30 نتیجه برای حسینی
معصومه منگلی، زهرا رضاحسینی، حسین سبزعلیانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
ارائه مراقبت پرستاری بر اساس ارزشهای اخلاقی مستلزم برخورداری پرستاران از حساسیت اخلاقی است. تعیین عوامل مرتبط با حساسیت اخلاقی می تواند به شناخت راهکارهای ارتقای این توانمندی کمک نماید. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط حساسیت اخلاقی پرستاران با شاخصهای محیط کاری بوده است. این مطالعه توصیفی- همبستگی با حضور 135 نفر از پرستاران بیمارستان ولی عصر شهربابک (استان کرمان) در سال 1400 انجام شده است. انتخاب نمونه ها به روش تمام شماری بوده و برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه حساسیت اخلاقی لوتزن و پرسشنامه شاخص محیط کار استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با تعیین ضریب همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون، با استفاده از SPSS نسخه 26 انجام شده و آزمونهای تی و آنووا برای بررسی تفاوت میانگین نمرات بر اساس متغیرهای جمعیت شناختی و حرفه ای استفاده گردیده است. یافته های پژوهش نشان داد وضعیت حساسیت اخلاقی و شاخصهای محیط کار پرستاران شرکت کننده در این مطالعه در سطح متوسط قرار داشته و همبستگی معناداری بین حساسیت اخلاقی پرستاران با شاخصهای محیط کاری وجود دارد (0.212 = R ) (P=0.049) . همچنین میانگین نمره شاخص محیط کار، تفاوت معناداری را بر اساس متغیرهای سمت (P=0.08 ) و نوبت کاری (P=0.012) نشان داد. وجود ارتباط معنادار حساسیت اخلاقی پرستاران با شاخصهای محیط کاری آنان، اهمیت وضعیت محیط کاری و پیامدهای مرتبط با آن را مورد تایید قرار می دهد. با توجه به نتایج مطالعه حاضر، با مطلوب ساختن شرایط محیط کاری پرستاران می توان انتظار داشت حساسیت اخلاقی آنها نیز ارتقاء یابد.
عطا پورعباسی، زهرا حسینی توسل، باقر لاریجانی،
دوره 16، شماره 0 - ( ویژه نامه کاربست طرح های دو گروه اخلاق و آموزش پزشکی 1402 )
چکیده
نظام آموزش عالی سلامت در جمهوری اسلامی ایران، نظامی ادغام یافته با ذینفعان متعدد است که متولی تربیت منابع انسانی بخش سلامت در ردههای مختلف است. فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از عوامل نهادی اثرگذار در این نظام ایفای نقش مینماید. این مقاله در صدد تبیین جایگاه فرهنگستان علوم پزشکی در نظام آموزش علوم پزشکی کشور و ترسیم جهتگیریهای کلان این نهاد در این حیطه است. در این مطالعه در چهار گام به ترتیب مراحل مختلف چرخه کاربست دانش پیاده شد. عوامل نهادی موثر در توسعه یک نظام تبیین و نقش ذی نفعان متعدد نظام آموزش علوم پزشکی کشور با آنها تطبیق داده شد. سپس کارکردهای فرهنگستان به عنوان یک ذی نفع اصلی بر مبنای میزان ارتباط با مراحل چرخه کاربست دانش وزندهی و در نهایت این کارکردها در طبقات مختلف گردآوری شد. بر اساس این مدل هرچند که فرهنگستان در بسیاری از مراحل توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور نقش دارد، ولیکن بیشترین نقش را به عنوان یک اندیشکده و دیدهبان و کمترین نقش را به عنوان پیادهکننده دانش بر عهده دارد. مدل ارایه شده در این مقاله به متولیان فرهنگستان علوم پزشکی کمک خواهد کرد تا با مدیریت بهینه منابع و آمایش اصولی ظرفیتهای انسانی، بیشترین و اثرگذارترین نقش را در توسعه نظام آموزش علوم پزشکی کشور ایفا نموده و از این طریق موجبات اعتلای نظام سلامت ادغام یافته را در جمهوری اسلامی ایران فراهم آورد.
آرمان لطیفی، سید صادق حسینی، سارا رحیمی، وحید رحمانی، دکتر عاطفه اسفندیاری، هدایت سالاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
تعهد حرفهای، مجموعهای از نگرشها، ارزشها، رفتارها و روابطی است که بهعنوان پایه و اساس قرارداد یک متخصص سلامت با جامعه عمل میکند. مطالعهی حاضر، با هدف تعیین نگرش دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر به تعهد حرفهای، در سال 1401 انجام شد. جامعهی پژوهش این مطالعهی توصیفی، شامل 254 نفر از دانشجویان سه سال آخر دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بود که با سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار بررسی، پرسشنامهی استاندارد نگرش به تعهد حرفهای پزشکان بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 25 تجزیه و تحلیل شدند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی، آزمون همبستگی اسپیرمن و رگرسیون خطی و آزمون من ویتنی استفاده شد. میانگین و انحراف معیار سن دانشجویان شرکتکننده در مطالعه برابر با 25/2±69/24 سال بود. میانگین و انحراف معیار نمرهی نگرش به تعهد حرفهای در دانشجویان شرکتکننده در پژوهش برابر با 72/12±12/67 از 100 به دست آمد. بین متغیرهای سن و ترم تحصیلی و سابقهی شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با اخلاق حرفهای با میانگین نمرهی نگرش، ارتباط آماری معنیدار وجود داشت (01/0P=)؛ اما بین جنسیت و نمرهی نگرش به تعهد حرفهای ارتباط معنادار آماری وجود نداشت (05/0P>). مراکز آموزشی و استادان آن، بهعنوان اثرگذارترین نیروها بر شکلدهی اخلاق دانشجویان، باید برنامهی آموزشی را بر اساس آموزش و الگوسازی در زمینهی حرفهایگری پزشکی، با درنظرگرفتن نیازهای حرفهای، بازنگری و بهخوبی اجرا کنند.
مصطفی قاسم پور، عباس داداش زاده، مجید پورعبدالله، فضه حسینی لیلاب،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
حساسیت اخلاقی، یکی از ویژگیهای حیاتی برای کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی است که بر روی فرایندهای تصمیمگیری اخلاقی آنها و مراقبتی که در مواقع اضطراری و اغلب پیچیده، به بیماران ارائه میدهند، اثر میگذارد. حساسیت اخلاقی، بهعنوان توانایی افراد در شناسایی معضلات اخلاقی و درک پیامدهای آنها تعریف میشود. حساسیت اخلاقی میتواند کارکنان را قادر سازد تا در چالشهایی مانند منابع محدود و وضعیت حاد بیمار، سریع و مستقل تصمیمگیری کنند. این مطالعه با هدف ارزیابی سطح حساسیت اخلاقی در بین تکنسینهای فوریتهای پزشکی (EMTs) و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن، طراحی و انجام شد. این مطالعهی مقطعی در سال 1402، با شرکت 245 نفر از تکنسینهای فوریتهای پزشکی (EMTs) که به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای انتخاب شده بودند، انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامهی حساسیت اخلاقی (MSQ) جمعآوری و با استفاده از آزمونهای همبستگی و تحلیل رگرسیون، تجزیه و تحلیل شدند. این مطالعه نشان داد، میانگین نمرهی حساسیت اخلاقی در بین شرکتکنندگان (39.45±7.13) در سطح متوسط تا بالا قرار داشت؛ همچنین نتایج نشان داد، بین حساسیت اخلاقی و برخی مشخصات فردیاجتماعی و حرفهای، با سابقهی کار، بهعنوان عاملی تعیینکننده، همبستگی معنیداری وجود دارد (P<0.001). تجزیه و تحلیل رگرسیون، تجربهی کاری (B=0.08 , P<0.001) را بهعنوان یک پیشبینی قوی برجسته کرد که نشان میدهد، افزایش مواجهه با چالشهای بالینی و اخلاقی در طول زمان، حساسیت اخلاقی را افزایش میدهد. بهبود حساسیت اخلاقی در بین کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی، گامی حیاتی بهمنظور افزایش توانایی آنها در شناسایی چالشهای اخلاقی پیچیده و ارائهی مراقبتهای باکیفیت برای بیمار است. با توجه به نیازهای منحصربهفرد کارکنان در موقعیتهای اضطراری، مانند زمان محدود برای تصمیمگیری، محدودیت منابع و نیاز به اقدام فوری، تجهیز آنان به ابزارهایی برای تشخیص و رسیدگی به معضلات اخلاقی ضروری است. اجرای برنامههای آموزشی جامع، با تمرکز بر آگاهی اخلاقی و استدلال اخلاقی، میتواند تکنسینهای فوریتهای پزشکی را برای تصمیمگیری آگاهانهتر و همدلانهتر توانمندتر کند؛ علاوهبراین، پرورش فرهنگ سازمانی حمایتی که عملکرد اخلاقی را در اولویت قرار میدهد و آموزش مداوم را ارائه میدهد، میتواند اعتماد و شایستگی آنها را در مدیریت موقعیتهای حساس اخلاقی بیشتر تقویت کند.
محدثه محسن پور، امیر ذکاء، فهیمه امانی، الهام چارقچیان خراسانی، سیدجواد حسینی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
چنانچه جوامع، آمادگی لازم را برای مقابله با نیازهای روبهرشد سالمندان و پاسخگویی به تبعات پدیدهی سالمندی نداشته باشند، با چالشهای جدی روبهرو خواهند شد. یکی از چالشهای مهم مرتبط با سالمندی جمعیت در کشورها، موضوع تهیه و تأمین خدمات سلامت برای سالمندان و تأمین مخارج بهداشتی و درمانی است. نقش فعالانهی سالمندان در جستوجوی خدمات و تبعیت از مراقبتهای پیشگیرانه میتواند در کاهش هزینههای مراقبت بسیار اثرگذار باشد. هدف اصلی مطالعهی حاضر، تبیین تجربهی زیستهی سالمندان از عوامل مؤثر بر مراجعه به مراکز بهداشتی شهر مشهد برای خدمات مراقبت سلامت بود. این پژوهش، مطالعهای کیفی از نوع تحلیل محتوا بود. از لیست سالمندان تحت پوشش مرکز بهداشتهای شهر مشهد، بهصورت مبتنی بر هدف، تعدادی از سالمندانی که بهطور منظم برای دریافت خدمات مراجعه میکردند و سالمندانی که اصلاً در دو سال اخیر مراجعه نداشتند، به شرکت در مصاحبه دعوت شدند؛ سپس، نمونهگیری گلوله برفی تا اشباع دادهها ادامه یافت. در نهایت، هجده سالمند در مطالعه شرکت کردند. مصاحبهها با سؤالات باز شروع و با سؤالات پیگیر ادامه یافت و متن مصاحبهها دستنویس، سپس با روش تحلیل محتوای صوری به رویکرد برنارد تحلیل شد. سالمندان کمبود حس کرامت را، یکی از موانع مهم در مراجعه به مراکز بهداشت بیان کردند. این درونمایه شامل دو زیرطبقهی نقض کرامت درکشده و نقض کرامت مشاهدهشده بود. القای احساس بیارزشبودن سالمندان، بهعنوان موضوعی فرهنگی در جامعه بیان شد. مناسبنبودن فضای فیزیکی برای محدودیتهای سالمندان، غیررسمیبودن فضا و رفتار مراقبان سلامت، معطلی زیاد در مرکز، کثیفی و شلوغی مراکز بهداشت، بیبرنامگی برای نوبتدهی به مراجعان، بهوجودآمدن اختلالات اینترنتی و نرمافزاری که سبب طولانیشدن فرایند مراقبت سلامت میشود، مشترکبودن فضای انتظار برای سالمندان و نوزادان و جوانان و کمبود صندلی از دلایلی بودند که بر احساس کرامت سالمندان در زمان مراجعه به مرکز بهداشت تأثیر داشت. شرکتکنندگان بر کمبود احساس کرامت در دریافت خدمات و ابراز احساس بیارزشی تأکید کردند که با یافتههای سایر مطالعات که بر اهمیت کرامت در محیطهای بهداشتی تأکید میکنند، همخوانی دارد. تصور سالمندان از اینکه خدمات بهداشتی بیشتر بر فرایندهای اداری تمرکز دارند تا مراقبتهای مبتنی بر بیمار، ممکن است آنها را از جستوجوی خدمات پیشگیرانه بازدارد. این یافته نیاز به تغییر فرهنگ در سیستمهای بهداشتی را برای اولویتدادن به کرامت و احترام به بیماران سالمند نشان میدهد و محیطی حمایتی را ترویج میکند که مراقبتهای پیشگیرانه را تشویق کند.
فاطمه رودی، هدایت جعفری، محمدرضا جلیلفر، سیدمحمد میرشفیعی، سید توحید حسینی، سودابه اسلامی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
پرستاران در موقعیتهای بحرانی، در خط مقدم ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی قرار دارند و با مسئولیتها و چالشهای اخلاقی پیچیدهای روبهرو هستند که نیازمند تصمیمگیریهای دشوار و لحظهای در چنین مواقعی است. هدف از این مطالعه، بررسی جامع چالشهای اخلاقی پیش روی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه درگیریهای مسلحانه و جنگهاست. در این مقالهی مروری نظاممند، برای جستوجوی مقالات مرتبط با موضوع چالشهای اخلاقی پرستاران در بحرانها بهویژه جنگ، از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus،ScienceDirect ، Magiran و موتور جستوجوگر Google Scholar استفاده شد. اخلاق پرستاری، جنگ، بحرانهای جهانی، ملاحظات اخلاقی پرستاری در جنگ، Ethical Considerations in Nursing During War و Nursing Ethics in Armed Conflicts از واژگان کلیدی جستوجوشده بودند. پس از بررسی مقالات و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، در مجموع، هفت مقالهی مرتبط با موضوع چالشهای اخلاقی پیش روی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه درگیریهای مسلحانه و جنگها بررسی شدند. یافتههای این مطالعات نشان داد، پرستاران در زمان جنگ با چالشهای اخلاقی پیچیدهای مواجه میشوند. ازجملهی این چالشها میتوان به تخصیص منابع محدود در مواقع بحرانی، درمان مجروحان جنگی و غیرنظامیان بدون تبعیض، حفظ رازداری بیمار درعین همکاری با مقامات نظامی و مراقبت از بیماران در مواقع خطرناک اشاره کرد. چالشهای اخلاقی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه جنگ عبارتاند از: تضاد بین وظیفهی حرفهای و وابستگیهای سیاسی و نظامی و تعهد آنها به کشور خود، تخصیص منابع محدود در مواقع بحران، تصمیمگیری دربارهی اولویتبندی بیماران برای دریافت خدمات درمانی و مواجهه با خطرات جانی فراوان درحین مراقبت از بیمار. آموزش اخلاق پرستاری در زمان جنگ و حمایت از پرستاران، در مواجهه با این چالشها امری ضروری است.
محمدرضا جلیلفر، هدایت جعفری، فاطمه رودی، سیدتوحید حسینی، سودابه اسلامی، سیدمحمد میرشفیعی،
دوره 17، شماره 0 - ( ویژه نامه یازدهمین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی 1403 )
چکیده
با توجه به نیاز روزافزون به مراقبتهای پرستاری در منزل، استقلال بیمار به عنوان یک اصل اخلاقی مهم در ارائه خدمات مراقبتی مطرح میشود. بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی اهمیت خودمختاری و استقلال فردی در مراقبت از بیماران در منزل بوده است. در این مقاله مروری سیستماتیک، از پایگاههای اطلاعاتی PubMed،Scopus، sciencedirect،magiran و موتور جستجوگرGoogle scholar برای جستجوی مقالات مرتبط با موضوع خودمختاری واستقلال در 10 سال اخیر مرتبط با مراقبت پرستاری در منزل استفاده شده است. کلمات کلیدی مورد استفاده درجستجو عبارت بودند از:"خودمختاری بیمار"،"مراقبت پرستاری در منزل"،"اخلاق پرستاری"،"autonomy in nursing home care". پس از بررسی مقالات و فرایند جستجو و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، 20 مقاله مرتبط با موضوع خودمختاری در مراقبت پرستاری درمنزل در این مطالعه مروری سیستماتیک مورد بررسی قرار گرفتند. یافتههای این مطالعات نشان داد که عوامل مختلفی میتوانند بر خودمختاری بیمار درمنزل تأثیرگذار باشند، از جمله به موارد ذیل اشاره نمود: · عوامل فردی: سن، جنس، وضعیت سلامت جسمی و روانی بیمار؛ · عوامل خانوادگی: حمایت خانواده، روابط خانوادگی، فرهنگ خانواده؛ · عوامل اجتماعی: حمایت اجتماعی، دسترسی به منابع اجتماعی؛ · عوامل سازمانی: سیاستهای مراقبتی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی. با توجه به این یافتهها ومقایسه آنها، میتوان نتیجه گرفت که برای ارتقای خودمختاری بیمار درمنزل، باید به تمام عوامل ذکرشده توجه شود. برخی از راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای خودمختاری بیمار عبارتند از: · آموزش بیمار و خانواده در مورد خودمختاری بیمار؛ · تقویت حمایت خانواده از بیمار، · ارائه خدمات حمایتی اجتماعی به بیمار؛ · توسعه سیاستهای مراقبتی حمایتی از خودمختاری بیمار؛ · بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی. خودمختاری بیمار یکی از اصول اخلاقی مهم در مراقبت پرستاری در منزل است. با توجه به عوامل موثر بر خودمختاری بیمار، باید راهکارهای جامعی برای ارتقای آن در نظر گرفته شود. آموزش بیمار و خانواده، تقویت حمایت خانواده، ارائه خدمات حمایتی اجتماعی و بهبود ساختار و فرهنگ سازمانی از جمله راهکارهای موثر دراین زمینه هستند.
شیوا خالق پرست، سعید باقری فرادنبه، سمانه کریمیان، فهیمه خسروبیگی بزجلوئی، سید ابراهیم حسینی زرگر، احسان شمسی گوشکی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
سامانهی سپاس، یک پروندهی الکترونیک سلامت است که اطلاعات مرتبط با سلامت افراد را در قالب الکترونیکی ذخیره میکند. سامانهی سپاس، مرکز جمعآوری دادهها و اطلاعات سلامت بیماران سرپایی و بستری است. این سامانه، اطلاعات افراد مانند نام کامل، وضعیت تأهل، جنسیت، تاریخ پذیرش، سطح تحصیلات، شغل، نوع پذیرش و سایر دادههای پزشکی مرتبط با آنان را بهدقت ذخیره میکند. از ارزشهای محوری و الزامات اخلاقی سامانهی سپاس میتوان به صیانت از حقوق شهروندی، احترام به افراد، رعایت عدالت و انصاف، شفافیت و جلب مشارکت و پاسخگویی اشاره کرد. در مطالعهی حاضر، برای ارزیابی برنامهی سپاس، از یک مدل پیشنهادی سازمان جهانی بهداشت برای ارزیابی اخلاقی استفاده شد. این مدل بر اصول اخلاقی اساسی، مانند سلامت و رفاه انسانی، احترام به افراد و جوامع، عدالت و انصاف تأکید دارد. از نظر سلامت و رفاه انسانی، سامانهی سپاس میتواند از مداخلات تکراری و بیهوده جلوگیری کند و به پزشکان امکان دسترسی سریع به سابقهی دقیق بیمار را بدهد. از نظر احترام به افراد و جوامع، سامانه حفظ محرمانیت اطلاعات را تضمین میکند. از نظر عدالت و انصاف، سامانه میتواند دسترسی به خدمات سلامت را برای مناطق محروم و دورافتاده بهبود بخشد؛ بهعلاوه، این سامانه از نظر اخلاقی، اصولی مانند حفظ همبستگی، شفافیت، مشارکت و پاسخگویی را رعایت میکند؛ لذا مطالعهیحاضر با بررسی نقادانهی ابعاد اخلاقی سامانهی پروندهی الکترونیکی سلامت، پیشنهادهای ارزشمندی را به سیاستگذاران، کارکنان سلامت و سازمانهای نظارتی ارائه میدهد تا از عملکرد اخلاقی و کارآمدِ سیستمهای پروندههای الکترونیک سلامت در ایران اطمینان حاصل کنند.
سوره خاکی، مسعود فلاحی خشکناب، فرحناز محمدی شاهبلاغی، گل بیاض جان، محمدعلی حسینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
فرایند انتقال خبر بد به بیمار و خانواده، نیازمند مشارکت جمعی است. در کشورهای مختلف، برای این فرایند، راهکارهایی متناسب ارائه شده است. این مطالعه با هدف ارائهی راهنمای عمل، مبتنی بر تجربیات بیماران و خانوادهها و کارکنان درمان در بخشهای مراقبت ویژه، در سه مرحله انجام گرفته است. در مرحلهی اول با 31 مشارکتکننده، نمونهگیری هدفمند، مصاحبهی عمیق انجام گرفت و پیشنویس اولیهی راهنمای عمل تدوین شد. در مرحلهی دوم، متخصصان در دو جلسه بحث گروهی، پیشنویس اولیه را بررسی و پیشنویس ثانویه طراحی شد. در مرحلهی سوم، 43 متخصص حوزهی سیاستگذاری و تصمیمگیری، راهنمای عمل تدوینشده را با روش دلفی اعتبارسنجی کردند. راهنمای عمل در 8 گام اصلی و 43 گام فرعی برای اعلام خبر ناگوار به بیمار و خانواده تدوین شد. برای این فرایند، سه مرحلهی قبل از اعلام خبر (بررسی، برنامهریزی و آمادهسازی، هماهنگی) حین اعلام خبر (اعلام خبر بد، حمایت عاطفی، جمعبندی و مستندسازی) و بعد از اعلام خبر (ارجاع و پیگیری) شناسایی شد. امید است با استفاده از این راهنمای عمل، فرایند اعلام خبر ناگوار در بخشهای مراقبت ویژه تا حصول نتیجهی مطلوب، تسهیل شود و پیامدها و آسیبهای ناشی از آن کاهش یابد. در نهایت، ارائهدهندگان مراقبت سلامت به کمک این راهنما میتوانند، با درنظرگرفتن ترجیحات بیمار و خانواده، ضرورت روشهای علمی و استاندارد اعلام خبر ناگوار و رعایت اصول اخلاق حرفهای را در کانون توجه قرار دهند.
سیدمحمدتقی حسینی وردنجانی، احمد سلامی، سیدمرتضی حسینی، جنت مشایخی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
وضعیت نباتی، حالتی در پزشکی معاصر است که چالشهای اخلاقی و فقهی و حقوقی متعددی به همراه داشته است. اساسیترین پرسش در مواجهه با این وضعیت، زنده یا مردهبودن این اشخاص است که احکام و آثار دیگر، معمولاً متأثر از پاسخ به این سؤال است. برخی فقیهان معاصر با تکیه بر تقسیم حیات به مستقر و غیرمستقر در فقه و با توجه به فقدان اراده و آگاهی شخص در وضعیت نباتی، این اشخاص را در حکم میت دانستهاند. به نظر میرسد، با توجه به امکان بازگشت هوشیاری این افراد هرچند با احتمال بسیار کم در نوع پایدار و مزمن این بیماری، مفهوم حیات غیرمستقر بر این افراد تطبیق نمیکند؛ علاوهبراین، فعالبودن ساقهی مغز و محققنشدن معیار مرگ مغزی از نظر پزشکی و حقوقی در بسیاری از نظامها، مؤید صدقنکردن عنوان «موت» براین وضعیت است؛ همچنین، از منظر اسلامی، احراز انفصال کامل روح از بدن که شرط تحقق مرگ است، در وضعیت نباتی ممکن نیست. در نهایت، در فرض تردید نسبت به حیات یا ممات شخص در وضعیت نباتی، این شک از نوع شبههی مصداقی بوده و با تمسک به اصل استصحاب حیات، حکم به زندهبودن وی و ترتب آثار شرعی حیات بر او میشود.