275 نتیجه برای پزشک
مونا عودی، رضا عمانی سامانی، لیلا علیزاده،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
در مواقعی یک زوج نابارور برای درمان خود راهی جز استفاده از گامت اهدایی ندارند. اشتراکگذاشتن یا تسهیم تخمک روشی است که در آن بیمار نابارور، تحت درمان و تحریک تخمک گذاری، نیمی از تخمکهای خود را در ازای گرفتن تخفیف در هزینهی درمان به بیمار نابارور دیگری که دچار اختلال تخمکگذاری است اهدا میکند. ایران تنها کشور اسلامی است که در آن نه تنها برنامهی اهدای تخمک رایج است، بلکه برای اهدای تخمک هزینه نیز پرداخت میشود. هدف از این بررسی، مقایسهی اشتراکگذاشتن و اهدای تخمک از نظر اخلاقی، حقوقی و فقهی و بررسی مزایا و معایب این روش درمانی در چهارچوب ضوابط اهدا در ایران است. در این مقاله، بررسی از نظر اخلاقی دربارهی موضوع اهدا و اشتراکگذاری تخمک انجام شده است و مسائل فقهی نیز از متون اسلامی و فتاوی فقها جمعآوری شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی شده و مقالات، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد بررسی قرارگرفته است. در ایران اهدای تخمک مورد قبول مراجع شیعه است. از آنجاییکه اشتراک تخمک نیز شباهت کاملی با روند اشتراکگذاری دارد این روش نیز پذیرفته شده است. اشتراک تخمک نسبت به اهدا، از نظر اسلامی ( نگاه و لمس)، از نظر اجتماعی (جلوگیری از اهدا تکراری)، مسائل مربوط به هزینه و تبادل پول، عوارض درمان و مشکلات مربوط به تبلیغات و واسطهها دارای مزیتهایی است هرچند این روش معایبی نیز دارد. مثلا کاهش شانس حاملگی فرد با اهدا نیمی از تخمکهایش، چالش در رابطه با سلامت اهداکننده و همچنین فشار روانی موفقیت درمان گیرنده در برابر شکست درمان اهداکنندهی تخمک نیز وجود دارد. معایب اشتراک تخمک با انجام مشاورهی کامل، اعمال ناشناسی و تدوین دستورالعمل حاوی معیارهای دقیق انتخاب به اشتراک گذارنده قابل برطرف شدن است.
کاظم خدادوست، غلامرضا باطنی، مجید خلیلی، محمد رضا اردلان، محمد علی محجل شجاء،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
اخوینی را میتوان در زمرهی پزشکان بزرگ و معتبر ایرانی در حدود سدهی چهارم هجری به بعد دانست که آثار و تجربیات پزشکی وی، بهعنوان مأخذی مستند و قابل قبول در اکثر ادوار تاریخ طب، مطرح بوده است. متأسفانه، در بین کتب پیشینیان آگاهی دقیقی از زندگی و آثار وی بهدست نمیآید و آنچه در اینباره میدانیم تنها بر مبنای گفتههای خود او و نیز شواهد و قرائنی است که از اثر معروفش «هدایهالمتعلمین فی الطب» دریافتهایم. او شاگرد ابوالقاسم مقانعی، از شاگردان محمد بن زکریای رازی، بوده است. محدودهی زمانی زندگی وی در قرن چهارم هجری و وفات وی در اواسط نیمهی دوم همین قرن بوده است. آثار وی و بهویژه کتاب «هدایهالمتعلمین فی الطب» در کنار آثار پزشکی ایران، بهعنوان متنی مهم و قابل اعتنا شناخته شده است. این کتاب از چند لحاظ حائز اهمیت فراوان است: نخست از آن جهت که کتاب هدایهالمتعلمین، کهنترین اثر پزشکی به زبان فارسی است که بهدست ما رسیده است؛ دوم از جهت نکات بسیار مهم زبانشناختی و ادبی؛ سوم از لحاظ پزشکی و علمی که به این کتاب در حیطهی طب سنتی اهمیتی دوچندان میبخشد و اهمیت چهارم از لحاظ شناخت بسیاری از اسامی داروها، مفردات و مرکبات طب سنتی و اشخاص مهم و مورد اعتنای تاریخ پزشکی ایران میباشد.
محمدرضا لشکری زاده، فرزانه جهان بخش، میترا ثمره فکری، بهرام پورسیدی، محمود آقایی افشار، مصطفی شکوهی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
افشای تشخیص سرطان میتواند بر جنبههای مختلف زندگی بیماران سرطانی تأثیرگذار باشد. این مطالعه برای تعیین تمایل بیماران مبتلا به سرطان به دانستن تشخیص بیماری و نحوهی اطلاع از آن انجام شده است. این پژوهش توصیفی روی 385 بیمار مبتلا به سرطان در بیمارستانهای افضلیپور، شفا و باهنر شهر کرمان در فاصلهی زمانی سالهای 89-1388 انجام گرفته است. بهمنظور انجام پژوهش، بیماران سرطانی طبق معیارهای پذیرش، انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود که بعد از توجیه آزمودنیها، پرسشنامهها توزیع شد و بلافاصله بعد از تکمیل جمعآوری شدند. از بین 385 بیمار مبتلا به سرطان 155 (40 درصد) نفر از بیماری خود خبر داشند. در بین بیمارانی که از تشخیص بیماری خود خبر داشتند در خصوص تمایل آنها در رابطه با نحوهی اطلاع یافتن از بیماری خود پرسشگری بهعمل آمد که
1/89 درصد از آنها تمایل به دانستن تشخیص بیماری خود داشتند. تقریباً تمام بیماران متمایل بودند که از سیر و پیشآگهی بیماری و عوارض درمان آگاهی داشته باشند. از میان اطلاعات دموگرافیک بیماران تنها متغیر معنیدار، جنسیت بود و مردان بیش از زنها مایل به دانستن تشخیص بیماریشان بودند (
P<0/05). نتایج این پژوهش نشان داد که اکثر بیماران مبتلا به سرطان ترجیح میدهند از تشخیص و پیشآگهی بیماری و عوارض درمان مطلع باشند، در حالی که بیشتر بیماران از تشخیص بیماری خود مطلع نبودند.
امید آسمانی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
پزشکی تلفیقی از علم و هنر است. یک پزشک خوب علاوه بر آگاهی از علوم پزشکی، باید هنر برقراری ارتباط با بیمار را نیز داشته باشد. کلید ارتباط کارآمد در رابطهی پزشک و بیمار، اعتماد است. خدشهدار شدن این اعتماد، منجر به برقراری یک رابطهی ناکارآمد و مبتنی بر نیاز صرف از طرف بیمار میگردد. برقراری یک رابطهی خوب بین پزشک و بیمار، نتایج درمانی مثبتی نیز در بر خواهد داشت. در دو دههی گذشته، تغییرات عمدهای در روابط پزشک و بیمار رخ داده است؛ بهگونهای که محوریت در تصمیمگیریهای پزشکی، به سمت بیمار و ارزشهای او متمایل شده است. در مراقبتهای بیمارمحور، پزشک، بیمار را بهعنوان انسانی مانند خودش، در نظر گرفته و طرز تلقیها، باورها و نگرانیهای او را در کنار تشخیص بالینی خود مد نظر قرار میدهد. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن ارائهی معرفی کوتاهی از مفهوم ارتباط پزشک - بیمار و چگونگی شکلگیری آن در بستر زمان، به معرفی و مقایسهی مدلهای مطرح در روابط پزشک - بیمار (مانند مدل پدرسالاری و ...) پرداخته شود و بارزترین نقاط قوت و ضعف هر یک از مدلهای ارتباطی معرفی گردد. در پایان، به تحلیل اجمالی مدل ارتباط پزشک - بیمار در مراکز درمانی ایران پرداخته شده و ضرورت تدوین یک مدل ارتباطی بر اساس ارزشهای اسلامی پیشنهاد گردیده است.
حسین اترک، مریم ملابخشی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
یکی از مسائل مطرح در اخلاق پزشکی، مسألهی حقیقتگویی به بیمار است. امروزه، دیدگاه غالب در میان پزشکان، ضرورت حقیقتگویی به بیمار است و دروغگویی یا کتمان حقیقت جایز نیست. ولی بهنظر میرسد مطلق و بیقید و شرط دانستن اصل حقیقتگویی قابل قبول نباشد و گفتن هر حقیقتی به هر کسی و در هر شرایطی جایز نیست. گرچه اصل اول در اخلاق، حقیقتگویی است، در برخی شرایط نیز کتمان حقیقت و حتی دروغگویی جایز است. از نظر عقل و شرع، دروغگویی در موارد اکراه، اضطرار (که شامل دفع ضرر جانی، مالی و آبرویی از خود و دیگران است) و دَوَران امر بین دو محذور، جایز است. بهنظر نگارنده، در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان و جلب همکاری و کسب رضایت بیمار ضروری است و نیز در موقعیتی که حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، لاعلاجی بیماری و زمان نزدیک مرگ اوست، بیان حقیقت با وجود ضررهای احتمالی، ضروری است. اما در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان ضرورت ندارد و حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، چیزی غیر از زمان مرگ و لاعلاجی بیماری اوست، مانند حقایقی از قبیل سختی و خطرناکی بیماری، زنده نبودن همراهان بیمار در تصادف، مشکلاتی که در بیرون از بیمارستان برای بیمار یا خانوادهاش ایجاد شده، پیشآگهی احتمالی از مدت زمان زنده بودن بیمار و تشخیصهای احتمالی غیرقطعی، اگر بیان حقیقت برای بیمار ضرر داشته باشد، کتمان حقیقت و حتی دروغگویی از باب دفع ضرر جانی از بیمار جایز است.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر در رابطه ی پزشک و بیمار است و تأثیر بسزایی در اثربخشی درمان و همچنین، رضایت پزشک و بیمار دارد. چنانچه اعتماد را به درستی بشناسیم و معنی و مفهوم آن را بدانیم و تصور درستی از آن پیدا کنیم، میتوانیم به تحقق خارجی آن امیدوار باشیم و آن را ارتقا بخشیم. لذا در این مقاله بر آن هستیم که مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد را بشناسیم و در رابطهی پزشک و بیمار به عنوان یکی از مهمترین مصادیق به بحث گذاشته و الگویی در این خصوص ارائه دهیم. به این منظور ابتدا به بررسی دیدگاه دانشمندان اعم از علوم اجتماعی و اخلاق پزشکی، غربی و ایرانی پرداخته و سپس با روش بحث متمرکز گروهی به اخذ دیدگاههای افراد متخصصو غیر متخصص در زمینه ی اخلاق پزشکی پرداخته و در نهایت با تحلیل محتوایی آنها به مدل و الگوی پیشنهادی و جدیدی میرسیم که هر چند ادعای کامل بودن و استقصای همه ی مؤلفه ها را ندارد اما در نوع خود و با در نظر گرفتن محدودیتهای مطالعات کیفی، تلاش کرده است که عمده ی مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد را در خود بگنجاند. برای رسیدن به این الگو بر این باوریم که طرفین اعتماد یعنی اعتمادکننده (بیمار) و اعتمادشونده (پزشک)، هر دو در شکلگیری اعتماد نقش دارند و مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد به هر دو طرف مربوط است و در این میان برخی مربوط است به شخص بیمار و به شکل یکسویه درون او شکل میگیرد، نظیر نیاز و تمایل بیمار به اعتمادکردن. برخی مربوط است به بیمار و با توجه به آگاهی بیمار از ویژگیهای پزشک شکل میگیرند نظیر آگاهی بیمار از دانش و تجربیات پزشک. دو دسته ی دیگر از مؤلفه ها مربوط است به پزشک که یکدسته از آنها با توجه به ویژگیهای خود پزشک شکل میگیرد، نظیر وظیفه شناسی پزشک و ظاهر او. دسته ی آخر مؤلفه هایی هستند که مربوط است به پزشک ولی در ارتباط پزشک با بیمار شکل میگیرند نظیر رفتار ارتباطی پزشک با بیمار.
علی احسان حیدری، حسین کشاورز، محمد نوری سپهر،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
از زمان شکلگیری علم پزشکی، اخلاق جزیی لاینفک از آن بهشمار میآمده است؛ ازاینرو انتظار میرود ابنسینا پزشک سرآمد و مؤلف کتاب
قانون در طب با اخلاق پزشکی مأنوس بوده و در این عرصه، مبانی و اصول اخلاقی را مطرح کرده باشد. به منظور دستیابی به اطلاعات لازم در خصوص مبانی اخلاق پزشکی در کتاب قانون در طب این موضوع، در سه محور عملکرد پزشکی ابنسینا، پژوهشها و نگرش فلسفی وی به اسلام و اصول اخلاقی آن مورد بررسی قرار گرفته است. اطلاعات این مقاله از جستوجوی جلدهای مختلف کتاب قانون و کتب و مقالات گوناگون نگاشتهشده در زمینهی اخلاق در پزشکی و ابنسینا بهدست آمده است. در این کتاب ابن سینا اولین شرط لازم برای طبابت را آگاهی و تسلط پزشک برعلم طب و بخشهای مختلف آن، اعم از تشخیص، درمان، پیشآگهی، پیشگیری و توانبخشی بیان کرده است تا از این طریق، آسیب و ضرری به بیمار نرسد. از نکات اخلاقی دیگر که در تألیف کتاب قانون مشهود است، استفاده از منابع علمی و اطلاعات موثق مختلف با ذکر منابع است. از سوی دیگر، این طبیب با اعتقاد قلبی به موازین اخلاقی و شرعی اسلام، در قبال حکیم مطلق و بندگان وی از جمله بیماران، احساس تعهد و مسؤولیت میکرده است. علیرغم عدم اختصاص بخشی از کتاب
قانون به اخلاق پزشکی، متن و محتوای آن، سرشار از توصیههای اخلاقی و مطالبی است که انسان را محور اصلی فعالیتهای پزشکی قرار داده است.
مریم پیمانی، فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
در اواخر دهه 1960 برخی از مقالات پزشکی به بیان زجر شدید بیماران بدحال مبتلا به بیماریهای لاعلاج، بهدلیل انجام مکرر فرایند احیای قلبی - ریوی (CPR) پرداختند. این موضوع حاکی از آن بود که با وجود اثربخشی فرایند احیا در نجات جان بیماران مبتلا به ایست قلبی - تنفسی، لیکن کاربرد معمول آن برای همهی بیماران، مشکلاتی را بهوجود آورده بود. مروری بر مطالعات نشان میدهند که طرز برخورد با بیمارانی که در روزها و ساعات پایانی عمر خود بهسر میبرند همواره برای کادر درمانی از جمله پزشکان و پرستاران، یک معضل محسوب شده و تصمیمگیری در مورد ادامهی اقدامات درمانی در این بیماران، یکی از مهارتهای اساسی مورد نیاز کادر سلامت است. چالشهای علمی، اخلاقی، دینی و حقوقی متعددی در این حیطه وجود دارد که گاه تصمیمگیری را دشوار میسازند. در این مطالعه، ضمن مرور کلی مطالعات منتشرشده در زمینهی عدم احیا در جوامع مختلف در 30 سال اخیر که طی آنها دیدگاههای کادر درمانی بهداشتی اعم از پزشک و پرستار با یکدیگر مقایسه شدهاند، سعی شده است با نگاهی جدید موضوع از دیدگاه اسلامی بررسی شود. همچنین، راهنماهای بالینی که در زمینهی عدم احیا توسط کشورهای مختلف مانند آمریکا، انگلستان و عربستان سعودی تهیه شده است نیز مورد کنکاش قرار گرفتند. برای جستوجوی این مطالعات، منابع اطلاعات کتابشناسی الکترونیکی و پایگاههای معتبر اینترنتی متعدد استفاده شد و نیز جستوجوی دستی از منابع ذکر شده در برخی مقالات حاصله صورت پذیرفت. نتایج مطالعه نشان میدهد علیرغم مطالعات متعددی که در نقاط مختلف دنیا در زمینهی DNR صورت پذیرفته است، کماکان پزشکان و کادر پزشکی در این امر با چالش مواجهند. در کشور ما، حسب ارزشها و اعتقادات دینی، این امر نیازمند تبیین دقیقتری است تا از سردرگمی تیم مراقبت در بالین بکاهد. ارزشها و عقاید پزشک و بیمار، ما را از متابعت صرف از راهنماهای سایر کشورها بازمیدارد و ضرورت تدوین دستورالعملی مبتنی بر فرهنگ ایرانی - اسلامی را واضح میسازد. آموزش و افزایش آگاهی گروههای مختلف ازجمله بیماران و عموم جامعه، شاغلان حرف پزشکی و مسؤولان و سیاستگذاران سلامت در تمام جوامع و بهطور خاص در کشور ما امری ضروری است.
لیلا افشار، علیرضا باقری،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
بازخوانی روایی در اخلاق روش و رویکردی است که در آن با استفاده از داستان یا وقایع نقل شده و اجزای تشکیلدهندهی آن، از جمله شخصیتهایی که درآن به ایفای نقش میپردازند، به آموزش مفاهیم و قواعد اخلاقی پرداخته میشود. از این شیوه در اخلاق پزشکی مدرن هم برای آموزش مفاهیم و هم برای حل تعارضات اخلاقی استفاده میشود. برای آموزش اخلاق، توجه به پرورش احساس اخلاقی فرد در کنار استدلال عقلانی او مورد توجه بوده تا بدینوسیله انگیزهی خیر و خوبی در فرد ایجاد شود و حساسیت اخلاقی او تقویت گردد. بدین ترتیب، فرد بهنوعی خود آگاهی دستیافته و با قرار دادن خود در جایگاه دیگران در معرض تجربیاتی قرار میگیرد که در حالت عادی آن تجربیات در حیطهی آگاهی او نبودهاند. چنین شیوه مواجههای گرچه نه در آموزش اخلاق پزشکی، اما در آموزش اخلاق به شکل عام آن، در تاریخ ادبیات ایران نیز سابقه دارد. بسیاری از متون کهن فارسی همچون مثنوی مولوی، مثالهای زنده و بارزی از ذکر نکات اخلاقی در دل داستانها هستند. در این روش هم میتوان از داستان زندگی بیمار و تجربهی او از بیماری بهعنوان مثالی مناسب برای آموزش مفاهیم اخلاق پزشکی استفاده کرد و هم میتوان با کمک شیوههای نقد ادبی به تحلیل چالشهای اخلاقی پرداخت و بدینوسیله با بازسازی مفهوم و مبانی اخلاق پزشکی، پارادایم متفاوتی را در مقابل اصولگرایی قرار داد. این مقاله ضمن تأکید بر ضرورت استفاده از این روش در آموزش اخلاق پزشکی به کاربرد آن در کمک به تصمیمسازی اخلاقی میپردازد.
سیدمحمود طباطبایی، سیدحسن علم الهدی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
باتوجه به اینکه در کشور ما، رعایت قوانین اسلامی در عرصههای مختلف زندگی - از جمله انجام اعمال پزشکی - ضروری است و عملکردها نباید مخالف با مبانی فقه و اخلاق اسلامی باشند، بهنظر میرسد که پزشکان، علاوه بر داشتن صلاحیتهای علمی و قانونی، میباید با احکام فقهی و ضوابط اخلاقی مرتبط با حرفهی خود، بر اساس این مبانی آشنایی پیدا کنند که اولاً: دانش فقه، مجموعهی فراگیری از احکام را ارائه میکند که از قرآن، احادیث پیامبر و معصومان، اجماع فقها و عقل استنباط شده و پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی در شرایط و موقعیتهای گوناگون هستند و ثانیاً: اصول اخلاقی در قرآن، روایات و اظهارات اندیشمندان و علمای دین، به تفصیل بیان شده و میتوان ضوابط اخلاق پزشکی را درحد تخصصی از آنها استخراج کرد. در این مقاله، به مرور متون معتبر فقهی، اخلاقی و پزشکی به منظور استخراج مطالب مرتبط با فقه و اخلاق پرداخته شده، اظهارات و تحلیلهای فقیهان و اندیشمندان گذشته و معاصر دربارهی قلمرو فقه پزشکی و اخلاق پزشکی و وجوه اشتراک و اختلاف آنها، شناسایی و بررسی شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، فقه پزشکی برای هر رویداد و پدیدهای در حیطه ی پزشکی که معمولاً جنبه ی بیرونی دارد، به تعیین حکم میپردازد و مکلفان وظیفه دارند آنها را به عنوان حکم خداوند، اجرا نمایند. اما اخلاق پزشکی، شامل ضوابط و مقررات بسیار وسیع و متنوع مرتبط با هرگونه عملکرد و رویداد بیرونی و درونی در حوزهی پزشکی است که عموماً باعث ارتقای کیفی گردیده، ممکن است همسان یا متفاوت با احکام فقهی باشند و علیرغم مطرحشدن آنها بهصورت دستورالعمل، تأکید به پیروی از آنها همانند الزام به اجرای احکام فقهی نیست.
فریده بحرانی، میترا فرزین، لیلا نوذری،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
در جامعهی پزشکی بحث اخلاق، بهدلیل اهمیت این حرفه از جایگاه ویژهای برخوردار است و دندانپزشکی نیز همانند سایر شاخههای علوم پزشکی نیازمند چنین توجهی است. این پژوهش به منظور بررسی میزان آگاهی دندانپزشکان شهر شیراز از اصول اخلاق حرفهای که در کدهای اخلاقی انجمن دندانپزشکی آمریکا به آنها توصیه شده است بهخصوص اصول مربوط به حقوق بیماران انجام شد.
پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی - مشاهدهای و مقطعی میباشد. جامعهی مورد مطالعه، دندانپزشکان شهر شیراز بودند که دارای مطب میباشند. نمونهی مورد مطالعه، 97 نفر از این دندانپزشکان بودند که به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری دادهها از پرسشنامهای حاوی 20 سؤال استفاده گردید. پایایی و روایی این پرسشنامه قبلاً تأیید شده بود. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS انجام شد
. برای بهدست آوردن همبستگی سن با میزان آگاهی از آزمون ANOVA و جنس با میزان آگاهی از آزمون T استفاده شد.
نتایج نشان داد که میزان آگاهی دندانپزشکان شیراز از رعایت منشور حقوق بیمار 61 درصد میباشد(بیشترین امتیاز 94 درصد و کمترین امتیاز 17 درصد) با امتیاز 11 از 18. ارتباط آماری معنیداری بین سطح آگاهی دندان پزشکان با متغییرهای سن (67/0=
P) و جنس (68/0=
P) مشاهده نشد. ارائهدهندگان خدمات دندانپزشکی باید از مفاد حقوق بیمار آگاهی داشته و ضروری است که آموزش اخلاق در دانشکدهی دندانپزشکی بازنگری شود و نیل به این هدف نیازمند مشارکت همگانی و برنامهریزی صحیح برای آموزش در این زمینه در سطح کشور میباشد.
سیده بهاره کامرانپور، مونا عودی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
در سالهای اخیر مراجعهی زنان مسن به مراکز درمان ناباروری افزایش یافته است. برای استفاده از تکنولوژیهای کمکباروری (ART) در زنان با سن بالا کلیهی مسائل پزشکی و اخلاقی حل نشده و همواره این سؤال مطرح میشود که آیا باید محدودیت سنی برای ارائهی درمان کمکباروری قائل شد یا خیر؟
این مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانهای است. مطالب و مقالات در پنج بخش پزشکی، اخلاقی، زوج، جامعه و فرزند حاصل بررسی و ارائه شده است. همچنین قوانین، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفته است. در ایران دستورالعمل جامعی برای محدودیت سنی زنان جهت انجام درمان کمکباروری تدوین نشده است. در اینباره کلینیکها و مراکز درمان ناباروری باتوجه به سیاست مرکز و شرایط موجود، براساس آئیننامههای غیررسمی و داخلی خودشان عمل میکنند. بررسی پروتکلهای درمانی در بیشتر مراکز نشان میدهد که زنان تا سن 45 سال در سیکل درمان نازایی قرار میگیرند و پذیرش زنان بالای 45 سال تنها با تأیید پزشک و وجود شرایط بالینی مناسب بیمار انجام میشود. از نظر فقهی و حقوقی نیز منعی برای درمان ناباروری زنان مسن در کشورمان وجود ندارد. اما همواره سلامت مادر و فرزند از دیدگاه پزشک اولویت اول را دارد و اعمال درمانی باید در همین راستا صورت گیرد. از آنجایی که نباید سن را تنها معیار پذیرش زن نابارور جهت درمان کمکباروری قرار دهیم، لازم است در اینباره دستورالعمل جامعی تدوین شود.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
در رابطهی میان پزشک و بیمار اعتماد سرمایهی اجتماعی بزرگی محسوب میشود. اعتماد میان پزشک و بیمار عاملی مؤثر در بهبود بیمار و رضایت پزشک است. اما تا از چیستی اعتماد و شناخت آن سخن نگوییم نمیتوان به تحقق آن امیدوار باشیم. به معنای دیگر، تحقق خارجی و تقویت اعتماد در رابطهی میان پزشک و بیمار مستلزم شناخت دقیق اعتماد و مؤلفههای آن است که این پژوهش آن را انجام داده است. لذا قبل از هر کار لازم است که ابتدا اعتماد را از منظر لفظ و مفهوم بشناسیم و مورد تحلیل قرار دهیم. در این مقاله که با استفاده از مرور مقالات و روش تحلیل محتوا و همچنین تحلیل منطقی نوشته شده است، پس از بر شمردن نظرات اندیشمندان در باب اعتماد و بیان مایهی اصلی آنها به استخراج 23 مؤلفه از اعتماد پرداختهایم وسپس این مؤلفهها را در رابطهی میان پزشک و بیمار مصداق بخشیدهایم. نتیجه آنکه اعتماد میان پزشک و بیمار را از سه منظر میتوان مورد تحلیل قرار داد: یکی ناظر به بیمار با 5 مؤلفه، دیگری ناظر به پزشک با 2 مؤلفه و سومی ناظر به رابطهی پزشک و بیمار با 9 مؤلفه و بدون شناخت این مؤلفهها و تفکیک آنها نمیتوان به تحلیل و کنکاش در تحقق خارجی اعتماد پرداخت.
زهره رحیمی، افشین فرهانچی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
با توجه به ابلاغیهی سال 1390 وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مبنی بر اختصاص 10 درصد تختهای بیمارستانهای دولتی به افراد خیلی مهم (VIP) و خبر گسترش تدریجی این تختها در کشور، این موضوع در مراکز دولتی اهمیت خاصی پیدا کرده است و لازم است پیامدهای مختلف این پدیده بهدقت مورد بررسی قرار گیرد. بخشهای ویژهی افراد خیلی مهم به معنای بخشهایی است که افراد با توانایی مالی خاص میتوانند در آن از خدمات سلامت ویژهای بهرهمند شوند. در این مطالعه بعد از بررسی سیستماتیک این امتیاز ارائه شده به افراد خیلی مهم، ارائهی این خدمات از سه منظر اقتصادی، مدیریتی و اخلاقی مورد بررسی قرار گرفته است. در هر یک از ابعاد مذکور ارائهی خدمات ویژه میتواند دارای فواید و مضراتی باشد که مطابق با شرایط درونی و برونی هر سیستمی در حوزهی سلامت میتوان برای استقرار یا ممانعت از راهاندازی آن تصمیمگیری کرد. حال که با توجه به شرایط حاکم در عرصهی سلامت لزوم راهاندازی بخشهای افراد خیلی مهم حتی بهعنوان راه حلی کوتاهمدت و رفع بحران احساس شده و توصیه میشود، باید این مهم همراه با راهکارهایی برای هر چه اخلاقیتر کردن این فرایند از جمله اعمال محدودیت در ارائهی این خدمات در بخشها، توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی منطقه، پایشهای دورهای، واقعی کردن تعرفهها و مواردی دیگر باشد.
سعید نظری توکلی، نسرین نژادسروری،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
رازداری یکی از قواعد کهن حرفهی پزشکی است که ضمن تأثیر بر چگونگی رابطهی میان پزشک و بیمار، تأمین کنندهی منافع فردی بیمار و پزشک و همچنین مصالح اجتماعی است. در آموزههای دینی نیز ضمن تأکید بر وجوب رازداری، افشاکنندهی راز بهدلیل ارتکاب گناه کبیره، سزاوار مجازات اخروی دانسته شده است. امروزه، با ابداع روشهای نوین تشخیصی و درمانی و گستردگی دامنهی اطلاعرسانی، زمینهی افشای راز بیماران بیش از پیش فراهم شده است. این مقالهی مروری حاصل یک مطالعهی توصیفی است. برای جمعآوری اطلاعات از مطالعهی کتب معتبر و جستوجو در منابع اینترنتی و مقالات مرتبط استفاده شد. پس از توضیح مفاهیم و مبانی رازداری در اخلاق پزشکی، همچنین اخلاق فضیلتگرای اسلامی، در بررسی تطبیقی، اشتراکها و تفاوتهای این دو دستگاه اخلاقی در مسألهی رازداری بررسی و تبیین میشود. صرف نظر از تأکید آموزههای اخلاق پزشکی و اخلاق اسلامی بر ضرورت حفظ رازداری در جلب اعتماد عمومی، رازداری در اخلاق اسلامی بهواسطهی در بر گرفتن دو حوزهی راز خود و راز دینی، افزون بر راز دیگری، از گستردگی بیشتری برخوردار بوده و فرد رازدار بهواسطهی امانتداری، از پاداش اخروی هم بهرهمند خواهد شد. همچنین، در اخلاق پزشکی، تنها رفتار کادر درمانی مورد ارزیابی قرار گرفته و به انگیزه و حالات نفسانی آنان توجهی نمیشود، اما در اخلاق اسلامی، از آن جهت که ویژگیهای نفسانی افراد مورد ارزیابی اخلاقی قرار میگیرد، رازداری امری پایدارتر بوده و بدون هیچگونه نظارت خارجی کارایی خود را حفظ خواهد کرد.
فاطمه طرف،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
پژوهش بر روی فناوری مهندسی سلولهای نطفهای با هدف ایجاد تغییرات ژنتیکی قابل توارث در نسلهای گیاهی، جانوری و انسانی انجام میشود. قریبالوقوع بودن و ضرورت انجام این فناوری در خصوص سوژههای انسانی باعث مباحثات فراوان بین صاحبنظران اخلاق و حقوق شده است. امکان ایجاد تغییر در ژنوم انسان که مطابق با اعلامیهی جهانی ژنوم انسان وحقوق بشر بهعنوان میراث مشترک بشریت و شالودهی وحدت تمامی اعضای جامعه ی بشری شناخته میشود، این فناوری را با پرسشهایی دربارهی ارتباط دستاوردهای آن با جریان عادی آفرینش روبهرو میکند. در نگاه اول، چنین بهنظر میرسد که اجرا و اعمال این فناوری میتواند به تغییر در رسم جاری خلقت و ایجاد بدعت در سنت دیرپای توالد منجر شود. با ریشهیابی ایدههای مخالف با اجرای این فناوری که چنین خاستگاهی دارند، میتوان نگرانی عمدهای را دربارهی «تغییر در خلقت» یا بهعبارتی «دخالت در کار خدا» مشاهده نمود. «تغییر در خلقت» اصطلاحی است که در ادبیات فقهی- اخلاقی اسلام نیز متداول و آشناست و در تعیین احکام فقهی مترتب بر فناوریهای زیستی نقش مهمی ایفا میکند، به گونهای که اگر عنوان آن بر موضوعی صادق باشد، به حرمت ذاتی آن موضوع در فقه منجر خواهد شد. البته اکثر مفسران اسلامی، خلقت را به معنای فطرت الهی انسان تعبیر میکنند که هرگز قابل تبدیل و تغییر نیست. این رویکرد ممکن است سرفصل تغییر خلقت را بهطور کامل از محورهای تعیین مشروعیت فناوریهای زیستی خارج کند اما نگارنده میپندارد که اتخاذ این دیدگاه نمیتواند پایان راه باشد زیرا در این میان سرفصل نوین قصد ایجاد تغییر در فطرت انسان رخ مینماید که غفلت از آن دست ما را از محوری قوی در جهتدهی به اهداف فناوریهای زیستی تهی میگذارد. بنابراین، در این پژوهش اگرچه نگارنده نیر خلقت را به معنای فطرت غیرقابل تغییر انسان میپندارد، با ارائهی تحلیلهایی کوشیده است تا پس از معرفی سر فصل قصد تغییر فطرت، به دیدگاهی متعادل در خصوص نحوهی استفاده از این سرفصل در خصوص مشروعیت فناوری مهندسی سلولهای نطفهای دست یابد.
حسین درگاهی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
رفتار سیاسی آندسته از فعالیتهایی است که انجام آنها در سازمان ضرورت ندارد، اما در امر توزیع پاداش و تخصیص منابع سازمانی اعمال نفوذ میکند. افراد با استفاده از رفتار سیاسی، سعی در بهدست آوردن و استفاده از قدرت در سازمان را دارند. امروزه، بیشترین تلاش محققان برای مطالعهی ادراک کارکنان از رفتار سیاسی است و اینکه آیا در انجام رفتار سیاسی باید اصول اخلاقی را رعایت کرد یا نه؟ لذا این پژوهش با هدف معرفی، علل، پیامدها و اخلاقی یا غیراخلاقی بودن رفتار سیاسی و قدرت در سازمان انجام شده است. پژوهش حاضر مطالعهای مروری است که اطلاعات مورد نیاز آن از طریق موتورهای جستوجوگر Medline، Ovid، Elsevier، Google، Pub Med، Scopus، Springer، Cochran Library و با بهکارگیری تعداد پنج کلیدواژه و یکصدوده منبع و سپس با انتخاب 41 منبع جمعآوری و مورد بهرهبرداری قرار گرفت. بیشتر رفتارهای سیاسی حاصل تفاوت ادراک فردی و همچنین ویژگیهای سازمانی هستند. به همین دلیل، بعضی از افراد بهدنبال رفتارهای سیاسی مشروع هستند و بعضی از افراد رفتارهای نامشروع را ترجیح میدهند، اگرچه در رفتارهای سیاسی نمیتوان بهطور دقیق مشخص کرد که چه نوع کاری اخلاقی یا غیراخلاقی است. پس، باید گفت رعایت اصول اخلاقی در رفتار سیاسی باید در جهت تأمین منافع سازمان باشد. رفتارهای سیاسی را در سازمان نمیتوان از بین برد، زیرا آنها پدیدهای اجتنابناپذیر هستند. بنابراین، مدیران اثربخش باید ماهیت سیاسی سازمان را بپذیرند، استراتژیهای سیاسی را تنظیم کنند و از این راه به سازمان خود مزایای زیادی را برسانند.
غلامرضا پورمند،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
روشهای کمکباروری بهطور گستردهای در سراسر جهان برای درمان تقریباً تمامی اشکال ناباروری انجام میشود. بر اساس این تصور غلط که تعالیم اسلامی روشهای کمکباروری را مورد تأیید قرار نمیدهد، استفاده از این فناوری در جهان اسلام برای سالهای زیادی به تعویق افتاده بود. در مقالهای که از احکام اسلامی استخراج شده، تأثیر آن را بر اخلاق در مسائل مربوط به روشهای کمک باروری بررسی میکند. روشن است که اسلام تشکیل خانواده و روشهای کمکباروری را در چارچوب ازدواج تشویق میکند؛ تحقیقات بر روی جنین قبل از 14 روزگی از زمان لقاح مجاز است. همچنین، تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی، ژندرمانی و شبیه سازی بهسود بشریت به لحاظ اخلاقی در اسلام قابل قبول است.
روشهای کمکباروری دخالت شخص ثالث در روند تولیدمثل را با ارائهی تخم، اسپرم، جنین یا رحم امکانپذیر ساخته است. روشهای کمکباروری راه را برای روشهای مختلف دیگر از جمله انتخاب جنسیت، تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی (PGD)، دستکاریهای ژنتیکی، انجماد گامت، جنین و گنادها، شبیهسازی و غیره ... باز کرده است و بحث های اخلاقی زیادی را برانگیخته که از آغاز تا به حال ادامه دارد. نگرش متناقض در بسیاری از کشورها در سرتاسر جهان بدون در نظر گرفتن زمینههای سیاسی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی این کشورها ایجاد شده است.
در سنت اسلامی، در مورد تولیدمثل، تقریبا تمام دانشمندان موافق این هستند که زوجهای نابارور درمان را تا زمانی که هر دو گامت نر و ماده متعلق به یک زوج است و بارداری در رحم زن صورت میگیرد، دنبال کنند. پزشکان باید برای باروری زوجهای نابارور از کلیهی تکنولوژیها در زوجهای متأهل کمک بگیرند. حقوق جنین قابل احترام است و تشخیص ژنتیکی تا زمانی که به جنین آسیب نمیرساند میتواند انجام شود. اگر چه قانون برای تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی در کشورهای اسلامی اجازه داده است، تصمیمگیری در مورد سرنوشت جنین را بهعهدهی زوج نمیگذارد. اطلاعات لازم باید به پزشکان داده شود تا در ارائهی روشهای مختلف کمک باروری به زوج نابارور کمک شود.
محمد علی کریم زاده،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
روشهای نوین باروری در طی چند دههی گذشته مسائل و ابهامات جدیدی را در زمینهی علوم پزشکی ایجاد کرده است. همانطور که میدانیم جنین یا امبریو یک موجود بالقوه زنده است که اگر شرایط رشد مناسب را داشته باشد در عرض مدت کوتاهی تبدیل به یک انسان که اعظم مخلوقات است تبدیل میشود. حال این جنین چه حقوقی را دارد و آیا از نظر اخلاقی کار کردن با این جنینهای بالقوه زنده از اصول خاصی برخوردار است؟ در واقع، حمایت از این جنین به حق حیات و حق سلامت او بر میگردد و اینکه تا چه حد دانشمندان و محققان میتوانند در آن مداخله کنند. بهعبارتی دیگر، موضوع پژوهشهای جنینی اگر چه میتوانند نتایج مفیدی را برای آیندهی بشریت بهدنبال داشته باشند ولی تا چه حد این حق را رعایت میکند. در این بحث تلاش بر این است تا باورها، نگرش و رفتار حرفهای دانشمندان و پرسنلی که در زمینهی ناباروری و بیومدیکال فعالیت دارند و با جنین انسان در ارتباط هستند و همچنین نظرات مکاتب مختلف به بحث گذاشته شود. در واقع، ما بهدنبال حمایت از این دیدگاه هستیم که جنین بهعنوان یک بیمار نقش مهمی را در کلیهی خدمات درمان ناباروری وIVF و PGD یا تحقیقاتی که با استفاده از جنین انجام میشود دارد. در این بحث موضوع از منظر اخلاقی و حقوقی بررسی خواهد شد.
ربابه طاهری پناه،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
بارداری یک پدیدهی فیزیولوژیک است که با در نظر گرفتن آناتومی و شرایط جسمی در زنان و مردان متفاوت است. هر طوری که سن باروری در زنان بین 15 تا 40 سال و در برخی از موارد 45 سال مطرح شده است. زیرا وضعیت جسمی و بیماریهای داخلی مثل فشار خون و قلبی و دیابت هم پس از این سن مشکلاتی را برای مادر بهوجود خواهد آورد. لذا بسیاری از این موارد باعث میشود بهطور خودبهخود پروسهی باروری محدود شود. امروزه، با زندگی مدرن و به تاخیرافتادن سن ازدواج تمایل زوجها به بارداری در سنین بالا افزایش یافته است. ولی با توجه به مشکلات متعدد در زمینهی باروری این زوجها، لقاح آزمایشگاهی (IVF) را میتوان یا بهعنوان یک معجزهی پزشکی یا دستکاری در قانون و مشی الهی در نظر گرفت. پزشکان چه تعهد حرفهای به زنان نابارور و تا چه حد دارند؟ آیا انسان و علم پزشکی مجاز است تا این پدیدهی فیزیولوژیک را تغییر دهد. استفاده از IVF نیز مانند دیگر جنبههای علم پزشکی، شامل یکسری مسائل مختلف اخلاقی است که همهی افراد درگیر در این فرایند باید به آن آگاهی داشته و با درایت کافی آن را بهکار ببندند. دو نکتهی مهم در این زمینه سلامت مادر و سلامت فرزند و حقوق اوست که تا چه حد تیم پزشکی در استفاده از روشهای کمکباروری این حق را برای او قائل شدهاند. سلامت فرزند متولدشده خود نقش مهمی در این زمینه دارد. با توجه به اینکه با افزایش سن، احتمال ناهنجاریها هم افزایش مییابد. یکی از موارد فوق ارتباط بین سن والدین و اوتیسم کودکان است که دیده شده است با افزایش سن مادر یا پدر اوتیسم زیادتر دیده میشود. از طرفی آیا این فرزندان نیازهای کودکانهی خود را با داشتن والدین مسن میتوانند برآورده کنند. آیا این فرزندان از همان حقوق فرزندان والدین جوان برخوردار خواهند بود. این مسائل باعث شده تا در مذاهب مختلف با در نظر گرفتن اخلاق پزشکی و حقوق مادر و فرزند محدودیتهایی را برای انجام اقدامات درمانی قائل شوند. در بسیاری از کشورهای اروپایی انجام چنین اقدامات درمانی پس از 40 سال ممنوع است. متأسفانه، در ایران هیچ قانون خاصی وجود ندارد و با توجه به قانون اهدا تخمک و جنین بیماران را بدون محدودیت وارد سیکل درمانی میکنند. بروز عوارض مختلف درمانی، ریسک بیهوشی و غیره بهطور متناوب دیده میشود. در این بحث تلاش میشود تا با ارائهی نظرات و دیدگاه اسلامی و مقایسهی آن با مکاتب مختلف، پیشنهاد تدوین قانونی در این زمینه ارائه شود.