5 نتیجه برای آبله
مسعود کثیری، مرتضی نورایی،
دوره 3، شماره 3 - ( 2-1389 )
چکیده
ضرورت مبارزه با بیماری آبله و درمان آن، همواره یکی از دغدغههای اصلی پزشکان و در برخی از موارد، حکومتها، در هر زمان بوده است. اختصاص یافتن قسمتی از متون پزشکی قدیمی به شرح و تفسیر این بیماری و نقل قولهای متعدد تاریخی از میزان کشتار این بیماری در بین جوامع انسانی، به نوعی مؤید این ادعا میباشد.
در کشور ایران هم این بیماری از دیرباز شناخته شده بود و وجود یک رسالهی مجزا از رازی، در مورد آن، نشانگر این واقعیت است که پزشکان ایرانی هم بهنحو بارزی با این بیماری و عوارض آن مواجه بودهاند. توجه به علتیابی، درمان و پیشگیری از این بیماری در حدی بود که شاید به جرأت بتوان گفت طب نوین در ایران با ابداع روشهای پیشگیری بیماری آبله و اقدامات عباس میرزا شروع گشت و توسط میرزا تقی خان امیرکبیر دنبال شد.
در این نوشتار ابتدا سعی گشته تا با مراجعه به کتب تاریخی و منابع مکتوب، تا حد ممکن به بیان تاریخچهی این بیماری و تلاشهای انجام گرفته و مشکلات موجود بر سر راه تلقیح واکسن آن بپردازیم و پس از آن با مراجعه به اسناد و منابع موجود، سعی نماییم تا دلایل جامعهشناختی اینگونه مشکلات را بررسی نماییم.
جواد علیپور سیلاب، ناصر صدقی، حسین نامدار، علیرضا غفاری، محمدرضا دشتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
نظام طب ایران در عصر قاجار تداوم نظام مبتنی بر طرز تفکر اخلاطی بود. بر این اساس، بروز اغلب بیماریها با دیدگاهی کلنگر به برهمخوردن تعادل اخلاط چهارگانهی «خون، سودا، صفرا، بلغم» نسبت داده میشد. شیوههای پیشگیری و درمانی نیز در همین فضای شناختی و معرفتی انجام میشد. نمونهی بیماری «آبله» بیانگر چنین دیدگاهی در عصر قاجار است. مطابق با یافتههای پژوهش حاضر، در ادبیات طبی عصر قاجار، دانههای چرکی در پوست بدن با حالت سخت بهصورت تک یا بههمپیوسته با رنگهای مختلف، جُدَری یا آبله نامیده شده است. به لحاظ شناختی، طبیبان عصر قاجار به تأسی از طبیبان سابق، بیماری آبله را بر حسب خِلط در زمرهی بیماریهای گرم و تر (دموی) دستهبندی کرده و جوشش خون در بدن را علت بهوجودآمدن بیماری برشمردهاند. مواجهه با بیماری آبله به دو صورت روشهای پیشگیرانه و درمانی عملی میشد؛ برای پیشگیری از ابتلا به بیماری، سفارشهای لازم در قالب سته ضروریه و بهویژه مراعات انواع پرهیز ارائه میشده است. در کنار مراعات انواع پرهیز، برای درمان نیز، نمونههای مختلفی از انواع دارو با منشأهای مختلف جهت رفع نشانهها و عوارض بیماری در سطح اعضای بدن، به کار برده میشد. پژوهش حاضر مطالعهای مروری است و در آن تلاش شده تا با روش توصیفیتحلیلی، ماهیت، چیستی و شیوههای پیشگیری و درمانی بیماری آبله در نظام طبی ایران عصر قاجار بررسی شود. اطلاعات و دادههای لازم به شیوهی کتابخانهای گردآوری شده است.
شهناز خواجه، فریدون الهیاری، علیاکبر کجباف،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
آبله بیماری خطرناکی بود که تا دورهی پهلوی دوم، از عوامل مهم مرگومیر و معلولیت در ایران به شمار میرفت؛ ازاینرو، مبارزه با این بیماری ضرورت داشت. در آغاز برنامهی عمرانی دوم (۱۳۳۴ش/ ۱۹۵۵م) و با تأسیس سرویس مبارزه با آبله، تلاش برای حذف آن سازمانیافتهتر شد. این سازمان توانست بسیاری از مشکلات گوناگون جغرافیایی و انسانی را از پیش پا بردارد و هرساله، شماری فراوان از مردم را آبلهکوبی و تا پایان دورهی مدنظر، آبله را تا حدی زیاد مهار کند. در این مقاله، مبارزه با آبله را در سالهای ۱۳۲۷تا۱۳۴۶ش/ ۱۹۴۸تا۱۹۶۷م بررسی کرده و به موانع، راهکارها و نتایج آن پرداختهایم. با این هدف، تلاش کردهایم از طریق تحلیل و توصیف دادهها، به پرسشهای پژوهش پاسخ دهیم. منابع عمدهی مقاله، گزارشهای دولتی، بهویژه گزارشهای سازمان برنامه و وزارت بهداری و نیز، مجلات تاریخ پزشکی است.
محمد بختیاری، مهشیدسادات اصلاحی، متین سادات اصلاحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
آبله یکی از بیماریهای واگیردار و خطرناکی است که در طول تاریخ، انسانهای زیادی را به کام مرگ کشانده است. تلاش برای پیشگیری از این بیماری و درمان آن همواره یکی از دغدغههای اطبا و برخی از حکومتگران بوده است. در دورهی قاجار تلاشهایی برای آبلهکوبی به سبک نوین انجام شد؛ اما به خاطر ناسازگاری با فرهنگ و باورهای عمومی جامعه و مبانی طب سنتی به نتیجهای مطلوب نرسید. در دورهی پهلوی اول نیز علیرغم تصویب قوانینی برای آبلهکوبی رایگان، عمومی و اجباری، به خاطر وجود برخی مشکلات، نتیجهی دلخواه حاصل نشد. پژوهش حاضر درصدد است با تکیه بر اسناد و منابع موجود و با استفاده از روش توصیفیتحلیلی، موانع و مشکلات آبلهکوبی در ایران عصر پهلوی اول و اقدامات دولت برای تلقیح واکسن آبله را با تمرکز بر شهر اصفهان و توابع آن بررسی کند و به این سؤال پاسخ دهد که چه عواملی باعث شد دولت علیرغم تلاش فراوان نتواند در مقابله با بیماری آبله کاملاً موفق عمل کند؟ نتایج این پژوهش نشان میدهد اگرچه در اثر اقدامات دولت مبنی بر تصویب قوانین آبلهکوبی عمومی رایگان و اجباری، استخدام پزشکان آبلهکوب و تهدید و جریمهی متخلفان، از تعداد مبتلایان به بیماری آبله در اصفهان کاسته شد، وجود مشکلاتی همچون ناآگاهی مردم و خودداری آنها از آبلهکوبی، همکارینکردن عدهای از کدخدایان با مأموران آبلهکوب، تخلف و سهلانگاری برخی از آبلهکوبان و فقدان بودجه و امکانات بهداشتی کافی موجب شد بیماری آبله همچنان رواج داشته باشد و باعث مرگومیر کودکان شود.
سلیمان حیدری، بنفشه ضرابی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
یکی از بیماریهای عفونی که در عصر پهلوی اول (1304تا1320ش)، در استان فارس، شیوعی گسترده داشت، بیماری آبله بود. این بیماری در اوایل سلسلهی پهلوی در شهرهای استان فارس شیوع یافت و اپیدمی آن در سال 1318ش به اوج رسید. برای کنترل بیماری، اقداماتی مهم، ازجمله آبلهکوبی انجام شد. آبلهکوبها با ایجاد پستهای ثابت و سیار و با روش استفاده از تزریق مایع آبلهی بدن فرد بیمار یا مایع آبلهی حیوانی به مبتلایان، سعی در کنترل بیماری داشتند. علیرغم تلاشهای ادارههای محلی در امر آبلهکوبی، موانع و مشکلاتی متعدد، برای کاهش و ریشهکنکردن بیماری وجود داشت. این پژوهش درصدد است با تکیه بر اسناد منتشرنشده در سازمان اسناد و کتابخانهی ملی ایران و نیز آرشیو روزنامههای محلی و با استفاده از روش توصیفیتحلیلی به بررسی شیوع بیماری آبله در فارس و روند آبلهکوبی برای مقابله با آن، در دورهی پهلوی اول بپردازد. یافتههای پژوهش نشان داد، علیرغم همهگیری گستردهی آبله و مرگومیر فراوان در فارس، در دورهی پهلوی اول، روند آبلهکوبی به شکلی مطلوب پیش رفت و دولت موفق شد با استفاده از امکانات موجود و روشهای رایج، به کنترل این بیماری در مناطق مختلف فارس بسیار کمک کند.