4 نتیجه برای اخلاق در آموزش
ساسان صابر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش امری فعال، تعاملی و دوسویه است که با هدف ایجاد تغییر رفتار در فرا گیرنده و حتی آموزشدهنده اعمال میشود. در این رابطهی فعال و تعاملی بین آموزگار و فراگیر مقتضیاتی نهفته است که توجه بدان ضروری مینماید تا صیرورت فراگیر را به مقصود، تسهیل و تسجیل کند. از آنجا که بخش عمدهی انطباع فراگیرنده از آموزگار بیگفتگوست، از این رو تصور میشود که آموزش باید مبتنی بر آنچه باشد که در زیر میآید:
یکم. آموزگار باید متخلق به مقتضیات اخلاقی باشد که مهمترین آن اتکا به اخلاق باور است. باید اصول اخلاق باور را شناخته و اهتمام بر آن کند، چرا که انعکاس آن در نفسانیات فرا گیرنده هویت و شخصیت وی را شکل میدهد.
دوم. آگاهی بر ساختار پرتکل آموزشی و مبدأ و منشأ آن، کارکرد وهدف آن بر آموزگار الزامی است. چرا که او در افق اکنون واقع شده است و واسطهای برای امتزاج افقهاست، از این رو، مسؤولیت مهم خود را در این گذر حساس باید درک کند.
سوم. چون آموزش یک حرفه تلقی میشود، پس التزام به تعهدات حرفهای مانند روز آمد شدن دانش و روش آموزش ضروری است. اما وقتی از تکنولوژی آموزش صحبت میشود این متصور نیست که یک تکنوکرات، فراگیرنده را یک ابژه تصور کند، بلکه در اینجا با یک سوژهی انسانی طرف است. انسانی که مستقل و با کرامت خواهد بود. آموزگار باید در نظر بدارد که آیا هدف او خلق یک مخلوق طوطی صفت و کاربردی است؟ یا خلق فراگیرندهای خلاق و مبدع و نقاد؟
چهارم. سؤال دیگر این است که تا کجا باید آموزش و رابطهی آموزگار و فراگیر را مقهور تکنولوژیهای نوین کرد؟ بهنظر میرسد باید در حضور و نه غیاب فناورانه، تقابل و تعامل با نیازها و استعدادهای فردی فراگیرنده، آموزش را پیش برد.
رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیر فرهنگ میر اسماعیلی، ایرج صالحی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
موضوعات اخلاق در آموزش، امروزه، بهطور محسوس در عرصههای آموزش نظری و عملی برای اساتید مطرح است. اساتید در زمینهی نحوهی تعامل صحیح با دانشجویان در هنگام بروز یک رویداد اخلاقی آموزش کافی نمیبینند و هر یک بنا بر تجربیات شخصی سعی در حل مشکل دارند. این شیوه در بسیاری از موارد موفقیتآمیز نبوده و سبب بروز برخوردهای لفظی و غیر لفظی بین استاد و دانشجو میشود و گاه اثرات غیر قابل جبرانی برای هر دو گروه بهدنبال دارد. هدف این مقاله ارائهی تجربیاتی است که طی چندین سال توسط مؤلفین آزموده شده است. این رویکرد تحلیلی مبتنی بر حل رویداد برای موضوعات اخلاق بهصورت «رویدادمحور» در آموزش است. در این شیوه «موضوع اخلاقی» پیشآمده، پس از کسب اطلاعات مورد نیاز توسط مدرس بهصورت سیستماتیک از دیدگاههای مختلف اعتقادی، فرهنگی، کدهای اخلاق در آموزش و مقررات دانشگاهی بهطور مستند تحلیل میشود و در نهایت روش حل معضل اخلاقی متناسب با آنها انتخاب میشود. یک کمیتهی اخلاق در آموزش نیز باید در دانشگاه موجود باشد که در صورت نیاز به اساتید در این موارد کمک کند. برای کسب مهارت در این شیوه، اساتید بهصورت کارگاهی آموزش میبینند تا برای نحوهی تعامل با موضوعات اخلاقی آماده شوند.این شیوه میتواند در افزایش دانش، نگرش و مهارت اساتید برای کلاسداری و تعامل مؤثر با داشجویان مفید واقع شود. نتایج چند دوره برگزاری کارگاهها و نشستهای تخصصی با موضوع اخلاق و آداب معلمی در دانشگاه علوم پزشکی همدان از سال 1387 تا 1390 حاکی از تأکید شرکتکنندگان از ضرورت برنامه (92-82 درصد) و موفقیت اجرای آموزش این شیوهی مهارتی (95-74 درصد) است. ارائه و توسعهی این رویکرد میتواند به ارتقاء مهارت اساتید در تعامل صحیح با دانشجویان بینجامد و در نگاه بالاتر باعث بهبود سطح اخلاق در آموزش دانشگاهی شود.
علی حجازی، مهتاب هدایتی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
به منظور تحقق اهداف آموزشی اهمیت برنامههای آموزشی انکارناپذیر است. برنامهی درسی پنهان به تدریس متن غیررسمی و غیر ملموس نظام ارزشها، هنجارها و طرز برداشتها و جنبههای غیرآکادمیک مراکز آموزش عالی و جنبههای غیررسمی مراکز آموزش عالی که متأثر از کل نظام تربیتی به فلسفه حاکم، ساخت و بافت کلی جامعه باشد، اطلاق میشود. اخلاق در آموزش شامل مصادیقی از قبیل، مسؤولیت پذیری، پاسخگوئی، دلسوزی، امانتداری، رازداری، احترام گذاشتن به دانشجویان است که از طریق برنامهی درسی پنهان توسط دانشجویان آموخته میشود. . این مقاله به تأثیر برنامه درسی پنهان براخلاق در آموزش میپردازد.
این مقاله مروری با استفاده از منابع چاپی و دیجیتالی معتبر تدوین شده است.
برنامهی درسی پنهان مبنای احساس ارزش و عزت نفس است و بیش از برنامهی درسی رسمی در سازگاری دانشجویان مؤثر بوده و کل فرآیند تعلیم و تربیت را تحت تأثیر قرار میدهد. برنامهریزی پنهان در بسیاری از جنبهها از برنامهی درسی صریح، مؤثرتر و آموختههای آن پایدارتر و از گستردگی فراگیرتری برخوردار است. اساتید دانشگاه نقش الگویی برای دانشجویان خود دارند و از طریق عملکرد آنها صفات ارزشی و حرفهای آموزش علوم پزشکی منتقل میشود و میتواند بستر مناسبی را برای توسعهی اخلاق در آموزش فراهم نماید. دانشگاهها بهعنوان مهمترین کانون علمی و فرهنگی جامعه با تربیت متخصصان در تعیین سرنوشت آتی کشور نقش اساسی دارند . استفادهی اساتید از برنامهریزی پنهان در آموزش سبب انتقال ارزشها و هنجارهای آموزشی به دانشجویان و توسعهی اخلاق در آموزش میشود.
آرام تیرگر، موسی یمین فیروز، اشرف السادات موسوی، علی نیکخواه،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
استفاده از شیوههایی چون روش بهکار رفته در قضیهی عکس فیثاغورث به منظور اثبات فرضیهی هندسی یا مهندسی معکوس در حوزهی مسائل فنی جهت دستیابی به فنون پیشرفته و کشف فناوریهای نو نمونههایی هستند که در آنها متخصصان سعی میکنند با طی کردن مسیری بر خلاف مسیر اصلی اثبات فرضیات یا دست یافتن به دانش فنی، به اطلاعات مورد نظر و هدف نهایی خود دست یابند. یکی از شیوههای ردیابی منابع مورد استفاده و ارزشیابی وضعیت بهرهبرداری از آنها، تحلیل استنادی است. این شیوه که در حقیقت شاخهای از علم اطلاعرسانی بهشمار میآید، حوزهای است که استنادهای علمی انجام شده به یک یا چند اثر را مورد مطالعه قرار داده و صرفنظر از فواید مختلف مانند تسهیل در امر تحقیق یا توصیف رابطهی فکری و علمی در میان تحقیقات قبلی، قادر به ارزیابی متون مورد استفاده از جنبههای مختلف است.
در این مقاله ضمن ارائهی دستاوردهای پژوهشی به شیوهی تحلیل استنادی در 511 پایاننامهی دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل (356 پایاننامه رشتهی پزشکی و 155 پایاننامهی رشتهی دندانپزشکی) طی یک دورهی پنجساله (از آغاز سال 1385 تا پایان نیمسال اول 1390) از حیث نوع، تعداد، سن و وضعیت توزیع منابع مورد استفاده به تفکیک رشتههای تحصیلی، قصد بر آن است تا از این رهگذر به بررسی وضعیت استفاده از قرآن یا دیگر منابع فقهی بهعنوان اصلیترین منابع اقتباس اصول اخلاقی در اسلام پرداخته و بهعبارتی دیگر تصمیم بر آن است که با شیوهی معکوس، به بررسی موضوع اخلاق در آموزش و وضعیت استفاده از آموزههای الهی در آموزش پزشکی پرداخته شود.
نتایج حاصل از مطالعه گویای آن بوده است که از میان بیش از بیستهزار و هفتصد استناد بهعمل آمده در 507 پایاننامه، دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی، تعداد استنادها به قرآن یا منابع فقهی کمتر از یکدرصد و نوع منابع مورد استناد عمدتاً کتاب بوده است. علیرغم اذعان بهاحتمال خطا در تعیین دقیق استنادها، وضعیت موجود میتواند بهطور غیر مستقیم گویای نوعی کاستی در بهرهگیری از آموزههای الهی در آموزش پزشکی و از جمله تدوین پایاننامهها باشد. ضمناً با توجه به تجربیات موجود، نقص در دسترسی گسترده و آسان به منابع مرتبط را میتوان یکی از دلایل مهم چنین وضعیتی بر شمرد.