جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای اهدا

کیارش آرامش،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده

منظور از رازداری، مخفی ماندن هویت و مشخصات اهدا کننده گامت یا رویان از سایرین، از جمله از فرزند حاصل از آن گامت یا رویان، و نیز مخفی ماندن هویت و مشخصات دریافت کنندگان گامت یا رویان از فرد یا افراد اهدا کننده است. در این مقاله، پرسش از رازداری در قالب دو پرسش صورت بندی شده است: 1- از دیدگاه اخلاقی آیا اطلاعات مربوط به هویت اهداکنندگان و دریافت کنندگان گامت و رویان باید توسط مراکزی ثبت و نگهداری شود تا درزمانی  در آینده برای افرادی که صاحب حق دسترسی شناخته می شوند، آشکارسازی گردد؟ 2- آیا دریافت کنندگان گامت یا رویان اهدایی از نظر اخلاقی موظفند که به فرزند حاصله اطلاع دهند که برای به دنیا آمدن آن فرزند از گامت یا رویان اهدایی استفاده شده است؟ در این مقاله، نگارنده به بررسی و احتجاج به سود این دو پاسخ به پرسش های فوق پرداخته است: در مورد پرسش اول، ثبت و نگهداری اطلاعات مربوط به هویت اهداکنندگان و دریافت کنندگان گامت و رویان در مراکزمربوطه و آشکار سازی آنها درزمانی مناسب برای فرزند(ان) حاصله از نظر اخلاقی درست و الزامی است. در این رابطه هم چنین به مانعی اشاره شده است که تا زمان برطرف نشدن آن، اجرای این باید اخلاقی را می توان به تعویق انداخت.در رابطه با پرسش دوم،  مخفی داشتن هویت و مشخصات اهداکننده(های) گامت یا رویان از فرزند حاصل از آن، از نظر اخلاقی نادرست است و در نتیجه اخلاق حکم می کند که نسب زیست شناختی فرزند آتی، به شیوه و در زمانی مناسب برای او آشکارسازی شود. در این مقاله از سه دیدگاه برای بررسی مدعیات پیش گفته اقامه برهان شده است: نخست از دیدگاه فریضه گرا (Deontological) و سپس از دیدگاه فایده گرا (Utilitarianistic) و در نهایت از دیدگاه اصول گرا (Principalistic) .


لیلا علیزاده، سید طه مرقاتی، رضا عمانی سامانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 12-1388 )
چکیده

ناباروری به‌عنوان بحرانی در دوره‌ی زندگی شناخته شده است که بالقوه تهدید‌کننده‌ی ثبات فردی و روابط اجتماعی است. از ناباروری به‌عنوان سومین عامل یا یکی از پنج عامل اول طلاق نام برده شده است. حدود یک چهارم زوج‌ها در ایران ناباروری اولیه را تجربه می‌کنند. در برخی موارد یکی از زوجین یا هردو توانایی ایجاد گامت (سلول جنسی) را ندارد، لذا تنها راه حل درمانی برای این دسته از زوجین استفاده از روش اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) یا اهدای جنین است و در صورت وجود مشکلات آناتومیک رحم نیاز به استفاده از رحم اجاره‌ای به‌وجود می‌آید. در برخی موارد نادر نیاز به ترکیبی از دو یا چند نوع اهدا وجود دارد که این امور علاوه بر مشکلات ناشی از حکم تکلیفی از نظر احکام وضعی نیز می‌تواند ایجاد مشکل نماید و حقوق والد- فرزندی را مورد شک و شبهه و سؤال قرار دهد. در این مقاله با استفاده از منابع فقهی و حقوقی به حقوق والد - فرزندی مانند نسب، حضانت، ولایت، نفقه و محرمیت در مورد انواع اهدا، رحم اجاره‌ای و علی‌الخصوص اهدای ترکیبی پرداخته شده است. به‌نظر می‌رسد که به‌جز ترکیب اهدای جنین و رحم اجاره‌ای که همانند سرپرستی و فرزندخواندگی است، در بقیه‌ی موارد اهدای ترکیبی می‌توان حقوق والد فرزندی را همانند اهدای ساده در نظر گرفت.


مونا عودی، رضا عمانی سامانی، مصطفی مظفری، سید طه مرقاتی، مهناز کرباسی‌زاده،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده

درمان‌های ضد ویروسی جدید به‌طور چشم‌گیری سبب بهبود پیش آگهی بیماران آلوده به ویروس نقص ایمنی انسان و به‌دنبال آن افزایش قابل توجه امید و کیفیت زندگی در آن‌ها شده است. استفاده از روش‌های کمک باروری، امکان داشتن فرزند سالم را برای بسیاری از زوج‌های HIV مثبت فراهم کرده است. با این حال، بیش‌تر مراکز درمان ناباروری این زوجین را نمی‌پذیرند که این مسأله انزوای ایشان از زندگی اجتماعی را در پی دارد.
مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانه‌ای است. نتایج از سه دیدگاه زوج مبتلا، فرزند آینده و کادر درمان بررسی شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی و هم‌چنین مقالات، دستورالعمل‌ها و مطالب  موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفت.
باروری حق طبیعی هر فرد است. اگر با روش‌های باروری آزمایشگاهی، در صورت عدم سرایت HIV به غیر و به‌خصوص فرزند، امکان بچه‌دار شدن وجود دارد، نباید مراکز از انجام این کار خودداری کنند. لذا، عدم پذیرش این زوج‌ها توسط مراکز درمانی ناباروری برخلاف اخلاق پزشکی بوده و در راستای قوانین جاری مملکت نیست. پذیرش بیمارانی هم‌چون مبتلایان به هپاتیت C، سرطان‌های پیشرفته، بیماری‌های روانی و . . . بیش‌تر مؤید تبعیض و غیر اخلاقی بودن عدم پذیرش این افراد است. نام HIV در ایران همراه با انگ نابهنجاری بوده و به‌نظر می‌رسد که فرزند خانواده‌ی مبتلا از نظر اجتماعی در حالت ایده‌ال نیست. تلاش‌های اجتماعی در جهت برداشتن این انگ به همراه حمایت از همه‌ی بیماران مزمن توسط جامعه قدمی است که باید برداشته شود.
مدرک مستدلی برای عدم پذیرش زوج‌های مبتلا به HIV وجود ندارد و به‌نظر می‌رسد عدم پذیرش افرادی که با روش‌های جدید امکان داشتن فرزند سالم دارند، غیر اخلاقی و ناقض حقوق طبیعی افراد است.


زهرا سادات منظری، عیسی محمدی، عباس حیدری، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف، محمدجعفر مدبر عزیزی، ابراهیم خالقی،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده

هدف از این مطالعه کشف و بررسی درک و معنای مرگ مغزی در خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو هنگام مواجهه و اطلاع از تشخیص مرگ مغزی بیمارشان می‌باشد.
این تحقیق مطالعه‌ای کیفی با رویکرد تحلیل محتوی است. فرایند جمع‌آوری داده‌ها مشتمل بر 38 مصاحبه‌ی بدون ساختار و عمیق با 26 خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو همراه با یادداشت‌های عرصه است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند از تیرماه 1387 آغاز و تا مرحله‌ی اشباع - آذر 1389- ادامه یافت. تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری به روش آنالیز محتوای کیفی انجام گرفت.
تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 17طبقه و 4 درونمایه شد که بیانگر تجارب و درک خانواده از مفهوم مرگ مغزی هنگام اطلاع از تشخیص آن است و شامل: تضاد و کشمکش درونی، پرده‌ی درون بر واقعیت بیرون، حس فقدان و سوگ قریب‌الوقوع، تسلیم و پذیرش است.
یافته‌ها نشان می‌دهد مواجه شدن با تشخیص مرگ مغزی برای خانواده به‌معنی وارد شدن در فضایی پر از چالش، تضاد و ابهام می‌باشد که با بروز عواطف غم‌افزای سوگ و بعضا واکنش‌های روان‌شناختی دفاعی نیز پیچیده‌تر می‌شود. توصیه می‌شود دست‌اندرکاران درخواست اهدای عضو ابتدا فضا و زمینه‌ی لازم برای درک و پذیرش واقعیت مرگ مغزی را برای خانواده فراهم ساخته و سپس با درنظر گرفتن تجربه و برداشت‌های خانواده از این موقعیت پیچیده و توجه به حل تعارضات و ابهامات درونی آن‌ها، به درخواست اهدای عضو بپردازند.


