19 نتیجه برای بیماران
علی کاظمیان،
دوره 1، شماره 2 - ( 5-1387 )
چکیده
در برخورد با بیمار ترمینال، مسائل متعدد اخلاقی در حیطهی اخلاق پزشکی مطرح میگردد. از جملهی این مسائل، مسألهی اطلاع دادن به بیمار ترمینال دربارهی بیماری خود و کسب نظر او راجع به اقدامات حمایتی و درمانی، شروع و قطع درمانهای طولانیکنندهی حیات و بالاخره بحث اتانازی است. با توجه به اینکه در فرهنگهای مختلف دیدگاه پزشکان و مردم نسبت به مسائل اخلاقی میتواند کاملاً متفاوت باشد, برخورد با مسائل اخلاقی بیماران ترمینال احتیاج به بررسی نظرات پزشکان و مردم در زمینهی خاص فرهنگی جامعه دارد. با توجه به اینکه در ایران مطالعهای برای بررسی نظر پزشکان نسبت به مسائل بیماران ترمینال انجام نشده بود، مطالعهی حاضر سعی در روشن کردن دیدگاه پزشکان ایرانی نسبت به مسألهی بیماران ترمینال دارد.
در این مطالعه با بیست پزشک متخصص در گروههای تخصصی نفرولوژی, هماتولوژی, بیهوشی, نورولوژی, جراحی عمومی, جراحی اعصاب و رادیوتراپی که بیشتر در حیطهی کاری خود با بیماران ترمینال مواجه بودند مصاحبهی عمیق انجام داده و نظر آنها را راجع به بیماران ترمینال جویا شدیم. سپس نظرات آنها جمعبندی و سعی در نتیجهگیری شد.
بر مبنای مصاحبههایی که انجام شده است مشخص شد که متخصصان مورد سؤال واقع شده، گرچه تعریف واحدی از بیماری ترمینال نداشته و بعضاً تعاریف آنها با تعاریف کتب اخلاق پزشکی مغایرت دارد, ولی بهنظر آنها در اطلاعرسانی و تصمیمگیری راجع به بیمار ترمینال، مهمترین عامل تأثیرگذار خانواده بوده و تمایلات پزشک و تشخیص او برای انجام یا قطع اقدامات حیات بخش نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. این طرز برخورد با بیمار ترمینال گرچه با اتونومی بیمار, مطابق آنچه در ادبیات غربی اخلاق پزشکی نامیده میشود مغایرت دارد, در یک مدل اخلاقی که عمدتاً در جوامع شرقی دنبال میگردد میگنجد. بهنظر میرسد در این روش برخورد، بیشتر تبعات قانونی اقدام و تعامل با بازماندگان فرد بیمار و اصول سودرسانی و عدم ضرررسانی مورد توجه بوده و اصل اتونومی از اهمیت کمتری برخوردار باشد. با قبول این روش برخورد، دیگر جایی برای مطرح کردن روش مراقبت پیشرو advanced care management باقی نمیماند.
حجت رستگاری نجف آبادی، مجتبی صداقت، سعیده سعیدی طهرانی، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 5 - ( 3-1389 )
چکیده
هدف از این مطالعه، بررسی نگرش پرستاران مسؤول مراقبت از بیماران مرحلهی نهایی در بخشهای ICU، داخلی، جراحی و دیالیز بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی، انواع آن و عوامل مؤثر بر آن بوده است. این مطالعه، از مردادماه 87 تا اسفندماه 88، در بیمارستانهای امام خمینی، امیر اعلم، سینا و شریعتی انجام شد. ابزار مورد استفاده پرسشنامهای بود که در آن 4 بیمار فرضی مطرح شده و پس از آن سؤالاتی پیرامون آنها بهصورت سه گزینهای طرح شده بود تا نگرش پرستاران نسبت به موضوع مورد مطالعه سنجیده شود. با 140 نفر از پرستاران مشغول به خدمت در بخشهای مراقبت از بیماران مرحلهی نهایی (دیالیز، نورولوژی، انکولوژی و ICU) مصاحبه شد و 102 پرسشنامهی قابل قبول بهدست آمد (response rate =72%) که نتایج به شرح ذیل است:
64 درصد پرستاران مخالف اتانازی فعال داوطلبانه، 50 درصد آنها مخالف اتانازی فعال غیرداوطلبانه، و 58 درصد آنها مخالف اتانازی غیرفعال داوطلبانه و پرستاران مخالف اتانازی غیرفعال غیرداوطلبانه بر حسب شرایط از 40 تا 80 درصد متغیر بودند.
در این بررسی تأثیر عوامل جنس، سن، بخش محل خدمت، سطح تحصیلات و مدت زمان خدمت نیز بر نگرش ایشان سنجیده شد. از میان متغیرهای فوق، تنها عامل مؤثر بهنحو معنیدار بر نگرش پرستاران در مورد تمام انواع اتانازی مدت زمان خدمت بود؛ بهطوری که با افزایش سابقهی خدمت، مخالفت با اتانازی کمتر دیده میشد.
میتوان تبیین نظرات پرستاران را بهعنوان بخش اصلی تیم مراقبت از بیماران گامی درجهت روشن ساختن نیازهای آموزشی و تدوین قوانین و مقررات مرتبط در این رابطه دانست.
امین حسن زاده حداد، حجت رستگاری، مجتبی صداقت، سعیده سعیدی طهرانی، کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 1 - ( 12-1389 )
چکیده
چگونه مردن، بهخصوص در سالهای اخیر نسبت به گذشته، با توجه به پیشرفتهای علوم پزشکی و امکانات طولانیکنندهی حیات بیماران مفهوم جدیدی پیدا کرده و بر اهمیت آن افزوده شده است. درد و رنج بیماران از یکسو و هزینههای سنگین درمان که بر بیماران یا خانوادهها و نظام سلامت تحمیل میشود از سوی دیگر، بحث اتانازی را در بین افراد مطرح مینماید.
در این بررسی نظر بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در ارتباط با اتانازی ارزیابی شده است. این مطالعه در نیمهی دوم سال 88 در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شده است. ابزار مورد استفاده پرسشنامهای بود که در آن 4 بیمار فرضی مطرح شده و پس از آن سؤالاتی پیرامون آنها بهصورت سه گزینهای طرح شده بود تا نگرش بیماران در موضوع مورد مطالعه سنجیده شود. از 110 بیمار انتخاب شده 105 نفر در مطالعه همکاری کردند (response rate =95. 45%) که 60 نفر از این افراد مذکر و 55 نفر مؤنث بودند. این افراد بین سنین 17 تا 70 سال بوده و 40 درصد تحصیلات دانشگاهی داشتند.
در مطالعهی انجام شده از بین 4 نوع اتانازی، تنها اتانازی غیرفعال داوطلبانه مورد موافقت بیماران بود. در بررسیهای انجام شده 5/69 درصد از کل بیماران با انجام این نوع اتانازی موافق بودند و میزان مخالفت 1/18 درصد بود. درحالی که دیگر انواع اتانازی به طور واضح مورد مخالفت بیماران بود.
از بین متغیرهای بررسی شده (سن، جنس، مذهب و سطح تحصیلات) فقط متغیر بخش بستری رابطهی معنیداری با نگرش بیماران نسبت به اتانازی داشته است. نتایج حاصله نشاندهندهی موافقت بیشتر بیماران در بخش داخلی با انجام اتانازی نسبت به بیماران بستری در بخش جراحی است. این امر میتواند بهدلیل ازمان بیماری و طولانی شدن بیماریها در بخشهای داخلی نسبت به بخشهای جراحی باشد. ماهیت مزمن بیماریهای داخلی و درگیری بیشتر بیمار با بیماری خود میتواند بر روی نحوهی نگرش وی به مسألهی اتانازی تأثیر بگذارد که این امر با مطالعات مشابه مطابقت دارد.
فرهنگ بابامحمودی، میثم مفتاحی، محمد خادملو، علی حسامزاده،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
با مروری بر سیر تاریخی منشور حقوق بیمار اهمیت جهانی این موضوع در حوزهی مدیریت نظام سلامت نمایان میشود. تلاش جهت افزایش احترام به حقوق بیمار و تعیین چارچوبهای قانونی برای آن دارای سوابق ممتد در تاریخ مراقبتهای بهداشتی و درمانی در کشورهاست. هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان رعایت منشور حقوق بیماران از دیدگاه آنان در بیمارستانهای آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران است.
پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی-مقطعی بوده که در تمام 4 بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مازندران بر روی 200 نفر از بیماران، که در زمان مطالعه بستری یا در حال ترخیص بودند، در سال 1388 صورت گرفته است. دادهها با استفاده از پرسشنامهی 15 سؤالی با مقیاس لیکرت تهیه شده بر اساس منشور حقوق بیمار که روایی و پایایی آن تأیید شده بود و از طریق مصاحبه، جمعآوری گردید. آنالیز دادهها با استفاده از آزمونهای آنالیز واریانس و T test و از طریق نرم افزار SPSS نسخهی 17 انجام شد.
نتایج نشان داد که از دیدگاه جامعهی مورد پژوهش منشور حقوق بیمار بر حسب امتیاز کلی منشور حقوق بیمار در 59/14 درصد موارد رعایت شده بود. حقوق بیمار در حیطههای احترام به بیمار، حریم خصوصی و عدم تبعیض در 63/16 درصد، حق دسترسی بیمار به اطلاعات مربوط به بیماری خود در 17/14 درصد، حق انتخاب و تصمیمگیری آزادانه بیمار در 15/14 درصد، حق رسیدگی به شکایات بیمار در 20/13 درصد موارد رعایت شده بود. اختلاف معناداری در میزان رعایت حقوق بیماران از دیدگاه آنان بر حسب جنس (106/0P=)، تحصیلات (723/0P=)، وضعیت تأهل (260/0P=) و محل سکونت (101/0P=) مشاهده نگردید.
بر اساس یافتهها، منشور حقوق بیمار در جامعهی مورد پژوهش و از دیدگاه بیماران بستری بهصورت رضایتبخشی رعایت نشده است. از این رو، پیشنهاد میگردد تدابیر لازم جهت رفع موانع رعایت منشور حقوق بیمار و بهبود شرایط لازم جهت رعایت آن در بیمارستانها اخذ گردد.
ژامک خورگامی، امیرحسین گوگل، احمدرضا سروش،
دوره 5، شماره 3 - ( 3-1391 )
چکیده
در سالهای اخیر پدیدهای در سطح بیمارستانهای دولتی رایج شده است که بر اساس آن اورژانسها بهصورت غیر قانونی و با متوسل شدن به اموری چون دادن اطلاعات غیر صحیح، بیماران را بهسمت دادن رضایت شخصی و مراجعه به مرکز دیگر سوق میدهند. هدف از این مطالعه بررسی عوامل این پدیده از دید دستاندکاران و افراد درگیر در بیمارستانهای آموزشی میباشد تا ضمن روشن ساختن ریشههای آن، راه برای مطالعههای بیشتر در این زمینه هموار شود. در این مطالعه، نظرات افراد درگیر در اورژانس سه بیمارستان آموزشی شهر تهران بهصورت مکتوب و در قالب یک پرسشنامه با سؤوالات باز جمعآوری شد. در آبان و آذرماه 1388، 114 نفر از اعضای هیأت علمی و دستیاران رشتههای حاضر در اورژانس، کارورزان و پرستاران اورژانس مورد پرسش قرار گرفتند. افراد مورد مطالعه در خصوص تعداد رخداد پدیده فوق در اورژانس بیمارستان محل کار، گروهی که بیشتر این اقدام را انجام میدهند و عوامل و ریشههای بروز چنین پدیدهای مورد سؤال قرار گرفتند. از نظر افراد تحت مطالعه، بیشتر ارجاعات بدون هماهنگی و نپذیرفتن بیمار در اورژانسها توسط دستیاران سال پایین و کارورزان انجام میشود بهطوری که 48 نفر (1/42 درصد) دستیاران سال اول را عامل اصلی دانسته و 29 نفر (4/25 درصد) کارورزان را بهعنوان بیشترین فردی که بیماران را نمیپذیرد میدانستند. تعداد موارد پذیرفته نشدن بیمار در اورژانس، بهطور متوسط 6/15 ± 1/18 (بین صفر تا 90) نفر در هفته بیان شد. مهمترین عوامل مطرح شده بهترتیب عبارتند از: فشار کاری زیاد به نیروی انسانی، کمبود تخت، نبود تجهیزات یا پرسنل تخصصی، نبود نظام بازخورد مالی به افراد، نبود انگیزهی کافی برای انجام امور، ارجاع نامناسب توسط اورژانس تهران، مدیریت و قوانین نامناسب، نظارت ناکافی و نامناسب از سطوح بالاتر و تقسیم وظایف ناعادلانه در سطوح مختلف. عدم پذیرش و ارجاع بدون هماهنگی بیماران، امری شایع در بیمارستانهای دانشگاهی در سطح شهر تهران میباشد. مشکل شلوغی و فشار کاری زیاد میباید در اولویت مداخله قرار گیرد. مطالعههای گستردهتر در دو زیرگروه کارورزان و دستیاران سال پایین برای یافتن راهکارهای مناسب برای مبارزه با این پدیده توصیه میشود.
حسین ابراهیمی، عفت صادقیان، نعیمه سیدفاطمی، عیسی محمدی،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده
استقلال بیمار از عناصر اصلی مراقبت فردگرا، بیمارمحور و اخلاقی است. چالشهای استقلال بیمار وابسته به فرهنگ بوده و در ایران روشن نیست؛ لذا، این مطالعه بهمنظور کشف چالشهای استقلال بیمار در بالین انجام شد. این مطالعه با رویکرد تحقیق کیفی و روش آنالیز محتوای مرسوم در سال 1392 با مشارکت 13 بیمار، 7 پرستار و 1 پزشک بر اساس نمونهگیری هدفمند انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای جامع و مشاهده در یک دورهی 10 ماهه از مراکز آموزشی - درمانی تبریز و همدان جمعآوری شدند. یافتهها از طریق تحلیل محتوای کیفی و به روش استقرایی و با کمک نرمافزار MAXQDA10 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.از مجموع مصاحبههای 21 مشارکتکننده 394 کد اولیه استخراج شدند. کدهای اولیه بر اساس تشابه و تفاوتهایشان طبقهبندی شده و 15 زیرطبقه را ایجاد کرد که با مرور بیشتر و مقایسهی زیرطبقات، 3 طبقه که بیانگر چالشهای استقلال بیمار در بالین بودند، شناسایی و براساس ماهیتشان بهصورت مفهومی و انتزاعی نامگذاری شدند. این طبقات شامل 1) عوامل درونفردی، 2) ارتباطات غیر مؤثر و 3) بیکفایتی سازمان بودند. یافتههای این مطالعه چالشهای فردی، اجتماعی و سازمانی استقلال بیمار را نشان داد که تیم درمان، مدیران و برنامهریزان سلامتی باید به این عوامل توجه کرده و با تعدیل آنها به بهبود استقلال بیمار کمک کنند.
بهزاد فروتن، موسی ابوالحسنی، سجاد صالحی پور، عدنان کریمی، فریبا دهقانی زاده، نسترن رضوانی، محمد سلطانی بلداجی،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
اﺧﻼق در ﻫﻤﻪی ﻣﺸﺎﻏﻞ ﺿﺮوری اﺳﺖ اﻣﺎ در ﺣﺮﻓﻪی ﭘﺮﺳﺘﺎری ﺿﺮورت ﺑﻴشتری دارد، چراکه رﻓﺘﺎر ﻣﻌﻨﻮی و ﺗﻮأم ﺑﺎ ﻣﺴﺆوﻟﻴﺖ ﭘﺮﺳﺘﺎران ﺑﺎ ﺑﻴﻤﺎران ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮی در ﺑﻬﺒﻮد و ﺑﺎزﮔﺸﺖ ﺳﻼﻣﺘﻲ آﻧﺎن دارد؛ بنابراین، ﺣﺮﻓﻪی ﭘﺮﺳﺘﺎری ﭘﺎﻳﻪی اﺧﻼقی دارد و رﻋﺎﻳﺖ اﺧﻼق حرفهای در ﻋﻤﻠﻜﺮدﻫﺎی ﭘﺮﺳﺘﺎری از ﺳﺎﻳﺮ ﻣﻮارد ﻣﺮاﻗﺒﺖ حساستر و مهمتر است. مطالعهی حاضر با هدف ﺗﻌﻴﻴﻦ دیدگاه بیماران دربارهی میزان رعایت معیارهای اخلاق حرفهای در عملکرد پرستاری در بیمارستان امام حسین (ع) شاهرود در سال 1394 مورد بررسی ﻗﺮار گرفت.
این پژوهش مطالعهای توصیفی تحلیلی است که در آن 575 بیمار بخشهای مختلف بیمارستان امام حسین (ع) شاهرود مشارکت داشتند. اﺑﺰار جمعآوری اﻃﻼﻋﺎت، ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪی 22 سؤالی ﻣﺤﻘﻖﺳﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮد ﻛﻪ رﻋﺎﻳﺖ اخلاق حرفهای عملکرد پرستاران را در ﺳﻪ ﺑﻌﺪ مسؤولیتپذیری، ارﺗﻘﺎء ﻛﻴﻔﻴﺖ ﻣﺮاﻗﺒﺖ و اﺣﺘﺮام ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎر ﺑﺮرﺳﻲ کرد. با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 20 تجزیه و تحلیل نتایج انجام گرفت.
نتایج نشان داد که میانگین سنی نمونهها (03/19±) 32/51 بود، همچنین، 299 نفر (52 درصد) شرکتکنندگان مذکر و میانگین مجموع امتیازات اخلاق حرفهای (74/2±)38/18 بهدست آمد. همچنین، ﺑﻴﻦ ﺳﻦ و رﻋﺎﻳﺖ اخلاق حرفهای ﻧﻴﺰ رابطهی آماری معنیدار بود (P=0.006).
بر اساس دیدگاه بیماران میزان رعایت اخلاق حرفهای توسط پرستاران نسبتاً مطلوب و مطلوب ارزیابی شد. ﻟﺬا پیشنهاد میشود ﺑﺮﻧﺎﻣﻪریزان آﻣﻮزش ﭘﺮﺳﺘﺎری ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از شیوههای آﻣﻮزﺷﯽ ﻣﺘﻨﻮع و اﺳﺘﻔﺎده از اﺳﺎتید اخلاق ﭘﺮﺳﺘﺎری یادگیری اﺻﻮل اﺧﻼﻗﯽ در ﺣﺮﻓﻪی ﭘﺮﺳﺘﺎری را ﻣﺎﻧﺪﮔﺎرﺗﺮ کنند.
زهرا رفیعی، علیرضا بی باک، سمیه حسینی، فرزان عضدی، فائزه جهانپور،
دوره 9، شماره 2 - ( 5-1395 )
چکیده
اخلاق حرفهای، مقولهای چالشبرانگیز در حرفهی پرستاری است. از آنجا که پرستاران بزرگترین گروه ارائهکنندهی خدمت در سیستم درمانی هستند و تأثیر بهسزایی بر کیفیت مراقبت بهداشتی- درمانی دارند، رعایت معیارهای اخلاق در عملکرد پرستاری از سایر موارد مراقبت حساستر و مهمتر میباشد. مطالعهی حاضر با هدف تعیین میزان رعایت اخلاق حرفهای در عملکرد پرستاری از دیدگاه بیماران بستری در بیمارستانهای آموزشی بوشهر در سال 1394 صورت پذیرفت. پژوهش حاضر یک مطالعهی توصیفی– تحلیلی از نوع مقطعی بر روی 208 نفر از بیماران بستری در بیمارستانهای آموزشی شهر بوشهر است که با روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شده بودند. ابزار پژوهش، پرسشنامهای شامل ویژگیهای جمعیتشناختی و سؤالات مربوط به اخلاق حرفهای بود. اعتبار و اعتماد علمی ابزار گردآوری دادهها مورد تأیید قرار گرفته بود. تجزیه و تحلیل دادهها با آزمونهای توصیفی، آزمون T– test و ANOVA و ضریب همبستگی Pearson، توسط نرمافزار SPSS نسخهی 18 انجام شد. نتایج نشان داد که بیماران، وضعیت عملکرد رعایت اخلاق حرفهای پرستاران را 6/94 درصد، در حد خوب و 4/4درصد، متوسط و 1 درصد، ضعیف ارزیابی نمودند. ارتباط معنیداری بین متغیرهای مستقل سن، جنسیت، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، بخش بستری و سابقهی بستری با رعایت اخلاق حرفهای دیده نشد. این بررسی نشان داد که از نظر بیماران، رعایت اخلاق حرفهای در حد خوبی توسط پرستاران انجام شده است و بیماران نسبت به رعایت اخلاق حرفهای نظر مساعد و رضایتبخش داشتند. تداوم آموزشها و همچنین، انجام پژوهشهای دیگر با حجم نمونههای بیشتر در این حیطه، جهت ارتقای کیفیت رعایت اصول اخلاق حرفهای پیشنهاد میشود.
سمیه محمدی، فریبا برهانی، مصطفی روشن زاده،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
پرستاری حرفه ای اخلاقی است که در آن پرستاران وظیفه ی مراقبت از بیماران را بر عهده دارند. در روند مراقبت اخلاقی، توجه به حقوق بیماران از اهمیت خاصی برخوردار است که باید توسط گروه ارائهدهندهی مراقبت بهداشتی مد نظر قرار بگیرد. برای دستیابی به این هدف تنها آگاهی داشتن از حقوق بیماران کافی نیست و باید حساسیت اخلاقی نیز برای تصمیم گیری اخلاقی در شرایط مختلف مراقبت وجود داشته باشد. بنابراین، مطالعه ی حاضر با هدف بررسی ارتباط بین حساسیت اخلاقی و نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران صورت گرفته است. مطالعه ی توصیفی- تحلیلی حاضر بر روی 194 نفر از پرستاران شاغل در بخش های مراقبت ویژهی بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی استان خراسان جنوبی که به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند صورت گرفت. ابزار جمعآوری اطلاعات پرسشنامهای سه قسمتی شامل 1)اطلاعات جمعیتشناختی، 2) نسخهی کرهای پرسشنامهی حساسیت اخلاقی و 3)پرسشنامهی پژوهشگرساختهی بررسی نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران بود. دادهها پس از جمعآوری توسط نرمافزار SPSS نسخهی 16 و توسط آزمونهای آماری توصیفی و تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتایج نشان داد که بین میانگین حساسیت اخلاقی و نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران ارتباط مستقیم معنیداری وجود دارد (6/0 ,r=03/0P=). میانگین حساسیت اخلاقی در پرستاران 68/0± 05/3 از کل نمره (4-0) گزارش شده است. میانگین نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران نیز 8/0±4 از کل نمره (5-1) بوده است. ارتباط بین حساسیت اخلاقی با تعداد سالهای خدمت و سن در پرستاران معنیدار بوده است (05/0>P). بین نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران با متغیرهای جنس و تعداد سالهای خدمت نیز رابطهی معنیداری مشاهده شد (05/0>P). با توجه به نتایج لازم است با ارائهی راهکارهایی در زمینهی افزایش نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران و حساسیت اخلاقی در آنها اقدام شود. همچنین، با توجه به اینکه حساسیت اخلاقی و نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران با افزایش تعداد سالهای خدمت افزایش مییابد، میتوان با قراردادن افراد باتجربهتر در ساختار تیمهای مراقبتی نقش رهبری اخلاقی آنها را مدنظر قرار داد و تا حدودی دستیابی به رعایت حقوق بیماران در سایر اعضای تیم را تضمین کرد.
اعظم محمودی، لطفعلی خانی، مظفر غفاری،
دوره 9، شماره 5 - ( 10-1395 )
چکیده
شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی از عوامل تاثیر گذار در ارتقای کیفیت خدمات پرستاری هستند و می توانند نقش اساسی در رعایت حقوق بیماران داشته باشند. لذا این پژوهش با هدف ارائه مدل پیشبینی رعایت حقوق بیماران توسط پرستاران براساس شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی انجام شد. روش پژوهش مطالعه ، همبستگی بوده و نمونه آماری شامل 300 نفر از پرستاران شاغل در علوم پزشکی استان آذربایجان غربی در سال 1395 بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چند مرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از پرسش نامه شایستگی فرهنگی پرستاران Perng و Watson ، پرسش نامه مسئولیت پذیری Mergler و Shield، پرسش نامه محقق ساخته باورهای اخلاقی و مقیاس حقوق بیماران محمودی و همکاران استفاده شد. دادهها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و بوت استراپ از طریق نرم افزارهای SPSS و AMOS نسخه 22 مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها حاکی از برازش مدل بوده و اثر مستقیم متغیرهای شایستگی فرهنگی (11/0)، مسئولیت پذیری(57/0) و باورهای اخلاقی (24/0) بر روی نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران معنادار به دست آمد. اثرهای غیر مستقیم شایستگی فرهنگی(03/0) و مسئولیت پذیری(02/0) با میانجی گری باورهای اخلاقی معنادار بودند. در مجموع 65 درصد از واریانس نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران از طریق مدل پژوهش تبیین شد. با توجه به اثر مستقیم و غیرمستقیم شایستگی فرهنگی، مسئولیت پذیری و باورهای اخلاقی بر میزان نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران، به نظر میرسد با تقویت باورهای اخلاقی می توان ارتباط شایستگی فرهنگی و مسئولیت پذیری را با نگرش پرستاران نسبت به رعایت حقوق بیماران افزایش داد.
محمد محمدی، محمد شمس الدین دیانی تیلکی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
حفظ حریم خصوصی و رازداری، یکی از حقوق مسلم هر انسان بهمنظور حفظ حرمت و عزت اوست. ارزیابی نگرش بیماران پیرامون حریم خصوصی و رازداری میتواند برآورد مناسبی از ابعاد مختلف این مسأله باشد تا به پزشکان در فرایند تشخیص و درمان کمک کند. در این پژوهش به بررسی نگرش بیماران نسبت به موضوع حریم خصوصی و رازداری که نشاندهندهی مطالبات جامعه از نظام سلامت است، پرداخته شده است. چنین مطالعهای با نمایان ساختن نقاط قوت و ضعف، سیاستگزاران را در تنظیم روابط مناسب بین ارائهکنندگان و گیرندگان خدمات کمک میکند. پژوهش حاضر به روش مقطعی بر روی 200 بیمار بیمارستانهای امام خمینی (ره) و شریعتی تهران در سال 1388 که به روش تصادفی منظم انتخاب شده بودند، صورت گرفته است. متغیرهای مطالعه شامل سن، جنس، تحصیلات، بخش بستری، روزها و دفعات بستری، و نیز نگرش بیماران است . داده ها بر اساس پرسشنامهی تهیه شده در دو بخش اطلاعات عمومی و نگرش که اطمینان و اعتبار علمی آن توسط آزمون مجدد و اعتبار محتوایی بررسی و مورد تایید قرار گرفته است، توسط پرسشگران آموزش دیده بهطور مستقیم از بیماران گردآوری شده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات، بر اساس نمرات، بخش نگرش بیماران به سه گروه منفی، تا حدودی مثبت و مثبت طبقه بندی شد و با آزمونهای آماری متعدد مورد سنجش قرار گرفتند.
در این مطالعه 113 (5/56 %) زن و 87 (5/43 %) مرد شرکت کردهاند. 71 (5/35 %) بیمار با انجام معاینهی بیمار زن توسط پزشک مرد کاملاً موافق و 99 بیمار (5/49 %) موافق بودند. همچنین، از بیماران در مورد الزامی و صحیح بودن مشورت پزشک با دستیارش و انتقال اطلاعات بیماری برای آموزش و تصمیمگیری بهتر (بدون اجازهی بیمار) سؤال شد که نگرش 53 بیمار (5/26 %) کاملاً موافق و 103 بیمار (5/51 %) موافق بود. بیماران در مورد اینکه اگر بیمار قصد آسیب رساندن به خود یا دیگران را داشته باشد، پزشک باید بدون رعایت ملاحظات رازداری موضوع را به افراد ذیربط اطلاع دهد، 45 بیمار (5/22 %) کاملاً موافق، 82 بیمار (0/41%) موافق بودند و 56 بیمار (0/28 %) نظری نداشتند. در این مطالعه براساس نمرهی کل نگرش بیماران، 36 بیمار (0/18 %) دارای نگرش منفی، 162 بیمار (0/81 %) تاحدودی مثبت و 2 بیمار (0/1 %) مثبت بودند.
با توجه به نتایج مطالعه به طور کلی اکثر افراد جامعه مورد پژوهش یا دارای نگرش منفی یا تا حدودی مثبت در مورد حریم خصوصی و رازداری هستند، بیماران احترام به حریم خصوصی و رعایت رازداری توسط پزشکان را جزو مولفههای ضروری ارتباط پزشک و بیمار نمیدانند. لذا ضمن انجام تحقیقات بیشتر در خصوص رعایت حریم خصوصی و رازداری، ضروری است بهمنظور تغییر و ارتقاء نگرش بیماران در این زمینه بیش از پیش تلاش شود تا فراهم آوردن شرایط مناسب حریم خصوصی و رعایت رازداری جزو مطالبات بیماران از نظام سلامت باشد.
حسین محمودیان، حمیده برزگر،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
بیماران حق دارند دربارهی مراقبت پزشکی خود تصمیم بگیرند؛ بنابراین باید تمامی اطلاعات مرتبط با تصمیمگیری در اختیارشان قرار گیرد. رضایت آگاهانه مبنای رابطهی درمانی بیمار و جراح است و باعث برقراری اعتماد و پیشبرد مسئولیت مشترک برای تصمیمگیری میشود. لذا باید اطلاعات لازم و کافی دربارهی بیماری، روشهای درمانی در دسترس، فواید و مضرات هر کدام در اختیار بیمار قرار گیرد تا بتواند تصمیم درستی اتخاذ کند. در این پژوهش توصیفیتحلیلی، دویست نفر از بیماران تحت عمل جراحی زنان در یکی از بیمارستانهای شیراز در سال ۱۳۹۳ بهصورت مقطعی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمعآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد؛ همچنین اعتبار علمی پرسشنامه با استفاده از روش روایی صوری و پایایی آن با استفاده از آزمون تعیین میزان پایایی نرمافزارspss ارزیابی شد. بررسی و تحلیل دادهها نیز با استفاده از نرمافزار آماریspss ویراست ۱۶ انجام گرفت. بین سن، تأهل، شغل، محل سکونت، اورژانسی یا غیراورژانسیبودن عمل جراحی با میزان آگاهانهبودن رضایت، رابطهی معنادار وجود نداشت. در بین گروههای مختلف تحصیلی بین تحصیلات ابتدایی و افراد تحصیلکرده با مدرک دیپلم و بالاتر تفاوتی معناداری دیده میشد. مشارکت بیماران در تصمیمگیری بالینی ۵۷٪ بود. همچنین، اطلاعات بیمار دربارهی حقوق خود در بیمارستان و میزان خواندن فرم رضایتنامه در نامناسبترین وضعیت قرار داشتند. یافتههای این پژوهش نشاندهندهی وضعیت نامناسب و میزان اندک آگاهانهبودن رضایت کسبشده از بیماران است.
معصومه خواجه احمدی، فائزه جهانپور،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
حفظ حریم شخصی یکی از اساسیترین حقوق بیماران است که برگرفته از لزوم احترام به شأن و منزلت انسانی است. با توجه به اینکه دانشجویان امروز پرستاران فردا هستند که در زمان تحصیل و پس از آن با بیماران در تعامل و ارتباط مستقیم خواهند بود، بررسی عملکرد آنها در خصوص رعایت حریم شخصی بیماران امری ضروری است؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی عملکرد حفظ حریم شخصی بیماران در دانشجویان کارآموز و کارورز پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر صورت پذیرفته است. این پژوهش یک مطالعهی توصیفی و مقطعی است. ۲۸۳ نفر از دانشجویان پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر دارای ویژگی ورود به مطالعه بهصورت تمامشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامهی روایی و پایاییشدهی حریم شخصی حیدری (۱۳۷۹) بود. تجزیه و تحلیل دادهها به کمک نرمافزار spss 23 و با بهکارگیری آزمونهای تی تست و آنوا انجام شد. نتایج مطالعه نشان داد که میانگین نمرهی حفظ حریم شخصی بیمار ۹۷/۱۱±۴۲/۹۰ بود. عملکرد دانشجویان در بعد فضای شخصی، قلمرو انسانی و بهطور کلی حریم شخصی بیمار خوب بود. بین میانگین عملکرد دانشجویان کارآموز و کارورز در بعد قلمرو انسانی 002/0 p-value= و حفظ حریم شخصی بیمار تفاوت آماری معناداری وجود داشت (018/0 p-value=). بین فاکتورهای جمعیتشناختی مقطع تحصیلی، قومیت و شغل دانشجویان با حفظ حریم شخصی بیمار نیز تفاوت آماری معنیدار بود. ازآنجاکه عملکرد دانشجویان در خصوص رعایت حریم شخصی بیماران در حد خوب بود، مسئولان و استادان بالینی باید برای حفظ وضعیت موجود، برنامهریزی و اقدامات لازم را مدنظر قرار دهند.
محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانیفر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آنها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوهی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااینحال، در واقع، متقاضیان استفاده از روشهای درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادلهی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدینترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعهی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینهی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویهی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی میتوان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخلهی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.
جمشید روستا، سحر پورمهدیزاده،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
با تأملی در تاریخ حکومت قراختائیان کرمان (از ۶۱۹تا۷۰۴ق/ ۱۲۲۳تا۱۳۰۵م) میتوان دریافت که همزمان با حاکمیت این سلسله، برخی از بانوان قراختائی، با کاردانی و لیاقت وارد عرصههای سیاسی، اقتصادی، علمی و فرهنگی شده و حتی بر تخت حکومت کرمان نیز تکیه زدهاند. ازجملهی این بانوان میتوان به قتلغتَرکان (ترکانخاتون) اشاره کرد که بیش از چهل سال، بهطور مستقیم و غیرمستقیم در کار حکومت کرمان دخالت داشته است. پژوهش حاضر با کاربرد روش استدلال و منطق تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانهای بر آن است تا ضمن معرفی کوتاه حکومت قراختاییان کرمان و بهویژه ترکانخاتون قراختایی، اقدامات این ملکه را در راستای احیای پزشکی کرمان و احقاق حقوق بیماران واکاوی کند. از همین رو، پرسش اصلی این نوشتار عبارت است از: اقدامات ترکانخاتون قراختایی در راستای ارتقای وضعیت پزشکی کرمان و رسیدگی بیشتر به حقوق بیماران، چه بود؟ ازجمله نتایج پژوهش حاضر آن است که ترکانخاتون، نهتنها به ساخت بیمارستان در کرمان پرداخت و آن را با بهترین امکانات روز، مجهز ساخت، بلکه حدود هشتصد سال پیش، با احداث مدرسهای پیشرفته، به تربیت نسلی جدید از اندیشمندان حوزههای مختلف و از آن جمله پزشکان، پرداخت.
علیحسن رحمانی، مینا رنجگران آلانق، فرخنده جمشیدی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
افزایش رضایتمندی بیمار، سبب افزایش پیروی او از درمانهای تجویزشده و بهبود سلامتیاش میشود. هدف از مطالعهی حاضر، تعیین میزان رضایتمندی بیماران از پرستارهای بخش جراحی بیمارستانهای «امام» و «رازی» و «گلستان» اهواز، در سال 1397، است. این پژوهش، مطالعهای توصیفیتحلیلی و از نوع مقطعی است که روی بیماران بالای هجده سال و دارای سابقهی حداقل سه روز بستری انجام شد. اطلاعات مورد نظر، ازجمله سن، جنس، وضعیت تأهل، سطح تحصیلات، نوع بیماری، مدتزمان بستری، تعداد دفعات بستری در بیمارستان و وضعیت سلامتی، ازطریق فرم مشخصات دموگرافیک جمعآوری شد. میزان رضایتمندی بیماران از پرستاران، به وسیلهی پرسشنامهی رضایتمندی از خدمات پرستاری به دست آمد و ارتباط آن با متغیرهای فوق، با آزمونهای آماری کای اسکوئر، آزمون آنالیز واریانس یکطرفه، آنالیز کروسکال-والیس، آزمون من-ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن و به وسیلهی نرمافزار SPSS سنجیده شد. میزان رضایت بیماران در بیمارستانهای رازی، گلستان و امام، بهترتیب، برابر 09/12±25/78، 24/11±30/68 و 42/17±09/58 بود. بیشترین میزان رضایتمندی بیماران، مربوط به بیمارستان رازی بود (05/0>P-value). با افزایش سن، داشتن سابقهی بستری و افزایش مدتزمان آن، امتیاز رضایتمندی بیماران، بهطوری معنیدار کاهش یافت (05/0>P-value)؛ اما بین میزان رضایت بیماران به تفکیک وضعیت تأهل و محل سکونت و سطح تحصیلات، تفاوتی معنیدار مشاهده نشد (05/0<P-value). پیشنهاد میشود راهکارهایی مؤثر برای افزایش رضایتمندی بیماران، ازطریق مراقبت و توجه بیشتر، درخصوص افراد حساستر و همچنین، آگاهیرسانی بیشتر در سطح جامعه دربارهی وظایف بیماران و پرستاران و کادر درمانی صورت گیرد.
داریوش عظیمی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
شیوع گسترده و افزایش روزافزون آمار مرگومیر ناشی از ویروس کرونا، باعث بروز آسیبهای روانشناختی فراوان، ازجمله فشارهای روانی، در افراد شده است؛ لذا، این پژوهش با هدف مطالعهی رابطهی استرس ادراکشده با راهبردهای مقابلهای همراهان بیماران کرونایی بستری در بخش آیسییو مراکز درمانی شهر اردبیل انجام شد. پژوهش حاضر، مطالعهای توصیفیتحلیلی است. نمونهگیری، به روش در دسترس، از میان همراهان بیماران کرونایی بستری در بخش مراقبتهای ویژه صورت گرفت (محدودهی زمانی اردیبهشت تا شهریور 1399). تعداد نمونههای پژوهش، با توجه به نتایج مطالعهی مقدماتی، 462 نفر برآورد شد. اطلاعات گردآوریشده، شامل مشخصات دموگرافیک همراه بیمار، پرسشنامهی استرس ادراکشدهی کوهن و پرسشنامهی سبکهای مقابلهای بلینگز و موس بود. دادههای جمعآوریشده، با استفاده از آزمونهای تی مستقل، من ویتنی، اسپیرمن و مجذور کای و آزمون واریانس یکطرفه، با نرمافزار SPSS، نسخهی 24، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که میانگین و انحراف معیار استرس ادراکشده، 92/5 ± 80/44 و سبکهای مقابلهای هیجانمدار و مسألهمدار، بهترتیب، 02/3 ± 08/19 و 54/5± 35/32 بود.
آزمون ضریب همبستگی اسپیرمن، بین استرس ادراکشده با سبک مقابلهای مسألهمدار 0.321 = r و هیجانمدار 0.113 = r ارتباطی معنیدار را نشان داد. ( 0.05 > p )
بر اساس نتایج این پژوهش، همراهان بیماران کرونایی بستریشده در بخش مراقبتهای ویژه، بیشتر، از شیوههای مقابلهای هیجانمدار استفاده میکنند که نتیجهی آن، افزایش رفتارهای هیجانی است؛ لذا، برای کمک به سلامت روانی همراهان بیماران کرونایی، میتوان از طریق طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و حمایتیمراقبتی، به تقویت کاربرد سبک مقابلهای مسألهمدار کمک کرد.
محمد حسین خانی، زهرا عبدالهی، مرضیه براهویی نوری، محمد حسین تکلیف، نگین فرید،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اضطراب مرگ که بهصورت اضطرابی واقعی شناخته میشود، یکی از مهمترین عوامل در سلامت روان افراد است. از طرفی، مراقبت معنوی، شامل مهارتهای ارتباط بینفردی مانند گوشدادن، اعتمادسازی، ارتباط غیرکلامی، خودآگاهی، صداقت و توجه به نیازهای دینی، بخشی جداییناپذیر از مراقبت پرستاری به شمار میرود. به نظر میرسد، مراقبت معنوی میتواند به کاهش اضطراب مرگ منجر شود. ازآنجاکه در این زمینه مروری جامع یافت نشد، این مرور نظاممند بهمنظور بررسی آثار مراقبت معنوی بر اضطراب مرگ بیماری صورت گرفت. در این مطالعه، جستوجویی گسترده با کلیدواژههای مرتبط با مراقبت معنوی و اضطراب مرگ، در پایگاههای بینالمللی Web of Science Core Collection, PubMed/Medline Scopus,، موتور جستوجوگر Google Scholar و پایگاههای ملی Irandoc و SID و Magiran صورت گرفت. در جستوجوی اولیه، ۳۲ مطالعه به دست آمد. معیار ورود، مطالعات منتشرشده به زبان فارسی و انگلیسی بودند. ادبیات خاکستری، مطالعات کیفی و مطالعات انجامشده بر گروههای غیر از بیماران خارج شدند. محدودیت زمانی نیز اعمال نشد. پس از حذف نمونههای تکراری و نقد با ابزارهای مربوطه، در نهایت، هشت مطالعه تجزیه و تحلیل شدند. ملاحظات اخلاقی نبودِ سوگیری در مراحل انتخاب، استخراج، تحلیل و طبقهبندی شواهد رعایت شد و چکیده طبق PRISMA گزارش شد. مروری بر مطالعات، تجمع مطالعات در چهار سال اخیر و بالینیبودن کارآزمایی را نشان داد. مطالعات انجامشده بر بیماران، طی همهگیری کووید ۱۹ نشان دادند، بیماران در این دوران سطوح بالایی از اضطراب مرگ را تجربه میکنند و به مراقبت معنوی، بیشتر نیاز دارند. بنا بر نتایج یک مطالعه، اجرای برنامهی مراقبت معنوی، اضطراب مرگ بیماران مبتلا به نارسایی مزمن کلیهی تحت همودیالیز را کاهش داد. این یافته در مطالعهای دیگر که بر بیماران مولتیپل اسکلروزیس انجام شده بود نیز، نشان داده شد؛ همچنین، در مطالعهای دیگر که بر بیماران سکتهی مغزی صورت گرفت، به اثرات مثبت مراقبت معنوی در کاهش اضطراب، اشاره شد. این در حالی است که برخی مطالعات انجامشده بر روی بیماران قلبی و بیماران مبتلا به سرطان گوارشی، کاهش معناداری را در میزان اضطراب مرگ نشان ندادند. یک مطالعه نیز بیان کرد، آموزش خودمراقبتی معنوی از طریق تلهنرسینگ میتواند به کاهش اضطراب مرگ سالمندان در طی همهگیری کووید ۱۹ کمک کند. با توجه به یافتهها به نظر میرسد، مراقبت معنوی میتواند بهعنوان روشی مؤثر در کاهش اضطراب مرگ گروهی از بیماران به کار گرفته شود. پیشنهاد میشود، مطالعات آینده به بررسی جامعتر این موضوع در گروههای مختلف بیماران، خصوصاً بیماریهای مزمن بپردازند.
ندا یاوری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
گفتن حقیقت دربارهی تشخیص و پیشآگهی بیماری در بیماران مراحل پایانی حیات، همواره یکی از چالشهای اساسی در اخلاق پزشکی بوده است. بر اساس اصل اخلاقی احترام به اتونومی بیماران، آنها حق دارند در مراحل پایانی حیات دربارهی تشخیص و پیشآگهی خود اطلاعات کافی داشته باشند؛ اما نگرانی تیم درمان از القای ناامیدی و مختلکردن آرامش روانی بیماران، اغلب منجر به اتخاذ رویکردی قیممآبانه، مبتنی بر مخفیکردن یا دستکاری اطلاعات در زمان ارائه به بیماران میشود. مطالعات انجامشده دربارهی حقیقتگویی به بیماران در مراحل پایانی حیات، در باب بهترین رویکرد دربارهی زمان آن، چگونگی و میزان اطلاعاتی که باید به این بیماران ارائه شود، اتفاقنظر ندارند. پیچیدگی این مسأله به دلیل وجود باورهای فرهنگی مختلف دربارهی مرگ و نیز الگوی روابط اجتماعی و خانوادگی در جوامع مختلف دوچندان میشود. این مقاله به بررسی تجربیات، نگرشها و ادراکات ارائهدهندگان و دریافتکنندگان خدمات سلامت پیرامون چالشهای اخلاقی حقیقتگویی به بیماران مراحل پایانی حیات پرداخته است. در این مطالعهی کیفی، مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۲۷ نفر از ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی، ۲۰ بیمار و ۱۵ همراه بیمار انجام شد. انتخاب مصاحبهشوندگان با روش نمونهگیری هدفمند صورت گرفت و مصاحبهها تا زمان اشباع دادهها ادامه پیدا کرد. برای تحلیل نتایج از روش تحلیل محتوای مرسوم استفاده شد. نتایج این مطالعه را میتوان در چهار طبقهی اصلی خلاصه کرد: الف. تنوع در رویکردهای ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی به بیان حقیقت به دلیل تأثیر ارزشهای شخصی پزشک، سیاستهای سازمانی و عوامل فرهنگی؛ ب. ترجیح غالب بیماران و اعضای خانواده برای دریافت اطلاعات که اغلب با تصور ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی در تضاد بود؛ ج. تأثیر شایان توجه چگونگی و موقعیت زمانی و مکانی بیان حقیقت بر بهزیستی عاطفی بیماران و خانوادهی آنها؛ د. نیاز به رویکرد بیمارمحور در ارتباط با درنظرگرفتن موقعیت فردی، ارزشها و ترجیحات بیماران و خانوادهی آنها. این مطالعه بر پیچیدگیهای اخلاقی پیرامون حقیقتگویی در پایان زندگی تأکید میکند. علیرغم اهمیت توجه به اصل اتونومی بیماران لازم است رویکردی محتاطانه در زمینهی حقیقتگویی به بیماران اتخاذ شود تا ضمن احترام به اتونومی بیمار و تحکیم ارتباط صادقانهی پزشک با او، از القای ناامیدی و آسیب به سلامت روان بیمار و خانوادهی او پرهیز شود؛ ازاینرو، انجامدادن مطالعات بیشتر با تمرکز بر توسعهی راهکارهای ارتباطی مؤثر و ارائهی پشتیبانی جامع برای متخصصان مراقبتهای بهداشتی درگیر در مراقبتهای پایان حیات توصیه میگردد؛ همچنین، طراحی برنامههای آموزشی با تأکید بر مهارتهای ارتباطی، حساسیت فرهنگی و تصمیمگیری اخلاقی برای ترویج بهترین شیوهها و کاهش بار عاطفی بر پزشکان و درعینحال، حمایت از حقوق بیماران، ضروری است.