جستجو در مقالات منتشر شده


39 نتیجه برای انسان

علی پایا،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده

درباره جنبه های نظری بحث کرامت انسانی و ابعاد گوناگون شبکه معنایی آن و به خصوص آنچه که به آموزه های اخلاقی در این زمینه مربوط می شود، نکات زیادی از سوی فلاسفه اخلاق و دست اندرکاران اخلاق پزشکی مطرح شده است. نگاهی به آثار انتشار یافته در این زمینه آشکار می سازد که بسیاری از نویسندگانی که در این قلمرو به اظهار نظر پرداخته اند به طور عمده از منظر متعارف استدلال های فلسفی متکی بر حقوق یا عدالت، استدلال های کلامی متکی بر آموزه های دینی، اخلاقیات متکی بر اصالت مصداق particularism ، یا پراگماتیسم بحث درباره مسأله حرمت و کرامت اشخاص را به پیش برده اند. در مقاله حاضر کوشش می شود با استفاده از دیدگاه های برخی از فیلسوفان تحلیلی معاصر از منظری تازه و غیر متعارف به مسأله توجه شود. استدلال اصلی مقاله بر مفهوم محوری "ارزش حیات" استوار است. همه کسانی که در خصوص تحقیقات در حوزه سلول های بنیادی و مسأله مجاز بودن یا عدم وجود جواز اخلاقی برای پژوهش در مورد رویان های اولیه موضعی اتخاذ می کنند، یا کسانی که در زمینه اخلاقی بودن یا نبودن سقط جنین اظهار نظر می کنند یا آنان که می کوشند برای مسأله دشوار نحوه تخصیص منابع محدود درمانی راه حل مناسبی پیشنهاد کنند، دست کم به نحو شهودی باور دارند که حیات یک ارگانیزم انسانی، در هر شکلی، دارای ارزش ذاتی است، ولو آنکه این ارگانیزم در حالت کاملا تحول نیافته و در مرحله تخمک تازه لقاح یافته یا رویانی باشد که آماده جای گذاری در رحم است، یا جنینی که سیستم مغز و اعصابش شکل گرفته، یا انسان بالغی که در حیات اجتماعی خود دچار سقوط اخلاقی شده است. این اندیشه که برخی چیزها یا رویداد ها به خودی خود ارزشمندهستند- یعنی ما به آن ها برای خودشان احترام می گذاریم نه از این بابت که به علائق یا منافع ما خدمت می کنند- بخشی آشنا از تجربه های ماست. چنین باوری به تدریج از طریق تجربه های مستمر ما در زیست- محیط برای ما حالت "شهودی" پیدا کرده است. حال اگر با نظر ثانوی و از روی رویت در این باور شهودی دقیق شویم به جنبه های تازه ای از معانی پنهان آن پی می بریم. به عنوان نمونه به این نکته توجه می کنیم که از باورِ"ارزش داشتن حیات انسانی به نحو ذاتی" نمی توان چنین نتیجه گرفت که باید تا آن جا که ممکن است حیات انسانی را تکثیر کرد. درست به عکس، شهود دیگری از مجموعه شهود های ما، به ما می گوید که دست کم در برخی از نقاط جهان بهتر است شمار کم تری افراد زندگی کنند نه شمار بیش تری. به این ترتیب این پرسش مطرح می شود که اگر ارزش ذاتی داشتن حیات انسانی لزوما به معنی مستحسن بودن تکثیر آن نیست در این صورت چگونه ممکن است که این نکته واجد ارزش و اهمیت ذاتی باشد  که حیات آدمی، همین که ظاهر شد، ادامه پیدا کند؟ مقاله می کوشد با تکیه بر ابزار فلسفه تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان میان دو مفهوم به ظاهر متعارض "ارزش ذاتی حیات" و "اخلاقی بودن قربانی کردن حیات تحت شرایط خاص" آشتی برقرار کرد.
علیرضا اسماعیل آبادی، حمیده یزدی مقدم، امیر باستانی،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده

فناوری شبیه‌سازی، امید به آرزوی دیرین بشر برای جاودانه زیستن را تقویت کرد و به‌دنبال آن، بحث‌های متفاوتی درباره‌ی  جواز و عدم جواز این فناوری پدیدار شد. این فناوری که با حوزه‌های متفاوتی مانند اخلاق، حقوق و دین مرتبط است، همه‌ی این حوزه‌ها را با پرسش‌هایی روبه‌رو ساخته است و اندیشمندان هر حوزه تلاش کرده‌اند تا پاسخی مناسب دهند؛ گروهی آن را به‌شدت محکوم کرده، گروهی پذیرفته و بالاخره گروهی هم به راهی میانه رفته‌اند.  با توجه به این نگرش‌ها می‌توان قانون‌گذاری‌های متفاوتی را مشاهده کرد.
بررسی دیدگاه‌های متفاوت نشان می‌دهد که ترس از نقض کرامت انسانی و آسیب‌ها و پیامدهای خطرناک ناشی از شبیه‌سازی و مانند آن ‌که رنگ اخلاقی به خود دارند و به قلمرو حقوق هم راه یافته‌اند، مهم‌ترین نکاتی هستند که مد نظر مخالفان قرار گرفته‌اند.


علی محمدی،
دوره 1، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده

امکان شبیه‌سازی انسانی پس از ساخت گوسفند مشهور جهانی، دالی، به علت مسائل اخلاقی آن دغدغه‌های فراوانی را در سرتاسر دنیا ایجاد نموده است. صدمات فیزیکی حاصل از دستکاری‌های تخمدان، هسته و رویان و هم‌چنین امکان آسیب‌های روحی - روانی، از جمله نگرانی‌های موجود در این رابطه است.
یکی از مهم‌ترین آسیب‌های روحی - روانی، که بسیار نیز مطرح می‌شود، امکان زوال مفهوم  «فردیت» یا «یگانگی » است. گرچه بطلان فرضیه‌ی « جبرگرایی ژنتیک » ثابت شده است، لیکن در رابطه با شبیه‌سازی و مسأله‌ی هویت ابهاماتی وجود دارد که در این نوشتار ضمن ارائه‌ی دلایلی امکان ورود آسیب‌های روحی - روانی در رابطه با هویت و فردیت به‌خصوص در مسأله‌ی هویت روانی را وارد می‌دانیم.
 با ورود این فناوری بایستی بار دیگر خودمان و هویت‌مان را تعریف نماییم؛ چرا که افراد شبیه‌سازی شده از نظر ژنتیکی دوقلوی همسان فرد دیگری هستند که قبلاً زندگی نموده است و این مسأله ممکن است انتظارات فرد شبیه از زندگی خود را تحت شعاع زندگی فرد اصلی ( دوقلوی پیشین ) قرار دهد. به علاوه این‌که بی‌نظیر بودن ساختار ژنتیکی افراد نه تنها برای خودشان بلکه برای والدین و دیگران نیز حائز اهمیت است با به‌کارگیری این فناوری رعایت نمی‌شود. در نتیجه، نبایستی فناوری شبیه‌سازی را برای ساخت آدمی به‌کار بندیم.


مولودالسادات وکیلی نژاد، فاطمه قربان نژاد، ضیاءالدین تابعی، فرزاد محمودیان،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده

در پاسخ به افزایش نیاز به ارگان یا بافت، که متأسفانه به‌دلیل کمبود آن بسیاری از بیماران در زمان انتظار برای دریافت پیوند جان خود را از دست می‌دهند، محققان برای یافتن درمانی جایگزین هم‌چون پیوند عضو از حیوان به انسان به مطالعه پرداخته‌اند.

اصطلاح Xenotransplantation (پیوند عضو از حیوان به انسان) واژه‌ای با ریشه‌ی یونانی است که به انتقال ارگان یا سلول از یک‌گونه به گونه‌ای دیگر اطلاق می‌شود. در این بررسی، این اصطلاح در معنای روندی به کار می‌رود که طی آن ارگان یا سلول از حیوان به بدن انسان بیمار پیوند زده می‌شود یا انتقال می‌یابد. بدیهی است این تکنولوژی نوین بشری در حیطه‌ی پزشکی، آثار و عوارض مختلف اخلاقی و اجتماعی را به همراه خواهد داشت و دلایلی آن را تأیید یا مردود می‌نماید.

پاره‌ای از دلایلی که  برای به کار بردن این راه حل ارائه ‌شده، عبارتند از: کمبود ارگان‌های پیوندی، امکان فراهم کردن بی‌حد ارگان‌های حیوانی، امکان کمک به بیماران مبتلا به هموفیل، دیابت، پارکینسون، آلزایمر و ... .

علی‌رغم مزایای ارائه‌شده، این موضوع به‌صورت یک معمای اخلاقی مطرح می‌شود و نکاتی چند باید مورد بررسی قرار گیرند (به‌عنوان مثال: پذیرش بیمار، سلامت اجتماعی، مسائل مذهبی، جنبه‌های اخلاقی، کیفیت زندگی، حقوق حیوانات و...). با این وجود مشکل رد پیوند به‌صورت hyperacute  و امکان ریسک انتقال میکروارگانیسم‌ها از حیوان به انسان به‌صورت قابل توجهی آزمودن کلینیکی این روش درمانی را محدود کرده است.

در این مطالعه، مروری اجمالی بر این مسأله از دیدگاه اخلاقی و اجتماعی انجام ‌شده و دیدگاه کارشناسان فقهی و مراجع اسلام در مورد این روش درمانی مطرح گردیده است.


امیر احمد شجاعی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 2، شماره 4 - ( 7-1388 )
چکیده

مصدوم کسی است که در اثر حادثه­ای طبیعی یا دست­ساز بشر آسیب جدی دیده باشد و نیازمند کمک آنی و فوری باشد. از سویی یاری رساندن به مصدوم وظیفه­ای است که یا به حکم قانون یا وجدان انسانی بر عهده‌ی دستگاه یا اشخاصی به‌خصوص گذارده شده که اعم از پزشک، پرستار، امدادگر هلال احمر و تکنسین اورژانس و ... در این‌جا نجاتگر نامیده می­شوند. حال چنان‌چه مصدوم مجرم باشد یا مجرم انگاشته شود، آیا صحیح است که در وظیفه‌ی نجاتگران خللی وارد شود یا از وظیفه‌ی خود استنکاف نمایند؟ به عبارت دیگر، مجرمیت یا اتهام مجرمیت مصدومین، در وظیفه‌ی نجاتگران مدخلیتی دارد یا خیر؟ در این مقاله به این‌گونه سؤالات بر مبنای مبانی فلسفی و دینی و حفظ کرامت نامشروط انسانی پاسخ داده شده و چنین نتیجه­گیری شده است که: امروزه عدم مدخلیت مجرمیت در عملکرد نجاتگران در تمام دنیا پذیرفته شده است، اما گاهی برخی باورها و آموزه­های غلط ممکن است بر خلاف آن منجر شود که نیازمند اصلاح دیدگاه و تغییر نگرش است.


تابنده صادقی، ناهید دهقان نیری،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده

احترام به شأن افراد اساس مراقبت پرستاری است که گامی در جهت افزایش رضایت بیماران از خدمات ارائه شده توسط کارکنان بوده و تبعاتی چون ارتباط مطلوب بین مددجو و کارکنان، احساس امنیت، کاهش مدت اقامت در بیمارستان، کاهش هزینه‌ها و افزایش انگیزه‌ی کارکنان جهت ارائه‌ی خدمات بهتر را به همراه خواهد داشت. یکی از بندهای منشور حقوق بیمار نیز در این رابطه، بدین گونه اشاره نموده است: دفاع از حقوق انسان به‌منظور حفظ حرمت و عزت او برای اطمینان از این که در مواقع بیماری به‌ویژه در فوریت‌های پزشکی بدون تبعیض سنی و جنسی و دارا بودن قدرت مالی از جسم و جان و سلامت او مراقبت کافی به عمل خواهد آمد و این مراقبت در محیطی سرشار از احترام و با کیفیت مطلوب ارائه خواهد شد. مطالعه‌ی حاضر با استفاده از روش مرور کتب و مقالات این موضوع را مورد بحث قرار داده است. تمرکز یافته‌های پژوهش بر بررسی دیدگاه‌های مختلف از ابعاد گوناگون، اثرات رعایت شأن و منزلت بیمار و مضرات عدم رعایت آن است. نتایج حاصل می‌تواند در روشن شدن مفهوم شأن نقش مؤثری داشته و سبب آشنا شدن بیش‌تر پرستاران با این موضوع و درک بیش‌تر اهمیت آن به‌عنوان یکی از اصول اساسی مراقبت از بیماران شود.


علی محمدی،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده

در سال‌های اخیر با طرح امکان عملی شدن شبیه‌سازی انسان، هواداران آن مجموعه‌ای از استفاده‌ها و کاربردهای احتمالی این فناوری نوین زیستی را برشمرده‌اند؛ از جمله امکان داشتن فرزندان بیولوژیکی، امکان تولیدمثل برای افراد مجرد یا زوجین هم‌جنس باز، ممانعت از بروز بیماری‌های ژنتیکی، رفع مشکلات پیوند اعضاء، جایگزین کردن همسر، فرزند یا اموات فامیل، تولد فرزندان با ژنوتیپ دلخواه، تکثیر گسترده‌ی افراد نابغه و سرشناس؛ تولید گروه زیادی از انسان‌های همسان ژنتیکی برای استفاده در زمان جنگ و صلح و غیره.

در مقابل نگرانی‌هایی که در رابطه با تأثیرات اجتماعی شبیه‌سازی انسان از طریق تکنیک انتقال هسته‌ی سلول سوماتیک وجود دارد، ادله‌ای نیز به حفظ حق افراد در تصمیم‌گیری در رابطه با به‌کارگیری این فناوری دلالت دارد. به‌طور کلی، دلایلی که طرفداران شبیه‌سازی در راستای کاربرد‌های ذکر شده‌ی این فناوری بیان می‌نمایند حول سه‌محور ارزشمندی «آزادی»، «هستی» (existence) و «رفاه و بهزیستی» می‌باشد.

یکی از محوری‌ترین استدلال‌هایی که طرفداران شبیه‌سازی بدان استناد می‌جویند «ارزشمندی آزادی انسان» است که خود دارای زمینه‌های مختلفی می‌باشد. برای مثال، یک اقبال عمومی در رابطه با آزادی فردی وجود دارد یا این‌که طرفداران بر این باورند برخی اعمال مانند تولیدمثل بسیار شخصی بوده و بایستی فارغ از هر گونه محدودیت باشد. بر این اساس، چون شبیه‌سازی یک روش تولیدمثلی است نبایستی تحت مقررات خاصی قرار بگیرد لذا افراد طبق حق آزادی تولیدمثلی می‌توانند آن را در زندگی خود به‌کار گیرند. ما در این نوشتار با توجه به منابع و مآخذ، آزادی تولیدمثلی و مسائل مربوط به آن و هم‌چنین تولیدمثل نبودن شبیه‌سازی را مورد بحث و بررسی قرار داده‌ایم و در نهایت ادله‌ی طرفداران را رد کرده‌ایم.


اکرم حیدری، فریبا اصغری، سید حسن عادلی،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده

یکی از رسالت‌های کمیته‌های اخلاق در پژوهش دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهشی، محافظت آزمودنی‌های انسانی از خطرات ناشی از انجام تحقیقات است. به منظور اطمینان از رعایت اصول اخلاقی در طول انجام پروژه، نظارت مداوم امری ضروری است. این امر در بسیاری از کشورها با دقت فراوان انجام می‌گیرد، ولی متأسفانه در ایران بسیاری از کمیته‌های اخلاق آن چنان که باید، به این مهم نپرداخته و غیر از بررسی اولیه پروتکل-ها و ارائه‌ی گزارشات دوره‌ای توسط محقق، مکانیسم فعالی را جهت انجام این مسؤولیت به‌کار نمی‌گیرند. در این مقاله نویسندگان در مدلی که جهت پایش انواع طرح‌های پژوهشی اعم از کمی و کیفی که بر روی نمونه‌های انسانی اجرا می‌شود ارائه می‌نمایند، ابتدا مسؤولیت‌های کمیته و محقق را تبیین نموده، سپس به‌نحوه‌ی انجام پایش، به دو صورت بررسی در جلسات کمیته و پایش سریع می‌پردازند. تعیین نوع و سطح پایش در خصوص پروژه‌های تحقیقاتی با در نظر گرفتن میزان خطری که متوجه آزمودنی‌ها می‌گردد، صورت می‌گیرد.
سیدعبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامی‌نیا، احمد فیاض بخش،
دوره 3، شماره 5 - ( 9-1389 )
چکیده

کرامت انسانی از برجسته ترین موضوع‌های بررسی شده در همه‌ی زیر گروه‌های علوم انسانی است. همه‌گیر بودن و گستردگی جستارها در این‌باره، آن را مسأله‌ای سهل و ممتنع نموده است. به رغم کشش فراوان اندیشمندان به آن، کم‌تر به‌درستی بدان پرداخته شده و گرفتاری‌های فراوانی در پژوهش‌های آن دیده می‌شود. شاید نتایج گوناگون و گاه متناقض در این‌باره، دستاورد نبود یک شیوه‌ی همه‌پذیر در پژوهش کرامت باشد. بیش‌تر پژوهشگران تلاش نموده‌اند تا باورها یا دریافت‌های خود در این‌باره را سامانمند سازند؛ ولی کم‌تر کوشیده شده است تا بنیادهای فکری و دغدغه‌های اندیشمندان دیگر واکاوی و برآورده گردیده؛ یا به پاسخی اقناعی و خردپذیر در آن زمینه دست یابند. با نگاه به برجستگی این جستار و جایگاه زیرساختی آن در دیگر تصمیم‌سازی‌ها، این نگاره تلاش بر آن دارد تا برخلاف رایج، گامی پس نهد و پژوهشگران را پیش از پرداختن به این موضوع و با چشم‌پوشی از رسیدن به هر نتیجه، به نکاتی چند در راهبرد جست‌وجو و لغزشگاه‌ها و لغزش‌ها در پژوهش آن یادآوری نماید. از برترین این نکته‌ها می‌توان به ضرورت پرداختن به موضوع با برهان‌های عقلی پیش دینی و دوری از برداشت‌های احساس محور، ضرورت رسیدن به یک باور جهان شمول، دقت در تعاریف کرامت و به‌ویژه انسان و سستی‌های آن‌ها، دستاوری گونه‌ی بودن کرامت و ملاک آن و تمایز جایگاه بود و نمود در تعیین مصادیق نام برد.


سیدعبدالصالح جعفری کرمانشاه، بهین آرامی‌نیا، احمد فیاض بخش، علیرضا باقری،
دوره 4، شماره 1 - ( 9-1389 )
چکیده

پایه‌ترین جستار در دانش‌های انسانی همان جستار انسان یا مردم است. اگر چه آشنایی نخستین همگان با مفهوم کلان مردم، به جهت رویارویی هر روزه با مصادیق آن، به احساس بی‌نیازی بسیاری، از پرداختن به تعریف و شناسه آن گردیده است. بی‌توجهی در شناخت و شناسه‌ی انسان می‌تواند ما را از دست‌یابی به نتایج تعمیم‌پذیر باز دارد و ما را به‌سوی تصمیم‌های روبینانه و گروهی و گذرا بکشاند. اما به‌راستی لغزشگاه‌هایی نیز در راه شناسه‌ی انسان هست: برون‌رفت از تعریف مفهوم به توضیح واژگان انسان، جدا نبودن زیستی گونه‌های جانداران از یکدیگر تا مرز انکار عینیت گونه‌ها، درآمد به درگیری‌های نامگرایان و برونگرایان، نارسایی تعریف‌های زیستی (ریختی، زایایی ، ژنتیکی و رفتاری) مردم و نیز کاستی تعریف منطقی آن.
در نگاه ما ملاک فراگیر و جداگری درباره‌ی انسان زیستی در دست نیست؛ از این رو، حقوق و ویژگی‌هایی که در دانش‌های انسانی برای انسان بر می‌شماریم، از نگاه فلسفی نمی‌تواند منسوب به انسان زیستی گردد. در تلاش برای پیوست این گسست، در تعاریف انسان کمینه مشترک پذیرفته و انسان فلسفی دانسته شده و اختلافات و استثناها بدان الحاق گردیده است. آشکار است که الحاقی هم پایه با اصل نیست و می‌باید که درباره‌ی آن‌ دو، پذیرای مراتب گردید و گرنه ملحق کلاً از مقوله‌ی فلسفی انسان بیرون خواهد بود. دست کم در رویکرد ثبوتی، آن‌چه تفاوت چیستاری میان انسان و دیگر جانداران ایجاد می‌نماید، مفهوم زیستی و حتی شناسایی انسان نیست. هرچند در رویکرد اثباتی، این تعریف گاه تنها ابزار در دسترس برای جداگری نمونه‌های مردم باشد. خودآیینی و گزینش آزاد، ملاک راستین این شناسه تواند بود.


لیلا نیکویی نژاد،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده

همسان‌سازی به‌ویژه همسان‌سازی انسانی، جدیدترین فناوری عصر حاضر است که به «بحث قرن» معروف شده است. این تکنیک از زمان ظهور به علت مسائل اخلاقی آن دلمشغولی‌های فراوانی را در سراسر دنیا برای صاحبان اندیشه ایجاد کرده است. صدمات فیزیکی حاصل از دستکاری تخمدان زنان، هسته و جنین، امکان آسیب‌های روحی و روانی، بیماری‌های ناعلاج و پیری زودرس، نگرانی‌های موجود در این رابطه است که ضرورت تحقیق و پژوهش را ایجاب می‌کند. برای رسیدن به مبنای دقیق فلسفی جهت رفع نگرانی‌های موجود و پایان دادن به نزاع مابین دانشمندان علوم طبیعی و علوم انسانی در مورد این فناوری، لازم است که با نگاه عمیق و فلسفی انسان را مورد پژوهش و تحقیق بیش‌تری قرار داد. در نگارش حاضر با عنوان «فناوری همسان‌سازی انسانی با نگاه به مبانی انسان‌شناختی کانت»، ابتدا آرا و اندیشه‌های فلسفی کانت درباره‌ی انسان مورد بررسی قرار گرفته است، به تحلیل آرا و اندیشه‌های انسان-شناختی او پرداختیم، سپس با توجه به این‌که در اندیشه‌ی کانت انسان از عقل، اختیار و خودقانون‌مندی برخوردار است هم‌چنین از جایگاه والای کرامت انسانی و غایت فی‌نفسه نیز برخوردار می‌شود، بنابراین نتیجه گرفتیم که فناوری همسان‌سازی انسانی با مبانی انسان‌شناختی کانت تعارض پیدا می‌کند و همین‌طور براساس انسان‌شناختی کانت فناوری همسان‌سازی انسانی اعم از درمانی و تولیدمثلی را باید ممنوع اعلام کرد.
کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1390 )
چکیده

کرامت انسانی (human dignity) در طول تاریخ از سوی ادیان و مکاتب فلسفی مطرح شده و مورد تأکید قرار گرفته است. این مفهوم ریشه‌هایی نظری در مکاتب و ادیان باستانی، سده‌های میانه و دوران مدرن دارد که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به منشور کورش، فلسفه‌ی رواقی، آرای اندیشمندان دوران رنسانی، Locke، Kant و اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر، و نیز تأکید بر کرامت انسانی در ادیان ابراهیمی اشاره کرد. کرامت انسانی با دو وصف ذاتی و غیرقابل سلب بودن مشخص می‌شود و اگر چه تعریف جامع و مانع و همه‌پذیری برای آن ارائه نشده است، همان ویژگی‌ای دانسته شده است که مبنای حقوق اساسی انسان می‎باشد. در حوزه‌ی اخلاق زیست - پزشکی کرامت انسانی در دو بعد فردی و جمعی مطرح می‌گردد. کرامت انسانی در بعد فردی آن مطلق و در بعد جمعی - که به‌واسطه‌ی تعلق و انتساب به انسانیت به‌دست می‌آید - نسبی است. مفهوم کرامت انسانی ناظر به تمامی اصول اخلاق زیست - پزشکی است و خط قرمز استدلال‌ها و استنتاج‌های اخلاق زیست - پزشکی را مشخص می‌نماید. در حوزه‌هایی نظیر اخلاق در پژوهش، اخلاق در مراقبت‌های آغاز و پایان حیات، و اخلاق در سلامت عمومی، کرامت انسانی دارای دلالت‌ها و الزامات صریح و روشنی است، نظیر: عدم استفاده‌ی ابزاری از رویان، جنین و بدن انسان، عدم کالاانگاری و خرید و فروش آن‌ها، حق زندگی و مرگ توأم با کرامت در مراحل پایانی زندگی و حق برخورداری از مراقبت‌های پایه‌ای سلامت برای تمامی اقشار جامعه.


لیلا نیکویی نژاد،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

همسان­سازی انسانی از جدیدترین و پیشرفته­ترین فناوری­های بشر در زمینه‌ی علوم پزشکی و ژنتیک به­شمار می­رود. همسان‌سازی رؤیای جاودانه‌ زیستن و میل به جاودانگی بشر را تقویت کرد. موفقیت دانشمندان در این زمینه نگرانی­های زیادی برای اندیشمندان، به­ویژه علمای علم اخلاق ایجاد کرده است.
همسان­سازی، اعم از حیوانی و انسانی، از زوایای متعدد بررسی شده است اما یک مسأله‌ی اساسی و مهم که در مورد نمونه­های انسانی کم‌تر مورد توجه محققان و اندیشمندان قرار گرفته، مسأله‌ی اختیار فرد همسان شده در روند این فناوری است؛ زیرا کسب رضایت آگاهانه که از اصول مهم اخلاق پزشکی در آزمونی­های انسانی است، امری امکان‌ناپذیر خواهد شد.
اختیار، پایه و اساس کمال بشری و فلسفه­ی نزول شریعت الهی است و آن‌چه در این جستار حائز اهمیت می‌باشد سؤال­هایی است از قبیل این‌که آیا این فناوری ناقض اختیار فرد همسان­سازی شده نمی‌باشد؟ آیا دست‌کاری ژنتیکی قبل از تولد، اختیار فرد را نقض نمی­کند؟
در این نوشتار با عنوان «اختیار در فرایند فناوری همسان­سازی انسانی» با کمک روش کتابخانه­ای، به تحلیل و بررسی این مسأله می­پردازیم.


فریبا حاجی علی، محدثه معینی‌فر،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده

هر یک از ادیان الهی درباره‌ی شبیه­سازی دیدگاه­های مختلفی را ارائه داده­اند. دین یهود نیز به مسأله‌ی شبیه­سازی پرداخته و هر دو نوع آن را مورد بررسی قرار داده است. مقاله‌ی حاضر به‌طور موردی دیدگاه عالمان یهود را درباره‌ی شبیه­سازی درمانی و مولد بررسی کرده است.
نتایج به‌دست آمده نشان می‌دهد که آنان در شبیه­سازی درمانی، سه دیدگاه متفاوت حرمت، جواز و وجوب را طرح نموده­اند. اما در شبیه­سازی مولد انسان دو دیدگاه حرمت و جواز را مطرح نموده و دلایلی را برای دیدگاه­های خود بیان می­دارند. پژوهش حاضر به روش کتابخانه‌ای و با استفاده از کتب و مقالات فارسی و لاتین و نیز بهره‌گیری از پایگاه‌های اینترنتی مربوط صورت گرفته است.


حسین اترک،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده

شبیه سازی انسان یکی از مسائل جدیدی است که جواز یا ممنوعیت آن به لحاظ اخلاقی و دینی مورد نزاع و اختلاف است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی، پس از بیان مفهوم شبیه‌سازی و تاریخچه‌ی مختصری از آن، به تبیین و تحلیل اصل غایات کانت پرداخته و سعی نموده است جواز یا ممنوعیت صورت‌های مختلف شبیه‌سازی انسان را بر اساس تفسیرهای مختلف از اصل غایات روشن کند. بر اساس اصل غایات کانت، هر گونه رفتاری که باعث شود انسانیت دیگران به‌عنوان وسیله‌ی صرف اخذ شود نه هدف و غایت، ممنوع و غیر اخلاقی است. تفاسیر مختلفی از غایت قرار دادن انسانیت شده است: این‌که در مورد انسانی بدون اطلاع و آگاهی‌اش کاری انجام ندهیم؛ به آزادی، اراده و استقلال او احترام بگذاریم؛ به سعادتمندی او کمک کنیم؛ به انسانیت دیگران احترام بگذاریم. نتیجه این‌که بر اساس اصل غایات کانت، هر نوع شبیه‌سازی که در آن انسانیت انسان‌ها وسیله‌ای برای غایتی دیگر، ورای انسانیت‌شان اخذ ‌شود ممنوع است. از این‌رو، شبیه‌سازی برای تولید گروه زیادی از انسان‌های همسان ژنتیکی برای استفاده در جنگ یا در زمان صلح برای انجام کارهای سخت و طاقت‌فرسا، تکثیر افراد نابغه و سرشناس علمی، سیاسی و نظامی و ...، تولید فرزندان ژنوتیپ دلخواه، جایگزین کردن همسر، فرزند یا بستگان تازه درگذشته، ممنوع است. اما آن نوع شبیه‌سازی که در آن انسانیت فرد تولید‌شده هدف قرار گرفته و شبیه‌سازی به سعادت او و دیگر انسان‌ها کمک می‌کند و استقلال و آزادی اراده‌ی انسان تولید‌شده را محدود نمی‌کند و رضایت ضمنی او بر این کار قابل استنباط است، جایز است مانند شبیه‌سازی درمانی جهت تولید بافت و اعضای پیوندی و شبیه‌سازی برای کمک به زوجین نابارور و کمک به تولد نوزادان سالم بدون ژن‌های معیوب.


محمدمهدی آخوندی، علیرضا میلانی فر، زهره بهجتی اردکانی، محمد تقی کروبی،
دوره 5، شماره 1 - ( 12-1390 )
چکیده

پیشرفت خیره‌کننده‌ی علوم پزشکی در پرتو پژوهش‌ها و تحقیقات چند دهه‌ی اخیر مزایای بی‌شماری از جمله ارتقای سطح سلامت، جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های مسری و درمان بسیاری از بیماری‌ها را برای بشر به ارمغان آورده است. این روند علیرغم مزایای فوق‌العاده‌ی آن مخاطراتی را نیز برای افرادی که تحت پژوهش و تحقیق قرار می‌گیرند یا آن دسته از افراد که از زمره‌ی تحقیق و پژوهش محروم می‌شوند، ایجاد کرده است. از این رو، بحث اصول احترام به آسیب‌پذیری انسانی و تمامیت فردی در پژوهش‌ها و تحقیقات پزشکی در حقوق داخلی بسیاری از کشور‌ها و اسناد بین‌المللی مورد توجه قرار گرفته است. مبانی فلسفی، اخلاقی و حقوقی اصول احترام به آسیب‌پذیری انسانی و تمامیت فردی مندرج در اسناد بین‌المللی نه تنها با شریعت اسلامی و آموزه‌های الهی در تضاد نیست بلکه می‌توان آن را در راستای اعمال تعالیم الهی در توجه به شأن، کرامت و تمامیت فردی همه‌ی انسان‌ها دانست. در پرتو چنین نگرشی از قانون‌گذار کشور انتظار می‌رود از یک‌سو با اقدامات تقنینی مناسب به حمایت‌های قانونی از آحاد جامعه در قبال پژوهش، تحقیق و درمان پزشکی برآید و از سوی دیگر همگام با کشورهای پیشرفته با مشارکتی فعال در توسعه و ایجاد رویه‌های بین‌المللی در این زمینه مشارکت کند.


شیما بهنام منش، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده

اساساً وقتی سخن از ارزش و جایگاه اخلاقی می‌‌شود، فرض بر این است که انسان عضو بی‌رقیب جامعه‌ی اخلاقی (moral community) محسوب شده و به تبع آن، بهره‌مند از پاره‌ای امتیازات و در عین حال ملزم به رعایت و انجام برخی امور نسبت به خود و هم نوع خود. از جمله مسایلی که به‌ویژه از سه دهه‌ی گذشته تا کنون در عرصه‌ی اخلاق بحث برانگیز بوده، این است که مرز و بوم جامعه‌ی اخلاقی در حال گسترش است. اگر زمانی نظرغالب این بود که انسان، تنها عضو مطلق این نهاد است، امروزه رشته‌های جدید اخلاق هم‌چون اخلاق حیوانات، سعی در رد این سنت دیر پا داشته و دیگر انسان و موضوعات مرتبط به او به تنهایی مطرح نبوده و حیوانات نیز به‌عنوان عضو جامعه‌ی اخلاقی حضور دارند. روش مطالعه به‌صورت تحلیلی و توصیفی (اسنادی کتابخانه‌ای) بوده است و سعی شده تا با مطالعه‌ی مقالات فلسفی گوناگون در زمینه‌ی اخلاق حیوانات و بررسی کدهای رفتاری مختص اخلاق حیوانات، بتوان آشکار نمود که جایگاه حیوانات در عرصه‌ی اخلاق در کجا قرار داشته و بر اساس چه ملاکی می‌توان آن‌ها را مشمول ملاحظات اخلاقی به‌حساب آورد. از آن‌جا که حیوانات ذی ادراک شناخته شده‌اند و قابلیت درک تجارب مثبت و منفی را دارند، امروزه به‌عنوان ساکنان سرزمین اخلاق به رسمیت شناخته شده‌اند و انسان نسبت به کیفیت و دامنه‌ی رفتار خویش در برابر آنان مسؤول است.
مژگان خادمی، عیسی محمدی، زهره ونکی،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده

ارزش‌گذاری به انسان، پایه‌ی حرفه‌ی پرستاری و جوهر مراقبت است. عدم هماهنگی بین برخی ابعاد مراقبت بهداشتی عصر حاضر و دستورالعمل‌های انسانی باعث شده است اعتلای انسان‌گرایی در پرستاری به یک چالش عمده تبدیل گردد. صاحب‌نظران پرستاری با ارائه نظریاتی با محوریت انسان در صدد حل این چالش برآمده‌اند. ارزیابی درونی این نظریه‌ها از بعد قابلیت حل این چالش و چگونگی کاربرد آن‌ها می‌تواند به ارتقا رویکردهای انسانی کمک نماید. هدف این مقاله، ارزیابی قابلیت کاربرد برخی نظریه‌های متمرکز بر انسان‌گرایی در عملکرد پرستاران می‌باشد. روش مطالعه، مرور انتقادی متون مرتبط با نظریه‌های انسان‌گرا بوده است. داده‌ها با مطالعه‌ی کتب و جست‌وجوی برخی پایگاه‌های اطلاعاتی و با استفاده از سؤالات راهنما گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد نظریه‌های عملکرد پرستاری انسانی، مراقبت بین شخصی و تکوین انسان به‌طور ویژه تحت تأثیر فلسفه انسان‌گرایی توسعه یافته‌اند. در این نظریه‌ها انسان موجودی آزاد و مستعد است که در رابطه‌ی متقابل با محیط خود رشد می‌کند. پرستاری با حضور در کنار دیگران و احترام به پتانسیل افراد جریان می‌یابد و می‌تواند در رشد انسان سهیم باشد. تأکید بر تعاملات بین انسان‌ها، عرصه‌ی کاربرد این نظریه‌ها را وسیع ساخته است ولی تأمل در برخی ویژگی‌های این نظریه‌ها، پرستارانی که می‌خواهند آن‌ها را به‌کار گیرند و محیط‌های به‌کارگیری، حاکی از ضرورت تعدیل نظریه‌های موجود و توسعه‌ی نظریه‌های جدید می‌باشد.


سیمین مهدی پور، افسر فرود، محمدرضا امینی،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده

پیشرفت‌های اخیر در کلون‌سازی، امیدهایی را در درمان بیماری‌ها و حل برخی مشکلات دیگر مرتبط با سلامتی ایجاد کرده است. اما این تکنولوژی با سؤالات اجتماعی، حقوقی، اخلاقی، مذهبی  و غیره همراه است که واکنش‌های مختلفی را در سطح جهانی موجب شده است. تعدادی از کشورها قوانینی را در زمینه‌ی کلون‌سازی تصویب کرده‌اند و برخی،  قانون مشخصی ندارند.  بسیاری از کشورها و سازمان ها، به دلایل مختلف از جمله نگرانی‌های اخلاقی مخالفت شدیدی با کلون‌سازی زایشی، و برخی حتی با کلون‌سازی تحقیقی، نشان داده‌اند. تعدادی، به نتایج مثبت کلون‌سازی پرداخته، و نظر موافق دارند. نظر غالب، طرفداری از کلون‌سازی سلول‌ها و بافت‌ها به دلایل درمانی و مخالفت با کلون‌سازی زایشی است. به‌طور کلی کلون‌سازی، یک پیشرفت مهم در ژنتیک و زیست فناوری است که می‌تواند نجات دهنده و از سویی مخرب باشد. لذا تصمیم‌گیران باید ازجنبه‌های مثبت آن برای ارتقای سلامتی انسان بهره برند و با قوانین مناسب، از مشکلات اخلاقی و اجتماعی احتمالی، پیشگیری کنند. در این مقاله نظرات گروه‌های موافق و مخالف در زمینه‌ی کلون‌سازی را ارائه کرده، و به‌طور اجمالی به موضع کشورها و سازمان‌ها درزمینه‌ی کلون‌سازی انسان می‌پردازیم.


فاطمه طرف،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده

پژوهش بر روی فناوری مهندسی سلول­های نطفه­ای با هدف ایجاد تغییرات ژنتیکی قابل توارث در نسل­های گیاهی، جانوری و انسانی انجام می‌شود. قریب‌الوقوع بودن و ضرورت انجام این فناوری در خصوص سوژه­های انسانی باعث مباحثات فراوان بین صاحب‌نظران اخلاق و حقوق شده است. امکان ایجاد تغییر در ژنوم انسان که مطابق با اعلامیه‌ی جهانی ژنوم انسان وحقوق بشر به‌عنوان میراث مشترک بشریت و شالوده­ی وحدت تمامی اعضای جامعه­ ی بشری شناخته می­شود، این فناوری را با پرسش­هایی درباره­ی ارتباط دستاوردهای آن با جریان عادی آفرینش روبه‌رو می‌کند. در نگاه اول، چنین به‌نظر می­رسد که اجرا و اعمال این فناوری می‌تواند به تغییر در رسم جاری خلقت و ایجاد بدعت در سنت دیرپای توالد منجر شود. با ریشه­یابی ایده­های مخالف با اجرای این فناوری که چنین خاستگاهی دارند، می­توان نگرانی عمده‌ای را درباره­ی «تغییر در خلقت» یا به‌عبارتی «دخالت در کار خدا» مشاهده نمود. «تغییر در خلقت» اصطلاحی است که در ادبیات فقهی- اخلاقی اسلام نیز متداول و آشناست و در تعیین احکام فقهی مترتب بر فناوری­های زیستی نقش مهمی ایفا می‌کند، به گونه­ای که اگر عنوان آن بر موضوعی صادق باشد، به حرمت ذاتی آن موضوع در فقه منجر خواهد شد. البته اکثر مفسران اسلامی، خلقت را به معنای فطرت الهی انسان تعبیر می‌کنند که هرگز قابل تبدیل و تغییر نیست. این رویکرد ممکن است سرفصل تغییر خلقت را به‌طور کامل از محورهای تعیین مشروعیت فناوری‌های زیستی خارج کند اما نگارنده می‌پندارد که اتخاذ این دیدگاه نمی‌تواند پایان راه باشد زیرا در این میان سرفصل نوین قصد ایجاد تغییر در فطرت انسان رخ می‌نماید که غفلت از آن دست ما را از محوری قوی در جهت‌دهی به اهداف فناوری‌های زیستی تهی می‌گذارد. بنابراین، در این پژوهش اگرچه نگارنده نیر خلقت را به معنای فطرت غیرقابل تغییر انسان می‌پندارد، با ارائه‌ی تحلیل‌هایی کوشیده است تا پس از معرفی سر فصل قصد تغییر فطرت، به دیدگاهی متعادل در خصوص نحوه‌ی استفاده از این سرفصل در خصوص مشروعیت فناوری مهندسی سلول‌های نطفه‌ای دست یابد.



صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb