47 نتیجه برای اسلام
سید محمد جواد مرتضوی، محمد علی سجادی، زهرا هاشمی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده
پزشکی مدرن و روشهای امروزی بهداشت و توسعهی سلامت تا حد زیادی مدیون آموزههای پیامبر اکرم (ص) و دانشمندان بزرگ اسلامی است، اما متأسفانه قسمت اعظم این خدمات همچنان برای مردم دنیا ناشناخته باقی مانده است. برای مثال، خدمات حکما و اندیشمندان مسلمانی همچون ابن سینا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی و الزهراوی موجب پیدایش پیشرفتهای شگرفی در علوم مختلف پزشکی گردید که چندین قرن به منزلهی موتور محرکی برای گسترش مرزهای دانش پزشکی در اروپا عمل نمود. الطب النبوی (طب پیامبر) مجموعهای از دستورات پزشکی است که توسط مسلمین بهعنوان یک جایگزین برای سیستم پزشکی یونانی (منشأ گرفته از طب جالینوس Galen ) مورد استفاده قرار گرفته است. در حقیقت، نگارندگان طب النبی افراد مذهبی و غیر پزشکی بودند که با استفاده از آیات قرآن و شیوهی زندگی رسول اکرم (ص) این دستورات را جمعآوری نموده بودند. اگر چه طب النبی در ابتدا بهعنوان یک جایگزین برای طب یونانی مطرح شده بود، اما بعدها بزرگانی نظیر الذهبی (Adh-Dhahabi ) کوشیدند تا طب عربی- اسلامی را با طب یونانی ممزوج نمایند. از این رو، این دسته از اندیشمندان مسلمان تعالیم بقراط (Hippocrates) و جالینوس (Galen) را نیز علاوه بر پزشکان مسلمان مورد استناد قرار دادهاند. اما از سوی دیگر تقریباً تمام روشهای درمانی پیشنهاد شده توسط اندیشمندانی همچون جلال الدینی السبوطی (متوفی 1505 میلادی) بر اساس دانش پزشکی در زمان رسول اکرم(ص)، که از قرآن کریم، سنت حضرت رسول، احادیث روایتشده از ایشان و روشهای درمانی رایج در جوامع اسلامی اولیه منشأ گرفته بود، است. با توجه به شواهد موجود، استفاده از ویژگیهای درمانی حنا، زیتون و مسواک از جمله اقدامات درمانی در طب النبی است که بهخوبی مستند سازی شدهاند. این درحالی است که برخی دانشمندان غربی کوشیدهاند تا از اساس و بنیان منکر توجه اسلام به پزشکی و مقولهی سلامت گردند. نقطهی اوج این دیدگاه افراطی و غیر علمی در نوشتههای مانفرد اولمان (Manfred Ullman ) دیده میشود. وی در کتاب خود تحت عنوان «طب اسلامی» اشاره میکند که ظهور حضرت رسول اکرم (ص) موجب بروز هیچ تغییری در وضعیت پزشکی نشد و در قرآن نیز با وجود آنکه پرسشهای بسیاری در مورد زندگی انسان بیان گردیده و قوانین زیادی مطرح شده است، در هیچ کجای آن نه به پزشک اشارهای شده است و نه به دانش پزشکی. روشن است که مطابق مستندات انکارناپذیر، این اظهارنظرهای ناآگاهانه یا مغرضانه تا چه حد از حقیقت دور است. اظهار نظرهایی نظیر آنچه اولمان در خصوص اسلام و پزشکی و نقش مسلمین در توسعهی دانش پزشکی اظهار داشته است، در نوشتههای بسیاری از دیگر نویسندگان دنیای غرب نیز وجود دارد. در این نوشتار کوشش شده است تا علاوه بر تشریح نقش پزشکی نبوی در پیشرفت دانش پزشکی، ریشههای تلاش غرب برای نادیده انگاشتن نقش اسلام و پزشکان مسلمان در توسعهی دانش پزشکی مورد بحث قرار گیرند.
سید احمد فاطمی تبار،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده
یکی از مباحث مهم در مبانی اخلاق، ارتباط و تعامل میان اخلاق و دین است. این ارتباط در مواردی اهمیت مییابد که مسائل مشترکی مطرح میشود که اخلاق و دین با دو رویکرد به آن میپردازند. مفاهیم جدیدی مانند اخلاق سکولار نتیجهی جداکردن دین و اخلاق بوده است. یکی از دیدگاههای معروف در ارتباط اخلاق و دین، دیدگاه «استنتاج اخلاق از دین» یا «نظریه فرمان الهی» است که در این مقاله به طرح و بررسی آن میپردازیم.
برای جمعآوری منابع اسلامی موجود از کتب موجود در کتابخانهی موزهی ملی تاریخ علوم پزشکی تهران و موتورهای جستوجوگر سایتهایی مانند Google و Yahooبا بهرهگیری از کلیدواژههای « اخلاق و دین»، «اسلام» و «نظریه فرمان الهی» بهره گرفتیم.
با نگاهی گذرا به تاریخ بشر، اتحاد هنجارهای اخلاقی با دستورات دینی در بسیاری از جوامع مشهود است.
گفتمان اشاعره و معتزله در زمینهی حسن و قبح عقلی افعال از سابقهی دیرین این مسأله در جوامع اسلامی حکایت دارد. نیاز اخلاق به دین میتواند مبنایی یا محتوایی باشد. در ارتباط مبنایی می توان از غایات مشترک دین و اخلاق و نیازهای اخلاق به دین نام برد. هدف غایی دین و اخلاق، اصلاح طلب رساندن انسان به کمال واقعی است. اما عقل عرفی در تشخیص ارزشهای اخلاقی دارای محدودیتهای ذاتی است و برای رفع آنها نیازمند راهنماییهای دین. بر این مبنا رابطهی اخلاق با دین رابطهی ارگانیکی است, مثل رابطهی تنه با درخت (مبادی تصوری). از طرفی دین درحوزهی گزارههای اخلاقی نیز پشتوانه و تبیینگر صدق آنهاست (مبادی تصدیقی).
انسان برای انجام کارهای اخلاقی و اجتناب از کارهای ضداخلاقی نیازمند تشویق و تنبیه است و دین بهترین وعدهها و بدترین وعیدها را به انسان عرضه میدارد که خود ضامن اجرای اخلاق است. با رویکرد منطقی (محتوایی)، دو دیدگاه اشاعره و معتزله در «استنتاج اخلاق از دین» وجود دارند. اشاعره قایل به تبعیت اخلاق از دین در همه مواردند و حسن و قبح ذاتی افعال را نمیپذیرند, اما معتزله مستقلات عقلیه را پذیرفته ودر این حوزه قایل به استقلال اخلاق از دین اند.
در نتیجه, نظریهی «استنتاج اخلاق از دین» را میتوان از ابعاد مختلف بررسی کرد. اهداف مشترک باعث پشتیبانی این دو پدیده از یکدیگر میشوند. اخلاق مبتنی بر عقل غیر از حوزهی مستقلات عقلیه نیازمند راهنمائی دین است تا فقر ذاتی خویش را در ادراک مفاهیم واقعی اخلاق جبران کند. تأیید دین بر مفاهیم منتج از اخلاق عرفی نوعی ضمانت اجرائی است که با وعده و وعیدهای دین کامل شده، تحقق اجتماعی مییابد. از دیدگاه گزارهای نیز میان متکلمان اسلامی ( اشاعره و معتزله) اختلاف نظر است.
زهرا هاشمی، محمد جواد مرتضوی،
دوره 1، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده
در اسلام زندگی انسان بهقدری ارزش دارد که قرآن کریم نجات جان یک انسان را با نجات جان تمامی انسانها برابر میداند. از سوی دیگر، در این مکتب الهی زندگی افراد متعلق به آنها نبوده و جان انسان بهعنوان امانتی الهی قلمداد میشود که حفظ آن از واجبات غیر قابل انکار است. از جمله مواردی که اخلاق پزشکی در دنیای مدرن با آن رو به رو شده است، مسألهی خودکشی با همکاری پزشک و اتانازی (Euthanasia) یا همکاری آگاهانه با بیمار در پایان بخشیدن به زندگی پر درد و رنج وی است. دیدگاههای فلسفی و اخلاقی ادیان مختلف در خصوص انجام اتانازی متفاوت است. از دیدگاه مکاتب انسانمحور و غیرالهی، بیمار برای رهایی از درد میتواند آگاهانه مرگ خود را انتخاب نماید و بهرهمندی او از حق مرگ باعزت و بیدرد همانند حق زندگی باعزت است. این باور در بسیاری از موارد اجرای اتانازی یا قتل ترحمآمیز را توجیه نموده و آن را قانونی کرده است. با این وجود، در اکثر کشورها، از منظر دین و قانون، اتانازی امری مطرود بهشمار میآید. انجمن جهانی پزشکی World Medical Association (WMA) در بیانیهی خود بر اساس سوگندنامهی بقراط، اتانازی را به هر شکلی محکوم کرده و آن را غیراخلاقی میداند. لذا توجه بیشتر به مسائل اخلاقی پزشکی یک ضرورت اجتنابناپذیر است. این نوشتار با بهرهگیری از آیات و روایات دیدگاههای اسلام را در مورد قتل ترحمآمیز تشریح نموده و آن را با دیدگاههای اخلاق پزشکی نوین مقایسه مینماید.
لیلا علیزاده، سید طه مرقاتی، رضا عمانی سامانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 12-1388 )
چکیده
ناباروری بهعنوان بحرانی در دورهی زندگی شناخته شده است که بالقوه تهدیدکنندهی ثبات فردی و روابط اجتماعی است. از ناباروری بهعنوان سومین عامل یا یکی از پنج عامل اول طلاق نام برده شده است. حدود یک چهارم زوجها در ایران ناباروری اولیه را تجربه میکنند. در برخی موارد یکی از زوجین یا هردو توانایی ایجاد گامت (سلول جنسی) را ندارد، لذا تنها راه حل درمانی برای این دسته از زوجین استفاده از روش اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) یا اهدای جنین است و در صورت وجود مشکلات آناتومیک رحم نیاز به استفاده از رحم اجارهای بهوجود میآید. در برخی موارد نادر نیاز به ترکیبی از دو یا چند نوع اهدا وجود دارد که این امور علاوه بر مشکلات ناشی از حکم تکلیفی از نظر احکام وضعی نیز میتواند ایجاد مشکل نماید و حقوق والد- فرزندی را مورد شک و شبهه و سؤال قرار دهد. در این مقاله با استفاده از منابع فقهی و حقوقی به حقوق والد - فرزندی مانند نسب، حضانت، ولایت، نفقه و محرمیت در مورد انواع اهدا، رحم اجارهای و علیالخصوص اهدای ترکیبی پرداخته شده است. بهنظر میرسد که بهجز ترکیب اهدای جنین و رحم اجارهای که همانند سرپرستی و فرزندخواندگی است، در بقیهی موارد اهدای ترکیبی میتوان حقوق والد فرزندی را همانند اهدای ساده در نظر گرفت.
حسن دانایی فرد، علی رجبزاده، آذر درویشی،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده
عملکرد سازمانهای دولتی بر ارتقاء مشروعیت مردمی آنها تأثیر میگذارد. بیمارستانهای دولتی از جمله سازمانهای عمومی هستند که عملکرد آنها در افزایش اعتماد شهروندان به دولت نقش کلیدی ایفا میکند. پاسخگویی عمومی بهعنوان یکی از شاخصهای نرم عملکرد در ادبیات مدیریت در بخش دولتی حائز اهمیت فراوان است. دانش موجود بر تأثیر متغیرهای مختلف بر پاسخگویی عمومی اشعار دارد ولی به نقش شایستگی اخلاقی- اسلامی و فرهنگ خدمتگزاری نپرداخته است. هدف این پژوهش، بررسی رابطهی شایستگی اخلاقی - اسلامی و فرهنگ خدمتگزاری با پاسخگویی عمومی است. پژوهش حاضر نوعی پژوهش توسعهای است و استراتژی آن همبستگی است. مدل این پژوهش، در بیمارستانهای دولتی شهر تهران آزمون شده است. در این پژوهش، دو سؤال مورد بررسی قرار گرفت: 1) تا چه حد شایستگی اخلاقی - اسلامی مدیران بیمارستانهای دولتی پاسخگویی عمومی آنها را افزایش میدهد؟ 2) تا چه حد فرهنگ خدمتگزاری تأثیر شایستگی اخلاقی- اسلامی مدیران بیمارستانهای دولتی را بر پاسخگویی عمومی آنها نسبت به بیماران ارتقاء میبخشد؟ نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد بین شایستگی اخلاقی- اسلامی مدیران و پاسخگویی عمومی رابطهی معنیدار مثبتی وجود دارد. تأثیر شایستگی اخلاقی- اسلامی بر پاسخگویی عمومی حدود 04/0 درصد بود. همچنین نتایج حاکی از آن بود که فرهنگ خدمتگزاری تأثیر شایستگی اخلاقی - اسلامی بر پاسخگویی عمومی را حدود 1/ 0 درصد افزایش میدهد.
حسین درگاهی، آیت معروفی،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده
از نظر تاریخی، پیدایش بیمارستانها به سه دوره تقسیمبندی میشود: دورهی ایران قبل از اسلام، دوران اسلامی و ایران بعد از اسلام، مغربزمین و دورهی ورود بیمارستانهای اروپایی و آمریکایی به ایران. این مقاله با هدف مقایسهی تاریخ پیدایش بیمارستانها در دورههای مختلف تهیه و تدوین شده است. این پژوهش یک مقالهی مروری و مقایسهای است. برای جمعآوری اطلاعات از موتورهای جستوجوگر رایج و انتخاب مقالات مرتبط و کتب معتبر استفاده شد.
ایران پیش از اسلام دارای قوانین پزشکی خاص خود بود. در دوران اسلامی، بیمارستان به مفهوم مدرن آن بهکار میرفت. پزشکان مسلمان اولین کسانی بودند که میان بیمارستان با معابد، نوانخانهها، آسایشگاههای فقرا و جذامخانهها تفاوت قائل شدند. ایرانیان در ایجاد و ادارهی بیمارستانها، پیشرو ملتهای متمدن هم عصر خود بودند. اما با شروع قرون وسطی، ساخت بیمارستانها در مغربزمین دچار تحول شد.
در طی قرون متوالی، دراغلب نقاط مغربزمین، شیوههای درمانی در بیمارستانها به جادو و طلسم ختم میشد، اما در قلمرو دولتهای اسلامی بیمارستانهای پیشرفتهای وجود داشت. این بیمارستانها درمقایسه با بیمارستانهای امروزی دارای مزیتهایی بودند. اگرچه در عصر حاضر، خدمات بیمارستانها برای حل مشکلات جدی نظام سلامت برکسی پوشیده نیست، اما بهدلیل ساختار نامناسب نظام سلامت و رویکردهای نادرست به مراقبتهای پزشکی، این نوع خدمات در این مقطع تاریخی مورد انتقاد صاحبنظران و منتقدین قرار گرفته است.
کاظم خدادوست، سید فاضل حسینی، محمد علی محجل شجا،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
مهمترین بحران زندگی اجتماعی انسان در دوران مختلف تاریخ بشر، مسألهی اخلاق و نحوهی سلوک انسان در جامعه با همنوعان خود بوده است. هرچه زندگی انسان پیچیدهتر میشود، مسألهی اخلاق هم شکل پیچیدهتری به خود گرفته و تعریف اخلاقی روابط انسانها در جامعه مشکلتر و تشخیص مصادیق اخلاقی از غیراخلاقی دشوارتر میگردد. در جامعهی پزشکی بحث اخلاق بهدلیل اهمیت این حرفه از جایگاه ویژهای برخوردار است و حتی مباحث اخلاق پزشکی با عنوان medical ethics مباحث علمی بسیار جدی و گستردهای را به خود اختصاص داده است. علت تأکید بر اهمیت اخلاق پزشکی اساساً به این خاطر است که مسائل آن فراتر از اخلاق عمومی است. درعرصهی پزشکی این حکم صادق است که اساساً حرکت طب بر محور اخلاق بوده و پایههای آن بر مبانی اخلاقی استوار است. لذا در این مقــاله سعی میشود دیدگاه مربوط به موضوع اخلاق پزشکی در ایران باستان و دورهی اسلامی، نقش و اهمیت آن در جهت برخورد انسانی، شرافتمندانه و احترامآمیز مورد بررسی قرار گیرد.
با توجه به اهمیت و نقش اساسی علم اخلاق در حرفهی پزشکی، باید اذعان داشت که در گذشته، شناخت و معرفت نسبت به حقایق در میان حکیمان محکمتر و افزون بر داشتن درجات بالای علمی، از منزلتی روحانی نیز بهرهمند بودند. به همین نسبت نیز التزام آنان به اخلاق و معنویات کاملتر بوده و در حفظ ارزشهای اخلاقی بسیار میکوشیدند و همانند پیشوایان دینی، الگویی شایسته بوده و مردم را به نیکی و نجابت، راهنمایی میکردند. افعال اخلاقی، اساسیترین راه وصول به این مقصد هستند و رعایت معیارهای اخلاقی در پزشکی بسان خلعتی خواهد بود که پوشیدن آن زیبندهی قامت همگی اطباست.
فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 3، شماره 5 - ( 9-1389 )
چکیده
در اخلاق پزشکی نوین، یکی از مهمترین حقوق بیمار احترام به اختیار فردی است. بر اساس آن پزشک ملزم به ارائهی اطلاعات لازم به بیمار است؛ بهنحوی که او بتواند بر اساس اطلاعات دریافتی در مورد بیماری خود و شیوه پیگیری مراحل تشخیصی درمانی تصمیم بگیرد. این در حالی است که در بسیاری از فرهنگها و جوامع گفتن حقیقت در مورد تشخیص یک بیماری جدی و احتمالاً مهلک امری مشکل و مورد بحث است.
آنچه در این مقاله خواهید یافت مروری بر برخی مطالعات انجام شده در جوامع مختلف و تا حدودی مقایسهی دیدگاهها در جوامع شرقی و غربی است. همچنین، ذکر کلی دیدگاه اسلام در این خصوص، و اشاره به سیاستهای جاری در کشورهای اسلامی، تأثیر فرهنگ اجتماعی بر رفتار عوام و خواص را وضوح بیشتری خواهد بخشید.
در جوامع مختلف، دیدگاههای متفاوتی در مورد حقیقتگویی و انتقال خبر بد به بیمار وجود دارد. بهنظر میرسد تفوق اصل «اختیار فردی» در غرب، الزام بیان حقیقت به بیمار را در جوامع غربی قابل پذیرش نموده است. اما در بسیاری از جوامع شرقی، به علت محوریت خانواده و اولویت اصل «عدم ضرر» نسبت به «اختیار فردی» کتمان حقیقت بیماری امری رایج است. علل این امر در برخی مطالعات بررسی گردیده است. در بسیاری جوامع، حرکت بهسوی افزایش توانمندی و آگاهی فردی برای تصمیمگیری آگاهانه مبتنی بر اختیار، شتابی قابل توجه دارد. آموزههای دینی اسلام، بر حق بیمار بر دانستن حقیقت و لزوم فراهم آوردن شرایط لازم برای بهرهگیری بهتر از روزهای پایان حیات تأکید دارد؛ هرچند ملاحظات اخلاقی در خصوص عدم ایجاد ترس و نگرانی بیمورد در بیمار را نیز مورد توجه قرار میدهد.
تدوین و اجرای دستورالعملهای خاصی جهت تسهیل بیان حقیقت به بیمار در برخی کشورها به انجام رسیده است. در کشور ما نیز بهنظر میرسد توجه به افزایش آگاهیهای عمومی و نیز ارتقای مهارتهای ارتباطی پزشکان و تیم پزشکی در خصوص نحوهی انتقال خبر بد، در کنار تدوین دستورالعملهای لازم ضرورت دارد.
لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
باروریهای مصنوعی، بسیاری از زوجهای نابارور را به داشتن فرزند امیدوار کرده است، اما این امیدواری، مشکلات فراوان اجتماعی، اخلاقی، فقهی و حقوقی نیز همراه داشته است که لزوم بررسی آنها اجتنابناپذیر است. روشهای انجماد گامت و جنین، تعداد فراوان جنینهای منجمد و همچنین امکانِ گرفتن گامت شخص فوت شده تا مدتی پس از فوت، مسألهای بهنام باروری پس از مرگ را به میان آورده است. در این مقاله تلاش شده است تا مسائل اخلاقی مربوط به این روش بحث شود. در این مطالعه، بررسی مسائل اخلاقی با مطالعهی کتب و متون اصلی انجام گرفته و در واکاوی مسائل فقهی از متون اسلامی و فتاوی فقها استفاده شده است. همچنین، در ارتباط با مسائل اجتماعی و حقوقی از مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان و همچنین مقالات، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه یاری گرفته شده است.در جوامع اسلامی که ناباروری، بیماری خانواده دانسته میشود، ارائهی روشهای کمکباروری برای تولیدمثل پس از مرگ مناسب بهنظر نمیرسد. دیدگاههایی همچون سرنوشت و رفاه کودک، تعریف خانواده، بقای زوجیت پس از مرگ و بررسیهای حقوقی نیز مؤید این مطلب است. لذا لازم است قوانین و دستورالعملهای جامعی در جلوگیری از انجام تولیدمثل پس از مرگ وضع شود.
امید آسمانی، حکیمه پارسایی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
تولد نوزادی نارس یا دچار عیوب مادرزادی شدید و با پیشآگهی ضعیف، میتواند خانواده و جامعه را با چالشهای متعدد اخلاقی، اجتماعی، حقوقی و ... مواجه کند. غالب معیارهایی (ناتوانی، کیفیت زندگی و ...) که در تصمیمگیری برای مراقبت از این نوزادان، ملاک عمل قرار میگیرند، چندبعدی بوده و بهشدت بار اخلاقی دارند. در این مطالعه تلاش شده است تا ضمن معرفی دیدگاهها و چالشهای موجود در انطباق این معیارها با وضعیت نوزادان بهشدت بیمار، نقاط ضعف هر مفهوم نیز معرفی گردد. در پایان نیز دیدگاه کلی مکتب اسلام در رویارویی با چنین شرایطی، مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. نقطهی پایان غالب مباحثات اخلاقی در رابطه با یک نوزاد بهشدت ناتوان، به چند سؤال بنیادی و بدون پاسخی قطعی در مورد مجاز بودن انسان برای تصمیمگیری در مورد زندگی و مرگ یک نوزاد، معیارهای تصمیمگیری و اعتبار آنها و غیره ختم میشود. به هر روی، با وجود نظریهپردازیهای دانشمندان مختلف، تاکنون تبیین همهجانبهای از معیارهای زندگی و مرگ، برای تصمیمگیریهای اخلاقی پایان حیات ارائه نشده است. آنچه مسلم است اینکه علم امروز بشر هنوز در حدی نیست که پاسخ مشخصی برای سؤالات کلیدی این موضوع داشته باشد. همچنین، نگارندگان تلاش کردهاند تا نشان دهند بر خلاف دیدگاههای غربی در آموزههای اسلامی تصمیمگیری در مورد حق حیات این نوزادان جایگاهی ندارد؛ چرا که میتواند نوعی حذف غیر مجاز صورت مسأله باشد؛ بلکه بحث پیرامون چگونگی حل منطقی و اخلاقی موضوعی است که باید متناسب با علم و امکانات روز و در محدودهی جواز الهی آن صورت بگیرد.
مریم پیمانی، فرزانه زاهدی، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
در اواخر دهه 1960 برخی از مقالات پزشکی به بیان زجر شدید بیماران بدحال مبتلا به بیماریهای لاعلاج، بهدلیل انجام مکرر فرایند احیای قلبی - ریوی (CPR) پرداختند. این موضوع حاکی از آن بود که با وجود اثربخشی فرایند احیا در نجات جان بیماران مبتلا به ایست قلبی - تنفسی، لیکن کاربرد معمول آن برای همهی بیماران، مشکلاتی را بهوجود آورده بود. مروری بر مطالعات نشان میدهند که طرز برخورد با بیمارانی که در روزها و ساعات پایانی عمر خود بهسر میبرند همواره برای کادر درمانی از جمله پزشکان و پرستاران، یک معضل محسوب شده و تصمیمگیری در مورد ادامهی اقدامات درمانی در این بیماران، یکی از مهارتهای اساسی مورد نیاز کادر سلامت است. چالشهای علمی، اخلاقی، دینی و حقوقی متعددی در این حیطه وجود دارد که گاه تصمیمگیری را دشوار میسازند. در این مطالعه، ضمن مرور کلی مطالعات منتشرشده در زمینهی عدم احیا در جوامع مختلف در 30 سال اخیر که طی آنها دیدگاههای کادر درمانی بهداشتی اعم از پزشک و پرستار با یکدیگر مقایسه شدهاند، سعی شده است با نگاهی جدید موضوع از دیدگاه اسلامی بررسی شود. همچنین، راهنماهای بالینی که در زمینهی عدم احیا توسط کشورهای مختلف مانند آمریکا، انگلستان و عربستان سعودی تهیه شده است نیز مورد کنکاش قرار گرفتند. برای جستوجوی این مطالعات، منابع اطلاعات کتابشناسی الکترونیکی و پایگاههای معتبر اینترنتی متعدد استفاده شد و نیز جستوجوی دستی از منابع ذکر شده در برخی مقالات حاصله صورت پذیرفت. نتایج مطالعه نشان میدهد علیرغم مطالعات متعددی که در نقاط مختلف دنیا در زمینهی DNR صورت پذیرفته است، کماکان پزشکان و کادر پزشکی در این امر با چالش مواجهند. در کشور ما، حسب ارزشها و اعتقادات دینی، این امر نیازمند تبیین دقیقتری است تا از سردرگمی تیم مراقبت در بالین بکاهد. ارزشها و عقاید پزشک و بیمار، ما را از متابعت صرف از راهنماهای سایر کشورها بازمیدارد و ضرورت تدوین دستورالعملی مبتنی بر فرهنگ ایرانی - اسلامی را واضح میسازد. آموزش و افزایش آگاهی گروههای مختلف ازجمله بیماران و عموم جامعه، شاغلان حرف پزشکی و مسؤولان و سیاستگذاران سلامت در تمام جوامع و بهطور خاص در کشور ما امری ضروری است.
سیدمحمود طباطبایی، سیدحسن علم الهدی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
باتوجه به اینکه در کشور ما، رعایت قوانین اسلامی در عرصههای مختلف زندگی - از جمله انجام اعمال پزشکی - ضروری است و عملکردها نباید مخالف با مبانی فقه و اخلاق اسلامی باشند، بهنظر میرسد که پزشکان، علاوه بر داشتن صلاحیتهای علمی و قانونی، میباید با احکام فقهی و ضوابط اخلاقی مرتبط با حرفهی خود، بر اساس این مبانی آشنایی پیدا کنند که اولاً: دانش فقه، مجموعهی فراگیری از احکام را ارائه میکند که از قرآن، احادیث پیامبر و معصومان، اجماع فقها و عقل استنباط شده و پاسخگوی نیازهای فردی و اجتماعی در شرایط و موقعیتهای گوناگون هستند و ثانیاً: اصول اخلاقی در قرآن، روایات و اظهارات اندیشمندان و علمای دین، به تفصیل بیان شده و میتوان ضوابط اخلاق پزشکی را درحد تخصصی از آنها استخراج کرد. در این مقاله، به مرور متون معتبر فقهی، اخلاقی و پزشکی به منظور استخراج مطالب مرتبط با فقه و اخلاق پرداخته شده، اظهارات و تحلیلهای فقیهان و اندیشمندان گذشته و معاصر دربارهی قلمرو فقه پزشکی و اخلاق پزشکی و وجوه اشتراک و اختلاف آنها، شناسایی و بررسی شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، فقه پزشکی برای هر رویداد و پدیدهای در حیطه ی پزشکی که معمولاً جنبه ی بیرونی دارد، به تعیین حکم میپردازد و مکلفان وظیفه دارند آنها را به عنوان حکم خداوند، اجرا نمایند. اما اخلاق پزشکی، شامل ضوابط و مقررات بسیار وسیع و متنوع مرتبط با هرگونه عملکرد و رویداد بیرونی و درونی در حوزهی پزشکی است که عموماً باعث ارتقای کیفی گردیده، ممکن است همسان یا متفاوت با احکام فقهی باشند و علیرغم مطرحشدن آنها بهصورت دستورالعمل، تأکید به پیروی از آنها همانند الزام به اجرای احکام فقهی نیست.
سعید نظری توکلی، نسرین نژادسروری،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
رازداری یکی از قواعد کهن حرفهی پزشکی است که ضمن تأثیر بر چگونگی رابطهی میان پزشک و بیمار، تأمین کنندهی منافع فردی بیمار و پزشک و همچنین مصالح اجتماعی است. در آموزههای دینی نیز ضمن تأکید بر وجوب رازداری، افشاکنندهی راز بهدلیل ارتکاب گناه کبیره، سزاوار مجازات اخروی دانسته شده است. امروزه، با ابداع روشهای نوین تشخیصی و درمانی و گستردگی دامنهی اطلاعرسانی، زمینهی افشای راز بیماران بیش از پیش فراهم شده است. این مقالهی مروری حاصل یک مطالعهی توصیفی است. برای جمعآوری اطلاعات از مطالعهی کتب معتبر و جستوجو در منابع اینترنتی و مقالات مرتبط استفاده شد. پس از توضیح مفاهیم و مبانی رازداری در اخلاق پزشکی، همچنین اخلاق فضیلتگرای اسلامی، در بررسی تطبیقی، اشتراکها و تفاوتهای این دو دستگاه اخلاقی در مسألهی رازداری بررسی و تبیین میشود. صرف نظر از تأکید آموزههای اخلاق پزشکی و اخلاق اسلامی بر ضرورت حفظ رازداری در جلب اعتماد عمومی، رازداری در اخلاق اسلامی بهواسطهی در بر گرفتن دو حوزهی راز خود و راز دینی، افزون بر راز دیگری، از گستردگی بیشتری برخوردار بوده و فرد رازدار بهواسطهی امانتداری، از پاداش اخروی هم بهرهمند خواهد شد. همچنین، در اخلاق پزشکی، تنها رفتار کادر درمانی مورد ارزیابی قرار گرفته و به انگیزه و حالات نفسانی آنان توجهی نمیشود، اما در اخلاق اسلامی، از آن جهت که ویژگیهای نفسانی افراد مورد ارزیابی اخلاقی قرار میگیرد، رازداری امری پایدارتر بوده و بدون هیچگونه نظارت خارجی کارایی خود را حفظ خواهد کرد.
ربابه طاهری پناه،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
بارداری یک پدیدهی فیزیولوژیک است که با در نظر گرفتن آناتومی و شرایط جسمی در زنان و مردان متفاوت است. هر طوری که سن باروری در زنان بین 15 تا 40 سال و در برخی از موارد 45 سال مطرح شده است. زیرا وضعیت جسمی و بیماریهای داخلی مثل فشار خون و قلبی و دیابت هم پس از این سن مشکلاتی را برای مادر بهوجود خواهد آورد. لذا بسیاری از این موارد باعث میشود بهطور خودبهخود پروسهی باروری محدود شود. امروزه، با زندگی مدرن و به تاخیرافتادن سن ازدواج تمایل زوجها به بارداری در سنین بالا افزایش یافته است. ولی با توجه به مشکلات متعدد در زمینهی باروری این زوجها، لقاح آزمایشگاهی (IVF) را میتوان یا بهعنوان یک معجزهی پزشکی یا دستکاری در قانون و مشی الهی در نظر گرفت. پزشکان چه تعهد حرفهای به زنان نابارور و تا چه حد دارند؟ آیا انسان و علم پزشکی مجاز است تا این پدیدهی فیزیولوژیک را تغییر دهد. استفاده از IVF نیز مانند دیگر جنبههای علم پزشکی، شامل یکسری مسائل مختلف اخلاقی است که همهی افراد درگیر در این فرایند باید به آن آگاهی داشته و با درایت کافی آن را بهکار ببندند. دو نکتهی مهم در این زمینه سلامت مادر و سلامت فرزند و حقوق اوست که تا چه حد تیم پزشکی در استفاده از روشهای کمکباروری این حق را برای او قائل شدهاند. سلامت فرزند متولدشده خود نقش مهمی در این زمینه دارد. با توجه به اینکه با افزایش سن، احتمال ناهنجاریها هم افزایش مییابد. یکی از موارد فوق ارتباط بین سن والدین و اوتیسم کودکان است که دیده شده است با افزایش سن مادر یا پدر اوتیسم زیادتر دیده میشود. از طرفی آیا این فرزندان نیازهای کودکانهی خود را با داشتن والدین مسن میتوانند برآورده کنند. آیا این فرزندان از همان حقوق فرزندان والدین جوان برخوردار خواهند بود. این مسائل باعث شده تا در مذاهب مختلف با در نظر گرفتن اخلاق پزشکی و حقوق مادر و فرزند محدودیتهایی را برای انجام اقدامات درمانی قائل شوند. در بسیاری از کشورهای اروپایی انجام چنین اقدامات درمانی پس از 40 سال ممنوع است. متأسفانه، در ایران هیچ قانون خاصی وجود ندارد و با توجه به قانون اهدا تخمک و جنین بیماران را بدون محدودیت وارد سیکل درمانی میکنند. بروز عوارض مختلف درمانی، ریسک بیهوشی و غیره بهطور متناوب دیده میشود. در این بحث تلاش میشود تا با ارائهی نظرات و دیدگاه اسلامی و مقایسهی آن با مکاتب مختلف، پیشنهاد تدوین قانونی در این زمینه ارائه شود.
سید ضیاالدین تابعی، لیلا افشار، فرزاد محمودیان،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
اتخاذ بسیاری از تصمیمات در اخلاق پزشکی بهویژه در ملاحظات اخلاقی آغاز و پایان حیات به تعریف ما از انسان و جایگاه اخلاقی او بستگی دارد. برای شخص انگاشتن فردی از گونهی انسانی ملاکهای گوناگونی مطرح شده است، از جمله : زمان لقاح، لانهگزینی در رحم، تکامل سیستم حسی و عصبی، حرکت جنین در رحم مادر، تولد و آگاهی و خود آگاهی. بر همین اساس، زمان تبدیل موجود انسانی به شخص در دیدگاههای مختلف متفاوت است. در باور ادیان ابراهیمی انسان علاوه بر ابعاد جسمانی دارای جنبههای روحانی نیز است و با استناد به همین امر میتوان شأن اخلاقی او را تعریف کرد. در این دیدگاه شخصانگاری موجود انسانی همزمان با روحدار شدن او معنا مییابد. اما روح و نحوهی ولوج آن به بدن پدیدهای غیرمادی است. این سخن به معنای نفی تأثیر و ارتباط این پدیده یا تقارن آن با برخی آثار مادی و جسمانی در انسان نیست. پس، این احتمال وجود دارد که به جهت ارتباط تنگاتنگ روح با بدن، بتوان بروز تحولاتی در جسم را مشخص کرد که از طریق آنها بتوان زمان ولوج روح را حدس زد یا چنین ادعا کرد که برای روحدار شدن جنین رسیدن به حد خاصی از تکامل جسمانی لازم است. در این راستا امکان طرح این پرسش فراهم میآید که گرچه رویکرد فقه اسلامی به مسألهی ولوج روح و تعیین زمان حدود 120 روزگی جنین برای وقوع چنین امری، رویکردی عملگرایانه و با توجه به اهمیت حیات انسان در دین اسلام است، اما آیا میتوان پس از آنکه جنین از لحاظ فیزیکی کامل شد او را برای پذیرش روح آماده دانست و از آن زمان او را شخص انسانی بهحساب آورد و به تبع آن کلیهی آثار و تبعات اخلاقی مترتب بر شخص را بر او وارد دانست؟
سیده فاطمه موسوی نیا، حجت صفار حیدری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
در دین مبین اسلام تربیت بر تعلیم ارجحیت دارد و بنابراین، مبحث اخلاق در آموزش بسیار حائز اهمیت است. و از طرفی دیگر از این منظر وجود اسوه و الگو در تمامی حوزههای زندگی انسان نقش محوری را ایفا میکند، بالاخص درحوزهی اخلاق و آموزش که از ارکان اصلی در جهت دهی صحیح تربیتی محسوب میشود و نیاز به الگوهای عملی دراین زمینه غیر قابل انکار است.
در تربیت اسلامی نقش و رسالت معلم منحصر به فرد است و سفارشات اکیدی در خصوص ویژگیهای اخلاقی، اهمیت جایگاه و نقش و خطیر بودن وظیفهای که بر عهده دارد شده است و احادیث و روایات و نظریات فراوانی در این باب وجود دارد. از همین رو، در آیات و روایات و همچنین در دیدگاه اندیشمندان اسلامی نقش معلم بهعنوان الگوی اخلاق در امر آموزش مطرح شده و جایگاه ویژهای دارد. در نهادهای آموزشی نقشهای فراوانی وجود دارد و افراد زیادی دستاندرکار در تعلیم و تربیت هستند اما در این میان نقش معلم جلوهای خاص دارد و این بهدلیل ارتباط نزدیک و رودررویی است که معلم در جریان آموزش با شاگردان برقرار میسازد.
معلم تنها یک آموزگار برای انتقال معلومات علمی و دانش نیست بلکه الگویی بانفوذ است که نمیتواند نسبت به اصول اخلاقی خویش بیتفاوت باشد، چون محدودهی اخلاقیاتش فراتر از خود اوست و در واقع اخلاق و عمل معلم در جریان آموزش به مراتب بیشتر از سخن و کلامش بر شاگردان اثر خواهد داشت. از همین رو، در بسیاری از موارد شاگردان در شخصیتپذیری خود نقش معلم را بسیار مؤثر میدانند.
اینجاست که الگوسازی از معلم در درون شاگرد اتفاق میافتد و شاگرد او را سرلوحهی خویش قرار داده و از او سرمشق میگیرد. با توجه به این مطالب میتوان گفت که از دیدگاه اسلام رابطهی معلم با شاگرد یک رابطهی معنوی است، چون معلم با روح و جان کودک در ارتباط است یک معلم با پایبند بودن به اصول و ضوابط اخلاق در جریان و روند آموزشی که بر عهدهی اوست میتواند بزرگترین خدمت را به جامعهی خویش عرضه کند. در این مقاله ما سه هدف را مد نظر قراردادهایم:
الف) وجود الگوی اخلاقی در آموزش از دیدگاه اسلام جه لزوم و اهمیتی دارد؟
ب) چرا در اسلام معلم یک الگوی اخلاقی محسوب میشود و ویژگیهای اخلاقی یک معلم بهعنوان یک الگوی اخلاق در امر آموزش چیست؟
ج) از منظر اسلام چگونه معلم با دارا بودن این ویژگیهای اخلاقی در آموزش میتواند بر روند آموزش تأثیرگذار باشد؟
در این مقاله با بهکارگیری روش کتابخانهای و مراجعه به آیات و روایات و تفحص در دیدگاه اندیشمندان و متفکران اسلامی و بر پایهی روش تحقیق تحلیلی استنتاجی برای نیل به اهداف سه گانه مذکور خواهیم کوشید.
جواد سعید تهرانی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
اگر چه در فرهنگ اسلامی دانش بهصورت مطلق فضیلت بهحساب می آید اما دانشی مورد تایید است که در مسیر صلاح و سعادت جامعه از آن استفاده شود. در روایات اسلامی در نکوهش عالمان بی عمل تعبیرات تکان دهندهای آمده است.
بنابراین، دانش اگر مطلق در نظر گرفته شود نه تنها موجب هدایت فرد و جامعه نمیشود چه بسا ابزاری در دست انسانهای ناپاک و دشمن بشریت بوده و موجب گسترش ظلم و فساد در روی زمین شود. اما علم قادر است توانمندی ایمان را ارتقاء دهد و انسان و جامعهی بشری را با دو بال علم و ایمان به کمال مطلوبش برساند.
صاحبـــدلی به مدرسه آمد زخانقـــــــاه بشکست عهد صحبت اهل طــــریق را
گفتــم میان عالم و عابـــــد چه فرق بود تا اختیار کردی از آن این فریـــــق را
گفت آن گلیم خویش برون می برد ز موج وین سعی می کند که بگیرد غریـق را
سعدی
امام سجاد (ع) در یکی از فرازهای صحیفهی سجادیه به خدا عرض میکند:
«واجعلنی من ادله الرشاد بارالها» مرا از دلایل رشاد و هدایت قرار ده.
رشاد و رشید از ریشه رشد است، یکی از نامهای خداوند رشید است، در توضیح کلمهی رشید در نهایه ابن اثیر آمده است که الرشید هو الذی ارشد الخلق الی مصالحهم. او خداوندی است که ارشاد می کند مردم را به آنچه مصلحت آنان است یعنی هدایت کننده و دلالت کننده مردم به خیر و صلاحشان.
هدایت جامعه و ارشاد مردم به عهدهی کیست ؟
این وظیفهی مقدس در درجهی اول به عهدهی انبیاء الهی و در نهایت به عهدهی رسول گرامی اسلام (ص) و جانشینان او محول شده است و کسی که در راه آموزش مردم قدم بر می دارد در واقع خط مشی رسول اکرم (ص) و ائمهی معصومین صلوات الله علیهم را می پیماید. در این مقاله ده ویژگی که برازندهی اساتید و مربیان است بیان میشود.
معصومه ایمانی پور،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
پذیرفتن هر نقشی، مسؤولیتهایی بهدنبال دارد و ایفای این مسؤولیتها مستلزم رعایت جنبههای اخلاقی بسیاری است. تدریس نیز مانند هر نقش و مسؤولیت حرفهای دیگری دارای یکسری اصول و مبانی اخلاق حرفهای است که از سوی شاغلین به آن باید رعایت شود. علاوه بر این خود معلمی، حرفهای است که ماهیت اخلاقی دارد و اخلاق در همه جای آن جاری است. از همین رو، بسیاری از دانشگاههای جهان در راستای فراهم کردن یک مجموعه از ضوابط و استانداردهای اخلاقی که همهی افراد به آن معتقد باشند و افزایش پایبندی به اصول حرفهای، برای شاغلین حرفهی معلمی یک مجموعه راهنما از کدهای اخلاقی تدوین کردهاند. التزام اساتید به رعایت استانداردهای آموزشی، آشنایی با اصول تدریس و کلاس داری، تقید به مسؤولیتهای حرفهای، رعایت انصاف و عدالت، احترام و ادب، دلسوزی و صداقت در برخورد با دانشجویان و همکاران از جملهی این کدهای اخلاقی هستند. اما آنچه مهم است اینکه با مقایسهی این کدهای اخلاقی جهانی و دستورات دینی اسلام در زمینهی اخلاق آموزش در مییابیم که مجموعهی این کدها چیزی بیش از آموزههای دینی و توصیههای اخلاقی اسلام در امر تعلیم و تربیت نیست، بلکه گستره و دقت و ظرافتی که در مبانی اخلاق حرفهای معلمی برگرفته از اخلاق اسلامی وجود دارد آنچنان وسیع و جهانشمول است که میتواند بهعنوان خط مشی و دستورالعمل اخلاق آموزش در هر فرهنگ و هر رشتهای مورد ارجاع و استفاده قرار گیرد.
غنای فرهنگ و تربیت اسلامی تا بدانجاست که تنها رعایت استانداردهای اخلاق حرفهای را برای اشتغال به حرفهی معلمی کافی نمیداند. دستیابی به وضعیت اخلاقی مطلوب و فضائل اخلاقی نیازمند تربیت است و مراکز آموزشی بهعنوان یکی از مهمترین ارگانهای مسؤول در این زمینه شناخته میشوند. آموزش عالی نیز بهعنوان یک نهاد آموزشی مهم، در امر تربیت اخلاقی دانشجویان و جوانان نقش بسزایی دارد. از آنجا که اعضای هیأت علمی دانشگاهها نقش اصلی را در اداره و هدایت امر آموزش بر عهده دارند، بهعنوان مهمترین گروه مسؤول در تربیت اخلاقی دانشجویان شناخته میشوند. انسانها برای دست یازیدن به رفتار و فضائل اخلاقی نیاز دارند که تربیت شوند و آموزش ببینند و لازمهی چنین تربیتی، بهره بردن از محضر استادی است که خود آراسته به فضائل اخلاقی باشد. نخستین گام در رشد اخلاقی دانشجو، توجه به خودپیرایی و جانآرایی استاد یا همان تخلق به اخلاق فردی و گام دوم تلاش در جهت تبلور عینی اخلاق در بروز رفتارهاست. لذا ضروری است اساتید با تجهیز کردن خود به عنصر تهذیب، آراسته به منش اخلاقی شده و توجه بیشتری به جنبههای رفتاری خود داشته و بدانند که صرفنظر از رشتهی تخصصی که تدریس میکنند یکی از عوامل مؤثر و تعیینکنندهی رشد فضایل اخلاقی در دانشجویان هستند. از این رو در در اندیشه دینی همواره تعلیم، تهذیب، دانایی و دینداری همزاد و همراهند و پیرایش نفس، اولین و مهمترین اصل اخلاقی است که یک استاد باید به آن عمل کند.
طاهره چنگیز، اکرم ایزدی خواه، نیکو بمانی، سید ابراهیم میرشاه جعفری،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
موضوع اخلاق در حرفههای گوناگون بحثی است که امروزه در بسیاری از کشورهای جهان از جمله ایران، به آن توجه میشود. آموزشدهندگان پزشکی که گاه با تعارضات حاصل از آمیختگی حرفهی پزشکی با آموزش دانشجویان مواجه میشوند، بهشدت نیازمند آگاهی از مفاهیم اخلاقی و دستورالعملهای کاربردی برای حل تعارضات و چالشهای پیش رو هستند. راهنماهای اخلاقی که یکی از راهحلهای این معضلات است، غالباً مبتنی بر فلسفهی اخلاق و فرهنگ حاکم بر جامعه تدوین میشود. در جامعهی ایران توجه به رویکردهای دینی و استخراج مفاهیم اخلاقی مرتبط با حرفهی معلم پزشکی، مبنای مناسبی برای تهیهی راهنماهای اخلاقی است.
این پژوهش بر آن است تا با استفاده از منابع ایرانی و اسلامی، مفاهیم اخلاقی مرتبط با حرفهی معلم پزشکی را استخراج و در اختیار صاحبان این حرفه برای آموزش، اجرا و ارزشیابی قرار دهد. این مطالعه بهصورت بررسی کتابخانهای گسترده در میان کتب و مقالات تألیف شدهی داخلی با موضوعات اخلاق اموزش، اخلاق پزشکی و آموزش پزشکی، با استفاده از روش تحلیل محتوای متون انجام پذیرفته است.
در این پژوهش بیش از 50 عنوان کتاب و مقالهی داخلی، مورد بررسی قرار گرفت که حاصل این بررسی، مجموعهای از 625 مفهوم اخلاقی مرتبط با پزشکی یا معلمی و یا هر دو بود که پس از دستهبندی و حذف موارد تکراری، این مفاهیم در 27 دسته که هر دسته، ذیل یک صفت اخلاقی قرار گرفته بود، منظم شد. عناوین سر فصلها به شرح زیر است: وجدان کاری، مسؤولیت پذیری، عشق به حرفه و هم نوع، نظم و انضباط، آراستگی و متانت، رازداری، خوشخلقی، تواضع، احترام به دیگران، صداقت و راستگویی، اخلاص، ایمان به خدا، قناعت، تقوا، عفت و پاکدامنی، تعالی علمی، عدالت، صبر و شکیبایی، سعهی صدر و گذشت، انفاق، پایبندی به احکام شرعی، دلسوزی و مهربانی، عزت نفس، شجاعت، امیدواری و آیندهنگری، امانتداری، احترام به آزادی دیگران.
با توجه به گذشتهی درخشان طب در ایران و غنای فرهنگ ایرانی- اسلامی و منابع مکتوب آن، استخراج مفاهیم اخلاقی و سرفصلهای مورد نیاز در آموزش پزشکی موضوعات از این منابع، علاوه بر تحکیم زیربنای این اصول، تناسب ویژهای برای پذیرش و اجرا در محیطهای آموزشی درمانی کشور ایجاد میکند. بیشک، بیتوجهی به این منابع و استفاده از ترجمهی دستورالعملهای سایر کشورها در موضوع اخلاق در آموزش پزشکی، به معنای از دست دادن بسیاری از توصیههایی است که در دین اسلام و فرهنگ ایرانی، به پزشک یا معلم شده است.
نجف الهیاری فرد،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
زیستفناوری بهدلیل گسترهی وسیع کاربردهای خود در بخشهای مختلف صنعت، کشاورزی، پزشکی، محیط زیست و...، فناوری برتری است که نقش مهمی در ترسیم آیندهی کشورهای جهان ایفا خواهد کرد.سازمان فائو پیشبینی کرده است که تأمین امنیت غذای 1/9 میلیارد نفری جمعیت جهان در سال 2050 مستلزم افزایش 70 درصدی تولید غذا در جهان و افزایش 100 درصدی تولید غذا در کشورهای در حال توسعه است. مؤسسهی بینالمللی ارزیابی بهرهگیری از بیوتکنولوژی کشاورزی اعلام کرده است، زیستفناوری میتواند راه حلی کلیدی برای رشد روزافزون تقاضا برای غذا در جهان باشد. لذا بهرهبرداری هدفمند از زیستفناوری با رعایت تمامی جنبههای ایمنی و اخلاقی مربوطه منجر به افزایش تولید مواد غذایی و بهرهوری قابل توجه خواهد شد. البته این خود مرهون فرهنگسازی، تدوین قوانین و مقررات، تولید و تجاریسازی محصولات تراریختهی ژنتیکی و اصلاح الگوی مصرف جامعه است.بررسی دیدگاههای مراجع عظام و نظریات فقهی مصرف محصولات تراریخته حاصل از مهندسی ژنتیک ما را به مسائل اخلاق زیستی مربوطه و چگونگی استفادهی صحیح رهنمون خواهد کرد. در این تحقیق از مراجع عظام شیعه جنبههای مختلف مصرف مستقیم و غیرمستقیم محصولات حاصل از مهندسی ژنتیک در قالب چهار پرسش استفتاء شده است. همهی ایشان مصرف این محصولات را مجاز دانستهاند، همچنین، برخی این اجازه را مشروط بر عدم ضرر رسانی در حال و آینده، اطلاع مشتریان از نوع محصول دریافتی و اینهمانی محصولات اعلام کردهاند. در این مقاله ضمن اعلام پاسخهای دریافتشده، جنبههای اخلاق زیستی و فقهی دیدگاههای مراجع عظام در زمینهی محصولات تراریخته تبیین میشود.