5 نتیجه برای استاد
سید محمود طباطبایی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرو بودن ایرانیان در تولید و اشاعهی علوم گوناگون بهویژه پزشکی و نجوم و داشتن دانشمندان برجستهای با شهرت جهانی همچون رازی، ابن سینا، فارابی، بیرونی و دهها یا صدها نفر از نظایرشان، بهاندازهای آشکار و مستند به متون و شواهد قطعی است که نیاز به ارائهی دلیل و برهان ندارد. آنچه هویت علمی ایرانیان را افتخارآفرین و ارزشمند جلوه میدهد، توام بودن علم و اخلاق است. کمتر چهرهی برجسته علمی و ادبی ایرانی را در طول تاریخ میتوان یافت که همزمان با ارائهی آثار علمی خود، کتاب مستقل یا فصل و بخش عمدهای از کارش را به اصول و مبانی اخلاقی اختصاص نداده باشد. این نگرش اخلاقی در دوران معاصر بهویژه با پدیدآمدن تحولات اجتماعی و تغییر معیارهای ارزشی، در حالت رکود یا غفلت قرار گرفته بود، زیرا همهی ساختارهای قلمرو پزشکی در همه ابعاد آن - یعنی آموزش، پژوهش و درمان از آغاز تحصیل دورهی عمومی تا بالاترین مقاطع تخصصی و فوق تخصصی - در حال بازنگری و تدوین مجدد قرار گرفته بودند.
گسترش جهشی و بیش از حد پیکرهی آموزش عالی ایران از نظر افزایش و تنوع دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، تأسیس روزافزون رشتهها از مقطع کاردانی تا مقاطع دکترا، تخصصی، فوق تخصصی و فلوشیپ، گرچه سطح عمومی علمی و آگاهی در جامعه را ظاهراً ارتقاء داده، اما عدم تناسب تعداد اساتید کارآزمودهی واجد شرایطی که بتوانند بهعنوان الگوهای اخلاقی نظری و عملی شایسته برای جامعهی دانشجویی باشند، باعث شده که معیارهای انتخاب معلمین و اساتید مراکز آموزش عالی (از مربی تا استاد)، از ضوابط کمالگرایانه و اخلاقنگر دقیق سنتی بهسوی «رتبهنگر» و «معدلگرا» تغییر جهت داده، ردای مقدس معلمی و استادی مراکز آموزش عالی، کسوت افرادی شود که غالباً از کلاس اول ابتدایی تا قرار گرفتن در جایگاه رفیع معلمی، هیچ تجربهای از این جایگاه نداشته، تنها به سلاح «رتبهی برتر» مجهز بوده، بهعنوان الگوی «تعلیم» برای دانشجویان ظاهر شوند. چنین افرادی، هنگام ارتباط و تعامل، با کمبودهای شدید و جدی روبهرو میشوند و برای حل مشکل و خروج از بن بست، غالباً بدون توجه به مقطع تحصیلی دانشجویان و در نتیجه تفاوت در نحوهی کاربرد شیوههای نوین آموزش (واگذاری ارائهی درس به خود دانشجویان تحت عنوان «ارائهی لکچر»، «کنفرانس دادن»، «ارائهی مقاله»، «ارائهی ترجمه»، «ارائهی تحقیق» و موارد مشابه) از این روشهای نوین آموزش سوء استفاده میکنند. بدیهی است که اکثر دانشآموختگان اینچنین کلاسها و مراکز آموزشی، همانند معلمان خود یا ضعیفتر بارآمده، این «تنزل روبه پیشرفت ویژگیها و منش اخلاقی استادی» ادامه خواهد یافت. در چنین فضایی، تعداد الگوهای اخلاق و اساتید شایسته، روز به روز رو به کاهش و انقراض خواهد رفت و بهتدریج نشانی از آنان جز در کتابها و متون گذشتگان، پیدا نخواهد شد. یکی از محصولات چنین نظام آموزشی، دگرگونی درشیوههای پذیرش و ارزشیابی است که متاسفانه آثار آن درچندسال اخیرتحت عنوان «آزمون به شیوهی OSCE» پدیدار شده و با توجه به این اصل که «آزمون، آموزش را شکل و جهت میدهد» عامل جدی در ضعف آموزش دورههای تخصصی پزشکی شده است.
طی سه دههی گذشته، بخش عظیمی از انرژی متولیان آموزش پزشکی و بهداشت و درمان کشور، صرف تجدیدنظر، توسعه و بازنگری برنامههای آموزشی، اجرای شیوهی جدید آموزش پزشکی بهصورت آزمایشی در بعضی از دانشگاهها به منظور تعمیم آن در سایر دانشگاهها، تأسیس رشتههای متنوع فوق تخصصی و فلوشیپ و موارد متعدد دیگری همچون اجرای آزمون همهی بوردهای تخصصی و فوق تخصصی بهصورت OSCE شده و محوریت اخلاق، در اولویت ویژه قرار نداشته است. این مشکل را باید جدی گرفت و برای حل آن چارهاندیشی کرد. آیا کیفیت باید فدای کمیت شود؟ یکی از بهترین راههای درمان این مشکل، همانا بازنگری به منظور حل مشکل بر اساس استفاده از معیارهای اخلاقی است. اگر معیارهای اصیل اخلاقی و بدون سوگیری توسط متخصصان و کارشناسان اخلاق در گزینش، آموزش و آزمون به دقت رعایت شوند، بسیاری از معضلات و مشکلات فعلی مرتفع شده، میتوان به آیندهای روشن و درخشان امیدوار بود و هرچه در این امر تأخیر افتد، ممکن است وسعت عوارض بهاندازهای شود که جبران آن دشوار یا غیرممکن شود.
سیده دلسوز حسینی، ارکان حسامی، کژال حسامی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش فرایند پیچیدهای است که تحت تأثیر عوامل و متغیرهای متعددی قرار دارد و از عمدهترین وظایف استاد محسوب میشود. اگرچه شرایط و امکانات آموزشی یکی از عوامل مؤثر بر جریان یادگیری است، ولی بدون شک نیروی انسانی و بهخصوص مدرس، بهعنوان یک عنصر بنیادین و اساسی در این فرایند، یکی از مهمترین عوامل تشکیلدهندهی محیطهای آموزشی است که در تحقق اهداف آموزشی نقشی مؤثر دارد. در فرایند تدریس تنها علم و مهارت معلم نیست که مؤثر واقع میشود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر فراگیران تأثیر میگذارد. هدف از این مطالعه مقایسهی خصوصیات یک مدرس خوب از دیدگاه دو گروه از دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه کردستان وعلوم پزشکی کردستان است.
این پژوهش یک مطالعهی توصیفی است که بر روی 136 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان (پرستاری، مامایی، اتاق عمل و علوم آزمایشگاهی) و 100 نفر دانشجویان دانشگاه کردستان (علوم تربیتی، مدیریت بازرگانی، تربیت بدنی و کشاورزی) در سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود که که شامل مشخصات دموگرافیک و پرسشنامهی سنجش دیدگاه دانشجویان بود. در این مطالعه دیدگاه دانشجویان نسبت بهخصوصیات یک مدرس خوب، در 4 حیطهی مختلف بررسی شد که در آن حیطه مقررات آموزشی با 6 سؤال، حیطهی علمی آموزشی با 14 سؤال، حیطهی نظارت و ارزیابی با 4 سؤال و حیطهی اخلاقی و رفتاری با 15 سؤال ارزیابی شد. پاسخها براساس معیار 4 حالته لیکرت سنجیده شد و برای هر سؤال، شرکتکنندگان یکی از گزینههای پاسخ ( کم/ متوسط/ زیاد/ بسیار زیاد) را انتخاب کردند. نمونهگیری به روش تصادفی انجام شد و دانشجویان در صورت تمایل به همکاری انتخاب شدند.
یافتهها با استفاده از نسخهی 17SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و از جداول فراوانی، میانگین و انحراف معیاراستفاده شد.
نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که میانگین سن شرکتکنندگان 35/2± 6/22 سال (38-18 سال) بود. 80 درصد شرکتکنندگان دانشجویان دختر و بقیه پسر بودند. دانشجویان رشتههای علوم تربیتی (1/25 درصد) و مامایی (9/20 درصد) بیشترین تعداد پاسخ دهندگان را تشکیل می دادند. اکثر دانشجویان شرکتکننده در مقطع کارشناسی (4/83 درصد) و بقیه کارشناسی ارشد بودند. همچنین، اکثر آنان در سال دوم (6/39 درصد) مشغول به تحصیل بودند. بیشتر شرکتکنندگان مجرد (1/94 درصد) و ساکن خوابگاه (4/82 درصد) بودند. در مقایسه، دیدگاه هر دو گروه مورد مطالعه (دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه کردستان) میانگین امتیازات بهدست آمده نشان داد که در حیطهی مقررات آموزشی، از نظر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی در دسترس بودن استاد (88/0±33/3) و برعکس از دیدگاه دانشجویان دانشگاه کردستان حضور استاد در جلسه امتحانی (8/0±3) مهمترین ویژگی بود اما حضور و غیاب کلاسی از نظر هر دو گروه کم اهمیتترین (6/0±45/2) خصوصیت گزارش شده بود. در حیطهی علمی آموزشی نظرات هر دو گروه مشابه بود به این صورت که تسلط علمی استاد بیشترین میانگین (7/0±32/3) و معرفی منابع لاتین کمترین میانگین (96/0±42/2) را داشت. در حیطهی نظارت و ارزیابی نیز نظرات مشابهی گزارش شده بود و طرح سؤال امتحانی متناسب با کیفیت کلاس و طرح سؤال در هر جلسه به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین را در هر دو گروه به خود اختصاص داده بودند (87/0±04/3 و 94/0±38/2 به ترتیب). در حیطهی اخلاقی رفتاری نظرات دو گروه متفاوت بود. به این صورت که احترام گذاشتن به دانشجو (69/0±58/3) مهمترین ویژگی و شوخطبعی استاد (87/0±15/3) کم اهمیتترین ویژگی یک مدرس خوب از دیدگاه دانشجویان علوم پزشکی بود، در حالیکه در همین حیطه دانشجویان دانشگاه کردستان مودب بودن استاد (7/0±27/3) و اعتقادات مذهبی استاد (9/0±28/2) را به ترتیب بهعنوان مهمترین و کم اهمیتترین ویژگی استاد خوب گزارش کردند.
بر اساس یافتههای پژوهش میتوان به این نتیجه رسید که علاوه بر توانایی علمی و تخصصی، تمامی ابعاد تدریس از جمله در دسترس بودن، حضور استاد در جلسهی امتحانی، توجه به کیفیت سؤال امتحانی متناسب با مطالب درسی ارائه شده و رعایت ادب و احترام در نظر فراگیران از اهمیت ویژهای برخوردار است و یک مدرس خوب فردی است که در سایر حیطهها و ابعاد هم از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد. بهطوری که دانشجویان دانشگاههای مختلف، دیدگاههای مشترکی در این زمینه دارند. با این امید که نتایج تحقیق بتواند در رسیدن به هدفهای آموزشی مؤثر باشد.
اصغر سلیمی نوه، رضا سلیمی، نیکزاد عیسیزاده، فاطمه سلیمی، مریم پوررضاقلی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
اخلاق حرفهای بهعنوان بخشی از مبحث اخلاق، جزء لاینفک هر رشتهای است. نگارندگان مقالهی حاضر به دنبال یافتن پاسخ این پرسش بودهاند که آیا در قرآن و روایات، به اخلاق حرفهای در حوزهی پزشکی توجه شده است؟ همچنین نحوهی مواجههی این منابع را با بحث اخلاق حرفهای در پزشکی در کانون توجه قرار دادهاند. سپس، با ذکر مهمترین مبانی و اصول حاکم بر نظام آموزش پزشکی، درصدد تبیین اصول اخلاقی آن برآمدهاند. روش پژوهش، تحلیلیتوصیفی و با رویکرد قرآنیروایی بوده است که ضمن مرور برخی آیات قرآن، به مطالعه و شناسایی مواردی که بهعنوان اصول و مبانی اخلاق حرفهای، در ارتباط با حرفهی پزشکی بیشترین اهمیت را داشت پرداختهاند؛ البته موارد مهم دیگری نیز وجود دارد که در قالب کارهای پژوهشی دیگر میتوان به آنها پرداخت. توجه به مقالات و منابعی که در پیوند با این بحث نوشته شدهاند و راه را برای تحقیقات بعدی فراهم میکنند، همواره مد نظر نگارندگان بوده ست. به منظور بررسی اصول اخلاقی حاکم بر روابط میان دانشجو و استاد در حوزهی پزشکی، ابتدا با نگاه تفسیری به هر آیه، گزارههای اخلاقی تشکیلدهندهی مضامین و جهتگیریهای هر آیه استخراج و سپس نقش هدایتی هر کدام درج شده است؛ همچنین مفاهیم، جهتگیریها و نقش هدایتی هر کدام از آیات استخراج شده است. مهمترین مواردی که در کانون توجه قرار داشته عبارتاند از: استخراج آیات اخلاقی براساس مطالعهی تفاسیر معاصر، استخراج مفاهیم و مضامین اخلاقی بیانشده در تفاسیر، یافتن ارتباط میان مفاهیم اخلاقی، پرداختن به نقش هدایتی هر کدام از مفاهیم اخلاقی، مقولهبندی مضامین و موضوعات اصلی و فرعی مشترک آیات.
مصطفی ایماز، طاهره اعتراف اسکوئی، مسلم نجفی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
داروسازان، بهعنوان عضوی از تیم سلامت، در انجام وظایف حرفهای خود با چالشهای اخلاقی زیادی روبهرو میشوند. هدف این پژوهش، بررسی وضعیت رعایت اخلاق حرفهای داروسازی در داروخانهها و تعیین چالشهای اخلاقی موجود و ارائهی راهحلهایی برای بهبود آن بود. پژوهش حاضر مطالعهای توصیفیتحلیلی است که در سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۵ با بهکارگیری پرسشنامهی استانداردشده برای سنجش میزان رعایت اصول کد اخلاق حرفه ای داروسازی و با نظرخواهی از استادان و دانشجویان دانشکدهی داروسازی تبریز انجام گرفت. امتیاز بهدستآمده برای هر یک از اصول کد اخلاق حرفهای داروسازی نمایانگر رعایت هر یک از این اصول در سطح متوسط و بالاتر بود؛ اما در ارائهی مطلوب مشاورهی دارویی به بیماران، تعامل با پزشکان، تحویل دارو بدون نسخهی معتبر و پذیرش مسئولیت حرفهای از سوی داروسازان، کاستیهائی وجود دارد. همچنین، 5/71 درصد استادان و 5/75 درصد دانشجویان، درآمد ناکافی داروساز، مشکلات اقتصادی داروخانه، ایرادهای نظام بیمه، عدم فرهنگسازی دربارهی جایگاه داروساز، آموزش ناکافی مسائل اخلاق حرفهای در دانشگاه، پزشکسالاری نظام سلامت و اعطای هدایا از سوی شرکتهای دارویی را از عوامل اثرگذار در رعایت اخلاق حرفهای اعلام کردند. بنابراین، برای بهبود هرچه بیشتر وضعیت اخلاق حرفهای داروسازی، مدیریتی جامع ضروری است و باید آموزش اخلاق حرفهای و نهادینهکردن آن، توجه به مشکلات اقتصادی داروسازان و داروخانهها، اصلاح عملکرد سازمانهای بیمه، فرهنگسازی برای ارتقای جایگاه داروساز و نظارت جدی متولیان نظام سلامت بر عملکرد داروخانهها و شرکتهای دارویی مورد توجه قرار گیرند.
محمدعلی محققی، سیدمحمود طباطبایی، نرگس تبریزچی، سیدجمال الدین سجادی، باقر لاریجانی، سیدمهدی سیدی، ناصر سیم فروش، مریم خیام زاده، نازآفرین قاسم زاده، مینا مبشر،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
اعضای هیئت علمی، در تحقق اهداف و آرمانهای آموزش عالی و سلامت جامعه تأثیرگذارترین نقش را بر عهده دارند. در دوره معاصر، ایفای نقش فرهنگی و تربیتی استادان در مورد دانشجویان، در سرنوشت سازترین مأموریت آموزش عالی، به اندازه اهمیت و ضرورت مورد توجه قرار نگرفته است، و غفلت از آن خسارتها و عواقب ناگوار و جبرانناپذیری بدنبال داشته است. در این مطالعه، ضمن تبیین ضرورت و اهمیت، نسبت به شناسایی نقشهای فرهنگی برجسته استادان نسبت به دانشجویان (با تأکید بر آموزش عالی سلامت)، اهتمام و راهکارهای نافذ بررسی و پیشنهاد شده است. مطالعه با تلفیقی از روش توصیفی – تحلیلی و بحث متمرکز گروهی انجام شد. از دیدگاه های منتخبی از استادان صاحبنظر و دادههای حاصل از مقالات علمی معتبر بومی و موضوعات مرتبط در اسناد بالادستی استفاده شده است. یافته های مطالعه در پنج حوزه کلان و چهل موضوع تنظیم شد. "اهداف و آرمانهای فرهنگی"؛ "رسالت عمومی استادان برای تربیت فرهنگی عموم دانشجویان" و "رسالت اختصاصی استادان آموزش عالی سلامت"؛ " شیوههای معتبر" و "الزامات" تربیت فرهنگی دانشجویان" در ذیل هشت موضوع برگزیده در هر محور به ترتیب اولویت شناسایی و توصیه شد. استادان نقش محوری را در تربیت فرهنگی و ارزشی دانشجویان برعهده دارند. شایسته است این مسئولیت، بصورت عینی و شیوههای علمی مناسب طراحی و تحقق آن در نظام آموزشی رصد و تعالی آن تدبیر گردد