19 نتیجه برای اتانازی
امیر مقامی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده
در اسناد حقوقی اتانازی داوطلبانه، اعم از فعال و انفعالی، با حق بر درمان و حق حیات مرتبط است. به علاوه، آزادی انتخاب مسألهای اساسی در بررسی اخلاقی اتانازی داوطلبانه است. لذا این پرسش اساسی مطرح است که آیا حقوق بشر توسط خود انسان قابل سلب است؟ پاسخ به این پرسش بحثی در ماهیت حقوق بشر میطلبد. در اسناد حقوقی بینالمللی تصریحی بر جواز اتانازی وجود ندارد، اما میتوان به کلیت موضوع حق حیات اشاره کرد و این پرسش را مطرح نمود که آیا حق حیات با حق مرگ ملازمه دارد؟ دیوان اروپایی حقوق بشر معتقد است که ممنوعیت نقض حق حیات، مندرج در مادهی 2 کنوانسیون اروپایی حقوق بشر، به روابط میان افراد با یکدیگر (علاوه بر دولت) نیز تسرّی مییابد. اما پرسش بی پاسخ این است که آیا دارندهی حق میتواند از حق خود اعراض نماید؟! با تعهد مثبت دولتها برای حمایت از حقوق بنیادین بشر، این انتخاب برای یک دولت مسؤول برای دفاع قابل استناد نخواهد بود. در واقع، قواعد حقوق بشری نیز قواعدی امری هستند؛ برای مثال، مادهی 959 قانون مدنی ایران اشعار میدارد هیچ کس نمیتواند حقوق مدنی را از خود سلب نماید. به علاوه، از نظر مذهبی نیز خودکشی ممنوع است.
در نتیجه، با توجه به امری بودن قواعد حقوق بشر و حکم عقلی مبنی بر درمان بیماری و استناد بر لزوم استفاده از توان انسان، میتوان مدعی شد حقوق بشر اتانازی داوطلبانه را تجویز نکرده و چه بسا منع نموده است. بنابراین، مبنای حقوقی یا واقعی برای حق انسان نسبت به خود بهعنوان لایهی سوم حقوق بشر وجود ندارد؛ بهویژه در مواردی که استفاده از سایر حقوق به حق بنیادینی چون حق حیات بستگی دارد. باوجود این، پرسش تازه این است که رابطهی حقوق بشر (بهویژه حق حیات) با آزادی اراده و انتخاب چیست؟
زهرا هاشمی، محمد جواد مرتضوی،
دوره 1، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده
در اسلام زندگی انسان بهقدری ارزش دارد که قرآن کریم نجات جان یک انسان را با نجات جان تمامی انسانها برابر میداند. از سوی دیگر، در این مکتب الهی زندگی افراد متعلق به آنها نبوده و جان انسان بهعنوان امانتی الهی قلمداد میشود که حفظ آن از واجبات غیر قابل انکار است. از جمله مواردی که اخلاق پزشکی در دنیای مدرن با آن رو به رو شده است، مسألهی خودکشی با همکاری پزشک و اتانازی (Euthanasia) یا همکاری آگاهانه با بیمار در پایان بخشیدن به زندگی پر درد و رنج وی است. دیدگاههای فلسفی و اخلاقی ادیان مختلف در خصوص انجام اتانازی متفاوت است. از دیدگاه مکاتب انسانمحور و غیرالهی، بیمار برای رهایی از درد میتواند آگاهانه مرگ خود را انتخاب نماید و بهرهمندی او از حق مرگ باعزت و بیدرد همانند حق زندگی باعزت است. این باور در بسیاری از موارد اجرای اتانازی یا قتل ترحمآمیز را توجیه نموده و آن را قانونی کرده است. با این وجود، در اکثر کشورها، از منظر دین و قانون، اتانازی امری مطرود بهشمار میآید. انجمن جهانی پزشکی World Medical Association (WMA) در بیانیهی خود بر اساس سوگندنامهی بقراط، اتانازی را به هر شکلی محکوم کرده و آن را غیراخلاقی میداند. لذا توجه بیشتر به مسائل اخلاقی پزشکی یک ضرورت اجتنابناپذیر است. این نوشتار با بهرهگیری از آیات و روایات دیدگاههای اسلام را در مورد قتل ترحمآمیز تشریح نموده و آن را با دیدگاههای اخلاق پزشکی نوین مقایسه مینماید.
علیرضا پارساپور، احمد رضا همتی مقدم، محمدباقر پارساپور، باقر لاریجانی،
دوره 1، شماره 4 - ( 7-1387 )
چکیده
اتانازی از جمله بحث انگیزترین مباحث اخلاق پزشکی در حوزهی مراقبتهای پایان حیات است. مواضع اتخاذ شده از سوی صاحبنظران در این مورد بهنحو برجستهای به بستر فلسفی، اعتقادی و فرهنگی هر فرد بستگی دارد. با توجه به حقیقت فوق در این مطالعه پس از تبیین موضوع و ارائهی تعاریف مشخص از انواع اتانازی، نظرات موجود در حوزهی اخلاق پزشکی ارائه و در آخر جمعبندی نظر مؤلفان نوشته شده است.
بهنظر میرسد حرمت حیات در فقه و حقوق اسلامی از جایگاه ممتازی برخوردار است و هیچ مصلحتی برای توجیه اقدام برای پایان دادن به حیات بیمار وجود ندارد. از سوی دیگر، افراد جامعه موظفند که تمام تلاش خود را برای تداوم حیات مؤثر آحاد بیماران بهعمل آورند، گرچه این مهم به معنی تخصیص نامحدود منابع برای اقدامات کماثر در کیفیت حیات افراد نیست. ضمن اینکه در نگرش بسیاری از فقهای اسلامی تخصیص منابع برای تداوم حیات مستقره نسبت به حیات غیرمستقره از اولویت بالاتری برخوردار است.
فرزاد محمودیان، حسین یوسفیمنش، مهدی بهنام، محسن کرمی،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1388 )
چکیده
از دیرباز عمل «اتانازی» یا «قتل ترحمآمیز» در تاریخ زندگی بشر مطرح بوده است. پایان دادن به درد و رنج بیماران، با مشارکت عوامل درمان، مورد بحث و گفتوگوهای فراوانی بوده است و گروه بسیاری با استدلال و استنادهای عقلی، فرهنگی، دینی و حرفهای به شدت با آن مخالفت نمودهاند و در مقابل گروه محدودی نیز از انجام اتانازی حمایت کردهاند و با آن موافق بودهاند.
تحقیق و بررسی دیدگاههای هر دو گروه، توان درک واقعی و صحیح را قدرت میدهد و تصمیمگیریهای منطقی را برای اراده و انتخابهای اخلاقی و حرفهای آسان میگرداند.
رعایت استقلال فردی و حق انتخاب، کاهش درد و رنج و حفظ شأن و ارزش فرد از جمله دلایل موافقان اتانازی است و تقدس حیات، عدم قطعیت کلینیکی و امکان بهبودی، امکان سوء استفاده و تخریب رابطهی پزشک و بیمار بخشی از دلایل مخالفان اتانازی است.
از جمعبندی و بررسی نظرات و دیدگاههای هر دو گروه بهنظر میرسد اتانازی از ابعاد مختلف عقلی، حرفهای، اجتماعی و فرهنگی نمیتواند رفتاری قابل قبول، منطقی و پسندیده باشد و توسعه، افزایش و قانونی نمودن آن، آسیبها و آفتهای زیادی را از جهات و زوایای مختلف به همراه دارد، بنابراین رفتاری غیرحرفهای و غیراخلاقی بهشمار میآید.
علی طاوسیان، مجتبی صداقت، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
هدف این مطالعه بررسی نگرش انترنهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی بوده است. این مطالعه در چهار ماههی نخست سال 1388 به انجام رسید. ابزار پژوهش پرسشنامه بوده که روایی و پایایی آن مورد تأیید قرار گرفته است. 100 نفر از انترنهای دانشگاه علوم پزشکی تهران بهصورت تصادفی از میان 246 انترن شاغل در 4 بیمارستان اصلی انتخاب شدند و پرسشنامهای توسط آنان تکمیل گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بسته به نوع متغیر از آزمون Chi
2 یا T-test استفاده گردید.
بهطور کلی 54 درصد انترنهای دانشگاه علوم پزشکی تهران با اتانازی مخالف بودهاند. این در حالی بود که میزان پاسخهای مخالف نسبت به اتانازی فعال داوطلبانه 88 درصد، اتانازی فعال غیرداوطلبانه 47 درصد، اتانازی غیرفعال داوطلبانه 18 درصد و اتانازی غیرفعال غیرداوطلبانه 95 درصد بوده است. این نگرش ارتباطی با سن و جنسیت انترنهای شرکتکننده در مطالعه نداشت. علاوه بر این افزایش مشاهده موارد بیماران در مراحل پایانی زندگی توسط انترنهای دانشگاه علوم پزشکی تهران رابطهی مثبتی با نگرش آنان نسبت به اتانازی داشته است.
در این مطالعه نیز نحوهی تأثیر عوامل گوناگون بر نگرش نسبت به اتانازی مشابه با برخی از مطالعات و در تضاد با مطالعات دیگر بود. با دانستن نگرش پزشکان یک جامعه نسبت به مسألهی اتانازی میتوان با یک برنامهریزی اصولی در جهت ارتقای مراقبت از بیمارانی که اتانازی در مورد آنان مطرح است گام مؤثری برداشت.
حجت رستگاری نجف آبادی، مجتبی صداقت، سعیده سعیدی طهرانی، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
هدف از این مطالعه، بررسی نگرش پرستاران مسؤول مراقبت از بیماران مرحلهی نهایی در بخشهای ICU، داخلی، جراحی و دیالیز بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی، انواع آن و عوامل مؤثر بر آن بوده است. این مطالعه، از مردادماه 87 تا اسفندماه 88، در بیمارستانهای امام خمینی، امیر اعلم، سینا و شریعتی انجام شد. ابزار مورد استفاده پرسشنامهای بود که در آن 4 بیمار فرضی مطرح شده و پس از آن سؤالاتی پیرامون آنها بهصورت سه گزینهای طرح شده بود تا نگرش پرستاران نسبت به موضوع مورد مطالعه سنجیده شود. با 140 نفر از پرستاران مشغول به خدمت در بخشهای مراقبت از بیماران مرحلهی نهایی (دیالیز، نورولوژی، انکولوژی و ICU) مصاحبه شد و 102 پرسشنامهی قابل قبول بهدست آمد (response rate =72%) که نتایج به شرح ذیل است:
64 درصد پرستاران مخالف اتانازی فعال داوطلبانه، 50 درصد آنها مخالف اتانازی فعال غیرداوطلبانه، و 58 درصد آنها مخالف اتانازی غیرفعال داوطلبانه و پرستاران مخالف اتانازی غیرفعال غیرداوطلبانه بر حسب شرایط از 40 تا 80 درصد متغیر بودند.
در این بررسی تأثیر عوامل جنس، سن، بخش محل خدمت، سطح تحصیلات و مدت زمان خدمت نیز بر نگرش ایشان سنجیده شد. از میان متغیرهای فوق، تنها عامل مؤثر بهنحو معنیدار بر نگرش پرستاران در مورد تمام انواع اتانازی مدت زمان خدمت بود؛ بهطوری که با افزایش سابقهی خدمت، مخالفت با اتانازی کمتر دیده میشد.
میتوان تبیین نظرات پرستاران را بهعنوان بخش اصلی تیم مراقبت از بیماران گامی درجهت روشن ساختن نیازهای آموزشی و تدوین قوانین و مقررات مرتبط در این رابطه دانست.
امین حسن زاده حداد، حجت رستگاری، مجتبی صداقت، سعیده سعیدی طهرانی، کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 1 - ( 12-1389 )
چکیده
چگونه مردن، بهخصوص در سالهای اخیر نسبت به گذشته، با توجه به پیشرفتهای علوم پزشکی و امکانات طولانیکنندهی حیات بیماران مفهوم جدیدی پیدا کرده و بر اهمیت آن افزوده شده است. درد و رنج بیماران از یکسو و هزینههای سنگین درمان که بر بیماران یا خانوادهها و نظام سلامت تحمیل میشود از سوی دیگر، بحث اتانازی را در بین افراد مطرح مینماید.
در این بررسی نظر بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی ارزیابی شده است. این مطالعه در نیمهی دوم سال 88 در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. ابزار مورد استفاده پرسشنامهای بود که در آن 4 بیمار فرضی مطرح شده و پس از آن سؤالاتی پیرامون آنها بهصورت سه گزینهای طرح شده بود تا نگرش بیماران در موضوع مورد مطالعه سنجیده شود. از 110 بیمار انتخاب شده 105 نفر در مطالعه همکاری کردند (response rate =95. 45%) که 60 نفر از این افراد مذکر و 55 نفر مؤنث بودند. این افراد بین سنین 17 تا 70 سال بوده و 40 درصد تحصیلات دانشگاهی داشتند.
در مطالعهی انجام شده از بین 4 نوع اتانازی، تنها اتانازی غیرفعال داوطلبانه مورد موافقت بیماران بود. در بررسیهای انجام شده 5/69 درصد از کل بیماران با انجام این نوع اتانازی موافق بودند و میزان مخالفت 1/18 درصد بود. درحالی که دیگر انواع اتانازی به طور واضح مورد مخالفت بیماران بود.
از بین متغیرهای بررسی شده (سن، جنس، مذهب و سطح تحصیلات) فقط متغیر بخش بستری رابطهی معنیداری با نگرش بیماران نسبت به اتانازی داشته است. نتایج حاصله نشاندهندهی موافقت بیشتر بیماران در بخش داخلی با انجام اتانازی نسبت به بیماران بستری در بخش جراحی است. این امر میتواند بهدلیل ازمان بیماری و طولانی شدن بیماریها در بخشهای داخلی نسبت به بخشهای جراحی باشد. ماهیت مزمن بیماریهای داخلی و درگیری بیشتر بیمار با بیماری خود میتواند بر روی نحوهی نگرش وی به مسألهی اتانازی تأثیر بگذارد که این امر با مطالعات مشابه مطابقت دارد.
عادل ساریخانی، مهدی خاقانی اصفهانی،
دوره 4، شماره 1 - ( 12-1389 )
چکیده
در واکاوی اخلاقی اتانازی، چالش بنیادی، تقابل دو دیدگاه است: تعارض حق حیات به مثابهی یکی از آرمانهای اومانیسم، با ممنوعیت نقض کرامت انسانی در اندیشهی اخلاقی. اتانازی ناقض این کرامت است. تأمل در حدود جواز دخالت انسان در حیات خویش نیازمند تحلیلی چندوجهی است که نسلهای حقوق بشر را در بستر درک عمیق از فلسفههای معاصر (بهویژه پسانوگرایی، به لحاظ تقویت ریشههای اتانازی) هدایت کند.
امکانسنجی قابلیت اسقاط حق حیات از دید حقوق طبیعی، وضعی و پسانوگرا، تحلیل مبانی ادلهی مخدوش موافقان اتانازی را میسر میسازد. کاوش در نسبت این مسائل با نسل چهارم حقوق بشر - «حق بر رعایت اخلاق زیستی» - حمایت از اتانازی را با چالش حذف «انسان بهعنوان سرمایهی اجتماعی» نیز مواجه میکند.
این نوشتار، نگرانیها بابت تفوق رویکرد مدیریتی - که با تخصیص گزینشی منابع درمانی به بیماران، اتانازی را رشد میدهد - دورنمای ضدبشری اتانازی را به تصویر میکشد و اذهان اخلاقی- حقوقی را به تشریک مساعی برای تحدید جهانیسازی مشروعیت اتانازی دعوت میکند.
ناصر آقا بابایی،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
نظریهپردازان، تفاوت اتانازی فعال و غیرفعال را چنین تبیین میکنند که در اولی یک بیمار لاعلاج، با رنج زیاد، و بدون امید به بهبودی را میکشیم و در دومی میگذاریم که بمیرد. هدف پژوهش پیش رو عبارت بود از بررسی پاسخ به یک معمای اخلاقی که در آن، میتوان تفاوت مفاهیم زیربنایی دو نوع اتانازی را به آزمون گذاشت. بررسی ویژگیهای فردی در رابطه با این قضاوت اخلاقی هدف دیگر پژوهش بود. 105 دانشجو علاوه بر مطالعهی سناریوی واگن و پاسخ به پرسشهای مرتبط با آن، به ششگویه مقیاس خود ارزیابی معنویت، و بیست گویه مقیاس کوتاه پنج عامل بزرگ شخصیت پاسخ دادند. یافتهها نشان داد 8/83 درصد پاسخدهندگان کشتن یکنفر برای نجات جان پنج نفر را غیر اخلاقی میدانند. بررسی نقش جنسیت، دینداری، و شخصیت پاسخدهندگان در رابطه با معمای واگن تفاوت معنیداری بهدست نداد (P>0.05). با این حال، تجربهپذیری رابطهی بسیار نزدیکی به سطح معنیداری داشت
(r = 0.19, P = 0.056). بنابر یافتههای پژوهش حاضر تفاوت کشتن و اجازهی مردن دادن برای اکثر افراد روشن است و بر مبنای آن، حتی در جایی که منفعت بیشتری بهدست آید کشتن را ترجیح نمیدهند. پاسخ به معمای واگن متأثر از ویژگیهای فردی نبود، با این حال مؤلفهی شخصیتی تجربهپذیری بهعنوان عامل احتمالی موافقت با اتانازی فعال پیشنهاد شد.
ناصر آقابابایی،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده
اتانازی یا پایان دادن آسان به زندگی یک بیمار پایانی، از بحث انگیزترین موضوعهای اخلاقی است که اطلاع چندانی از نگرش جامعهی ایران به آن در دست نیست. در اختیار داشتن ابزارهای روا و پایا میتواند پژوهش در این زمینه را تسهیل کند. پژوهش حاضر با هدف سنجش میزان پذیرش اتانازی در گروهی از دانشجویان و بررسی روایی و پایایی مقیاس نگرش به اتانازی انجام شد. 437 دانشجو علاوه بر قضاوت دربارهی اخلاقی بودن اتانازی (پاسخ به مقیاس پذیرش اتانازی)، به مقیاس نگرش به اتانازی پاسخ دادند. برای تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی و استنباطی از جمله تحلیل عاملی و روایی همگرا استفاده شد. تحلیل دادهها نشان داد تنها 9/27 درصد شرکتکنندگان با اتانازی موافقند. پذیرش اتانازی قویترین رابطه را با ملاحظات اخلاقی داشت. تحلیل عاملی مقیاس نگرش به اتانازی، ساختاری سه عاملی را تأیید کرد. آلفای کرونباخ مقیاس، برابر با 88/0 و همبستگی آن با نمرهی پذیرش اتانازی برابر با 54/0 بود که نشاندهندهی پایایی درونی و روایی همگرای مقیاس است. بنابر یافتههای پژوهش، بیشتر دانشجویان با اتانازی مخالفند و مخالفت آنها از میان چهار حیطهی نگرش به اتانازی، با ملاحظات اخلاقی بیشتر است. همچنین، یافتههای پژوهش نشان داد نسخهی فارسی مقیاس نگرش به اتانازی، ابزاری معتبر برای سنجش نگرش به اتانازی است.
طاهره مقدس، مریم مؤمنی، مژگان بقایی، شهرام احمدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
پرستاران نقش مهمی در مراقبت از بیماران رو به مرگ دارند. پرستاران بهخاطر ماهیت شغلی خود بیش از سایر افراد با بیماران رو به مرگ و تقاضای آنان برای انجام اتانازی مواجه میشوند؛ با این وجود، مطالب کمی در مورد نگرش پرستاران در مورد اتانازی شناخته شده است. هدف از مطالعهی حاضر تعیین نگرش پرستاران بخشهای ویژه در مورد اتانازی است در این مطالعهی توصیفی- تحلیلی 91 پرستار شاغل در بخش مراقبتهای ویژه واقع در مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان در مطالعه شرکت کردند. نگرش پرستاران در مورد اتانازی بهوسیلهی Euthanasia Attitude Scale ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمونهای آماری (T-test) و ANOVA و مدلهای تعمیمیافتهی خطی بهوسیلهی نرمافزار SPSS نسخهی 16 تجزیه و تحلیل شدند.اکثر پرستاران (5/83 درصد) نسبت به اتانازی نگرش منفی داشتند و با آن موافق نبودند. در تجزیه و تحلیل تکمتغیری، هیچ ارتباط آماری معنیداری بین عوامل فردی و نگرش پرستاران یافت نشد. در حالیکه در تجزیه و تحلیل رگرسیونی سن (029/0 P<) و وضعیت استخدام (004/0 P <) بهطور معنیداری با نگرش پرستاران در مورد اتانازی مرتبط بودند. نتایج مطالعهی حاضر نشان داد که اکثر پرستاران اتانازی را تحت هیچ شرایطی قابل قبول نمیدانند. با وجود مشاهدهی ارتباط معنیدار مستقیم آماری بین نگرش پرستاران با سن کمتر نمونهها و وضعیت استخدام رسمی آنان، نتیجهگیری دقیقتر نیازمند بررسی سایر متغیرهای مداخلهگر نظیر آگاهی و عملکرد و نقش پرستاران خواهد بود.
غلامحسین توکلی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
در چند دههی اخیر اتانازی یا مرگ ترحمی یکی از مسائل بسیار مهم در حیطهی اخلاق پزشکی بوده است. در برخی از کشورها قتل بیمار لاعلاج با رضایت وی به رسمیت شناخته شده است اما در اکثر کشورهای جهان چنین کاری از نظر اخلاقی قابل نکوهش است و مرتکب آن را به لحاظ حقوقی مجرم میدانند. خیلی از متفکران حوزهی اخلاق با این امر مخالفند و معتقدند باید اتانازی را به رسمیت شناخت. آنان به دفاع از دیدگاه خویش دلایل گوناگونی عرضه میدارند. یکی از دلایل آنها این است که بین فعل و ترک هیچ تفاوتی نیست و چون تقریبا در همهی کشورهای جهان پزشکی را که بهخاطر اصرار بیمار لاعلاج و رضایت بستگان وی، صرفاً از ادامهی درمان چشمپوشی کرده و با اینکار باعث مرگ بیمار شده، مجرم تلقی نمیکنند باید با پزشکی هم که در این فرایند دخالت فعال داشته (البته با رضایت مریض) به همین سان برخورد شود. آنان میگویند به لحاظ اخلاقی بین قتل منفعل با قتل فعال هیچ تفاوتی نیست و اگر یکی مجاز است باید دیگری هم مجاز باشد. یکی از جنجال برانگیزترین این متفکران در این بحث James Rachels است که با طرح تئوری تساوی و دفاع از آن با استناد به مثالهای موازی و توازن دلایل میکوشد تا نشان دهد که در صورت تساوی سایر شرایط مثل نتایج عمل و نیت فاعل بین فعل و ترک تفاوتی وجود ندارد. کسانی دلایل وی را نقد کردهاند. در این مقاله دلایل او و نقدهای مطرح شده مورد بحث و ارزیابی قرار میگیرد و در پایان که بخش کلیدی مقاله است سعی خواهد شد به استدلال وی به نحوی قانعکنندهتر از دیگران پاسخ داده شود. ما اینکار را با اشاره به انواع عواملی که در ارزیابی یک وضعیت مؤثر است انجام خواهیم داد و نشان داده خواهد شد که بین فعل و ترک همواره تفاوت وجود دارد، گو اینکه این تفاوت در برخی از وضعیتها بهخاطر پر رنگ شدن سایر فاکتورها چندان به چشم نیاید.
منصوره مدنی،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمانی که پزشک تشخیص دهد درمان بیمار نتیجهای در پی ندارد، موظف است که از درمان بیمار پرهیز کند ولی این کار با مشکلات جدی و پرتنشی همراه است. در مقالهی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه و بهمنظور تسهیل در امر تصمیمگیری اخلاقی درمانگران، تلاش شده است که ضمن تشریح اشکال بالینی متفاوت اقدامات درمانی بیهوده، ابعاد نظری و عملی این مسأله مورد بررسی قرار گیرد. یکی از این مشکلات، ابهامات موجود در تعریف بیهودگی است. مشکل بعدی تعیین ملاکهای عملی و قضاوت در انتساب عنوان بیهودگی به یک درمان خاص است. این ابهام تاحدودی ناشی از تفاوت دیدگاهها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزشهای پزشک و بیمار و اختلاف سلیقه دربارهی کسی است که در نهایت حق تصمیمگیری دارد؛ همچنین، ممکن است مرتبط با مسائل مالی و انگیزه های غیراخلاقی باشد. تزاحمات عملی، مانند تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار و مسألهی تقدس حیات، بهویژه در دیدگاههای مذهبی نیز بخش دیگری از این مشکلات را تشکیل میدهد. برای درمان بیهوده تعاریف متعددی ارائه شده است که هریک درصدد مشخص کردن مرزی بودهاند که بتوان در ورای آن درمان را بیهوده دانست، اما صرفنظر از اینکه چه تعریفی پذیرفته شود، بررسیها نشان میدهد که تقاضای درمان بیهوده از سوی بیمار است که اغلب ناشی از بیاعتمادی و مشکلات عاطفی است و برای حل آن نیاز به درایت پزشک و در موارد اندکی نیز دخالت قانون است. مشکل جدی دیگر که بیشتر در زمینهی مراقبتهای پایان حیات در دیدگاههای مذهبی پیش میآید و ارتباط نزدیکی با اتانازی غیرفعال دارد، ضرورت حفظ نفس است. در این مورد با اولویت دادن به موضوعات مهمتری چون محدودیت بودجهی سلامت، میتوان به قواعد عملی و راهگشا دست یافت.
انسیه سلیمی، محمد جواد فتحی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده
اتانازی یا مرگ از روی ترحم یکی از مسائل جدید و چالش برانگیز در حوزهی حقوق پزشکی است. مقالهی حاضر با توجه به قانون مجازات 1390 اثبات میکند که در میان انواع اتانازی «اتانازی فعال و غیرداوطلبانه» با احراز شرایط قتل عمد، بهموجب بند «الف» مادهی 291 قانون مزبور مجازات قصاص را به همراه دارد. اما «اتانازی فعال و داوطلبانه» بر مبنای رضایت مجنیعلیه قتل عمد نبوده و بهموجب مادهی 366 مجازات کمتری نیز درپی خواهد داشت. در مقابل اتانازی «غیرفعال» که عموماً عنصر مادی آن با ترک فعل مسبوق به قانون یا قرارداد همراه است، مشمول مادهی 296 این قانون و مادهواحده خودداری از کمک به مصدومین میشود. مگر اینکه بهموجب فعل مثبت مادی واقع شود، که هم چون موارد گذشته از مصادیق بند «الف» مادهی 291 خواهد بود. در پایان نیز پیشنهاد میشود؛ قانونگذار با رویکردی جدید و عنوانی مستقل قتل از روی ترحم را جرمانگاری کرده و باتوجه به مبانی انصاف و عدالت، مجازات کمتری را برای این مجرمان نسبت به قاتلان با انگیزه شرارت مدنظر قرار دهد.
بهزاد جودکی، محسن صادقی، کیوان غنی، محمد میرزایی،
دوره 9، شماره 4 - ( 7-1395 )
چکیده
یکی از مسائل مهم در حوزه اخلاق پزشکی مسأله خودکشی با مساعدت پزشک میباشد، به گونهای که حق مرگ یا چگونه مردن در این حوزه اهمیت زیادی پیدا کرده است. خودکشی با کمک پزشک از جمله اقسام اتانازی میباشد که برای پایان دادن به درد و رنج تحمل ناپذیر، درخواست میشود. این مسأله از دیدگاه اخلاقی چالش برانگیز است به گونهای که این اختلاف عقاید در اندیشه متفکران اخلاقی و حقوقی به وضوح نمایان و حتی مبنای قانون گذاری در برخی از کشورها قرار گرفته است. با بررسی نظرات مختلف به نظر می رسد هر چند یکی از چهار اصل اخلاق پزشکی، احترام به تصمیم بیمار از سوی پزشک می باشد و پزشک باید بر اساس این اصل به خواسته بیمار احترام بگذارد؛ اما از منظر اکثر اخلاقیون و از دیدگاه حقوق دانان، خودکشی با کمک پزشک، غیر اخلاقی و جرم می باشد. باید اذعان داشت که مبنای اصلی نظرات موافقان و مخالفان این امر به تفاسیر ایشان از اصل کرامت بر میگردد و این تفاوت دیدگاه با ارجاع به مبادی عقلی و شرعی و ارائه قرائت همسان از اصل کرامت بر این اساس قابل رفع است که خودکشی مساعدت شده، مخالف کرامت ذاتی انسان و حفظ حق حیات است، مگر در مواردی که لزوماً در راستای مصالح ارجح و اساسی قابل توجیه عقلی، شرعی و قانونی باشد.
سید آریا حجازی، علیرضا مشیراحمدی، گلناز ثابتیان، نازیلا بدیعیان موسوی،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
یکی از موضوعات مهمی که دیرزمانی است مباحث بسیاری را در حوزه های اخلاق، حقوق و فقه به خود اختصاص داده است و نظرات و دیدگاههای مختلف و گاه متضاد را معطوف به خود کرده است، موضوع اتانازی است. تقابل اندیشهها و نظرات ارائه شده در ارتباط با این موضوع، موجب شده است تا قانون گذاران برخی کشورها، به صراحت اتانازی را مورد پذیرش قرار دهند، در مقابل، قانون گذاران بعضی کشورها، صراحتاً این موضوع را رد کرده و نسبت به جرم انگاری آن اقدام نمودهاند. دیدگاه انفعالی یا خنثی را میتوان دیدگاه کشورهای گروه سوم دانست که قبول یا رد اتانازی در این کشورها محدود به نظرات حقوقدانان بوده اما بازتاب و انعکاسی در قوانین ندارد. ایران را باید در زمره کشورهای دسته اخیر به حساب آورد. در این مقاله برآنیم تا به بررسی اتانازی بر اساس ماده 372 قانون مجازات اسلامی ایران، بپردازیم.
لیلا رازقیان جهرمی، صفورا صادقی مزیدی، علی فرهنگ دوست،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
افزایش ابتلا به بیماریهای مزمن و صعب العلاج و کمبود امکانات جهت رسیدگی به بیماران موجب مطرح شدن بحث اولویت بندی در تخصیص امکانات و انتخاب بیماران در استفاده از امکانات و انتخاب بین مرگ و زندگی میشود. بحث خاتمه حیات و قطع درمان از جمله چالشهای حوزه پزشکی و اخلاق می باشد. در سالهای اخیر درخواست اتانازی افزایش یافته است و پزشکان آینده قطعا با این موضوع رو به رو خواهند شد. این مطالعه مقطعی بر روی 200 تن از دانشجویان و دستیاران پزشکی در سال 1400 انجام شد. تمامی شرکتکنندگان پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک، افسردگی بک و نگرش به اتانازی را با رضایت خود تکمیل کردند . در مطالعه حاضر67/5 % شرکت کنندگان با اتانازی موافق بودند. نگرش مثبت به اتانازی در مردان بیشتر از زنان بود (0.22 = P) و در افراد مجرد بیشتر از متاهلین بود (0.045 = P) . با افزایش اعتقادات مذهبی در افراد میانگین نمره نگرش به اتانازی در آن ها کاهش میافت و مخالفت با آن بیشتر می شد (0/001 نگرش مثبت به اتانازی با افسردگی و شدت آن مرتبط بود. این مقاله حاصل پایان نامه دکترای عمومی دانشگاه علوم پزشکی شیراز است. در طول فرایند پژوهش اصول اخلاقی در پژوهشهای دارای آزمودنی انسانی در براساس راهنمای جمهوری اسلامی ایران ، از جمله اخذ رضایت آگاهانه جهت شرکت در پژوهش رعایت شد. افسردگی و شدت آن با تمایل بیشتر پزشکان برای اتانازی ارتباط معنادار دارد. از سوی دیگر هرچه اعتقادات مذهبی قویتر باشد میزان مخالف با اتانازی نیز افزایش مییابد. حمایت از اتانازی در مردان و افراد مجرد نیز بیشتر از گروه های دیگر بود.
شبنم رسول پور، رضا نعمت الهی ملکی، ندا تقی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اتانازی، بهعنوان پایاندادن عمدی به زندگی بیمار برای تسکین درد و رنج طاقتفرسا، چالشهای اخلاقی و قانونی و عاطفی پیچیدهای را برای متخصصان مراقبتهای بهداشتی، بهویژه پرستاران ایجاد میکند. پرستاران در مراقبتهای پایان زندگی، نقشی محوری ایفا میکنند؛ ازاینرو، نگرش آنها دربارهی اتانازی، برای درک پیامدهای آن در عمل بالینی ضروری است. هدف این بررسی، ترکیب ادبیات موجود پیرامون نگرشهای پرستاران دربارهی اتانازی، برای شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار و زمینههایی است که به کاوش بیشتر نیاز دارند. این مطالعه با استفاده از دستورالعمل PRISMA 2020 بدون محدودیت زمانی (تا دسامبر۲۰۲۴) انجام شد. مقالات واجد شرایط پس از جستوجو در پایگاههای مختلف Google Scholar و Scopus و Web of Science و PubMed و Science Direct و Embase با استفاده از کلمات کلیدی OR , AND انتخاب شدند. راهبرد جستوجو شامل ادراکات، نگرشها، پرستار و اتانازی بود. دو بازبین (SR و NT) استخراج دادهها و ارزیابی ریسک سوگیری را بهطور مستقل انجام دادند. مطالعات با ابزار ارزیابی برای مطالعات مقطعی (ابزار AXIS) ارزیابی شدند. در مجموع، ۲۱ مطالعه در مرور وارد شدند. این بررسی نشان داد، نگرش پرستاران به اتانازی، بسته به چهارچوبهای قانونی، هنجارهای فرهنگی، باورهای مذهبی و ارزشهای شخصی بسیار متفاوت است. در کشورهایی مانند بلژیک و هلند که اتانازی قانونی است، پرستاران اغلب پذیرش و تمایل بیشتری برای مشارکت در این فرایند را گزارش میدهند و بر نقش خود در تضمین استقلال و کرامت بیمار تأکید میکنند. برعکس، در مناطقی که اتانازی غیرقانونی است، پرستاران اغلب نگرانیهای اخلاقی، ناراحتی اخلاقی و بیمیلی برای حمایت از این عمل را ابراز میکنند. موضوعات رایج، شامل نیاز به دستورالعملهای روشن، آموزش اخلاقی و نظامهای حمایت عاطفی برای پرستارانی است که با موقعیتهای مربوط به اتانازی سروکار دارند. نگرش پرستاران دربارهی اتانازی، تحت تأثیر یک تعامل پیچیده از عوامل فرهنگی و قانونی و شخصی است؛ درحالیکه برخی پرستاران، اتانازی را گسترش مراقبت دلسوزانه میبینند، برخی دیگر، با دوراهیهای اخلاقی و درگیری حرفهای مواجه میشوند. این امر، نیاز به چهارچوبهای اخلاقی قوی، آموزشهای تخصصی و منابع حمایتی را برای کمک به پرستاران در جهتیابی چالشهای مرتبط با اتانازی در عمل خود برجسته میکند.
مریم غفاری، رضا شبانلویی، مژگان بهشید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اتانازی به معنای مرگ راحت یا قتل از روی ترحم است. پرستاران بخشهای مراقبتهای ویژه، به علت ماهیت شغلی و نقش بسیار مهمشان در امر مراقبت از بیماران بدحال و مشرف به مرگ، بیشتر از سایر مراقبان، با اتانازی مواجه میشوند؛ لذا، نگرش آنها به اتانازی از اهمیتی ویژه برخوردار است. ازآنجاکه اتانازی در کشورهای اسلامی ممنوع و حرام تلقی میشود، تحقیق حاضر با هدف بررسی نگرش پرستاران شاغل در بخشهای ویژه به اتانازی انجام شد. این پژوهش، مطالعهای توصیفیتحلیلی است که بر روی 194 پرستار مراقبتهای ویژه در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی تبریز انجام شد. دادهها با استفاده از پرسشنامههای دموگرافیک و نگرش به اتانازی هالووی جمعآوری شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای توصیفی وآماری آنوا و تیتست استفاده گردید. نتایج نشان داد، نمرهی کل اتانازی 4/99±71/95 بود. 74% از پرستاران، نمرهی کمتر از 75 (از ۱۲۰ امتیاز) را کسب کردند که نشاندهندهی نگرش منفی به انجامدادن اتانازی است. در مقابل، 26% از پرستاران، نمرهی بالاتر از ۷۵ را کسب کردند که نشاندهندهی نگرش مثبت به اتانازی است. بین نگرش به اتانازی با هیچیک از متغیرهای دموگرافیک، ارتباط معنیدار یافت نشد (0/05p≥). با اینکه اتانازی در کشورهای اسلامی، ازجمله ایران، ممنوع و غیرقانونی است، نگرش پرستاران به این موضوع متفاوت بود و برخی از آنها، به اتانازی نگرش مثبت داشتند. ازآنجاکه نگرش پرستاران به اتانازی میتواند روند مراقبت را تحت تأثیر قرار دهد، مسئولان آموزش و مدیران پرستاری باید حتی کمترین نگرش مثبت و موافق به اتانازی را در ایران، جدی بگیرند و با تدوین برنامههای آموزشی، برای کمک به ایمنی بیمارانی که اتانازی دربارهی آنها مطرح است، گامهایی مؤثرتر بردارند.