جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای بخش مراقبت ویژه

سمیه محمدی، فریبا برهانی، لیلی روشن زاده، مصطفی روشن زاده،
دوره 7، شماره 2 - ( 4-1393 )
چکیده

یکی از چالش‌های اخلاقی که پرستاران به‌واسطه‌ی ماهیت حرفه‌ی خود با آن روبه‌رو هستند؛ دیسترس اخلاقی است. مواجه‌ی مکرر پرستاران با این پدیده می‌تواند عواقب متفاوتی از جمله سرخوردگی و خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیماران را به‌دنبال داشته باشد. این حالت خود به‌طور مستقیم باعث افت کیفیت مراقبت و اختلال در دستیابی به اهداف سلامتی خواهد شد. لذا در مطالعه‌ی حاضر به بررسی ارتباط بین دیسترس اخلاقی و خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیماران در پرستاران می‌پردازیم.مطالعه‌ی توصیفی - تحلیلی حاضر بر روی260 پرستار از بخش‌های مراقبت‌‌های ویژه شهر کرمان که به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شده‌اند صورت گرفته است. در این مطالعه ابزار دیسترس اخلاقی Corley و پرسشنامه خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیمارFigley برای جمع‌آوری داده‌ها مورد استفاده قرار گرفته و داده‌ها پس از جمع‌آوری توسط نرم افزار SPSS نسخه‌ی 16 و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.نتایج این مطالعه حاکی از آن است که بین دیسترس اخلاقی و خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیماران، ارتباط مثبت معنی‌داری وجود داشته است (05/0P<). میانگین نمره‌ی دیسترس اخلاقی از کل نمره 5-0 در ابعاد شدت (8/0±5/3) و در ابعاد تکرار (55/0±9/3) بوده است. میانگین نمره‌ی خستگی از ارائه‌ی مراقبت به بیماران نیز از کل نمره 5-0 (68/0±5/3) بوده است. توجه به سطح دیسترس اخلاقی و هم‌چنین، ارتباط آن با خستگی از ارائه‌ی مراقبت حاکی از آن است که شرایط ایجاد کننده‌ی دیسترس اخلاقی نقش مهمی در کیفیت مراقبت داشته و باید با ارائه‌ی راه‌کارهایی از بروز این شرایط جلوگیری شود. آگاه کردن پرستاران نسبت به پدیده‌ی دیسترس اخلاقی و عواقب آن و هم‌چنین، انجام مشاوره‌های دوره‌ای نقش مهمی در شناسایی و کنترل دیسترس اخلاقی و در نتیجه عواقب آن خواهد داشت.
سمیه رستمی، روانبخش اسماعیلی، هدایت جعفری، جمشید یزدانی چراتی، سیدافشین شروفی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده

مراقبتهای درمانی با اثرات درمانی، اما بدون فایده برای بیمار، «مراقبت بیهوده» نامیده می‌شود. با توجه به اهمیت درک اعضای تیم درمان از مفهوم مراقبت بیهوده و همچنین تأثیر حاصل از این درک، بر کیفیت مراقبت‌های پرستاری و سلامت جسمی و روانی تیم درمان، این تحقیق با هدف بررسی درک پرستاران از مراقبت بیهوده در بخش‌های مراقبت ویژه انجام گرفته است. مطالعه‌ی حاضر یک مطالعه‌ی تحلیلی از نوع همبستگی است. ۱۸۱ نفر از پرستاران شاغل در بخش‌های ICU مراکز آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران به‌صورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار بررسی، پرسش‌نامه‌ای دو قسمتی شامل فرم مشخصات دموگرافیک و پرسش‌نامه‌ی درک از مراقبت بیهوده بود. همچنین داده‌ها با نرم‌افزار آماری SPSS نسخه‌ی ۱۹ و آزمون‌های آماری توصیفی و شاخص‌های مرکزی و پراکندگی، بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. برای بررسی رابطه‌ی بین متغیرها از ضریب همبستگی پیرسون، همبستگی جزئی و تی تست و آنالیز واریانس استفاده شد. یافته‌ها نشان داد اکثر پرستاران (۷/۶۵ درصد) درک متوسطی از مراقبت بیهوده داشتند. از میان متغیرهای دموگرافیک تنها بین میانگین ساعت کار در هفته، با درک از مراقبت بیهوده ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت (0/05>p). با توجه به سطح متوسط درک پرستاران از مراقبت بیهوده، لازم است مداخلات مناسبی برای به حداقل رساندن تناوب مواجهه با مراقبت بیهوده و تنش حاصل از آن صورت گیرد. آموزش مکانیسم‌های سازگاری و افزایش شناخت پرستاران از موقعیت‌های منتج به مراقبت بیهوده، کاملاً ضروری به نظر می‌رسد.
مهری دوستی ایرانی، بتول علیدوست، لیلا رفیعی وردنجانی، زهرا طیبی، کبری نوریان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده

بستری‌شدن در بخش‌های مراقبت ویژه تجربه‌ای بسیار استرس‌زا برای بیمار و خانواده‌ی آنان است و جدا‌کردن آن‌ها از یکدیگر هم چندان به تأیید نرسیده است. در حال حاضر ملاقات در ICU به‌صورت محدود اجرا می‌شود و چالش‌هایی را ایجاد می‌کند؛ لذا در این مطالعه‌ی توصیفی‌اکتشافی به تبیین راهکارهای رفع چالش‌های ملاقات پرداخته شد. این مطالعه، کیفی از نوع توصیفی‌اکتشافی است که از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختاریافته با 35 مشارکت‌کننده در بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد شامل )شش بیمار، نُه همراه بیمار و بیست پرستار( در سال 1396 انجام شد. انجام مصاحبه‌ها تا رسیدن به اشباع اطلاعات ادامه یافت؛ سپس تجزیه ‌و تحلیل اطلاعات با رویکرد تحلیل تماتیک استقرایی انجام شد. راهکارهای رفع چالش ملاقات از دیدگاه مشارکت‌کنندگان در دو ساب‌تم «کاهش نیاز به ملاقات» (از طریق آموزش قوانین، ارتقای محیط و تعامل با خانواده) و «تعدیل ملاقات» (از طریق ارتقای ملاقات پشت شیشه، استفاده از مانیتور دائم و ملاقات منعطف) طبقه‌بندی شد. ملاقات در ICU بیمارستان‌های آموزشی شهرکرد، مانند سایر نقاط کشور به‌صورت محدود اجرا می‌شود. بااین‌حال امید است با عملیاتی‌کردن راهکارهای استخراج‌شده در بخش‌های مراقبت ویژه بسیاری مسائل مرتبط با ملاقات حل شود و تجربه‌ی تعارض در بیماران، همراهان و پرسنل از بین برود.

عاطفه سلیمی اکین آبادی، مریم جهانگیری، میترا زندی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

بخش مراقبت ویژه، واحدی پیچیده است و گروه‌هایی متنوع از متخصصان مراقبت‌های بهداشتی را دربرمی‌گیرد که به‌منظور ارائه‌ی خدمات به نیازهای بیماران بدحال فعالیت می‌کنند. شواهد حاکی از آن است که مسائل یا تعارضات اخلاقی در بخش مراقبت ویژه رایج است. این پژوهش با هدف بررسی چالش‌های اخلاقی در عملکرد بالینی پرستاران بخش مراقبت ویژه انجام شد. با استفاده از دستورالعمل PRISMA مطالعات مرتبط با کلیدواژه‌های اخلاق، چالش‌های اخلاقی، پرستاری و واحد مراقبت ویژه، با جست‌و‌جو در پایگاه‌های اطلاعاتی  Scopus, PubMed, Web of Scienceدر سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ یافت شدند. مقالات انگلیسی‌زبان وارد مطالعه شدند. چالش‌های اخلاقی در بخش مراقبت ویژه عبارت‌اند از:
الف. محدودیت‌های درونی (نداشتن اعتمادبه‌نفس، ترس، سازگاری غیرمؤثر، تعارضات مذهبی و معنوی)،
ب. محدودیت‌های خارجی (همکاری‌نکردن، ساختارهای سلسله‌مراتبی، ارتباط ضعیف، کارکنان ناکافی، سیاست‌های محدودکننده، کمبود پزشک و پرستار ماهر)،
ج. موقعیت‌های بالینی (درمان بی‌فایده و ناکافی، ناتوانی در تسکین درد، امید کاذب، مراقبت‌های پایان عمر و تصمیم‌گیری درباره‌ی درمان، استفاده از محدودکننده‌های فیزیکی).
شناخت چالش‌های اخلاقی بخش مراقبت ویژه می‌تواند مفید باشد؛ زیرا امکان طراحی راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تعارضات اخلاقی و بهبود محیط کار پرستاران را فراهم می‌کند.

علی اکبری، علیرضا آرمان، علیرضا نیکبخت نصرآبادی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

شجاعت اخلاقی برای پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه  (ICU)در رویارویی با چالش‌های اخلاقی و حمایت از بیماران، حیاتی است؛ با این‌حال، عوامل اثرگذار بر بروز این ویژگی، به‌خوبی درک نشده‌اند. این مرور به شناسایی پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی شجاعت اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه پرداخته و بینش‌هایی برای بهبود تصمیم‌گیری اخلاقی و مراقبت از بیماران در محیط‌های بحرانی ارائه داده است. این مطالعه بر اساس اصول مرور نظام‌مند کاکرین و دستورالعمل‌های PRISMA انجام شده است. با استفاده از کلیدواژه‌های انگلیسی و فارسی مرتبط با شجاعت اخلاقی، پرستاران بخش مراقبت ویژه و پیش‌بینی‌کننده‌ها در پایگاه‌های داده‌ی بین‌المللی PubMed Scopus, و Web of Science جست‌وجویی جامع انجام گرفت و منابع خاکستری از طریق Google Scholar بررسی شدند. هیچ محدودیت زمانی برای جست‌وجو اعمال نشد. معیارهای ورود، شامل مطالعات مشاهده‌ای متمرکز بر پیش‌بینی‌کننده‌های شجاعت اخلاقی در پرستاران ICU بود. معیارهای خروج، شامل مقالات تکراری، مرورها، کارآزمایی‌های بالینی، دیدگاه‌ها و مقالات فاقد داده‌های اولیه یا روش‌شناسی شفاف بود. دو نویسنده، غربالگری و استخراج داده‌ها را به‌صورت مستقل انجام دادند و اختلافات از طریق توافق با نویسنده‌ی سوم حل شد. برای ارزیابی کیفیت از مقیاس نیوکاسل‌اتاوا (NOS) استفاده شد و داده‌های مطالعات انتخاب‌شده به‌صورت نظام‌مند در یک جدول استخراج سازمان‌دهی شدند. در مجموع، ۱۳۶ مقاله شناسایی شد که پس از غربالگری، ۲۴ مطالعه‌ی مشاهده‌ای شامل ۴ مطالعه‌ی مقطعی و ۸ مطالعه‌ی کوهورت انتخاب شدند. این مطالعات، عوامل کلیدی اثرگذار را بر شجاعت اخلاقی در پرستاران ICU  شناسایی کردند که شامل سن، جنسیت، تجربه‌ی حرفه‌ای، آموزش اخلاقی و حمایت محیط کار بود. پرستاران مسن‌تر و زنان، تمایل بیشتری به بروز شجاعت اخلاقی داشتند؛ همچنین، پرستارانی که تجربه‌ی کاری بیشتری داشتند و آموزش رسمی اخلاقی دریافت کرده بودند، توانایی بیشتری برای مقابله با چالش‌های اخلاقی نشان دادند؛ علاوه‌براین، محیط کار حمایتی و باورهای اخلاقی شخصی در تشویق پرستاران به حمایت از بیماران و مقابله با رفتارهای غیراخلاقی، نقشی مهم ایفا کردند. این یافته‌ها، اهمیت عوامل فردی و سازمانی را در تقویت شجاعت اخلاقی برجسته می‌کند. این مرور نشان می‌دهد، سن، جنسیت، تجربه، آموزش اخلاقی و حمایت محیط کار از پیش‌بینی‌کننده‌های کلیدی شجاعت اخلاقی در پرستاران ICU  هستند و اهمیت عوامل فردی و سازمانی را در ارتقاء رفتار اخلاقی نشان می‌دهد.

سیمین کوکبی‌اصل، ساره ذکاوت، سمیه رستم‌خان، ابوالفضل دهبانی‌زاده، مهسا قائمی‌زاده، میلاد امیری،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

بخش مراقبت‌های ویژه، محیطی چالش‌برانگیز و پرفشار است که پرستاران روزانه در آن با تصمیمات اخلاقی دشواری مواجه می‌شوند؛ لذا، این تحقیق با هدف تعیین هم‌بستگی استدلال اخلاقی و تعلق‌پذیری بالینی در پرستاران بخش‌های ویژه‌ی ایران انجام شد. مطالعه‌ی حاضر، از نوع مقطعی، توصیفی‌تحلیلی بود و بر روی 126 پرستار شاغل در بخش‌ مراقبت‌های ویژه‌ی بزرگ‌سالان بیمارستان‌های شهر یاسوج در سال 1402 انجام شد. در این مطالعه از روش تمام‌شماری استفاده شد. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه‌های تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‎ها از آزمون‌های تی مستقل، آنووا، رگرسیون و ضریب هم‌بستگی پیرسون بهره گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها نیز با نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 26 صورت گرفت. بر اساس نتایج این مطالعه، میانگین و انحراف معیار نمره‌ی کل تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی پرستپاران، به‌ترتیب 75/13 ± 68/109 و 50/5 ± 07/36 بود. این نتایج نشان‌دهنده‌ی سطح خوب تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی متوسط است؛ همچنین، بین محل خدمت و تعلق‌پذیری بالینی رابطه‌ی معنی‌دار آماری مشاهده شد (02/0 =p)؛ اما بین تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی رابطه‌ی معنادار آماری مشاهده نشد (05/0p>). علی‌رغم اینکه بین تعلق‌پذیری بالینی و استدلال اخلاقی پرستاران ارتباط معنی‌دار مشاهده نشد، برخی خصوصیات دموگرافیک، دارای ارتباط معنی‌دار و پیش‌بینی‌کننده برای تعلق‌پذیری بالینی پرستاران بود. توصیه می‌شود، مسئولان و مدیران پرستاری از نتایج این مطالعه برای ارتقاء سطح استدلال اخلاقی و حس تعلق‌پذیری به محیط بالینی پرستاران استفاده کنند.

محمدمهدی پژاوند، معصومه برخورداری شریف آباد، خدیجه نصیریانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

شناسایی راهکار مقابله‌ای مؤثر برای دیسترس اخلاقی، به‌عنوان پدیده‌ای مهم و شایع در پرستاران بخش مراقبت‌های ویژه، ضروری به نظر می‌رسد. مدل دانش تا عمل، با هدف شناسایی روش‌های مؤثر برای پیاده‌سازی شواهد در عمل بالینی است. مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین تأثیر مداخله‌ی مبتنی بر مدل دانش تا عمل، بر دیسترس اخلاقی پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه انجام شد. این پژوهش از نوع تجربی بود و پرستاران شاغل در بخش مراقبت ویژه‌ی بیمارستان نمازی شهر شیراز، جامعه‌ی آماری آن را تشکیل ‌دادند. تعداد صد پرستار واجد شرایط، به‌شیوه‌ی در دسترس انتخاب شدند؛ سپس، به‌طورتصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. برای گروه مداخله، مدل دانش تا عمل اجرا شد. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه‌ی دیسترس اخلاقی هامریک، قبل و یک ماه بعد از مداخله، توسط هر دو گروه گردآوری و سپس با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی در نرم‌افزار SPSS 19  تحلیل شد. بر اساس یافته‌ها، هر دو گروه، قبل از مداخله، از نظر ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و میانگین نمره‌ی دیسترس اخلاقی یکسان بودند. بعد از مداخله، میانگین نمره‌ی دیسترس اخلاقی در گروه مداخله، در بعد فراوانی (0/34±2/12) و در بعد شدت (0/46±2/32) در مقایسه با گروه کنترل بعد فـراوانی: (0/43 ± 2/510) ،  بعد شدت: (0/55±2/57) به‌طور معناداری کاهش یافته بود (0/001>p). یـافته‌ها نشان داد، اجرای مدل دانش تا عمل، موجب کاهش دیسترس اخلاقی در پرستاران بخش مراقبت ویژه می‌شود؛ لذا اجراکردن این مدل، برای ارتقاء کیفیت مراقبت، به مدیران پرستاری پیشنهاد می‌شود.

پارسا فرمهین فراهانی، زهرا ترکاشوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

 یکی از مسائل اخلاقی‌حقوقی کلیدی در حرفه‌ی پزشکی، اعتماد بیماران به کیفیت مراقبت و رعایت استانداردهای حرفه‌ای است. این دیدگاه به بررسی ابعاد اخلاقی‌حقوقی استفاده از دوربین‌های مداربسته در واحد مراقبت‌های ویژه (ICU)  با تمرکز بر یک نمونه‌ی حقوقی‌اخلاقی پرداخته است. در این منظر، همراهان بیمار درباره‌ی کیفیت مراقبت‌ها تردید داشته و درخواست بررسی تصاویر ضبط‌شده را مطرح کردند. از نظر اخلاقی‌حقوقی، ثبت وقایع توسط تیم درمان، مشروط به رعایت حریم خصوصی، ضوابط حفظ داده‌ها و مقررات نظارت تصویری، می‌تواند به حفظ حقوق بیماران، شفاف‌سازی عملکرد کادر درمان و پیشگیری از سوءتفاهم‌های حقوقی کمک کند. این مقاله، ضمن مدنظر قراردادن مزایا، به تبیین ملاحظات قانونی مانند اطلاع‌رسانی به بیماران، محدودیت‌های دسترسی و مدیریت داده‌ها نیز پرداخته است. در نهایت، می‌توان چنین نتیجه گرفت که استفاده از دوربین‌ها درICU، به شرط تطبیق با الزامات قانونی و نهادی می‌تواند به تقویت اعتماد، اثبات رعایت اصول اخلاقی و کاهش شکایات حقوقی یاری رساند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb