بهصورت تصاعدی افزایش مییابد. طولانیبودن زمان شیوع این بیماری نیز باعث سهلانگاری افراد در رعایت پروتکلهای بهداشتی شده و موجب بیماری افراد دیگر میشود؛ ازاینرو، بیاحتیاطی و سهلانگاری برخی افراد، ضمن تحمیل بار حقوقی و اخلاقی در رعایتنکردن حقوق جامعه، امنیت و سلامت جسمانی و روانی افراد را نیز تهدید میکند. یکی از اهداف تدوین قواعد فقهی و قوانین عرفی، صیانت از جان و سلامت افراد است؛ لذا موضوع این نوشتار، بررسی الزامات و ضمانت اجرای ناظر بر مراقبت و پیشگیری از بیماری کووید 19 و مسئولیت کیفری تحمیلی بر افرادی که پروتکلهای بهداشتی را رعایت نمیکنند، با نگاهی فقهی و حقوقی خواهد بود. بر این اساس افرادی که حداقلهای بهداشتی را در برابر این ویروس رعایت نمیکنند، در صورت ناقلبودن دارای مسئولیت هستند و در صورت احراز و اثبات قصور یا تقصیر و انتساب اضرار یا آسیب به ایشان، باید از عهدهی جبران خسارت برآیند. افزونبراین، در صورت آگاهی به ناقلبودن، امکان تعزیر ایشان نیز وجود خواهد داشت.
پروین اصغری، مهدی غفاری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که مفاهیمی همچون سلامتی، تندرستی، رشد فردی و اجتماعی با فعالیت بدنی ارتباط تنگاتنگی دارند؛ چنانکه ملتهای متمدن جهان به اهمیت فعالیت بدنی درزمینه سلامتی و تندرستی نظر داشتهاند. در میان ملتهای باستان، یونانیان بیش از همه به ورزش و فعالیت بدنی علاقه داشتند چنانکه جزء مهمی از پزشکی یونان قدیم بوده است و پزشکان دوران یونان باستان، بهویژه، بقراط و جالینوس بر فعالیت بدنی و رژیم غذایی مناسب بهعنوان مؤلفههای مهم شیوه زندگی سالم تمرکز داشته و تأکید کردهاند و ازاینرو بسیاری از اطلاعات اولیه در مورد ارتباط ورزش و سلامتی در یافتهها و متون پزشکی یونان قدیم مطرح شد که بهطور جامع و کاربردی در قالب تئوری طبیعیات و غیرطبیعیات از سوی جالینوس مطرح شد و سپس در دوران بعد مبنای ارتباط ورزش و پزشکی قرار گرفت. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر اطلاعات کتابخانهای درصدد پاسخ به این سؤال است که انسان از چه زمانی با روش علمی و اصولی دریافت که تمرین و فعالیت بدنی در سلامتی بدن نقش داشته است و حاصل آنکه با بررسی پزشکی یونان قدیم بهویژه نظریه جالینوس پیرامون ارتباط ورزش و سلامتی در قالب مقوله غیرطبیعیات در یونان باستان، دوره قرون وسطی، سپس عصر رنسانس تا عصر حاضر، میتوان به نقش مهم و تأثیرگذار تمرین و فعالیت بدنی در حفظ سلامتی بدن و پیشگـیری از بیماریها در اعصار مختلف تاریخ حیات بشر و نحوه تغییر دیدگاه مشاهیر ان زمان به آن در طول تاریخ پی برد
جعفر نوری یوشانلوئی، شبیر آزادبخت،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
یکی از اصول مهم در زمینه اخلاق پزشکی که آثار اجتماعی شگرفی دارد، محرمانگی اطلاعات پزشکی میباشد. با توجه به اهمیت اصل مذکور، حقوق کشورهای مختلف، هر یک به نوعی در این زمینه ورود کردهاند و اصل محرمانگی را به رسمیت شناختهاند. وجود اصل محرمانگی برای دو دسته از انسانها قابل تصور است: یکی آنهایی که در قید حیات هستند و دیگری افرادی که فوت کردهاند. در پذیرش اصل محرمانگی در خصوص این دو دسته از یک مبنا پیروی نشده است و میتوان مبنای اصلی قاعده محرمانگی در خصوص زندگان را حفاظت از حریم خصوصی آنان و در خصوص متوفیان، منفعت عمومی جامعه و منع اضرار به غیر دانست. هدف از این نوشتار بررسی نحوه انعکاس اصل محرمانگی در خصوص این دو دسته از اشخاص در حقوق فرانسه و ایران است. در حقوق فرانسه در ارتباط با زندگان و متوفیان نص صریح وجود دارد؛ لکن در حقوق ایران ظاهراً شناسایی اصل محرمانگی به زندگان محدود شده است؛ با وجود این، علیرغم سکوت قانونگذار ایرانی، میتوان اصل محرمانگی را به متوفیان نیز تسری داد. به هر روی، در این نوشتار سعی میشود ضمن بررسی مختصر مفهوم و مبانی اصل محرمانگی، موضع دو نظام حقوقی فرانسه و ایران تبیین گردد.
مهشید صفایی، مقصود فراستخواه، احسان شمسی گوشکی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
در ساختار نظام سلامت مسائل حرفه ای و بازدارنده های سازمانی موجب خستگی بیمار، فرسودگی پزشک و در نهایت مسائل میان فردی میان بیمار و پزشک از جمله عدم درک متقابل و فرسایش اعتماد می شود. از این رو، اعتماد بهعنوان هسته مرکزی سرمایه اجتماعی نقش بسزایی در کیفیت روابط میان فردی میان بیمار و پزشک دارد. اعتماد میان بیمار و پزشک و گسترش عمومی آن مستلزم مجموعهای از ملاحظات سازمانی و اصول حرفه ای در نظام سلامت است. در این پژوهش سعی شد عوامل سازمانی و حرفهای مؤثر بر اعتماد میان پزشکان و بیماران واکاوی شود. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته در مراکز ارائه خدمات سلامت شهر تهران گردآوری شد. با روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی مصاحبه ها با 39 نفر و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. با بهره گیری از استراتژی دادهبنیاد و نرمافزار اطلس تی آی، داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی و تحلیل شدند. پایایی در مرحله کدگذاری با استفاده از روش بازآزمون انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد، مؤلفههای «حرفهای - سازمانی» مؤثر مشتمل بر سه مؤلفه «مدیریت حرفهای سازگارشونده»، «بیمه سازگارشونده»، «سیاست سازگارشونده»، و نُه مقوله است. این مؤلفه ها عناصر تشکیل دهنده ساختار و زیرساخت های توسعه حرفهای در نظام سلامت هستند که می تواند ارتباط و تعامل مبتنی بر اعتماد میان بیمار و پزشک را در نظام سلامت احیا کنند. در خصوص تدوین راهبردها و سیاستهای اجرایی برای افزایش اعتماد بین بیمار و پزشک به پژوهش های راهبردی دیگری نیاز است.
محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
پزشکی تدافعی، انجامدادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجامدادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزهی محافظت از خود در برابر شکایتها یا تنشهایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام میدهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداختکنندهی هزینهی درمانی مانند سازمانهای بیمهگر میشود که میتواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهرهوری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائهی پیشنهاداتی برای مدیریت اینگونه رفتارها و پیشگیری از آنها، شامل سه دستهی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتیسازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافتههای منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظاممند منابع و مطالعهی کیفی با روش برگزاری مصاحبههای نیمهساختاریافته تنظیم شدهاند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کردهاند.
فرزاد زکیان خرم آبادی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی، امیرحسین تکیان، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
حق بر دسترسی به خدمات سلامت، بهعنوان جزئی از حقوق بنیادین بشر، متأثر از شرایط و امکانات دولتها و اوضاع بینالمللی، همواره با چالشهایی روبهرو بوده است. علیرغم صراحت سیاستهای کلی و اسناد بالادستی در نظام سلامت ایران، در خصوص لزوم برخورداری مهاجران و پناهندگان از خدمات سلامت و عضویت ایران در کنوانسیونهای مربوطه، ضمانت اجرای مفاد این اسناد به دلایل مختلف، ازجمله نارسایی قوانین مربوط به مهاجران و پناهندگان و اجرای نادرست برخی قوانین موجود، منسجم و کامل نیست. گروه تحقیق، نسخهی اول پیشنویس راهنمای اخلاقی ارائهی خدمات سلامت به مهاجران را، با استفاده از دادههای پژوهشی مبتنی بر مرور اسناد مرتبط و مطالعهی کیفی، تهیه و بر اساس نظرات شرکتکنندگان در یک گروه هیأت متخصصان، نهایی کردهاند. در این پیشنویس، پس از تبیین ارزشها و اصول اخلاقی حاکم بر ارائهی خدمت به مهاجران افغان، راهنماها و تکالیف پیشنهادی برای ذینفعان اصلی درگیر و مرتبط با موضوع، ازجمله سیاستگذاران و برنامهریزان کلان نظام سلامت، مؤسسات و مراکز ارائهی خدمات سلامت، حرفهمندان و ارائهدهندگان خدمات سلامت، سازمانهای حرفهای، فعالان جامعهی مدنی، رسانهها و سازمانهای مردمنهاد و پژوهشگران و متولیان پژوهش و آموزش پزشکی ارائه شده است
حسین ریاضی، سمیه عابدیان، حمید مقدسی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
هدف از این پژوهش، شناسایی مسائل و مشکلات حقوقی اجرای پروندهی الکترونیکی سلامت، اولویتبندی، ارائهی کاربست عملیاتی برای ذینفعان، بیان ملاحظات اخلاقی و قانونی در ارائهی این دسترسیها، نحوهی بهرهبرداری از این اطلاعات در ابعاد شخصی، حاکمیتی، پژوهشی و قانونی بوده است. اجرای این طرح، بهصورت خلاصه در مراحل زیر انجام گرفته است: بررسی متون، مشخصکردن جنبههای اخلاقی و حقوقی اجرای پروندهی الکترونیک سلامت، بررسی قوانین و مقررات موجود در کشور، مشخصکردن نقصانهای موجود در ایران و بومیسازی جنبههای اخلاقی و حقوقی اجرای پروندهی الکترونیک سلامت در ایران و ارائهی پیشنهادهای عملیاتی. با بررسی متون، فهرستی از جنبههای اخلاقی پروندهی الکترونیک سلامت، استخراج و بررسی شد؛ همچنین، با مرور قوانین و مقررات به نظر میرسد، در دههی اخیر قوانینی متعدد و متنوع در موضوع سلامت الکترونیک و بهطور ویژه در موضوع پروندهی الکترونیک سلامت تصویب شده است و خلأ قانونی جدی در این حوزه، در کشور وجود ندارد؛ اما اشکالات جدی زیر در آن به چشم میخورد: اجرانشدن یا اجرای ناقص برخی قوانین و مقررات موجود، نبود مقررات فنی و اجرایی کافی و تعیین مصادیق انحراف از اهداف قوانین و مقررات یا اجرای صحیح آن و نبود ضمانت اجرا برای بعضی از قوانین و مقررات. بر اساس اسناد مطالعهشده، وضعیت موجود پروندهی الکترونیکی سلامت در کشور، از جنبههای حقوقی و اخلاقی بررسی و پیشنهادهای عملیاتی برای اصلاح و ارتقاء آن، ارائه شده است.
محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
بهمنظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاهها، بهعنوان ترویجکنندگان دانش سلامت، آموزشدهندهی مهارتهای بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته میشوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزهی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونهگیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاههای علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با جمعآوری دادهها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکتکننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقهی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل دادههـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، دادهها در پنج طبقهی اصلی و پانزده زیرطبقه دستهبندی شد. زیرساختسازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگسازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه میتوانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را بهسوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغلههای روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیتها را به مسئولان خاطرنشان ساخت
محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمانهای آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارتها و عواقب ناگوار و جبرانناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقشهای فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و دادههای حاصل از مقالات علمی معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است. یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوههای معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوههای علمی مناسب طراحی و تحقق آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد
مسعود امن زاده، مهناز حامدان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
با پیشرفتهای اخیر در حوزهی هوش مصنوعی، استفاده از چتباتها در سلامت، بسیار افزایش یافته است. چتباتهای سلامت، ابزارهای نوآورانهای هستند که در زمینههایی چون: آموزش و ارائهی اطلاعات پزشکی به کاربران و ارائهی مشاورههای اولیه کاربرد دارند. علیرغم قابلیتها و مزایای چتبات سلامت، این فناوری با چالشها و ملاحظاتی اخلاقی همراه است که باید در کانون توجه قرار گیرد. هدف از این مطالعه، بررسی چالشهای اخلاقی چتباتهای سلامت است. این مطالعه که از نوع مروری است، با جستوجو و شناسایی مقالات مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی مختلف، ازجمله PubMed و Scopus و WOS با استفاده از کلیدواژههایی مانند Chatbot و Conversational Agent و Medical Ethic انجام شد. بر اساس معیارهای مشخصشده، چکیده و متن کامل مقالات بررسی و در نهایت، مقالات مرتبط انتخاب شدند. طبق مطالعات انجامشده، استفاده از چتباتهای سلامت با چالشهای اخلاقی متعددی همراه است که مهمترین آنها عبارتاند از: الف. حریم خصوصی و امنیت دادهها: دادههای جمعآوریشدهی بیماران توسط چتباتها، در برابر نقض امنیت و حریم خصوصی آسیبپذیر هستند؛ ب. دقت و قابلیت اطمینان: خطاهای احتمالی در پاسخهای چتباتها، میتواند به تشخیص نادرست یا ارائهی توصیههای اشتباه منجر شود و بهطور بالقوه به بیماران آسیب برساند؛ ج. سوگیری و برابری: الگوریتمهای هوش مصنوعی ممکن است، سوگیریهای موجود در مجموعهدادههای آموزشی را تداوم بخشند که به مراقبت نابرابر برای گروههای جمعیتی خاص منجر میشود؛ د. مسئولیتپذیری و پاسخگویی: به دلیل نبود چهارچوبهای قانونی مشخص، تعیین مسئولیت در صورت بروز خطا یا عواقب ناخواستهی ناشی از بهکارگیری چتباتها، همچنان موضوعی حلنشده باقی مانده است؛ ه. استقلال و اعتماد: اتکای بیشازحد به چتباتها ممکن است، عنصر انسانی مراقبت را کاهش دهد و بر اعتماد و استقلال بیمار در تصمیمگیری تأثیر بگذارد. چتباتهای سلامت در کنار مزایای شایان توجه خود، چالشهای اخلاقی مهمی نیز به همراه دارند که نیازمند توجه جدی است. تدوین سیاستها و چهارچوبهای اخلاقی، با تأکید بر حریم خصوصی، شفافیت، عدالت و پاسخگویی، از گامهای اساسی و عوامل کلیدی در این زمینه است؛ همچنین، نظارت مستمر، آموزش کاربر و پیروی از قوانینِ درحالتحولِ هوش مصنوعی میتواند به کاهش نگرانیها و افزایش اعتماد به این فناوری کمک کند.
حمید مقدسی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
ملاحظات اخلاقی تعریفشده برای ارائهکنندگان مراقبت در استفاده از پروندهی پزشکی بیماران، کاملاً بر پایهی منشور حقوق بیمار، بهویژه حق حریم خصوصی و محرمانگی اطلاعات است. کاربران پروندهی پزشکی بیماران، به دو دستهی مجاز( Authorized) و غیرمجاز (Unauthorized ) تقسیم میشوند و
بر همین اساس، سیاستهای افشای (Information Disclosure Policy) داخلی و خارجی اطلاعات پروندهی بیماران مشخص میشود. ارائهکنندگان مراقبت بر اساس اصل نیاز بهدانستن (Need to Know) مجاز به استفاده از محتویات پروندهی پزشکی، با رعایت حق محرمانگی و تبعیت از سیاستهای افشای داخلی اطلاعات هستند و کاربران غیرمجاز که متشکل از کارکنان اداری و افراد خارج از سازمان مراقبت بهداشتی هستند، به دلیل نداشتن دسترسی به پروندهی بیماران، صرفاً مشمول اجرای سیاستهای افشای خارجی اطلاعات هستند که قطعاً امکان دسترسی به اطلاعات هویتی بیماران را ندارند. نکتهی شایستهی تأمل این است که تغییر شکل پروندهی پزشکی از کاغذی به الکترونیک، بر ملاحظات اخلاقی ارائهکنندگان مراقبت در استفاده از آن، اثری چشمگیر میگذارد که پرداختن به آن اهمیت دارد. پروندههای پزشکی کاغذی، صرفاً از حیث امنیتِ مکانِ نگهداری، میتوانست محل بحثهای اخلاقی قرار گیرد؛ ولی پروندهی الکترونیک پزشکی، از جنبه های اخلاقیِ شامل: رعایت احترام بیمار با تأکید بر استفاده از اطلاعات او، حریم خصوصی و محرمانگی، امنیت، همچنین تمامیت و دردسترسبودن اطلاعات، ممکن است در معرض خطر باشد. اعضای تیم مراقبت، بهویژه پزشکان و پرستاران که سطح دسترسیشان به پروندهی پزشکی از سایر اعضا بیشتر است، باید با توجه به حریم خصوصی بیمار و حق محرمانهماندن اطلاعات پزشکی او، در هنگام بهکارگیری فناوری اطلاعات برای مراقبت، از بروز تهدیدهایی که محرمانگی و امنیت اطلاعات را به خطر میاندازند، جلوگیری کنند.
محمد شجاعی نیا،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) ، رهیافتی تحولگرایانه و نوآورانه در مراقبتهای بهداشتی است که میتواند فرایندهای تشخیصی، درمانی، اداری، آموزشی، پژوهشی و مدیریتی را دگرگون سازد. سیستمهای هوش مصنوعی بر نحوهی استدلال، تصمیمگیری و ارائهی مراقبت اثر میگذارند؛ لذا، در کاربرد با چالشهایی ازجمله ملاحظات اخلاقی مواجه هستند که ریشه در ماهیت منحصربهفرد نظام سلامت دارد؛ جایی که رفاه و اعتماد بیماران و استقلال عملکرد مراقبان سلامت، بسیار اهمیت دارد. برای این مطالعه که از نوع کیفی است، منابع اطلاعاتی مختلف، ازجمله مجلات و مقالات و نشریههای مرتبط با موضوع مطالعه شدند؛ سپس، با بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در محیطهای بالینی و تأثیر آن بر ارتباط افراد با نظام سلامت، تصمیمسازیها و گردش کار بالینی، ملاحظات اخلاقی مرتبط با آن استخراج گردید. نتایج نشان میدهد، بهکارگیری هوش مصنوعی در مراقبتهای بهداشتی، علیرغم مزایای گستردهی آن در پیشگیری، تشخیص، درمان، پیشبینی، تصمیمسازی، اتوماسیون فرایندها و روتینها، توصیههای دارویی و درمانی، هدایت اعمال جراحی، پزشکی شخصیسازیشده، سیستمهای پزشکی از راه دور و کاربردهای متنوع دیگر، با مجموعهای از ملاحظات اخلاقی مواجه است که برای تضمین استفادهی مسئولانه و عادلانه از این فناوریها، باید مدنظر قرار گیرد. این ملاحظات، شامل مسائل مربوط به حریم خصوصی (Privacy) بیماران و امنیت دادهها، انواع سوگیریها (Bias) ، شفافیت (Transparency) ، توضیحپذیری (Explainability)، تفسیرپذیری (Interpretability) ، مسئولیتپذیری (Responsibility) ، پاسخگویی (Accountability) ، رضایت آگاهانه (Informed Consent) ، میزان تأثیر بر روابط مراقبان سلامت و بیماران، دسترسی عادلانه و برابری در بهرهمندی از مزایای هوش مصنوعی، استفادهی مناسب و بجا از فناوری، استفادهی اخلاقی از اتوماسیون، حفظ کرامت انسانی، نظارت و تنظیمگری صحیح، مسائل قانونی و حقوقی و پیامدهای بلندمدت، ازقبیل جلوگیری از سوءاستفادهی بیمهگران یا کارفرمایان از اطلاعات پیشبینیکننده و سایر موضوعات مرتبط با حقوق بیماران است. استفاده از هوش مصنوعی در مراقبتهای بهداشتی، مستلزم ایجاد چهارچوبهای اخلاقی و حقوقی و برقراری تعادل بین نوآوریها با اصول انسانی حاکم بر نظام سلامت است، تا ضمن بهرهبرداری از مزایای این فناوری، از حریم خصوصی، عدالت، برابری و کرامت انسانی محافظت شود. تمرکز بر نظارت مداوم و همسوسازی سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی با ارزشهای انسانی میتواند اعتماد به این فناوری را تقویت کند و این اطمینان را به وجود آورد که ضمن رعایت استانداردهای اخلاقی، هوش مصنوعی میتواند بهطور مسئولانه در خدمت بهبود سلامت عمومی جامعه قرار گیرد.
تهمینه صالحی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
به موضوع اخلاق در سیاستگذاری و مدیریت نظام سلامت، آنچنانکه به سایر ابعاد آن همانند اخلاق بالینی، اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی توجه شده، پرداخته نشده است. وجود چهارچوبهای اخلاقی در تخصیص منابع، برای دستیابی به عالیترین منفعت، ارتقاء عدالت در سلامت و حل تعارضها بین نیاز بخشهای متفاوت جامعه، الزامی است و بیتوجهی به آن، تنگناها و چالشهای جدی را برای نظام سلامت ایجاد میکند. نگاهی به عملکرد حوزههای مختلف نظام سلامت، در زمینهی سیاستگذاری و تصمیمسازیهای کلان، نشانگر بیتوجهی به تفکر اخلاقگرایانهی نظاممند است. شاید بتوان گفت، مهمترین تنگنا و چالش اخلاقی در فرایند سیاستگذاری نظام سلامت، تعارض منافع و اشتغال کارگزار نظام سلامت، بهصورت همزمان در حوزهی خصوصی و دولتی است که به اتخاذ سیاستهایی منجر میگردد که نمیتوان از آنها انتظار ارائهی اخلاقی خدمات داشت. ارائهی خدمات مازاد بر نیاز، ارائهی خدمات غیراستاندارد یا کمتر از میزان واقعی و کاهش کیفیت ارائهی خدمت از عوارض جدی این مسأله است. مشکلات اقتصادی کشور و افزایش مداوم هزینههای بخش درمان، تنگنای دیگری با عنوان سهم پایین سلامت از تولید ناخالص داخلی را موجب شده که بر دسترسی عادلانه به مراقبتهای بهداشتی اثر گذاشته و به بیعدالتی در توزیع منابع و امکانات در کشور و حرکت منابع محدود به سوی نیاز گروههای خاص منجر شده است. مصداق اصلی افزایش مداوم هزینههای بخش درمان، بیتوجهی به یکی از موفقیتهای نظام سلامت کشور، یعنی ساختار نظام شبکه و از سوی دیگر ایجاد و توسعهی مراکز درمانی تخصصی و رویکرد تخصصمحوری بهجای رویکرد جامعنگر است، نظیر ساخت بیمارستانهای متعدد در شهرهای مختلف کشور. یکی دیگر از بنیادیترین تعارضهای این حوزه، تعیینکردن این موضوع است که نظام سلامت از جنس تصدیگری است یا حاکمیتی؛ انتخاب هرکدام از این دو، تأثیراتی مهم بر اتخاذ سیاستهای سلامت خواهد داشت. محدودکردن سلامت به اعمال حاکمیتی ممکن است به ایجاد چالشهای اخلاقی در آن منتهی گردد و قرارگرفتن صِرف، ذیل قانون عمومی و وظایف تصدیگری نیز خالی از مشکل نیست. مشکل دیگر اینکه، سیاستگذار همزمان هم ارائهکننده و هم خریدار خدمت است. تداوم این وضعیت، تضاد منافع و تقاضای القایی را تشویق کرده و افزایش میدهد. تغییر رویکرد و بازگشت به نگاه اخلاقی در حوزهی سیاستگذاری نظام سلامت و استفاده از تفکر نظاممند و جامع، رعایت ملاحظات اخلاقی در سیاستگذاری و مدیریت نظام سلامت و توجه به ویژگیهای خاص بازار سلامت میتواند در ارتقاء نظام سلامت و ازبینبردن تنگناها و مشکلات اثرگذار باشد. حاصل اتخاذ این رویکرد، بازگشت سیاستها به سمت نظام سلامت مبتنی بر شبکه، تربیت نیروهای توانمند برای سطح اول خدمات بهداشتیدرمانی، اصلاح و تقویت نظام ارجاع، ایجاد شرایط ماندگاری بیشتر برای نیروهای صف، کاهش تعارض منافع و سوءاستفادههای مختلف از رانتهای تجهیزات پزشکی و داروهای گرانقیمت و ارتقاء جایگاه ارزشمند آموزش در نظام سلامت خواهد بود.
جلال سعیدپور، علیرضا حاجی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
در قرن حاضر، کشور ایران یکی از سریعترین کشورهای جهان در زمینهی رشد سالمندی جمعیت است و پیشبینی میشود، بیش از ۲۰درصد از کل جمعیت کشور، در سال ۱۴۲۰ سالمند باشند. ازآنجاکه سالمندان، مصرفکنندگان اصلی خدمات سلامت هستند، پرداختن به ملاحظات اخلاقی در ارائهی خدمات سلامت به این قشر جمعیتی، حائز اهمیت است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مرور شواهد مربوط به ملاحظات اخلاقی در ارائهی خدمات سلامت به سالمندان در ایران انجام شد. مطالعهی حاضر از نوع مرور حیطهای بود که با استفاده از پروتکل ششمرحلهای و Arksey و O'Malley انجام شد. برای شناسایی شواهد مرتبط، در پایگاه های داده ای انگلیسی زبان Web of Science ، PubMed , Scopus و فارسی زبان SID , Magiran , Iran Medex , Google Scholar بدون محدودیت زمانی جستوجو انجام گرفت. بعد از غربالگری و انتخاب مطالعات، پژوهشگران از فرم استخراج داده برای شناسایی و دستهبندی نتایج استفاده کردند. روش تحلیل روایتی برای تحلیل دادهها به کار گرفته شد. از بین ۶۷۳ مطالعهی شناساییشده، ۱۷ مطالعه برای تحلیل انتخاب شدند. خدمات همهجانبهی پیشگیری، تشخیصی، درمانی و توانبخشی به سالمندان، باید مبتنی بر اصول و ارزشهای انسانیاسلامی مقبول جامعه ارائه شود. حفظ شأن و کرامت سالمندان در تمامی مواقع، رعایت اخلاق در تعامل با سالمندان، خودمختاری و استقلال سالمندان در تصمیمگیریهای مرتبط، توجه به اصول عدالت و سودمندی در مداخلات درمانی، همدلی و خوشرویی در بین ارائهدهندگان، اطمینان از محرمانگی و رازداری و حفاظت از اطلاعات، توجه به حریم خصوصی، کسب رضایت آگاهانه در مراکز سلامت، توجه به آموزههای دینی و اسلامی در مراقبت از سالمندان، مسئولیت نهادهای دولتی و غیردولتی در جلوگیری از انگ و تبعیض بین سالمندان، انجامدادن اقدامات درمانی بهنگام و اخلاقمحور، پایبندی ارائهدهندگان به کار تیمی و رفتار علمی و حرفهای، حمایت از سالمندان بهعنوان قشر جمعیتی آسیبپذیر در اولویتبندی خدمات، جلوگیری از تعارض منافع در مراقبتهای سالمندان و استفاده از خدمات سلامت ایمن، مقرونبهصرفه، معتبر و مبتنی بر شواهد برای سالمندان، از مهمترین ملاحظات اخلاقی لازم برای ارائهی خدمات سلامت به سالمندان هستند. با توجه به قطعیبودن سالمندی در ایران، باید در ارائهی خدمات سلامت به سالمندان، به ملاحظات اخلاقی شناساییشده در پژوهش حاضر، توجه شود؛ بنابراین، توصیه میشود، سیاستگذاران و مدیران و ارائهدهندگان، اقداماتی را در سطوح وزارت بهداشت، دانشـگاههای علوم پزشکی و مراکز ارائهدهندهی خدمات سلامت به سالمندان بهمنظور ترویج اصول و ارزشهای انسانی اسلامی انجام دهند.
محدثه محسن پور، امیر ذکاء، فهیمه امانی، الهام چارقچیان خراسانی، سیدجواد حسینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
چنانچه جوامع، آمادگی لازم را برای مقابله با نیازهای روبهرشد سالمندان و پاسخگویی به تبعات پدیدهی سالمندی نداشته باشند، با چالشهای جدی روبهرو خواهند شد. یکی از چالشهای مهم مرتبط با سالمندی جمعیت در کشورها، موضوع تهیه و تأمین خدمات سلامت برای سالمندان و تأمین مخارج بهداشتی و درمانی است. نقش فعالانهی سالمندان در جستوجوی خدمات و تبعیت از مراقبتهای پیشگیرانه میتواند در کاهش هزینههای مراقبت بسیار اثرگذار باشد. هدف اصلی مطالعهی حاضر، تبیین تجربهی زیستهی سالمندان از عوامل مؤثر بر مراجعه به مراکز بهداشتی شهر مشهد برای خدمات مراقبت سلامت بود. این پژوهش، مطالعهای کیفی از نوع تحلیل محتوا بود. از لیست سالمندان تحت پوشش مرکز بهداشتهای شهر مشهد، بهصورت مبتنی بر هدف، تعدادی از سالمندانی که بهطور منظم برای دریافت خدمات مراجعه میکردند و سالمندانی که اصلاً در دو سال اخیر مراجعه نداشتند، به شرکت در مصاحبه دعوت شدند؛ سپس، نمونهگیری گلوله برفی تا اشباع دادهها ادامه یافت. در نهایت، هجده سالمند در مطالعه شرکت کردند. مصاحبهها با سؤالات باز شروع و با سؤالات پیگیر ادامه یافت و متن مصاحبهها دستنویس، سپس با روش تحلیل محتوای صوری به رویکرد برنارد تحلیل شد. سالمندان کمبود حس کرامت را، یکی از موانع مهم در مراجعه به مراکز بهداشت بیان کردند. این درونمایه شامل دو زیرطبقهی نقض کرامت درکشده و نقض کرامت مشاهدهشده بود. القای احساس بیارزشبودن سالمندان، بهعنوان موضوعی فرهنگی در جامعه بیان شد. مناسبنبودن فضای فیزیکی برای محدودیتهای سالمندان، غیررسمیبودن فضا و رفتار مراقبان سلامت، معطلی زیاد در مرکز، کثیفی و شلوغی مراکز بهداشت، بیبرنامگی برای نوبتدهی به مراجعان، بهوجودآمدن اختلالات اینترنتی و نرمافزاری که سبب طولانیشدن فرایند مراقبت سلامت میشود، مشترکبودن فضای انتظار برای سالمندان و نوزادان و جوانان و کمبود صندلی از دلایلی بودند که بر احساس کرامت سالمندان در زمان مراجعه به مرکز بهداشت تأثیر داشت. شرکتکنندگان بر کمبود احساس کرامت در دریافت خدمات و ابراز احساس بیارزشی تأکید کردند که با یافتههای سایر مطالعات که بر اهمیت کرامت در محیطهای بهداشتی تأکید میکنند، همخوانی دارد. تصور سالمندان از اینکه خدمات بهداشتی بیشتر بر فرایندهای اداری تمرکز دارند تا مراقبتهای مبتنی بر بیمار، ممکن است آنها را از جستوجوی خدمات پیشگیرانه بازدارد. این یافته نیاز به تغییر فرهنگ در سیستمهای بهداشتی را برای اولویتدادن به کرامت و احترام به بیماران سالمند نشان میدهد و محیطی حمایتی را ترویج میکند که مراقبتهای پیشگیرانه را تشویق کند.
نسرین رسول زاده، عباس عباس زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
یکی از مهمترین ابعاد عملکرد پرستاران، میزان پایبندی آنان به اصول اخلاق حرفهای است که میتواند متأثر از سلامت معنوی پرستاران باشد. توجه بیشتر به مسائل معنوی، مانند ایمان، هدفداربودن در زندگی و پایبندی اخلاقی موجب کاهش اضطراب و عوارض ناشی از آن میشود. جنبههای معنوی زندگی باعث میشود، فرد در برابر کمبودها و مشکلات، بردباری بیشتر و در ارتباط با افراد دیگر جامعه نیز، رفتار مناسب داشته باشد. دستیابی به اطلاعات سلامتی پرستاران برای پیگیری وضعیت سلامتی، مستلزم داشتن اطلاعات صحیح و برخط است؛ لذا، این پژوهش با هدف تعیین مؤلفههای معنویت سامانهی پایش سلامت پرستاران انجام شد. این پژوهش در دو مرحله انجام شد. مرحلهی اول با رویکرد تحلیل محتوا، با ۲۵ مشارکتکننده و در مرحلهی دوم، با استفاده از رویکرد دلفی در چهار نوبت و با ۵۱ نفر مشارکتکننده انجام گرفت. روش نمونهگیری، مبتنی بر هدف بود و پرستاران و دیگر متخصصان، مشارکتکنندگان در این پژوهش بودند. روش جمعآوری اطلاعات در مرحلهی اول، با استفاده از مصاحبهی نیمهساختاریافته و سؤالات هدایتکننده دربارهی پایش سلامت پرستاران بود. در مرحلهی دوم، از پرسشنامه با سؤالات بازپاسخ استفاده شد که در چهار نوبت در اختیار مشارکتکنندگان قرار داده شد. پس از دریافت پاسخها، گویههایی که بیش از ۷۵درصد متخصصان دربارهی آن توافق داشتهاند، عبارات نهایی ساختار اطلاعات سامانهی پایش سلامت را تشکیل دادند. بخشهای کیفی با استفاده از آنالیز محتوای هدایتشده، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج مرحلهی اول در بخش کیفی، پس از بررسی اظهارات مشارکتکنندگان، طبقهی آرامش معنوی در طبقهی اصلی استواری در ستونهای پایش سلامت منتج شد. مشارکتکنندگان، اعتقاد به خدا و خدمت به انسانها را موجب برقراری آرامش در خود میدانستند. همهی مشارکتکنندگان، نیاز به بررسی سلامت معنوی را در پایش سلامت، امری ضروری نمیدانستند. در اظهارات آنها، رفتار مذهبی و سلامت معنوی با یکدیگر، یکسان تصور میشد و آن را مقولهای درونی میپنداشتند؛ چراکه در بستری فرهنگیمذهبی زندگی میکنند. نتایج مرحلهی دوم در بخش دلفی نشان داد، متخصصان توافق جمعی داشتند که بررسی سلامت معنوی پرستاران ضرورت دارد؛ اگرچه پرستاران بررسی سلامت معنوی و ایجاد آن را در سامانه ضروری نمیدانستند؛ لیکن به نظر میرسد، اگر پرستاران از سلامت معنوی خود غفلت کنند، در شناسایی نیازهای معنوی و انجامدادن مراقبت معنوی لازم برای بیماران با مشکل مواجه میشوند؛ لذا پیشنهاد میشود، در پیادهسازی و اجرای سامانهی پایش سلامت، مؤلفهی بررسی سلامت معنوی پرستاران با توجه به فرهنگ ایرانی مدنظر قرار گیرد تا کاربران بتوانند سلامت معنوی خود را ارزشیابی کنند.
رضا صالحی نیا، مرضیه نصیری سنگری، حسین عباسیان، سجاد صالحیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
هوش مصنوعی، یکی از پیشرفتهای بزرگ بشری است که با توسعهی فناوریهای هوش مصنوعی در زمینهی سلامت، تأثیرات مثبت آن بر ارتقاء شاخصهای بهداشتی و درمانی، بهطور چشمگیری افزایش یافته است؛ اما کاربرد آن با چالشهای اخلاقی بسیاری نیز همراه است؛ ازاینرو، هدف از این مطالعه، بررسی ملاحظات اخلاقی در استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت است. در این مطالعهی مروری، مقالههای منتشرشده بین فوریه ۲۰۱۹ تا نوامبر۲۰۲۴ بررسی شدند. برای جمعآوری مقالهها، از پایگاههای اطلاعاتی داخلی مانند Magiran, SID و از پایگاههای منابع علمی خارجی نظیر PubMed, web of Science Medlib, Science Direct و موتور جستوجوی Google Scholar استفاده شد. برای جستوجو در منابع فارسی و انگلیسی، از کلمات کلیدی اخلاق، هوش مصنوعی، سلامت، Ethics, Artificial Intelligence, Healt استفاده شد. پس از ارزیابی معیارهای ورود و کیفیت مقالات، نُه پژوهش واجد شرایط، شناخته و به مطالعهی حاضر وارد شدند. نتایج مطالعات پیشین نشان دادهاند، استفاده از هوش مصنوعی در حوزهی سلامت مزایایی چشمگیر همچون: تشخیص دقیقتر بیماریها، پیشبینیهای بالینی مؤثرتر، مدیریت کارآمدتر بیمارستانها، بهینهسازی منابع، بهبود مراقبت از بیماران، بهینهسازی گردش کار بالینی و پیشرفت تحقیقات پزشکی را به همراه داشته است. این فناوری موجب افزایش کارایی و ارتقاء کیفیت خدمات بهداشتی شده است؛ بااینحال، چالشهای اخلاقی مانند حریم خصوصی و امنیت دادهها، سوگیری الگوریتمی، شفافیت، اعتبارسنجی بالینی و مسئولیت حرفهای همچنان وجود دارد. رعایت اصولی چون: شفافیت، انصاف، حفاظت از حریم خصوصی و تضمین دسترسی برابر برای توسعه و استفادهی مسئولانه از هوش مصنوعی ضروری است. در نهایت، ایجاد تعادل میان منافع فناوری و ارزشهای انسانی، مسیر بهرهبرداری پایدار و اخلاقی را از این فناوری هموار خواهد کرد. نتایج حاصل از مطالعات انجامشده نشان میدهد، هوش مصنوعی با ارائهی راهکارهای نوآورانه، تأثیری چشمگیر در بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء خدمات در حوزههای مختلف، بهویژه سلامت، داشته است؛ بااینحال، بهرهگیری بهینه از این فناوری نیازمند توجه جدی به ملاحظات اخلاقی، نظارت دقیق بر فرایندها، و رفع چالشهای موجود است.
رضا خدیوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
در طول چند دههی گذشته، الگوهای مختلفی برای نیازسنجی سلامت و متناسب با آن، تخصیص منابع در حوزهی سلامت به کار گرفته شدهاند؛ الگوهایی ازجمله: الگوهای مبتنی بر اصول اقتصادی هزینه-اثربخشی یا اصول اپیدمیولوژیک با استفاده از شاخصهایی همچون بار بیماریها یا میزان شکاف در شاخصهای سلامت در بین فقرا با ثروتمندان یا مقایسهای بین یک جامعه (کشور) با جوامع برخوردار دیگر. اثربخشی و عدالت، عموماً بهعنوان اهداف رقابتی در فرایند تخصیص منابع در نظر گرفته میشوند؛ بهگونهایکه نظامهای سلامت قادر به تحقق هر دو هدف، بهطور همزمان نیستند. این رویکردها عمدتاً بر نواقص و کمبودها تمرکز دارند و نگاه آنها، فردگرایانه است. متعاقب رخداد محدودیتهای ناشی از بیماری و ناتوانی واقعی برای افراد، یک رابطهی خطی علت و معلولی مستقیم بین وضعیت بیماری و عملکرد اجتماعی وجود ندارد. بیماری و معلولیت، به دلیل ماهیتشان، به تشدید گسست بین فرد و نقش عادی او در مسئولیتهایش، وابستگیهای اجتماعی اولیه و قابلیتهای مدنظرش تمایل دارند. «رویکرد قابلیت» از ما میخواهد که به دنیای زندگی مردم عادی احترام بگذاریم و با آنها برای ایجاد مهارتها و داراییها و قابلیتهایشان کار کنیم، بهجای اینکه بر کمبودهایشان و تلاش برای اصلاح آنها، از طریق توزیع مجدد منابع، تمرکز کنیم. این مهارتها و داراییها و قابلیتها، به افراد این امکان را میدهند که دنیای زندگی خود را با حداقل تداخل مدیریت کنند. انواع مهارتهایی که تواناییها را افزایش میدهند، عبارتاند از: روابط بینفردی، مهارتهای فنی برای مدیریت جنبههای معمول زندگی اجتماعی و اقتصادی و خانگی، مهارتهای توسعهی مقاومت عاطفی و روانی و توانایی که زندگی را معنیدار و هدفمند جلوه دهد. این مهارتها افراد را قادر میسازند تا رنجهای معمول زندگی عادی و همچنین، رویدادهای شاخص زندگی را که هرازگاهی افراد را درگیر میسازد، مدیریت کنند. متعاقب ارتقاء قابلیتها، این فرصت نیز برای مردم فراهم میشود تا اجزای دنیای زندگی خود را بهتر مدیریت کنند. هرچه افراد توانایی بیشتری برای کنترل دنیای زندگی خود داشته باشند، تابآوری بیشتری خواهند داشت. مهارتهای کنترل دنیای زندگی، قابلیتهای اساسی هستند. ناتوانی در اعمال این گونه کنترلها، پایه و اساس بیعدالتی در سلامت را شکل میدهد؛ زیرا توانایی اعمال کنترل، بهطور یکسان، بین مردم گسترش نیافته است. نیازسنجی خدمات سلامت، بر اساس نظریهی قابلیتها با استقرار و تثبیت عدالت در سلامت سازگارتر است.
عبدالله صلواتی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
زمانی که واژهی سلامت عمومی به میان میآید، واژههای مراجع، پزشک، پرستار، کادر درمان و مراکز درمانی نیز به ذهن خطور میکند؛ اما این همهی ماجرا نیست. سلامت عمومی در محیطی ۳۶۰ درجه قرار دارد که افراد یادشده (مراجع و پزشک و...)، تنها بخشی از آن را به خود اختصاص میدهند. برخی از مصادیقی که کمتر به چشم میآیند، عبارتاند از: سیاستگذاری و حکمرانی سلامت، قوانین، ابعاد اجتماعی، محیط زیست، فناوری و دادهها، جامعه و فرهنگ، انسان، مشارکت، آموزش، امنیت. دورشدن از این محیط ۳۶۰ درجه میتواند سلامت عمومی را دستخوش اختلال کند؛ البته میتوان سلامت را در این محیط دید اما سلامت در معرض تهدید باشد؛ زیرا این محیط ۳۶۰ درجه، استعداد آن را دارد که بدون انسان لحاظ شود و در غیبت انسان برنامه بریزد و چرخدندههای بزرگ آن، «دیگری» را در خود هضم و از میدان به در کند. زمانی که من، «دیگری» را بهشکل «شیء»، «بیمار»، «مشتری»، «فرصت مالی» یا «فرصت برونشد از مشکلات» ببینم، آنچه حاضر کردهام، مجموعهای از تقلیلهاست، نه «دیگری» و نه «انسان». در این حالت، اخلاق سلامت عمومی، زمینی برای ایستادن ندارد. در این پژوهش، برای تحلیل و توصیف این نوع نگاه به اخلاق سلامت و این تقلیلها، از نگرش «دیگری»مدارِ فیلسوف بزرگ جهان اسلام، ابنسینا و متفکر برجستهی فرانسوی، ایمانوئل لویناس کمک گرفتیم. این پژوهش، بر اساس رویکرد پدیدارشناسانه به توصیف تجربههای زیسته از سلامت عمومی و رابطهی آن با اخلاق، به مدد آرای ابنسینا و لویناس پرداخته است. امکانات درونی فلسفهی ابنسینا ازجمله: «شهرت، موقعیت، رفتارهای ظاهری و سن و سال، حجاب راه دیدن دیگری است»، «انسانها گاهی به باطل اشتغال دارند» و «دیدن حق و ابتهاج به او» و ظرفیتهای فلسفهی لویناس ازجمله: «دیگری بهمثابه نامتناهی»، «دیگری بهمثابه امری که باید حمل شود» و «مسئولیت در قبال مسئولیت دیگری» کارت دعوتی برای خروج از «من» و دیدن و تکریم «دیگری» در محیطی ۳۶۰ درجه است. امری که از لحاظ متافیزیکی میتواند مبنای برونشد از وضعیت نامطلوب و نامتعارف در سلامت عمومی و خروج از «من» و نگریستن به «دیگری» در پرتو بیکران باشد. سیاستها، برنامهریزیها، مدیریتها و عملکردهایی که «دیگری» را به هزینههای اقتصادی تقلیل میدهند، بیتردید به حاشیهنشینی گروههای خاص (مانند نادیدهگرفتن مناطق روستایی یا محروم) منتهی میشود و توانش در فقرهی عدالت توزیعی، همانند تأمین داروها و خدمات بهداشتی اساسی برای همه، تضعیف میشود و در مجموع، سلامت عمومی و اخلاق سلامت عمومی را دستخوش بحران میکند و در قبضی ناخواسته «عموم» را در «سلامت عمومی»، به «عموم کسانی که توان تأمین هزینهی سلامت را دارند» فروکاست میدهد. در سنت ما «دیگری» فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و موقعیت اجتماعی، «خانوادهی خدا»ست. در حدیث آمده است: «اَلْخَلْقُ عِیَالُ اَللَّهِ فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَی اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَی أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً» (کافی، ج۲: ص۱۶۴) و مادامیکه پزشک، کادر درمان، مراکز درمانی و سیاستگذاریها، «دیگری» را به رسمیت نشناسند و تمرین شناختی برای کسب مهارت خروج از «من» به سمت و سوی «بیکران» پیدا نکنند، سلامت عمومی بر مدار ۳۶۰ درجه رخ نمینماید و آفتاب بیمنت سلامت بر همه نمیتابد و بهبود و امیدواری جایشان را به شورهزار رنج و یأس میسپارند. در این فضا، «منِ» پزشک، «منِ» کادر درمان، «منِ» مراکز درمانی، «منِ»سیاستگذاری، و «منِ» فرایندها، رویهها، برنامهها و مدیریتها، با فرورفتن در باتلاق تقلیلهای رنگارنگ، «دیگری» را دستخوش تحقیر یا سرکوب یا حذف میکند و پشتوانهی اخلاقی سلامت عمومی بر باد میرود.
فرزانه سلیمانی، لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت، واکسیناسیون بار بیماریهای عفونی را بسیار کاهش داده است؛ بااینحال، نرخ اندک بیماری، به معنی نبودِ نظارت مداوم بر تهدید شیوع نیست. وجود افراد غیرایمن میتواند هر منطقهای را در معرض خطر شیوع احتمالی بیماری قرار دهد. این مطالعهی مروری، با هدف ارائهی بینشی دربارهی چالشهای اخلاقی امتناع والدین از واکسیناسیون اجباری کودکان و شناسایی شکافهای دانش در این حوزه برای تحقیقات بیشتر در کشور انجام گرفت. نخست، جستوجو در پایگاههای دادهی PubMed و ScienceDirect انجام شد. مجموعهی نهایی، شامل 35 مقالهی دانشگاهی، ۱ کتاب و ۱ پایاننامهی کارشناسی ارشد بود. جنبشهای ضد واکسن در ایران نیز، همانند بسیاری از کشورهای دیگر، در سالهای اخیر (بهخصوص بعد از واکسیناسیون علیه بیماری کووید ۱۹) رشد کرده است. این جنبشها عمدتاً به دلایلی ازجمله: مکتب فکری و اعتقادات مذهبی، سواد بهداشتی ضعیف، نداشتن اعتماد به نظامهای بهداشتی، تجربیات شخصی یا اجتماعی به مخالفت با واکسیناسیون میپردازند. از دیرباز، واکسیناسیون اجباری اغلب به دلیل نگرانیهای اخلاقی دربارهی اجبار، محل بحث بوده است. یکی از عمدهترین چالشهای اخلاقی، تقابل اتونومی والدین با سلامت عمومی است. میزان احترام به اتونومی والدین، یکی از موضوعات کلیدی در اخلاق واکسیناسیون است. مسائلی همچون: اطلاعات نادرست یا اندک یا درک نامناسب اطلاعات میتواند اتونومی والدین را محدود کند. از طرفی، دولت نیز وظیفه و منافعی در محافظت از کودک در برابر آسیب دارد و میتواند در موقعیتهایی که کودک در معرض خطر قرار میگیرد، اتونومی والدین را به چالش بکشد. بهعنوان نتیجهگیری کلی میتوان بیان کرد که میزان اتونومی والدین در مداخلات برنامهریزیشده همانند واکسیناسیون، بستگی به نسبت بین منفعت و بار آن مداخله دارد (با درنظرگرفتن اصول سودرسانی و ضرررساندن)؛ هرچقدر میزان منفعت بیشتر باشد، اتونومی والدین کمتر تعیینکننده است و بالعکس. در مطالعات متعددی که به این موضوع پرداختهاند، راهکارهایی همچون: آموزش عمومی، آموزش والدین امتناعکننده از واکسن و ارائهی اطلاعات مبتنی بر شواهد، دراختیارگذاشتن منابع معتبر برای جستوجو و مطالعه، شناسایی اثرات کنترلگر بر اتونومی والدین، انجامدادن ویزیتهای مکرر و در نهایت، استفاده از سیاستهای منفی، همچون: اعمال قانون و جریمه و منع ورود به مهدکودکها و مدارس پیشنهاد شده است.