3 نتیجه برای ارزشیابی
مهناز سنجری، فاطمه خوشنوا، صدیقه سالمی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اخلاق یکی از مبانی اصولی در ارزشیابی است و استانداردهای اخلاقی نظیر صداقت، رازداری، سودرسانی و عدم آسیب در ارزشیابی آموزشی دانشجویان علوم پزشکی حائز اهمیت بسیاری است که توجه به این اصول و استانداردهای مورد نظر در آزمونسازی میتواند ملاحظات اخلاقی در این زمینه را برآورده سازد. یکی از وظایف اساتید گروه پزشکی توجه به این ملاحظات در ارزشیابی دانشجویان است. رعایت اصول ارزشیابی عادلانه در کل مراحل آزمون از قبیل طراحی، آمادهسازی دانشجویان، اجرا و گزارشدهی نتایج ضروری است. در دستیابی به اهداف آموزشی هیچگاه توجه به ملاحظات اخلاقی نباید نادیده گرفته شود. لازم است سؤالات برگرفته از اهداف آموزشی بوده و آزمون با توجه به محتوای ارائه شده عادلانه باشد. همچنین، آزمون باید از روایی و پایایی مناسب برخوردار بوده و به خوبی بین گروه بالا و پایین افتراق ایجاد کند. آمادهسازی آزمون شامل ارائهی اطلاعات، مهارتها و نگرشهایی است که به دانشجو کمک میکند حداکثر عملکرد خود را در آزمون نشان دهد. دانشجویان باید مطلع باشند که چه محتوایی آزمون میشود و هر عنوان چه تعداد سؤال دارد و چه سطح شناختی را پوشش میدهد. عدم ارائهی اطلاعات به دانشجویان در مورد محتوای آزمون میتواند از جانب دانشجو به معنای تهدید یا تنبیه بهدلیل عدم توجه در کلاس، اشکال در تکالیف درسی و عدم دستیابی به انتظارات معلم باشد که در این صورت غیر اخلاقی است. در نهایت، اساتید باید دانشجویان را آماده کنند تا نسبت به آزمون نگرش مثبت داشته باشند. احساسات و افکار منفی موجب میشوند دانشجویان از انجام فعالیتهای آماده سازی آزمون پرهیز کنند. یکی دیگر از مسؤولیتهای اخلاقی اساتید فراهم آوردن شرایط مساوی و عادلانه در اجرای آزمون است؛ بهگونهای که تمامی دانشجویان حداکثر میزان و شانس مساوی در ارائهی توانمندیهای خود داشته باشند. همچنین، طول آزمون باید بهصورتی باشد که تمامی دانشجویان امکان پاسخگویی داشته باشند. دانشجویان باید در مورد شرایط آزمون آگاهی کافی داشته باشند. مثلاً مدت زمان آزمون چقدر است، از چه منابعی لازم است استفاده کنند و چه وسیلهی خاصی باید همراه داشته باشند. گرفتن آزمون بدون برنامه و اطلاع قبلی از دانشجویان، میتواند حالت تنبیهی یا تهدیدکننده داشته باشد و غیراخلاقی محسوب میشود. از دیگر ملاحظات اخلاقی آزمون توجه به اثرات منفی نتایج آزمون در دانشجو است. لازم است استاد پس از آزمون بازخورد سریع و دقیق به دانشجو ارائه دهد و اثرات نتایج را در دانشجو بررسی کند. در مواردی که نتایج رضایتبخش نیست استاد و دانشجو با مشارکت یکدیگر فرایند یادگیری را مرور کرده و به برطرف کردن نقاط ضعف میپردازند. در دهههای اخیر رویکرد ویژهای به ملاحظات اخلاقی در ارزشیابی شده است و کدهای آزمون سازی و ارزشیابی عادلانه یکی از اسنادی است که به مفهوم عدالت در ارزشیابی میپردازد. توجه به این ملاحظات موجب ارتقاء کیفیت ارزشیابی، ترغیب دانشجویان و بهبود فرایند آموزش خواهد شد.
سید محمود طباطبایی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرو بودن ایرانیان در تولید و اشاعهی علوم گوناگون بهویژه پزشکی و نجوم و داشتن دانشمندان برجستهای با شهرت جهانی همچون رازی، ابن سینا، فارابی، بیرونی و دهها یا صدها نفر از نظایرشان، بهاندازهای آشکار و مستند به متون و شواهد قطعی است که نیاز به ارائهی دلیل و برهان ندارد. آنچه هویت علمی ایرانیان را افتخارآفرین و ارزشمند جلوه میدهد، توام بودن علم و اخلاق است. کمتر چهرهی برجسته علمی و ادبی ایرانی را در طول تاریخ میتوان یافت که همزمان با ارائهی آثار علمی خود، کتاب مستقل یا فصل و بخش عمدهای از کارش را به اصول و مبانی اخلاقی اختصاص نداده باشد. این نگرش اخلاقی در دوران معاصر بهویژه با پدیدآمدن تحولات اجتماعی و تغییر معیارهای ارزشی، در حالت رکود یا غفلت قرار گرفته بود، زیرا همهی ساختارهای قلمرو پزشکی در همه ابعاد آن - یعنی آموزش، پژوهش و درمان از آغاز تحصیل دورهی عمومی تا بالاترین مقاطع تخصصی و فوق تخصصی - در حال بازنگری و تدوین مجدد قرار گرفته بودند.
گسترش جهشی و بیش از حد پیکرهی آموزش عالی ایران از نظر افزایش و تنوع دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، تأسیس روزافزون رشتهها از مقطع کاردانی تا مقاطع دکترا، تخصصی، فوق تخصصی و فلوشیپ، گرچه سطح عمومی علمی و آگاهی در جامعه را ظاهراً ارتقاء داده، اما عدم تناسب تعداد اساتید کارآزمودهی واجد شرایطی که بتوانند بهعنوان الگوهای اخلاقی نظری و عملی شایسته برای جامعهی دانشجویی باشند، باعث شده که معیارهای انتخاب معلمین و اساتید مراکز آموزش عالی (از مربی تا استاد)، از ضوابط کمالگرایانه و اخلاقنگر دقیق سنتی بهسوی «رتبهنگر» و «معدلگرا» تغییر جهت داده، ردای مقدس معلمی و استادی مراکز آموزش عالی، کسوت افرادی شود که غالباً از کلاس اول ابتدایی تا قرار گرفتن در جایگاه رفیع معلمی، هیچ تجربهای از این جایگاه نداشته، تنها به سلاح «رتبهی برتر» مجهز بوده، بهعنوان الگوی «تعلیم» برای دانشجویان ظاهر شوند. چنین افرادی، هنگام ارتباط و تعامل، با کمبودهای شدید و جدی روبهرو میشوند و برای حل مشکل و خروج از بن بست، غالباً بدون توجه به مقطع تحصیلی دانشجویان و در نتیجه تفاوت در نحوهی کاربرد شیوههای نوین آموزش (واگذاری ارائهی درس به خود دانشجویان تحت عنوان «ارائهی لکچر»، «کنفرانس دادن»، «ارائهی مقاله»، «ارائهی ترجمه»، «ارائهی تحقیق» و موارد مشابه) از این روشهای نوین آموزش سوء استفاده میکنند. بدیهی است که اکثر دانشآموختگان اینچنین کلاسها و مراکز آموزشی، همانند معلمان خود یا ضعیفتر بارآمده، این «تنزل روبه پیشرفت ویژگیها و منش اخلاقی استادی» ادامه خواهد یافت. در چنین فضایی، تعداد الگوهای اخلاق و اساتید شایسته، روز به روز رو به کاهش و انقراض خواهد رفت و بهتدریج نشانی از آنان جز در کتابها و متون گذشتگان، پیدا نخواهد شد. یکی از محصولات چنین نظام آموزشی، دگرگونی درشیوههای پذیرش و ارزشیابی است که متاسفانه آثار آن درچندسال اخیرتحت عنوان «آزمون به شیوهی OSCE» پدیدار شده و با توجه به این اصل که «آزمون، آموزش را شکل و جهت میدهد» عامل جدی در ضعف آموزش دورههای تخصصی پزشکی شده است.
طی سه دههی گذشته، بخش عظیمی از انرژی متولیان آموزش پزشکی و بهداشت و درمان کشور، صرف تجدیدنظر، توسعه و بازنگری برنامههای آموزشی، اجرای شیوهی جدید آموزش پزشکی بهصورت آزمایشی در بعضی از دانشگاهها به منظور تعمیم آن در سایر دانشگاهها، تأسیس رشتههای متنوع فوق تخصصی و فلوشیپ و موارد متعدد دیگری همچون اجرای آزمون همهی بوردهای تخصصی و فوق تخصصی بهصورت OSCE شده و محوریت اخلاق، در اولویت ویژه قرار نداشته است. این مشکل را باید جدی گرفت و برای حل آن چارهاندیشی کرد. آیا کیفیت باید فدای کمیت شود؟ یکی از بهترین راههای درمان این مشکل، همانا بازنگری به منظور حل مشکل بر اساس استفاده از معیارهای اخلاقی است. اگر معیارهای اصیل اخلاقی و بدون سوگیری توسط متخصصان و کارشناسان اخلاق در گزینش، آموزش و آزمون به دقت رعایت شوند، بسیاری از معضلات و مشکلات فعلی مرتفع شده، میتوان به آیندهای روشن و درخشان امیدوار بود و هرچه در این امر تأخیر افتد، ممکن است وسعت عوارض بهاندازهای شود که جبران آن دشوار یا غیرممکن شود.
سجاد نعمتی، داریوش رخافروز، نسرین الهی، محمدحسین حقیقیزاده،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
سنجش عملکرد بالینی دانشجویان پرستاری، بهعنوان منبعی برای تعیین نیازهای آموزشی و تصمیمگیری برای ایجاد تحول در محیطهای آموزشی و ارتقاء کیفیت آموزش، امری ضروری است. این مطالعه با هدف ارزشیابی رفتار حرفهای دانشجویان پرستاری در محیط بالینی، با ابزار ارزشیابی حرفهای در مقیاس کوچک (P-MEX) انجام شد. این مطالعهی توصیفیتحلیلی مقطعی با مشارکت 86 نفر از کارورزهای پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اهواز در سال 1398 صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات، پرسشنامهی اطلاعات دموگرافیک و فرم ارزشیابی P-MEX کروز بود. روایی و پایایی این ابزار از طریق سنجش بین مشاهدهگران انجام و با ضریب آلفای کرونباخ 76% تعیین شد. برای تحلیل دادهها از SPSS نسخهی 20 و آزمونهای آماری توصیفی، تیتست مستقل، آنالیز واریانس و آزمونهای تعقیبی Post Hoc استفاده گردید. در مجموع مهارتهای حرفهای، اکثر شرکتکنندگان در مرحلهی اول 51.2% در سطح متوسط و قابل انتظار و 48.8% بالاتر از حد انتظار و در مرحلهی دوم اکثراً 84.9% در سطح متوسط و در حد انتظار و 15.1% بالاتر از حد انتظار قرار گرفتند. در این پژوهش بر اساس نمرات ارزشیابی در طی دو مرحله، گرچه میانگین کل نمرات مهارتهای بالینی اکثر دانشجویان در محدودهی در حد انتظار از مقیاس لیکرت چهار درجهای قرار گرفت؛ اما نمرهی مهارتها در بخشهای ویژه پایینتر بود؛ لذا به منظور ارتقاء همهجانبهی مهارتهای حرفهای، تدوین برنامهریزیها و روشهای آموزشی مناسب در حیطهی رفتارهای حرفهای الزامی است.