18 نتیجه برای اجتماعی
محمد آقاجانی، ناهید دهقان نیری،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
رعایت حریم بیماران از حقوق بنیادین هر انسان بهشمار میرود و یکی از اهداف اصلی نظام خدمات سلامتی است. حریم شخصی بهعنوان حس هویت، ارزش و شأن فردی، استقلال و داشتن فضای خصوصی تعریف میشود. هدف از این مطالعه تعیین میزان رعایت حریم فیزیکی، اطلاعاتی و روانی- اجتماعی بیماران توسط تیم درمان در بخش اورژانس است.
این پژوهش یک مطالعهی توصیفی- تحلیلی است. 360 بیمار بستری در بخش اورژانس بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران به شیوهی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامهای شامل دو قسمت مشخصات دموگرافیک و پرسشنامهی حریم شخصی در ابعاد گوناگون حریم فیزیکی (13 سؤال)، اطلاعاتی (7 سؤال) و روانی- اجتماعی (21 سؤال) بود. اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (کای اسکوئر و همبستگی پیرسون) در نرمافزار SPSS ویرایش 5/11 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج نشان داد که در حدود نیمی (6/50 درصد) از بیماران رعایت حریم خود را در سطح ضعیف و متوسط و 4/49 درصد از آنها رعایت حریم خود را در سطح نسبتاً خوب بیان کردند، همچنین رعایت حریم یکسوم بیماران در ابعاد فیزیکی (1/36 درصد) و روانی- اجتماعی (9/31 درصد) در سطح متوسط و حریم اطلاعاتی (6/30 درصد) در سطح نسبتاً خوب بود. برخی از متغیرهای دموگرافیک ارتباط معنیداری با رعایت حریم بیماران داشتند.
با توجه به اینکه رعایت حریم اکثریت بیماران در واحد مربوطه در سطح نامناسب قرار دارد، لذا توجه خاص متخصصان بالینی به این امرو و آموزش آن و نیز انجام اقداماتی جهت رعایت مناسب حریم بیماران امری ضروری است.
شهرام رفیعیان،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
شکل کارکرد بالینی پزشکان مبتنی بر یک چارچوب فلسفی است. در پزشکی مدرن غربی مدل زیستمکانیکی بهعنوان زیر بنای تحقیق، آموزش و درمان انتخاب شده است. در این مقاله تلاش من بر این است که نشان دهم پیشنیاز ایجاد اخلاق در متن عمل در پزشکی، بازنگری در فهم وجود بشری بهعنوان موجودی زیستمکانیکی است و در عوض باید مدلی جامعتر جایگزین شود که حتی المقدور، همهی ابعاد انسانی را لحاظ کند. از دیدگاه فون فورستر، برای دست یافتن به اخلاق در متن زندگی به دو ابزار نیاز داریم: گفتوگو و متافیزیک. صرفاً در پارادایمی که پزشک به زیست جهان بیمار توجه دارد گفتوگو شکل میگیرد و سؤالات متافیزیکی مورد بحث قرار میگیرند. این بدان معناست که همانطور که عامگرایان و خاصگرایان بر این نظر متفق هستند، برای تصمیمگیری درست اخلاقی ادراک زمینهی مسألهی اخلاقی اهمیت کلیدی دارد. بنابراین، نیاز به چارچوب فلسفی جایگزینی برای بهبود اخلاقیات در پزشکی احساس میشود.
احترام ابراهیمی، مرجان مردانی حموله، هایده حیدری، محمد محبوبی،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده
یکی از مهمترین شرایط برای عملکرد مؤثر سازمانها، فراهم بودن عامل انسانی است. در این میان، حمایت اجتماعی یک عامل روانشناختی مهم در محیط کار میباشد که بر عملکرد نیروی انسانی تاثیرگذار است. لذا این مطالعه با هدف تعیین حمایت اجتماعی درک شده در بعد پشتیبانی عاطفی در میان کارکنان بیمارستان انجام شد. در این مطالعهی مقطعی، 120 نفر از کارکنان یک بیمارستان منتخب در شهر اصفهان به روش نمونهگیری در دسترس جهت بررسی انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسشنامههای مشخصات فردی و حمایت اجتماعی که محقق ساخته بود، انجام شد. روایی ابزار با استفاده از روایی محتوا و پایایی آن با روش بازآزمایی اخذ شدند و در نهایت دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون مجذورکای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها نشان داد، حمایت اجتماعی درک شده در بعد پشتیبانی عاطفی از سوی همکاران با میانگین نمرهی 9/0 ± 34/3 بیشتر از حمایت اجتماعی درک شده در همین بعد از سوی مدیران با میانگین نمره 88/0± 58/2 بوده است. همچنین، بین حمایت اجتماعی در بعد پشتیبانی عاطفی با مشخصات فردی مثل سن و سابقهی کار مطابق آزمون Chi-square دو رابطهی معنیدار آماری وجود داشت (P<0/05). با توجه به آنکه حمایت اجتماعی از کارکنان بیمارستان برای عملکرد مؤثر سازمانی الزامی است، مدیران بیمارستانها میتوانند از طریق تحکیم روابط خود با کارکنان بر افزایش کارایی آنها مؤثر باشند.
مهران سیف فرشد، محمود عباسی، مهرزاد کیانی، آرزو خاتمی زنوزیان،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
مراقبتهای سلامتی اولیه (PHC) برای بیش از سه دهه بهعنوان یک استراتژی جهانی برای حصول اطمینان از تأمین سلامت برای همهی مردم اعلام شده است. در طی سالیان اخیر، علیرغم توجه به مباحث اخلاق زیستی کمتر به موضوعات اخلاقی، حیطهها و پیامدهای آنها در سطح اجتماعی و سلامت عمومی پرداخته شده است. دست اندرکاران و سیاستگذاران بهداشت عمومی همواره با مسائل اخلاقی و شاخصههای PHC مواجه میشوند و باید آنها را حل و فصل کنند. ماهیت سلامت عمومی، تمرکز بر جمعیت و جوامع است و در سلامت عمومی، تنش بین اتونومی افراد و مسؤولیت در قبال دیدگاهها و نیازهای جوامع و مردم برجستهتر است. همچنین، مسائل مربوط به عدالت اجتماعی، از جمله تخصیص عادلانهی منابع محدود بیشتر نمایان میشود.
در زمینهی سلامت عمومی، مسائل اخلاقی اولیه نگرانی از تنشی را بیان میکنند که بین حقوق و منافع افراد و منافع جامعه وجود دارد. از جمله در سیاستها و برنامههای مربوط به آزمایش یا گزارش اجباری بیماریها. چنانچه یک داوطلب سالم یا بیمار، حق دارد بهطور کامل در مورد خطرات و فواید پژوهش آگاه شود افراد سالم کل جمعیت نیز از این حق برخوردارند که اگر موضوع خدمات و برنامههای پیشگیری قرار گیرند، آگاهی کافی بهدست آورند. بههر حال، چالشهای جدیدی در حیطهی سلامت عمومی مانند تخصیص منابع در سطح کلان سیستم سلامتی، علوم و تکنولوژیهای جدید، طرح ژنوم انسانی و جمعآوری و تجزیه و تحلیل حجم عظیم اطلاعات بهوجود آمده است. در طول 20 سال گذشته و بیشتر، بدنهی جامع اخلاق زیستی در چالشهای اخلاقی در سطح فردی تکامل یافته است. برای مثال، در رابطه با تصمیمگیری پایان عمر، سقط جنین یا تحقیقات پزشکی. با این حال، بسیاری از چارچوبهای تأسیسی و اصول در اخلاق زیستی استفاده نسبتاً محدودی در سطح جمعیت دارند. اخلاق مدت طولانی است که بهعنوان زیر بنای مراقبتهای سلامتی اولیه شناخته شده است و در حالی که درک از اخلاق در حمایت از بسیاری از مراقبتهای بهداشتی و پژوهشها توسعه داده شده است، تلاش اندکی برای تدوین چارچوب اخلاقی متمرکز در مراقبتهای سلامتی وجود دارد. در حال حاضر کدهای اخلاق در پژوهش، اخلاق زیستی، اخلاق سیاست عمومی و اخلاق عمومی تدوین شده است و لازم است محققان اخلاق زیستی در مورد چارچوبها و رویکردهایی که ممکن است بهطور خاص در حیطهی مسائل اخلاقی در زمینهی مراقبتهای بهداشتی بهوجود آیند تمرکز بیشتری داشته باشند، چراکه تفکر در مورد ارزشهای گروهی جوامع یا حتی کل جامعه اغلب ممکن است به تأکیدات مختلف در تجزیه و تحلیل اخلاقی و نتیجهگیریهای مختلف در مورد اعمال اخلاقی مناسب منجر شود. لذا مطالعهی حاضر مطالعهای تطبیقی در بین چارچوبهای اخلاقی کشورهای مختلف و کشور ایران در زمینهی برنامههای مراقبتهای بهداشتی است تا بتوان از نتایج آن در تدوین چارچوب اخلاقی مناسب برای تصمیمسازی اخلاقی در چالشهای مراقبتهای بهداشتی، تدوین و ارائهی راهنماهایی در چگونگی تخصیص منابع در مراقبتهای بهداشتی و ارائهی چارچوبی اخلاقی برای بررسی دقیق سیاستها و برنامههای مراقبتهای بهداشتی، بهرهی لازم گرفته شود.
سید علی آذین، آزیتا گشتاسبی، بهزاد قربانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
مطالعات متعددی در جهان نشان دادهاند که خشونتهای وابسته به جنسیت میتوانند به عواقب جدی منجر شوند. علیرغم اهمیت موضوع، پرداختن به آن در حوزههای پژوهشی، آموزشی، سیاستگذاری و ارائهی خدمات کماکان تابو تلقی میشود و جایگاهی مناسب ندارد.
مصادیق خشونت علیه زنان بسیار است، ولی در حوزهی سلامت جنسی و باروری موارد زیر از اهمیت بیشتری برخوردار هستند:
- هرگونه فعالیت جنسی بدون رضایت طرف مقابل از جمله تجاوز جنسی، اقدام به قصد تجاوز، هرگونه فعالیت جنسی با تهدید و اجبار
- خشونت در محدودهی خانوادگی یا فامیلی در انواع فیزیکی، روحی - روانی و اقتصادی
- سوء استفاده یا آزار و اذیت روحی - روانی وابسته به جنسیت
- ختنه یا سایر آسیبهای فیزیکی بهدستگاه تناسلی دختران
- سقطهای انتخابی بر حسب جنسیت جنین
متأسفانه، این خشونتها موجب عوارض جسمی (تا حد مرگ)، روانی (تا حد اقدام به خودکشی) و اجتماعی (از جمله از دست دادن منزلت و موقعیت اجتماعی بهویژه در کشورهای در حال توسعه) شدیدی میشوند و اگرچه میتوانند هر دو جنس را گرفتار کنند ولی سهم عمدهی این آسیبها را جامعهی زنان متحمل میشوند.
بهنظر میرسد لازم است در سطوح مختلف پیشگیری، با مدد گرفتن از متخصصان و کارشناسان مربوطه، برای جلوگیری از بروز این موارد و همچنین ارائهی خدمات سلامت و تأمین حمایت اجتماعی برای قربانیان، اقدامات جدی انجام پذیرد.
اگر حقایق زیر را بپذیریم، خود گام بزرگی است:
- خشونت جنسی در همهی جوامع کمابیش وجود دارد، اگرچه اغلب موارد آن گزارش نمی شوند.
- اغلب اوقات راههایی برای کاهش و کنترل آنها وجود دارند.
- باید برای رسیدگی و پیگیری موارد آن و حمایت از قربانیان این حوادث راهکار قاطع و مشخص وجود داشته باشد.
رهبر مژدهی آذر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آیا با تدوین پرتکلی برای اخلاق پزشکی و ارائهی دستورالعملی در جهت رعایت امور اخلاقی ما به هدف خود خواهیم رسید؟ این است سؤال امروز ما در رابطه با نگرانیمان. ما نگرانیم از اینکه در حالی که جامعه رو بهسوی بداخلاقی دارد، چگونه خواهیم توانست جامعهی پزشکی را از این سقوط اخلاقی جامعه محفوظ بداریم و آنها را موظف به رعایت اصول اخلاقی کنیم.
بحث امروز ما حول چند محور خواهد بود: عدالت، عدالت توزیعی، عدالت اقتصادی و عدالت اجتماعی. در محور عدالت اجتماعی مسألهی توزیع منافع و درآمدها از یکسو و مسألهی هزینهها مطرح میشود؛ عدالت در توزیع منافع و عدالت در توزیع هزینهها. در موضوع عدالت اجتماعی تصمیماتی که بر توزیع منافع و توزیع هزینهها اثرگذار هستند مورد بحث است، در حالی که در اثر بعضی اقدامات، گروهی از جامعه ثروتهای هنگفتی را یکشبه صاحب میشوند و گروهی دیگر بار هزینهها را به دوش میکشند؛ چه اتفاقی میافتد؟ هدف عدالت چیست؟ هدف عدالت که حفظ عزت نفس و کرامت انسانی است، با دو قطبی شدن جامعه و کمرنگ شدن عدالت، دیگر عزت نفس و کرامتی برای جامعه قابل تصور نخواهد بود. سیاستهای اخیر منجر به بیعدالتی در جامعه و در نتیجه بروز توقف در توسعه در زمان حال و آینده شده است. نابرابری و دوقطبی شدن جامعه تبعات منفی بسیاری را بهدنبال خواهد داشت که از مهمترین آنها سقوط معیارهای اخلاقی است که همچون سیلی خروشان کل جامعه را در خواهد نوردید، از جمله جامعهی پزشکی را آسیب خواهد رساند. عدم پایبندی به رعایت قوانین بهخصوص از سوی مسؤولان و صاحبان قدرت از موضوعاتی است که بهدنبال سقوط معیارهای اخلاقی رواج پیدا کرده است و روزبهروز بر شدت آن افزوده خواهد شد. پایمال کردن قوانینی که رفته رفته بهصورت یک رویهی عادی و معمولی از سوی مسؤولان و افراد صاحبقدرت در میآید از تبعات نبودن عدالت اجتماعی و گسترش بیعدالتی است. در چنین شرایطی صحبت از اخلاق پزشکی کمی بحثبرانگیز خواهد بود. در حقیقت، ما در حالی بحث اخلاق پزشکی را مطرح کردهایم که بستر مناسب آن کاملاً به فراموشی سپرده شده است. سازمانی دولتی باید تعهدات خود را دو ماهه به جامعهی پزشکی بپردازد. از قدرت و نیروی دولتی استفاده کرده، به تعهدات خود عمل نکرده، به بیقانونی دامن میزند، برای تغییر شمارهی اتومبیل مبلغی را وصول میکند و سالها نه شماره تغییر میکند نه از وجه آن خبری میشود. شهرداری املاک واقع در طرحهای توسعهی شهری را با قیمت بسیار نازلی از مالکان آنها خریداری و موجب نارضایتی مالکان آنها میشوند. با تغییر قیمت ارز و طلا هزاران نفر صاحب میلیاردها ثروت و هزاران نفر از هست و نیست ساقط میشوند. در اثر دلالی و بساز بفروشی هزاران کارمند و خریدار واحدهای ساختمانی اندوختهی سالهای سال خود را به واسطهها و بساز و بفروشها دو دستی تقدیم میکنند. در چنین فضایی چه میشود کرد؟ نیازمند اقدامات چندگانهای هستیم، نیازمند یک عزم سیاسی و یک عزم اجتماعی هستیم که در عزم اجتماعی بحث اخلاق پزشکی مطرح میشود که باید به موازات عزم سیاسی بهسوی هدف متعالی حرکت کرد.
حسین باقری، فریده یغمایی، طاهره اشکتراب، فرید زایری،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده
نارسایی قلبی نه تنها بیماران بلکه خانوادهی آنان و شبکهی اجتماع را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. پژوهش حاضر با هدف طراحی و روانسنجی پرسشنامهی شأن اجتماعی بیماران مبتلا به نارسایی قلبی صورت گرفته است. پژوهش حاضر یک پژوهش اکتشافی از نوع طراحی ابزار است. با استفاده از نمونهگیری هدفمند با 22 نفر از بیماران نارسایی قلبی بیمارستانهای منتخب شهر تهران به صورت نیمه ساختار یافته مصاحبه صورت گرفت و با روش تحلیل محتوا تحلیل شد. بر اساس یافتههای مصاحبهها، متون و پرسشنامههای طراحی شدهی موجود در زمینهی شأن اجتماعی، عبارات اولیه طراحی شد و روایی محتوا و سازهی آن، بر روی 130 بیمار نارسایی قلبی تعیین شد. تحلیل داده ها با نرمافزار SPSS19 انجام شد.با انجام روایی صوری و محتوا، از 101 عبارت اولیه، 16 عبارت حذف شد و با انجام تحلیل عاملی اکتشافی، 2 عبارت بهدلیل بارعاملی کمتر از 5/0 و 6 عبارت بهدلیل قرارگرفتن در سایر عوامل حذف شد. پنج عامل ارتباط و حمایت خانواده، ارتباط و حمایت جامعه، ارتباط و حمایت کارکنان مراقبتی، تحمیلشدن به دیگران (جسمی- روانی- اجتماعی) و تحمیلشدن به دیگران (اقتصادی)، شناسایی شدند. پایایی پرسشنامهی شأن اجتماعی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 97/0=α و با استفاده از روش دونیمهکردن 99/0r= برآورد شد. با توجه به اعتبار و پایایی قابل قبول پرسشنامهی پژوهش حاضر، بهکارگیری آن در برنامهریزی جهت حمایت و بهبود درمان و مراقبت از بیماران و هدایت پژوهشهای بعدی مرتبط با شأن اجتماعی میتواند سودمند باشد.
لطفعلی خانی، مظفر غفاری، منصور حقیقتیان،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده
سرمایهی اجتماعی و نوعدوستی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر فرهنگ جامعهاند و میتوانند نقش اساسی در رشد اخلاق حرفهای پزشکان داشته باشند. هدف این مطالعه بررسی ارتباط سرمایهی اجتماعی و نوعدوستی با نگرش پزشکان به اخلاق حرفهای بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. نمونهی آماری این تحقیق شامل 322 نفر از پزشکان شاغل علوم پزشکی استان آذربایجانغربی در سال 1393 بودند که به روش خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامهی سرمایهی اجتماعی Onyx و Bullen و پرسشنامهی نوعدوستی Carlo و همکاران و مقیاس اخلاق حرفهای کرمپوریان و همکاران استفاده شد. نتایج نشان داد بین متغیرهای نوعدوستی (238/0=r)، مؤلفهی ساختاری (489/0=r)، مؤلفهی ارتباطی (554/0=r) و مؤلفهی شناختی (581/0=r) و نگرش پزشکان به اخلاق حرفهای رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد (05/0>P). نتایج ضریب همبستگی چندمتغیری به روش Enter نشان داد مؤلفههای سرمایهی اجتماعی در تبیین متغیر نگرش پزشکان به اخلاق حرفهای (457/0) سهم دارند. نتیجهی حاصل از این تحقیق نشان داد که مؤلفههای سرمایهی اجتماعی در پیشبینی نگرش پزشکان نسبت به اخلاق حرفهای مؤثرند. بنابراین، بهنظر میرسد با افزایش میزان سرمایهی اجتماعی و نوعدوستی، نگرش به اخلاق حرفهای در پزشکان بیشتر شود.
نادر حاجلو، مظفر غفاری، منصور موقر،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
هوش اخلاقی و اجتماعی در محیطهای درمانی که از نظر تفاوتهای فردی و شخصیتی از تنوع بسیاری برخوردار هستند، باعث افزایش سازگاری پرستاران شده و عملکرد شغلی آنان را تحت تاثیر قرار میدهد. هدف این مطالعه بررسی ارتباط هوش اخلاقی و اجتماعی با میزان نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و نمونهی آماری این تحقیق شامل 200 نفر از پرستاران استان آذربایجان غربی در سال 1393 بودند که با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسشنامهی هوش اخلاقی Lennick و Kiel، مقیاس هوش اجتماعی Thet و مقیاس محقق ساختهی نگرش پرستار نسبت به آموزش بیمار استفاده شد. سپس دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی Pearson و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تحلیل قرار گرفتند. بین نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران با متغیر هوش اجتماعی (442/0 =r و001/0=P)، خرده مقیاس درستکاری هوش اخلاقی (554/0 =r و 001/0= P)، خرده مقیاس بخشش هوش اخلاقی (283/0 =r و002/0=P)، خرده مقیاس مسؤولیتپذیری هوش اخلاقی (292/0 =r و 001/0=P) و خرده مقیاس دلسوزی هوش اخلاقی (353/0 =r و001/0= P) رابطهی مثبت و معنیدار بهدست آمد. نتایج ضریب همبستگی چند متغیری به روش Enter نشان داد که متغیر هوش اجتماعی و خرده مقیاسهای هوش اخلاقی در تبیین متغیر نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران (426/0=R2) سهیم بودند. آموزش به بیمار از مسؤولیتهای اصلی پرستاران است. از آنجا که نتایج بهدست آمده نشان داد بین هوش اجتماعی و خرده مقیاسهای هوش اخلاقی با نگرش پرستاران نسبت به آموزش بیماران رابطهی مثبت و معنیدار وجود دارد، بنابراین، برای افزایش عملکرد آموزشی پرستاران لازم است هوش اخلاقی و اجتماعی آنان از طریق آموزش گروهی تقویت شود.
مریم مالمیر، داریوش فرهود، محمد خان احمدی،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
ژنتیک اجتماعی زمینهای پژوهشی - کاربردی است و بر آن است نقش متغیرهای ژنتیکی را در تعاملات و جبرگرایی ساختار اجتماع که گونهها را تحت تأثیر قرار میدهد، بررسی کند. ژنتیک اجتماعی گسترهای از خدمات، از تشخیص اختلالات مادرزادی و ژنتیکی، مشاورهی ژنتیکی، پیشگیری و غربالگری تا سیاستگذاریهای کلان در این زمینه را در بر میگیرد. نقطهی هدف ژنتیک اجتماعی، جوامع است و پزشکان جامعهنگر با توجه به ویژگیهای خاص هر جامعه به اولویتبندی در ژنتیک پزشکی اقدام میکنند. در این بین باید اصول اخلاقی در ژنتیک پزشکی را نیز در نظر بگیرند. از این رو، هدف از بررسی حاضر، بررسی اولویتبندی ژنتیک اجتماعی در جامعهی ایران است.
با توجه به بررسیهای انجامشده، اولویتهای خدمات ژنتیک اجتماعی در ایران با استفاده از چندین بعد قابل ارزیابی است. این ابعاد بهترتیب دربرگیرندهی مواردی دربارهی شدت و نوع بیماری، امکان تشخیص، پیشگیری و درمان، شیوعشناسی، نگرش به بیماری، مسائل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، و دیگر موارد هستند. برای تحقق فعالیتهای ژنتیک اجتماعی، باید علاوه بر توجه به اولویتهای ذکرشده، 4 اصل اخلاقی در ژنتیک پزشکی (خودمختاری، سودمندی، نازیانمندی و برابری) مورد توجه خاص قرار گیرند
فاطمه مکیزاده، آرزو دهقان، اسماعیل مصطفوی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
پژوهش حاضر در نظر دارد رابطهی نفوذ اجتماعی، بهرهوری و کارایی پژوهشگران حوزهی اخلاق پزشکی و همچنین، تحلیل و ترسیم شبکههای اجتماعی نویسندگان این حوزه را بررسی کند. این پژوهش، با استفاده از روشهای رایج در مطالعات علمسنجی و با شیوهی همنویسندگی و تحلیل شبکه انجام شده است. جامعهی آماری پژوهش را همهی مقالههای چاپشده در مجلههای حوزهی اخلاق پزشکی تشکیل میدهند که در بازهی زمانی 1978تا2017، در پایگاهWeb of Science نمایه شدهاند؛ بهطور کلی، تعداد 14231 مقاله و 20845 پژوهشگر، بررسی شدهاند. در تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزارهای SPSSو UciNet استفاده شد. بررسی رابطهی شاخصهای نفوذ اجتماعی (مرکزیت رتبه، بینابینی و نزدیکی) و کارایی (تعداد استناد) نشان داد بین کارایی و مرکزیت، درجهی همبستگی مثبت وجود دارد؛ اما کارایی مرکزیت نزدیکی و بینابینی، همبستگی منفی دارند؛ همچنین، بین شاخصهای نفوذ اجتماعی و بهرهوری، همبستگی مثبت و معناداری دیده شد. نتایج نشان داد پژوهشگرانی که از نظر بهرهوری و کارایی، وضعیتی مطلوب دارند، از نفوذ اجتماعی بالایی برخوردارند؛ همچنین، پژوهشگرانی که دارای مرکزیت درجهی بالایی هستند، از نظر بهرهوری و کارایی، در وضعیتی خوب قرار گرفتهاند.
ارغوان حاج شیخ الاسلامی، فاطمه ملارحیمی ملکی، مرضیه نجومی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
این مطالعه، مروری روایتی و پژوهشی اسنادی است که با بررسی متون، مستندات، جستوجوی مدارک مرتبط چاپی و اینترنتی به دو زبان فارسی و انگلیسی، یافتهها را استخراج، دستهبندی، تلخیص و گزارش کرده است. هدف از این مطالعه، تعیین روند شکلگیری رشتهی پزشکی اجتماعی در ایران و جهان و بررسی ضرورت وجودی آن بود. رشتهی پزشکی اجتماعی در حدود یک سده پیش، برای پاسخگویی به چالشهای عمدهی زمان خود، مانند نبود دید جامعهمحور به سلامت و بیماری، وجود شکاف بین پزشکی بالینی و سلامت عمومی و بیتوجهی به تأثیر تعیینکنندههای اجتماعی سلامت به وجود آمد. متخصصان پزشکی اجتماعی قادرند که بسیاری از مشکلات فعلی نظام سلامت، مانند بیماریمحوری، نابرابری، تأمین مالی ناعادلانه، افزایش روزافزون تقاضا و هزینههای خدمات سلامتی را کاهش دهند و پرچمدار توجه به تعیینکنندههای اجتماعی و ایجاد ارتباط سازنده بین بخشهای متولی سلامت با سایر سازمانهای اثرگذار بر سلامت باشند. این رشته میتواند راهگشای نظام سلامت برای فایقآمدن بر مهمترین چالشهای معاصر باشد. بیتوجهی به این رشته، نظام سلامت را در رسیدن به اهداف توسعهی پایدار و ارتقای سلامت جامعه با مشکل جدی روبهرو خواهد ساخت. حمایت بیشتر مسئولان و بهرهگیری از مهارت و توانمندیهای متخصصان این رشته میتواند موجب پاسخگویی بهتر به نیازهای سلامت جامعه و دستیابی آسانتر به اهداف کلان نظام سلامت شود.
زهرا صادقی آرانی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پس از انتشار ویروس کووید 19 و همهگیری آن در اواخر دسامبر 2020، سازمان بهداشت جهانی و سازمانهای ملی در سراسر دنیا توصیههایی برای محافظت شخصی ارائه کردند که یکی از مشهودترین آنها استفاده از ماسک برای جلوگیری از شیوع ویروس بود. علیرغم اهمیت این راهکار، هنوز بسیاری از افراد در برابر استفاده از ماسک مقاومت میکنند؛ ازاینرو، هدف این پژوهش، پیشبینی میزان پوشیدن ماسک توسط افراد با استفاده از چهار عامل تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی و فردگرایی، با تأکید بر تأثیر باورها و هنجارهای ذهنی بر رفتار مصرفکننده بود. جامعهی آماری این تحقیق را شهروندان شهرستان کاشان تشکیل دادند و برای جمعآوری دادههای تحقیق، از پرسشنامه استفاده شد. نتایج حاصل از آزمونهای میانگین حاکی از آن بود که زنان بیش از مردان از ماسک استفاده میکنند؛ همچنین با افزایش تحصیلات، میزان استفاده از ماسک افزایش یافته است. (p-value<0.05)
نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نیز نشان داد هر چهار متغیر پیشبین دارای توان پیشبینیکنندگی بودند. میزان استفاده از ماسک با متغیرهای تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی رابطهی مثبت و معنیدار و با فردگرایی رابطهی منفی و معنیدار داشت؛ همچنین تعهد اخلاقی با ضریب بتای 0.694 (p-value<0.1) و تفکر سیستمی با ضریب بتای 0.107 (p-value<0.05) بهترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر متغیر ملاک (میزان استفاده از ماسک) داشتند. با توجه به یافتههای این پژوهش به نظر میرسد، ایجاد و توسعهی یک تفکر کلنگر، توجه به مسئولیتهای فردی و اجتماعی، تقویت تعهد اخلاقی و پرهیز از فردگرایی در رابطه با رفتارهای مطلوبِ جمعی برای مدیریت یک بحران همهگیر ضروری است. در نتیجه، اجرای راهکارهایی برای افزایش این ویژگیهای فردی، میتواند به تقویت و شکلگیری رفتارهای مطلوب جمعی در زمان بحران، مانند پوشیدن ماسک در زمان کووید ۱۹، کمک میکند.
مجتبی نوروزی، علی اکبر حقدوست، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
امروزه، دانشمندان بر این باورند که پزشکی دقیق با استفاده از فناوریهای پیچیده و اطلاعات بهدستآمده از ژنتیک مولکولی، میتواند با بیماریهای پیچیده مقابله کند و عدالت در سلامت را فراهم آورد. با درنظرگرفتن اصول اخلاق پزشکی، بهکارگیری پزشکی دقیق با چالشهای اخلاقی جدیدی روبهرو خواهد شد. این مقاله، با رویکرد اصولگرایی، به طرح موضوع عدالت و برخی چالشهای اخلاقی پزشکی دقیق میپردازد؛ چراکه برای بهرهمندی از مزایای پزشکی دقیق نیاز است، ضمن شناسایی چالشها، چهارچوب اخلاقی متناسب با آن تدوین شود. نحوهی اشتراکگذاری و دسترسی به اطلاعات بهدستآمده از پزشکی دقیق میتواند آیندهی شغلی، انتخاب همسر و نوع بیمهی سلامت افراد را تحت تأثیر قرار دهد؛ همچنین، حفظ حریم خصوصی و استقلال افراد، از چالشهای اخلاقی مهم در پزشکی دقیق است؛ زیرا دربارهی امنیت دادهها و نحوهی دسترسی به آنها اطمینان کامل وجود نخواهد داشت. در کوتاهمدت و میانمدت، منافع پزشکی دقیق با توجه به طراحی مطالعات و فناوریهای گران و پیچیده، به برخی گروهها محدود خواهد شد و نابرابری در عدالت را تشدید خواهد کرد؛ اما در بلندمدت، با دسترسی آسان و ارزانشدن فناوریها، انباشت هزینههای درمانی در طول عمر کاهش مییابد و عدالت در بین کشورها و همچنین، درون آنها برقرار خواهد شد.
مهران سیف فرشد،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
مراقبتهای سلامتی، علاوه بر اینکه از حقوق تصریحشده در بیانیهها و اعلامیههای مختلف جهانی در حقوق بشر هستند، کارکرد دیگری نیز برای توسعهی جوامع بشری دارند. چهار اصل اخلاقی زیستپزشکی ارائهشدهی بوشامپ و چیلدرس، در تحلیل و تصمیمگیریهای اخلاقی نقشی بسزا دارند؛ جنبههایی دیگر نیز وجود دارند که در این اصول کمتر خودنمایی میکنند، اما خود بهعنوان اصول و قواعد ضروری در سیاستگذاری و برنامهریزیهای کلان و خُرد حوزهی سلامت باید مدنظر قرار گیرند. دو نمونه از این قواعد اساسی که جایگاهی ویژه دارند، اصل همبستگی یا انسجام اجتماعی و اصل پایداری و تداوم خدمات است. اصل همبستگی اجتماعی، به چگونگی اتحاد و پیوستگی و همکاری جامعه اطلاق میشود. جامعهی اجتماعی منسجم، جامعهای است که تنوع فرهنگی را دربرمیگیرد، به حقوق بشر و حاکمیت قانون احترام میگذارد و تعهد مشترک به نظم اجتماعی و مسئولیت جمعی را نشان میدهد. همبستگی (Solidarity) اجتماعی میتواند خطرات سلامتی را در محیطی که در آن روابط قوی جامعه، در نتیجهی همکاری برای بهاجرادرآوردن شرایط شکوفایی و زندگی عاری از ناتوانی و بیماری شکل گرفته است، کاهش دهد. از سوی دیگر، نظام سلامت، متعهد به ایجاد و حفظ محیط مراقبتی پایدار و باکیفیت است. پایداری و تداوم خدمات، زمانی تحقق پیدا خواهد کرد که قوانین مرتبط با وظایف اخلاقی مطلوب، همچون: بهحداکثررساندن منافع ممکن، موازنهی مزایا در برابر خطرات، رفتار عادلانه با دیگران (حتی نسلهای آینده) و احترام به حقوق عامهی جامعه لحاظ شده باشد. تداوم در مراقبتهای سلامتی بدان معناست که مردم از این طریق، هماهنگی میان خدمات سلامت و توجه بیشتر به آن را به دست خواهند آورد. نبود تداوم و استمرار در سیاستهای سلامت و ارائهنشدن مداوم خدمات بهداشتیدرمانی میتواند بزرگترین آسیب را به حس اعتماد عمومی مردم برساند. درک مفهومی از تداوم و پایداری خدمات سلامت در اخلاقیات سلامت عمومی ضروری است؛ بهخصوص اگر بتواند نشان دهد که در کنار سایر اصول، موقعیتی را فراهم میسازد تا سیاستها و برنامهها و خدمات سلامتی به دور از تنشهای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی، دسترسی به بالاترین سطح سلامتی را ممکن میسازند؛ البته تداوم و پایداری خدمات، به معنای سکون خدمات و پاسخندادن به نیازهای بهروز مردم و جوامع نیست. فراموشی این دو اصل یا قاعده در سیاستگذاری و طراحی برنامههای سلامت، به اعتماد عمومی جامعه و در نهایت، به شاخصهای سلامتی فردی و اجتماعی، آسیب جدی وارد میسازد. نوشتهی حاضر بر اهمیت ادغام اصول انسجام اجتماعی و پایداری در چهارچوبهای سیاست سلامت، برای ایجاد اعتماد، اطمینان از دسترسی و توسعهی نتایج بلندمدت سلامت عمومی تأکید دارد.
ماندانا آرش، نادر قلی قورچیان، پریوش جعفری، اختر جمالی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
از شاخصهای مهم میزان موفقیت در حرفهی پرستاری، وجود نیروهای انسانی متعهد به حرفه است؛ ازاینرو، یکی از وظایف دانشکدههای پرستاری، ایجاد توانمندی در پذیرش تعهدات حرفهای در دانشجویان و عمل به آنهاست تا فرهنگ تعهد را بهصورت تکلیف پذیرفته و بهعنوان ارزشی اجتماعی در بروز رفتارهای حرفهای به کار بندند؛ لذا، این پژوهش با هدف تعیین راهبردهای ارتقاء و توسعهی شاخصهای فرهنگیاجتماعی مؤثر بر تعهد حرفهای در دانشجویان پرستاری انجام شده است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی و از نظر رویکرد، کیفی بود که مشارکتکنندگان در بخش کیفی، بیست نفر از صاحبنظران حرفه بودند که به روش هدفمند در سال ۱۴۰۰ انتخاب شدند. دادهها بر اساس اصل اشباع نظری، از طریق مصاحبهی نیمهساختاریافته جمعآوری و با روش تحلیل محتوا، تجزیه و تحلیل شدند. شش مؤلفهی مشارکت رسانههای ارتباطی در ارتقاء فرهنگی و علمی حرفه، توجه به تفاوتهای فرهنگی بین دانشگاه و مراکز درمانی، ارائهی فرهنگ تعهد در دانشگاه و مراکز بالینی، توجه به همسویی فرهنگ فرد و فرهنگ حرفه، توجه به برخورداری حرفه از حمایت اجتماعی، توجه به اشاعهی فرهنگ کار و تلاش در جامعه در قالب بیست شاخصِ آگاهیبخشی، ایجاد احساس نیاز، دغدغهمندکردن جامعهی دانشگاهی، شناخت از دانش پرستار، وجود تعارضات فرهنگی، ایجاد زمینههای مناسب آموزش با توجه به اصول فرهنگی، بهکارگیری استادان متعهد، تبدیل تعهد به فرهنگ، تبدیل تعهد بهعنوان تکلیف، تلاش برای اشاعهی تعهد در دانشگاهها و مراکز بالینی، نبود تداخل فرهنگی فرد با حرفه، توجه به فرهنگ بومی، ماهیت جنسیتی حرفه، اعتبار اجتماعی حرفه، جایگاه اجتماعی حرفه، حمایت جامعه از حرفه، شناساندن حرفه به جامعه، انعطافپذیری در روابط اجتماعی، ایجاد فرهنگ مشارکت و ایجاد فرهنگ نیاز به تعهد استخراج شدند. ترویج فرهنگ تعهد بین اعضای حرفه با تکیه بر ضرورت آموزش اصول اخلاقی و حرفهای و ارتقاء فرهنگ حرفه از طریق ایجاد حساسیت و دعوت به تفکر در بین دانشجویان میتواند با ایجاد زمینههای اجتماعی برای تمرین مسئولیتپذیری و پاسخگوبودن دانشجویان در قبال وظایف محوله سبب ارتقاء و پایداری تعهد حرفهای شود.
راحله سموعی، فرزانه محمدی سفید دشتی، نرگس مشکینه، مصطفی امینی رارانی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
رعایت اصول اخلاق در پژوهش توسط پژوهشگران، در ارائهی یافتههای مبتنی بر شواهد و کاربردی و متعاقب آن، حل مسائل جامعه و توسعهی دانش، نقش زیربنایی دارد؛ بااینحال، با وجود کارگاههای آموزشی متعدد برگزارشده و آگاهیافزایی، همواره شاهد برخی عملکردهای غیراخلاقی در حوزهی پژوهش هستیم؛ ازاینرو، شناسایی عوامل مرتبط برای برنامهریزیهای کاربردی و پیشگیرانه ضروری است. در این زمینه مطالعه با هدف شناسایی تعیینگرهای روانیاجتماعی مرتبط با عملکرد اخلاقی پژوهشگران در انجام و انتشار آثار پژوهشی انجام شد. مطالعه با رویکرد کیفی و تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. ۲۹ عضو هیئت علمی و پژوهشگر از دانشگاههای علوم پزشکی کشور در رشته و تخصصهای مختلف، بهصورت هدفمند و با انجام مصاحبه نیمهساختاریافته در مطالعه شرکت کردند. برای طبقهبندی دادهها از روش تحلیل محتوای کیفی و برای ارزیابی دادهها از معیارهای لینکلن و گوبا استفاده شد. ۱۳۶ کد، ۲۰ طبقهی فرعی و ۴ طبقهی اصلی، حاصل تحلیل دادهها بود. عوامل مرتبط با عملکرد اخلاقی پژوهشگران در حین انجامدادن و انتشار آثار پژوهشی در مصاحبه با پژوهشگران که در قالب طبقههای فرعی نمایان شدند، عبارت بودند از: «قوانین»، «یادگیری اجتماعی»، «دانش و سواد» و «ویژگیهای روانشناختی». طبق یافتههای این مطالعه، عملکرد اخلاقی پژوهشگران در حوزهی پژوهش، حاصل تعامل عوامل اجتماعی، فردی، شخصیتی و قانونگذاری است. برخی عوامل، مثل ویژگیهای شخصیتی، دیرپا و مقاوم و فردی هستند؛ درحالیکه عوامل اجتماعی، گسترده و رایج و عمومیترند. سیاستگذاران و مدیران مرتبط با حوزهی پژوهش میتوانند با بهکارگیری روشهای آموزشی و فرهنگسازی و تغییر رفتار، برای بهبود عملکرد اخلاقی پژوهشگران و اخلاقمحوری در حوزهی پژوهش اقدام کنند.
زهرا دهقانی، فرهاد خرمائی، سید مهدی پورسید،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش منش بر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند دانشجویان بود. این پژوهش، طرحی شبهآزمایشی با گروه کنترل و پسآزمون بود. مشارکتکنندگان در پژوهش، دو گروه از دانشجویان دانشگاه شیراز بودند که با تخصیص تصادفی به گروههای آزمایش و کنترل تقسیم شدند؛ سپس، گروه آزمایش، دوازده جلسه در برنامهی آموزش تکوینی صفت منشی آدابگرایانه شرکت کردند و در پایان، هر دو گروه به پرسشنامههای خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند پاسخ دادند. شایان ذکر است که روایی و پایایی این ابزارها برای فرهنگ ایرانی در سطح رضایتبخش بوده است. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیری نشان داد، آموزش منش آدابگرا بر هر سه متغیر خردمندی، امید به تحصیل و رفتار جامعهپسند تأثیری معنادار داشته است. تلویح ضمنی این نتایج، توجه به آموزش منش در موقعیتهای تحصیلی است.