فناوریهای مربوط به حوزهی پزشکی و ژنتیک، بهویژه مهندسی ژنتیک و تلاش برای بهنژادی، همانند دیگر فناوریهای نوظهور، در دهههای اخیر رشد و پیشرفتی چشمگیر و برکاتی خیرهکننده داشته و موجب توفیقهای بسیاری در حوزهی پیشگیری از ناهنجاریها و درمان بیماریها شده است؛ با این همه و بهرغم کامیابی برخی تلاشها در زمینهی بهنژادی و پیشرفتهای امیدآفرین و شعفانگیز در این حوزه، افقهای مبهم بهکارگیری مهندسی ژنتیک و تلاش برای بهنژادی، بهویژه احتمال بهرهگیریهای غیرمسئولانه و منفعتجویانه از فناوریهایی از این دست، دغدغهبرانگیز و نگرانکننده بوده است. از همین رو، برخی با تأکید بر ملاحظات اخلاقی ناظر به فناوریهای زیستیپزشکی، بهویژه مهندسی ژنتیک، جواز اخلاقی و بهمصلحتبودن بهرهگیری از مهندسی ژنتیک، با هدف بهنژادی و بهبود نسل و نژاد انسانی را محل تردید و تأمل دانستهاند و یکی از مهمترین پیامدهای ناخوشایند و ناگوار بهنژادی را نقض عدالت/ عدالت اجتماعی یا تشدید بیعدالتی و نابرابری به حساب آوردهاند. در این پژوهش ضمن اشارهای گذرا به معنا و گونههای بهنژادی و سویههای اخلاقی آن، با تبیین و تحلیل ملاحظات اخلاقی بهنژادی، روشن میشود که با اتخاذ تصمیمهای بخردانه و اندیشیدن برخی تمهیدات میتوان از بروز نابرابریهای ناشی از بهنژادی جلوگیری کرد یا آنها را به حداقل رساند.