39 نتیجه برای Education
فیروزه دادرس، عصمت نوحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
رعایت اخلاق حرفهای مبتنی بر هوش معنوی، زمینهساز رفاه و رضایتمندی بیماران است. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط اخلاق حرفهای و هوش معنوی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان در سال 1397 انجام شده است. در این مطالعهی توصیفیهمبستگی، 150 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل در سال آخر پزشکی، بهصورت سرشماری، وارد مطالعه شدند. ابزار استفادهشده، پرسشنامههای هوش معنوی و اخلاق حرفهای بود. دادهها با SPSSنسخهی 22 و با استفاده از آزمون تی مستقل، تحلیل واریانس یکطرفه و ضریب همبستگی پیرسون، تجزیه و تحلیل شد. میانگین و انحراف معیار نمرهی اخلاق حرفهای 2/6± 72/57 و هوش معنوی دانشجویان 3/12±97/73 بود. کمترین نمرهی اخلاق حرفهای، در حیطهی مسئولیتپذیری و بیشترین آن، همدردی با دیگران بود؛ همچنین، رابطهی مثبت معنیداری بین نمرهی اخلاق حرفهای با هوش معنوی دانشجویان وجود داشت (001/0=P). این بدان معناست که با آموزش و تقویت هوش معنوی دانشجویان در طول تحصیل، میتوان انتظار داشت اخلاق حرفهای آنها در طی کار بالینی و ارتباط حرفهای با بیمار افزایش یابد. به این منظور، تأکید استادان بر جنبههای آموزشهای کاربردی اخلاقی، خصوصاً، طی آموزش بالینی و همچنین، تکریم الگوهای معنوی، بهعنوان شالودهی آموزش اخلاق، در طی تحصیل دانشجویان، امری ضروری به نظر میرسد.
امید آسمانی، مریم شبانی آباده، صدیقه ابراهیمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اخذ رضایت آگاهانه، از حقوق بیماران است. هدف از آن، کاهش مسئولیت پزشک نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی او و کاهش مداخلات حقوقی است. این مطالعه، نظر بیماران را دربارهی کیفیت رضایت آگاهانه و چالشهای آن در محیطهای آموزشیدرمانی بررسی میکند. پانزده مصاحبهی انجامشده، با روش تحلیل محتوای ساده، تجزیه و تحلیل شدند. نمونهگیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع در نوع و شدت بیماری، جنسیت، سن و رضایت به درمان یا نارضایتی از آن صورت گرفت. یافتهها، با استفاده از نرمافزارMAXQDA 2007 ، در قالب کدها و طبقات اولیه، طبقات اصلی و طبقهی مرکزی، دستهبندی و ارائه شدند. مقولههای اصلی استخراجشده، عبارت بودند از: «مفهوم، اهمیت و جایگاه رضایت به درمان»، «آثار اخذ رضایت»، «نقشآفرینیهای بیمار و درمانگر در فرایند رضایت آگاهانه»، «چالشهای اخذ رضایت» و «عوامل تسهیلکننده در فرایند رضایت آگاهانه». این مقولهها، همگی، در راستای تدوین متغیر مرکزی، یعنی «درمانگر، بیمار و عوامل فرایندی، سه رکن رضایت آگاهانه» بودند. کافینبودن توضیحات ارائهشده به بیماران، امضای رضایتنامه بدون خواندهشدن، کمرنگبودن اعتماد به پزشک، درنظرنگرفتن وضعیت روحی بیمار و اخذ رضایت توسط غیردرمانگر، از مهمترین چالشهای بیانشدهاند. اصلاح و استانداردسازی فرهنگ اخذ رضایت از بیمار، مستلزم شناخت وضعیت موجود و بهدنبال آن، بهکارگیری مؤلفههای آموزش، قانونگذاری، نظارت، تشویق و تنبیه است. جلب همکاری کادر درمان نیز، به درک ضرورت و اهمیت موضوع و آشنایی با آثار و تبعات آن نیاز دارد.
خدیجه نصیریانی، سیده الهام فضلجو، عارفه دهقانی تفتی، یدالله موبری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
حساسیت اخلاقی، بهعنوان اولین گام در فرایند تصمیمگیری اخلاقی، قبل از اینکه فرد بتواند قضاوت اخلاقی و بهدنبال آن، تصمیمگیری مناسب داشته باشد، ضروری است. برای ارتقای حساسیت اخلاقی پرستاران، آموزش مفاهیم اخلاقی و بهکارگیری شیوهی مناسب برای آموزش هنوز محل بحث است؛ لذا، مطالعهی حاضر، با هدف تعیین تأثیر آموزش مجازی اصول اخلاقی به شیوهی روایتگری، بر حساسیت اخلاقی پرستاران مراقبتهای ویژه انجام شد. در این مطالعهی نیمهتجربی ،60 پرستار شاغل در بخشهای مراقبت ویژه، در دو گروه مداخله و کنترل در دو بیمارستان مورد بررسی قرار گرفتند. برای گروه مداخله، برنامهی آموزشی اصول اخلاقی به شیوهی روایتگری و از طریق فضای مجازی اجرا شد. پرستاران پرسشنامهی حساسیت اخلاقی لاتزن را در سه نوبت (قبل، بلافاصله و دو ماه بعد) تکمیل کردند. اطلاعات با نرمافزارSPSS ، نسخهی ۲۰، تجزیه و تحلیل شد. یافتهها نشان داد نمرهی حساسیت اخلاقی پرستاران گروه آزمون، قبل از مطالعه (9.24±61.53) و گروه کنترل (7.76± 60.60) بود که تفاوتی معنیدار نداشت (p>0.05)؛ اما بعد از مداخله در پسآزمون اول، گروه آزمون (6.05±77.50) و گروه کنترل (8.07± 60.83) بود که تفاوتی معنیدار را نشان داد (p<0.05)؛ همچنین، در پسآزمون دوم، بین گروه آزمون و کنترل، تفاوتی معنیدار دیده شد (p<0.05). آزمون آماری اندازههای تکراری بین نمرات حساسیت اخلاقی در گروه آزمون تفاوتی معنیدار نشان داد؛ اما در گروه کنترل، تفاوت معنیدار مشاهده نشد. بر اساس یافتهها، حساسیت اخلاقی پرستاران دو گروه، در ابتدای مطالعه، متوسط بود؛ اما بعد از مداخله، گروه آزمون بهبودی شایستهی توجه یافت؛ اما گروه کنترل، کماکان، متوسط بود؛ بنابراین، لازم است پرستاران به ثبت و اشتراکگذاری چالشهای اخلاقی که با آن مواجه میشوند، تشویق گردند تا بدینترتیب، ضمن ارتقای عملکرد اخلاقی خود، از روایتهای آنها برای آموزش سایر پرستاران و دانشجویان پرستاری استفاده شود.
فروغ بندانیپور، عصمت نوحی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
ضرورت حاکمشدن اخلاق در محیطهای کاری امری دلخواه و پسندیده است که مورد وفاق همگانی است. عملکرد اخلاقی مبتنی بر معیارهایی اخلاقی است که از کارکنان انتظار میرود مطابق با آنها رفتار کنند. هدف مطالعهی حاضر، تعیین ارتباط نیازهای آموزشی اخلاقی با کارآمدی اخلاقی در بهورزان شاغل منطقهی سیستان بود. تحقیق حاضر از نوع توصیفیهمبستگی است. 377 نفر از بهورزان مناطق روستایی سیستان به روش خوشهای چندمرحلهای وارد مطالعه شدند. ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامهی روا و پایا بود که با استفاده از نرمافزار21 SPSS با روش آماری توصیفیهمبستگی، آزمون من ویتنی یو، کروسکال والیس و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد میانگین نمرهی نیاز آموزش اخلاقی بهورزان با توجه به سقف نمره در سطح نسبتاً بالا و کارآمدی اخلاقی بهورزان در سطح پایین بوده است؛ همچنین بین نمرهی نیاز آموزشی با کارآمدی اخلاقی بهورزان، رابطهای معکوس و معنیدار وجود داشته است (05/۰>P). بر اساس نتایج، بین نمرهی نیاز آموزشی با کارآمدی اخلاقی بهورزان رابطهای معکوس و معنیدار وجود داشته است؛ بهطوریکه بهورزانی که اطلاعاتی غنیتر داشتند، نیاز آموزشی کمتر و کارآمدی اخلاقی بیشتری داشتند؛ لذا به منظور افزایش کارآمدی اخلاقی بهورزان، برگزاری برنامههایی آموزشی مبتنی بر نیاز در این حوزه برای بهورزان که در خط اول تعامل با مردم و مراجعان خدمات بهداشتی هستند، پیشنهاد میشود.
سعیده خجسته،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
هدف از مقالهی حاضر، بررسی نقش اعضای هیئت علمی دانشگاهها، در اعتلای تربیت اخلاقی در دانشگاههاست؛ همچنین، در این مقاله، سعی شده است ابعاد تربیت اخلاقی (بعد عاطفی و شناختی و رفتاری)، در قالب راهکارهای عملی، به اعضای هیئت علمی دانشگاهها ارائه شود. برای این کار، از همهی منابع موجود داخلی و خارجی، ازجمله کتب و مقالات مرتبط و بهروز، استفاده شده است. روش جمعآوری دادهها، کتابخانهای بوده است. یافتههای این تحقیق، نشاندهندهی این مهم است که وظیفهی اعضای هیئت علمی دانشگاهها، این است که ضمن تحکیم اعتقادات دینی دانشجویان، در ارتقای تربیت اخلاقی آنها نیز، کوشش کنند؛ رشد ابعاد عاطفی و شناختی و رفتاری، موجب اعتلای تربیت اخلاقی در اعضای هیئت علمی و دانشجویان میشود و آنها میتوانند با روشهایی مانند رسیدن به آرامش قلبی و طمأنینه، تقویت انگیزه در خود، طرح شوخیهای مناسب در کلاس و حفظ روحیهی شوخطبعی، دوری از کمالگرایی افراطی و غرور و داشتن اخلاق نیکو در کلاس، برای تربیت و رشد بعد عاطفی تلاش کنند. بعد شناختی تربیت اخلاقی، به تدریس اثربخش و مؤلفههای مرتبط با آن میپردازد که قدرت بیان و وضوح گفتار مدرس، مدیریت بهینهی کلاس و تعامل مؤثر و سازنده با دانشجویان، شیوههایی هستند که بهعنوان راهکار عملی، ارائه شدند. در بعد رفتاری، توجه به حریت اخلاقی، تابآوری، گشودگی اخلاقی و پرورش روحیهی نقدپذیری، از مهمترین راهکارهای رشد محسوب میشوند.
زهرا خیری، سیده تکتم معصومیان، عطاءاله پورعباسی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
کارآفرینی و تولید ثروت دانشبنیان، طی سالهای گذشته، از موضوعات مهم در نهادهای علمی و اجرایی، ازجمله نهادهای متولی سلامت است. مطالعهی حاضر به طراحی سرفصلهای توانمندسازی حرفهمندان گروه پزشکی برای نقشآفرینی مؤثر در اکوسیستم نوآوری و فناوری و دانشبنیان پرداخته است. بهمنظور انجامدادن این مطالعه از روش دامنهپژوهی استفاده شده است. پس از تعیین سؤالات پژوهش، با یک فرایند نظام مند دقیق، طیفی گسترده از ادبیات بررسی و سپس جستوجوی گلولهی برفی برای رصد مطالعات مرتبط بیشتر انجام شد. در مرحلهی بعد، مرتبطترین اطلاعات، استخراج و دادهها بر حسب نیاز، دستهبندی و مرتب شدند؛ سپس، خلاصهی نتایج در جداول آمار توصیفی و روایی ارائه گشتند. کدگذاری و تجزیه و تحلیل دادهها، بهصورت زوجی انجام شد. در انتها، حیطهها و سرفصلهای برنامهی درسی کارآفرینی، استخراج و در قالب فهرستی پیشنهادی تنظیم گردید؛ سپس، از روش گروه خبرگان، بهمنظور توافق بر سرفصلهای درسی و تدوین اهداف آموزشی در هریک، استفاده شد. در این مطالعه، ۵۲ توانمندی الزامی برای نقشآفرینی مؤثر حرفهمندان گروه پزشکی در اکوسیستم نوآوری و فناوری و دانشبنیان شناسایی شد. این توانمندیها در قالب هفده سرفصل درسی، دستهبندی و در نهایت در سه حیطهی انگیزش، دانش و مهارت مرتبط با کارآفرینی و دانش و مهارت مرتبط با کسب و کار، طبقهبندی شدند. با توجه به ماهیت کارآفرینی، ارائهی آموزشهای لازم با هدف ایجاد دیدگاهی جامع به فرصتها و نیازهای موجود در جامعه و همچنین فضای کسب و کارهای دانشبنیان از مفاهیمی پایهای است که باید در کنار کارآفرینی و کسب و کار گنجانده شود.
مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
همهگیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشتههای علوم پزشکی فرصتها و چالشهایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش میتوانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداختهاند، انجام شد. این مطالعه مقایسهای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوتهای دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابقها رفع شود. پانلی از متخصصین یافتهها را تایید کردند. فرصتهای و چالشهای ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دستهبندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راههای ارتباطی با دانشجویان و شرکتکنندگان در تحقیق و توسعه و آمادهسازی زیرساختهای الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهتها و تفاوتهای فرصتها و چالشهای ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهشهای بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که میتواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.
عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در ردههای مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش مینماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهتگیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزندهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیدهبان و کمترین نقش را به عنوان پیادهکننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.
محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمانهای آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارتها و عواقب ناگوار و جبرانناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقشهای فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و دادههای حاصل از مقالات علمی معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است. یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوههای معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوههای علمی مناسب طراحی و تحقق آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد
خدیجه نصیریانی، نجمه زمانی، عهدیه بحری، سیده الهام فضل جو،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
با توجه به اهمیت فراگیری هوش اخلاقی در دانشجویان پرستاری بعنوان آینده سازان این رشته و همچنین با توجه به کاربردی بودن آموزش مجازی در تمام رشتهها به ویژه علوم پزشکی؛ برآن شدیم تا مطالعهای با هدف تعیین اثربخشی آموزش مجازی اصول اخلاقی به شیوه روایتگری بر هوش اخلاقی دانشجویان پرستاری انجام دهیم. پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی بوده که 40 دانشجوی پرستاری به روش در دسترس وارد مطالعه شدند. قبل از اجرای مداخله، بلافاصله بعد، و دوماه بعد از مداخله شرکت کنندگان پرسشنامه هوش اخلاقی لینک و کیل (2005) را کامل نمودند. جلسات آموزش مجازی در 16 جلسه آموزشی برگزار شد. دادهها با نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد در مطالعه حاضر 40 دانشجوی پرستاری با دامنه سنی 18-23 سال شرکت کردند. مقایسه میانگین نمره کلی هوش اخلاقی قبل از مداخله (17/81±155/45، بلافاصله بعد از مداخله 17/89±161/50 و دوماه بعد از مداخله 15/41±162/97 نشان دهندهی افزایش این نمره در طول مطالعه است و این تفاوت از نظر آماری معنی دار بود(P=0/02). براساس نتایج میانگین نمره کلی هوش اخلاقی در دانشجویان بلافاصله و دو ماه بعد از مداخله افزایش یافته است. هوش اخلاقی مطلوب میتواند چشمانداز مناسبی را از موفقیت و پیشرفت افراد ترسیم نماید. بنظر می رسد لازم است مدیران دانشگاهها به طور مستمر در کنار آموزش بالینی، به آموزشاخلاق، به ویژه با روشهای نوین، توجه ویژه داشته باشند.
هما صادقی اول شهر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش مؤثر پزشکی، مستلزم پرورش حرفهایگرایی، استدلال اخلاقی، مهارتهای ارتباطی و همدلی است. روشهای سنتی، اغلب نمیتوانند به اندازهی کافی به این موضوع بپردازند؛ ازاینرو، به رویکردهای ساختارمندتر برای توسعهی حرفهای نیاز است. یادگیری مبتنی بر بازاندیشی، با تأکید بر خودتحلیلی و تفکر نقاد، راهبردی امیدوارکننده را ارائه میدهد. این مطالعه از نوع مروری است و برای جمعآوری اطلاعات، شواهد مرتبط با واژگان کلیدی آموزش، بازاندیشی، حرفهایگرایی، رفتار حرفهای و دانشجویان پزشکی، در فاصلهی زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴، در پایگاههای اطلاعاتی Web of Science, PubMed, Scopusو Google Scolar جستوجو و در نهایت، هجده مقالهی مرتبط انتخاب شدند. پس از بررسی مقالات از لحاظ نوع، تمرکز و پیامدهای مفهومی، رویکردهای مختلف به بازاندیشی در آموزش حرفهگرایی، تحلیل و طبقهبندی شدند. متون بررسیشده، با ترسیم رویکردی چندوجهی به بازاندیشی در آموزش پزشکی، بر اهمیت ادغام بازاندیشی در محیط یادگیری بالینی و برنامهی درسی تأکید میکنند. بهطور خلاصه، این رویکردها عبارتاند از: بازاندیشی متنی، پیوند بازاندیشیها به تجربیات بالینی خاص، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته مانند چرخهی گیبس برای هدایت بازاندیشی، بحثهای تسهیلشده و بازخورد همتایان از طریق ایجاد محیطهایی برای یادگیری مشترک، نقد همتایان و راهنمایی و ادغام بازاندیشی در برنامهی درسی، بهنحویکه آن را بهعنوان جنبهای مداوم و ارزیابیشده از یادگیری تبدیل کند. یافتهها حاکی از آن است که رویکرد آموزشی مبتنی بر کاربرد عملی و یادگیری تجربی، با فرصتهایی برای تعامل با همسالان و بازاندیشی ساختاریافته و ادغام بازاندیشی در برنامهی درسی، به بهبود درک دانشجویان از رفتار حرفهای منجر میشود. بهبود مهارتهای ارتباطی، استدلال اخلاقی، همدلی و خودآگاهی از نتایج پیشبینیشده است که در نهایت، به بهبود کیفیت مراقبت از بیمار و قویترشدن نیروی کار پزشکی منتج میشود. روش توصیفشده، برای یادگیری مبتنی بر بازاندیشی در آموزش پزشکی، راهبردی جامع برای توسعهی رفتار حرفهای ارائه میدهد. این رویکرد از گنجاندن فعال بازاندیشی در فعالیتهای یادگیری بالینی، استفاده از چهارچوبهای ساختاریافته و ارائهی فرصتهایی برای پشتیبانی همتایان و استادان حمایت میکند. در آینده، برای ارزیابی دقیق تأثیر این راهکارهای ترکیبی بر رشد حرفهای دانشجویان پزشکی، بررسی پیوندهای بین فعالیتهای بازاندیشی خاص و پیشرفتهای ملموس در مهارتها و رفتارهای بالینی، به تحقیقات بیشتری نیاز است.
ماهرخ کشوری، نگار فرج زاده، محسن شهریاری، محمد آزادمنش، علی اصغر جمالی نسب،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
از جمله نقشهای استادان و مربیان پرستاری، انتقال هنجارهای جامعه، فراهمکردن تجربههای فرهنگی، شکلدادن به رفتار و عقاید و نگرشهای دانشجویان و پرورش فضایل اخلاقی در آنان است. استادان، یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر شخصیت اخلاقی دانشجویان هستند؛ لذا، ضروری است به این موضوع توجهی ویژه شود. هدف از این مطالعه، تبیین چالشهای اخلاقی در دانشکدهی پرستاری و مامایی از دیدگاه استادان است. در این بررسی که از نوع کیفی است و به شیوهی تحلیل محتوا انجام شده، ۲۳ استاد در مدت هشت ماه، به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف در دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب و بررسی شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با استفاده از آنالیز محتوای کیفی قراردادی تجزیه و تحلیل گردیدند. تجزیهی مستمر و مقایسهای دادهها نشان داد، ادراک استادان از چالشهای اخلاقی، در سه طبقهی اصلی وجود تبعیض و بیعدالتی، تعهد حرفهای پایین و رفتار غیرحرفهای قرار گرفته است. تبعیض و بیعدالتی، شامل سه زیرطبقهی وجود تفاوت در اجرای قوانین بین دانشکدهها و گروهها، پرداختهای ناعادلانهی مالی و توزیع ناعادلانهی واحدها و امتیازات بود؛ اما طبقهی تعهد حرفهای، پایینتر از دو زیرطبقهی کمفروشی آموزشی و رعایتنکردن قوانین از سوی استادان تشکیل شده بود. رفتار غیرحرفهای نیز، شامل دو زیرطبقهی رقابت ناسالم بین استادان و ارزشیابی نامناسب دانشجویان بود. تجارب استادان در این مطالعه نشان داد، آنان با چالشهایی گسترده مواجه هستند که چالشهای اخلاقی یکی از موضوعاتی است که بر عملکرد و انگیزهی آنان اثر میگذارد. با توجه به نقش مهم استادان در آموزش مسائل اخلاقی یا مشارکت فعال در حل چالشهای اخلاقی، مدیران و مسئولان باید به این عوامل چالشبرانگیز توجه کرده و با تعدیل آنها به بهبود وضعیت کمک کنند.
مینا گائینی، حمید آسایش، احمد پریزاد، زهرا عابدینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
آموزش بالینی، مهمترین و اصلیترین بخش آموزش پرستاری است. افزایش دانش نظری و عملی دانشجویان در بخش روانپزشکی برای بهبود نگرش و قبول مراقبت و انجامدادن آن، ضرورت دارد. از طرفی پیامد یادگیری در آموزش بالینی، میتواند شکلگیری و ارتقاء صلاحیتهای حرفهای ازجمله: ارتباط و اخلاق حرفهای، توسعهی تفکر انتقادی برای قضاوت و تصمیمگیری بالینی، ایجاد حساسیت اخلاقی، همکاری تیمی و عملکرد گروهی را به همراه داشته باشد. با توجه به ضرورت مطرح شده، این مطالعه با هدف تبیین تجارب دانشجویان پرستاری مبتنی بر روایتنویسی- بازاندیشی در اولین مواجهه با مددجویان روانپزشکی انجام شد. این مطالعهی کیفی، در دورهی کارآموزی روانپرستاری در دانشکدهی پرستاری دانشگاه علوم پزشکی قم در دو نیمسال متوالی انجام شد. نمونهگیری بهشکل هدفمند و داده ها از طریق ده مصاحبهی فردی نیمه ساختارمند و دو گروه متمرکز حضوری و مجازی (گروه پنجنفره) گردآوری شد. جمعآوری دادهها تا مرحلهی اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. تحلیل دادهها بر اساس رویکرد تحلیل محتوای کیفی و در بستر نرمافزار MAXQDA 20، صورت گرفت. تجربیات بالینی دانشجویان از اولین دورهی آموزش بالینی روانپرستاری، بر اساس روایت نویسی- بازاندیشی یک درونمایهی اصلی، مشوقی برای ارتباط اخلاقی و معنوی در پرستاری و چهار درونمایهی فرعی تقویت ارتباط همدلانه، تقویت حساسیت اخلاقی، احترام به شأن و کرامت مددجویان و شنیدن صدای احساس مددجویان را دربرداشت. تجارب حاصل از روش بازاندیشی در آموزش بالینی، بهویژه در محیطهای بالینی تخصصی، همچون: بخش روانپزشکی و در اولین مواجهه با مددجویان در این بخشها، میتواند انعکاسی از نگرش و دیدگاه دانشجویان را در ارتباط با این مددجویان و خانوادهی آنها فراهم آورد؛ بهطوریکه میتوان از این تجارب غنی در پرورش و تقویت ارتباط و اخلاق حرفهای دانشجویان گروه علوم پزشکی بهره جست.
سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
حرفهگرایی در حوزهی پزشکی، به معنای پایبندی به اصول و رفتارهایی است که به حفظ کرامت بیماران و تأمین منافع عمومی کمک میکند. در عصر دیجیتال، رعایت این اصول توسط حرفهمندان در فضای مجازی به اندازهای اهمیت دارد که نیازمند توجه به ملاحظات اخلاقی و قانونی است. فضای مجازی میتواند به بهبود ارتباط بین پزشک و بیمار و جامعه، ارتقاء آگاهی عمومی و تسهیل فرایند آموزش کمک کند؛ همچنین، این فضا بستری برای شبکهسازی و تبادل اطلاعات بین حرفهمندان را فراهم میآورد. رشد رسانههای اجتماعی، بر نحوهی تعاملات حرفهای بسیار اثر گذاشته است؛ بهویژه، در دوران پساکرونا که مردم بهطور فزایندهای از این رسانهها برای تبادل اطلاعات بهداشتی استفاده میکنند؛ بهگونهایکه مطالعات نشان میدهند، تعداد کاربران اینترنتی دنیا به بیش از ۳.۷میلیارد نفر و در ایران نیز، این تعداد به بیش از ۷۸میلیون کاربر رسیده است؛ همچنین، مطالعات نشان دادهاند، تأثیر اطلاعاتی که پزشکان در شبکههای اجتماعی یا رسانههای عمومی وارد کردهاند، فراوان و بسیار مهم است؛ چراکه مردم به این قشر از جامعه اعتماد بیشتری دارند و بهدنبال دریافت اطلاعات صحیح از ایشان هستند. توجه به مسائل اخلاقی در حضور حرفهمندان در فضای مجازی، امری ضروری است. این مقاله به بررسی حرفهایگری در این فضا و الزامات آن برای حرفهمندان پزشکی پرداخته است. با توجه به اینکه حفظ منافع بیمار در اولویت تعهدات حرفهای قرار دارد، هرگونه رفتاری که به اعتبار حرفهای آسیب بزند و اعتماد عمومی را کاهش دهد، غیرحرفهای محسوب میشود. رعایت محرمانگی و حفظ حریم خصوصی بیماران، توجه به حسن شهرت خود و حرفه، پرهیز از برچسبزنی و ترویج شایعات، صداقت در ارائهی اطلاعات، مسئولیتپذیری، پرهیز از نگرشهای تبعیضآمیز و اجتناب از تحقیر صلاحیت سایر افراد حرفهای در تبلیغات پزشکی، ازجمله الزامات حرفهای در فضای مجازی است. در نتیجه، پایبندی به این موازین، برای حفظ اعتماد عمومی به حرفهی پزشکی ضروری است و به همین دلیل، آموزش و ارزیابی و نظارت بر رفتار حرفهمندان در این فضا، برای ارتقاء استانداردهای حرفهای و اخلاقی از اهمیتی ویژه برخوردار است.
لیلا افشار،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
شواهد متعدد نشان میدهند، در عمل هر روزهی پزشکی و در سالهای پس از فراغت از تحصیل رسمی، شکافها و نقصانهایی را از جنسهای متفاوت میتوان یافت. این موضوع را که نهادهای ملی و بینالمللی پزشکی گزارش کردهاند، میتوان ناتوانی در عمل مبتنی بر بهترین شواهد در زمان ارائهی مراقبت نامید. چنین پدیدهای با تمام پیچیدگی خود، محصول تعامل میان عوامل متعدد ازجمله: اطلاعات اندک، ارتباط نامناسب با بیمار، بیتوجهی به درک او از موضوع بیماری و راههای درمان و بهدنبال آن، پیروی او از دستورات پزشکی و سایر عوامل محیطی و اجتماعی است. بخشی عمده از این شکاف، ناشی از رفتار بالینگران و آن چیزی است که آن را رفتار حرفهای و پایبندی به اصول اخلاقی حرفه مینامیم؛ ازاینرو، همزمان با گسترش برنامههای آموزش مداوم جامعهی پزشکی برای حوزههای دانشی و مهارتهای عملی برای دستیابی به مراقبت مناسب و مؤثر از بیماران، نیازمند توجه به رشد و توسعهی حرفهای و اخلاق حرفهای در میان ارائهکنندگان خدمات سلامت و در قالب برنامههای آموزش مداوم بهصورتی مؤثر هستیم. این مقاله، به چالشهای مطرحشده در آموزش اخلاق حرفهای از دریچهی برنامههای آموزش مداوم پرداخته و در این مسیر، ضمن پرداختن به شکاف موجود میان دانش و عمل، بایدها و نبایدهای طراحی برنامههای آموزش مداوم در حوزهی اخلاق حرفهای را طرح کرده است.
هدی احمری طهران، احمد مشکوری، طیبه ایلاقی نژاد، مریم،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
حمید کاویانی پویا،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
آموزش در ایران و جهان، تاریخی طولانی را پشت سر گذارده است. موضوع آموزش و نهادها و مراکز آموزشی، از روزگار بنیاد حکومتهای ملّی فراگیر، به سبب برخورد تمدنها و اقتباس از دستاوردهای علمی یکدیگر، دچار تغییر و تحولات عمدهای شدهاند. در این پژوهش که از نوع کتابخانهای است، سعی شده تا با بررسی روشهای مختلف تدریسِ پزشکی، شیوههای انتقال دستاوردهای طبی به دانشپژوهان و علاقهمندان این حرفه در تاریخ ایران تا پایان عصر صفوی بررسی شود؛ ازاینرو، نگارنده با تکیه بر روش تاریخی، در وهلهی نخست، دادهها را از میان مطالب مندرج در منابع اصیل طبی، سفرنامهها و اسناد و شواهد موثقِ تاریخی که به زبانهای عربی و فارسی و انگلیسی نگاشته شدهاند، استخراج و گردآوری کرد؛ سپس، با رجوع به بانکهای اطلاعاتی داخلی، به توصیف و تحلیل دادههای بهدستآمده پرداخت. شواهد موجود حاکی از آناند که در طول تاریخ ایران، بهویژه در تمدن اسلامی، انتقال علوم طبی و آموزش طب بهصورت نظری و عملی، یا به اصطلاح امروزی تدریس بهصورت صحبت و سخنرانی (نظری) و بالینی (سریری، کلینیکی) رایج بوده است؛ البته در اهمیت هریک از روشها و اولویت در بهرهبری از آنها و نحوهی آموزش، اختلافنظرهایی وجود داشته و در طول دوران مزبور، در انتقال بهتر مفاهیم طبی به دانشپژوهان، تحول و تغییراتی رخ داده است.
رویا ملک زاده، ناهید نیکزاد قادیکلائی، مریم خزایی پول،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
رعایت اصول اخلاقی در دانشگاههای علوم پزشکی که در تربیت نسل آیندهی متخصصان حوزهی سلامت نقشی مهم دارند، از اهمیتی ویژه برخوردار است. این اصول میتوانند بهعنوان راهنمایی برای دستیابی به اهداف آموزشی و بهبود عملکرد در حوزههای مختلف دانشگاهی عمل کنند. این مطالعه بهمنظور تبیین مؤلفههای اخلاق در آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. پژوهش به روش کیفی، از نوع تحلیل مضمون ترکیبی در سال 1402 انجام گرفت. شرکتکنندگان هفده نفر از مدیران آموزشی، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران بودند. مطالعه در سه فاز مرور جامع متون، مصاحبه با خبرگان و تشکیل پانل تخصصی انجام شد. دادهها با مصاحبهی نیمهساختاریافته و به روش هدفمند و سپس گلولهی برفی جمعآوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت؛ همچنین، پس از رونویسی مصاحبهها، کدگذاری، طبقهبندی و شناسایی مضامین، دادهها با روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شدند. از تحلیل دادهها، ۸ درونمایهی اصلی، شامل اخلاقمداری، عدالتمحوری، مسئولیتپذیری، وظیفهشناسی، احترام به دیگران، رعایت پوشش، پاسخگویی و سلامت معنوی و 55 درونمایهی فرعی استخراج شد. توجه به مؤلفههای اخلاقی میتواند به افزایش شفافیت، ایجاد محیط آموزشی عادلانه، تقویت مسئولیتپذیری در اعضای هیئت علمی و دانشجویان و ارتقاء کیفیت یادگیری منجر شود و نقشی مهم در برقراری تعاملات بین استادان ودانشجویان ایفا کند. رعایت مؤلفههای اخلاقی در آموزش دانشگاهی، نهتنها به درک مفاهیم اخلاقی نیاز دارد، بلکه باید با سازوکارهای مناسب اجرایی همسو شود؛ لذا، برگزاری کارگاههای آموزشی برای افزایش آگاهی اعضای هیئت علمی و دانشجویان و کارکنان، استفاده از شاخصهای اخلاقی در فرایندهای جذب و ارتقاء اعضای هیئت علمی پیشنهاد میشود.
زهرا دهقانی، فرهاد خرمائی، سید مهدی پورسید،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش منش بر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند دانشجویان بود. این پژوهش، طرحی شبهآزمایشی با گروه کنترل و پسآزمون بود. مشارکتکنندگان در پژوهش، دو گروه از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که با تخصیص تصادفی به گروههای آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس، گروه آزمایش، دوازده جلسه در برنامهی آموزش تکوینی صفت منشی آدابگرایانه شرکت کردند و در پایان، هر دو گروه به پرسشنامههای خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند پاسخ دادند. شایان ذکر است که روایی و پایایی این ابزارها برای فرهنگ ایرانی در سطح رضایتبخش بوده است. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد، آموزش منش آدابگرا بر هر سه متغیر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند تأثیری معنادار داشته است. تلویح ضمنی این نتایج، توجه به آموزش منش در موقعیتهای تحصیلی است.
اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت میکند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاستگذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دستهبندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش میشود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارتهای ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء تواناییهای حرفهای آنان یاری میرساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تابآوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبتها بهرهمند میشوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگیشان بهبود یافته و روند درمانشان سریعتر پیش میرود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبتتر و جامعهای سالمتر منجر میشود؛ افزونبراین، دانشگاهها با اجرای این آموزشها میتوانند برنامههای جامعتر، پژوهشهای بینرشتهای، اخلاق حرفهای و تربیت نیروهای سلامت جامعنگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهرهوری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفهای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهرهوری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور میشود.