13 نتیجه برای اعتماد
ایرج شاکرینیا،
دوره 3، شماره 3 - ( 2-1389 )
چکیده
هدف این پژوهش بررسی کیفی دیدگاهها، نگرشها و احساسات متخصصان پزشکی در رابطه با تبلیغ و مسائل اخلاقی مرتبط با آن است. بدینمنظور 12 متخصص پزشکی (پوست، مو و زیبایی؛ جراحی؛ غدد؛ ارتوپدی؛ چشم) با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات با استفاده از مصاحبهی عمیق فردی صورت گرفت. دادههای کلامی، پس از آنکه کلمه به کلمه ثبت شدند مورد تحلیل محتوی قرار گرفتند. تحلیل نتایج به روش کلایزی در هفت مقوله قرار گرفت و نتایج بهدست آمده نشان داد که پزشکان، تبلیغات پزشکی موجود را به دو صورت مناسب و نامناسب (اخلاقی و غیراخلاقی) دستهبندی کرده، موافق تبلیغ مناسب (اخلاقی) هستند. پزشکان مورد بررسی ضمن اینکه به شیوههای تبلیغی وقوف مطلوب داشتند شیوههای تبلیغی در ایران را اخلاقیتر ارزیابی کردند. پزشکان مورد بررسی دلیل استفادهی برخی از پزشکان از شیوههای تبلیغی نامناسب را روحیهی سودجویی، چشم و همچشمی، نیازهای اقتصادی و شهرتطلبی قلمداد کرده، در عین حال اعتقاد داشتند که بهترین تبلیغ برای پزشک انجام دقیق و کامل فعالیتهایی است که در جامعه برای پزشکان در نظر گرفته شده است. در مجموع پزشکان در برخی تخصصهای پزشکی، وجود تبلیغات نامناسب را رایجتر میدانند و بهطور کلی تبلیغات نامناسب و غیراخلاقی را دون شأن و موقعیت پزشکان میدانند.
مهدی فراتی کاشانی، سهیلا دبیران، مهشاد نوروزی، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده
با توجه به اهمیت تعهد حرفهای در خدمات پزشکی، ارائهی ابزاری مناسب جهت سنجش تعهد حرفهای و بررسی تأثیر عواملی همچون آموزش برای آن ضروری است. یکی از بهترین ابزارهای سنجش تعهد حرفهای، پرسشنامهی Wake-Forest است که به منظور سنجش اعتماد بیمار به پزشک مورد استفاده قرار میگیرد. هدف این پژوهش معرفی ویراست فارسی این پرسشنامه است.
در این مطالعه پس از تهیهی ترجمهی فارسی پرسشنامه و بررسی روایی آن توسط متخصصان این امر و آزمون آن در مطالعهی اولیه، پرسشنامه توسط 159 بیمار بستری در بخشهای داخلی، جراحی و زنان بیمارستان امام خمینی تکمیل شده و نتایج حاصل از آن جهت تعیین نمرهی تعهد حرفهای دستیاران و سنجش روایی ساختاری پرسشنامه تحت بررسی قرار گرفت. همچنین تأثیر فاکتورهای دموگرافیک بیماران بر میزان اعتماد آنان به پزشک سنجیده شد.
پرسشنامه از پایایی مناسب برخوردار بود. همبستگی نمرهی هر سؤال با امتیاز کل پرسشنامه، و همچنین همبستگی بین سؤالات مناسب بود. میانگین نمرهی اعتماد بیماران به دستیاران 69/39 (7/6 = SD) از حداکثر 50 نمره بهدست آمد. توزیع دادههای حاصل از پرسشنامه از توزیع نرمال تبعیت میکرد. بین متغیرهای دموگرافیکِ بیماران با امتیاز حاصل از پرسشنامه ارتباط معنیداری دیده نشد.
ویراست فارسی پرسشنامه Wake-Forest از روایی ساختاری مناسبی برخوردار است و میتواند جهت سنجش میزان اعتماد بیمار به پزشک و همچنین سنجش سطح تعهد حرفهای پزشکان بهکار رود. ادامهی مطالعات جهت همسو سازی این پرسشنامه با فرهنگ کشور توصیه میشود.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر در رابطهی پزشک و بیمار است و در توصیف اهمیت آن همین بس که در فرمایش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام، پزشک حاذق و مورد اعتماد همپایهی فقیه عادل شمرده شده و هم در پندنامهی اهوازی و هم مناجاتنامهی ابن میمون بر آن تأکید فراوان شده است. امروزه، اعتماد را از مؤلفههای سلامت اجتماعی میدانیم و معتقدیم که در رابطهی پزشک و بیمار تأثیرات زیادی بر طبابت دارد؛ ازجمله آنکه اثربخشی درمان بیشتر میشود، رضایت بیمار و همچنین رضایت پزشک بالاتر میرود، اتونومی بیمار حفظ میشود، تلقین سلامتی صورت میگیرد و بیماران در پیگیری درمان خود و پرداخت هزینهها جدیت بیشتر و مماشات کمتری به خرج میدهند. هدف از تدوین این مقاله که به شیوهی مروری - تحلیلی تدوین شده است، دستهبندی اعتماد و بیان نقش آن در ارتباط پزشک و بیمار است. اعتماد در رابطهی پزشک و بیمار را چنانچه فقط در موضوع طبابت محدود کنیم، به دو دسته تقسیم میشود که عبارتند از:
1- اعتماد نامشروط، یعنی اعتماد کامل و فارغ از خودآیینی (autonomy)
2- اعتماد مشروط و همراه با حفظ خودآیینی. در نوع اول و در خصوص فراموش شدن خودآیینی بیمار، هم میتوان بیمار را مقصر دانست هم پزشک را. تقصیر بیمار از لحاظ ضعف در خودباوری و عدم مشارکت در تصمیمسازی و فرایند درمان است و تقصیر پزشک از لحاظ تمایل به پدرسالاری (paternalism) و نگاه پدرسالارانه به بیمار و درمان او میباشد. لکن در این مقاله با تأکید بر اهمیت اعتماد متذکر میشویم که مبادا شدت اعتماد در رابطهی پزشک و بیمار موجب نامشروط شدن آن و جاری شدن پدرسالاری شود و چنین نتیجه میگیریم که اگر پزشکان مفهوم اعتماد و دستهبندی آن را بشناسند در ارتباط با بیمار کمتر به پدرسالاری رو میآورند.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر در رابطه ی پزشک و بیمار است و تأثیر بسزایی در اثربخشی درمان و همچنین، رضایت پزشک و بیمار دارد. چنانچه اعتماد را به درستی بشناسیم و معنی و مفهوم آن را بدانیم و تصور درستی از آن پیدا کنیم، میتوانیم به تحقق خارجی آن امیدوار باشیم و آن را ارتقا بخشیم. لذا در این مقاله بر آن هستیم که مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد را بشناسیم و در رابطهی پزشک و بیمار به عنوان یکی از مهمترین مصادیق به بحث گذاشته و الگویی در این خصوص ارائه دهیم. به این منظور ابتدا به بررسی دیدگاه دانشمندان اعم از علوم اجتماعی و اخلاق پزشکی، غربی و ایرانی پرداخته و سپس با روش بحث متمرکز گروهی به اخذ دیدگاههای افراد متخصصو غیر متخصص در زمینه ی اخلاق پزشکی پرداخته و در نهایت با تحلیل محتوایی آنها به مدل و الگوی پیشنهادی و جدیدی میرسیم که هر چند ادعای کامل بودن و استقصای همه ی مؤلفه ها را ندارد اما در نوع خود و با در نظر گرفتن محدودیتهای مطالعات کیفی، تلاش کرده است که عمده ی مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد را در خود بگنجاند. برای رسیدن به این الگو بر این باوریم که طرفین اعتماد یعنی اعتمادکننده (بیمار) و اعتمادشونده (پزشک)، هر دو در شکلگیری اعتماد نقش دارند و مؤلفه های تحقق خارجی اعتماد به هر دو طرف مربوط است و در این میان برخی مربوط است به شخص بیمار و به شکل یکسویه درون او شکل میگیرد، نظیر نیاز و تمایل بیمار به اعتمادکردن. برخی مربوط است به بیمار و با توجه به آگاهی بیمار از ویژگیهای پزشک شکل میگیرند نظیر آگاهی بیمار از دانش و تجربیات پزشک. دو دسته ی دیگر از مؤلفه ها مربوط است به پزشک که یکدسته از آنها با توجه به ویژگیهای خود پزشک شکل میگیرد، نظیر وظیفه شناسی پزشک و ظاهر او. دسته ی آخر مؤلفه هایی هستند که مربوط است به پزشک ولی در ارتباط پزشک با بیمار شکل میگیرند نظیر رفتار ارتباطی پزشک با بیمار.
امیراحمد شجاعی، فرشته ابوالحسنی نیارکی،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
در رابطهی میان پزشک و بیمار اعتماد سرمایهی اجتماعی بزرگی محسوب میشود. اعتماد میان پزشک و بیمار عاملی مؤثر در بهبود بیمار و رضایت پزشک است. اما تا از چیستی اعتماد و شناخت آن سخن نگوییم نمیتوان به تحقق آن امیدوار باشیم. به معنای دیگر، تحقق خارجی و تقویت اعتماد در رابطهی میان پزشک و بیمار مستلزم شناخت دقیق اعتماد و مؤلفههای آن است که این پژوهش آن را انجام داده است. لذا قبل از هر کار لازم است که ابتدا اعتماد را از منظر لفظ و مفهوم بشناسیم و مورد تحلیل قرار دهیم. در این مقاله که با استفاده از مرور مقالات و روش تحلیل محتوا و همچنین تحلیل منطقی نوشته شده است، پس از بر شمردن نظرات اندیشمندان در باب اعتماد و بیان مایهی اصلی آنها به استخراج 23 مؤلفه از اعتماد پرداختهایم وسپس این مؤلفهها را در رابطهی میان پزشک و بیمار مصداق بخشیدهایم. نتیجه آنکه اعتماد میان پزشک و بیمار را از سه منظر میتوان مورد تحلیل قرار داد: یکی ناظر به بیمار با 5 مؤلفه، دیگری ناظر به پزشک با 2 مؤلفه و سومی ناظر به رابطهی پزشک و بیمار با 9 مؤلفه و بدون شناخت این مؤلفهها و تفکیک آنها نمیتوان به تحلیل و کنکاش در تحقق خارجی اعتماد پرداخت.
حبیبالله رعنایی کردشولی، موسی ایزدی، احمد الهیاری بوزنجانی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر عوامل فردی و سازمانی بر سخاوتمندی پرستاران در تسهیم دانش حرفهایشان با سایر همکاران است. برای این منظور، جهت گردآوری دادههای مورد نیاز از مجموعهای از پرسشنامههای پژوهشهای پیشین استفاده شده است و دادههای گردآوری شده از نمونه مورد بررسی (پرستاران شاغل در بیمارستان شهید بهشتی(ره) یاسوج) نیز با استفاده از آزمونهای توصیفی (نرمافزار SPSS) و همچنین، مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس (نرمافزار Smart PLS) مورد تحلیل قرار گرفتند. طبق یافتهها، در میان عوامل سازمانی، جو سازمان، سرپرستی و اقدامات مدیریت منابع انسانی با میزان تأثیر 25/0، 10/0 و 05/0 ، بهترتیب، بیشترین تأثیر را بر سخاوتمندی دانشی پرستاران داشتهاند. همچنین، در میان ویژگیهای فردی نیز احساس لذت از کمک به دیگران (با میزان تأثیر 32/0) و اعتماد به همکاران (با میزان تأثیر 16/0)، بهترتیب دارای بیشترین تأثیر بر سخاوتمندی دانشی پرستاران بودند. این در حالی است که خودکارآمدی دانشی ادراکشدهی آنها، اثر معنیداری بر رفتار تسهیم دانش آنها نداشته است. بهعنوان نتیجهای کلی، میتوان گفت که ویژگیهای فردی (بهاستثناء خودکارآمدی دانشی) و عوامل سازمانی هر دو بر سخاوتمندی دانشی پرستاران مؤثر هستند؛ اما این تأثیرگذاری بهطور متوسط در میان عوامل فردی بیشتر است
علی لباف، فریبا اصغری، طلایه میرکریمی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
اعتماد بیمار به پزشک، از ارکان مهم یک رابطهی درمانی است و از نظر پذیرش و پیگیری درمان بسیار اهمیت دارد. اعتماد بیمار به پزشک اورژانس، با توجه به شرایط متفاوت مراجعهی بیمار و ناممکنبودن انتخاب پزشک از پیش، با اعتماد به سایر پزشکان تفاوت دارد. در این پژوهش کیفی تلاش شده است تا از طریق مصاحبه با بیماران مراجعهکننده به اورژانس، مؤلفههای تشکیلدهندهی اعتماد به پزشک اورژانس شناسایی شود. برای رسیدن به این هدف، با ۲۷ بیمار که سابقهی بستری در اورژانس بیمارستان امامخمینی(ره) را داشتند در قالب گروههای متمرکز سه تا ششنفره (نوزده بیمار) و مصاحبهی انفرادی (هشت بیمار) مصاحبه شد. گفتوگوها تا زمان رسیدن به اشباع ادامه یافت و سه محقق، همزمان با روند مصاحبهها، گفتوگوهای انجامشده را تحلیل و طبقهبندی کردند. مؤلفههای اعتماد بیمار به پزشک اورژانس به دو دستهی اصلی عوامل مرتبط با پزشک اورژانس (رفتار حرفهای، مهارت بالینی و ویژگیهای فردی) و عوامل غیرمرتبط با پزشک اورژانس (باور قبلی بیماران، عوامل مرتبط با بیمارستان و عوامل مرتبط با بیمار) تقسیمبندی شد. به نظر میرسد بسیاری از مؤلفههای اعتماد به پزشک اورژانس مانند عوامل مرتبط به خود پزشک، با سایر پزشکان مشترک است؛ البته اعتماد به پزشک اورژانس در مقایسه با سایر پزشکان، تحت تأثیر شرایط محیطی، بهویژه عوامل مرتبط با بیمارستان قرار میگیرد و بهتر است در قالب یک مجموعه، و نه صرفاً اعتماد فرد به فرد بررسی شود.
امیراحمد شجاعی، میرسعید یکانی نژاد، سیما امینی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اعتماد مهمترین عنصر برقراری روابط بینفردی است و بهخصوص در ارتباط پزشک و بیمار نقشی کلیدی و محوری پیدا میکند. برای شناخت و اندازهگیری اعتماد، لازم است عوامل مؤثر بر آن را که در جوامع گوناگون متفاوت هستند بشناسیم و معیار واحدی برای سنجش آنها فراهم آوریم؛ یعنی به ابزاری نیازمندیم که بتواند این عوامل مختلف را در بستر فرهنگ و شرایط جامعه بسنجد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، تعیین عواملی است که بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان مؤثرند و میتوانند گویههای لازم را برای ساخت ابزاری مناسب جهت اندازهگیری اعتماد عمومی مردم نسبت به پزشکان در ایران فراهم کنند. در گام اول طی مطالعهای کتابخانهای عوامل شناختهشدهای که بر اعتماد بیماران به پزشکان تأثیر میگذارند بررسی شدند؛ سپس با استفاده از اطلاعات کسبشده در طی مصاحبهها و جلسات بحث متعدد، نوزده عامل مؤثر بر اعتماد عمومی مردم به پزشکان تهیه شد و بیست متخصص اخلاق، این عوامل را از نظر شفافیت و مرتبطبودن و اهمیت ارزیابی کردند ,شاخصهای نسبت روایی محتوا (CVR) و ایندکس روایی محتوا (CVI) استفاده شد. میزان عددی CVR برای هر نوزده مؤلفه بیش از 42/0 بود؛ لذا روایی محتوای ابزار در سطح P<0.05 معنادار بود. مقدار عددی CVI، 944/0 به دست آمد که نشان میدهد روایی محتوای مقیاس تأیید شده است. عوامل اثرگذار بر «اعتماد عمومی مردم به پزشکان» در ایران، شامل نوزده عامل استخراجشده طی این تحقیق است و میتوانند بهعنوان گویههای ابزار سنجش اعتماد عمومی مردم به پزشکان در ایران به کار گرفته شوند.
سید محسن سادات اخوی، حمیدرضا صالحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اعتماد طرفینِ یک رابطهی اجتماعی به یکدیگر، شاهکلید تنظیم آن رابطه از منظر اخلاق و حقوق است. اعتماد بیمار به پزشک در یک بازهی زمانی طولانی و فرایند چندجانبه به دست میآید. در اولین نصوص قانونی، از پزشک، جلب احترام و اعتماد جامعه نسبت به خود و همکارانش مطالبه و در مرحلهی بعد، تعهدات حقوقی پزشک ذیل آن تبیین شده است. اگرچه در اصلاحات بعدی، این تعهدات با تغییراتی باقی ماند، هیچگاه ذیل ارزشی به نام «احترام و اعتماد» تکرار نشد. در واقع، بهجای تکلیف پزشک به رعایت مناسک و تهدید به اعمال ضمانتاجراهای نقض آن، مقنن ابتدا اهمیت این مفاهیم را بیان کرده، سپس با ذکر جزئیاتی تمثیلی، ضمانتاجرای نقض آن را بیان کرده بود که از آن به مجازات انتظامی تعبیر میشد. قوانین مربوطه نهتنها به تعهدات فنی پزشک در درمان تصریح دارند و پزشک را به رعایت شئون حرفهای فرامیخوانند، بلکه رعایتنکردن این تعهدات را تخلف حرفهای محسوب کرده و حسبمورد موجب مسئولیت کیفری، مدنی یا انتظامی میدانند. به نظر میرسد «احترام» و «اعتماد» جامعه به پزشکان، سرمایهی گرانقدرِ اجتماعی آنها از یکسو و تضمینکنندهی اثربخشی درمان، بهواسطهی مشارکت آگاهانهی بیمار از سوی دیگر است. این مهم، در گرو اهتمام پزشک به رعایت حریم بیمار از یک سو و انجام تعهدات فنی و حرفهای خود از سوی دیگر است. این نوشتار، به این ارتباط ناگسستنی و لزوم تحلیل تعهدات حقوقی، ذیل ارزشهای برتر اخلاقی تأکید دارد.
مهشید صفایی، مقصود فراستخواه، احسان شمسی گوشکی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
در ساختار نظام سلامت مسائل حرفه ای و بازدارنده های سازمانی موجب خستگی بیمار، فرسودگی پزشک و در نهایت مسائل میان فردی میان بیمار و پزشک از جمله عدم درک متقابل و فرسایش اعتماد می شود. از این رو، اعتماد بهعنوان هسته مرکزی سرمایه اجتماعی نقش بسزایی در کیفیت روابط میان فردی میان بیمار و پزشک دارد. اعتماد میان بیمار و پزشک و گسترش عمومی آن مستلزم مجموعهای از ملاحظات سازمانی و اصول حرفه ای در نظام سلامت است. در این پژوهش سعی شد عوامل سازمانی و حرفهای مؤثر بر اعتماد میان پزشکان و بیماران واکاوی شود. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته در مراکز ارائه خدمات سلامت شهر تهران گردآوری شد. با روش نمونهگیری هدفمند و گلوله برفی مصاحبه ها با 39 نفر و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. با بهره گیری از استراتژی دادهبنیاد و نرمافزار اطلس تی آی، داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی و تحلیل شدند. پایایی در مرحله کدگذاری با استفاده از روش بازآزمون انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد، مؤلفههای «حرفهای - سازمانی» مؤثر مشتمل بر سه مؤلفه «مدیریت حرفهای سازگارشونده»، «بیمه سازگارشونده»، «سیاست سازگارشونده»، و نُه مقوله است. این مؤلفه ها عناصر تشکیل دهنده ساختار و زیرساخت های توسعه حرفهای در نظام سلامت هستند که می تواند ارتباط و تعامل مبتنی بر اعتماد میان بیمار و پزشک را در نظام سلامت احیا کنند. در خصوص تدوین راهبردها و سیاستهای اجرایی برای افزایش اعتماد بین بیمار و پزشک به پژوهش های راهبردی دیگری نیاز است.
مینا مبشر،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
با توسعهی تولید علم و علاقهی پژوهشگران به ارائهی نتایج آثار پژوهشی خود، میزان استرداد و سلب اعتبار مقالات نیز افزایش یافته است. سلب اعتبار مقالات با اظهار خود نویسندگان، مبنی بر وجود اشتباهی در ارائهی نتایج یا شناسایی نوعی سوءرفتار پژوهشی یا شک به اصالت پژوهش از طریق داوران یا خوانندگان مقالات رخ میدهد. استرداد مقالات میتواند موجب کاهش اعتماد جامعه به یافتههای علمی شود؛ علاوهبراین، انگگذاری و کاهش اعتبار دانشگاهها و مراکز و مؤسسات تحقیقاتی که این گونه مقالات را منتشر کردهاند، از دیگر نتایج سوءِ این موضوع در جامعهی دانشگاهی است. در این مطالعه با استناد به راهنماهای بینالمللی و مقالات معتبر، علل و عوامل و نتایج سلب اعتبار آثار پژوهشی چاپشده، بررسی شد؛ ازاینرو، عوامل و سوءرفتارهای پژوهشی که منجر به استرداد مقالات میشود، مطرح شد. عواملی که باعث استرداد مقالات نویسندگان ایرانی شده است، طبق سایت Retraction Watch تحلیل شد. دستورالعمل کمیتهی اخلاق نشر (COPE)، هشت عامل را برای سلب اعتبار آثار پژوهشی چاپشده از سوی سردبیران مجلات مطرح کرده است. طبق این دستورالعمل، درصورتیکه سردبیران به شواهدی واضح دربارهی معتبرنبودن یافتهها، مانند دستکاری دادهها یا تصاویر دست یابند، میتوانند با بررسی موضوع، مقاله را مسترد کنند؛ علاوهبراین، سردبیران در صورت شناسایی سرقت ادبی، ارائه و چاپ مقاله در جایی دیگر بدون آشکارسازی و دریافت مجوزهای لازم، نظارت نامناسب بر جمعآوری دادهها، رعایتنکردن قوانینی مانند حق نشر یا تکثیر، انجامدادن پژوهش غیراخلاقی، درست انجامندادن مرور همتا و آشکارنساختن تعارضات منافع نیز، میتوانند اقدام به استرداد مقالات چاپشده کنند. در مطالعات دیگر نیز، به علل استرداد مقالات، مانند فشار روی پژوهشگران برای انتشار آثار علمی، نبود توانمندیهای لازم برای پژوهشهای اصیل و معتبر و نبودن آموزشهای لازم در حوزهی اخلاق پژوهش اشاره شده است؛ از جمله علل استرداد مقالات داخلی، نویسندگیهای نادرست و سرقت ادبی بوده است. به نظر میرسد با توسعهی پژوهش و تولید علم در مراکز تحقیقاتی و دانشگاهها نیاز به بحث و بررسی استرداد مقالات داخلی وجود دارد تا بتوان با شناسایی علل و عوامل آنها، ضمن تدوین آییننامهها و راهکارهای مناسب نظارتی، آموزشهای لازم در این خصوص برای پژوهشگران انجام شود.
فاطمه سادات عسگریان، علی صابر، ساره باقری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اعتماد، یکی از مهمترین جنبههای روابط انسانی است که زمینهساز مشارکت و همکاری میان اعضاست؛ همچنین، اعتماد یکی از ارزشمندترین سرمایههای اجتماعی در نظام سلامت است که در صورت مخدوششدن، هزینهای سنگین به نظام سلامت تحمیل خواهد کرد. هدف از این مطالعه، بررسی سنجش میزان اعتماد بیماران به پزشکان و تأثیر آن بر روند درمان بیماران در بیمارستان شهیدبهشتی کاشان بود. در این مطالعه 325 نفر از بیماران مراجعهکننده به اورژانس بیمارستان شهیدبهشتی کاشان انتخاب شدند و بعد از اعمال معیارهای ورود و خروج، 310 نفر از آنها در مطالعه باقی ماندند. در این بررسی از ابزار اعتماد عمومی استفاده شد. این پرسشنامه از 33 سؤال تشکیل شده که شامل شش بُعدِ مراقبتهای بیمارمحور (شش سؤال)، سیاستهای مراقبت از بیمار در سطح کلان (شش سؤال)، تخصص ارائهدهندگان (چهار سؤال)، کیفیت مراقبتها (نُه سؤال)، ارتباطات و ارائهی اطلاعات (شش سؤال) و کیفیت همکاری میان ارائهدهندگان (دو سؤال) است. بازهی نمرات بین 0 تا 100 در نظر گرفته شده بود و اگر نمرات 0 تا 20 بود، اعتماد بسیار کم، بین 20 تا 40، اعتماد کم، 40 تا 60، اعتماد متوسط، 60 تا 80، اعتماد زیاد و 80 تا 100 اعتماد بسیار زیاد به مراقبتهای بهداشتیدرمانی را نشان میداد. از 310 بیمار، 157 نفر (50.6درصد) مذکر و 153 نفر (49.4درصد) مؤنث بودند و میانگین و انحراف معیار سنی بیماران در زمان مطالعه 20.6±56.6 سال بود. در بین بیماران 178 نفر (57.4درصد) به بیماری حاد و 132 نفر (42.6درصد) به بیماری مزمن مبتلا بودند. میانگین و انحراف معیار نمرهی کلی پرسشنامهی اعتماد عمومی 13.8±95.59 گزارش شد. این مطالعه نشان داد، نمرهی اعتماد عمومی بیماران به پزشکان در این مرکز زیاد است. در ارائهی مراقبتهای بهداشت و درمان، مداخلات بهتنهایی کافی نیست و باید کیفیت خدمات، برای افزایش اعتماد و رضایت بیماران، ارتقا یابد.
حانیه کریمی، علی فرهمنداصیل، سعیده سعیدی طهرانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اعتماد بین پزشک وبیمار، یکی از ارکان اساسی در بهبود سلامت و کیفیت مراقبتهای پزشکی است. در دهههای اخیر، این اعتماد به دلایل مختلف کاهش یافته است. شیوع ویروس کووید ۱۹، بهعنوان بحرانی جهانی، فرصتی را برای بررسی و تحلیل تغییرات در سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت فراهم کرده است. این مطالعهی مروری، به بررسی وضعیت اعتماد عمومی مردم به نظام سلامت، قبل و بعد از همهگیری کووید پرداخته و مؤلفههای مؤثر بر این اعتماد را تحلیل کرده؛ همچنین، راهکارهایی را برای حفظ و بازسازی این اعتماد ارائه داده است. اطلاعات در این مطالعهی مروری، از طریق جستوجو در پایگاههای علمی معتبر داخلی وخارجی نظیرPubMed, Science Direct, Springer و Scopus جمعآوری شده است؛ همچنین، مقالات مرتبط از پایگاههای ایرانی نیز مانند Magiran و IranMedex بررسی شدند. در این تحقیق، مؤلفههای اعتماد، عوامل مؤثر بر آن و چالشهای پیش روی نظام سلامت در دوران همهگیری تحلیل شدهاند. مطالعه نشان داد، مؤلفههای اعتماد در ارتباط پزشک و بیمار تحت تأثیر همهگیری کووید ۱۹ تغییراتی شایان توجه را تجربه کردهاند. در دوران پیش از همهگیری، اعتماد عمومی به پزشکان به دلیل عواملی مانند رعایتنکردن عدالت در درمان، خطاهای پزشکی و رفتار غیرحرفهای برخی پزشکان روندی کاهشی داشت؛ برای مثال، نظرسنجیها نشان میدهند، اعتماد عمومی به متخصصان سلامت در ایالات متحده از 73درصد در سال 1966، به 34 درصد در سال 2012 کاهش یافته است. با شیوع کووید 19،این روند کاهش اعتماد، بهطور چشمگیری تشدید شد. بسیاری از مردم به نهادهای دولتی، شرکتهای دارویی و رسانهها اعتماد نداشتند و معتقد بودند، این نهادها اطلاعات نادرست ارائه میدهند. طبق مطالعهای در لهستان، 31درصد از مردم این کشور، همهگیری کرونا را تهدیدی اغراقآمیز و 3درصد از آنان، آن را تخیلی قلمداد کردهاند. بااینحال، طی بحران کووید 19، برخی از نهادها و کادر درمانی با ارائهی خدمات فداکارانه و شفافسازی اطلاعات توانستند اعتماد عمومی را تاحدی بازسازی کنند. این امر به شکلگیری مفهوم اعتماد مضاعف منجر شد که در آن مردم علاوه بر اعتماد به پزشکان، به عملکرد کلی نظام سلامت و دولتها نیز، بیشتر توجه نشان دادند. اعتماد مضاعف، نهتنها بر روی کیفیت خدمات درمانی اثرگذار است، بلکه میتواند بر موفقیت برنامههای پیشگیری و درمان نیز اثر بگذارد. این مطالعه نشان داد، بحران کووید ۱۹ تأثیرات عمیقی بر سطح اعتماد عمومی به نظام سلامت داشته است. برای حفظ و بازسازی این اعتماد، ضروری است که اقداماتی مؤثر در زمینهی ارتقاء کیفیت خدمات درمانی، پرورش شهروندان آگاه علمی، شفافسازی اطلاعات وتعامل مثبت بین پزشکان و بیماران صورت گیرد.