28 نتیجه برای باروری
ناهید خداکرمی، صدیقه صدیق، سمیه هاشمی، مصطفی حمدیه، ربابه طاهریپناه،
دوره 2، شماره 3 - ( 6-1388 )
چکیده
گرچه مطالعات متعددی جوانب مختلف زندگی زوجهای نابارور را نشان دادهاند، اما هنوز حقوق اولیه آنان ناشناخته مانده است. این مقاله بر تجربهی زندگی با ناباروری از بعد حقوقی و اخلاقی متمرکز شده است و هدف آن دسترسی به تجربیات زوجهای نابارور در این زمینه است تا با درک عمیق چالشها و مشکلاتی که زوجهای نابارور با آنها درگیر میباشند بتوان پیشنهاداتی را جهت احقاق حقوق آنان در برنامههای بهداشت باروری ارائه نمود.
این پژوهش مطالعهای است کیفی و بر مبنای پدیدارشناسی به اجرا در آمد که در طی آن با یازده زوج نابارور که جهت درمان به مرکز تحقیقات باروری - ناباروری دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مراجعه نموده بودند مصاحبهی شفاهی انجام شد. گفتوگوها با کسب اجازه از افراد ضبط شد و به روی کاغذ آمد و با استفاده از روش Colaizzi، جملات و عبارات مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
از تدوین مصاحبههای انجام شده، چهار مضمون و دوازده زیر مضمون استخراج شد. نتایج نشان داد که ناباروری نه تنها بر روابط خانوادگی و اجتماعی زوجها تأثیر قابل توجهی داشته است، بلکه یکی از دغدغههای جدی آنان روشن نبودن حق و حقوق آنان در نظام سلامت کشور و مشخص نبودن سازمانهای حامی آنان، عدم پوشش بیمهای خدمات درمانی ناباروری و نگرانی از واکنش سایر اعضای خانواده و جامعه به مشکل آنها بود. زوجهای نابارور خود را مستحق حمایت بیشتری از جانب خانواده، جامعه و دولت میدانند.
مضمونهای استخراج شده مشخص نمود که ناباروری میتواند کلیهی ابعاد زندگی زوج نابارور را تحت تأثیر قرار دهد و احساس نداشتن حمایت اجتماعی و اقتصادی در پروسهی درمانی آنان را آزرده میسازد.
هدی احمری طهران، عصمت جعفربگلو، نازنین ضیاء شیخ الاسلامی، زهرا عابدینی، اعظم حیدرپور،
دوره 4، شماره 1 - ( 9-1389 )
چکیده
یکی از روشهای انتخابی برای زنانی که بهدلیل مشکلات پزشکی، بهخصوص نداشتن رحم، قادر به باروری نیستند استفاده از رحم جایگزین است. با توجه به بحث برانگیز بودن این روش و لزوم بررسی جنبههای مختلف اخلاقی و حقوقی آن، هدف این مطالعه بررسی نگرش زنان نابارور مراجعهکننده به مرکز ناباروری حضرت معصومه (س) قم نسبت به رحم جایگزین بوده است.
این مطالعهی توصیفی - مقطعی با استفاده از روش نمونهگیری آسان بر روی 300 زن نابارور انجام شد. اطلاعات توسط پرسشنامهای2 قسمتی که حاوی مشخصات فردی وعبارات نگرشی بود جمع آوری و با کمک آزمونهای توصیفی و تحلیلی در سطح معنیداری 05/0> P آنالیز شد.
نتایج نشان داد 3/61 درصد زنان نابارور نسبت به رحم جایگزین، دارای نگرش مثبت و 7/38 درصد دارای نگرش منفی هستند. همچنین بیشترین اولویت عبارات نگرشی «ترس از ایجاد رابطهی عاطفی بین مادر جانشین و نوزاد و نیز مشکلات هنگام تحویل نوزاد از مادر جانشین به زوج متقاضی» بود. بین نوع نگرش مثبت با سن، میزان تحصیلات زن، میزان تحصیلات مرد، تعداد سالهای نازایی و میزان درآمد سرپرست خانواده ارتباط آماری معنیداری با همبستگی مستقیم مشخص شد (05/0> P).
با توجه به نگرش مثبت اکثریت افراد مورد مطالعه نسبت به رحم جایگزین و از آنجا که آگاهی از باورها و تمایلات خانوادهها برای قانونمندکردن رحم جایگزین و حفظ حقوق آنان اهمیت بسیاری دارد، لذا، پژوهشهای جامعتری در این زمینه و همچنین در بین گروههای مختلف جامعه توصیه می شود.
مونا عودی، رضا عمانی سامانی، مصطفی مظفری، سید طه مرقاتی، مهناز کرباسیزاده،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
درمانهای ضد ویروسی جدید بهطور چشمگیری سبب بهبود پیش آگهی بیماران آلوده به ویروس نقص ایمنی انسان و بهدنبال آن افزایش قابل توجه امید و کیفیت زندگی در آنها شده است. استفاده از روشهای کمک باروری، امکان داشتن فرزند سالم را برای بسیاری از زوجهای HIV مثبت فراهم کرده است. با این حال، بیشتر مراکز درمان ناباروری این زوجین را نمیپذیرند که این مسأله انزوای ایشان از زندگی اجتماعی را در پی دارد.
مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانهای است. نتایج از سه دیدگاه زوج مبتلا، فرزند آینده و کادر درمان بررسی شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی و همچنین مقالات، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفت.
باروری حق طبیعی هر فرد است. اگر با روشهای باروری آزمایشگاهی، در صورت عدم سرایت HIV به غیر و بهخصوص فرزند، امکان بچهدار شدن وجود دارد، نباید مراکز از انجام این کار خودداری کنند. لذا، عدم پذیرش این زوجها توسط مراکز درمانی ناباروری برخلاف اخلاق پزشکی بوده و در راستای قوانین جاری مملکت نیست. پذیرش بیمارانی همچون مبتلایان به هپاتیت C، سرطانهای پیشرفته، بیماریهای روانی و . . . بیشتر مؤید تبعیض و غیر اخلاقی بودن عدم پذیرش این افراد است. نام HIV در ایران همراه با انگ نابهنجاری بوده و بهنظر میرسد که فرزند خانوادهی مبتلا از نظر اجتماعی در حالت ایدهال نیست. تلاشهای اجتماعی در جهت برداشتن این انگ به همراه حمایت از همهی بیماران مزمن توسط جامعه قدمی است که باید برداشته شود.
مدرک مستدلی برای عدم پذیرش زوجهای مبتلا به HIV وجود ندارد و بهنظر میرسد عدم پذیرش افرادی که با روشهای جدید امکان داشتن فرزند سالم دارند، غیر اخلاقی و ناقض حقوق طبیعی افراد است.
محمد راسخ، مژگان خورشیدی، فائزه عامری،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
باروری پس از مرگ همگام با رواج و گسترش روشهای مصنوعی باروری به میان آمده است. در این روش افراد نسبت به انجماد گامت یا جنین خود برای باروری پس از مرگ اقدام میکنند. این روش موجد پرسشهای اخلاقی و حقوقی متعدد است. در این راستا، آنچه اهمیت دارد حفظ کرامت ذاتی انسان و رعایت حقوق و منافع کودک است. بر این مبنا، در اخلاق، موضوع خودآیینی، رضایت و منافع کودک را همراه با آراء موافق و مخالف مطرح کرده و استدلال نمودهایم که هرگونه اقدام نسبت به گامت، پس از فوت، باید با ملاحظهی خودآیینی متوفی و رضایت صریح یا ضمنی وی به استفاده از گامت پس از فوت محقق گردد. در ادامهی مباحث، به وجوه حقوقی پرداختهایم: مالکیت فرد بر گامت، نَسب کودک متولد به این روش و اِرث این نوع کودکان. بهنظر میرسد سلطهی غیرمالی بر اجزا، بافتها و سلولهای بدن، نسب اعتباری و توارث مشروط از جمله پاسخهای قابل دفاع در این ارتباط باشند. بیگمان، نظام حقوقی نمیتواند بدون توجه به پیشرفت و نوآوریهای صورت گرفته در عرصهی درمان ناباروری و دور از اقتضائات زمانه به این پرسشها پاسخ گوید. لازمهی چنین امری اتخاذ رویکردهای نوین، بر مبنای اصول موجه اخلاقی و حقوقی است. افزون بر این، ما را به کاستیها و نواقص موجود در نظام حقوقی رهنمون خواهد شد.
مونا عودی، رضا عمانی سامانی، لیلا علیزاده،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
در مواقعی یک زوج نابارور برای درمان خود راهی جز استفاده از گامت اهدایی ندارند. اشتراکگذاشتن یا تسهیم تخمک روشی است که در آن بیمار نابارور، تحت درمان و تحریک تخمک گذاری، نیمی از تخمکهای خود را در ازای گرفتن تخفیف در هزینهی درمان به بیمار نابارور دیگری که دچار اختلال تخمکگذاری است اهدا میکند. ایران تنها کشور اسلامی است که در آن نه تنها برنامهی اهدای تخمک رایج است، بلکه برای اهدای تخمک هزینه نیز پرداخت میشود. هدف از این بررسی، مقایسهی اشتراکگذاشتن و اهدای تخمک از نظر اخلاقی، حقوقی و فقهی و بررسی مزایا و معایب این روش درمانی در چهارچوب ضوابط اهدا در ایران است. در این مقاله، بررسی از نظر اخلاقی دربارهی موضوع اهدا و اشتراکگذاری تخمک انجام شده است و مسائل فقهی نیز از متون اسلامی و فتاوی فقها جمعآوری شده است. مسائل اجتماعی و حقوقی با مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان ارزیابی شده و مقالات، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد بررسی قرارگرفته است. در ایران اهدای تخمک مورد قبول مراجع شیعه است. از آنجاییکه اشتراک تخمک نیز شباهت کاملی با روند اشتراکگذاری دارد این روش نیز پذیرفته شده است. اشتراک تخمک نسبت به اهدا، از نظر اسلامی ( نگاه و لمس)، از نظر اجتماعی (جلوگیری از اهدا تکراری)، مسائل مربوط به هزینه و تبادل پول، عوارض درمان و مشکلات مربوط به تبلیغات و واسطهها دارای مزیتهایی است هرچند این روش معایبی نیز دارد. مثلا کاهش شانس حاملگی فرد با اهدا نیمی از تخمکهایش، چالش در رابطه با سلامت اهداکننده و همچنین فشار روانی موفقیت درمان گیرنده در برابر شکست درمان اهداکنندهی تخمک نیز وجود دارد. معایب اشتراک تخمک با انجام مشاورهی کامل، اعمال ناشناسی و تدوین دستورالعمل حاوی معیارهای دقیق انتخاب به اشتراک گذارنده قابل برطرف شدن است.
لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
باروریهای مصنوعی، بسیاری از زوجهای نابارور را به داشتن فرزند امیدوار کرده است، اما این امیدواری، مشکلات فراوان اجتماعی، اخلاقی، فقهی و حقوقی نیز همراه داشته است که لزوم بررسی آنها اجتنابناپذیر است. روشهای انجماد گامت و جنین، تعداد فراوان جنینهای منجمد و همچنین امکانِ گرفتن گامت شخص فوت شده تا مدتی پس از فوت، مسألهای بهنام باروری پس از مرگ را به میان آورده است. در این مقاله تلاش شده است تا مسائل اخلاقی مربوط به این روش بحث شود. در این مطالعه، بررسی مسائل اخلاقی با مطالعهی کتب و متون اصلی انجام گرفته و در واکاوی مسائل فقهی از متون اسلامی و فتاوی فقها استفاده شده است. همچنین، در ارتباط با مسائل اجتماعی و حقوقی از مشورت و همکاری متخصصان و حقوقدانان و همچنین مقالات، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه یاری گرفته شده است.در جوامع اسلامی که ناباروری، بیماری خانواده دانسته میشود، ارائهی روشهای کمکباروری برای تولیدمثل پس از مرگ مناسب بهنظر نمیرسد. دیدگاههایی همچون سرنوشت و رفاه کودک، تعریف خانواده، بقای زوجیت پس از مرگ و بررسیهای حقوقی نیز مؤید این مطلب است. لذا لازم است قوانین و دستورالعملهای جامعی در جلوگیری از انجام تولیدمثل پس از مرگ وضع شود.
سیده بهاره کامرانپور، مونا عودی، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 6 - ( 9-1391 )
چکیده
در سالهای اخیر مراجعهی زنان مسن به مراکز درمان ناباروری افزایش یافته است. برای استفاده از تکنولوژیهای کمکباروری (ART) در زنان با سن بالا کلیهی مسائل پزشکی و اخلاقی حل نشده و همواره این سؤال مطرح میشود که آیا باید محدودیت سنی برای ارائهی درمان کمکباروری قائل شد یا خیر؟
این مطالعه از نوع اسنادی و کتابخانهای است. مطالب و مقالات در پنج بخش پزشکی، اخلاقی، زوج، جامعه و فرزند حاصل بررسی و ارائه شده است. همچنین قوانین، دستورالعملها و مطالب موجود در این زمینه مورد ارزیابی قرارگرفته است. در ایران دستورالعمل جامعی برای محدودیت سنی زنان جهت انجام درمان کمکباروری تدوین نشده است. در اینباره کلینیکها و مراکز درمان ناباروری باتوجه به سیاست مرکز و شرایط موجود، براساس آئیننامههای غیررسمی و داخلی خودشان عمل میکنند. بررسی پروتکلهای درمانی در بیشتر مراکز نشان میدهد که زنان تا سن 45 سال در سیکل درمان نازایی قرار میگیرند و پذیرش زنان بالای 45 سال تنها با تأیید پزشک و وجود شرایط بالینی مناسب بیمار انجام میشود. از نظر فقهی و حقوقی نیز منعی برای درمان ناباروری زنان مسن در کشورمان وجود ندارد. اما همواره سلامت مادر و فرزند از دیدگاه پزشک اولویت اول را دارد و اعمال درمانی باید در همین راستا صورت گیرد. از آنجایی که نباید سن را تنها معیار پذیرش زن نابارور جهت درمان کمکباروری قرار دهیم، لازم است در اینباره دستورالعمل جامعی تدوین شود.
غلامرضا پورمند،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
روشهای کمکباروری بهطور گستردهای در سراسر جهان برای درمان تقریباً تمامی اشکال ناباروری انجام میشود. بر اساس این تصور غلط که تعالیم اسلامی روشهای کمکباروری را مورد تأیید قرار نمیدهد، استفاده از این فناوری در جهان اسلام برای سالهای زیادی به تعویق افتاده بود. در مقالهای که از احکام اسلامی استخراج شده، تأثیر آن را بر اخلاق در مسائل مربوط به روشهای کمک باروری بررسی میکند. روشن است که اسلام تشکیل خانواده و روشهای کمکباروری را در چارچوب ازدواج تشویق میکند؛ تحقیقات بر روی جنین قبل از 14 روزگی از زمان لقاح مجاز است. همچنین، تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی، ژندرمانی و شبیه سازی بهسود بشریت به لحاظ اخلاقی در اسلام قابل قبول است.
روشهای کمکباروری دخالت شخص ثالث در روند تولیدمثل را با ارائهی تخم، اسپرم، جنین یا رحم امکانپذیر ساخته است. روشهای کمکباروری راه را برای روشهای مختلف دیگر از جمله انتخاب جنسیت، تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی (PGD)، دستکاریهای ژنتیکی، انجماد گامت، جنین و گنادها، شبیهسازی و غیره ... باز کرده است و بحث های اخلاقی زیادی را برانگیخته که از آغاز تا به حال ادامه دارد. نگرش متناقض در بسیاری از کشورها در سرتاسر جهان بدون در نظر گرفتن زمینههای سیاسی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی این کشورها ایجاد شده است.
در سنت اسلامی، در مورد تولیدمثل، تقریبا تمام دانشمندان موافق این هستند که زوجهای نابارور درمان را تا زمانی که هر دو گامت نر و ماده متعلق به یک زوج است و بارداری در رحم زن صورت میگیرد، دنبال کنند. پزشکان باید برای باروری زوجهای نابارور از کلیهی تکنولوژیها در زوجهای متأهل کمک بگیرند. حقوق جنین قابل احترام است و تشخیص ژنتیکی تا زمانی که به جنین آسیب نمیرساند میتواند انجام شود. اگر چه قانون برای تشخیص ژنتیکی پیش از لانهگزینی در کشورهای اسلامی اجازه داده است، تصمیمگیری در مورد سرنوشت جنین را بهعهدهی زوج نمیگذارد. اطلاعات لازم باید به پزشکان داده شود تا در ارائهی روشهای مختلف کمک باروری به زوج نابارور کمک شود.
شیما بهنام منش،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
با وجود پیشرفتهای اخیر، حفظ باروری زنان در مقایسه با مردان دشوارتر است. چرا که اساساً اقدام به این امر خواه از طریق منجمدسازی تخمک یا بافت تخمدان عملی تهاجمی محسوب میشود که صرفنظر از مرحلهی مقدماتی آن در فرایند انجماد تخمک که منوط بر تحریک تخمکگذاری است خود این اقدامات میتواند منتج به خطرات بسیاری شده و به تبع آن چالشهای اخلاقی بسیاری را مطرح کند. انجماد تخمک بهدلیل میزان بالای آب در بافت آن و همچنین میزان پایین نفوذپذیری غشای آن و همچنین آسیبپذیری بیشتر آن نسبت به عدم وجود اکسیژن تا به حال چندان با موفقیت بالایی همراه نبوده است. از این رو، انجام آن در خانمهای مبتلا به سرطان بهدلیل وجود علت پزشکی و ضرورت اجتناب از آثار غیر قابل جبران شیمیدرمانی بر توان باروری، با وجود کارکرد کم آن تنها راه برای بیماران بالغی است که دارای همسر یا شریک جنسی نبوده و همچنین متقاضی اهدای اسپرم نیز برای ایجاد جنین نیستند. همچنین، انجماد بافت تخمدان و در نهایت بالغسازی فولیکولهای منجمدشده تنها راه حفظ باروری دختران نابالغ مبتلا به سرطان است که خود میتواند به شیوهی اتوگرفت یا زنو گرفت انجام شود، مخاطرات و چالشهای اخلاقی بسیاری را به همراه دارد. چرا که در روش اول احتمال بازگشت سلولهای سرطانی و در دومی احتمال انتقال ویروس از بدن حیوان مورد استفاده به بدن فرد بهبود یافته وجود دارد. از این رو، میتوان دامنهی وسیعی از مسائل اخلاقی را ترسیم نمود.
نکتهی دیگر آنکه با وجود توضیحات فوق انجماد تخمک در زنان سالم که مجرد بوده و کاندید اهدای جنین نیز نیستند با محدودیتهای اخلاقی بیشتری مواجه است. چرا که علت پزشکی که بتواند توجیهکنندهی انجام این امر با وجود همهی مخاطراتش باشد بر عکس حالت فوق وجود نداشته و بسیاری آن را مغایر با اولین اصل اخلاق پزشکی، عدم آسیب رساندن، دانستهاند. از سویی دیگر برخی دیگر انجام آن را مترادف با اعمال اصل دیگر اخلاق پزشکی یعنی اصل عدالت دانسته و بر این عقیدهاند که انجماد تخمک در بانوان سالم بیعدالتی بیولوژیکی میان زن و مرد از نظر سنی برای فرزند دار شدن را مرتفع میکند و همچنین زمینهی طرح و حفظ استقلال و آزادی تولیدمثلی و حق حفظ باروری و در نهایت حق داشتن خانواده را که مورد تأیید اکثریت اسناد حقوق بشری است فراهم میکند. در حال حاضر، بنا بر جدیدترین گزارشها از انجمن آمریکایی پزشکی، تولید مثل و همچنین انجمن اروپایی تولید مثل، ایمنترین راه برای حفظ باروری زنان، اهدای جنین است که متأسفانه برای زنان مجرد یا دختران نابالغ امکانپذیر نیست. از اینرو، انجماد تخمک یا بافت تخمدانی در صورت رعایت فاکتورهای پزشکی همچون سن و وضعیت پیشروی بیماری و زمان باقیمانده برای اقدام جهت حفظ باروری و همچنین تقاضای آگاهانهی بیمار و اعمال ملاحظات اخلاقی در اخذ رضایت آگاهانه، حداقل در سطحی محدود با ارزیابی صحیح مخاطرات و نتایج مثبت حاصل از آن بهنظر برای بیماران سرطانی با قطعیت بیشتری مواجه بوده و برای زنان سالم نیز از دیدگاه فلاسفهی لیبرال و کسانی که قائل بر استقلال تولید مثلی هستند موجه است.
مهرزاد کیانی، شبنم بزمی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
دانش پزشکی در بردارندهی حوزههای گوناگون تخصصی است، حوزههایی که گاه خصایص منحصر بهفردشان آنها را از دیگر حوزهها متمایز میکند. مراقبتهای باروری از این روی منحصر بهفرد است که بهصورت همزمان و مستقیم به مراقبت از سلامتی دو موجود زنده یعنی مادر و جنین میپردازد. این خصیصهی انحصاری به همینجا ختم نمیشود؛ هنگامی که با رویکرد اخلاق حرفهای پزشکی به موضوع بنگریم در مییابیم که با حضور یک جزء سوم بهنام پدر، اضلاع مثلثی شکل میگیرد که شامل مادر، پدر و جنین حاصل از باروری است. این مؤلفههای سهگانه تأثیرات متنوعی بر یکدیگر گذاشته و در هنگام سنجشهای اخلاق زیستپزشکی هر یک به فراخور حال بر دو مؤلفهی دیگر برتری میجوید، اگرچه این برترییابیها الزاماً از نظر عددی مساوی نباشند. هنر مراقبان سلامت در حوزهی سلامت باروری باید آن باشد که با اتکاء به دانش تخصصی خود از یک سوی و نیز با شناخت و بهکار گیری موازین حرفهایگرایی و تعهد به الزامات حرفهای از عهدهی این مسؤولیت مهم برآمده و با تناسبی متوازن در مواجهه با هر یک از این مؤلفههای سهگانه مراقبتهای خویش را ارائه کنند. از این رو، آشنایی با حرفهگرایی پزشکی در عرصهی سلامت باروری مهم تلقی شد. و در دهههای اخیر مورد اقبال قرارگرفته است. موضوعات اساسی در حرفهای گرایی سلامت باروری شامل تعهد به استانداردهای مراقبت، صداقت، پاسخگویی، صلاحیت بالینی، تعهد به آموزش مداوم، حفظ حریم خصوصی و رعایت شأن بیماران، چگونگی مناسبات با همکاران در سپهر حرفهایگرایی، رعایت حقوق ذاتی بیماران و مراجعان، تطابق دادن مهارتهای خویش با مفاهیم و اهداف بنیادی رشته و نهایتا توجه به تولد بهعنوان یک پدیدهی طبیعی و مهم در زندگی مادر است.
بهنظر میرسد همانگونه که در سایر زمینههای پزشکی بازگشت به فضایل اخلاقی، نهاد حرفهایگرایی و خصیصههای شخصیتی کنشگران عرصهی سلامت بهعنوان یک رویکرد کارساز در مراقبتهای سلامتی شناخته میشود، نهادینه کردن این مفاهیم دیرپا که درحال حاضر جنبهای امروزی و منطبق با حقوق بنیادی و کرامت انسانی صاحبان حرف پزشکی و بیماران پیدا کردهاند به اعتلای سلامت باروری در عرصههای تشخیصی، درمانی و پژوهشی کمکی شایان خواهد کرد. در این مقاله تلاش برآن است که ضمن توصیف کوتاهی از حرفهایگریی جایگاه مهم آن در مراقبتهای سلامت باروری براساس مفاهیم یاد شده تبیین شود.
شبنم بزمی، مهرزاد کیانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
در مقولهی سلامت باروری چالشها و مسائل اخلاقی متعدد و متنوعی وجود دارد و از آنجا که در این موارد با دو موجود زنده (مادر و جنین) روبهرو هستیم که گاه منافع یکی با منافع دیگری در تعارض و تضاد قرار میگیرد، اهمیت تصمیمگیری صحیح دو چندان میشود. برا ی مثال موارد زیر را در نظر بگیرید:
مادری باردار با سن جنینی 26 هفته که پزشک متخصص زنان، بهدلیل دیسترس جنینی به او توصیه به انجام سزارین را میکند ولی وی با این توجیه که میداند در بیمارستان توانایی رسیدگی به جنین در این سن را ندارند و مرگ وی را قطعی میداند از انجام آن سر باز میزند و حاضر نمیشود ریسک انجام سزارین را بپذیرد.
- مادر 30 ساله که در هفته 20 بارداری متوجه ابتلای جنین به میلو مننگوسل میشود و پزشک برای درمان، انجام عمل جراحی داخل رحمی را پیشنهاد میکند.
- خانم باردار که در هفته 14 جنینی است و طی انجام تستهای غربالگری متوجه میشود که جنین وی فاقد اندام فوقانی راست از ناحیهی زیر مفصل بازو است و مادر با بیان مشکلات زندگی کنونی خود سعی بر متقاعد کردن پزشک جهت انجام سقط درمانی را دارد.
همانگونه که ملاحظه میشود مسائلی از این قبیل در طب زنان و زایمان به وفور مشاهده میشود و منظور از ارائهی این مقاله اشاره به مواردی است که در اتخاذ تصمیمات اخلاقی باید مد نظر قرار گیرند. برای مثال در مورد اول که اتونومی مادر در تعارض با سودرسانی احتمالی به جنین قرار میگیرد با روشهایی نظیر انتقال بیمار به یک مرکز مجهز به NICU و انجام یک سزارین استاندارد مراقبتهای دقیق پس از زایمان بهطور خلاصه میتوان تا حدی تعارضات را کنترل کرد.
باید این نکته را همواره مد نظر قرار داد که در اکثر موارد مادر نیز خواهان سودرسانی به جنین است و از این رو اتونومی مادر و سودرسانی به جنین در تعارض قرار نمیگیرند. ولی در موارد متعارض نیز با ارائهی راهکارهای اخلاقی و با توجه به ارزشها، عقاید، فرهنگ و آداب و رسوم و الزامات قانونی میتوان به راهکارهایی جهت رفع تعارضات دست یافت و این مقاله تلاش دارد تا این راهکارها را تبیین کند. شایان ذکر است که در صورت مباحثه و بررسی دقیق اینگونه مسائل توسط متخصصان مربوطه، اخلاقیون، حقوقدانان و سیاستگذاران حیطهی سلامت باروری میتوان بهدستورالعملهایی دست یافت که مشکلگشای اینگونه چالشهای اخلاقی باشد.
شیرین احمدنیا،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
با افزایش تدریجی نسبت نازایی در میان زوجهایی که تمایل به فرزندآوری دارند، مدت زمانی است که در ایران نیز، همچنانکه در سایر نقاط جهان، یکی از شیوههایی که زوجین نابارور برای مقابله با این مشکل، معمولاً پس از ناامید شدن از سایر روشها یا مداخلات پزشکی، به آن متوسل میشوند، توسل به مادر جایگزین است.
این شیوه ی عمل، گذشته از این که با مسائل پزشکی و سلامت افراد مربوط است، در بر گیرندهی ابعاد وسیعتر فرهنگی اجتماعی و روانشناختی و بهویژه اخلاقی نیز هست که بهدلیل اهمیت و تأثیری که بر کیفیت زندگی انسانها اعم از زن و مرد - و در نهایت جامعه- باقی میگذارد، و همچنین، از آنجا که مشاهده میشود در این کشور، گاه بهصورتی شتابزده در راستای مقابله و چاره جویی با مشکل نازایی خانوادههای ایرانی مورد اقبال برخی مسؤولان نیز واقع شده است، احتمالاً بدون آن که پیامدهای مثبت و منفی آن بهطور عمیق و کارشناسانه، مورد مداقه قرار گرفته باشد. بهنظر نگارنده، ضرورت دارد سوابق اینگونه اقدامات، و تبعات آن در بلندمدت برای افراد جامعه، در چارچوب مباحث میانرشتهای مورد بررسی، تبادل نظر و تأمل کارشناسانی از رشتههای مختلفی چون پزشکی، سلامت، اقتصاد، حقوق، فقه و اخلاق پزشکی همچنانکه از رشتههای جامعهشناسی و روانشناسی قرار گیرد. در این مقاله با مراجعه به اسناد، منابع، مشاهدات، مصاحبه و نظر سنجی از برخی از افراد ذیربط، صاحبنظران و کارشناسان ذیصلاح، به ارائهی یافتههایی در خصوص پیشینهی نظری و تجربی این موضوع در ادبیات پژوهشی در دسترس در ایران و جهان، پرداخته و برخی از یافتههای موجود در خصوص ابعاد اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی را که از خلال مشاهدات و مصاحبههای انجام شده، مورد تأکید قرار گرفته، و تلاش میشود تا ابعاد مثبت و منفی رواج چنین پدیدهای برای نیل به تصویری روشنتر و درکی عمیقتر از این شیوهی مقابله با مشکل نازایی در ایران آشکار شود.
فاطمه خوانساری،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از مبانی نظری مورد ملاحظه در سلامت باروری استفاده از طبیعی بودن است. طبیعی بودن، فرامعیار اخلاق باروری بهشمار میآید و از این رو پرداختن به این مقوله سبب تلقیات جدیدی از ملاحظات اخلاقی در این خصوص میشود. چند پرسش در این مبحث قابل طرح و مداقه است: یکم: آیا طبیعی بودن به خودی خود فضیلت اخلاقی محسوب میشود؟ دوم: اگر بپذیریم که بشر امروز زندگی متمدن خود و تمایز از شاکله بدویاش را مدیون فاصله گرفتن از طبیعی بودن باشد، مرز طبیعی نبودن کجاست؟ سوم: تمایز بین طبیعی بودن و طبیعتگروی چیست و آیا خلط این دو، معنای مورد نظر را مخدوش نمیکند؟ چهارم: آیا میتوان مصادیقی برای طبیعی نبودن نیز پیدا کرد که فضیلت اخلاقی یا خوب اخلاقی محسوب شوند؟
بهنظر میرسد در سلامت باروری هنوز استفاده از ابزارهای نوین و شیوههای فناورانهی تولد فرزند از آن رو که غیر طبیعی بهشمار میآید، غیر اصیل، مخدوش و حتی غیر اخلاقیاند و این تلقی در نزد عموم مردم رایج و گاه موجب شرمساری است. تصحیح این تلقی وظیفهای است که بر عهدهی حوزهی عمومی گذاشته شده است. از سوی دیگر، یافتن مرزهایی برای اخلاق فناوری ضروری مینماید، چرا که لغزش در طریق طبیعی نبودن میتواند بسیاری از احساسات، عواطف، غرایز، باورها و ارادههای مبتنی بر سرشت انسانی (مراد سرشت انسانی پسینی است) همچون حس مادرانه را منحل و مضمحل کند.
لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
هر رشتهای به مناسبت رابطهای که بین بیمار و درمانگر برقرار میشود، مصادیق مختلفی برای اصول اخلاق پزشکی و تعهد حرفهای پدید میآورد. از آنجایی که مشاورهی روانشناسی و رواندرمانی در بسیاری از بیماریها جای خود را باز کرده و جزو درمانهای جاری قرار گرفته است، روانشناس را بهعنوان درمانگر موظف به رعایت اصول اخلاقی در مواجهه با بیمار میکند. اما روانشناس از حیث اینکه با روان و درون بیمار سر و کار دارد، معمولاً تا عمق زندگی بیماران پیش میرود و اطلاعات بسیار خصوصی از بیمار بدست میآورد که در اتخاذ روشهای درمانی لازم بوده و از طرفی جایگاه روانشناس را بهعنوان امین بیمار حساس میکند. ناباروری نیز بیماری خاصی است زیرا: 1) زوج نابارور علی الخصوص زن از طرف اجتماع دچار فشار عاطفی و روانی شدید است 2) ناباروری بیماری جسمی نیست و انتخاب و تلاش زوج برای داشتن فرزند است و جان کسی در خطر نیست؛ بنابراین، سودرسانی، عدم اضرار و عدالت معانی جدیدی پیدا میکنند. 3) تمایل به داشتن فرزند از طرف زوجین است و بنابراین بهجای یک بیمار یک زوج بیمار وجود دارد که هرچند در راه درمان ناباروری مشترک هستند، اما هر کدام مسائل کاملا خصوصی هم دارد که برای همسر نباید فاش شود. 4) مشاور روانشناس در برخورد با مسائل باروری و جنسی مجبور است بهخصوصیترین وجوه زندگی فرد وارد شود. بنابرین اخلاق جایگاه خاصی در مشاوره با زوجهای نابارور پیدا میکند که به بحث گذارده میشود، مانند: 1) اتونومی: دریافت درمان و رد درمان حق هر بیمار است به شرطی که اطلاعات کافی دربارهی بیماری، عوارض و درمان داشته باشد. این موضوع نیاز به گرفتن رضایت آگاهانه را مطرح میکند. اما چون فرایند فرزندآوری فرایندی وابسته به دو نفر است، مشاوره در مورد فرزندآوری و روال درمانی باید با هر دو انجام شده و تصمیمگیری آزادانه باید از طرف هر دو صورت پذیرد. 2) رازداری: رازداری در تمامی موارد باید در حد زوجین حفظ شود و نمیتوان رازداری فردی را رعایت کرد. توسعهی دامنهی رازداری از فرد به زوجین باید با رضایت طرفین صورت گیرد. 3) حقیقت گویی: در بسیاری از موارد است که نقص والدین در زندگی آیندهی فرزند دخالت میکند مانند معلولیتهای وسیع یا بیماریهای مزمن یا endstage، که در این موارد مشاور باید حقایق را بهطور تمام و کمال در اختیار زوجین قرار دهد. اطمینان نسبی از استحکام خانواده نیز اخلاقاً بر عهدهی مشاور روانشناس است. 4) روشهای اهدا و رحم جایگزین: که بار روانی بسیاری بر خانواده دارد و نیاز به مشاورهی روانشناسی در چندین جلسه داشته تا در قبول این فرزند بهعنوان فرزند واقعی خانواده اطمینان کافی بهوجود بیاید. 5) انتخاب جنسیت: مشاور روانشناس متعهد است که به زوجهای درخواستکننده تمام وجوه این عمل و عوارض آن را گوشزد کند و از لحاظ روانی ضرورت انجام آن را بررسی کند. مباحث دیگری مانند بررسی وضعیت روانی افراد و اجازهی انجام درمان نیز مطرح است.
محمد راسخ، محمد مهدی آخوندی، زهره بهجتی، ساناز شریفی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرفت دانش و تکنولوژی در عصر حاضر تأثیر فزایندهای بر درمان ناباروری گذاشته است، بهطوریکه امروزه، عمدهی بیماران مبتلا به ناباروری با بهکارگیری این روشها درمانپذیر هستند. روشهای درمان ناباروری را میتوان به دو دستهی بزرگ «روشهای درمانی بدون مداخلهی شخص ثالث» و «روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث» تقسیمبندی کرد. درمان بدون مداخلهی شخص ثالث بهمعنای استفاده از روشهایی است که در آن برای درمان صرفاً از اجزای سلولی یا بدنی زوجین متقاضی استفاده میشود و نیاز به مداخلهی شخص دیگری در فرایند درمان نیست، مانند لقاح خارج رحمی (IVF)، IUI، ZIFT و GIFT. حال آنکه در روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، زوجین متقاضی درمان باید از اجزای سلولی یا بدنی فرد یا افراد دیگر بهرهمند شوند. اهدای جنین، اهدای گامت (اسپرم یا تخمک) و رحم جایگزین از این دستهاند.
از آنجا که وظیفهی پدر و مادر در ایجاد محیط امن برای پرورش فرزند یک اصل اخلاقی است، توجه به سلامت جسمی، روانی، توان اقتصادی زوجین و استحکام نهاد خانواده را میتوان از لوازم آن بهحساب آورد. بر این اساس، ضروری است برای جلوگیری از مشکلات احتمالی آتی و برقراری تناسب میان خواست زوجین متقاضی درمان و مصلحت نوزاد بهدنیا آمده، حدود استفاده از این روشها با دقت بیشتری بررسی شود. در این مقاله، تلاش میشود اهم محدودیتهای اخلاقی در ارائهی خدمات ناباروری به متقاضیان درمان ناباروری با یا بدون مداخلهی شخص ثالث برشمرده شود. زوجینی که دارای حدی از سلامت جسمی نیستند که توان پرورش کودک را داشته باشند، اخلاقاً نمیتوانند خدمات درمان ناباروری را دریافت کنند. بیماریهای ناتوانکنندهی جسمی و معلولیتهای شدید مانند «اسکلروز مولتیپل» و «بدخیمیها با بقای کوتاهمدت بیمار» را میتوان در این دسته گنجاند.
علاوه بر این، سن والدین، بهخصوص مادر، از مسائل حائز اهمیت در ارائهی خدمات درمان ناباروری است. سازمان بهداشت جهانی حداکثر سن مادران را برای فرزنددار شدن 49 سالگی توصیه کردهاست. بر این اساس، میتوان ادعا کرد پدر و مادری که در آستانهی میانسالی در اندیشهی فرزنددار شدن هستند، احتمالاً توان کافی برای ایفای نقش پدر و مادری را ندارند. این خود دلالتی اخلاقی بر محدودیت ارائهی خدمات به برخی متقاضیان درمان دارد.
اختلالات عمدهی روانی و وابستگی زوجین به مواد از دیگر محدودیتهای مهم برای متقاضیان فرزند است. اگر در ارزیابیهای پیش از آغاز درمان، وجود یک اختلال عمدهی روانی از قبیل «اسکیزوفرنی»، «اسکیزوافکتیو» یا «اختلال هذیانی» در یکی از زوجین ثابت شود یا یکی از آنان مبتلا به اختلالات شخصیت همچون اختلال شخصیت مرزی یا ضد اجتماعی باشد (اینگونه افراد عمدتاً دچار وابستگی یا سوء مصرف مواد مخدر و محرک نیز هستند)، صلاحیت اخلاقی لازم را برای فرزنددار شدن از دست خواهند داد، هرچند خود این حق را برای خود قائل باشند که صاحب فرزند شوند. از لحاظ حقوقی، نمیتوان محجوران را از فرزندآوری منع کرد اما در موارد درمانی، توجه جدی به مصلحت طفل یا اطفال حاصل از درمان را نباید از نظر دور داشت.
افزون براین، استفاده از روشهای درمانی با مداخلهی شخص ثالث، درست بهدلیل دخالت شخص ثالث در روند درمان، میتواند ابهاماتی را در ایفای نقش پدری و مادری برای متقاضیان ایجاد کند. به همیندلیل، افزون بر مسائل پیشگفته محدودیتهای اخلاقی بیشتری را در این خصوص باید مدنظر قرار داد.
تولد و پرورش کودک در نهاد خانواده از محدودیتهای اخلاقی مهم در درمان ناباروری با مداخلهی شخص ثالث است. بیشک، زوجینی که رابطهی آنها متزلزل و در آستانهی فروپاشی است، شرایط اخلاقی مناسب برای پرورش فرزند حاصل از درمان خود را ندارند.
از دیگر لوازم مهم تقویت نهاد خانواده و ایجاد آرامش برای کودک رعایت اصل «محرمانگی» است. کودکی که از ابتدا با واهمهی شناخت پدر و مادر بیولوژیک خود زندگی کند، ممکن است هیچگاه نسبت به والدینی که او را پرورش دادهاند، اطمینان پیدا نکند. از این رو، رعایت محرمانگی یک حد اخلاقی مهم در درمان ناباروری است. علاوه بر این، از آنجا که استفاده از روش درمان با مداخلهی شخص ثالث تنها در مواقع ضروری توصیه میشود. میتوان با توجه به تعداد فرزندان موجود در خانواده، درمان متقاضیان دارای فرزند را محدود کرد چراکه بهنظر میرسد با وجود فرزندان در خانواده، نیاز به فرزنددار شدن به کمک روشهای درمانی پرهزینه، از میان میرود و میتوان امکانات موجود را در موارد فوریتر برای دیگر متقاضیان بهکار گرفت.
منع ارائهی خدمات درمان ناباروری به متقاضیان با اختلالات جنسیتی، اعم از دوجنسیتی حقیقی و دوجنسیتی کاذب نیز از دیگر مسائل حائز اهمیت در حوزهی سلامت جسمی متقاضیان این روشهاست، چرا که در این موارد، کودک بهدنیاآمده از یک خانوادهی متعارف برخوردار نخواهد بود، ضمن آنکه بسیاری از اختلالات جنسیتی، بهویژه اختلالات هویت جنسی، امکان زندگی متعارف را در جامعه از مبتلایان سلب یا دستکم محدودیت شدیدی بر آنان اعمال میکند که این محدودیت بهناچار بر کودک نیز تحمیل خواهد شد. بنابراین، با توجه به مسائل پیشگفته، هر کدام از موانع موجود میتواند بنا بر دلایل و مبانی اخلاقی یک محدودیت اخلاقی به شمار آید. توجه به این محدودیتها میتواند از مخاطرات احتمالی که ممکن است زندگی کودک را دچار مشکلاتی جدی کنند، جلوگیری کند. بر این اساس، لازم است محدودیتهای اخلاقی ذکر شده در بالا در مراکز درمانی رعایت شده و در صورت ضرورت، در تدوین کدهای اخلاقی و نیز مقررات ناظر بر درمان ناباوری مورد توجه قرار گیرد.
صادق شریعتی نسب،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
پیشرفتهای تازه در روشهای کمکباروری، انتخاب جنسیت جنین را پیش از بارداری عملی ساخته است. با این حال، پذیرش همهی افراد متقاضی نه ممکن است و نه به مصلحت: بر پذیرش بیقید و شرط متقاضیان، پارهای محذورات اخلاقی و حقوقی استوار است؛ از جمله به هم ریختن تناسب جمعیتی و مختل کردن روند عادی تولید مثل. با بررسی ایرادات و دفاعیاتی که پیرامون انتخاب جنسیت طرح شده، میتوان شرایطی برای اجرای شایستهی آن در نظر گرفت که به شرح زیر پیشنهاد میشود:
1- فرایند انتخاب جنسیت، فقط برای افراد متأهل و دارای ثبات خانوادگی مجاز است. بنابراین، جواز استفاده از این شیوه، باید منحصر به زوجین دائم و نه موقت باشد.
2- انتخاب جنسیت، تنها برای «تعدیل خانوادگی» (family balancing) مجاز است. خانوادهی نیازمند تعدیل، خانوادهای است که در آن فرزندان از نظر تنوع جنسیتی، «تکجنسیتی» هستند. پس اگر از هر دو جنسیت دستکم یک فرزند در خانواده وجود داشته باشد، انتخاب جنسیت مجاز نیست. ملاک بررسی این وضعیت، لحظهی تقاضاست.
3- بهشرطی میتوان از انتخاب جنسیت استفاده کرد که والدین دستکم دو فرزند از یک جنسیت داشته باشند و برای تولد سومین فرزند خود، متقاضی جنسیت متفاوتی باشند. با وجود این، اگر تصمیم قاطع والدین داشتن تنها دو فرزند باشد، برای تولد دومین فرزند خویش نیز مجاز به انتخاب جنسیت خواهند بود. احراز این تصمیم، نیازمند برگزاری مشاورههای دقیق و همهجانبه است.
همچنین، زوجین نابارور بهدلیل وضع ویژهی خویش، میتوانند جنسیت دومین فرزند خویش را انتخاب کنند. اما در هر صورت، انتخاب جنسیت نخستین فرزند مجاز نیست.
4- انتخاب جنسیت تنها برای یک مرتبهی موفقیتآمیز مجاز است. اما اگر فرزندی که با استفاده از این شیوه متولد شده است، در لحظهی تقاضای مجدد در قید حیات نباشد، استفادهی مجدد جایز خواهد بود.
5- معیار مجاز بودن اشخاص، «وضعیت خانوادگی» آنان در «زمان تقاضا» است. پس: الف: اگر کسی در زندگی خانوادگی سابق خویش دارای فرزندانی با جنسیتهای متفاوت شده است و سپس بر اثر فوت یا جدایی از همسر، اقدام به تشکیل خانوادهی جدیدی کرده است، این امر مانعی برای جواز او به انتخاب جنسیت نخواهد بود، اگر در زندگی مجدد خود حائز شرایط چنین اقدامی باشد. ب: اگر در زندگی خانوادگی پیشین، جنسیت فرزندان او متعادل و متوازن نبوده است، این امر دلیلی بر جواز او به انتخاب جنسیت در خانوادهی جدید نیست، اگر در زندگی جدید فرزندان او متوازن هستند.
6- مرکز مؤسسهی درمان ناباروری، التزامی به پذیرش درخواست متقاضیان ندارد. پذیرش این درخواست، منوط به وجود شرایط مقرر و نیز حفظ تناسب جمعیتی و جنسیتی کشور خواهد بود؛ از جمله تناسب میان تعداد فرزندان ذکور و اناث تولید شده از طریق انتخاب جنسیت در جامعه. به منظور تشخیص این مهم، باید مراکز اطلاعاتی و آماری تخصصی تشکیل و اولویتهایی تعیین شود.
سید طه مرقاتی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
در قرآن کریم یکی از طولانیترین آیات آیهی 282 سورهی بقره است که به آیهی دین یا تداین معروف است. در این آیه خداوند مؤمنان را مورد خطاب قرار میدهد و میفرماید: اگر در اثر معاملهای، دینی بر عهدهی شما قرار گرفت یا قرار شد دیگری به شما دینی را بپردازد آن را مکتوب کنید تا عوارض ناشی از گذشت زمان موجبات اختلاف را فراهم نکند. نویسندگان آیات احکام و فقها از این آیه احکام متعددی را استخراج کرده و اینک بخشی از آنها به شکل مواد قانونی مورد تصویب مراجع قانونگذاری قرار گرفته است و لذا انعقاد قرارداد هم از نظر شرعی و هم عرفی از مسلمات و ضرورات است.
اما در مورد تولد کودکان از طریق کمکهای پزشکی، دهندگان جنین، گیرندگان جنین یا گامت و صاحبان رحم و مراکز درمانی در این پروسه تعهداتی را میپذیرند که بهدلیل نو بودن موضوع نمیتوان قراردادهای منعقد شده را جزء عقود معین دانست. مثلاً دهندگان نمیتوانند جنین را بهعنوان یک مال تلقی کنند و از عقد بیع استفاده کنند یا صاحب رحم نمیتواند تحت عقد اجاره رحم خود را تا 9 ماه در اختیار پرورش و زایش جنین دیگری قرار دهد و....
حال این مشکل مطرح میشود که خداوند در قرآن همه را تشویق به انعقاد قرارداد کرده است و اینک عقود معین نمیتوانند همهی تعهدات متقابل را پاسخگو باشند. لذا باید از طریق استفاده از ادلهی عام مانند ادوفوابالعقود و علتهای ذکر شده در روایات و آیات یا علتهای استنباط شده از کتاب و سنت و قواعد عام مانند قاعدهی لاضرر مدلهای خاصی را تعریف کرد که اینکار مهم که علاوه بر حقوق طرفین قرارداد حقوق کودکان تولدیافته نیز مطرح میشود بهنحو دقیق جامهی عمل بپوشد.
بدیهی است در صورت فقدان چنین قراردادهایی که در اصطلاح فقهی به عقود غیرمعین معروفند، مشکلات ناشی از عدم مرزبندی حقوق طرفهای مسأله موجب خواهد شد که مراجع ذیربط از صدور مجوزهای لازم خودداری کنند و بر اساس قاعدهی لاضرر در صورت تحمیل زیان به افراد درگیر؛ عمل حرامی شکل بگیرد. مثلاً اگر تعهدات صاحب رحم در دوران بارداری و عدم امکان انصراف در حین بارداری در قرارداد، ذکر نشود و صاحب رحم بتواند در حین اجرا منصرف بشود، علاوه بر حرمت قتل نفس موجب تحمیل ضرر به صاحبان جنین خواهد بود یا اگر مراجع قانونی نتوانند براساس آییننامههای اجرایی تکلیف صدور شناسنامه را معلوم کنند، فرزندی متولد خواهد شد بدون وابستگی هویتی به صاحبان جنین و نظایر اینها.
محمدرضا رضا نیا معلم،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
بررسی و تبیین صور مختلف حاکم بر استفاده از روش مادر جانشین در تولید فرزند و پاسخ به سؤالات اصلی و فرعی متعدد و ایجاد پشتوانهی نظری برای قراردادهایی از این دست از محورهای اصلی پژوهش در پژوهشگاه رویان و مراکز درمانی کشور است. آیا به لحاظ فقهی و حقوقی یک زن میتواند به نفع دیگری بارور شود و آیا انعقاد قرارداد بر آن و تعهد به حمل جنین و تسلیم نوزاد، در چارچوب قواعد عمومی قراردادها قابل توجیه، صحت و نفوذ است یا نه؟ و سؤالات متعدد دیگری. جمع آوری مطالب به سبک کتابخانهای و اسنادی و تدوین و توصیف متن، به شیوهی فقهی و حقوقی، یعنی توصیفی و تحلیلی با رعایت شیوهی مرسوم در فقه و شیوهی عقلی مرسوم در حقوق خواهد بود.
«باروری برای دیگری از روشهای جدید پزشکی برای فرزند دار شدن زوجین نابارور است، منظور از باروری برای دیگری اهم از «پذیرش اسپرم زوج یک خانوادهی متقاضی یا تخمک بارور «رویان » زوجین متقاضی یا دو بیگانه و پرورش و حمل آن در رحم و تسلیم نوزاد بهدنیا آمده به زوجین متقاضی است.». واژهی باروری صرف بارداری و حمل نیست بلکه شامل تولید و نشو و نمای فرزند در رحم مادر جانشین به نفع دیگری نیز میشود. «قرارداد باروری برای دیگری»، هر نوع توافق و ترتیبات حقوقی است که ناظر به استخدام استفاده از رحم جانشین در خصوص حمل جنین توسط زن صاحب رحم و تسلیم نوزاد به متقاضیان است. « اعتبار » قرار دادی مذکور هم در معنای مشروعیت ( جواز یا عدم جواز ) و حمل صحت یا فساد آن قراردادها منظور است؛ چنانکه در صورت معتبر بودن قراردادها نفوذ و لازم الاجرا بودن یا نبودن آنها نیز به نوعی در مفهوم اعتبار ملحوظ است. به هر حال، تجویز و تحریم که مقتضای اصلی این نوع قراردادها (تعهد مادر جانشین بر حمل کودک به نفع زوجین متقاضی و تسلیم طفل بهدنیا آمده به متعهد له) است، به جهاتی قابل دفاع است. استدلالهای مربوط قادر به اثبات ممنوعیت تمامی صور و مصادیق استفاده از رحم جانشین نیستند، همچنان که توان اثبات تجویز آنها را ندارند.
تجویز مطلق، نه شایسته است و نه قابل دفاع، ممنوعیت مطلق نیز چنین است. بنابراین، پیشنهاد این است که نظام حقوقی باید ظرفیت و انعطاف لازم را در خود ایجاد کند تا تحت شرایطی استفاده از رحم مادر جانشین مجاز شود، و گرنه ضایعات فراوانی برای خانوادههای محروم از فرزند و جامعه پیش رو است. اساساً پذیرش فرزندخواندگی نیز پاسخی به این راز پنهان و آشکار انسانها بوده است. بنا به فتاوی و استدلالهای فقهی و حقوقی مربوط به جواز و عدم جواز جانشینی برای باروری، این مکان برای قانونگذار جمهوری اسلامی ایران است که در این خصوص تصمیمگیری کند.
فاطمه دومانلو، امیرحسین خداپرست،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
پیشرفت چشمگیر فناوریهای نوین زیستی در دهههای اخیر ضرورت توجه به مسائل اخلاقی برخاسته از کاربست این فناوریها را بیش از پیش آشکار کرده است. اصول چهارگانهی اخلاق زیستی در پاسخ به همین نیاز تدوین شدهاند و در اختیار دستاندرکاران این بخش قرار گرفتهاند. با این حال، اطلاق این اصول بر موارد جزیی، چنانکه در ابتدا بهنظر میرسد، سهل و ساده نیست و نیازمند آگاهی کافی نسبت به این اصول و نحوهی اطلاق آنها، توجه به شرایط و وضعیت خاص افراد درگیر و تصمیمگیری بر اساس بینش صحیح اخلاقی است و این همه جز با مطالعهی موقعیتهای خاص اخلاقی و تمرین و ممارست در این امر محقق نمیشود. در این پژوهش میکوشیم با فراهم آوردن چند موقعیت خاص اخلاقی در حوزهی فناوریهای کمکباروری، بهعنوان یکی از فناوریهای نوین زیستی که امروز بهطور گسترده بهکار گرفته میشود، و تحلیل فلسفی اصول اخلاق زیستی، نحوهی صحیح تصمیمگیری اخلاقی پزشک در موارد پیچیده را به بحث بگذاریم.
محمد راسخ، امیرحسین خداپرست،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده
باروری از جمله تواناییهای نخستین آدمیان است. این توانایی غالباً بهصورت طبیعی محقق میشود، اما در پارهای موارد روشها و فناوریهای جدید علمی امکان تحقق خواست تولیدمثل را در اختیار زوجین نابارور قرار میدهند. در سالهای اخیر، از عبارت «حق بر باروری» برای اشاره به خواست زوجین برای محقق ساختن توانایی باروری سخن به میان آمده و گاه بر تکلیف حکومت در برآوردن این حق تأکید میشود. بهنظر میرسد ابهام نهفته در «حق بر باروری» میتواند مشکلاتی جدی را در فهم ما از این موضوع و، به تبع، شیوهی مواجهه با آن در جامعه پدید آورد. در این مقاله، ضمن ایضاح مفهوم «حق»، این دعوی درانداخته میشود که «حق بر باروری» را میتوان در هر دو قالب «حقادعا» و «حق آزادی» دریافت اما فقط فهم آن در قالب «حقآزادی» موجه و مقبول است. از این رو، «حق بر باروری»، در واقع، حق بر آزادی درخواست فرزندآوری و جستوجو برای فراهم آوردن مقتضیات آن، از جمله استفاده از روشهای درمان ناباروری، است. این حق، همچون دیگر حقهای آدمی، در توازن و تناسب با مصلحت عمومی قرار دارد، به گونهای که میتواند در شرایطی خاص، مثلاً در شرایط جمعیتی نامناسب، مورد حمایت و تشویق یا ممانعت و تضییق حکومت قرار گیرد.