جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای تحلیل محتوا

غلامرضا محمودی شن، فاطمه الحانی، فضل اله ‌احمدی، انوشیروان کاظم نژاد،
دوره 2، شماره 4 - ( 7-1388 )
چکیده

اخلاق بخش تفکیک‌ناپذیر زندگی حرفه‌ای پرستاران است و به سبک زندگی آن‌ها معنی و جهت می‌دهد. پرستاران در تماس مداوم با مددجویان، همکاران و سیستم کار می‌باشند. پس، باید سایه‌ی اخلاق به‌طور مستمر بر رفتارهای آن‌ها گسترده باشد. بنابراین، مورد توجه قراردادن ابعاد اخلاقی در این حرفه ضرورت دارد، زیرا عدم ساختارمندی و بی‌توجهی به این بعد از سبک زندگی آن‌ها، آسیب‌های جبران ناپذیری را برخودشان، بیماران و سایر افراد مرتبط وارد می‌نماید. لذا مطالعه‌ی حاضر با هدف انتزاع ابعاد مختلف اخلاق در قلمرو سبک زندگی کاری پرستاران و براساس تجربه‌ی خود آنان طراحی گردید.

این مطالعه‌ی کیفی، از نوع تحلیل محتوا و با مشارکت 20 پرستار بود که با روش نمونه‌گیری هدفمند و با تنوع سن، سابقه‌ی کار، نوع بخش، سمت و جنسیت انتخاب شدند و با مصاحبه‌ی عمیق و بدون ساختار جمع‌آوری اطلاعات گردید. شیوه‌ی تجزیه و تحلیل داده‌ها، تحلیل محتوا با رویکرد استقرایی بود. مقبولیت و عینیت داده‌ها با تلفیق در جمع‌آوری داده‌ها، تنوع مشارکت‌کنندگان تحقیق، مرور و بازنگری مکرر داده‌ها، بازبینی مشارکت‌کنندگان تحقیق و دو نفر همکاران تحقیق به‌طور مکرر انجام شد. مشارکت‌کنندگان تحقیق20 نفر بودند که 15 نفر زن، 5 نفر مرد، اکثریت (9 نفر) در محدوده‌ی سنی 25تا 34 سال، دارای سه تا 29 سال سابقه‌ی کار و در مجموع اکثریت در بخش‌های متنوع بالینی کار کرده بودند. داده‌های تحقیق شامل، متن مصاحبه‌ها که به‌صورت واحد‌های معنی تقسیم، و سپس با فشرده سازی، خلاصه شدند؛ و با شیوه‌ی استقرایی طبقات فرعی استخراج، و نهایتاً طبقات اصلی یا تم‌های نهایی انتزاع شد. یافته‌های نهایی تحقیق شامل پنج تم (درونمایه) یعنی مسؤولیت‌پذیری، روابط عاطفی- روانی، معیارهای ارزشی - اخلاقی، تقابل کار- زندگی - تصمیم‌گیری و عدالت و انصاف بود، که هرکدام حاوی طبقات فرعی متعددی بودند.

اخلاق در سبک زندگی پرستاران منشأ بروز رفتارهایی می‌گردد که بیماران آسیب نبینند و سایه‌ی اخلاق بر تمام ابعاد کاری پرستاران گسترده است. اصول اخلاقی باید به‌گونه‌ای اعمال گردد که خود پرستاران نیز آسیب نبینند. و از آن‌جایی که تحقیقات کیفی قادر به استخراج مضامین پنهان اخلاقی می‌باشند؛ پیشنهاد می‌گردد تحقیقات با این رویکرد مبتنی بر نیازها و شرایط خاص، در حوزه‌های مختلف این حرفه، تداوم یابد.


امید آسمانی، مریم شبانی آباده، صدیقه ابراهیمی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

اخذ رضایت آگاهانه، از حقوق بیماران است. هدف از آن، کاهش مسئولیت پزشک نیست؛ بلکه کمک به بیمار برای گرفتن بهترین تصمیم، افزایش رضایتمندی او و کاهش مداخلات حقوقی است. این مطالعه، نظر بیماران را درباره‌ی کیفیت رضایت آگاهانه و چالش‌های آن در محیط‌های آموزشی‌درمانی بررسی می‌کند. پانزده مصاحبه‌ی انجام‌شده، با روش تحلیل محتوای ساده، تجزیه و تحلیل شدند. نمونه‌گیری هدفمند و با درنظرگرفتن تنوع در نوع و شدت بیماری، جنسیت، سن و رضایت به درمان یا نارضایتی از آن صورت گرفت. یافته‌ها، با استفاده از نرم‌افزارMAXQDA 2007 ، در قالب کدها و طبقات اولیه، طبقات اصلی و طبقه‌ی مرکزی، دسته‌بندی و ارائه شدند. مقوله‌های اصلی استخراج‌شده، عبارت بودند از: «مفهوم، اهمیت و جایگاه رضایت به درمان»، «آثار اخذ رضایت»، «نقش‌آفرینی‌های بیمار و درمانگر در فرایند رضایت آگاهانه»، «چالش‌های اخذ رضایت» و «عوامل تسهیل‌کننده در فرایند رضایت آگاهانه». این مقوله‌ها، همگی، در راستای تدوین متغیر مرکزی، یعنی «درمانگر، بیمار و عوامل فرایندی، سه رکن رضایت آگاهانه» بودند. کافی‌نبودن توضیحات ارائه‌شده به بیماران، امضای رضایت‌نامه بدون خوانده‌شدن، کم‌رنگ‌بودن اعتماد به پزشک، درنظرنگرفتن وضعیت روحی بیمار و اخذ رضایت توسط غیردرمانگر، از مهم‌ترین چالش‌های بیان‌شده‌اند. اصلاح و استانداردسازی فرهنگ اخذ رضایت از بیمار، مستلزم شناخت وضعیت موجود و به‌دنبال آن، به‌کارگیری مؤلفه‌های آموزش، قانون‌گذاری، نظارت، تشویق و تنبیه است. جلب همکاری کادر درمان نیز، به درک ضرورت و اهمیت موضوع و آشنایی با آثار و تبعات آن نیاز دارد.

 

فریبا برهانی، ماریه جنابی قدس، لادن فتاح مقدم، طاهره گیلوری، امیررضا رفیعی جوزم، مهشاد ناصرپور، محمدجواد حسین آبادی فراهانی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

حساسیت اخلاقی، اولین خصوصیت رعایت اخلاق حرفه‌ای در پرستاری است که تأثیر آن در ارائه‌ی مراقبت به بیماران مشهود است. پژوهش حاضر، مطالعه‌ای کیفی بوده که با هدف تبیین مفهوم حساسیت اخلاقی در روان‌پرستاران انجام شد. در پژوهش حاضر، از روش کیفی با رویکرد تحلیل محتوا استفاده شد. مشارکت‌کنندگان شامل پانزده نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان روان‌پزشکی رازی در کشور ایران بودند که با روش هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج انتخاب شدند. داده‌ها پس از کسب مجوز اخلاقی، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند گردآوری شدند. پس از انجام‌دادن مصاحبه و ضبط و ثبت داده‌ها، برای مدیریت داده‌ها از نرم‌افزار MAXQDA استفاده شد.  تحلیل داده‌ها از طریق روش پنج‌مرحله‌ای Granheim & Lundman (۲۰۰۴) انجام شده و صحت و استحکام داده‌ها نیز با استفاده از معیارهای لینکولن و گوبا  مورد بررسی قرار گرفت از معیارهای گوبا و لینکولن استفاده شد. یافته‌ها شامل سه طبقه‌ی اصلی و شش زیرطبقه، شامل دانش اخلاقی (تجربه‌ی بالینی، آموزش و توسعه‌ی حرفه‌ای)، کشمکش اخلاق و قانون (نبودِ تطابق بین اصول اخلاقی و قوانین و چالش‌های تصمیم‌گیری اخلاقی در شرایط قانونی پیچیده) و جو اخلاقی (اخلاق فردی و اخلاق سازمانی) بودند. توصیه می شود از یافته های این مطالعه آموزش و پژوهش و مدیریت پرستاری در مراقبت از بیماران مبتلا به اختلالات روان استفاده شود.

مصطفی روشن زاده، علی تاج، سمیه محمدی،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

در وضعیت کنونی سیستم بهداشتی، راهبردی که مدیران پرستاری در تصمیم‌گیری اخلاقی‌شان مدنظر قرار می‌دهند، می‌تواند نتایج مختلفی را برای بیماران و پرستاران و سیستم‌های بهداشتی به دنبال داشته باشد؛ لذا، مطالعه‌ی حاضر با هدف تبیین راهبردهای تصمیم‌گیری اخلاقی در مدیران پرستاری انجام شد. تحلیل محتوای کیفی قراردادی حاضر در سال ۱۴۰۱ در دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد انجام شد. هجده مدیر پرستاری، به روش هدفمند انتخاب شدند؛ سپس، با استفاده از مصاحبه‌های بدون ساختار عمیق انفرادی، از آنان مصاحبه شد و داده‌ها با بهره‌گیری از رویکرد گرانهایم و لاندمن، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج شامل یک طبقه (انسان‌مداری) و سه زیرطبقه (مشتری‌مداری، ارزش‌گذاری نسبت به شأن کارکنان و تعارض رعایت حقوق بیمار و کارکنان با پیروی از خط‌مشی‌های سازمانی) بود. مدیران پرستاری سعی کردند، با استفاده از راهبردهای مشتری‌مداری، ارزش‌گذاری نسبت به کارکنان و اولویت حقوق بیمار و کارکنان بر ضوابط سازمانی، تصمیم‌های اخلاقی‌شان را بر اساس اصل انسان‌مداری اتخاذ کنند. نتایج مطالعه‌ی حاضر نشان می‌دهد، مدیران پرستاری همسو با رعایت حقوق بیماران و کارکنانشان تصمیم‌گیری می‌کنند؛ ولی گاهی این تصمیم‌ها با منافع سازمان‌ها تعارض دارد؛ ازاین‌رو، باید موانع موجود را که موجب فراهم‌شدن موقعیت برای این گونه تعارضات می‌شوند، شناسایی کرد. افزایش تعهد سازمانی در مدیران نیز می‌تواند در کاهش تصمیماتی که منافع گروه‌های مختلف مشتریان و کارکنان و سازمان‌های بهداشتی باشد، مؤثر باشد.

میترا بهرامی، محدثه شایگان جمال، مریم افشاری، امید نجم روشن،
دوره 17، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

 اخلاق در پژوهش، شاخه‌ای از اخلاق حرفه‌ای است و به آن دسته از اصول اخلاقی که پژوهش را از آغاز تا پایان کار هدایت می‌کنند، می‌پردازد. نادیده‌گرفتن مسائل اخلاقی در پژوهش گاهی بدون تعمد و صرفاً به سبب بی‌اطلاعی از اخلاق حرفه‌ای پژوهشگری صورت می‌پذیرد؛ بنابراین، مطالعه‌ی حاضر با هدف تعیین عوامل تسهیل‌گر و بازدارنده بر رعایت اخلاق در تحقیقاتِ دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه علوم پزشکی همدان انجام شد. این مطالعه‌ی کیفی با رویکرد تحلیل محتوای استقرایی صورت گرفت. جامعه‌ی هدف، دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه علوم پزشکی همدان بود و ۲۹ دانشجو در مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته شرکت کردند. شرکت‌کنندگان با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش  Diekelmann و همکاران انجام شد. برای اعتبارسنجی داده‌ها، از روش استراوس و کوربین استفاده شد. عوامل مؤثر بر رعایت اخلاق در پژوهش، شامل دو بخش عوامل فردی و شخصیتی (دقیق‌بودن و اخلاق‌مداربودن دانشجو و استادان و داشتن اطلاعات کافی درباره‌ی اخلاق در پژوهش) و عوامل محیطی (اطلاع‌رسانی و آشنایی با روش تحقیق، نحوه‌ی برخورد استادان با دانشجو، محرمانه‌بودن اطلاعات، سخت‌گیری استادان، داشتن چهارچوب مشخص از طرف دانشگاه، رعایت حق دانشجو و وضع قوانین بازدارنده) است. تقویت عوامل تسهیل‌گر و پیشگیری از عوامل بازدارنده در رعایت اخلاق در پژوهش، به تلاش مشترک دانشجویان و استادان و دانشگاه نیاز دارد. دانشجویان باید دقت و آگاهی کافی را در خود توسعه دهند و استادان باید به‌عنوان الگوی اخلاقی عمل کنند. مسئولان در دانشگاه‌ها باید چهارچوب‌های مشخصی برای رعایت اخلاق تدوین و ارائه کنند و همه افراد درگیر در امر پژوهش باید به عملی‌کردن آن پایبند باشند.

زهرا آقابیگلویی، روشنک ثاقبی، جمال رضایی اوریمی، مرتضی مجاهدی،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

تاریخ پزشکی دوره‌ی صفویه (۹۰۷ تا ۱۱۳۵ هجری) در ایران، به‌عنوان یکی از مقاطع مهم، همواره در کانون توجه پژوهشگران بوده است. هدف اصلی این مطالعه، ارزیابی کمّی مقالات «تاریخ پزشکی دوره‌ی صفویه» در ایران است. این پژوهش توصیفی‌تحلیلی و کاربردی، با رویکرد کمّی انجام شد. جامعه‌ی آماری پژوهش، شامل همه‌ی تولیدات علمی با موضوع «تاریخ پزشکی دوره‌ی صفویه» در پایگاه‌های اطلاعات علمی داخلی و خارجی، در یک دوره‌ی ۲۲ ساله و در بازه‌ی زمانی سال ۱۳۸۰ تا پایان سال ۱۴۰۲ است. در طی دوره‌ی بررسی‌شده، ۲۴۷ عنوان مقاله در حوزه‌ی تاریخ پزشکی دوره‌ی صفویه با مشارکت ۵۴۲ نویسنده، منتشر شده بود. از نظر گرایش موضوعی، ۱۸/۲ درصد از آثار منتشرشده به زندگی‌نامه‌ی پزشکان تعلق داشت و تحقیق و ترجمه و تصحیح نسخ خطی طبی، با ۱۶/۱ درصد، در رده‌ی بعدی قرار گرفت. در بین دانشگاه‌ها و مراکز علمی، دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه آزاد اسلامی، در رتبه‌‌های نخست پژوهش در این باب، قرار داشتند. مشارکت مردان حدود ۶۰ درصد و بیش از زنان بود؛ همچنین، حدود ۶۸ درصد آثار، حاصل کار گروهی بود. مجله‌ی طب سنتی اسلام و ایران بیشترین تعداد مقالات منتشرشده را به خود اختصاص داده بود. مقالات پژوهشی، بیشترین نوع مقالات بودند. تحلیل محتوای مقالات علمی تاریخ پزشکی دوره‌ی صفویه نشان داد، این حوزه‌ی پژوهشی با وجود رشد چشمگیر، با تمرکز بیش‌ازحد بر موضوعاتی خاص، مانند زندگی‌نامه‌ی پزشکان، از توجه به سایر جنبه‌های تاریخ پزشکی این دوره غافل مانده است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb