5 نتیجه برای ایران باستان
کاظم خدادوست، سید فاضل حسینی، محمد علی محجل شجا،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
مهمترین بحران زندگی اجتماعی انسان در دوران مختلف تاریخ بشر، مسألهی اخلاق و نحوهی سلوک انسان در جامعه با همنوعان خود بوده است. هرچه زندگی انسان پیچیدهتر میشود، مسألهی اخلاق هم شکل پیچیدهتری به خود گرفته و تعریف اخلاقی روابط انسانها در جامعه مشکلتر و تشخیص مصادیق اخلاقی از غیراخلاقی دشوارتر میگردد. در جامعهی پزشکی بحث اخلاق بهدلیل اهمیت این حرفه از جایگاه ویژهای برخوردار است و حتی مباحث اخلاق پزشکی با عنوان medical ethics مباحث علمی بسیار جدی و گستردهای را به خود اختصاص داده است. علت تأکید بر اهمیت اخلاق پزشکی اساساً به این خاطر است که مسائل آن فراتر از اخلاق عمومی است. درعرصهی پزشکی این حکم صادق است که اساساً حرکت طب بر محور اخلاق بوده و پایههای آن بر مبانی اخلاقی استوار است. لذا در این مقــاله سعی میشود دیدگاه مربوط به موضوع اخلاق پزشکی در ایران باستان و دورهی اسلامی، نقش و اهمیت آن در جهت برخورد انسانی، شرافتمندانه و احترامآمیز مورد بررسی قرار گیرد.
با توجه به اهمیت و نقش اساسی علم اخلاق در حرفهی پزشکی، باید اذعان داشت که در گذشته، شناخت و معرفت نسبت به حقایق در میان حکیمان محکمتر و افزون بر داشتن درجات بالای علمی، از منزلتی روحانی نیز بهرهمند بودند. به همین نسبت نیز التزام آنان به اخلاق و معنویات کاملتر بوده و در حفظ ارزشهای اخلاقی بسیار میکوشیدند و همانند پیشوایان دینی، الگویی شایسته بوده و مردم را به نیکی و نجابت، راهنمایی میکردند. افعال اخلاقی، اساسیترین راه وصول به این مقصد هستند و رعایت معیارهای اخلاقی در پزشکی بسان خلعتی خواهد بود که پوشیدن آن زیبندهی قامت همگی اطباست.
فرشته آهنگری،
دوره 4، شماره 1 - ( 12-1389 )
چکیده
پزشکی در ایران باستان به دو شاخهی مینو پزشکی (روان پزشکی ) و گیتیپزشکی (تن پزشکی) تقسیم میشد که شش زیر شاخه را در بر میگرفت. ریاست کل پزشکان ایران را برترین شخص روحانی به عهده داشت و تمامی پزشکان، به رعایت قوانین و وظایف حرفهای موظف بودند. مبحث شناخت بیماریها، دارو و درمان، و پیشگیری و بهداشت نیز از موضوعات مورد توجه پزشکان ایران باستان بوده که در کتب زرتشتی اطلاعاتی بر جا مانده است.
در پژوهش حاضر، تمامی اطلاعات حوزههای یاد شده در ذیل عناوین مطرح در مقاله، جمعآوری و طبقهبندی گردیدهاند. البته برای نخستین مرتبه در پژوهشهای مربوط به پزشکی ایران باستان از رسالهی پزشکی موجود در مجموعهی عظیم دینکرد بهعنوان ماخذ اصلی برای گردآوری و تنظیم اطلاعات بهره برده شده است.
فاطمه کراچیان ثانی، عباسعلی سلطانی،
دوره 4، شماره 2 - ( 1-1390 )
چکیده
در یکی از قدیمیترین قوانین - قانون حمورابی- که در حوزهی پزشکی وجود دارد در مورد وظایف و مسؤولیتهای پزشک سخن رانده، و در برابر سهل انگاریهای وی مجازاتهای سنگینی در نظر گرفته است. البته در کتب دینی بر طبق ضرورت به این مهم پرداخته شده است. در این میان اوستا به پزشک و وظایفی که بر عهده دارد توجه خاص داشته بهگونهای که یکی از منابع الهام قوانین پزشکی آن زمان بوده است. در آنجا بیان شده که طبیب از طبقهی روحانی انتخاب میگشته، و جراح باید سه مرتبه بر روی غیرزرتشتی مؤمن به اهورا مزدا عمل نماید، اگر این سه عمل توفیق نیافت دیگر حق جراحی و درمان ندارد. اما اگر کامیاب گردید میتواند بدون ترس بر روی پیروان اهورامزدا عمل جراحی نماید. در این مقاله برآن هستیم تا با واکاوی متون کهن ایرانی، به بیان قوانین و مسائل اخلاقی که در آن زمان برای پزشک رایج بوده و حقوق و تکالیف وی بپردازیم.
سمانه السادات ملک ثابت، حمید کاویانی پویا، محمدحسن نجفی، اعظم سیامک دستجردی،
دوره 8، شماره 5 - ( 11-1394 )
چکیده
امروزه، رایحهدرمانی بهعنوان یکی از روشهای طب مکمل بسیار پرکاربرد است. مطالعهی تاریخ پزشکی نشان از سابقهی تاریخی این روش درمانی در تمدنهای باستانی از جمله تمدن باستانی ایران بهعنوان یکی از قدیمیترین روشهای ضدعفونی و درمانی دارد.
در این مقالهی مروری سعی شد با مطالعهی متون مذهبی و آثار مکتوب باقیمانده از ایران باستان که بیشتر به زبان پهلوی هستند و در تاریخ ایران شواهدی مبنی بر استفاده از این روش درمانی ارائه شدهاست، به این پرسش که رایحهدرمانی چه جایگاهی در پزشکی ایران باستان دارد پاسخ داده شود.
طبق باورهای ایرانیان، بیماری فراوردهای اهریمنی بود و اهریمن و دیوان گناک مینو در ایجاد بیماری عامل اصلی بهشمار میرفتند که یکی از ویژگیهای این موجودات پلید، بوی بد و پلشتی آنها بود. بر این اساس، ایرانیان نیز با توسل به گیاهان و رعایت برخی اصول بهداشتی سعی در زدودن بیماریها داشتند. آنها بهدلیل اینکه عوامل انتقال بیماری را پلشتیها و بوی بد و هوای نامطبوع میدانستند، با توجه به آموزهای دینی که نیروهای اهورایی را خوشبوی میپنداشت، در همگامی با نیروهای اهورایی از رایحهی خوش استفاده کرده و از مواد و گیاهان و چوبهای خوشبو به گونههای مختلف برای از بین بردن عوامل بیماری (در پیشگیری) و درمان برخی بیماریهای جسمی و روانی بهره میبردند.
کتایون فکری پور، آزاده حیدرپور،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
با پدیدارشدن جامعه شهری استرس و مشکلات روانی پیامد آن نیز پدیدار گشت. پیشینیان بهطورکلی بیماری را نتیجه تعامل با عوامل بیرونی از قبیل خدایان، شیاطین و ارواح میپنداشتند. ایرانیان بیماری را آفریده اهریمن و میانرودانیان بیماری را ناشی از خشم خدایان بر شخص بیمار به دلایل مختلف میدانستند. این پژوهش سعی بر آن دارد تا دانش ایرانیان و میانرودانیان را نسبت به بیماریهای مرتبط با روان نشان دهد و تلاش میکند به این پرسشها پاسخ دهد که ایرانیان باستان و میانرودانیان تا چه حد از اهمیت روان و بیماریهای مرتبط با آن آگاهی داشتند و چه اطلاعاتی از نحوه درمان این بیماریها از طریق متون کهن به دست ما رسیده است؟ چه شباهتها و تفاوتهایی در متون کهن ایرانی و الواح میانرودانی دیده میشود؟ با مطالعه متون ایرانی کهن مانند دینکرد و وندیداد و الواح میانرودانی متوجه میشویم که آنان بین تخصص تنپزشکی و رواندرمانگری تفاوت قائل بودند. در متون ایرانی تا حدودی با مبحث رواندرمانگری و جایگاه آن آشنا میشویم، ولی الواح میانرودانی جزئیات بیشتری از بیماریهای مرتبط با روان در اختیار ما قرار میدهند. باید اذعان داشت که هر دو گروه از بیماریهای مرتبط با روان، بهدلیل عدم آشنایی با عملکرد مغز، از اطلاعات کافی برخوردار نبودند و در نتیجه همواره به جادو و افسون برای درمان این بیماریها متوسل میشدند. رواندرمانگران در جامعه ایرانی و میانرودانی از جایگاه بالایی برخوردار بودند و جزء طبقه روحانیون محسوب میشدند.
آنها در درمان بسیاری از بیماریها با تنپزشکان همکاری می کردند. لازم به ذکر است که ماهیت این تحقیق تاریخی- توصیفی و گردآوری مطالب به شیوه کتابخانهای است.