اصغر صفری فرد، سعید ریوندی، سید محمد اکرمی،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده

به رغم پیشرفت علم و فن آوری، تاکنون بشر از ساخت ماده یا محلولی که بتواند کمبود ماده‌ی حیاتی خون را در بدن انسان جبران کند، عاجز مانده است. کمبود خون، جز از طریق انتقال خون به بدن انسان قابل جبران نیست و این ماده‌ی حیات‌بخش، از بدن فرد اهداکننده آن تأمین می‌گردد. ایمنی و سلامت آن بستگی به اطلاعاتی دارد که توسط فرد داوطلب اهدای خون بیان می‌شود و وظیفه‌ی اخلاقی حکم می‌کند که وی در ارائه‌ی این اطلاعات، نهایت صداقت را داشته باشد. از سوی دیگر، اهدا و دریافت خون، دارای مسائل اخلاقی و حقوقی ویژه‌ای است که باید مراعات گردد. بدین منظور در سال 1980، مجمع بین‌المللی انتقال خون در مونترال، آیین‌نامه‌ی اخلاقی اهدای خون را تصویب کرد. طبق مفاد این آیین‌نامه، بر دسترسی به خون عاری از خطر، رایگان بودن آن، عدم نیاز به جایگزینی خون اهدایی، رضایت آگاهانه‌ی دریافت‌کننده‌ی خون، حق عدم پذیرش خون توسط دریافت‌کننده و حق مطلع شدن از آسیب وارده به هنگام وقوع آن تأکید شده است. این نوشتار تلاش دارد تا با تکیه بر اصول اسلامی و قوانین کشور، به برخی نکات مهم مربوط به اصول اخلاق پزشکی اهدای خون بپردازد.


محمدعلی برومند، فریبا اصغری،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده

چالش اصلی پیوند عضو، کمبود عضو پیوندی می‌باشد. بر اساس قانون اهدای عضو، علاوه بر رضایت بیمار، رضایت خانواده برای اهدای عضو پس از مرگ مغزی ضروری است. در این مقاله دیدگاه مردم تهران در مورد اهدای عضو عزیزانشان در صورتی که دچار مرگ مغزی شوند بررسی شده است.در این مطالعه‌ی مقطعی متغیرهای مورد بررسی از طریق مصاحبه‌ی تلفنی گردآوری شد. نمونه‌گیری به روش شماره‌گیری تصادفی در شهر تهران و انتخاب تصادفی فرد مصاحبه شونده از میان افراد بالای 18 سال حاضر در منازل یا مغازه‌ها صورت گرفت. 706 نفر از مردم تهران در بازه‌ی زمانی اسفند 1388 تا آبان 1389 وارد مطالعه شدند.میزان پاسخ گویی 51 درصد بود. 3/83 درصد افراد (688n= ) موافق اهدای عضو عزیزانشان در صورتی که کارت اهدا داشته باشند و دچار مرگ مغزی شوند، بودند و 3/62 درصد آن‌ها (440n= ) اجازه از خانواده برای استفاده از عضو پیوندی در فردی که دچار مرگ مغزی شده و کارت اهدا دارد را لازم نمی­دانستند. بین رضایت به اهدای عضو عزیزان و مرگ دانستن مرگ مغزی (011/0(P= و برگشت‌ناپذیر دانستن آن (028/0 (P =رابطه‌ی مستقیم معنی‌دار دیده شد.لازم است آموزش همگانی برای اصلاح باورهای غلط مردم در خصوص مرگ مغزی و تسهیل و ترویج اعلام تصمیم به اهدای عضو پس از مرگ مغزی در یکی از کارت‌های معمول همگانی مثل گواهینامه‌ی رانندگی انجام شود تا خانواده‌ها راحت‌تر بتوانند در موقعیت مرگ مغزی عزیزانشان در رابطه با اهدای اعضای آن‌ها تصمیم‌ بگیرند.


مونا عودی، رضا عمانی سامانی، لیلا علیزاده،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده

در مواقعی یک زوج نابارور برای درمان خود راهی جز استفاده از گامت اهدایی ندارند. اشتراک‌گذاشتن یا تسهیم تخمک روشی است که در آن بیمار نابارور، تحت درمان و تحریک تخمک گذاری، نیمی از تخمک‌های خود را در ازای گرفتن تخفیف در هزینه‌ی درمان به بیمار نابارور دیگری که دچار اختلال تخمک‌گذاری است اهدا می‌کند. ایران تنها کشور اسلامی است که در آن نه تنها برنامه‌ی اهدای تخمک رایج است، بلکه برای اهدای تخمک هزینه نیز پرداخت می‌شود. هدف از این بررسی، مقایسه‌ی اشتراک‌گذاشتن و اهدای تخمک از نظر اخلاقی، حقوقی و فقهی و بررسی مزایا و معایب این روش درمانی در چهارچوب ضوابط اهدا در ایران است. در این مقاله، بررسی از نظر اخلاقی درباره‌ی موضوع اهدا و اشتراک‌گذاری تخمک انجام شده است و مسائل فقهی نیز از متون اسلامی و فتاوی فقها جمع‌آوری شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی شده و مقالات، دستورالعمل‌ها و مطالب موجود در این زمینه مورد بررسی قرارگرفته است. در ایران اهدای تخمک مورد قبول مراجع شیعه است. از آن‌جایی‌که اشتراک تخمک نیز شباهت کاملی با روند اشتراک‌گذاری دارد این روش نیز پذیرفته شده است. اشتراک تخمک نسبت به اهدا، از نظر اسلامی ( نگاه و لمس)، از نظر اجتماعی (جلوگیری از اهدا تکراری)، مسائل مربوط به هزینه و تبادل پول، عوارض درمان و مشکلات مربوط به تبلیغات و واسطه‌ها دارای مزیت‌هایی است هرچند این روش معایبی نیز دارد. مثلا کاهش شانس حاملگی فرد با اهدا نیمی از تخمک‌هایش، چالش در رابطه با سلامت اهداکننده و هم‌چنین فشار روانی موفقیت درمان گیرنده در برابر شکست درمان اهداکننده‌ی تخمک نیز وجود دارد. معایب اشتراک تخمک با انجام مشاوره‌ی کامل، اعمال ناشناسی و تدوین دستورالعمل حاوی معیارهای دقیق انتخاب به اشتراک گذارنده قابل برطرف شدن است.


محمدرضا رضا نیا معلم،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

بررسی و تبیین صور مختلف حاکم بر استفاده از روش مادر جانشین در تولید فرزند و پاسخ به سؤالات اصلی و فرعی متعدد و ایجاد پشتوانه‌ی نظری برای قراردادهایی از این دست از محورهای اصلی پژوهش در پژوهشگاه رویان و مراکز درمانی کشور است. آیا به لحاظ فقهی و حقوقی یک زن می‌تواند به نفع دیگری بارور شود و آیا انعقاد قرارداد بر آن و تعهد به حمل جنین و تسلیم نوزاد، در چارچوب قواعد عمومی قرارداد‌ها قابل توجیه، صحت و نفوذ است یا نه؟ و سؤالات متعدد دیگری. جمع آوری مطالب به سبک کتابخانه‌ای و اسنادی و تدوین و توصیف متن، به شیوه‌ی فقهی و حقوقی، یعنی توصیفی و تحلیلی با رعایت شیوه‌ی مرسوم در فقه و شیوه‌ی عقلی مرسوم در حقوق خواهد بود.
«باروری برای دیگری از روش‌های جدید پزشکی برای فرزند دار شدن زوجین نابارور است، منظور از باروری برای دیگری اهم از «پذیرش اسپرم زوج یک خانواده‌ی متقاضی یا تخمک بارور «رویان » زوجین متقاضی یا دو بیگانه و پرورش و حمل آن در رحم و تسلیم نوزاد به‌دنیا آمده به زوجین متقاضی است.». واژه‌ی باروری صرف بارداری و حمل نیست بلکه شامل تولید و نشو و نمای فرزند در رحم مادر جانشین به نفع دیگری نیز می‌شود. «قرارداد باروری برای دیگری»، هر نوع توافق و ترتیبات حقوقی است که ناظر به استخدام استفاده از رحم جانشین در خصوص حمل جنین توسط زن صاحب رحم و تسلیم نوزاد به متقاضیان است. « اعتبار » قرار دادی مذکور هم در معنای مشروعیت ( جواز یا عدم جواز ) و حمل صحت یا فساد آن قراردادها منظور است؛ چنان‌که در صورت معتبر بودن قراردادها نفوذ و لازم الاجرا بودن یا نبودن آن‌ها نیز به نوعی در مفهوم اعتبار ملحوظ است. به هر حال، تجویز و تحریم که مقتضای اصلی این نوع قراردادها (تعهد مادر جانشین بر حمل کودک به نفع زوجین متقاضی و تسلیم طفل به‌دنیا آمده به متعهد له) است، به جهاتی قابل دفاع است. استدلال‌های مربوط قادر به اثبات ممنوعیت تمامی صور و مصادیق استفاده از رحم جانشین نیستند، هم‌چنان که توان اثبات تجویز آن‌ها را ندارند.
تجویز مطلق، نه شایسته است و نه قابل دفاع، ممنوعیت مطلق نیز چنین است. بنابراین، پیشنهاد این است که نظام حقوقی باید ظرفیت و انعطاف لازم را در خود ایجاد کند تا تحت شرایطی استفاده از رحم مادر جانشین مجاز شود، و گرنه ضایعات فراوانی برای خانواده‌های محروم از فرزند و جامعه پیش رو است. اساساً پذیرش فرزندخواندگی نیز پاسخی به این راز پنهان و آشکار انسان‌ها بوده است. بنا به فتاوی و استدلال‌های فقهی و حقوقی مربوط به جواز و عدم جواز جانشینی برای باروری، این مکان برای قانون‌گذار جمهوری اسلامی ایران است که در این خصوص تصمیم‌گیری کند.


فرزانه زارعی، محمدصالح واحدی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده

محتوای تدریس آن چیزی است که فقط مدرس و دانشجو شاهد حقیقی آن هستند و در محضر عظیم خداوند قادر و متعال به بحث پیرامون سرفصل‌‌های مصوب پرداخته خواهد شد. در بررسی مطالب تدریس شده در کلاس‌های درس به لحاظ این‌که حضور یک مشاهده‌گر ثالث می‌تواند عامل مداخله گر مخربی باشد معمولا منطقی جلوه نمی‌کند. بنابراین، موضوع رعایت اخلاق حرفه‌ای در بعد پوشش تمامی سرفصل‌‌های مصوب و مرتبط بودن تمامی مطالب مطرح شده در کلاس‌های درس با این سرفصل‌‌ها در حیطه‌ی آموزش پزشکی بسیارمهم به‌نظر می‌رسد. به منظور بررسی اعتبار محتوایی، آزمون‌های نیم سال دوم تحصیلی 90 – 89 در دانشکده‌ی پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی کردستان مورد بررسی قرار گرفت. از مجموع 104 آزمون برگزارشده، 51 آزمون دانشکده به فرمت MCQ بود. 10 درصد آزمون‌های فرمت MCQ به‌صورت کاملاً تصادفی (آزمون‌‌های ساعت 10 روز‌های شنبه و دوشنبه ایام امتحانات) انتخاب شد. هر مجموعه سؤال به همراه اهداف آموزشی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی به‌صورت کاملا محرمانه (و کد گذاری شده ) در اختیار اساتید صاحبه‌نظر و متخصص در آن زمینه قرار داده شد و خواسته شد مشخص کنند که هر سؤال به کدام هدف مربوط می‌شود و کدام‌یک از حیطه‌‌های شناختی و نگرشی و عملکردی را پوشش می‌دهند. از مجموع 50 سرفصل بررسی شده 36 درصد سرفصل‌‌ها اصلا مورد توجه قرار نگرفته بود و هیج سؤالی را به خود اختصاص نداده بودند. میانگین کل تطابق سؤالات با سرفصل‌‌ها 5/68 درصد بود. کم‌ترین تطابق 25 درصد و بیش‌ترین 100 درصد بود. از نظر تحلیل گران آزمون، سؤالات هدف‌‌های دانش و فهم را در حیطه‌ی شناختی بیش‌تر مورد بررسی قرار داده‌اند و کم‌تر به حیطه‌ی نگرشی و عملکردی پرداخته شده بود. محققان معتقدند همان‌طور که آزمون وسیله یا روش نظام‌مندی است برای اندازه ‌گیری نمونه‌ای از رفتار دانشجویان، می‌تواند به همان اندازه‌ی ابزاری باشد برای ارزیابی مدرس. گاهی بعضی از ویژگی‌‌های ظاهراً غیرقابل اندازه‌گیری را می‌توان از طرق غیرمستقیم مورد سنجش قرار داد. اهتمام مدرس برای پوشش کلیه‌ی سرفصل‌های مرتبط و مصوب و ارزیابی کلیه‌ی این سرفصل‌‌ها و اهداف در پایان ترم نکته‌ی اخلاقی و بسیار حائز اهمیتی است.
زهرا سیاح، لیلا رفیعی وردنجانی، ندا پروین، شهلا ابوالحسنی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده

نیاز به اهدای عضو در حال افزایش است، در حالی که میزان رضایت به اهدای عضو ناکافی است. از جمله مهم‌ترین عوامل محدود کننده‌ی اهدای عضو، عدم رضایت خانواده است، لذا تعیین علل و عوامل مرتبط با این موضوع حائز اهمیت است. هدف از مطالعه‌ی حاضر، تعیین عوامل مرتبط با رضایت به اهدای عضو در خانواده‌های بیماران با مرگ مغزی بستری در بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد بود. در این مطالعه‌ی توصیفی، علل پذیرش اهدای عضو توسط خانواده، با استفاده از پرسشنامه‌ی محقق‌ساخته، در 54 عضو خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی بستری در بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در سال‌های 1382 لغایت 1391 بررسی شد. اطلاعات به کمک نرم‌افزار آماری SPSS ویرایش 16 به شکل میانگین، فراوانی و درصد گزارش شد.میانگین سن افراد متوفی 72/13±38/31 سال بود. تصادفات (3/59 درصد) فراوان‌ترین عامل مرگ مغزی بود. به‌علاوه 2/72 درصد متوفیان مرد بوده و در حدود 37 درصد از خانواده‌ها با اهدای عضو موافقت کرده بودند. میانگین سن عضو خانواده‌ی شرکت کننده در مطالعه9/8±15/42 سال بود. اعتقاد به خیر بودن و باور مذهبی (100 درصد)، اطمینان از تلاش پرسنل و تیم درمانی برای نجات بیمار (100 درصد) و اطمینان از تشخیص پزشک (100 درصد) به‌عنوان فراوان‌ترین عوامل مؤثر در موافقت خانواده با اهدای عضو مطرح شده بود. در این مطالعه باورهای مذهبی و اطمینان از عملکرد پرسنل درمانی از جمله عوامل برجسته در رضایت به اهدای عضو خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی بوده و توجه ویژه به این فاکتورها در راستای افزایش تعداد موارد اهدای عضو و برنامه‌ریزی مسؤولان مربوطه ضروری به‌نظر می‌رسد.


نازیلا تقوی، رضا عمانی سامانی، محمد اسدی نژاد،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1395 )
چکیده

جنین‌های منجمد در دو حالت به‌عنوان جنین‌های رهاشده تلقی می‌شوند؛ مورد نخست زمانی است که صاحبان جنین، مجهوال‌المکان باشند و هیچ‌گونه دستورالعمل کتبی از سوی زوجین در ارتباط با وضعیت جنین وجود نداشته باشد. مورد بعدی زمانی است که صاحبان جنین منجمد، به‌طور واضح به مراکز انجماد اعلام کنند که تصمیم‌گیری درباره‌ی سرنوشت جنین‌های منجمد خویش را به مراکز انجماد تفویض می‌کنند. هدف ما بررسی این موضوع بود که در صورت رهاکردن جنین‌های منجمد از سوی زوجین، چه تصمیمی باید در مورد سرنوشت آن‌ها اتخاذ شود؟ این مطالعه به روش اسنادی - کتابخانه‌ای و تحلیلی بود. از آن‌جایی که نگه‌داری از جنین‌های منجمد مستلزم صرف هزینه است، شایسته است مسؤولیت مراکز انجماد را نسبت به نگه‌داری از جنین‌های منجمد پس از صرف زمانی معقول و متعارف و تلاش‌های ناموفق برای برقراری تماس با صاحبان منتفی بدانیم.

تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت جنین منجمد رهاشده بستگی به این موضوع دارد که چه ماهیتی را برای آن‌ها برگزینیم. در صورتی که جنین‌های منجمد رهاشده را انسان تلقی کنیم، با توجه به هزینه‌ی نگه‌داری و کمبود امکانات پزشکی می‌توان بر اساس قاعده‌ی الضرورات تبیح المحظورات (ناگریزی‌ها حرام‌ها را مباح می‌کند) آن‌ها را از بین برد. چنان‌چه جنین­های منجمد را مال یا شبه مال تلقی کنیم، باید جنین‌های منجمدی را که به صاحبانشان برای تعیین سرنوشت آنان دسترسی وجود ندارد ، مجهول المالک تلقی کرده و حاکم را جهت اخذ تصمیم به دورریزی  یا اهدا برای تحقیقات صالح قلمداد کرد.


فاطمه فرامرزی رزینی، سید مهدی صالحی، سید مهدی قریشی، امیر حمزه سالارزائی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 9، شماره 4 - ( 7-1395 )
چکیده

باروری و فرزندآوری به عنوان یکی از نیازهای جوهری خلقت، با توسعه جوامع انسانی دائماً در فراز و نشیب بوده است. پیشرفت های دانش پزشکی در روش‌های نوین باروری، دگرگونی‌هایی را در آن پدیدار نمود. بارداری با دخالت شخص ثالث که بحثی بسیار جدی، پر تلاطم و چالش برانگیز به شمار می‌رود، از جمله این دگرگونی‌ها است. با عنایت به روند سریع استفاده از این تکنولوژی در کشور، مبهم ماندن جوانب و پیامدهای مترتب بر آن به ویژه برای کودکان حاصل از این روش ها، تنقیح مناسبی را می‌طلبد. بدین منظور، پژوش حاضر با هدف بررسی هویت و حقوق  کودکان حاصله از روش های کمک باروری با بهره‌گیری از استفتائات فقهای عظام معاصر در گستره قانون، قابل واکاوی است. در این مطالعه ابتدا با استفاده از کلید واژه‌هایی مانند نسب، ولایت، اهدای جنین و  ناباروی در منابع معتبر فقهی و حقوقی و سایت های معتبر، مطالب مرتبط استخراج شد و سپس در بخش میدانی با روش کیفی، نظرات مکتوب برخی مراجع عظام تقلید معاصر شیعه در خصوص هویت کودکان آزمایشگاهی با دخالت شخص سوم استفتاء گردید. نتایج این پژوهش ترکیبی در دو بخش نظری و میدانی نمایان ساخت که دیدگاه فقهای عظام معاصر با دیدگاه مقنن در قانون اهدای جنین تناسب ندارد، زیرا فقها همچنان بر نظر فقه سنتی ابرام دارند و صاحبان نطفه و تخمک را به عنوان والدین طفل قلمداد می‌کنند که این امر با تکالیفی که در متون قانونی برای زوجین اهدا گیرنده گنجانده شده است، همسو نمی باشد. به این بیان که فقها طفل حاصل از اهدای جنین را به اهدا گیرندگان ملحق نمی‌دانند، در حالی که از فحوای خطاب مقنن به ویژه با توجه به وظایفی که قانون اهدای جنین به زوجین نابارور بر دوش آن ها نهاده، پذیرش ضمنی اهدا گیرندگان به عنوان والدین طفل استنباط می‌شود. این امر طفل را دچار بحران هویت نموده وانگهی، در مواردی او را از حقوق شهروندی محروم می‌سازد. در نتیجه با عنایت به اینکه قوانین جاری و ساری کشور با نظرات فقهای عظام معاصر تعارض دارد، در راستای مرتفع نمودن آن و جلوگیری از تشتت آراء، حکم به پذیرش اهدا گیرندگان به عنوان والدین حکمی طفل، راه‌گشا خواهد بود.


محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانی‌فر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده

پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آن‌ها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوه‌ی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااین‌حال، در واقع، متقاضیان استفاده از روش‌های درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادله‌ی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدین‌ترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعه‌ی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینه‌ی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویه‌ی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی می‌توان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخله‌ی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.

سینا ولیئی، شیوا محمدی، شعیب دهقانی، فرزانه خان‌پور،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

امروزه، پیوند عضو درمان نهایی بیماران در مراحل پایانی اختلال در عملکرد اندام‌هاست. با توجه به اهمیت اهدای عضو و نقش مهم معلمان در افزایش آگاهی و بهبود نگرش قشری گسترده از جامعه، پژوهش حاضر با هدف تعیین میزان آگاهی و چگونگی نگرش معلمان شهر سنندج به مسأله‌ی اهدای عضو انجام شد. روش تحقیق در مطالعه‌ی حاضر، توصیفی‌تحلیلی (مقطعی) است. در همین راستا، 250 معلم شاغل در مدارس متوسطه‌ی اول و دوم شهرستان سنندج، به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای، در سال تحصیلی 1397-1396، انتخاب و پرسش‌نامه‌ی میزان آگاهی و چگونگی نگرش به اهدای عضو را تکمیل کردند. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS 20 با استفاده از آزمون آماری هم‌بستگی و تی مستقل و تحلیل واریانس آنوا تجزیه ‌و تحلیل شد. یافته‌های پژوهش نشان داد 152 نفر (8/60%) آگاهی متوسط و 92 نفر (8/36%) آگاهی بالا درباره‌ی اهدای عضو داشتند. نگرش 166 نفر (4/66%) از معلمان، متوسط و 81 نفر (4/32 %) بالا بود. 8/90 درصد از معلمان نیز، کارت اهدای عضو نداشتند؛ درحالی‌که 144 نفر (6/57 %) تمایل داشتند این کارت را دریافت کنند. ازآنجاکه میزان آگاهی و نگرش مثبت اکثریت معلمان در حد متوسط بوده و بیشتر آ‌ن‌ها دارای کارت اهدای عضو نبودند و با توجه به اثرگذاری این قشر در افزایش فرهنگ اهدای عضو و آگاهی دانش‌آموزان، آموزش فرهنگیان و ایجاد زمینه‌های مناسب برای بالابردن آگاهی و نگرش مثبت آن‌ها درباره‌ی اهدای عضو، ضروری است.

نرجس حشمتی‌فر، لیلا ربیعی‌نسب، احمد مظفری، محسن ولایتی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

ناباروری، یکی از مشکلات اساسی برخی زوج‌ها در طول تاریخ بوده است؛ اما پیشرفت‌های علمی دهه‌های اخیر و ارائه‌ی روش‌های نوین، تا حدی زیاد، این مشکل را حل کرده است. یکی از این روش‌ها، اهدای جنین به زوج‌های نابارور است که در آن، اسپرم و تخمک زوج‌های قانونی و شرعی، در محیط آزمایشگاه، تلقیح شده و جنینِ حاصل، به زوج‌های قانونی و شرعی دیگر اهدا می‌شود. نظرات موافق و مخالف فقهای معاصر درخصوص مسائل شرعی اهدای جنین، مردم و پزشکان را با تردید مواجه ساخت؛ تاجایی‌که قوه‌ی مقننه، قانون نحوه‌ی اهدای جنین به زوج‌های نابارور را در سال ۱۳۸۲ به تصویب رساند. این قانون در زمان خود بسیار راهگشا بود؛ اما با توجه به نگارش مختصر آن، نواقصی هم دارد؛ برای مثال، وضعیت محرمیت کودک تولدیافته از اهدای جنین، مشخص نشده است. در این مقاله، با استفاده از کتب طراز اول فقه و حقوق شیعه و مقالات این حوزه و همچنین، با استناد به مواد قانونی و تطبیق آن با آرای فقها، به بررسی فقهی محرمیت در اهدای جنین پرداخته شده است. با جمع‌بندی نظرات موافقان و مخالفان حوزه‌ی اخلاق پزشکی و آرای فقها و قوانین کشور، محرمیت مادر صاحب رحم به طفل ثابت شد؛ همچنین، معلوم شد در چنین نمونه‌هایی، همه‌ی احکام رضاع اجرا می‌شود و پدر (شوهر زن صاحب رحم) نیز، با رعایت شروطی، محرم خواهد شد.

نحله زارعی فرد، صدیقه ابراهیمی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 اخلاق و دانش پزشکی، از اجزای جدایی‌ناپذیرِ برنامه‌های آموزشی رشته‌ی پزشکی هستند. تشریح عملی بدن انسان، به‌عنوان یک روش آموزشی ارجح در مراحل اولیه‌ی آموزش پزشکی، فرصتی مناسب برای کاشت بذر هنجارهای اخلاق پزشکی در ذهن پزشکان آینده است. هدف از این مطالعه‌ی مروری، بررسی رخدادهای غیراخلاقی در تاریخچه‌ی علم تشریح و تحولات اخلاقی بعدی در تشریح بدن انسان، به‌منظور تأکید بر حفظ ارزش‌های اخلاقی بدن اهداکنندگان در سالن تشریح است. برای یافتن مستندات مرتبط، مقالات چاپ‌شده بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۳ در پایگاه‌های داده‌ی اسکوپوس، پابمد، گوگل اسکالر و ریسرچ گیت، با کلمات کلیدی مربوط، جست‌وجو و ارزیابی شدند. بررسی‌ها نشان می‌دهد، در گذشته، تشریح بدن انسان بر روی اجساد مجرمان اعدام‌شده یا با روش‌های غیرقانونی انجام می‌شد و تا اوایل دهه‌ی ۱۹۶۰ اصل اخلاقی احترام به خودمختاری نادیده گرفته می‌شد؛ اما از قرن بیستم به بعد، بحث استفاده از اجساد اهدایی با کسب رضایت آگاهانه به میان آمد و باعث شد دانشگاه‌ها در قرن بیست‌ویکم از این منبع در امر آموزش استفاده کنند و بدین‌ترتیب، راه‌حلی مقبول برای پُر کردن خلأ‌های اخلاقی تشریح فراهم شود. تبیین استانداردهای مربوط به ملاحظات اخلاقی اجساد اهدایی، برای دانشجویان پزشکی ضروری است. بدن انسان، به‌عنوان یک منبع علمی ارزشمند، شایسته‌ی برخورد محترمانه در چهارچوب مرزهای اخلاقی و بر اساس دستورالعمل‌ها و قوانین است. رعایت بالاترین استانداردهای اخلاقی لازم، در مؤسسات آموزشی برای اطمینان‌بخشیدن به اهداکنندگان درباره‌ی تصمیم خود ضروری است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb