جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای تحقیق کیفی

علی اصغر قدس، عیسی محمدی، زهره ونکی، انوشیروان کاظم‌نژاد،
دوره 4، شماره 1 - ( 9-1389 )
چکیده

اگر چه رغبت زیادی برای اندازه‌گیری رضایت بیمار به‌عنوان شاخص مهم کیفیت خدمات بهداشتی مشاهده می‌شود، آن‌چه به نظر فراموش شده است ضرورت توجه به معنی و توسعه‌ی چارچوب تئوریک است. هدف از این مطالعه تبیین مفهوم رضایت و ارائه‌ی تعریفی از آن با رویکرد کیفی است. این پژوهش یک مطالعه با رویکرد کیفی و روش آنالیز محتوی است. در طی این پژوهش 15 بیمار بستری در بیمارستان‌های سمنان (سال 1388) به‌صورت مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع انتخاب و وارد مطالعه شدند. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ی نیمه‌ساختار یافته جمع‌آوری و با روش تحلیل محتوای قراردادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌های این پژوهش مشتمل بر چهار طبقه و دو تم اصلی شامل احساس خشنودی و پذیرش پرستار بودند. بر اساس معنای این تم‌ها و طبقات، رضایت یک احساس خشنودی و آرامشی است که بیمار به‌دنبال پذیرش عاطفی و عقلانی پرستار درک می‌کند. این احساس از طریق قضاوت هوشیارانه وگاه احساسی بیمار نسبت به پرستار و محیط مراقبتی او در ابعاد مختلف شکل می‌گیرد. . نتایج این تحقیق منجر به کشف معنی واقعی و زمینه‌ای رضایت بیمار از پرستار فراتر و متفاوت از معنایی که کارشناسان یا مدیران تصور می‌کنند شده است. این یافته‌ها می‌‌تواند در طراحی ابزار معتبر اندازه‌گیری رضایت بیماران از پرستار متناسب با درک واقعی آن‌ها در بیمارستان به‌کار گرفته شود.


زهرا سادات منظری، عیسی محمدی، عباس حیدری، حمیدرضا آقامحمدیان شعرباف، محمدجعفر مدبر عزیزی، ابراهیم خالقی،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده

هدف از این مطالعه کشف و بررسی درک و معنای مرگ مغزی در خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو هنگام مواجهه و اطلاع از تشخیص مرگ مغزی بیمارشان می‌باشد.
این تحقیق مطالعه‌ای کیفی با رویکرد تحلیل محتوی است. فرایند جمع‌آوری داده‌ها مشتمل بر 38 مصاحبه‌ی بدون ساختار و عمیق با 26 خانواده‌ی بیماران مرگ مغزی کاندید درخواست اهدای عضو همراه با یادداشت‌های عرصه است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند از تیرماه 1387 آغاز و تا مرحله‌ی اشباع - آذر 1389- ادامه یافت. تحلیل داده‌ها هم‌زمان با جمع‌آوری به روش آنالیز محتوای کیفی انجام گرفت.
تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 17طبقه و 4 درونمایه شد که بیانگر تجارب و درک خانواده از مفهوم مرگ مغزی هنگام اطلاع از تشخیص آن است و شامل: تضاد و کشمکش درونی، پرده‌ی درون بر واقعیت بیرون، حس فقدان و سوگ قریب‌الوقوع، تسلیم و پذیرش است.
یافته‌ها نشان می‌دهد مواجه شدن با تشخیص مرگ مغزی برای خانواده به‌معنی وارد شدن در فضایی پر از چالش، تضاد و ابهام می‌باشد که با بروز عواطف غم‌افزای سوگ و بعضا واکنش‌های روان‌شناختی دفاعی نیز پیچیده‌تر می‌شود. توصیه می‌شود دست‌اندرکاران درخواست اهدای عضو ابتدا فضا و زمینه‌ی لازم برای درک و پذیرش واقعیت مرگ مغزی را برای خانواده فراهم ساخته و سپس با درنظر گرفتن تجربه و برداشت‌های خانواده از این موقعیت پیچیده و توجه به حل تعارضات و ابهامات درونی آن‌ها، به درخواست اهدای عضو بپردازند.


معصومه صیدی، فاطمه چراغی، طیبه حسن طهرانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده

اشتباهات دارویی یکی از شایع‌ترین نوع خطاهای پزشکی هستند که برای بیمار مخاطره‌انگیز است. یکی از روش‌های تعیین میزان امنیت بیمار در بیمارستان‌ها سنجش شیوع خطا‌های دارویی است. استفاده از تجربیات و نظرات افراد خبره می‌تواند منبع مهمی برای جمع‌آوری اطلاعات و برنامه‌ریزی در زمینه‌ی راهکارهای پیش‌گیری از خطا‌های دارویی باشد. هدف از این مطالعه تبیین راهکارهای پیش‌گیری از خطاهای دارویی در بیمارستان‌های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی شهر همدان بود .در این مطالعه‌ی کیفی 10 پرستار با تجربه‌ی فعالیت در بخش های بیمارستانی بر اساس نمونه‌گیری مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع فعالیت در بخش‌ها، انتخاب و وارد مطالعه شدند. داده‌ها با استفاده از مصاحبه‌ی نیمه‌ساختارمند جمع‌آوری، ضبط و پس از گوش دادن بر روی کاغذ نگاشته شد و سپس در کامپیوتر تایپ و ذخیره شد. داده‌های گردآوری شده با روش تحلیل محتوا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از ادغام موارد مشابه به 43 کد فرعی، 11 کد اصلی و3 درونمایه شامل: عوامل انسانی، اداره‌ی اصول مدیریتی و مدیریت ساختار سازمانی خلاصه شد. نتایج این تحقیق منجر به ارائه‌ی تجربیات پرستاران در زمینه‌ی راهکارهای پیش‌گیری از خطای دارویی پرستاران شده است. با برنامه‌ریزی صحیح، سازماندهی نیروها در بخش و وجود سیستم جامع کنترل و نظارت بر فرایند دارودرمانی و گسترش چارت سازمانی بیمارستان‌ها، وجود تجهیزات پزشکی و شرایط محیطی مطلوب می‌توان از عوارض خطرناک و شاید جبران‌ناپذیر خطاهای دارویی پیشگیری کرد


محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

 به‌منظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاه‌ها، به‌عنوان ترویج‌کنندگان دانش سلامت، آموزش‌دهنده‌ی مهارت‌های بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته می‌شوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزه‌ی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونه‌گیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاه‌های علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته جمع‌آوری و هم‌زمان با جمع‌آوری داده‌ها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکت‌کننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقه‌ی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل داده‌هـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، داده‌ها در پنج طبقه‌ی اصلی و پانزده زیرطبقه دسته‌بندی شد. زیرساخت‌سازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگ‌سازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه می‌توانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را به‌سوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغله‌های روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیت‌ها را به مسئولان خاطرنشان ساخت


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb