جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای ابن‌سینا

اکبر آقایانی چاوشی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

بازخوانی تاریخ اخلاق پزشکی، تحلیل و بررسی سیره و آثار پزشکان پرآوازه دوره‌ی اسلامی و بهره‌برداری از این میراث گرانبها ضرورتی انکارناپذیر است؛ ازاین‌رو در پژوهش حاضر با روش توصیفی‌تحلیلی، کتاب‌های طب الفقراء و المساکین اثر ابن‌الجزار، کامل الصناعه الطبیه اثر اهوازی، القانون فی الطب اثر ابن‌سینا و ذخیره‌ی خوارزمشاهی اثر جرجانی بررسی و واکاوی شده است. از تحلیل دستورالعمل‌ها و توصیه‌های اخلاقی مندرج در آن‌ها در تعامل پزشک و بیمار و نیز سیره‌ی عملی آنان در این زمینه، شش اصل از اصول مهم اخلاق پزشکی اسلامی به‌ دست آمده که عبارت‌اند از: توکل به خدا، سودرسانی، آسیب‌نرساندن، امانت‌داری، شفقت و احسان. از اصول مذکور، دو اصل سودرسانی و آسیب‌نرساندن، بیش از اصول دیگر در کانون توجه و تأکید بوده است که می‌تواند حاکی از اهمیت این دو اصل اخلاقی در آموزه‌های اسلامی باشد. موضوعات اخلاقی در حیطه‌ی امور پزشکی دوره‌ی اسلامی، تنوع و گستردگی و ضرورت‌های کنونی را نداشته است؛ ازاین‌رو در مباحث مربوط به پیش از ولادت و آغاز حیات انسان، تنها به ممنوعیت سقط جنین اشاره شده و از مراقبت‌های پایان حیات بیمار بحثی به ‌میان نیامده است.

علیرضا منجمی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

انگاره‌ی متداول و نیازموده در رابطه‌ی فلسفه و پزشکی چنین است: ازآنجاکه پزشکان به‌نامی همچون رازی و ابن‌سینا، فیلسوف هم بوده‌اند، پس ارتباطی وثیق میان فلسفه و پزشکی وجود دارد. این مقاله، بر مبنای مدل‌سازی فلسفی، در پی آن است که نشان دهد رابطه‌ی فلسفه و پزشکی بر چه بنیان‌هایی استوار است. بر این اساس، ابتدا، دو الگوی جالینوس و ابن‌سینا از رابطه‌ی فلسفه و پزشکی به‌اجمال تبیین خواهد شد و سپس، نشان داده می‌شود الگوی فخر رازی از تعامل پزشکی و فلسفه، نسبت به دو الگوی سینوی و جالینوسی، بسیار متمایز و بدیع است و تا به امروز از آن غفلت شده است. الگوی جالینوسی، بیشتر، بر تأثیر فلسفه (غالباً منطق و اخلاق) بر طبابت متمرکز است. منطق، یاری‌رسان پزشک برای رسیدن به تشخیص دقیق و اخلاق، سامان‌دهنده‌ی رابطه‌ی پزشک و بیمار است. در مقابل، ابن‌سینا جایگاه فلسفه را تقویم مبانی معرفت‌شناختی پزشکی می‌داند؛ ازاین‌رو، جایگاه پزشکی در طبقه‌بندی علوم و نظریه‌ی پزشکی اهمیت می‌یابند. او بر این باور است که بحث و مجادله‌ی فلسفی در مفاهیم بنیادین پزشکی، نه ثمره‌ای برای پزشکی دارد و نه فلسفه. الگوی فخر رازی از رابطه‌ی فلسفه و پزشکی را، در آثار پزشکی او (شرح مشکلات قانون و حفظ ‌البدن)، می‌توان فهم بر پایه‌ی گفت‌وگوی مبتنی بر پرسش و پاسخ (سقراطی) دانست. کتاب شرح مشکلات قانون، فلسفه‌ورزی او در مفاهیم پایه‌ی پزشکی است که می‌توان آن را یکی از متون دستِ‌اول فلسفه‌ی پزشکی به‌حساب آورد. به نظر می‌رسد فخر رازی در هر دو اثر تلاش می‌کند با برهان‌های فلسفه، راهی برای فهم عمیق‌تر و کاربست آن در عمل بیابد.

عبدالله صلواتی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

زمانی که واژه‌ی سلامت عمومی به میان می‌آید، واژه‌های مراجع، پزشک، پرستار، کادر درمان و مراکز درمانی نیز به ذهن خطور می‌کند؛ اما این همه‌ی ماجرا نیست. سلامت عمومی در محیطی ۳۶۰ درجه قرار دارد که افراد یادشده (مراجع و پزشک و...)، تنها بخشی از آن را به خود اختصاص می‌دهند. برخی از مصادیقی که کمتر به چشم می‌آیند، عبارت‌اند از: سیاست‌گذاری و حکمرانی سلامت، قوانین، ابعاد اجتماعی، محیط زیست، فناوری و داده‌ها، جامعه و فرهنگ، انسان، مشارکت، آموزش، امنیت. دورشدن از این محیط ۳۶۰ درجه می‌تواند سلامت عمومی را دستخوش اختلال کند؛ البته می‌توان سلامت را در این محیط دید اما سلامت در معرض تهدید باشد؛ زیرا این محیط ۳۶۰ درجه، استعداد آن را دارد که بدون انسان لحاظ شود و در غیبت انسان برنامه بریزد و چرخ‌دنده‌های بزرگ آن، «دیگری» را در خود هضم و از میدان به ‌در کند. زمانی که من، «دیگری» را به‌شکل «شیء»، «بیمار»، «مشتری»، «فرصت مالی» یا «فرصت برون‌شد از مشکلات» ببینم، آنچه حاضر کرده‌ام، مجموعه‌ای از تقلیل‌هاست، نه «دیگری» و نه «انسان». در این حالت، اخلاق سلامت عمومی، زمینی برای ایستادن ندارد. در این پژوهش، برای تحلیل و توصیف این نوع نگاه به اخلاق سلامت و این تقلیل‌ها، از نگرش «دیگری»مدارِ فیلسوف بزرگ جهان اسلام، ابن‌سینا و متفکر برجسته‌ی فرانسوی، ایمانوئل لویناس کمک گرفتیم. این پژوهش، بر اساس رویکرد پدیدارشناسانه به توصیف تجربه‌های زیسته از سلامت عمومی و رابطه‌ی آن با اخلاق، به مدد آرای ابن‌سینا و لویناس پرداخته است. امکانات درونی‌ فلسفه‌ی ابن‌سینا ازجمله: «شهرت، موقعیت، رفتارهای ظاهری و سن و سال، حجاب راه دیدن دیگری است»، «انسان‌ها گاهی به باطل اشتغال دارند» و «دیدن حق و ابتهاج به او» و ظرفیت‌های فلسفه‌ی لویناس ازجمله: «دیگری به‌مثابه نامتناهی»، «دیگری به‌مثابه امری که باید حمل شود» و «مسئولیت در قبال مسئولیت دیگری» کارت دعوتی برای خروج از «من» و دیدن و تکریم «دیگری» در محیطی ۳۶۰ درجه است. امری که از لحاظ متافیزیکی می‌تواند مبنای برون‌شد از وضعیت نامطلوب و نامتعارف در سلامت عمومی و خروج از «من» و نگریستن به «دیگری» در پرتو بیکران باشد. سیاست‌ها، برنامه‌ریزی‌ها، مدیریت‌ها و عملکردهایی که «دیگری» را به هزینه‌های اقتصادی تقلیل می‌دهند، بی‌تردید به حاشیه‌نشینی گروه‌های خاص (مانند نادیده‌گرفتن مناطق روستایی یا محروم) منتهی می‌شود و توانش در فقره‌ی عدالت توزیعی، همانند تأمین داروها و خدمات بهداشتی اساسی برای همه، تضعیف می‌شود و در مجموع، سلامت عمومی و اخلاق سلامت عمومی را دستخوش بحران می‌کند و در قبضی ناخواسته «عموم» را در «سلامت عمومی»، به «عموم کسانی که توان تأمین هزینه‌ی سلامت را دارند» فروکاست می‌دهد. در سنت ما «دیگری» فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و موقعیت اجتماعی، «خانواده‌ی خدا»ست. در حدیث آمده است: «اَلْخَلْقُ عِیَالُ اَللَّهِ فَأَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَی اَللَّهِ مَنْ نَفَعَ عِیَالَ اَللَّهِ وَ أَدْخَلَ عَلَی أَهْلِ بَیْتٍ سُرُوراً» (کافی، ج۲: ص۱۶۴) و مادامی‌که پزشک، کادر درمان، مراکز درمانی و سیاست‌گذاری‌ها، «دیگری» را به رسمیت نشناسند و تمرین شناختی برای کسب مهارت خروج از «من» به سمت و سوی «بی‌کران» پیدا نکنند، سلامت عمومی بر مدار ۳۶۰ درجه رخ نمی‌نماید و آفتاب بی‌منت سلامت بر همه نمی‌تابد و بهبود و امیدواری جایشان را به شوره‌زار رنج و یأس می‌سپارند. در این فضا، «منِ» پزشک، «منِ» کادر درمان، «منِ» مراکز درمانی، «منِ»سیاست‌گذاری، و «منِ» فرایندها، رویه‌ها، برنامه‌ها و مدیریت‌ها، با فرورفتن در باتلاق تقلیل‌های رنگارنگ، «دیگری» را دستخوش تحقیر یا سرکوب یا حذف می‌کند و پشتوانه‌ی اخلاقی سلامت عمومی بر باد می‌رود.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb