15 نتیجه برای تعارض
سروش دباغ، اکبر سلطانی،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
در این مقاله، ابتدا رأی دیوید راس در مورد اخلاق کانت مطرح شده است. کانت وظیفهگراست و معتقد است احراز روایی و ناروایی اخلاقی ارتباط وثیقی با فرامین عقل عملی و نفس فعل دارد، نه پیامدهای آن. ولی از نظر فیلسوفی مانند راس، مدل کانتی پاسخی برای تعارضهای اخلاقی ندارد. علاوه بر این، راس معتقد است که چون اخلاق فایدهگرا رویکردی وحدتگرایانه به اخلاق دارد و در این نگاه خوبی، بدی، باید و نبایدها، همه، با لذت در تناسب و تلائم هستند، با شهودهای اخلاقی ما همخوانی ندارد. پس از آن فلسفهی اخلاق راس، بهعنوان یک اخلاق عامگرا و در عین حال کثرتگرا، با بسط بیشتر بررسی میشود؛ اخلاقی که به اخلاق وظایف در نظر اول مشهور است، چرا که وظایف عامی را بهعنوان اصول اخلاقیای که در همهی سیاقها وظیفهاند مطرح میکند. سپس با مقید شدن این اصول در سیاقهای گوناگون وظایف واقعی تکون مییابند. در انتها، به این مهم پرداخته خواهد شد که مدل راسی با مشکل وجود شناسانه چگونگی ترکیب اصول مواجه است و راهکارهایی از قبیل بینالاذهانی کردن شهودها، استفاده از مدل شهودگرایی معتدل و رجوع به متخصص اخلاق برای این مشکل مطرح خواهد شد.
مجتبی پارسا، باقر لاریجانی،
دوره 3، شماره 1 - ( 12-1388 )
چکیده
تحولات جدیدی که درپرداختهای مالی و دسترسی به خدمات سلامت ایجاد شده است موجب ایجاد یک چالش عمده در ایدهآلهای حرفهای پزشکی شده است که تحت عنوان «تعارض منافع» از آن نام برده میشود. تعارض منافع بیانگر موقعیتی است که در آن فردی انگیزهی کاری را در حیطهی حرفهی خود پیدا میکند که با وظایف شغلی بدیهی او مغایرت دارد. یکی از انواع مختلف تعارض منافع در حیطهی پزشکی سهمخواری (fee splitting) است که در بسیاری از نوشتجات از واژههای مترادف مثل « کمیسیون» و «پرداخت مالی غیرمجاز» نیز برای بیان آن استفاده میشود. سهمخواری پولی است که بهعنوان کمیسیون به پزشک ارجاع دهنده پرداخت میشود به قصد تضمین اینکه پزشک ارجاعدهنده مستقیماً بیماران را به ذینفع ارجاع دهد. برای مثال، انجمن پزشکی آمریکا میگوید: «پرداخت پول به یک پزشک منحصراً برای ارجاع یک بیمار سهمخواری و غیراخلاقی است». سهمخواری در ایالات متحده در دههی 1890وقتی شروع شد که پزشکان شروع به پذیرش پول از داروسازان و شرکتهای تهیهی وسایل پزشکی برای تجویز کالاهای آنها کردند و اینکار بین پزشکان عمومی و جراحان بعد از سال1900 متداول شد. ممنوعیت سهمخواری بعدها در کدهای اخلاقی انجمن پزشکی آمریکا در سال 1903 گنجانده شد که دریافت یا درخواست چنین کمیسیونهایی را برای شخصیت حرفهای پزشکان مخرب میدانست. در بسیاری از کدهای اخلاقی انجمنهای پزشکی و قوانین کشورهای مختلف به موضوع سهمخواری بهعنوان عملی غیراخلاقی و بعضاً غیرقانونی نگریسته شده است و در مواردی هم مجازاتهایی مثل لغو پروانهی طبابت برای آن در نظر گرفته شده است.
مرجان مردانی حموله، عزیز شهرکی واحد، سودابه حامدی شهرکی،
دوره 3، شماره 3 - ( 2-1389 )
چکیده
هدف این پژوهش بررسی کیفی دیدگاهها، نگرشها و احساسات متخصصان پزشکی در رابطه با تبلیغ و مسائل اخلاقی مرتبط با آن است. بدینمنظور 12 متخصص پزشکی (پوست، مو و زیبایی؛ جراحی؛ غدد؛ ارتوپدی؛ چشم) با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. جمعآوری اطلاعات با استفاده از مصاحبهی عمیق فردی صورت گرفت. دادههای کلامی، پس از آنکه کلمه به کلمه ثبت شدند مورد تحلیل محتوی قرار گرفتند. تحلیل نتایج به روش کلایزی در هفت مقوله قرار گرفت و نتایج بهدست آمده نشان داد که پزشکان، تبلیغات پزشکی موجود را به دو صورت مناسب و نامناسب (اخلاقی و غیراخلاقی) دستهبندی کرده، موافق تبلیغ مناسب (اخلاقی) هستند. پزشکان مورد بررسی ضمن اینکه به شیوههای تبلیغی وقوف مطلوب داشتند شیوههای تبلیغی در ایران را اخلاقیتر ارزیابی کردند. پزشکان مورد بررسی دلیل استفادهی برخی از پزشکان از شیوههای تبلیغی نامناسب را روحیهی سودجویی، چشم و همچشمی، نیازهای اقتصادی و شهرتطلبی قلمداد کرده، در عین حال اعتقاد داشتند که بهترین تبلیغ برای پزشک انجام دقیق و کامل فعالیتهایی است که در جامعه برای پزشکان در نظر گرفته شده است. در مجموع پزشکان در برخی تخصصهای پزشکی، وجود تبلیغات نامناسب را رایجتر میدانند و بهطور کلی تبلیغات نامناسب و غیراخلاقی را دون شأن و موقعیت پزشکان میدانند.
علیرضا میلانیفر،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1390 )
چکیده
بیماری، درمان، داروسازی و داروشناسی، تجهیزات پزشکی، اعیان مرتبط با بهداشت و درمان، اقتصاد سلامت، پیشگیری، آزمایشگاهها و ابزار و مواد مربوطه، مدل ارائهی خدمت و نیروی انسانی ماهر دخیل در امر، بهعلاوه آموزش نیروهای متخصص و حوزههای حقوقی مرتبط مجموعاً تحت نام نظام سلامت رخ مینمایانند. ضمن آنکه آسیبهای اجتماعی و مقتضیات جوامع شهری نیز در بسیاری موارد بهعنوان تهدیدکنندههای مستقیم و غیرمستقیم سلامت، به سختی از این حوزه خارج میشوند. با عنایت به آنکه امروز سیاستگذاران و مدیران سلامت کشور و اهل حِرَف پزشکی و وابسته، خواستار و مشوق رعایت اخلاقیات در ارائهی خدمات سلامت هستند، عدم توجه کافی به بستر حقوقی نظام سلامت ممکن است به بیاخلاقی هایی بینجامد که واجد خاستگاه قانونیاند.
آیا تقسیمبندی سنتی حقوق عمومی یعنی اِعمال حاکمیت و اِعمال تصدی در سلامت نیز جاری است یا خیر و اگر هست این حوزه درکدامیک از دو شکل اخیرالذکر اَعمال دولت قرار میگیرد. آنچه توجه به این نکات را بیشتر مهم مینمایاند ارتباط تنگاتنگ پاسخها با مقرراتی است که در باب سلامت وضع میشود.
شاید شرکتهای فعال در عرصهی سلامت با ساختار و ماهیت تجاری که قواعد تجارت بر آنها حاکم و امکان رعایت جوانب اخلاقی در آن ها محدودتر است، اسباب تأثیر منفی در رفتار اخلاقی پزشکان و سایر اهل حرفهای وابسته را فراهم میآورد.
در این مقاله پارهای از این قبیل موقعیتهای ظاهراً قانونی و ایرادات مربوطه برشمرده میشود تا با شناسایی دقیق آنها امکان رفع تعارض و تزاحمات حقوقی و ارتقای اخلاق در ارائهی خدمات سلامت فراهم آید.
