جستجو در مقالات منتشر شده


210 نتیجه برای محمد

ساسان موگهی، فرخنده جمشیدی، نگار پرویزی، علی محمدی سپهوندی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

در مراکز درمانی و پزشکی، انطباق رفتارهای فردی و اجتماعی با اخلاق و موازین شرعی بسیار مهم و نیازمند ارزیابی‌های پیوسته است. بر همین اساس، مطالعه حاضر با هدف تعیین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس از دیدگاه بیماران و کارورزان در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور شهر اهواز در سال 1399 انجام شد. این مطالعه از نوع توصیفی‌مقطعی بود و جامعه‌ی آماری آن شامل کارورزان (204 نفر) و بیماران (385 نفر) مراجعه‌‌کننده به بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه‌ علوم پزشکی جندی‌شاپور شهر اهواز بود. نمونه‌گیری نیز به‌‌صورت تصادفی انجام‌ شده است. همچنین، پژوهشگر داده‌ها را به وسیله‌ی فرم جمع‌‌آوری اطلاعات و پرسش‌نامه‌ای متشکل از هفده سؤال از بیماران و کارورزان جمع‌‌آوری کرد. داده‌ها توسط نرم‌افزار SPSS 20 و آمار توصیفی و استنباطی بررسی شد. از دیدگاه کارورزان، بین انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس در بیمارستان‌های مختلف و جنسیت  ارتباط معنادار وجود داشت (0.05>P)؛ ولی با سن و وضعیت تأهل ارتباط معناداری دیده نشد (0.05، سن، تحصیلات، وضعیت تأهل و بیمارستان تفاوت معنادار وجود نداشت (0.05>P). از دیدگاه کارورزان، انطباق امور پزشکی با موازین شرع مقدس برابر با 1/45% و از دیدگاه بیماران برابر با 40.5% بود. بر اساس نتایج مطالعه‌ی حاضر، برای رعایت کامل انطباق امور پزشکی با قوانین شرع مقدس، در تمامی بیمارستان‌های بررسی‌شده، به فضای فیزیکی و کادر درمانی همگن با جنسیت بیماران بیشتری نیاز است.

محمد رضائی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

پژوهش حاضر در پی یافتن پاسخ این سؤال است که توصیه‌های دینی و اخلاقی تا چه حد بر بهداشت محیط شهرهای قلمرو آل‌بویه اثرگذار بوده است؟. در پژوهش حاضر با روش توصیفی‌تحلیلی و تکیه بر منابع کتابخانه‌ای از کتب روایی، تاریخی، طبی و جغرافیایی فیش‌برداری شد؛ سپس پس از دسته‌بندی داده‌ها در مهم‌ترین حوزه‌های مرتبط با بهداشت محیط و بررسی آن‌ها، نتیجه‌ حاصل شد. یافته‌ها حاکی از آن است که در نیمه‌ی اول دوره‌ی حکومت آل‌بویه، در پی افزایش جمعیت و گسترش برخی شهرها، نیاز به اقدامات بهداشتی در حوزه‌های مختلف، که امروزه از وظایف متولیان بهداشت محیط است، احساس شد. در کنار دستورات و توصیه‌های موجود در برخی آیات و روایات که مبنای بخشی از قوانین بهداشتی به شمار می‌رفت، تعدادی از حکام این سلسله مانند عضدالدوله (324 تا ۳۷۲ ه.ق) نیز با برخی اقدامات عمرانی و خدماتی همچون تأمین آب شرب یا احداث مراکز درمانی و خدماتی و نصب محتسب به دخالت در امر بهداشت شهرها در حوزه‌های مختلف پرداختند؛ البته بخشی از این اقدامات با سلامت جامعه در حوزه‌ی بهداشت مواد غذایی، معابر و اماکن عمومی و بهداشت آب و دفع فاضلاب در ارتباط بود.

محمد میرزایی، بهزاد جودکی، زهرا بازوبند، احسان شریعتی‌فرد،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

بیماری نوظهور و فراگیر کووید 19 که از سطح همه‌گیری (اپیدمی) گذر نموده و به سطح جهان‌گیری (پاندمی) رسیده، چالش‌های فراوانی را برای جامعه‌ی جهانی ایجاد کرده است. ویژگی‌های خاص بیماری کووید 19 ازجمله ناشناخته‌بودن و پیچیدگی منشأ این ویروس، وسعت و سرعت بالای انتشار و انتقال آن، جهش‌پذیری فراوان، نبود درمان قطعی برای آن تاکنون ، وجود دوره‌ی کمون و نهفتگی بیماری، بررسی همه‌جانبه و تدوین برنامه‌ای جامع را در تمام ابعاد می‌طلبد تا بتوان برای کنترل و مدیریت آن اقدام کرد. سرعت فراوان انتقال این بیماری و ویروس، با بی‌احتیاطی ناقلان و بیماران به‌صورت تصاعدی افزایش می‌یابد. طولانی‌بودن زمان شیوع این بیماری نیز باعث سهل‌انگاری افراد در رعایت پروتکل‌های بهداشتی شده و موجب بیماری افراد دیگر می‌شود؛ ازاین‌رو، بی‌احتیاطی و سهل‌انگاری برخی افراد، ضمن تحمیل بار حقوقی و اخلاقی در رعایت‌نکردن حقوق جامعه، امنیت و سلامت جسمانی و روانی افراد را نیز تهدید می‌کند. یکی از اهداف تدوین قواعد فقهی و قوانین عرفی، صیانت از جان و سلامت افراد است؛ لذا موضوع این نوشتار، بررسی الزامات و ضمانت اجرای ناظر بر مراقبت و پیشگیری از بیماری کووید 19 و مسئولیت کیفری تحمیلی بر افرادی که پروتکل‌های بهداشتی را رعایت نمی‌کنند، با نگاهی فقهی و حقوقی خواهد بود. بر این اساس افرادی که حداقل‌های بهداشتی را در برابر این ویروس رعایت نمی‌کنند، در صورت ناقل‌بودن دارای مسئولیت هستند و در صورت احراز و اثبات قصور یا تقصیر و انتساب اضرار یا آسیب به ایشان، باید از عهده‌ی جبران خسارت برآیند. افزون‌براین، در صورت آگاهی به ناقل‌بودن، امکان تعزیر ایشان نیز وجود خواهد داشت.

حسین فصیحی، سیدمحمد حسینی سورکی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

فناوری‌های مربوط به حوزه‌ی پزشکی و ژنتیک، به‌ویژه مهندسی ژنتیک و تلاش برای به‌نژادی، همانند دیگر فناوری‌های نوظهور، در دهه‌های اخیر رشد و پیشرفتی چشمگیر و برکاتی خیره‌کننده داشته و موجب توفیق‌های بسیاری در حوزه‌ی پیشگیری از ناهنجاری‌ها و درمان بیماری‌ها شده است؛ با این همه و به‌رغم کامیابی ‌برخی تلاش‌ها در زمینه‌ی به‌نژادی و پیشرفت‌های امیدآفرین و شعف‌انگیز در این حوزه، افق‌های مبهم به‌کارگیری مهندسی ژنتیک و تلاش برای به‌نژادی، به‌ویژه احتمال بهره‌گیری‌های غیرمسئولانه و منفعت‌جویانه از فناوری‌هایی از این دست، دغدغه‌برانگیز و نگران‌کننده بوده است. از همین رو، برخی با تأکید بر ملاحظات اخلاقی ناظر به فناوری‌های زیستی‌پزشکی، به‌ویژه مهندسی ژنتیک، جواز اخلاقی و به‌مصلحت‌‌بودن بهره‌گیری از مهندسی ژنتیک، با هدف به‌نژادی و بهبود نسل و نژاد انسانی را محل تردید و تأمل دانسته‌اند و یکی از مهم‌ترین پیامدهای ناخوشایند و ناگوار به‌نژادی را نقض عدالت/ عدالت اجتماعی یا تشدید بی‌عدالتی و نابرابری به حساب آورده‌اند. در این پژوهش ضمن اشاره‌ای گذرا به معنا و گونه‌های به‌نژادی و سویه‌های اخلاقی آن، با تبیین و تحلیل ملاحظات اخلاقی به‌نژادی، روشن می‌شود که با اتخاذ تصمیم‌های بخردانه و اندیشیدن برخی تمهیدات می‌توان از بروز نابرابری‌های ناشی از به‌نژادی جلوگیری کرد یا آن‌ها را به حداقل رساند.

محمد ترابی، مهسا اسلامی‌پناه،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

پرستاران ازجمله اعضای تیم درمان هستند که بیشترین ارتباط را با بیماران کووید 19 دارند و از تصمیم‌گیری اخلاقی، در مراقبت از آن‌ها ناگزیرند. از سوی دیگر، انگیزه‌ی پرستاران در اجرای مراقبت پایان زندگی، تحت تأثیر نگرش و آگاهی و استدلال اخلاقی آن‌هاست. پژوهش حاضر، با هدف بررسی سطح تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران و ارتباط آن با نگرش آنان به مراقبت‌های پایان زندگی بیماران مبتلا به کووید 19 در بیمارستان‌های منتخب وابسته به دانشگاه علوم پزشکی استان همدان، در سال 1399 انجام گرفت. در این مطالعه، 180 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان، با روش نمونه‌گیری در دسترس، انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده‌ها شامل پرسش‌نامه‌ی اطلاعات دموگرافیک، پرسش‌نامه‌ی آزمون معمای اخلاقی پرستاری (Nursing Dilemma Test) و پرسش‌نامه‌ی نگرش پرستاران نسبت به مراقبت‌های پایان زندگی بود.  مطابق با نتایج، بین تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران و نگرش آنان به مراقبت‌های پایان زندگی، رابطه‌ای مثبت و معنادار وجود دارد (0.05>P و 0.819=r) . میانگین نمره‌ی تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران (3/5 ± 19/39) بر پایین‌بودن سطح تصمیم‌گیری اخلاقی دلالت دارد و میانگین نمره‌ی ملاحظات عملی (2/4 ± 62/20) نشان‌دهنده‌ی تأثیر نسبی عوامل محیطی بر روند تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران است؛ درحالی‌که میانگین نمره‌ی نگرش مراقبت‌های پایان زندگی پرستاران، در سطحی نامطلوب گزارش شد (8/7 ± 58/81). شناسایی عوامل مؤثر بر تصمیم‌گیری اخلاقی پرستاران و برنامه‌ریزی آموزشی می‌تواند نگرش پرستاران به مراقبت‌های پایان زندگی را بهبود بخشد و کیفیت مراقبت از بیماران را نیز افزایش دهد.

صدیقه محمداسماعیل، مصطفی پهلوان زاده،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده

پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر راهبردهای دانش بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی صورت پذیرفت. این پژوهش، پیمایشی‌تحلیلی، از نوع هم‌بستگی و از لحاظ هدف، کاربردی است. حجم نمونه‌ی آماری 196 نفر است. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از معادلات ساختاری، از طریق نرم‌افزارSmartPLS ، نسخه‌ی ۳، صورت گرفته است. یافته‌های پژوهش نشان داد که راهبردهای دانش بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرم‌افزار، آماره‌ی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 8/475 به دست آمده است که از مقدار بحرانی قدر مطلق 1/96 بزرگ‌تر است. راهبردهای نظام‌‌محور بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرم‌افزار، آماره‌ی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 7/729 به دست آمده است. راهبردهای انسان‌محور بر عملکرد سازمانی، با نقش میانجی رهبری اخلاقی، اثر دارد. با توجه به خروجی نرم‌افزار، آماره‌ی احتمال برای متغیر میانجی رهبری اخلاقی، برابر با 9/075 به دست آمده است. در نظام سلامت، به‌عنوان سازمانی دانش‌محور، مدیران باید برای پیاده‌سازی نظام ارزیابی عملکرد دانشی مطلوب، برنامه‌ریزی کنند. از طرفی، رهبران اخلاقی، ازطریق برقراری ارتباط دوسویه با کارکنان، ایجاد انگیزه در آنان و قراردادن پاداش‌ها و تنبیه‌هایی برای انجام وظایف و فعالیت‌های سازمانی، از ظرفیت‌ها و توانایی‌های بالقوه‌ی موجود در کارکنان برای رسیدن به اهداف سازمانی استفاده می‌کنند و از این طریق، موجب کاربرد دانش در میان آنان می‌شوند.

فضه سلیمی، محمدباقر پارساپور، زهرا نیکخواه فرخانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

بیماری کرونا یک بحران جهانی است که سیستم های حکومتی را متأثر نموده است. گذار از بحران ها، نیازمند تدابیر بخردانه است. حکمرانی یک فرایند پیوسته است که از طریق آن منافع متضاد همساز می شود و اقدامات همکاری جویانه اتخاذ می گردد. مؤخرترین نظریه در این مفهوم، حکمرانی مطلوب است که مشخصاً در هنگامه بحران، میزان اهمیت آن دوچندان می گردد. حکمرانی خوب محصول مشارکت مطلوب سه نهاد حکومت، جامعه مدنی و بخش خصوصی است.  مؤلفه های حکمرانی مطلوب از دیدگاه بانک جهانی، سازمان ملل متحد و اندیشمندان این حوزه، متعدد است. ستاد ملی مبارزه با کرونا به دستور مقام معظم رهبری و بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی اسفند ماه 1398 تشکیل گردید تا در خصوص مقابله با بیماری کووید-۱۹ از جمله اعلام تعطیلی‌ها و سایر تدابیر محدود کننده در موارد تخلف از دستورالعمل‌های بهداشتی تصمیمات مقتضی را اتخاذ نماید. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی تلاش شده است تا ضمن تعیین حدود صلاحیت ستاد مذکور در قاعده گذاری، به تبیین مؤلفه های حکمرانی مطلوب در این دوران با توجه به مصوبات یگانه مقنن در این حوزه بپردازد. از دیدگاه نگارندگان، مصوبات ستاد ملی کرونا به عنوان یکی از شوراهای فرعی شورای عالی امنیت ملی، فراتر از قانون عادی است و از میان مؤلفه های موجود؛ کارایی و اثر بخشی،  شفافیت و پاسخگویی و اجماع محوری در مصوبات بازشناسی شد.

محمد راسخ، فائزه عامری،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

نسب یکی از موضوعات مهم حقوقی بوده که در طول تاریخ نظام­های حقوقی تحولاتی را به خود دیده است. در دوران جدید، با پیدایش روش‌های کمک‌بارروی به‌ویژه با مداخله ثالث، چالش‌هایی جدید بر سر راه تنظیم قانونی نسب کودکان حاصل از این روش­ها قرار گرفته­اند. کودکانی را که بدین روش­ها متولد می‌شوند به چه کسی می­توان یا باید منسوب کرد؟ بنا بر یکی از سنن، نسب مادری بر مبنای حمل و نسب پدری برمبنای نطفه تعیین می­شده. پرسش اما آن است که آیا دو ملاک یادشده می‌توانند نسب این کودکان را به‌شکلی سازگار و کارآمد تمشیت کنند؟ مطالعه قوانین و مقررات کشورهای مختلف پاسخی منفی پیش روی می ­نهد. قوانینی که برای تعیین پدر و مادر این کودکان صرفاً به این دو ملاک تکیه کرده‌اند، موجد ابهام، بلاتکلیفی و عدم قطعیت بوده‌اند. از این رو، ضرورت بحث از ملاکی جدید، یعنی ملاک قصد، به‌میان می‌آید. در این نوشتار، بنا داریم کوشش قانونگذاران و قضات را در نظام‌های حقوقی مختلف برای رسیدن به ملاکی کارآمد و سازگار بررسی کنیم.

محمدحسین افتخاری، علیرضا پارساپور، آیت احمدی، باقر لاریجانی، ندا یاوری، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

پزشکی تدافعی، انجام‌دادن اقداماتی است که اندیکاسیون پزشکی و منفعتی برای بیمار ندارد (پزشکی تدافعی مثبت) یا خودداری از انجام‌دادن اقداماتی پرخطر است که دارای اندیکاسیون پزشکی و منفعت برای بیمار است (پزشکی تدافعی منفی). پزشک این اقدامات را، صرفاً با انگیزه‌ی محافظت از خود در برابر شکایت‌ها یا تنش‌هایی مانند اعتراض بیمار یا همکاران انجام می‌دهد و معمولاً موجب واردشدن آسیب جسمی، روانی یا اقتصادی به بیمار یا نهاد پرداخت‌کننده‌ی هزینه‌ی درمانی مانند سازمان‌های بیمه‌گر می‌شود که می‌تواند عواقبی را به لحاظ کیفیت مراقبت افراد و بهره‌وری از منابع محدود سلامت در پی داشته باشد. عواملی، ازجمله نگرانی پزشک از شکایت و دادرسی، ممکن است به رفتارهای تدافعی منجر شود. این مقاله به ارائه‌ی پیشنهاداتی برای مدیریت این‌گونه رفتارها و پیشگیری از آن‌ها، شامل سه دسته‌ی کلی راهکارهای مرتبط با اصلاح سیستم رسیدگی به شکایت بیماران، راهکارهای اجتماعی مدیریت و پیشگیری از پزشکی تدافعی و راهکارهای مدیریتی‌سازمانی پرداخته است. این راهکارها بر اساس یافته‌های منتج از تحقیقی ترکیبی، شامل مرور غیرنظام‌مند منابع و مطالعه‌ی کیفی با روش برگزاری مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تنظیم شده‌اند؛ همچنین، گروه اخلاق پزشکی فرهنگستان علوم پزشکی ایران، نتایج آن را بررسی کرده‌اند.

محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

 به‌منظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاه‌ها، به‌عنوان ترویج‌کنندگان دانش سلامت، آموزش‌دهنده‌ی مهارت‌های بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته می‌شوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزه‌ی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونه‌گیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاه‌های علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکت‌کننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقه‌ی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل داده‌هـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، داده‌ها در پنج طبقه‌ی اصلی و پانزده زیرطبقه دسته‌بندی شد. زیرساخت‌سازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگ‌سازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه می‌توانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را به‌سوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغله‌های روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیت‌ها را به مسئولان خاطرنشان ساخت

مریم اعلاء، ریتا مجتهدزاده، آیین محمدی، ندا مهرداد، مولود پیاب، سنور بایزیدی، مهین نوملی، محمد اقبال حیدری، علیرضا اولیائی منش، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

همه­گیری کووید-19 برای آموزش و پژوهش به عنوان دو فعالیت اصلی دانشگاهی در رشته­های علوم پزشکی فرصت­ها و چالش­هایی ایجاد کرد که با توجه به تاثیر متقابل پژوهش و آموزش می­توانند مبنای راهکارهایی برای ارتقای این دو حوزه باشند. مطالعه حاضر با هدف مقایسه دو مقاله مروری که هر کدام به یکی از این دو مقوله پرداخته­اند، انجام شد. این مطالعه مقایسه­ای از نوع کیفی توضیحی در سه گام انجام شد. ابتدا دو مقاله مروری که به بررسی فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا برای ارائه راهکار در دوران پساکرونا پرداخته بودند، انتخاب شدند. سپس هر دو مطالعه به دقت مطالعه و توصیف شدند. دو نفر از محققین به طور جداگانه موارد شباهت و تفاوت­های دو مطالعه را استخراج کرده و با هم مقایسه کردند تا عدم تطابق­ها رفع شود. پانلی از متخصصین یافته­ها را تایید کردند. فرصت­های و چالش­های ذکر شده استخراج و به تفکیک موارد مشابه و متفاوت بین دو حوزه دسته­بندی شد. راهکارهایی که برای دوران پساکرونا به طور مشترک پیشنهاد شد عبارتند از: ادامه استفاده از امکانات فضای مجازی، تنوع در راه­های ارتباطی با دانشجویان و شرکت­کنندگان در تحقیق و توسعه و آماده­سازی زیرساخت­های الکترونیکی مناسب. مقایسه دو مطالعه مروری انجام شده و تعیین شباهت­ها و تفاوت­های فرصت­ها و چالش­های ناشی از پاندمی کرونا و راهکارهای دوران پساکرونا در دو حوزه آموزش پزشکی و پژوهش­های بالینی، منجر به امکان استخراج راهکارهایی شد که می­تواند این دو حوزه مرتبط با هم را به طور منسجم ارتقا دهد.

محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده

 اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمان‌های آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارت‌ها و عواقب ناگوار و جبران‌ناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقش‌های فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از  روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و داده‌های حاصل از مقالات علمی‌ معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است.  یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوه‌های معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوه‌های علمی مناسب طراحی و تحقق  آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد

فرزانه زارع، محمد حسین آیتی، محمدرضا شمس اردکانی، محسن باغبانی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

یکی از ابزارهای مهم در شناخت و ارزیابی یک ترکیب دارویی و تحلیل محتوای آن، نام دارو است. البته گاه این عنوان‌ها به سبب وجود مشکلاتی که به نوعی آسیب‌شناسی این حوزه تلقی می‌گردد خدشه‌دار می‌‌شوند. این پژوهش با گردآوری و بررسی داروهای مرکب طب سنتی تلاش دارد مشکلات حاضر در نام‌گذاری داروها را شناسایی کند. نام داروهای این پژوهش از سه کتاب عمل صالح، قرابادین کبیر، و قرابادین اعظم گرد آمده است که در زمره قرابادین‌های متأخر طبی بوده و در قرون 12 و 13 هجری نگاشته شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که در شیوه نام‌گذاری داروهای مرکب با 5 مشکل عمده مواجه هستیم: (1) وجود چندین نام‌ متفاوت برای دارویی با فرمولاسیون ثابت؛ (2) وجود نام یکسان برای داروهای دارای فرمولاسیون متفاوت؛ (3) نداشتن نام یا بی‌نام بودن برخی داروهای مرکب؛ (4) نامشخص بودن دسته دارویی برخی فرآورده‌ها؛ و (5) آمیختگی موضوع شکل دارویی با روش مصرف، افعال و خواص یا صفات دارو. این بررسی نشان می‌دهد که نام‌گذاری فرآورده‌ها و داروهای سنتی با الگوهای مختلفی انجام پذیرفته و از این رو، دچار تشتت فراوان است که نیازمند توجه و ساماندهی جدی است.

الهه همایونزاده، سیدمحمد آذین،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

حق باروری، چه در قالب مثبت و چه در شکل منفی خود، در تمام ادیان و مذاهب و به‌عنوان یک اصل مهم در اسناد بین‌المللی و حقوق بشری، به‌شکل حقی حمایت‌شده و مطالبه‌کردنی، مطرح شده است؛ باوجوداین، تجربه‌ی رشد منفی جمعیت در کشور ایران، در سال‌های اخیر، با سابقه‌ی اسناد و قوانین مذهبی و پشتوانه‌های فقهی و کلامی، نشان از ضرورت توجه دولت به دلایل این پدیده و تلاش برای رفع آن دارد. هرچند لزوم مثبت‌شدن نرخ رشد جمعیت، حائز اهمیت است و دولت‌ها بنا بر چشم‌اندازهای خود، حق توصیه دارند، اما حق هر خانواده است که آزادانه به تصمیم خود در خصوص باروری یا عدم باروری عمل کند. با اینکه این حق، کفایت تصمیم را ایجاد می‌کند، نباید از پیامدهای مثبت و منفی قانونگذاری‌ها درباره‌ی افزایش جمعیت تحت هر هدف و عنوانی، غافل ماند. آموزش این پیامدها بر عهده‌ی دولت‌هاست؛ همچنین، حق شهروندان است که از این پیامدها آگاهی یابند، سپس آزادانه تصمیم بگیرند؛ اختیار عملی که در قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، از نظر مقنن دور مانده است و به بازبینی نیاز دارد. در این پژوهش کوشش شده است با بررسی دیدگاه‌های مختلف و متون علمی و حقوقی داخلی و خارجی، اولاً آزادی افراد در اعمال حق باروری، اثبات و ثانیاً محاسن و معایب ماده‌ی 51 قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت، روشن شود؛ در نهایت، پیشنهاداتی برای تغییر این ماده‌ی قانونی و نگرش قانونگذار به راهکارهای افزایش نرخ رشد جمعیت، ارائه گردد.

علی محمد مصدق راد،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

این مقاله نامه به سردبیر و فاقد چکیده است.
محمد شجاعی نیا،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) ، رهیافتی تحول‌گرایانه و نوآورانه در مراقبت‌های بهداشتی است که می‌تواند فرایندهای تشخیصی، درمانی، اداری، آموزشی، پژوهشی و مدیریتی را دگرگون سازد. سیستم‌های هوش مصنوعی بر نحوه‌ی استدلال، تصمیم‌گیری و ارائه‌ی مراقبت اثر می‌گذارند؛ لذا، در کاربرد با چالش‌هایی ازجمله ملاحظات اخلاقی مواجه هستند که ریشه در ماهیت منحصربه‌فرد نظام سلامت دارد؛ جایی که رفاه و اعتماد بیماران و استقلال عملکرد مراقبان سلامت، بسیار اهمیت دارد. برای این مطالعه که از نوع کیفی است، منابع اطلاعاتی مختلف، ازجمله مجلات و مقالات و نشریه‌های مرتبط با موضوع مطالعه شدند؛ سپس، با بررسی کاربردهای هوش مصنوعی در محیط‌های بالینی و تأثیر آن بر ارتباط افراد با نظام سلامت، تصمیم‌سازی‌ها و گردش کار بالینی، ملاحظات اخلاقی مرتبط با آن استخراج گردید. نتایج نشان می‌دهد، به‌کارگیری هوش مصنوعی در مراقبت‌های بهداشتی، علی‌رغم مزایای گسترده‌ی آن در پیشگیری،‌ تشخیص، درمان، پیش‌بینی، تصمیم‌سازی، اتوماسیون فرایندها و روتین‌ها، توصیه‌های دارویی و درمانی،‌ هدایت اعمال جراحی، پزشکی شخصی‌سازی‌شده، سیستم‌های پزشکی از راه دور و کاربردهای متنوع دیگر، با مجموعه‌ای از ملاحظات اخلاقی مواجه است که برای تضمین استفاده‌ی مسئولانه و عادلانه از این فناوری‌ها، باید مدنظر قرار گیرد. این ملاحظات، شامل مسائل مربوط به حریم خصوصی (Privacy) بیماران و امنیت داده‌ها، انواع سوگیری‌ها (Bias) ، شفافیت (Transparency) ، توضیح‌پذیری (Explainability)، تفسیرپذیری (Interpretability) ، مسئولیت‌پذیری (Responsibility) ، پاسخ‌گویی (Accountability) ، ‌رضایت آگاهانه (Informed Consent) ،‌ میزان تأثیر بر روابط مراقبان سلامت و بیماران، دسترسی عادلانه و برابری در بهره‌مندی از مزایای هوش مصنوعی، استفاده‌ی مناسب و بجا از فناوری، استفاده‌ی اخلاقی از اتوماسیون، حفظ کرامت انسانی، نظارت و تنظیم­گری صحیح، مسائل قانونی و حقوقی و پیامدهای بلندمدت، ازقبیل جلوگیری از سوءاستفاده‌ی بیمه‌گران یا کارفرمایان از اطلاعات پیش‌بینی‌کننده و سایر موضوعات مرتبط با حقوق بیماران است. استفاده از هوش مصنوعی در مراقبت‌های بهداشتی، مستلزم ایجاد چهارچوب‌های اخلاقی و حقوقی و برقراری تعادل بین نوآوری‌ها با اصول انسانی حاکم بر نظام سلامت است، تا ضمن بهره‌برداری از مزایای این فناوری، از حریم خصوصی، عدالت،‌ برابری و کرامت انسانی محافظت شود. تمرکز بر نظارت مداوم و همسوسازی سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی با ارزش‌های انسانی می‌تواند اعتماد به این فناوری را تقویت کند و این اطمینان را به وجود آورد که ضمن رعایت استانداردهای اخلاقی، هوش مصنوعی می‌تواند به‌طور مسئولانه در خدمت بهبود سلامت عمومی جامعه قرار گیرد.

ماهرخ کشوری، نگار فرج زاده، محسن شهریاری، محمد آزادمنش، علی اصغر جمالی نسب،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

از جمله نقش‌های استادان و مربیان پرستاری، انتقال هنجارهای جامعه، فراهم‌کردن تجربه‌های فرهنگی، شکل‌دادن به رفتار و عقاید و نگرش‌های دانشجویان و پرورش فضایل اخلاقی در آنان است. استادان، یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر شخصیت اخلاقی دانشجویان هستند؛ لذا، ضروری است به این موضوع توجهی ویژه شود. هدف از این مطالعه، تبیین چالش‌های اخلاقی در دانشکده‌ی پرستاری و مامایی از دیدگاه استادان است. در این بررسی که از نوع کیفی است و به شیوه‌ی تحلیل محتوا انجام شده، ۲۳ استاد در مدت هشت ماه، به روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف در دانشکده‌ی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان انتخاب و بررسی شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و هم‌زمان با استفاده از آنالیز محتوای کیفی قراردادی تجزیه ‌و تحلیل گردیدند. تجزیه‌ی مستمر و مقایسه‌ای داده‌ها نشان داد، ادراک استادان از چالش‌های اخلاقی، در سه طبقه‌ی اصلی وجود تبعیض و بی‌عدالتی، تعهد حرفه‌ای پایین و رفتار غیرحرفه‌ای قرار گرفته است. تبعیض و بی‌عدالتی، شامل سه زیرطبقه‌ی وجود تفاوت در اجرای قوانین بین دانشکده‌ها و گروه‌ها، پرداخت‌های ناعادلانه‌ی مالی و توزیع ناعادلانه‌ی واحدها و امتیازات بود؛ اما طبقه‌ی تعهد حرفه‌ای، پایین‌تر از دو زیرطبقه‌ی کم‌فروشی آموزشی و رعایت‌نکردن قوانین از سوی استادان تشکیل شده بود. رفتار غیرحرفه‌ای نیز، شامل دو زیرطبقه‌ی رقابت ناسالم بین استادان و ارزشیابی نامناسب دانشجویان بود. تجارب استادان در این مطالعه نشان داد، آنان با چالش‌هایی گسترده مواجه هستند که چالش‌های اخلاقی یکی از موضوعاتی است که بر عملکرد و انگیزه‌ی آنان اثر می‌گذارد. با توجه ‌به نقش مهم استادان در آموزش مسائل اخلاقی یا مشارکت فعال در حل چالش‌های اخلاقی، مدیران و مسئولان باید به این عوامل چالش‌برانگیز توجه کرده و با تعدیل آن‌ها به بهبود وضعیت کمک کنند.

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

همواره، چالش‌های اخلاقی و نگرانی‌های مختلفی، در ارائه‌ی خدمات سلامت مطرح بوده که عمدتاً بر مسائل پزشکی مراقبت‌های حاد یا مسائلی مانند تصمیم‌گیری درباره‌ی مراحل انتهایی زندگی متمرکز بوده است؛ بااینحال، با افزایش جمعیت سالمندان و تأکیدی که جامعه‌ی کنونی بر بازگرداندن بیماران به بالاترین سطح ممکن عملکرد دارد، توجه بیشتری به معضلات اخلاقی که به مراقبتهای توانبخشی مربوط هستند، معطوف شده است. تصمیم‌گیری‌های اخلاقی، به‌طور معمول انجام می‌گیرند که برخی از آن‌ها ساده‌اند و صرفاً به اخذ رضایت آگاهانه برای انجام‌دادن برخی پروسیجرهای درمانی و توان‌بخشی منتهی می‌شوند و برخی دیگر، بسیار پیچیده‌اند که مهم‌ترین آن‌ها، تخصیص منابع و انتخاب بیماران برای دریافت خدمات توان‌بخشی است. انتخاب بیماران برای پذیرش در مراکز توان‌بخشی، معمولاً با تشخیص پزشک متخصص انجام می‌شود؛ اما با توجه به اینکه در بسیاری از مراکز، تقاضا برای پذیرش بیشتر از تعداد تخت‌های موجود است، اغلب باید تصمیم‌های دشواری اتخاذ شود. در برخی مواقع ممکن است، مجموعه‌ای از دستورالعمل‌های واضح و مشخص در دسترس باشد؛ اما انتخاب بیماران اغلب بیشتر جنبه‌ی ذهنی دارد. برای انتخاب بیماران، عواملی همچون: تشخیص بیماری، پیش‌آگهی، عوارض ثانویه، توانایی یادگیری و عوامل اجتماعی، شغلی، شخصی و مالی در نظر گرفته می‌شود. انتخاب بیماران برای توان‌بخشی می‌تواند نگرانی‌های اخلاقی مختلفی را ایجاد کند. به حقوق، وظایف و مسئولیت‌های بیماران و پزشکان باید توجه شود. همان‌طورکه ذکر شد، این ظرفیت وجود دارد که این فرایند بیش‌ازحد ذهنی باشد؛ بنابراین، امکان بی‌عدالتی وجود دارد. اصول سودرسانی و عدالت باید در نظر گرفته شوند؛ البته گاهی ممکن است در تضاد باشند؛ ازاین‌رو، اعضای تیم توان‌بخشی، بالاخص پزشک باید تلاش کنند تا بین اصول سودرسانی و عدالت تعادلی برقرار کنند؛ بااین‌حال، انتخاب، اغلب جنبه‌ای ذهنی دارد؛ همچنین، به نظر می‌رسد معقول باشد که برای پیگیری بیمارانی که ابتدا پذیرش نشده‌اند، تلاشی صورت گیرد تا اطمینان حاصل شود که وضعیت آن‌ها تغییر نکرده است؛ علاوه‌براین، متخصصان اخلاق پزشکی و توان‌بخشی باید دستورالعمل‌هایی واضح و روشن را برای انتخاب و بستری بیماران نیازمند خدمات توان‌بخشی تدوین کنند و در دسترس تیم ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی قرار دهند.

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

توان‌بخشی در بلایا، به‌عنوان بخشی از کل پاسخ پزشکی، با چالش‌های بیشتری، به‌ویژه در مداخله‌ی اولیه‌ی اثرات پس از بلایا مواجه می‌شود؛ زیرا این، مفهومی جدید در مدیریت بلایاست. چهار اصل اخلاق زیستی، شامل خودمختاری، سودمندی، آسیب‌نرساندن و عدالت، درباره‌ی فعالیت‌های امدادی، بلافاصله پس از حوادث و بلایا و فعالیت‌های طولانی‌مدتِ بعدی مانند توان‌بخشی، هرجا که اجراشدنی باشد، محل بحث قرار می‌گیرند. در این مطالعه‌ی مروری، جست‌وجوی هدفمند بر اساس کلیدواژه‌های تعیین‌شده در پایگاه‌های داده‌ی معتبر، در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در میان مطالعات بررسی‌شده، دوراهی اخلاقی در ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی پس از بحران و بلایا، به سبب محدودیت منابع، کم‌توجهی به توان‌بخشی در نظام سلامت، کمبود متخصصان توان‌بخشی، نبودِ امکان پیگیری کامل پس از ترخیص، دانش محدود درباره‌ی اهمیت توان‌بخشی، استیگما و انگ اجتماعی به‌دنبال ایجاد معلولیت، مطرح هستند. چهار اصل اخلاق زیست‌پزشکی، باید حتی هنگام کار در مواقع بحرانی رعایت شود تا خدمات توان‌بخشی ارائه‌شده با هنجارهای حرفه‌ای، استانداردهای اخلاقی و جنبه‌های پزشکی فرهنگ محلی همخوانی داشته باشد؛ علاوه‌براین، سیاست‌های ارتقاء جایگاه و اهمیت توان‌بخشی، بلافاصله پس از بحران و بلایا، با تأکید بر توزیع عادلانه‌ی منابع باید در کانون توجه ویژه قرار گیرند.

محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده

توان‌بخشی در بلایا، به‌عنوان بخشی از کل پاسخ پزشکی، با چالش‌های بیشتری، به‌ویژه در مداخله‌ی اولیه‌ی اثرات پس از بلایا مواجه می‌شود؛ زیرا این، مفهومی جدید در مدیریت بلایاست. چهار اصل اخلاق زیستی، شامل خودمختاری، سودمندی، آسیب‌نرساندن و عدالت، درباره‌ی فعالیت‌های امدادی، بلافاصله پس از حوادث و بلایا و فعالیت‌های طولانی‌مدتِ بعدی مانند توان‌بخشی، هرجا که اجراشدنی باشد، محل بحث قرار می‌گیرند. در این مطالعه‌ی مروری، جست‌وجوی هدفمند بر اساس کلیدواژه‌های تعیین‌شده در پایگاه‌های داده‌ی معتبر، در بازه‌ی زمانی سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ انجام شد. در میان مطالعات بررسی‌شده، دوراهی اخلاقی در ارائه‌ی خدمات توان‌بخشی پس از بحران و بلایا، به سبب محدودیت منابع، کم‌توجهی به توان‌بخشی در نظام سلامت، کمبود متخصصان توان‌بخشی، نبودِ امکان پیگیری کامل پس از ترخیص، دانش محدود درباره‌ی اهمیت توان‌بخشی، استیگما و انگ اجتماعی به‌دنبال ایجاد معلولیت، مطرح هستند. چهار اصل اخلاق زیست‌پزشکی، باید حتی هنگام کار در مواقع بحرانی رعایت شود تا خدمات توان‌بخشی ارائه‌شده با هنجارهای حرفه‌ای، استانداردهای اخلاقی و جنبه‌های پزشکی فرهنگ محلی همخوانی داشته باشد؛ علاوه‌براین، سیاست‌های ارتقاء جایگاه و اهمیت توان‌بخشی، بلافاصله پس از بحران و بلایا، با تأکید بر توزیع عادلانه‌ی منابع باید در کانون توجه ویژه قرار گیرند.


صفحه 9 از 11     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb