4 نتیجه برای تخصیص منابع
علی پایا،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1387 )
چکیده
درباره جنبه های نظری بحث کرامت انسانی و ابعاد گوناگون شبکه معنایی آن و به خصوص آنچه که به آموزه های اخلاقی در این زمینه مربوط می شود، نکات زیادی از سوی فلاسفه اخلاق و دست اندرکاران اخلاق پزشکی مطرح شده است. نگاهی به آثار انتشار یافته در این زمینه آشکار می سازد که بسیاری از نویسندگانی که در این قلمرو به اظهار نظر پرداخته اند به طور عمده از منظر متعارف استدلال های فلسفی متکی بر حقوق یا عدالت، استدلال های کلامی متکی بر آموزه های دینی، اخلاقیات متکی بر اصالت مصداق particularism ، یا پراگماتیسم بحث درباره مسأله حرمت و کرامت اشخاص را به پیش برده اند. در مقاله حاضر کوشش می شود با استفاده از دیدگاه های برخی از فیلسوفان تحلیلی معاصر از منظری تازه و غیر متعارف به مسأله توجه شود. استدلال اصلی مقاله بر مفهوم محوری "ارزش حیات" استوار است. همه کسانی که در خصوص تحقیقات در حوزه سلول های بنیادی و مسأله مجاز بودن یا عدم وجود جواز اخلاقی برای پژوهش در مورد رویان های اولیه موضعی اتخاذ می کنند، یا کسانی که در زمینه اخلاقی بودن یا نبودن سقط جنین اظهار نظر می کنند یا آنان که می کوشند برای مسأله دشوار نحوه تخصیص منابع محدود درمانی راه حل مناسبی پیشنهاد کنند، دست کم به نحو شهودی باور دارند که حیات یک ارگانیزم انسانی، در هر شکلی، دارای ارزش ذاتی است، ولو آنکه این ارگانیزم در حالت کاملا تحول نیافته و در مرحله تخمک تازه لقاح یافته یا رویانی باشد که آماده جای گذاری در رحم است، یا جنینی که سیستم مغز و اعصابش شکل گرفته، یا انسان بالغی که در حیات اجتماعی خود دچار سقوط اخلاقی شده است. این اندیشه که برخی چیزها یا رویداد ها به خودی خود ارزشمندهستند- یعنی ما به آن ها برای خودشان احترام می گذاریم نه از این بابت که به علائق یا منافع ما خدمت می کنند- بخشی آشنا از تجربه های ماست. چنین باوری به تدریج از طریق تجربه های مستمر ما در زیست- محیط برای ما حالت "شهودی" پیدا کرده است. حال اگر با نظر ثانوی و از روی رویت در این باور شهودی دقیق شویم به جنبه های تازه ای از معانی پنهان آن پی می بریم. به عنوان نمونه به این نکته توجه می کنیم که از باورِ"ارزش داشتن حیات انسانی به نحو ذاتی" نمی توان چنین نتیجه گرفت که باید تا آن جا که ممکن است حیات انسانی را تکثیر کرد. درست به عکس، شهود دیگری از مجموعه شهود های ما، به ما می گوید که دست کم در برخی از نقاط جهان بهتر است شمار کم تری افراد زندگی کنند نه شمار بیش تری. به این ترتیب این پرسش مطرح می شود که اگر ارزش ذاتی داشتن حیات انسانی لزوما به معنی مستحسن بودن تکثیر آن نیست در این صورت چگونه ممکن است که این نکته واجد ارزش و اهمیت ذاتی باشد که حیات آدمی، همین که ظاهر شد، ادامه پیدا کند؟ مقاله می کوشد با تکیه بر ابزار فلسفه تحلیلی به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان میان دو مفهوم به ظاهر متعارض "ارزش ذاتی حیات" و "اخلاقی بودن قربانی کردن حیات تحت شرایط خاص" آشتی برقرار کرد.
سعیده سعیدی تهرانی، منصوره مدنی،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
بهطور کلی، منظور از بیهودگی در پزشکی وضعیتی است که برای بیمار اقدامی (تشخیصی، درمانی، بازتوانی) انجام میشود که برای او نتیجهای در پی ندارد. پزشک با توجه به تعهدات حرفهای نباید دست به چنین اقدامی بزند، اگرچه در تعریف بیهودگی ابهامات زیادی وجود دارد و در مطالعات بسیاری به آن اشاره شده است. در مقالهی حاضر، با مرور مقالات و کتب مربوطه، تلاش شده است تا اینبار اقدام بیهوده از منظر چهار اصل اخلاق زیستی دیده شود.تصمیمگیری دربارهی بیهوده بودن یک اقدام، صرفنظر از اینکه خواست بیمار یا خانوادهی او باشد یا از طرف ارائهدهندگان خدمت پیشنهاد شود، از موارد بسیار حساسی است که میتواند منجر به اتخاذ تصمیمات غیراخلاقی وغیر اصولی در حیطهی طبابت شود.در رابطه با اتونومی، تفاوت دیدگاهها در باب هدف درمان، اختلاف در ارزشهای پزشک و بیمار و اختلاف نظر افراد درگیر بررسی شده است. همچنین، ضمن تبیین مفهوم مراقبتهای تسکینی، به تفاوت آن با اقدامات درمانی بیهوده و تعیین مرز مشخص آن اشاره میشود. همچنین، به بررسی مواردی پرداخته میشود که اقدام بیهوده با اهداف متفاوتی از سوی پزشک و سایر ارائهدهندگان خدمات سلامت انجام میپذیرد. این موارد بهدلیل عواملی که ممکن است قضاوت پزشک را تحت تأثیر قرار دهد و حتی بهدلیل انگیزههای غیراخلاقی مانند مسائل مالی رخ میدهد. در نهایت اینکه تصمیمسازی اخلاقی در این زمینه نیازمند روشن شدن ابعاد موضوع توسط کارشناسان و اولویتبخشی درست و کارشناسانه، با ملاحظهی تمام شرایط، از جمله مسألهی مهم تخصیص منابع محدود سلامت و عدالت در نظام سلامت و قرار دادن اطلاعات لازم در اختیار کادر درمانی است.
کوروش دلپسند،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
همهی نظامهای سلامت از یک طرف، به دلیل کمبود منابع، امکان ارائهی همهی خدمات ضروری به همهی افراد جامعه را ندارند و از طرف دیگر، بهدنبال افزایش عدالت در دسترسی مردم به خدمات و مراقبتهای سلامت هستند. اولویتبندی و تخصیص منابع از مهمترین موضوعات بخش سلامت است و عادلانهبودن آنها، نیازمند درنظرگرفتن معیارهای مختلف است. این مطالعه با هدف بررسی روشهای تخصیص منابع نیروی انسانی بخش سلامت و تبیین چالشهای تخصیص نیروی انسانی ماهر در کشور انجام شد. پژوهش حاضر از حیث روششناسی، مطالعهای کیفی بود و برخی از اعضای هیئت علمی که سابقهی مسئولیت در دانشگاه را داشتهاند، جامعهی آماری آن را تشکیل دادند. جمعآوری دادهها به این صورت انجام شد که مشارکتکنندگان طبق توافق با محقق، در زمان و مکان توافقشده برای انجامدادن مصاحبه حاضر شدند و محقق مصاحبه را تا رسیدن به اشباع ادامه داد؛ ازاینرو، مصاحبه زمانی پایان یافت که مصاحبهشوندگان حرفی برای گفتن نداشتند و مصاحبهکننده نیز، پرسشی برای دستیابی به اهداف پژوهش نداشت. نتایج مستخرج را میتوان در پنج دسته طبقهبندی کرد:
۱. اولویت کاری ما با بخشهای تازهتأسیس و بیمارستانهای جدیدالاحداث است؛ تعریف و اختصاص نیرو به شاخههای جدیدتر برای راهاندازی رشتهای جدید؛ فرایندهایی که به دلیل شرایط خاص استان که حتی ممکن است در لیست موارد حائز اهمیت برای وزارت بهداشت نباشد، تعریف میشوند؛ اولویتها باید بر اساس شاخصها و عملکرد نیروها تعیین شوند.
۲. بهروزنبودن چارتها؛ چارتهای سازمانی غیرجوابگو؛ نیروگیری بر اساس چارتهای قدیمی؛ تناسبنداشتن پستهای ایجادشده با نیروی انسانی جذبشده؛ سیاست، سیاسیکاری، دروغ، تزویر و ریا.
۳. مسألهی جمعیت شناور هر استان باید در کانون توجه قرار گیرد؛ حضور دورهای و مقطعی عدهای بهعنوان همراهان و تیم نیروی قرارداد بهصورت شرکتی یا تبصری در کنار هر رئیس دانشگاه یکی از مشکلات در این خصوص است؛ باید طی پنج سال و با مدیریت اصولی و هدفگذاریهای کوچکتر و منطقی آرامآرام به سمت جلو گام برداریم.
۴. مدیران منابع انسانی در دانشگاهها تصمیمساز و تصمیمگیرنده نیستند؛ باید یک تیم کشوری از مدیران و متخصصان و صاحبنظران باتجربه در حوزهی منابع انسانی تشکیل شود؛ باید بر اساس برآورد نیاز رشتههای موجود بهدنبال نیروی انسانی رفت؛ طرحی تحت عنوان سنجش کارآمدی بگذاریم و همهی بررسیهای اینگونه بر اساس روابط است؛ وزارت بهداشت ابلاغیهی مخصوصی در این باره ندارد؛ سنجش کارآمدی باید بر اساس عملکرد نیروها و شاخصهای تعریفشدهی مناسب صورت گیرد.
۵. مهاجرت نیروهای متخصص در انواع رشتهها از یک سو و استقبالنکردن پزشکان از ادامهی تحصیل در مقطع تخصص در بعضی رشتهها مانند طب اورژانس و اطفال، افزودن کارشناسان متخصص، ارزیابی نیروها قبل از استخدام؛ انحلال وزارت بهداشت و تقسیمشدن این نهاد به زیرواحدهای جدا از هم، با سازوکار مالی و مدیریتی جداگانه.
در نهایت اینکه به نظر میرسد، صاحبنظران و سیاستگذاران شاغل در سازمانهای بهداشتی و درمانی، باید برای اولویتبندی و تخصیص منابع انسانی، در کنار استفاده از معیارهای قدیمی، معیارهای دیگری را نیز مدّنظر قرار دهند.
فاطمه رودی، هدایت جعفری، محمدرضا جلیلفر، سیدمحمد میرشفیعی، سید توحید حسینی، سودابه اسلامی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
پرستاران در موقعیتهای بحرانی، در خط مقدم ارائهی خدمات بهداشتی و درمانی قرار دارند و با مسئولیتها و چالشهای اخلاقی پیچیدهای روبهرو هستند که نیازمند تصمیمگیریهای دشوار و لحظهای در چنین مواقعی است. هدف از این مطالعه، بررسی جامع چالشهای اخلاقی پیش روی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه درگیریهای مسلحانه و جنگهاست. در این مقالهی مروری نظاممند، برای جستوجوی مقالات مرتبط با موضوع چالشهای اخلاقی پرستاران در بحرانها بهویژه جنگ، از پایگاههای اطلاعاتی PubMed، Scopus،ScienceDirect ، Magiran و موتور جستوجوگر Google Scholar استفاده شد. اخلاق پرستاری، جنگ، بحرانهای جهانی، ملاحظات اخلاقی پرستاری در جنگ، Ethical Considerations in Nursing During War و Nursing Ethics in Armed Conflicts از واژگان کلیدی جستوجوشده بودند. پس از بررسی مقالات و حذف مقالات نامتناسب با اهداف مطالعه، در مجموع، هفت مقالهی مرتبط با موضوع چالشهای اخلاقی پیش روی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه درگیریهای مسلحانه و جنگها بررسی شدند. یافتههای این مطالعات نشان داد، پرستاران در زمان جنگ با چالشهای اخلاقی پیچیدهای مواجه میشوند. ازجملهی این چالشها میتوان به تخصیص منابع محدود در مواقع بحرانی، درمان مجروحان جنگی و غیرنظامیان بدون تبعیض، حفظ رازداری بیمار درعین همکاری با مقامات نظامی و مراقبت از بیماران در مواقع خطرناک اشاره کرد. چالشهای اخلاقی پرستاران در زمان بحرانهای جهانی، بهویژه جنگ عبارتاند از: تضاد بین وظیفهی حرفهای و وابستگیهای سیاسی و نظامی و تعهد آنها به کشور خود، تخصیص منابع محدود در مواقع بحران، تصمیمگیری دربارهی اولویتبندی بیماران برای دریافت خدمات درمانی و مواجهه با خطرات جانی فراوان درحین مراقبت از بیمار. آموزش اخلاق پرستاری در زمان جنگ و حمایت از پرستاران، در مواجهه با این چالشها امری ضروری است.