علیرضا میلانی فر، محمدمهدی آخوندی، پروانه پایکارزاده، باقر لاریجانی،
دوره 5، شماره 1 - ( 9-1390 )
چکیده
تعارض منافع موضوعی است که بهطور عینی اتفاق میافتد. تعارض منافع یا تعارض علایق (Conflict of interest) به حالت و وضعیتی اطلاق میشود که شخص یا اشخاصی از یک طرف در مقام و مسؤولیت مورد اعتماد دیگران قرار میگیرند و از طرف دیگر خود دارای منافع شخصی یا گروهی مجزا و در تقابل و تعارض با مسؤولیت مورد نظر هستند. به بیان دیگر، فرد بهصورت ناخواسته و در حالت بیطرفی در شرایطی قرار گیرد که میان منافع شخصی و حرفهای او تضاد ایجاد شود.عرصهی سلامت با توجه به جایگاهش در هجوم گسترههای شیوع تعارض منافع قرار دارد که به شکلهای مختلفی پیش میآیند؛ این تعارض منافعها گاهی در منافع (مادی- غیر مادی) و مابین اعضای گروه پزشکی (حقیقی- حقوقی) رخ میدهد و گاهی اشخاصی از گروههای پزشکی غیر بالینی(حقوقی و اداری، آموزش، پژوهش یا درمان) هم درگیر آن میشوند. اهداف متفاوت و ناهماهنگ، تداخل اختیارات، ناهماهنگی در روند ارزیابی و نظام پاداش و کیفر، وظایف متقابل و وابستگی آنان به یکدیگر، عدم وجود منابع کافی و تفاوت در شأن و سطوح در روابط مالی محققان و پزشکان در کلینیکها و مؤسسات پزشکی دخیل در امر سلامت، همه از علل بروز تعارض منافع هستند. در این بررسی موضوعاتی چون تعارض منافع در حقوق، برخورد با تعارض منافع در کشورهای دیگر، تعارض منافع در حقوق ایران، تعارض منافع در نظام سلامت و موارد بروز آن، دریافت هدایا، روابط با صنعت داروسازی، روشهای مدیریت تعارض منافع و مقررات ایران در این خصوص مورد توجه قرار گرفته و نتیجهگیری میشود که برای رفع تعارض منافع در نظام سلامت ایران، ابتدا باید موضوع تعارض منافع در متن قانون بیاید و ضمن ترسیم احکام اصلی آن، قوانین متعارض و مصادیق تخلف همراه مقررات لازم جهت تنظیم امور، پیشگیری و مدیریت اقسام تعارض منافع در گسترهی سلامت تدوین شود.
محسن بهرامی، احد فرامرز قراملکی،
دوره 5، شماره 2 - ( 1-1391 )
چکیده
در این مقاله، به بیان معانی متمایز «تعارض اخلاقی» (moral conflict) و «دوراههی اخلاقی» ((moral dilemma در دو سطح تشخیص و عمل به تکالیف اخلاقی توجه شده و به برخی موارد کاربرد تعارض در روانشناسی (تعارض انگیزهها و اهداف) و جامعهشناسی (تعارض نقشها و هنجارها) اشاره شده است. همچنین، مفاهیم و قیود بهکار رفته در دو راههی اخلاقی، بهویژه مفهوم «باید» و مفهوم «خلاف گریزناپذیر» مورد تحلیل منطقی قرار گرفته است. اگر در تعریف تعارض اخلاقی، مفهوم «باید» به «موجه بودن» و تکالیف به دلایل و ارزشهای سنجشپذیر و قابل قیاس تحویل شوند، بسیاری از تعارضات ظاهری قابل حل میشود و تنها در صورتی که ارزشهای مندرج در تکالیف را سنجشناپذیر و غیرقابل قیاس بدانیم تخلف اخلاقی گریزناپذیر خواهد بود. در این تحقیق روشن میشود که چرا و چگونه حامیان امکان تحقق تعارض اخلاقی، تحت تأثیر استدلالهای منطق تکلیف و انتقادهای منکرین واقعی بودن آن، به منظور تأمین ویژگیهای لازم برای یک تعارض واقعی، بهویژه قید خلاف گریز ناپذیر، تعاریف متنوعی از تعارض اخلاقی ارائه نمودهاند: تعریف طبیعی تعارض اخلاقی نشانگر وضعیتی است که در آن عامل خود را در برابر دو تکلیف اخلاقی میبیند در حالیکه نمیتواند یکی را بهخوبی دیگری انجام دهد؛ در تعریف فصلی، عامل مکلف به انجام یکی از دو کار است. در تعریف دو وجهی (مرکب از بایدها و نبایدها) عامل از جهتی باید کاری را انجام دهد و از جهت دیگر نباید همان کار را انجام دهد و در تعریف ناظر به منع، عامل نباید مرتکب هیچ یک از دو کار شود در حالی که گریزی از انجام یکی ندارد.
مجتبی پارسا،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
مسألهی تعارض ریشهی دیرینه در علم اخلاق دارد و از دیر باز از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. افلاطون مدعی بود که اخلاق برای کنترل تعارض بهوجود آمد. درمتون انگلیسی، تعارض به معنی ناسازگاری جدی بین دو یا چند نظر (opinion)، اصل (principle) ویا منفعت (interest) است. پرواضح است که تعارض منافع نوعی تعارض بین منفعتهاست. هر چند وضعیتهایی که موجب تعارض منافع میشوند قدمتی در حد ارتباطات بشری دارد، اما کاربرد این واژه بهطور خاص در مبانی اخلاقی در 60 سال اخیر شناخته شده است. در متون انگلیسی واژهی تعارض واژهای عام است که برای هر دو یا چند چیزی که بین آنها ناسازگاری وجود داشته باشد به کار می رود ولی در فقه شیعه و در بین علمای اصول تعارض معنای خاصی دارد که بیشتر در مورد تعارض بین احادیث و روایات است که راه حلهایی هم برای آن در نظر گرفته شده است. از طرف دیگر، در اصطلاح اصول واژهی دیگری هم وجود دارد که تزاحم نامیده میشود. در این مقاله به مقایسهی مفاهیم و تزاحم منافع در اصطلاح فقهی و در متون انگلیسی خواهیم پرداخت.
فاطمه جهاندار، جمیله محتشمی، فروزان آتش زاده شوریده، سیدامیرحسین پیشگویی،
دوره 9، شماره 1 - ( 2-1395 )
چکیده
امروزه پرستاران نظام سلامت با تعارضات اخلاقی پیچیدهای مواجه هستند. این امر شرایطی را مهیا میکند که انجام کار صحیح میتواند با ارزشها و باورهای سایر ارائهدهندگان مراقبت بهداشتی مغایرت داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثربخشی سبک مذاکره بر شدت تعارض اخلاقی پرستاران شاغل در بخش مراقبتهای ویژهی بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی گیلان بود.
این مطالعه، یک پژوهش نیمهتجربی تک گروهی نوع قبل و بعد بود. تعداد 45 پرستار بخش مراقبتهای ویژهی دانشگاه علوم پزشکی گیلان به صورت نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. از پرسشنامهی تعارض اخلاقی Falco - Pegueroles و همکاران، برای جمعآوری دادهها استفاده شد. ابتدا پرسشنامهها توسط شرکتکنندگان تکمیل شد. سپس برای پرستارانی که میانگین نمرهی متوسط و بالا کسب کردند، کارگاه آموزشی سبک مذاکره برگزار شد. 8 هفته پس از مداخله، مجدد پرسشنامهها میان شرکتکنندگان توزیع شد. نتایج با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در این مطالعه از آزمون Paired Sample T-test و ANOVA جهت مقایسهی میانگین شدت تعارض اخلاقی نمونهها قبل و بعد از مداخله استفاده شد. میانگین شدت تعارض اخلاقی قبل از تشکیل کارگاه برابر با 22/53 بود. میانگین کاهش شدت تعارض اخلاقی پرستاران پس از 8 هفته 66/17 بود که این تفاوت از لحاظ آماری معنیدار بود (05/0 P<). نتایج نشان میدهد بعد از مداخله، تعارض اخلاقی کاهش داشته است.
با توجه به نتایج میتوان اذعان کرد که مذاکره موجب کاهش شدت تعارض اخلاقی در بخش مراقبتهای ویژه میشود. لذا استفاده از مذاکره بهعنوان راهبردی برای کاهش شدت تعارض اخلاقی در این بخشها پیشنهاد میشود.
شهریار درگاهی، مجتبی حقانی زمیدانی، حسین قمری کیوی، مصطفی قلاوند،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
رعایت اصول اخلاقی، بخشی از وظایف شغلی پرستاران محسوب میشود و برای اینکه مهارتهای خود را براساس اصول اخلاقی حرفهای ارائه کنند باید از اهمیت این موضوع در هنگام ارائهی مراقبتهای پرستاری آگاه باشند؛ ازاینرو نگارندگان پژوهش حاضر رابطهی تعارض کار- خانواده و اخلاق کاری با نقش واسطهای استرس شغلی را در پرستاران بررسی کردهاند. طرح این پژوهش، طرح مقطعیتوصیفی از نوع همبستگی است و جامعهی نمونهی پژوهش شامل تمام پرستاران زن و مرد شاغل در بیمارستانها و درمانگاههای شهرستان گچساران در سال ۱۳۹۵و۱۳۹۶ بوده است. برای انتخاب گروه نمونه از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد که در مجموع ۱۵۰ پرستار بهعنوان نمونهی تحقیق انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات نیز از پرسشنامهی تعارض کار– خانواده، کارلسون و همکاران، پرسشنامهی استاندارد اخلاق کاری گریگوری، سی. پتی و مقیاس تجدیدنظرشدهی استرس پرستاری فرنچ و همکاران استفاده شد. نتایج نشان میدهد بین استرس شغلی با اخلاق کاری رابطهی منفی و معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین، بین تعارض کار- خانواده با اخلاق کاری نیز رابطهی منفی و معناداری برقرار است (05/0>P). بهعلاوه، بنابر نتایج پژوهش حاضر، متغیر استرس شغلی بین تعارض کار- خانواده و اخلاق کاری پرستاران نقش واسطهای ایفا میکند. تعارض بین وظایف مربوط به خانواده و محیط کار میتواند بر عملکرد پرستاران اثرگذار باشد. با توجه به اینکه تعامل متقابل میان مسائل خانواده و کار و همچنین استرس شغلی پیشبینیکنندهی اخلاق کاری پرستاران است، با دادن آموزشهایی دربارهی مدیریت و بهبود کیفیت زناشویی و خانوادگی پرستاران و با آموزش مدیریت استرس به آنان، میتوان پایبندی به اخلاق کاری را در آنان افزایش داد.
مجتبی پارسا، اعظم خورشیدیان،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
بروز اَشکال مختلف روابط اقتصادی و تمایل حرفهمندان به کسب درآمد بیشتر، باعث ایجاد چالشهای جدید در حرفهی دندانپزشکی شده است؛ تعارض منافع یکی از این چالشهاست. جامعه انتظار دارد دندانپزشک در اقدامات حرفهای خود منفعت و سلامت بیماران را در اولویت خود قرار دهد. در تعارض منافع، بین وظایف دندانپزشک در قبال بیمار و منافع شخصیاش تعارض به وجود میآید. مهمترین نگرانی موجود، در اولویت قرارگرفتن اهداف تجاری به جای ارائهی خدمات مبتنی بر دانش تخصصی از سوی دندانپزشکان است که میتواند به تنزل اعتماد بیمار به آنان منجر شود. تعارض منافع ممکن است به اشکال مختلف رخ دهد که از مهمترین آنها میتوان به سهمخواری، خودارجاعی، دریافت هدیه از بیمار و صنعت اشاره کرد که در مقالهی حاضر به صورت چهار نمونهی بالینی بررسی خواهد شد.
مراد مومیوند، آرش قدوسی، ندا یاوری،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پرستار حرفهای باید بیاموزد چگونه با موقعیتهای دارای تعارض اخلاقی مواجه شود. تعارضات اخلاقی، بهطور روزمره، برای پرستاران رخ میدهند و اگر پرستار برای رویارویی با آن آموزش ندیده باشد، میتواند برایش مخرب باشد. یکی از گامهای نخست برای شناخت و کمک به حل تعارضات اخلاقی، شناخت بهتر عوامل زمینهساز بروز این تعارضات است. این مطالعه به مقایسهی میزان مواجههی کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی و پرستاران بخشهای چشمپزشکی شاغل در شهر اصفهان، با تعارضات اخلاقی در حرفهی خود پرداخته است. مطالعه، توصیفیتحلیلی است. با روش نمونهگیری مبتنی بر هدف، تعداد 44 نفر از کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی و 42 نفر از پرستاران بخشهای چشمپزشکی، با مدرک کارشناسی و بالاتر، برای بررسی انتخاب شدند. اطلاعات با استفاده از پرسشنامهی تعارضات اخلاقی فالکو جمعآوری گردید. نتایج با استفاده از آزمونهای آمار توصیفی، نظیر جدولهای توزیع فراوانی، شاخصهای پراکندگی و میانگین و آمار تحلیلی، مانند تی تست و آنووا تجزیه و تحلیل شدند؛ همچنین، به منظور بررسی آماری اطلاعات حاصل، از نرمافزار SPSS با نسخهی هشت استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که میزان تعارضات اخلاقی کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی، با میانگین 65/61، در سطحی بالاتر از پرستاران بخشهای چشمپزشکی، با میانگین 23/40، قرار دارد. با توجه به این نتایج، میزان مواجهه با تعارضات اخلاقی برای کارکنان اورژانس پیشبیمارستانی که نسبت به بخش چشمپزشکی در موقعیتهای استرسزای بیشتری قرار میگیرند، به شکلی معنادار، بیشتر است.
مجتبی پارسا،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
اصطلاح خودارجاعی پزشک، بدان معناست که پزشک، بیمار را به تسهیلاتی که خود در آنها نفع مالی دارد، ارجاع دهد و به دو شکلِ در محل طبابت و خارج از محل طبابت صورت میگیرد. نوشتار حاضر، مطالعهای مروری غیرنظاممند است که جنبههای اخلاقی خودارجاعی را بررسی میکند. دربارهی خودارجاعی، نظرات موافق و مخالف وجود دارد. موافقان معتقدند، این امر با ایجاد فضای رقابتی، موجب کاهش هزینهها و افزایش میل به سرمایهگذاری در خدمات سلامت، خصوصاً در مناطق محروم میشود؛ همچنین، هم برای پزشک و هم برای بیماران (از طریق کاهش هزینهها) منافع مالی به دنبال دارد و موجب دسترسی راحتتر و باکیفیتتر بیماران به خدمات سلامت میشود؛ اما مخالفان خودارجاعی به استناد مطالعات متعدد انجامشده معتقدند، این پدیده به استفادهی بیشازحد و غیرضروری از خدمات مراقبت سلامت و در نتیجه افزایش هزینهها، کاهش کیفیت خدمات ارائهشده و بهمخاطرهافتادن ایمنی و سلامتی بیمار منجر خواهد شد. در برخی کشورها، مثل ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران، راهنمای اخلاقی مبنی بر غیراخلاقیبودن خودارجاعی پزشکان یا لزوم آشکارسازی دربارهی آن و نیز مقررات برای مقابله با آن وجود دارد.
ابراهیم فلاحتی، موسی علوی، محسن شهریاری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
اگرچه تعارض اخلاقی، مسألهای درونی و فردی است، بهشدت از عوامل و متغیرهای محیطی اثر میپذیرد. این مفهوم موقعیتی را توصیف میکند که در آن، تفاوت و تناقض ارزشهای اخلاقی بین خود مراقبتکنندگان یا بین مراقبتکنندگان و بیماران به وجود میآید؛ تفاوت و تناقضهایی دربارهی اینکه چه اقدامی از نظر اخلاقی درست است یا بهعنوان موقعیتی با وظایف و تعهدات نامشخص، تعریف شده است؛ لذا، پژوهش حاضر با هدف تبیین عوامل مرتبط با تعارض اخلاقی در بستر پرستاری انجام شد. این مطالعهی کیفی با استفاده از روش تحلیل محتوای مرسوم انجام شد. بیستوهفت پرستار شاغل در بخشهای مختلف بالینی ازجمله اورژانس، مراقبتهای ویژه، داخلی و جراحی، شرکتکنندگانِ در این مرحله بودند. دادهها پس از اخذ رضایتنامهی آگاهانهی کتبی، از طریق مصاحبههای فردی نیمهساختاریافتهی عمیق به دست آمد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار MAXQDA نسخهی ۲۰ بر اساس رویکرد گرانهایم و لوندمن انجام شد. بهمنظور افزایش صحت و استحکام دادهها، از چهار معیار اعتبارپذیری، تأییدپذیری، اعتمادپذیری و انتقالپذیری پیشنهادشدهی لینکلن و گوبا استفاده شد. اختلال تصمیمگیری در بستر مراقبت، یکی از سه طبقهی پدیدارشده در این مطالعه بود. در این باره، عوامل مرتبط با تعارض اخلاقی در بستر مراقبت پرستاری، شامل ارتباط مختلشده، بیعدالتی درکشده، سیستم مدیریتی ناکارآمد، پزشکسالاری، تضاد منافع، نابسامانی قانونی، جو اخلاقی منفی و منابع ناکافی شناسایی شدند. پرستاران بهعنوان مدافعان اصلی بیماران، همواره در این مسیر در معرض انواع تعارضات اخلاقی قرار دارند. نتایج این مطالعه میتواند اختلالات تصمیمگیری در بستر مراقبت را، بهعنوان مسأله و مشکلی حائز اهمیت برای سیاستگذاران سیستم سلامت مطرح کند؛ کاهش این تعارضها میتواند باعث ارتقاء کیفیت مراقبتهای پرستاری شود.
سعید بیرودیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
تعارض منافع، ازجمله موضوعات بسیار مهم و بحثبرانگیز در حوزهی اخلاق پزشکی است که میتواند بر کیفیت خدمات درمانی و اعتماد بیماران اثر بگذارد. ازآنجاکه ممکن است منافع مالی یا غیرمالی در مواقعی بر تصمیمات بالینی گروه پزشکی اثر بگذارد، این موضوع نیازمند توجه جدی است. «راهنمای عمومی اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران»، بهعنوان مرجعی معتبر، به بررسی این چالش و ارائهی راهکارهایی برای مدیریت آن پرداخته است. این مطالعه بهصورت مروری و با تحلیل اسناد و راهنمای اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی و منشور حقوق جامعهی پزشکی ایران انجام شد؛ همچنین، مقالات علمی و پژوهشهای مرتبط با تعارض منافع نیز بررسی و دادهها از منابع معتبر و بهروز، جمعآوری و تحلیل شدند. نتایج نشان داد، تعارض منافع میتواند از اعتماد بیماران به پزشکان و کیفیت خدمات درمانی بکاهد. این موضوع بهویژه در مواقعی که بیماران احساس کنند، پزشک بهجای منافع آنها، تنها به منافع شخصی خود توجه دارد، برجستهتر میشود. پزشکان باید با شفافیت در ارتباطهای مالی و حرفهای خود، از بروز این تعارضها جلوگیری کنند. «راهنمای اخلاق حرفهای سازمان نظام پزشکی» و نیز «منشور حقوق جامعهی پزشکی ایران» اصولی را برای مدیریت این تعارضها و ایجاد نوعی تعادل میان حق و تکلیف پزشکان، ازجمله نیاز به افشای اطلاعات مالی و ارتباط با صنایع دارویی ارائه میدهند؛ همچنین، برگزاری دورههای آموزشی برای پزشکان در زمینهی اخلاق حرفهای و تعارض منافع میتواند به افزایش آگاهی و کاهش این مشکلات کمک کند. مدیریت تعارض منافع، از طریق پیروی از مفاد راهنمای عمومی اخلاق حرفهای میتواند به بهبود روابط پزشک و بیمار و در نهایت، ارتقاء کیفیت خدمات درمانی کمک کند. ضروری است که پزشکان و بیماران، به این موضوع توجه و از اصول اخلاقی پیروی کنند تا از بروز تعارضها و مشکلات ناشی از آن جلوگیری شود.
شیوا خالق پرست، سمانه کریمیان،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
بنا بر تعریف گستردهی پنل ملی مشاورهی اخلاقی پژوهشی (NREAP: National Research Ethics Advisory Panel) انگلستان، تعارض منافع (CI: Conflict of Interest) ، مجموعهای از موقعیتهاست که در آنها، قضاوت حرفهای یا اقدامات مربوط به یک منفعت اولیه (مانند رفاه بیماران یا اعتبار تحقیق)، بهطور نادرست تحت تأثیر منافع ثانویه (مانند سود مالی) قرار گیرد. تضاد منافع در ارتباطات علمی میتواند بر قضاوت حرفهای فرد اثر بگذارد و یکپارچگی نتایج تحقیق را به خطر بیندازد. گسترش اقدامات آموزشی و پژوهشی و بالینی در عرصهی پزشکی میتواند سبب افزایش مصادیق تعارض منافع در تمامی حوزههای بهداشت و درمان شود. علیرغم ابتکارات سازمانهایی مانند کمیتهی بینالمللی سردبیران مجلهی پزشکی و کمیتهی اخلاق در انتشارات، برای ایجاد استانداردهای افشای تعارض منافع، همچنان، کمبود آگاهی و درک نادرست از تعارض منافع در بین محققان وجود دارد که نشاندهندهی نیاز به توجه بیشتر در این زمینه است. این مطالعهی مروری با هدف بررسی تعارض منافع در پژوهش و راهکارهای کاهش آن در ده سال اخیر انجام شده است؛ ازاینرو، نخست، کلیدواژههای تعارض منافع، تضاد منافع و آشکارسازی به زبان فارسی و انگلیسی در پایگاههای SID ، Web of Sciences ، Scopus و PubMed جستوجو شدند و پس از خارجکردن نمونههای تکراری و تجزیه و تحلیل نهایی، ده مقاله وارد مطالعه شد؛ سپس، به تعریف تعارض منافع، عوامل زمینهساز آن و راهکارهای کاهش آن پرداختیم. در تحقیقات بالینی، هدف از مطالعات درمانی، تأیید ایمنی و تعیین اثربخشی داروها و دستگاههای جدید است. این هدف اولیهی مطالعه است که مهمتر از سود مالی حاصل از تولید دارو برای کشور است؛ لذا نباید منفعت اولیهی آن تحت تأثیر منافع ثانویهای مثل سود مالی قرار گیرد. مسئولیت مراقبتهای بهداشتی و پزشکی شرکتکنندگان، طبق دستورالعملهای عملکرد بالینی خوب (Good Clinical Practice (GCP)) و کنفرانس بینالمللی هماهنگی (International Conference on Harmonization (ICH)) بر عهدهی محقق است؛ بنابراین هرگونه تعارض منافعِ محقق، برای شرکتکننده در تحقیق، یک خطر است؛ زیرا میتواند بر منفعت اولیهی رفاه شرکتکنندگان اثر بگذارد. بهمنظور حفظ یکپارچگی علمی، نهادها باید با اجرای سیاستهایی روشن، اصول اخلاقی را حفظ کنند و محققان را ملزم سازند، هرگونه تضاد منافع را به کمیتهی اخلاق خود اعلام و اقدامات مناسب را برای کاهش این تضادها فراهم کنند. از آنجایی که همهی تضادهای منافع میتوانند بر انجامدادن تحقیقات بالینی و نظارت بر آنها اثر بگذارند، اگر بتوانیم تعارض منافع را از نظر خطرِ بالقوه، شناسایی و ارزیابی کنیم و آنها را بهگونهای مدیریت کنیم که تأثیر آنها را به حداقل برسانیم، یکپارچگی تحقیق میتواند حفظ شود. علاوه بر محققان، اعضای کمیتهی اخلاق نیز باید تعارض منافع را اعلام کنند؛ زیرا آنها دارای اختیاراتی چشمگیر در روند مطالعه هستند. آشکارسازی و افشای بودجهی تحقیق میتواند به کاهش تعصبات و کاهش تعارضات کمک کند. راهکارهای حل تضاد منافع علاوه بر آشکارسازی آن، داشتن خطمشی و سیاستهای روشن و همچنین داشتن یک پایگاه دادهی الکترونیکی بهمنظور ثبت تعارضات منافع را نیز در بر میگیرد. برگزاری جلسات آموزش منظم در زمینهی تعارض منافع در پژوهش، برای رؤسا و اعضای کمیتههای اخلاق و پژوهشگران، همچنین، یادگیری مشارکتی در مدیریت تعارض منافع در سازمانها و بهبود مستمر سیاستها در حوزهی تعارض منافع، از راهکارهای کمککننده به شمار میروند.