جستجو در مقالات منتشر شده



کبری رشیدی، پونه سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

یکی از مهم‎ترین حقوق بیمار، احترام به خودآیینی وی و مشارکت ایشان در فرایند تصمیم‎گیری درمانی خویش است؛ به‌ویژه بیمار مراجعه‎کننده به اورژانس که به دقت بیشتری برای تشخیص‌های افتراقی منجر به ناخوشی و مرگ نیازمند است؛ اما مسأله زمانی ایجاد می‎شود که این حق با سهل‎‎انگاری نادیده گرفته شود و گاهی با وجود اینکه ماجرا ساده به ‎نظر می‎رسد، مدیریت و کنترل آن دشوار باشد. درباره‌ی این موضوع در مقاله‌ی حاضر، به‌صورت نمونه، در بیماری با تشخیص درد شکمی‎ حاد بحث خواهد شد؛ همچنین سعی شده است چگونگی بروز سهل‎انگاری، علل و پیامدهای ناشی از آن و راهکارهای مدیریت آن، به‌طور اجمالی، مرور شود. نتایج این گزارش بر اهمیت مشارکت بیمار و اخذ رضایت‎ آگاهانه از وی در تمام فرایند درمان (تشخیص، درمان، توان‌بخشی و پیشگیری) و حفظ حریم ‎خصوصی و رازداری درباره‌ی تمام اطلاعات پزشکی و غیرپزشکی بیمار که به هر طریقی (شفاهی، کتبی، جزئی و حتی الکترونیکی) در اختیار کادر درمان قرار می‎گیرد، به‌ویژه در موارد حساس و انگزا تأکید دارد. به نظر می‎رسد آشکارسازی به‎موقع، بررسی عوامل ایجادکننده، پیامدها، جبران خسارت وارده، افزایش صلاحیت‎ فرهنگی کادر درمان، تدوین راهنما‎ها و دستورالعمل‎های بومی مرتبط، وجود نظام کارآمد رسیدگی سیستمی با حمایت سازمانی، تقویت مهارت‏های ارتباطی و کار تیمی در پیشگیری از بروز نمونه‌های مشابه، از راهکارهای مدیریت چنین سهل‎انگاری‌هایی باشند.


آرمان لطیفی، سید صادق حسینی، سارا رحیمی، وحید رحمانی، دکتر عاطفه اسفندیاری، هدایت سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

تعهد حرفه‌ای، مجموعه‌ای از نگرش‌ها، ارزش‌ها، رفتارها و روابطی است که به‌عنوان پایه و اساس قرارداد یک متخصص سلامت با جامعه عمل می‌کند. مطالعه‌ی حاضر، با هدف تعیین نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به تعهد حرفه‌ای، در سال 1401 انجام شد. جامعه‌ی پژوهش این مطالعه‌ی توصیفی، شامل 254 نفر از دانشجویان سه سال آخر دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بود که با سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسش‌نامه‌ی استاندارد نگرش به تعهد حرفه‌ای پزشکان بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 25 تجزیه و تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون‌های توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی و آزمون من ویتنی استفاده شد. میانگین و انحراف معیار سن دانشجویان شرکت‌کننده در مطالعه برابر با 25/2±69/24 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمره‌ی نگرش به تعهد حرفه‌ای در دانشجویان شرکت‌کننده در پژوهش برابر با 72/12±12/67 از 100 به دست آمد. بین متغیرهای سن و ترم تحصیلی و سابقه‌ی شرکت در دوره‌های آموزشی مرتبط با اخلاق حرفه‌ای با میانگین نمره‌ی نگرش، ارتباط آماری معنی‌دار وجود داشت (01/0P=)؛ اما بین جنسیت و نمره‌ی نگرش به تعهد حرفه‌ای ارتباط معنادار آماری وجود نداشت (05/0P>). مراکز آموزشی و استادان آن، به‌عنوان اثرگذارترین نیروها بر شکل‌دهی اخلاق دانشجویان، باید برنامه‌ی آموزشی را بر اساس آموزش و الگوسازی در زمینه‌ی حرفه‌ای‌گری پزشکی، با درنظرگرفتن نیازهای حرفه‌ای، بازنگری و به‌خوبی اجرا کنند.

امیراحمد شجاعی، فضل الله حسنوند، حمیدرضا نمازی، مجتبی پارسا، دانشجوی PHD کبری رشیدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

اخلاق‎حرفه‎ای مبتنی بر ارزشها، تکالیف، حقوق و مسئولیت‎های انسانی بنا شده است و شرایط حرفه‎ای و سازمانی پرستاران را متاثر می‎سازد. در این راستا، این پژوهش با هدف شناخت ابعاد اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران از دید ایشان و پزشکان؛ با روش کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمه‎ساختاریافته، با مشارکت 26 پزشک متخصص اخلاق‎پزشکی، متخصص بالینی، دستیار بالینی و اینترن و 20 پرستار براساس اشباع نظری با روش نمونه‎گیری هدفمند، پس از کسب رضایت‎آگاهانه از ایشان انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها از روش تحلیل محتوا استفاده شد که در نرم‎افزار MAXQDA نسخه 18 انجام شد. یافته‎ها نشان‎داد که؛ اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران مبتنی بر یک چارچوب چهاربعدی بود؛ اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران در ارتباط با بیمار (شش خرده‎مولفه)، در ارتباط با همکاران در رده‎های مختلف (چهار خرده‎مولفه)، در ارتباط با حرفه (سه خرده‎مولفه‎) و در ارتباط با بیمارستان و سازمان‎های درمانی (دو خرده‎مؤلفه). پایایی کدگذاری مولفه‎ها براساس شاخص کاپا برابر با 88/0 بود. بنابراین می‎توان گفت که ابعاد اخلاق‎حرفه‎ای پرستاران از دید افراد مورد مطالعه در ارتباط با خود و دیگران (بیماران، همکاران، سازمان و حرفه) معنا پیدا می کند. پرستاران با شناخت و رعایت جزئیات و ماهیت این ارتباطات و تک‎تک حقوق این افراد از دید خود، می‎توانند اصول اخلاق‎حرفه‎ای را در پیشبرد اهداف سازمان و افزایش کیفیت خدمات، رضایت‎مندی دیگران و اعتلای جایگاه حرفه، اجرایی نمایند.

مجتبی پارسا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده

 اصطلاح خودارجاعی پزشک، بدان معناست که پزشک، بیمار را به تسهیلاتی که خود در آن‌ها نفع مالی دارد، ارجاع دهد و به دو شکلِ در محل طبابت و خارج از محل طبابت صورت می‌گیرد. نوشتار حاضر، مطالعه‌‌ای مروری غیرنظام‌مند است که جنبه‌های اخلاقی خودارجاعی را بررسی می‌کند. درباره‌ی خودارجاعی، نظرات موافق و مخالف وجود دارد. موافقان معتقدند، این امر با ایجاد فضای رقابتی، موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش میل به سرمایه‌گذاری در خدمات سلامت، خصوصاً در مناطق محروم می‌شود؛ همچنین، هم برای پزشک و هم برای بیماران (از طریق کاهش هزینه‌ها) منافع مالی به دنبال دارد و موجب دسترسی راحت‌تر و باکیفیت‌تر بیماران به خدمات سلامت می‌شود؛ اما مخالفان خودارجاعی به استناد مطالعات متعدد انجام‌شده معتقدند، این پدیده به استفاده‌ی بیش‌ازحد و غیرضروری از خدمات مراقبت سلامت و در نتیجه افزایش هزینه‌ها، کاهش کیفیت خدمات ارائه‌شده و به‌مخاطره‌افتادن ایمنی و سلامتی بیمار منجر خواهد شد. در برخی کشورها، مثل ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، راهنمای اخلاقی مبنی بر غیراخلاقی‌بودن خودارجاعی پزشکان یا لزوم آشکارسازی درباره‌ی آن و نیز مقررات برای مقابله با آن وجود دارد.

امین آرمان، مینا مبشر، محمد امینی زاده،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

تصمیم‌گیری درباره‌ی ادامه‌دادن یا قطع‌کردن درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات برای بیماران انتهایی که از نظر پزشکی معالجه‌ناشدنی‌‌اند، از چالش‌برانگیزترین موضوعات در نظام سلامت است. وصیت پزشکی بیمار، یکی از راهکارهایی است که در این باره، در دنیا مطرح شده است. بیمار در موقعیتی که هنوز ظرفیت تصمیم‌گیری دارد، نظرات خود را درباره‌ی نحوه‌ی ادامه‌دادن درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات ثبت می‌کند. ثبت وصیت پزشکی، به لحاظ اخلاقی می‌تواند با دیدگاه اصول‌گرایی، احترام به حق استقلال فردی بیمار و ارزیابی منافع و مضرات ارائه‌ی این خدمات، توجیه‌پذیر باشد؛ لیکن همواره اعتقادات و باورهای مذهبی بیماران و وابستگان و درمانگران بر این موضوع اثرگذار است. از منظر دین مبین اسلام، حفظ حیات انسان، مبنای بسیاری از تصمیم‌سازی‌ها درباره‌ی این‌ موضوع است. قواعد فقهی و حقوقی متعددی، همچون: قاعده‌ی تسلیط و اذن در تصرف، قواعد نهی از القاء در مهلکه، حرمت قتل نفس، قاعده‌ی لاضرر و قاعده‌ی وجوب دفع ضرر از یک طرف و توجه به مفهوم حیات غیرمستقرّه در ماده‌ی ۳۷۲ قانون مجازات اسلامی و قواعد حرج و لاضرر و نیز توجه به قاعده‌ی حرمت امور لغو و لعبی از طرف دیگر، می‌تواند به تصمیم‌هایی متفاوت درباره‌ی ادامه‌دادن یا قطع‌کردن درمان‌های طولانی‌کننده‌ی حیات بینجامد؛ بااین‌حال، با توجه به انواع وصیت در فقه اسلامی، طبق عقد صلح، ثبت درخواست بیمار برای چگونگی ادامه‌دادن درمان امکان‌پذیر است. این مطالعه نشان داد، کاربرد وصیت پزشکی در نظام سلامت ایران نیازمند واکاوی دقیق‌تر مبانی اخلاقی و حقوقی و شرعی است.
مینا مبشر،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

این مقاله نامه به سردبیر و فاقد چکیده است.
امیرمهدی طارمیها، سعیده سعیدی طهرانی، سودابه هویدامنش، مهشاد نوروزی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 امروزه، ارائه‌ی خدمات بیمارمحور که نیاز‌ها و ارزش‌ها و ترجیـحات بیمار را در کانون توجه قرار ‌دهد، رکن اساسی در ارائه‌ی خدمات سلامت محسوب می‌شود. این مطالعه‌ با هدف بررسی نگرش دانشجویان به ارائه‌ی خدمات بیمارمحور در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام شد. این مطالعه‌ی مقطعی، در تمامی مقاطع تحصیلی پزشکی عمومی در دانشگاه علوم پزشکی ایران با استفاده از مقیاس جهت‌گیری بیمار-پزشک (PPOS) انجام گرفت. پرسسش‌نامه به‌صورت آنلاین توزیع و داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی ۲۶ تجزیه و تحلیل شد. از ۳۸۹ شرکت‌کننده، 48/6 درصد، مرد و 51/4 درصد، زن بودند و میانگین سنی آنان 2/453 ± 24/02 سال بود. از میان شرکت‌کنندگان، 41/09 درصد آنان در مقطع کارآموزی و 40/9 درصد از آن‌ها، در مقطع کارورزی در حال تحصیل بودند. در 7/14درصد از شرکت‌کنندگان، یکی از والدین پزشک بود. قلب و عروق، جراحی و چشم‌پزشکی، به‌ترتیب بیشترین رشته‌های تخصصی محبوب بودند. میانگین نمرات به‌دست‌آمده در بخش نمره‌ی کلی، نمره‌ی اشتراک و نمره‌ی مراقبت، به‌ترتیب 0/50 ± 3/61، 0/40± 3/93 و 0/56± 3/83 و در محدوده‌ی پزشک‌محور قرار داشت. میانگین نمره‌ی سه حوزه با جنسیت شرکت‌کنندگان ارتباط معنادار داشت (0.001>P-value) و شرکت‌کنندگان مؤنث نگرشی بیمارمحورتر در هر سه حوزه داشتند. مقاطع تحصیلی، تنها، با میانگین نمره‌ی اشتراک ارتباط معنی‌دار داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد، اکثر دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران، عمدتاً رویکرد پزشک‌‌محور در ارتباط با بیمار دارند؛ بنابراین نیاز است تا برنامه‌های آموزشی در خصوص ارتقاء نگرش بیمارمحور و توسعه‌ی مشارکت بیمار در فرایند تشخیصی و درمانی، برای دانشجویان پزشکی گسترش یابد.

فاطمه بدر، مصطفی روشنزاده، سمیه محمدی، مینا شیروانی، سمانه دهقان ابنوی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 با توجه به نقش مهم سازمان‌های بهداشتی و رفتار و عملکرد پرستاران در دستیابی به اهداف سازمان‌ها، بنیان‌های اخلاقی پرستاران می‌تواند به رفتارها و تصمیم‌های آنان و در نتیجه، به جو و فرهنگ سازمانی‌شان شکل دهد؛ لذا مطالعه‌ی توصیفی‌تحلیلی حاضر با هدف تعیین ارتباط بین بنیان‌های اخلاقی و فرهنگ سازمانی، بر روی دویست پرستار که به روش سرشماری انتخاب شده بودند، در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در سال 1402 انجام شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی اطلاعات دموگرافیک، بنیان‌های اخلاقی و فرهنگ سازمانی جمع‌آوری و با بهره‌گیری از نرم‌افزار آماری SPSS نسخه 16 و  آزمون‌های آماری توصیفی (درصد، میانگین و انحراف معیار) و تحلیلی (تی تست، آنالیز واریانس و ضریب هم‌بستگی و رگرسیون خطی) تجزیه و تحلیل شدند. آزمون ضریب هم‌بستگی پیرسون نشان داد، میانگین بنیان‌های اخلاقی و فرهنگ سازمانی در پرستاران ارتباطی معنی‌دار داشت (r=0.61, P<0.001). ضریب تعیین (R2=0.372)  نیز نشان داد، بنیان‌های اخلاقی، حدود 37 درصد از فرهنگ سازمانی را پیش‌بینی می‌کنند. از میان ابعاد بنیان‌های اخلاقی، ابعاد وفاداری به گروه، احترام به مرجعیت و خلوص ، می‌توانند به‌طور معنی‌داری فرهنگ سازمانی را پیش‌بینی کنند (P<0.001). میانگین نمره‌ی بنیان‌های اخلاقی در پرستاران متوسط و 105.74±25.7 بود. میانگین فرهنگ سازمانی در پرستاران مطلوب و 105.74±25.7 بود. با توجه به نتایج می‌توان چنین نتیجه گرفت که با گسترش جو اخلاقی و توسعه‌ی ارزش‌های اخلاقی، همانند وفاداری به گروه، احترام به مرجعیت و خلوص در پرستاران می‌توان به ارتقاء فرهنگ سازمانی در پرستاران یاری رساند.

شهربانو صالحین،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

همه‌گیری جهانی، یک اضطرار بهداشت جهانی است که در همه‌گیری اخیر، بسیاری از مسائل اخلاقی به چالش کشیده شده است. این مطالعه با هدف بررسی چالش‌ها و ملاحظات اخلاق حرفه‌ای مامایی در همه‌گیری کووید ۱۹ انجام شده است. مطالعه‌ی حاضر، پژوهشی کیفی از نوع تحلیل محتواست. در ابتدا با مروری گسترده بر متون و منابع مرتبط با موضوع، داده‌های خام گردآوری شدند. روش نمونه‌گیری هدفمند بود و مرور متون تا رسیدن به اشباع داده‌ها ادامه یافت. صحت داده‌ها، با استفاده از معیارهای لینکلن و گوبا بررسی و داده‌ها با روش استقرایی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج این مطالعه در چهار درون‌مایه و هفده طبقه‌ی اصلی جای گرفت: اول: چالش‌های اخلاقی در تصمیم‌گیری مراقبت‌های مامایی و مکان زایمان (چالش‌های اخلاقی زایمان در منزل، چالش‌های اخلاقی زایمان در بیمارستان، رویارویی با چالش‌های اخلاقی)،  دوم: اصول اخلاق بالینی (منفعت، توزیع عادلانه و انصاف،  هم‌بستگی، اعتماد، وظیفه‌ی مراقبت)،  سوم: اصول اخلاقی  در مدیریت (دغدغه و احترام برابر، به‌حداقل‌رساندن آسیب‌های همه‌گیر، همکاری بین‌بخشی و تصمیمگیری مبتنی بر شواهد)، چهارم: حمایت از حقوق ماماها (حمایت روانی از ماماها، ملاحظات جنسیتی در ماماها، آموزش ماماها، سلامت محیط کار، سیاست‌های حمایتی ماماها). ماماها در همه‌گیری‌ها با چالش‌های اخلاقی متعددی روبه‌رو می‌شوند. تدوین چهارچوبی اخلاقی، برای تصمیم‌گیری در همه‌گیری‌ها می‌تواند به رویارویی با این چالش‌ها کمک کند.

مصطفی روشن زاده، علی تاج، سمیه محمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

در وضعیت کنونی سیستم بهداشتی، راهبردی که مدیران پرستاری در تصمیم‌گیری اخلاقی‌شان مدنظر قرار می‌دهند، می‌تواند نتایج مختلفی را برای بیماران و پرستاران و سیستم‌های بهداشتی به دنبال داشته باشد؛ لذا، مطالعه‌ی حاضر با هدف تبیین راهبردهای تصمیم‌گیری اخلاقی در مدیران پرستاری انجام شد. تحلیل محتوای کیفی قراردادی حاضر در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. هجده مدیر پرستاری، به روش هدفمند انتخاب شدند؛ سپس، با استفاده از مصاحبه‌های بدون ساختار عمیق انفرادی، از آنان مصاحبه شد و داده‌ها با بهره‌گیری از رویکرد گرانهایم و لاندمن، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج شامل یک طبقه (انسان‌مداری) و سه زیرطبقه (مشتری‌مداری، ارزش‌گذاری نسبت به شأن کارکنان و تعارض رعایت حقوق بیمار و کارکنان با پیروی از خط‌مشی‌های سازمانی) بود. مدیران پرستاری سعی کردند، با استفاده از راهبردهای مشتری‌مداری، ارزش‌گذاری نسبت به کارکنان و اولویت حقوق بیمار و کارکنان بر ضوابط سازمانی، تصمیم‌های اخلاقی‌شان را بر اساس اصل انسان‌مداری اتخاذ کنند. نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان می‌دهد، مدیران پرستاری همسو با رعایت حقوق بیماران و کارکنانشان تصمیم‌گیری می‌کنند؛ ولی گاهی این تصمیم‌ها با منافع سازمان‌ها تعارض دارد؛ ازاین‌رو، باید موانع موجود را که موجب فراهم‌شدن موقعیت برای این گونه تعارضات می‌شوند، شناسایی کرد. افزایش تعهد سازمانی در مدیران نیز می‌تواند در کاهش تصمیماتی که منافع گروه‌های مختلف مشتریان و کارکنان و سازمان‌های بهداشتی باشد، مؤثر باشد.

احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 پزشکی تدافعی، مجموعه‌ی اقداماتی است که پزشکان و سایرحرفه‌مندان پزشکی با انگیزه‌ی دفاع از خود در برابر تهدیدها و خطرات احتمالی پیشِ رو، به‌ویژه جلوگیری از شکایت بیمار یا محکوم‌شدن در محاکم قضایی، به اشکالِ مختلف، ازجمله پزشکی تدافعی مثبت و منفی انجام می‌دهند. با توجه به اینکه پیشگیری از شکایت و رسیدگی حقوقی، مهم‌ترین انگیزه‌ی انجام‌دادن چنین اقداماتی است که از لحاظ اخلاقی اغلب ناموجه تلقی می‌شوند، صدور احکام قضایی علیه پزشکان می‌تواند این رفتارها را تشدید کند. با توجه به گزارش‌هایی از صدور احکام کیفری علیه برخی پزشکان در ایران و واکنش برخی انجمن‌های حرفه‌ای به این موضوع، مقاله‌ی حاضر با اشاره به مستندات و داده‌های موجود درباره‌ی شیوع گسترده‌ی پزشکی تدافعی در ایران، به بررسی آثار صدور چنین احکامی بر نظام سلامت و ارائه‌ی برخی پیشنهادها برای مدیریت موضوع پرداخته است. هدف از نوشتن این مقاله، تأکید بر اهمیت توجه به انگیزه‌های تدافعی پزشکان در ارائه‌ی خدمات سلامت و عوامل اثرگذار بر آن، به‌ویژه ترس از محکومیت‌های کیفری است که می‌تواند موجب افزایش این رفتارهای تدافعی در بین پزشکان و تشدید تأثیرات منفی ناشی از آن‌ها بر نظام ارائه‌ی خدمات سلامت شود.

نحله زارعی فرد، صدیقه ابراهیمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 اخلاق و دانش پزشکی، از اجزای جدایی‌ناپذیرِ برنامه‌های آموزشی رشته‌ی پزشکی هستند. تشریح عملی بدن انسان، به‌عنوان یک روش آموزشی ارجح در مراحل اولیه‌ی آموزش پزشکی، فرصتی مناسب برای کاشت بذر هنجارهای اخلاق پزشکی در ذهن پزشکان آینده است. هدف از این مطالعه‌ی مروری، بررسی رخدادهای غیراخلاقی در تاریخچه‌ی علم تشریح و تحولات اخلاقی بعدی در تشریح بدن انسان، به‌منظور تأکید بر حفظ ارزش‌های اخلاقی بدن اهداکنندگان در سالن تشریح است. برای یافتن مستندات مرتبط، مقالات چاپ‌شده بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۳ در پایگاه‌های داده‌ی اسکوپوس، پابمد، گوگل اسکالر و ریسرچ گیت، با کلمات کلیدی مربوط، جست‌وجو و ارزیابی شدند. بررسی‌ها نشان می‌دهد، در گذشته، تشریح بدن انسان بر روی اجساد مجرمان اعدام‌شده یا با روش‌های غیرقانونی انجام می‌شد و تا اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ اصل اخلاقی احترام به خودمختاری نادیده گرفته می‌شد؛ اما از قرن بیستم به بعد، بحث استفاده از اجساد اهدایی با کسب رضایت آگاهانه به میان آمد و باعث شد دانشگاه‌ها در قرن بیست‌ویکم از این منبع در امر آموزش استفاده کنند و بدین‌ترتیب، راه‌حلی مقبول برای پُر کردن خلأ‌های اخلاقی تشریح فراهم شود. تبیین استانداردهای مربوط به ملاحظات اخلاقی اجساد اهدایی، برای دانشجویان پزشکی ضروری است. بدن انسان، به‌عنوان یک منبع علمی ارزشمند، شایسته‌ی برخورد محترمانه در چهارچوب مرزهای اخلاقی و بر اساس دستورالعمل‌ها و قوانین است. رعایت بالاترین استانداردهای اخلاقی لازم، در مؤسسات آموزشی برای اطمینان‌بخشیدن به اهداکنندگان درباره‌ی تصمیم خود ضروری است.

سیمین کوکبی‌اصل، ساره ذکاوت، سمیه رستم‌خان، ابوالفضل دهبانی‌زاده، مهسا قائمی‌زاده، میلاد امیری،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

بخش مراقبت‌های ویژه، محیطی چالش‌برانگیز و پرفشار است که پرستاران روزانه در آن با تصمیمات اخلاقی دشواری مواجه می‌شوند؛ لذا، این تحقیق با هدف تعیین هم‌بستگی استدلال اخلاقی و تعلق‌پذیری بالینی در پرستاران بخش‌های ویژه‌ی ایران انجام شد. مطالعه‌ی حاضر، از نوع مقطعی، توصیفی‌تحلیلی بود و بر روی 126 پرستار شاغل در بخش‌ مراقبت‌های ویژه‌ی بزرگ‌سالان بیمارستان‌های شهر یاسوج در سال 1402 انجام شد. در این مطالعه از روش تمام‌شماری استفاده شد. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌های تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها از آزمون‌های تی مستقل، آنووا، رگرسیون و ضریب هم‌بستگی پیرسون بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز با نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 26 صورت گرفت. بر اساس نتایج این مطالعه، میانگین و انحراف معیار نمره‌ی کل تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی پرستپاران، به‌ترتیب 75/13 ± 68/109 و 50/5 ± 07/36 بود. این نتایج نشان‌دهنده‌ی سطح خوب تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی متوسط است؛ همچنین، بین محل خدمت و تعلق‌پذیری بالینی رابطه‌ی معنی‌دار آماری مشاهده شد (02/0 =p)؛ اما بین تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی رابطه‌ی معنادار آماری مشاهده نشد (05/0p>). علی‌رغم اینکه بین تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی پرستاران ارتباط معنی‌دار مشاهده نشد، برخی خصوصیات دموگرافیک، دارای ارتباط معنی‌دار و پیش‌بینی‌کننده برای تعلق‌پذیری بالینی پرستاران بود. توصیه می‌شود، مسئولان و مدیران پرستاری از نتایج این مطالعه برای ارتقاء سطح استدلال اخلاقی و حس تعلق‌پذیری به محیط بالینی پرستاران استفاده کنند.

سوره خاکی، مسعود فلاحی خشکناب، فرحناز محمدی شاهبلاغی، گل بیاض جان، محمدعلی حسینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 فرایند انتقال خبر بد به بیمار و خانواده، نیازمند مشارکت جمعی است. در کشورهای مختلف، برای این فرایند، راهکارهایی متناسب ارائه شده است. این مطالعه با هدف ارائه‌ی راهنمای عمل، مبتنی بر تجربیات بیماران و خانواده‌ها و کارکنان درمان در بخش‌های مراقبت ویژه، در سه مرحله انجام گرفته است. در مرحله‌ی اول با 31 مشارکت‌کننده، نمونه‌گیری هدفمند، مصاحبه‌ی عمیق انجام گرفت و پیش‌نویس اولیه‌ی راهنمای عمل تدوین شد. در مرحله‌ی دوم، متخصصان در دو جلسه بحث گروهی، پیش‌نویس اولیه را بررسی و پیش‌نویس ثانویه طراحی شد. در مرحله‌ی سوم، 43 متخصص حوزه‌ی سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری، راهنمای عمل تدوین‌شده را با روش دلفی اعتبارسنجی کردند. راهنمای عمل در 8 گام اصلی و 43 گام فرعی برای اعلام خبر ناگوار به بیمار و خانواده تدوین شد. برای این فرایند، سه مرحله‌ی قبل از اعلام خبر (بررسی، برنامه‌ریزی و آماده‌سازی، هماهنگی) حین اعلام خبر (اعلام خبر بد، حمایت عاطفی، جمع‌بندی و مستندسازی) و بعد از اعلام خبر (ارجاع و پیگیری) شناسایی شد. امید است با استفاده از این راهنمای عمل، فرایند اعلام خبر ناگوار در بخش‌های مراقبت ویژه تا حصول نتیجه‌ی مطلوب، تسهیل شود و پیامدها و آسیب‌های ناشی از آن کاهش یابد. در نهایت، ارائه‌دهندگان مراقبت سلامت به کمک این راهنما می‌توانند، با درنظرگرفتن ترجیحات بیمار و خانواده، ضرورت روش‌های علمی و استاندارد اعلام خبر ناگوار و رعایت اصول اخلاق حرفه‌ای را در کانون توجه قرار دهند.

رضا عبداللهی، آیناز باقرزادی، میرحسین احمدی، یوسف احمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 یکی از عواملی که به نظر می‌رسد بر خستگی از شفقت در پرستاران نقش دارد و موجب تعدیل آن می‌شود، حمایت سازمانی است؛ لذا، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین حمایت سازمانی و خستگی ناشی از شفقت در پرستاران بخش اورژانس انجام شد. این پژوهش، مطالعه‌ای توصیفی‌تحلیلی است. جامعه‌ی پژوهشی این پژوهش، تمامی پرستاران بخش‌های اورژانس بیمارستان‌های آموزشی‌درمانی شهر ارومیه، در سال  1403 بودند. تعداد 150 پرستار بر اساس معیارهای ورود به مطالعه و به روش تصادفی انتخاب شدند. در این پژوهش، از سه پرسش‌نامه‌ی مشخصات دموگرافیک، حمایت سازمانی آیزنبرگر و خستگی شفقت فیگلی، برای جمع‌آوری اطلاعات استفاده شد. داده‌ها نیز با نرم‌افزار spss15 تحلیل شدند. (0.45- = r و 0.05 >P) نتایج نشان داد، بین حمایت سازمانی و خستگی از شفقت، ارتباط معکوس و معنی‌دار وجود دارد. میانگین نمره‌ی حمایت سازمانی در پرستاران بخش‌های اورژانس، 54/0± 13/21 بود؛ همچنین، میانگین نمره‌ی خستگی شفقت 54/8 ± 73/27 ، رضایت شفقت 81/1 ± 73/38 و استرس ترومای ثانویه 82/4 ± 45/28 بود. میانگین نمره‌ی کل پرسش‌نامه‌ی کیفیت کاری پرستاران 32/4 ± 93/31 بود. با توجه به نتایج مطالعه‌ی حاضر و تأثیر حمایت سازمانی در کاهش خستگی از شفقت در پرستاران، مدیران و سیاست‌گذاران پرستاری باید با انجام‌دادن اقداماتی مانند بهبود اوضاع کاری و توجه به نیازهای پرستاران، زمینه را برای ارتقاء حمایت سازمانی از آن‌ها فراهم آورند تا موجب کاهش و تعدیل خستگی از شفقت در پرستاران شوند.

مجتبی پارسا، مریم مدبر، شیوا خالق پرست،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 در عصر حاضر، افزایش نگران‌کننده‌ی میزان مبتلایان به بیماری آلزایمر، باعث توجه بیشتر به مباحث مربوط به مراقبت و تصمیم‌گیری جایگزین برای این گروه ویژه از جامعه شده است. چهار اصل اخلاقی «سودرسانی»، «ضررنرساندن»، «احترام به خودمختاری» و «عدالت» از اصول مبنایی هستند که در تصمیم‌گیری‌های پزشکی، ملاک عمل قرار می‌گیرند. در این مقاله، یـک گزارش موردی از بیمار سالمند مبتلا به آلزایمر و مسائل اخلاقی مرتبط با تصمیم‌گیری‌های درمانی در صورت نبود تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین مطرح شده است. معمولاً در افراد فاقد ظرفیت تصمیم‌گیری، از تصمیم‌گیرنده‌ی جایگزین و علاوه ‌بر آن، در برخی از کشورها از راهنمای پیشینی مراقبت استفاده می‌شود. در صورت نبود آن‌ها، کارکنان پزشکی می‌توانند با درنظرگرفتن اصول اخلاقی پیش‌گفته، در جهت حصول بهترین منافع بیمار با لحاظ‌کردن وضعیت فرهنگی و اجتماعی فرد، تصمیم‌گیری کنند.

علیرضا حیدری، سید حامد آتشی، فریده کوچک، زهرا خطیرنامنی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران، بیانگر خواست بیماران و خانواده‌ها برای مشارکت فعالانه‌تر در تصمیم‌ها و برنامه‌های درمانی است. هدف این مطالعه، تعیین سطح پاسخ‌گویی به نیازهای غیرطبی بیماران بستری بود. این مطالعه، مقطعی و به روش توصیفی‌تحلیلی انجام شد. تعداد 392 بیمار بستری از مراکز آموزشی‌درمانی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گلستان در مطالعه شرکت کردند. روش نمونه‌گیری، تصادفی نظام‌مند بود. ابزار جمع‌آوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ی روا و پایاشده‌ی پاسخ‌گویی سازمان جهانی بهداشت بود. میانگین سنی (±انحراف معیار) بیماران برابر با (92/16 ±17/45) سال بود. 1/55 درصد از بیماران مرد و مابقی زن بودند. میانگین نمره‌ی کلی اهمیت پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (45/4 ± 37/33) محاسبه شد که در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. اغلب بیماران (بیشتر از 65 درصد)، همه‌ی ابعاد پاسخ‌گویی را خیلی مهم یا بی‌اندازه مهم ارزیابی کردند. مهم‌ترین بُعد از دیدگاه بیماران، مناسب‌بودن کیفیت محیط اطراف (9/95درصد) و کم‌اهمیت‌ترین بُعد، محرمانه نگهداشتن اطلاعات فردی (7/34درصد) بود. میانگین نمره‌ی کلی عملکرد پاسخ‌گویی (±انحراف معیار) برابر با (0.7 ± 8) 54/54 محاسبه شد و در سطحی بالاتر از متوسط ارزیابی گردید. نمره‌ی کلی اهمیت و عملکرد پاسخ‌گویی در بیمارستان‌های آموزشی شهیدصیاد شیرازی و پنج آذر گرگان در سطحی بالاتر از متوسط قرار داشت. ضروری است، به ابعادی که از نظر بیماران مهم تلقی شدند و از نظر عملکرد پاسخ‌گویی ضعیف‌ بودند، اولویت داده شود و مراکز آموزشی‌درمانی در پاسخ‌گویی به بیماران در خصوص جنبه‌های غیربالینی توجه بیشتری نشان دهند.

لیلا مسعودی یکتا، احسان حسن پور پازواری، علیرضا پارساپور، احسان شمسی کوشکی، محمد جلیلی، امیراحمد شجاعی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 تنش‌های اخلاقی یکی از چالش‌های عمده‌ای است که کادر درمان با آن مواجه می‌شوند. این تنش‌ها به معنای ناتوانی فرد در عمل، بر اساس ارزش‌های درونی و حرفه‌ای خود، به دلیل فشارهای داخلی و خارجی است. متخصصان بهداشت و درمان ممکن است با موقعیتی روبه‌رو شوند که در آن‌، درباره‌ی درستی یا نادرستی تصمیمات و اقدامات درمانی دچار تردید شوند و در برابر تغییراتی که آن‌ها را غیراخلاقی می‌دانند، احساس ناتوانی کنند. مطالعه‌ی حاضر، با هدف تبیین تجربه‌ی تنش‌های اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران در بخش اورژانس انجام شد. مطالعه، کیفی و به روش تحلیل محتوا بود و در آن با ۲۵ نفر از کادر درمان که با روش نمونه‌گیری مبتنی بر هدف انتخاب شده بودند، مصاحبه‌ی نیمه‌ساختاریافته انجام گرفت. داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA 2018 تجزیه و تحلیل شدند. یافته‌های این پژوهش نشان‌دهنده‌ی این است که تجربه‌ی تنش‌های اخلاقی پزشکان طب اورژانس و پرستاران بخش اورژانس در چهار زمینه‌ی اصلی تنش‌های مرتبط با حقوق بیمار، تنش‌های مرتبط با رابطه‌ی کادر درمان و همکاران، تنش‌های مرتبط با مدیریت و تنش‌های مرتبط با حرفه‌مندان بود؛ بنابراین، ازدحام جمعیت، کمبود کادر درمانی، نبود تناسب میان حقوق و مزایا و حجم کاری و سوءمدیریت در منابع، اعم از انسانی و فیزیکی از مهم‌ترین علل ایجادکننده‌ی تنش در بخش اورژانس بیمارستان امام‌خمینی(ره) است. برنامه‌ریزی برای بهبود تریاژ، توجه شایسته به منابع انسانی، متناسب‌سازی منابع با نیازها، پایش جمعیت مجاز به حضور و تدوین پروتکل جامع و شامل برای کارکنان، می‌تواند به بهبود ارائه‌ی خدمات مراقبتی به بیماران بیانجامد.

فرشید محمدموسایی، زینب رئیسی فر، آق سید علی موسوی، خا نسترن خرسندی بهار، فاطمه اسماعیل زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

حفظ حریم خصوصی بیماران، یکی از مهم‌ترین حقوق‌های اولیه‌ی بیماران و از وظایف اخلاقی کارکنان نظام سلامت است. این مطالعه‌ی توصیفی‌مقطعی در سال 1401 با هدف مقایسه‌ی دیدگاه بیماران و کارکنان اتاق عمل‌های جراحی زنان و زایمان شهر مشهد درباره‌ی میزان رعایت حریم خصوصی بیماران انجام گرفت. نمونه‌گیری از بیماران به‌صورت تصادفی در اتاق عمل‌های مذکور بیمارستان‌های دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شد. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌ی اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسش‌نامه‌ی استاندارد بررسی حریم خصوصی بیماران بستری و برای تحلیل داده‌ها، از نرم‌افزار SPSS 22 و آزمون های توصیفی و استنباطی استفاده شد و سطح معنی‌داری 0.5 >P در نظر گرفته شد. میانگین سن (± انحراف معیار) بیماران و کارکنان شرکت‌کننده در پژوهش به‌ترتیب (12/56 ± 39/07) و (8/42 ± 31/65) بود. میانگین نمره‌ی رعایت حریم خصوصی از دیدگاه بیماران (22/41 ± 38/92) و از دیدگاه کارکنان (8/02 ± 64/26)  و تفاوت این دو دیدگاه به لحاظ آماری معنی‌دار بود(0.0001 = P).  کمترین نمره در هر دو گروه، بعُد حریم خصوصی شخصی (77/97 ± 8/4) بیمار و (2/66± 13/37) کارکنان بوده است. نتایج  نشان داد، میزان رعایت حریم خصوصی از دیدگاه کارکنان، بیشتر از متوسط و از دیدگاه بیماران، کمتر از متوسط بود؛ لذا با توجه به موقعیت خاص بیماران، استرس فراوان بیمار و محدودیت‌های جسمی و روانی در حمایت از خود، لازم است آموزش و اقدامات ضروری برای توجه بیشتر کارکنان به موارد رعایت حریم خصوصی و نیز آگاهی‌بخشی به بیماران در این زمینه انجام شود.


مجتبی پارسا، سودابه مهدی زاده،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

خشونت خانگی و سوءرفتار با زنان، به‌خصوص خشونت شریک زندگی، یک مشکل بهداشت عمومی فراگیر است. خشونت خانگی با طیفی وسیع از مشکلات سلامتی جسمی و روانی همراه است و بر سلامت و رفاه فرد آسیب‌دیده تأثیر منفی میگذارد. زنانی که در معرض خشونت قرار می‌گیرند، برای کاهش پیامدهای منفی این خشونت‌ها به کمک نیاز دارند؛ ازاین‌رو، نهادهای سلامت، در ارائه‌ی مراقبت جامع سلامت به زنان خشونت‌دیده، نقشی مهم دارند. مواجهه‌ی پزشکان با زنانی که تحت خشونت خانگی قرار گرفته‌اند، به‌ویژه در کشور ما که دستورالعمل اختصاصی در این زمینه وجود ندارد، چالش‌ها و مسائلی اخلاقی را به همراه دارد. در این مقاله، با ارائه‌ی یک نمونه، برخی از چالش‌ها و مسائل اخلاقی مطرح در این زمینه بررسی شده است.


صفحه 11 از 12     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb