فاطمه هاشمی،
دوره 1، شماره 4 - ( 7-1387 )
چکیده
در تحقیقات مرتبط با خطاهای خدمات سلامت health care errors کمتر به موضوع چگونگی مواجههی اخلاقی با خطای پرستاری پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش مرور منابع این مطلب را مورد جستوجو قرار داده است. یافتههای پژوهش بر چند نکته تأکید دارد: جایزالخطا بودن انسان، همگانی و غیرقابل اجتناب بودن خطا در خدمات سلامت، چند علتی بودن خطا، و لزوم جایگزینی رویکرد سیستماتیک نسبت به خطا به جای رویکرد فردی. بهعلاوه، پاسخ اخلاقی به خطا شامل آشکارسازی خطا برای بیمار، پوزشخواهی از او و اصلاح صدمهی ناشی از خطا تا سر حد امکان است. مراحل و شیوهی آشکارسازی براساس خطمشی و سیاست هر سازمان قابل تدوین و اجرا است. اما قبل از آن، لازم است اقدامات آموزشی و پژوهشی تکمیلی به منظور ترویج فرهنگ رویکرد سیستماتیک نسبت به خطای پرستاری و با هدف تدوین و اجرای فرایند پاسخ اخلاقی به خطا انجام گردد.
بنتالهدی شیرازی صدر، سیامک افشین مجد، شیوا رفعتی، زهرا پشت چمن، ناهید رژه،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
با توجه به شیوع روزافزون بیماریهای بدخیم و تأثیر چشمگیر این نوع بیماریها بر جنبههای مختلف زندگی بیمار و خانوادهاش، افشای تشخیص سرطان و حقیقتگویی به بیمار به یکی از چالشها در حیطهی اخلاق پزشکی تبدیل شده است؛ بنابراین مطالعهی حاضر، با هدف ارزیابی تمایل بیماران و همراهان به آگاهشدن از بیماری بدخیم انجام شده است. این پژوهش، مطالعهای توصیفیمقطعی است که روی 270 مراجعهکننده به بیمارستان مصطفی خمینی انجام شد. این تعداد که با روش نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند شامل صد بیمار غیرمبتلا به سرطان، صد همراه بیمار غیرمبتلا به سرطان و هفتاد بیمار مبتلا به سرطان بودند. دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری و با نرمافزار 16 spss تجزیه و تحلیل شد. 74% از بیماران مبتلا به سرطان، 85% از بیماران غیرمبتلا به سرطان و 50% از همراهان بیمار، به آگاهشدن فرد مبتلا از تشخیص بیماری بدخیم تمایل داشتند. دربارهی پیشآگهی نیز 39% از بیماران مبتلا به سرطان و 75% از بیماران غیرمبتلا به سرطان موافق آگاهی کامل و 4۲% از بیماران مبتلا به سرطان و 2۲% از بیماران غیرمبتلا به سرطان، موافق آگاهی نسبی بودند. با توجه به نتایج مطالعه، اکثر بیماران و خانوادههایشان تمایل دارند از تشخیص و پیشآگهی بیماری خود آگاهی داشته باشند. همچنین باید برای ارتقای سطح روابط بین پزشک وبیمار رویکردهایی اتخاذ گردد تا پزشکان مهارتهای ارتباطی لازم را برای بازگوکردن وقایع پیشآمده به بیمار خود داشته باشند.
شیوا خالق پرست، سمانه کریمیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
بنا بر تعریف گستردهی پنل ملی مشاورهی اخلاقی پژوهشی (NREAP: National Research Ethics Advisory Panel) انگلستان، تعارض منافع (CI: Conflict of Interest) ، مجموعهای از موقعیتهاست که در آنها، قضاوت حرفهای یا اقدامات مربوط به یک منفعت اولیه (مانند رفاه بیماران یا اعتبار تحقیق)، بهطور نادرست تحت تأثیر منافع ثانویه (مانند سود مالی) قرار گیرد. تضاد منافع در ارتباطات علمی میتواند بر قضاوت حرفهای فرد اثر بگذارد و یکپارچگی نتایج تحقیق را به خطر بیندازد. گسترش اقدامات آموزشی و پژوهشی و بالینی در عرصهی پزشکی میتواند سبب افزایش مصادیق تعارض منافع در تمامی حوزههای بهداشت و درمان شود. علیرغم ابتکارات سازمانهایی مانند کمیتهی بینالمللی سردبیران مجلهی پزشکی و کمیتهی اخلاق در انتشارات، برای ایجاد استانداردهای افشای تعارض منافع، همچنان، کمبود آگاهی و درک نادرست از تعارض منافع در بین محققان وجود دارد که نشاندهندهی نیاز به توجه بیشتر در این زمینه است. این مطالعهی مروری با هدف بررسی تعارض منافع در پژوهش و راهکارهای کاهش آن در ده سال اخیر انجام شده است؛ ازاینرو، نخست، کلیدواژههای تعارض منافع، تضاد منافع و آشکارسازی به زبان فارسی و انگلیسی در پایگاههای SID ، Web of Sciences ، Scopus و PubMed جستوجو شدند و پس از خارجکردن نمونههای تکراری و تجزیه و تحلیل نهایی، ده مقاله وارد مطالعه شد؛ سپس، به تعریف تعارض منافع، عوامل زمینهساز آن و راهکارهای کاهش آن پرداختیم. در تحقیقات بالینی، هدف از مطالعات درمانی، تأیید ایمنی و تعیین اثربخشی داروها و دستگاههای جدید است. این هدف اولیهی مطالعه است که مهمتر از سود مالی حاصل از تولید دارو برای کشور است؛ لذا نباید منفعت اولیهی آن تحت تأثیر منافع ثانویهای مثل سود مالی قرار گیرد. مسئولیت مراقبتهای بهداشتی و پزشکی شرکتکنندگان، طبق دستورالعملهای عملکرد بالینی خوب (Good Clinical Practice (GCP)) و کنفرانس بینالمللی هماهنگی (International Conference on Harmonization (ICH)) بر عهدهی محقق است؛ بنابراین هرگونه تعارض منافعِ محقق، برای شرکتکننده در تحقیق، یک خطر است؛ زیرا میتواند بر منفعت اولیهی رفاه شرکتکنندگان اثر بگذارد. بهمنظور حفظ یکپارچگی علمی، نهادها باید با اجرای سیاستهایی روشن، اصول اخلاقی را حفظ کنند و محققان را ملزم سازند، هرگونه تضاد منافع را به کمیتهی اخلاق خود اعلام و اقدامات مناسب را برای کاهش این تضادها فراهم کنند. از آنجایی که همهی تضادهای منافع میتوانند بر انجامدادن تحقیقات بالینی و نظارت بر آنها اثر بگذارند، اگر بتوانیم تعارض منافع را از نظر خطرِ بالقوه، شناسایی و ارزیابی کنیم و آنها را بهگونهای مدیریت کنیم که تأثیر آنها را به حداقل برسانیم، یکپارچگی تحقیق میتواند حفظ شود. علاوه بر محققان، اعضای کمیتهی اخلاق نیز باید تعارض منافع را اعلام کنند؛ زیرا آنها دارای اختیاراتی چشمگیر در روند مطالعه هستند. آشکارسازی و افشای بودجهی تحقیق میتواند به کاهش تعصبات و کاهش تعارضات کمک کند. راهکارهای حل تضاد منافع علاوه بر آشکارسازی آن، داشتن خطمشی و سیاستهای روشن و همچنین داشتن یک پایگاه دادهی الکترونیکی بهمنظور ثبت تعارضات منافع را نیز در بر میگیرد. برگزاری جلسات آموزش منظم در زمینهی تعارض منافع در پژوهش، برای رؤسا و اعضای کمیتههای اخلاق و پژوهشگران، همچنین، یادگیری مشارکتی در مدیریت تعارض منافع در سازمانها و بهبود مستمر سیاستها در حوزهی تعارض منافع، از راهکارهای کمککننده به شمار میروند.