24 نتیجه برای تعهد
مهدی فراتی کاشانی، سهیلا دبیران، مهشاد نوروزی، کیارش آرامش،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده
با توجه به اهمیت تعهد حرفهای در خدمات پزشکی، ارائهی ابزاری مناسب جهت سنجش تعهد حرفهای و بررسی تأثیر عواملی همچون آموزش برای آن ضروری است. یکی از بهترین ابزارهای سنجش تعهد حرفهای، پرسشنامهی Wake-Forest است که به منظور سنجش اعتماد بیمار به پزشک مورد استفاده قرار میگیرد. هدف این پژوهش معرفی ویراست فارسی این پرسشنامه است.
در این مطالعه پس از تهیهی ترجمهی فارسی پرسشنامه و بررسی روایی آن توسط متخصصان این امر و آزمون آن در مطالعهی اولیه، پرسشنامه توسط 159 بیمار بستری در بخشهای داخلی، جراحی و زنان بیمارستان امام خمینی تکمیل شده و نتایج حاصل از آن جهت تعیین نمرهی تعهد حرفهای دستیاران و سنجش روایی ساختاری پرسشنامه تحت بررسی قرار گرفت. همچنین تأثیر فاکتورهای دموگرافیک بیماران بر میزان اعتماد آنان به پزشک سنجیده شد.
پرسشنامه از پایایی مناسب برخوردار بود. همبستگی نمرهی هر سؤال با امتیاز کل پرسشنامه، و همچنین همبستگی بین سؤالات مناسب بود. میانگین نمرهی اعتماد بیماران به دستیاران 69/39 (7/6 = SD) از حداکثر 50 نمره بهدست آمد. توزیع دادههای حاصل از پرسشنامه از توزیع نرمال تبعیت میکرد. بین متغیرهای دموگرافیکِ بیماران با امتیاز حاصل از پرسشنامه ارتباط معنیداری دیده نشد.
ویراست فارسی پرسشنامه Wake-Forest از روایی ساختاری مناسبی برخوردار است و میتواند جهت سنجش میزان اعتماد بیمار به پزشک و همچنین سنجش سطح تعهد حرفهای پزشکان بهکار رود. ادامهی مطالعات جهت همسو سازی این پرسشنامه با فرهنگ کشور توصیه میشود.
فرجاد لرستانی، ناهید دهقان نیری، مهشاد نوروزی، کیارش آرامش،
دوره 4، شماره 1 - ( 9-1389 )
چکیده
پوشش و ظاهر پزشک بر رابطهی او با بیمار تأثیر بسزایی دارد. کارورزان و کارآموزان رشتهی پزشکی بهواسطهی نقش حرفهای که در طول دوران تحصیل خود ایفا میکنند ملزم به رعایت معیارهای رفتار حرفهای هستند. این پژوهش به بررسی دیدگاه کارورزان و کارآموزان در ارتباط با ویژگیهای ظاهری و پوشش حرفهای دانشجویان پرداخته است.
در این مطالعه پس از تهیهی پرسشنامه و بررسی روایی آن توسط متخصصین امر و آزمون آن در مطالعهی مقدماتی، پرسشنامهی مورد نظر توسط 337 نفر از کارورزان و کارآموزان دانشگاه علوم پزشکی در بیمارستانهای شریعتی، امام خمینی و سینا که توسط روش سهمیهای انتخاب شده بودند، تکمیل شد. سپس دیدگاه ایشان در 5 بُعد مختلف سنجیده شد.
در ارتباط با ویژگیهای ظاهری دانشجوی پزشکی،177 نفر (5/52 درصد) و نمرهی متوسط 70 نفر (8/20 درصد) نمرهی بالا کسب کردند. در ارتباط با ویژگیهای پوشش حرفهای، 216 نفر (1/64 درصد) نمرهی متوسط و 54 نفر (16 درصد) نمرهی بالا کسب نمودند. در مورد آرایش و پیرایش دانشجوی پزشکی، 188 نفر (8/55 درصد) نمرهی متوسط و 75 نفر (3/22 درصد) نمرهی بالا کسب کردند. در زمینهی رعایت بهداشت و نظافت فردی توسط دانشجوی پزشکی، 223 نفر (2/66 درصد) کاملاً موافق و 114 نفر (8/33 درصد) موافق بودند. در نهایت، در ارتباط با ویژگیهای کلی پوشش و ظاهر حرفهای دانشجوی پزشکی، 210 نفر (3/62 درصد) نمرهی متوسط و 58 نفر (2/17 درصد) نمرهی بالا کسب کردند. دیدگاه کارورزان و کارآموزان در ارتباط با ویژگیهای پوشش و ظاهر حرفهای با سن، جنس و مقطع تحصیلی ارتباط معنیدار داشت (P< 0.05).
از نتایج پژوهش چنین برآمد که آموزش اهمیت پوشش و ظاهر حرفهای و چگونگی آن، مهمترین اقدام جهت ارتقاء سطح رعایت معیارهای پوشش و ظاهر حرفهای توسط کارآموزان و کارورزان است. تدوین کدهای پوشش و ظاهر حرفهای کمک شایانی به تحقق این هدف خواهد کرد
تابنده صادقی، ناهید دهقان نیری، رقیه کریمی،
دوره 4، شماره 3 - ( 2-1390 )
چکیده
توانایی پرستار در برقراری ارتباط با بیماران برای استفادهی مؤثر از فرایند پرستاری ضروری است. این مسأله در مورد نوجوانان بیمار اهمیت بیشتری دارد. برقراری ارتباط مناسب بین نوجوان و کادر درمانی امری حیاتی است. در این گونه ارتباطات است که نوجوانان قادر به افشاء و ابراز اطلاعات حساس و شخصی خواهند شد و پرستاران نیز قادر به انتقال اطلاعات، نگرشها یا مهارتهای ضروری از طریق اقدامات ارتقاء دهندهی سلامتی خواهند بود. این مطالعه با هدف مقایسهی درک پرستاران و نوجوانان بستری از میزان اهمیت و رعایت ارتباطات پرستار و بیمار صورت گرفت.
در این مطالعهی مقطعی، 175 پرستار و 180 نوجوان بستری (18- 12 سال) که معیارهای ورود به مطالعه را دارا بودند به ترتیب به روش سرشماری و نمونهگیری آسان انتخاب شدند. محل جمعآوری دادهها بیمارستانهای کودکان وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران، ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه و روش گردآوری آنها خودگزارشی بود. تجزیه و تحلیل دادهها به کمک نرمافزار آماری SPSS صورت گرفت.
یافتههای این پژوهش نشان داد بین درک پرستاران و نوجوانان بستری در زمینهی اهمیت ارتباط پرستار و بیمار (019/0 = P) و رعایت آن (001/0 > P)، تفاوت آماری معنیداری وجود دارد و نمرهی درک پرستاران در هر دو مورد از نوجوانان بستری بالاتر است. در این مطالعه اولویتهای اهمیت و رعایت نیز تعیین شد و نتایج نشان داد از دیدگاه پرستاران توضیح مراقبتهای پیگیری مورد نیاز بعد از ترخیص، و از دیدگاه نوجوانان برقراری ارتباط کلامی مناسب و گوش دادن با حوصله به صحبتهای آنان اهمیت بیشتری دارد و از دیدگاه دو گروه برقراری ارتباط کلامی و غیرکلامی مناسب بیشتر رعایت میشود.
با استفاده از یافتههای این پژوهش، میتوان پرستاران را در جهت فراهم نمودن مواردی که از دیدگاه نوجوانان اهمیت دارد و کمتر رعایت میشود راهنمایی نمود تا بتوانند موانع سر راه رعایت ارتباط مناسب پرستار و بیمار را برطرف نمایند.
عباس عباس زاده، فریبا برهانی، محدثه معتمد جهرمی، هما ظاهر،
دوره 5، شماره 7 - ( 11-1391 )
چکیده
دفاع از بیمار یکی از جنبههای ضروری اخلاق حرفهای پرستاران است که به افزایش استقلال، ایمنی و رعایت حقوق بیماران میانجامد. بهنظر میرسد که نگرش پرستار نسبت به نقش دفاع از بیماران میتواند بر روی ایفای این نقش و بهبود رابطهی پرستار- بیمار مؤثر باشد. هدف مطالعهی حاضر بررسی نگرش پرستاران در مورد نقش مدافع بیماران در بیمارستانهای آموزشی کرمان است. داده های این پژوهشِ توصیفی - تحلیلی از طریق پرسشنامهی پژوهشگرساخته بین 385 پرستار در 4 بیمارستان آموزشی کرمان بهصورت سهمیهای جمعآوری و با نرم افزار SPSS بهصورت آمارتوصیفی و استنباطی تحلیل شد. در مجموع، نگرش پرستاران از نقش مدافع بیمار مثبت ارزیابی شد و ارتباط معنیداری بین سن، جنس، تجربهی کاری، شرکت در کارگاه آموزش اخلاق و نگرش پرستاران مشاهده شد. بین نگرش و تحصیلات پرستاران ارتباط معنیدار نبود. نگرش پرستاران بیمارستان اعصاب و روان مناسبتر ارزیابی شد و اکثر شرکتکنندگان به توانایی و وظیفهی اخلاقیشان برای ایفای این نقش اطمینان داشتند. جنبهی شناختی نگرش پرستاران نسبت به نقش دفاع از بیماران قویتر از جنبهی رفتاری بود. با وجود عدم تأثیر معنیدار تحصیلات، تمایل پرستاران برای ایفای این نقش با افزایش تجربهکاری بیشتر میشد. در بیمارستان اعصاب و روان، پرستاران با استقلال بیشتر و ارتباط قویتر با بیماران به نیازهایشان آشناتر بودند و برای دفاع از آنها تلاش بیشتری میکردند. نتایج این مطالعه نشان میدهد که پرستاران ایرانی سالهاست که مدافع بیمارانشان هستند. برای تضمین ایفای این نقش در کشور به تقویت نگرش پرستاران از طریق برگزاری کارگاههای آموزش اخلاق نیاز است.
لیلا علیزاده، رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
هر رشتهای به مناسبت رابطهای که بین بیمار و درمانگر برقرار میشود، مصادیق مختلفی برای اصول اخلاق پزشکی و تعهد حرفهای پدید میآورد. از آنجایی که مشاورهی روانشناسی و رواندرمانی در بسیاری از بیماریها جای خود را باز کرده و جزو درمانهای جاری قرار گرفته است، روانشناس را بهعنوان درمانگر موظف به رعایت اصول اخلاقی در مواجهه با بیمار میکند. اما روانشناس از حیث اینکه با روان و درون بیمار سر و کار دارد، معمولاً تا عمق زندگی بیماران پیش میرود و اطلاعات بسیار خصوصی از بیمار بدست میآورد که در اتخاذ روشهای درمانی لازم بوده و از طرفی جایگاه روانشناس را بهعنوان امین بیمار حساس میکند. ناباروری نیز بیماری خاصی است زیرا: 1) زوج نابارور علی الخصوص زن از طرف اجتماع دچار فشار عاطفی و روانی شدید است 2) ناباروری بیماری جسمی نیست و انتخاب و تلاش زوج برای داشتن فرزند است و جان کسی در خطر نیست؛ بنابراین، سودرسانی، عدم اضرار و عدالت معانی جدیدی پیدا میکنند. 3) تمایل به داشتن فرزند از طرف زوجین است و بنابراین بهجای یک بیمار یک زوج بیمار وجود دارد که هرچند در راه درمان ناباروری مشترک هستند، اما هر کدام مسائل کاملا خصوصی هم دارد که برای همسر نباید فاش شود. 4) مشاور روانشناس در برخورد با مسائل باروری و جنسی مجبور است بهخصوصیترین وجوه زندگی فرد وارد شود. بنابرین اخلاق جایگاه خاصی در مشاوره با زوجهای نابارور پیدا میکند که به بحث گذارده میشود، مانند: 1) اتونومی: دریافت درمان و رد درمان حق هر بیمار است به شرطی که اطلاعات کافی دربارهی بیماری، عوارض و درمان داشته باشد. این موضوع نیاز به گرفتن رضایت آگاهانه را مطرح میکند. اما چون فرایند فرزندآوری فرایندی وابسته به دو نفر است، مشاوره در مورد فرزندآوری و روال درمانی باید با هر دو انجام شده و تصمیمگیری آزادانه باید از طرف هر دو صورت پذیرد. 2) رازداری: رازداری در تمامی موارد باید در حد زوجین حفظ شود و نمیتوان رازداری فردی را رعایت کرد. توسعهی دامنهی رازداری از فرد به زوجین باید با رضایت طرفین صورت گیرد. 3) حقیقت گویی: در بسیاری از موارد است که نقص والدین در زندگی آیندهی فرزند دخالت میکند مانند معلولیتهای وسیع یا بیماریهای مزمن یا endstage، که در این موارد مشاور باید حقایق را بهطور تمام و کمال در اختیار زوجین قرار دهد. اطمینان نسبی از استحکام خانواده نیز اخلاقاً بر عهدهی مشاور روانشناس است. 4) روشهای اهدا و رحم جایگزین: که بار روانی بسیاری بر خانواده دارد و نیاز به مشاورهی روانشناسی در چندین جلسه داشته تا در قبول این فرزند بهعنوان فرزند واقعی خانواده اطمینان کافی بهوجود بیاید. 5) انتخاب جنسیت: مشاور روانشناس متعهد است که به زوجهای درخواستکننده تمام وجوه این عمل و عوارض آن را گوشزد کند و از لحاظ روانی ضرورت انجام آن را بررسی کند. مباحث دیگری مانند بررسی وضعیت روانی افراد و اجازهی انجام درمان نیز مطرح است.
رضا عمانی سامانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
1) طول مدت نگهداری جنین: از نظر علمی طول مدت خاصی برای نگهداری جنین در حالت منجمد تعیین نشده است. در گزارشی که بتازگی منتشر شده جنینی پس از 20 سال از حالت انجماد درآمده و منجر به نوزادی سالم شده است. اما بهدلیل نیاز به تجهیزات، فضا و نیروی انسانی، هیچ مرکزی نمیتواند جنینها را برای مدت بسیار طولانی نگهداری کند. همچنین موارد استفاده از این جنینها نیز به مرور زمان کاهش مییابد. طول مدت این قرارداد تابع قانون گذاری است. در ایران قانون یا دستورالعمل مدونی بهطور کشوری در این رابطه وجود نداشته و هر مرکز درمانی بر اساس قوانین داخلی خود عمل مینماید. اما لازم است که طول این مدت بر اساس اصول اخلاقی هم باشد. بهعنوان مثال شایسته نیست که مرکزی طول دورهی نگهداری خود را دو سال بگذارد، زیرا اخلاقی نیست که فردی که فرزند اولش هنوز به دو سال نرسیده باشد، وادار به بهدنیا آوردن فرزند دوم شود یا آنقدر طول مدت بلند باشد تا زمان انتقال جنین سن مادر آنقدر بالا باشد که عوارض بارداری و زایمان برای وی خظر ساز شود.
2) سرنوشت جنین پس از فسخ قرارداد: دورهی نگهداری جنین منجمد در روزی به اتمام میرسد. یا به علل دیگر از جمله خواست والدین یا عدم پرداخت هزینههای نگهداری، قرارداد نگهداری جنین منجمد فسخ میشود. حال باید برای سرنوشت این جنینها تصمیم گرفت. این جنینها سه سرنوشت را میتوانند داشته باشند: استفاده در تحقیقات، میتوان از این جنینها در تحقیقات سلولهای بنیادی، ژنتیک و جنینشناسی استفاده نمود؛ استفاده در آموزش جنینشناسان، که در آینده وظائفی در حیطهی درمانی مانند سوراخ کردن دیواره جنین با لیزر (هچ کردن) یا بیوپسی جنین را انجام خواهند داد؛ اهدا به زوج نابارور دیگر، در عدهای از زوجهای نابارور برای فرزند دار شدن روش دیگری بجز اهدای جنین وجود ندارد. بنابراین، استفاده درمانی این جنینها میتواند اهدای به غیر باشد. قانون اهدای جنین نیز در سال 1382 به تصویب رسید و دستورالعمل آن در سال 1384 به مراکز ابلاغ گردید. هرچند به عقیده بسیاری این قانون نارساییهای بسیاری دارد و از بین بردن جنینها: اگر صاحبان جنینهای آزمایشگاهی اجازه استفاده در تحقیق یا اهدا به زوج نابارور دیگر را ندهند، به ناچار باید این جنینها را از بین برد.
3) باروری پس از مرگ: بارها اتفاق میافتد که در حالی که زوج نابارور جنینهای متعددی در تانکهای نیتروژن مایع به حالت منجمد دارند و منتظر استفاده از آنها برای خود هستند، ناگهان یکی از زوج یا زوجه از دنیا میرود و فرد باقیمانده برای فرزند دار شدن از جنینهای خود مراجعه میکند. این اتفاق بیشتر در موارد فوت شوهر پدید میآید و مسائل احساسی مثل نیاز به داشتن یادگاری از متوفی برای والدین متوفی یا همسر وی و همچنین مسائلی مثل ارث و میراث باعث این درخواست میشود. اما این نوع باروری از دیدگاه حقوق و اخلاق دارای مسائل و سؤالات جدی است که تا زمان حل شدن آنها نمیتوان این روش را جایز دانست هرچند فتاوی روشنی وجود دارد که استفاده از این روشها را مجاز میداند.
4) مالکیت جنین: هرچند مالیت جنین مورد توافق کامل نیست و نیز شخصیت جنین آزمایشگاهی نیز مورد مناقشه است، موضوع مهمتر اکنون این است که چه کسی میتواند برای جنین تصمیم بگیرد؟ آیا زوج به تنهایی، زوجه به تنهایی و آیا هردو به اتفاق میتوانند این تصمیم را بگیرند. آیا امکان ارائه وکالت به دیگری وجود دارد؟ این مسائل وقتی پیچیدهتر میشود که زندگی این زوج دستخوش مسائل دیگری نیز مانند اختلاف بین زن و شوهر یا طلاق شوند. در بسیاری از موارد به محض طلاق یکی از زوجین مراجعه کرده و درخواست از بین بردن سریع جنینها را مطرح میکنند.
5) ازدواج مجدد شوهر: بر اساس قوانین اسلام و ایران چند همسری برای مرد جایز دانسته شده است. آیا شوهر میتواند از جنینهای همسر اول برای حاملگی همسر دوم استفاده نماید؟ حال اصل مسأله و وجود رضایت همسر اول هر دو مطرح میشود.
6) استفاده از جنین آزمایشگاهی جهت درمان ناباروری: ممکن است از زمان اقدام برای انجماد جنین تا زمان اقدام برای انتقال جنین مدت زمانی طول بکشد. لذا همواره برای استفاده از جنینها بهنظر نیاز به بررسی مجدد زوجین و ارائهی رضایتنامه مجدد از هر دو زوجین است.
7) روشن بودن تعهدات اطراف قرارداد: تعهدات مرکز درمانی مانند بیمه کردن جنینها در مقابل بلایای طبیعی، روشن بودن احتمال مرگ جنینها پس از یخگشایی و عدم تعهد مرکز برای انتقال جنینها تحت هر شرایطی و تعهدات زوجین درخواست کننده مانند پرداخت به موقع هزینهها باید روشن و آشکار باشد. تکلیف مسؤولیت مدنی مرکز در قبال نگهداری از جنینها باید روشن شود.
سید محمد آذین، شیما بهناممنش،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده
حمل جایگزین ساده بهعنوان یک روش کمکباروری مدتی است در کشور ما مورد استفاده قرار میگیرد و مراکز درمان ناباروری چندی است هر یک به صلاحدید خود بهنحوی این فرایند را هدایت و اجرا میکنند. قانون نیز به روال همیشگیاش در برابر توسعهی شتابآلود پزشکی، کمتحرک و کند مینماید. ناگزیر قرارداد باید خلأ موجود را پر کند. نخستین پرسشها در خصوص چند و چون قرارداد، پیرامون سه محور طرح میشود: این قرارداد چه نام دارد؟ این عقد را در کدام دسته و رسته میتوان طبقهبندی کرد؟ چه کسانی در انعقاد این پیمان نقش دارند؟ پاسخ به این سه پرسش را که به ترتیب بهعنوان ماهیت و طرفهای قرارداد حمل جایگزین میپردازد، میتوان در بخش نخست این مقاله دریافت.
پس از آگاهی از عنوان مناسب، ماهیت و طرفهای قرارداد حمل جایگزین، باید به بررسی اصلیترین مفاد آن - که همان تعهدات متقابل طرفهای عقد است- پرداخت. سر آن نیست تا اهمیت قانون در روابط اجتماعی خرد شمرده شود. اما بیحکمت نبوده که گفته اند قرارداد، قانون رابطهی طرفهای عقد است. این جایگاه هنگامی که در موضوعی با فقدان مقررات موضوعه مواجهیم بس رفیع و یگانه میشود. حمل جایگزین نیز از آن دسته موضوعات است. این نوشته قصد دارد در بخش دوم، با در نظر گرفتن ویژگیهای فرایند حمل جایگزین و اوضاع و احوال خاص جامعهی ایرانی و با استفاده از منابع و نمونههای خارجی، تصویری نسبتاً جامع از تعهدات متقابل حامل و والدین ژنتیک را که ضرورت دارد در قرارداد منعکس شود، بهدست دهد.
ساسان صابر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش امری فعال، تعاملی و دوسویه است که با هدف ایجاد تغییر رفتار در فرا گیرنده و حتی آموزشدهنده اعمال میشود. در این رابطهی فعال و تعاملی بین آموزگار و فراگیر مقتضیاتی نهفته است که توجه بدان ضروری مینماید تا صیرورت فراگیر را به مقصود، تسهیل و تسجیل کند. از آنجا که بخش عمدهی انطباع فراگیرنده از آموزگار بیگفتگوست، از این رو تصور میشود که آموزش باید مبتنی بر آنچه باشد که در زیر میآید:
یکم. آموزگار باید متخلق به مقتضیات اخلاقی باشد که مهمترین آن اتکا به اخلاق باور است. باید اصول اخلاق باور را شناخته و اهتمام بر آن کند، چرا که انعکاس آن در نفسانیات فرا گیرنده هویت و شخصیت وی را شکل میدهد.
دوم. آگاهی بر ساختار پرتکل آموزشی و مبدأ و منشأ آن، کارکرد وهدف آن بر آموزگار الزامی است. چرا که او در افق اکنون واقع شده است و واسطهای برای امتزاج افقهاست، از این رو، مسؤولیت مهم خود را در این گذر حساس باید درک کند.
سوم. چون آموزش یک حرفه تلقی میشود، پس التزام به تعهدات حرفهای مانند روز آمد شدن دانش و روش آموزش ضروری است. اما وقتی از تکنولوژی آموزش صحبت میشود این متصور نیست که یک تکنوکرات، فراگیرنده را یک ابژه تصور کند، بلکه در اینجا با یک سوژهی انسانی طرف است. انسانی که مستقل و با کرامت خواهد بود. آموزگار باید در نظر بدارد که آیا هدف او خلق یک مخلوق طوطی صفت و کاربردی است؟ یا خلق فراگیرندهای خلاق و مبدع و نقاد؟
چهارم. سؤال دیگر این است که تا کجا باید آموزش و رابطهی آموزگار و فراگیر را مقهور تکنولوژیهای نوین کرد؟ بهنظر میرسد باید در حضور و نه غیاب فناورانه، تقابل و تعامل با نیازها و استعدادهای فردی فراگیرنده، آموزش را پیش برد.
محمداسماعیل انصاری، محمد شاکر اردکانی،
دوره 6، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
اخلاق کاری در سالیان اخیر بهدنبال شکست شرکتهای بزرگ و بحرانهای غرب اهمیت بسیاری پیدا کرده است. هدف اصلی مطالعه، بررسی رابطهی میان اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی و ابعاد سهگانه آن شامل تعهد عاطفی، مستمر، و هنجاری است. پژوهش حاضر به روش توصیفی- همبستگی در سال 1389 انجام شده است. در این مطالعه نمونهی آماری به حجم 159 نفر از کارکنان دانشکدههای دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به روش تصادفی طبقهای انتخاب و استفاده شده است. برای جمعآوری دادهها برای شاخص اخلاق کار اسلامی از پرسشنامهی 17 آیتمی Ali و برای شاخص تعهد سازمانی و ابعاد آن از پرسشنامهی استاندارد 24 آیتمی Meyer و Allen استفاده شده است. دادههای جمعآوری شده با استفاده از نرمافزار SPSS از طریق ضریب همبستگی و رگرسیون مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج تجزیه و تحلیل عاملی چند بعدی بودن تعهد سازمانی را اثبات کرده است و همچنین، نتایج تجزیه و تحلیل همبستگی و رگرسیون رابطهی مثبت و مستقیمی میان اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی کل و ابعاد سهگانه را نشان میدهد. متغیرهای جمعیتشناختی تأثیری بر اخلاق کار اسلامی و تعهد سازمانی نداشته است. با توجه به نتایج تحقیق، کارکنان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بیشتر یا بهدلیل پیوند عاطفی به سازمان یا بهدلیل نداشتن فرصتهای شغلی بهتر در خارج از سازمان به سازمان متعهداند که این نتایج باید مورد توجه مدیران قرار بگیرد و نشان میدهد که کارکنان بیمیل به ترک سازمان برای یافتن شغلی بهتر با شرایط بهتر نیستند. با توجه به رابطهی میان اخلاق کار اسلامی و ابعاد تعهد به مدیران دانشگاه توصیه میشود که با ارائهی کدهای اخلاقی و توسعهی اصول اخلاق کار اسلامی تعهد سازمانی را در سازمان افزایش دهند.
حسین درگاهی، سیده غزال سادات طهرانی،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
رعایت اصول اخلاقی از سوی مدیران در سازمانهای ارائهدهندهی خدمات بهداشتی - درمانی باعث هدایت و رهبری و کنترل صحیح منابع انسانی میشود. از سوی دیگر، تعهد سازمانی، نوعی وابستگی عاطفی و تعصبآمیز به ارزشها و اهداف یک سازمان است. هنگامی که اصول اخلاقی توسط مدیران رعایت شود، زمینهی مناسبی برای افزایش تعهد سازمانی فراهم خواهد شد. لذا این پژوهش با هدف تعیین رابطهی بین رعایت اصول اخلاقی توسط مدیران با تعهد سازمانی کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی تهران تهیه و تدوین شده است. این پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی است که بهصورت مقطعی در طول سال 1391 انجام شد. جامعهی پژوهش شامل کلیهی کارکنان شاغل در حوزههای ستادی معاونتهای دانشگاه بودند. تعداد 150 نفر بهعنوان نمونهی پژوهش با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. از دو پرسشنامهی استاندارد برای جمعآوری اطلاعات در مورد رعایت اصول اخلاقی توسط مدیران و تعهد سازمانی کارکنان استفاده شد. ضریب پاسخدهی برابر 86/0 بهدست آمد. جهت جمعآوری و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و آزمون Chi-square استفاده شد.نتایج بهدست آمده نشان داد اکثر مدیران ستادی اصول اخلاقی را در حیطهی مدیریت خود رعایت میکنند و همچنین، اکثر کارکنان نیز از تعهد سازمانی بالایی برخوردار هستند؛ اگرچه مشخص شد بین رعایت اصول اخلاقی توسط مدیران با میزان تعهد سازمانی کارکنان ارتباط مثبت و معنیداری وجود ندارد. بهنظر میرسد در دانشگاه علوم پزشکی تهران تعهد سازمانی کارکنان چندان تحت تأثیر رعایت اصول اخلاقی توسط مدیران قرار ندارد و ممکن است عوامل دیگری مانند فرهنگ سازمانی یا سلامت سازمانی با تعهد سازمانی کارکنان مرتبط باشد. لذا تهیه و تدوین منشور اخلاقی در سازمان و دوریگزینی از استفادهی ابزاری از اصول و مبانی اخلاقی توسط مدیران به منظور تبعیت کارکنان از رهنمودهای اخلاقی و ارزشی و ایجاد فرهنگی منسجم و قوی در این سازمان پیشنهاد میشود.
فریبا برهانی، محمود عباسی، عباس عباس زاده، سولماز موسوی، ،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
برای مواجهه با چالشهای امروز نظام سلامت، یکی از مهمترین نیازها، تقویت همکاری بینرشتهای است. در میان مشاغل گوناگونی که در بخش سلامت فعالیت میکنند، همکاری پزشک و پرستار اهمیت ویژهای دارد. با اینوجود بهنظر میرسد همکاری پرستار و پزشک بیشتر در مطالب درسی به چشم میخورد و این همکاری در محیط کار واقعی و بالینی با چالشهایی همراه است. این مطالعهی توصیفی – تحلیلی با هدف تعیین نگرش پزشکان و پرستاران بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در زمینهی همکاری با یکدیگر و با استفاده از پرسشنامهیJefferson پس از ترجمهی روان و تعیین روایی و پایایی، بر روی 223 پزشک و پرستار (59 پزشک و 164 پرستار) انجام شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 18 تجزیه و تحلیل شد.نتایج پژوهش نشان داد پرستاران نگرش مثبتتری (49/3 میانگین نگرش پرستاران) به مفهوم همکاری با یکدیگر نسبت به پزشکان (12/3 میانگین نگرش پزشکان) دارند (02/0P=). همچنین، بین نگرش پزشکان و پرستاران نسبت به همکاری با یکدیگر در گویههای مختلف پرسشنامه (06/5f= 02/0 P=) بهجز حیطهی استقلال پرستاران (95/0f= 32/0P=) اختلاف معنیدار مشاهده شد. با توجه به اینکه ارتباط مناسب پزشک و پرستار و توافق آنها در امر برنامهریزی مراقبتی بیماران در افزایش کیفیت مراقبت بسیار مؤثر است و از طرف دیگر عدم مشارکت و همکاری آنان منجر به استرس در محیط کار میشود، باید آموزشهای ضمن خدمت برای پزشکان و پرستاران با توجه به اهمیت همکاری بین تیم درمان و مراقبت، در برنامهی درسی دانشجویان پزشکی و پرستاری گنجانده شود تا از این طریق دیدگاه سنتی به نقش پرستاران تغییر یابد و پرستاران بتوانند بهطور مؤثری به ایفای نقش حرفهای خود بپردازند و با همکاری بیشتر با پزشکان، هم افزایی نقشها افزایش یافته و کیفیت مراقبت از بیماران ارتقا یابد.
حسین درگاهی، گلسا شهام،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
تمرکز بر روی ارتقای تعهد کارکنان یکی از روشهای مدیریت نرم در سازمانهاست تا بدینوسیله عملکرد و کارایی خود را افزایش دهند. از سوی دیگر، هرچه کارکنان از رفتارهای غیر اخلاقی بیشتر بدانند و به آن عمل کنند کمتر به تعهدات شغلی خود پایبند خواهند بود. در این پژوهش، هدف آن است تا ارتباط بین تعهد کارکنان با میزان تمایل آنها به بروز رفتارهای غیر اخلاقی در واحدهای ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران تعیین شود.
این مطالعه از نوع توصیفی - تحلیلی بود که بهصورت مقطعی در سال 93-92 بر روی کارکنان ستادی دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران و متناسب با تعداد کارکنان در هر یک از حوزههای ستادی دانشگاه به تعداد 150 نفر تعیین شد و سپس بهصورت طبقهای و با تخصیص مناسب تعداد کارکنان در هر یک از حوزهها بهدست آمد. ابزار پژوهش در این مطالعه پرسشنامهی محققساختهی رفتار غیراخلاقی و پرسشنامهی تعهد شغلی Allen & Mayer بود که پس از ترجمهی متون، روایی و پایایی آنها به تأیید رسید و میزان پاسخدهی برابر 85 درصد بهدست آمد. جهت تحلیل دادههای جمعآوری شده از نرمافزار SPSS ویرایش 19 استفاده شد، و نتایج توصیفی در قالب جدول، میانگین و درصد ارائه شد و بهمنظور دستیابی به نتایج تحلیلی از آزمون One Sample T-Test, K2 و Parson بهرهبرداری لازم بهعمل آمد.
میانگین تعهد کارکنان برابر 32/62 بود که نشان داد در حد متوسط قرار دارد. همچنین، اکثر قریب به اتفاق کارکنان تمایل به بروز رفتار غیر اخلاقی نداشتند. بین تعهد شغلی کارکنان با ردیف سازمانی آنها ارتباط معنیدار دیده شد (P=0.015). علاوه بر این، بین تعهد شغلی کارکنان در کار و ابعاد آن نیز با بروز رفتار غیراخلاقی و غیرضروری آنها ارتباط معنیداری دیده نشد. تعهد شغلی کارکنان واحدهای ستادی دانشگاه تحت تأثیر تمایل به بروز رفتارهای غیر اخلاقی نیز قرار ندارد. بنابراین، تعهد شغلی کارکنان میتواند تحت تأثیر دیگر عوامل سازمانی مانند اخلاق مدیران و رعایت عدالت سازمانی توسط سرپرستان و دیگر عوامل قرار داشته باشد که باید در پژوهشهای بعدی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد.
لیلی کیوانلو، طیبه رحیمی پردنجانی، علی محمدزاده ابراهیمی،
دوره 8، شماره 6 - ( 12-1394 )
چکیده
طرح پژوهش همبستگی از طریق الگویابی معادلات ساختاری بود و نمونهی پژوهش شامل 203 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی سبزوار بودند که با استفاده از روش نمونهگیری سرشماری انتخاب شدند. شرکتکنندگان در این پژوهش پرسشنامههای اخلاق کار اسلامی، رضایت شغلی، تعهد سازمانی و انگیزش درونی را تکمیل نمودند. روایی و پایایی همهی پرسشنامهها قابل قبول گزارش شده است. ارزیابی الگوی پیشنهادی با استفاده از الگویابی معادلات ساختاری (SEM) براساس نرم افزارAMOS- 21 و SPSS- 19 انجام گرفت. جهت آزمودن اثرات واسطهای از روش Bootstrap در برنامهی ماکرو آزمون Preacher & Hayes استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی پیشنهادی از برازندگی خوبی برخوردار است. اخلاق کار اسلامی اثر مستقیمی بر رضایت شغلی و تعهدسازمانی دارد. همچنین، اثر واسطهای انگیزش درونی در رابطهی بین اخلاق کار اسلامی و رضایت شغلی و اخلاق کار اسلامی و تعهدسازمانی مورد تأیید قرار گرفت. سازمانها میتوانند با تکیه بر اخلاق کار اسلامی و نیز آموزش به کارکنان و سرپرستان برای تقویت انگیزش درونی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی کارکنان را ارتقاء بخشند.
شهرزاد غیاثوندیان، آفاق صدیقیانی، انوشیروان کاظم نژاد، ایرج ایرانشاهی،
دوره 9، شماره 6 - ( 12-1395 )
چکیده
یکی از مهمترین چالشهای بخش بهداشت و درمان داشتن کارکنان با تعهد قوی نسبت به سازمان بهمنظور بهبود اثربخشی سازمانی است. متغیر کلیدی که تاثیر قابل توجهی روی عملکرد سازمان دارد رضایت ارتباطی است. از آنجا که امکان دارد تعهد سازمانی تحت تاثیر ابعاد مختلف ارتباط سازمانی قرار گیرد، این پژوهش با هدف تعیین رابطهی رضایت ارتباطی با تعهد سازمانی در پرستاران شاغل انجام یافته است. این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. تعداد 300 نفر از پرستاران که دارای معیارهای ورود به مطالعه بودند به روش نمونهگیری خوشهای تصادفی از میان کارکنان پرستاری شاغل در بخشهای مختلف بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 94 انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهی تعهد سازمانی آلن و مایر و پرسشنامهی رضایت ارتباطی Downs&Hazen است. دادهها پس از جمعآوری وارد نرمافزار Spss v.16 شد و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که 31.3% از پرستاران از روابط سازمانی خود رضایت داشتند و 25% دارای تعهد سازمانی بودند. رضایت ارتباطی با متغیرهای موقعیت شغلی و وضعیت تاهل ارتباط معنیداری داشت اما با متغیرهای سن، جنس، سابقهی کار، میزان تحصیلات و شیفت کاری ارتباط معنیدار نداشت. همچنین تعهد سازمانی با متغیرهای میزان تحصیلات و شیفت کاری ارتباط معنیدار داشت و با متغیرهای جنس، تاهل، سن و موقعیت شغلی ارتباط معنیدار نداشت. میانگین و انحراف معیار رضایت ارتباطی (91.39±23.92) و برای تعهد سازمانی (9.33±47.48 ) بود. بین رضایت ارتباطی و تعهد سازمانی ارتباط مثبت و معنیداری وجود داشت (p<0.001). همچنین، مدل رگرسیون نشان داد که به ازای افزایش 1 نمره رضایت ارتباطی ./189 به نمرهی تعهد سازمانی اضافه می شود.با توجه به وجود ارتباط مثبت و معنیدار و نیز نتایج رگرسیون خطی، رضایت ارتباطی بهعنوان متغیر پیش بین برای تعهد سازمانی است. بنابراین، بهنظر میرسد بهینهسازی روابط سازمانی از سوی مدیران و مسؤولان در بیمارستانها میتواند موجب افزایش تعهد پرستاران بهعنوان یکی از شاخصهای مهم در اثربخشی عملکرد شود.
طیبه جلالی، فریبا برهانی، حسن اسماعیلپور، مهدی علی اسماعیلی، محمد امینیزاده، محدثه معتمدجهرمی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
امروزه تعهد سازمانی بهعنوان یک مفهوم جهانی در مدیریت منابع انسانی و توسعهی سازمانی در کانون توجه قرار گرفته است. بیتردید نداشتن احساس تعهد و تعهد سطح پایین، برای فرد و سازمان پیامدهای منفی به همراه دارد. یکی از عوامل مهم و اثرگذار بر تعهد سازمانی، جو اخلاقی سازمان است. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین جو اخلاقی و تعهد سازمانی تکنیسینهای فوریت پزشکی شاغل در دانشگاه علوم پزشکی کرمان است. این مطالعه از نوع توصیفیتحلیلی است. نمونهی مورد مطالعه ۱۰۳ نفر از تکنسینهای شاغل در اورژانس پیشبیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی کرمان بودند. همچنین ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامهی خصوصیات دموگرافیک، پرسشنامهی جو اخلاقی و پرسشنامهی تعهد سازمانی بوده است. دادهها با استفاده از آزمونهای همبستگی پیرسون، تی زوج و آمار توصیفی در نرمافزار SPSS نسخهی ۱۶ تجزیه و تحلیل شده است. یافتههای این مطالعه نشان میدهد که بهطور کلی بین جو اخلاقی با تعهد سازمانی کارکنان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد (۰۱/۰p=، ۳۹/۰R=). همچنین بین جو اخلاقی «حرفهگرایی»، «نوعدوستی»، «مقرراتی» و «مستقل» با تعهد سازمانی نیز رابطهی مثبت و معنادار وجود دارد (۰۱/۰p=). نتایج این مطالعه میتواند به مدیران و محققان برای بهبود تعهد سازمانی کمک نماید. مدیران میتوانند با ارائهی راهکارهایی ازجمله آموزش و برنامهریزی برای نهادینهکردن اخلاق در سازمان، به بهبود جو اخلاقی و در نتیجه تعهد سازمانی کارکنانشان کمک نمایند.
پوران رئیسی، زهرا قاضی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
نشان اخلاق برتر (ناب)، انتخاب کادر پرستاری و مامایی نمونهی دانشگاه، در زمینهی اخلاق حرفهای است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر اجرای طرح ناب بر اخلاق حرفهای کادر پرستاری در بیمارستان بهارلو انجام شد. پژوهش از نوع مطالعات نیمهتجربی بود و بهصورت قبل و بعد انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها نیز، پرسشنامه بود؛ برای سنجش کادر پرستاری اخلاقمدار، از پرسشنامهی ۳۶۰ درجهای، در قالب چکلیست استفاده شد. این پرسشنامه، شامل چهار یا پنج سؤال بود و با طیف پنجگزینهای لیکرت اندازهگیری شد. برای توصیف دادهها از شاخصهای مرکزی و در بخش استنباطی، از آزمون t زوجی استفاده شد؛ همچنین برای متغیرهای مستقل و وابسته نیز، بهترتیب، روش تحلیل واریانس اندازهگیری مکرر و آنوای آمیخته به کار گرفته شد. نتایج آزمون نشان داد اجرای طرح ناب بر اخلاقمداربودن کادر پرستاری، از دیدگاه کل ارزیابان، تأثیر معنیدار آماری دارد (001/0 P<)؛ همچنین، از نظر جنسیت، سنین میان بیست تا سی سال، تحصیلات، وضعیت استخدام (رسمی، پیمانی و...)، تأهل و سابقهی کار، اجرای طرح ناب بر اخلاق حرفهای کادر پرستاری تأثیر معنیدار داشت؛ اما اثر تعاملی خصوصیات دموگرافیک شرکتکنندگان، معنیدار نبود. در این پژوهش نشان داده شد که اجرای طرح ناب در بیمارستان بهارلو، موجب ارتقای اخلاق حرفهای کادر پرستاری شده است.
سید محسن سادات اخوی، حمیدرضا صالحی،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
اعتماد طرفینِ یک رابطهی اجتماعی به یکدیگر، شاهکلید تنظیم آن رابطه از منظر اخلاق و حقوق است. اعتماد بیمار به پزشک در یک بازهی زمانی طولانی و فرایند چندجانبه به دست میآید. در اولین نصوص قانونی، از پزشک، جلب احترام و اعتماد جامعه نسبت به خود و همکارانش مطالبه و در مرحلهی بعد، تعهدات حقوقی پزشک ذیل آن تبیین شده است. اگرچه در اصلاحات بعدی، این تعهدات با تغییراتی باقی ماند، هیچگاه ذیل ارزشی به نام «احترام و اعتماد» تکرار نشد. در واقع، بهجای تکلیف پزشک به رعایت مناسک و تهدید به اعمال ضمانتاجراهای نقض آن، مقنن ابتدا اهمیت این مفاهیم را بیان کرده، سپس با ذکر جزئیاتی تمثیلی، ضمانتاجرای نقض آن را بیان کرده بود که از آن به مجازات انتظامی تعبیر میشد. قوانین مربوطه نهتنها به تعهدات فنی پزشک در درمان تصریح دارند و پزشک را به رعایت شئون حرفهای فرامیخوانند، بلکه رعایتنکردن این تعهدات را تخلف حرفهای محسوب کرده و حسبمورد موجب مسئولیت کیفری، مدنی یا انتظامی میدانند. به نظر میرسد «احترام» و «اعتماد» جامعه به پزشکان، سرمایهی گرانقدرِ اجتماعی آنها از یکسو و تضمینکنندهی اثربخشی درمان، بهواسطهی مشارکت آگاهانهی بیمار از سوی دیگر است. این مهم، در گرو اهتمام پزشک به رعایت حریم بیمار از یک سو و انجام تعهدات فنی و حرفهای خود از سوی دیگر است. این نوشتار، به این ارتباط ناگسستنی و لزوم تحلیل تعهدات حقوقی، ذیل ارزشهای برتر اخلاقی تأکید دارد.
ثریا فرجی، سیدمحسن سیدی، مجید خلیلی، مهران سیف فرشد،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده
در سراسر تاریخ پزشکی، نگارش رساله و کتابهای اخلاقی، در کنار علمآموزی، بهعنوان یکی از مباحث مهم مطرح بوده و در قرون طلایی علوم در اسلام نیز، رواج داشته است. دانشمندان این دوره، از بیان نکات اخلاقی که رعایت آن در پزشکی ضروری مینمود، غافل نبودند. مقالهی حاضر دربارهی رفتار و اخلاق پزشکان از دیدگاه دانشمند برجستهی دورهی اسلامی، اسحاقبنعلی رهاوی و مؤلف نخستین اثر مستقل در این زمینه، ادب الطبیب است. هدف از این مطالعه، تحلیل و بررسی رفتار و اخلاق پزشکان در این کتاب ارزشمند است. در این مطالعه، به دلیل حجم گسترده و جامعیت کتاب یادشده که شاید بتوان آن را دایرهالمعارف اخلاق پزشکی نامید، تنها چند جستار، مانند مختصری از زندگی و تبار رهاوی، ضرورت و مفهوم ادب، رفتار و تعهد پزشکان به خود، بیماران و جامعه و همچنین، رفتار پرستاران، عیادتکنندگان و نکاتی دربارهی چگونگی آزمون و آموزش پزشکی و داروسازی بررسی شده است. رهاوی، نخستین شرط طبابت را ایمان و اعتقاد راستین به خداوند دانسته و پزشکان را نگهبانان جسم و تن معرفی میکند. حفظ تعهد به آموزش پزشکی، نقش پرستاران و داروسازان در روند درمان، مهارتهای ارتباطی پزشک و توصیه به آموختن سایر علوم، همچون فلسفه و از همه مهمتر، رابطهی محکم بین جسم و روح، از نقاط قوت ادب الطبیب است که رهاوی با بیان این نکات، خواستار بهبود کیفیت خدمات پزشکی در جامعه بوده است.
زهرا صادقی آرانی،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
پس از انتشار ویروس کووید 19 و همهگیری آن در اواخر دسامبر 2020، سازمان بهداشت جهانی و سازمانهای ملی در سراسر دنیا توصیههایی برای محافظت شخصی ارائه کردند که یکی از مشهودترین آنها استفاده از ماسک برای جلوگیری از شیوع ویروس بود. علیرغم اهمیت این راهکار، هنوز بسیاری از افراد در برابر استفاده از ماسک مقاومت میکنند؛ ازاینرو، هدف این پژوهش، پیشبینی میزان پوشیدن ماسک توسط افراد با استفاده از چهار عامل تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی و فردگرایی، با تأکید بر تأثیر باورها و هنجارهای ذهنی بر رفتار مصرفکننده بود. جامعهی آماری این تحقیق را شهروندان شهرستان کاشان تشکیل دادند و برای جمعآوری دادههای تحقیق، از پرسشنامه استفاده شد. نتایج حاصل از آزمونهای میانگین حاکی از آن بود که زنان بیش از مردان از ماسک استفاده میکنند؛ همچنین با افزایش تحصیلات، میزان استفاده از ماسک افزایش یافته است. (p-value<0.05)
نتایج آزمون تحلیل رگرسیون نیز نشان داد هر چهار متغیر پیشبین دارای توان پیشبینیکنندگی بودند. میزان استفاده از ماسک با متغیرهای تفکر سیستمی، مسئولیتپذیری فردیاجتماعی، تعهد اخلاقی رابطهی مثبت و معنیدار و با فردگرایی رابطهی منفی و معنیدار داشت؛ همچنین تعهد اخلاقی با ضریب بتای 0.694 (p-value<0.1) و تفکر سیستمی با ضریب بتای 0.107 (p-value<0.05) بهترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر متغیر ملاک (میزان استفاده از ماسک) داشتند. با توجه به یافتههای این پژوهش به نظر میرسد، ایجاد و توسعهی یک تفکر کلنگر، توجه به مسئولیتهای فردی و اجتماعی، تقویت تعهد اخلاقی و پرهیز از فردگرایی در رابطه با رفتارهای مطلوبِ جمعی برای مدیریت یک بحران همهگیر ضروری است. در نتیجه، اجرای راهکارهایی برای افزایش این ویژگیهای فردی، میتواند به تقویت و شکلگیری رفتارهای مطلوب جمعی در زمان بحران، مانند پوشیدن ماسک در زمان کووید ۱۹، کمک میکند.
علی حسن رحمانی، الهه بنفشه، عاطفه کامرانی، اعظم مریدی، زهره یگانه،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1402 )
چکیده
وجود نیروی کار حرفهای و آموزشدیدهی مامایی، برای مراقبت باکیفیت از مادر و نوزاد بسیار حیاتی است. عملکرد صحیح ماماها، نیازمند آگاهی و دانش آنها از قوانین و مقررات حرفهای است. مطالعهی حاضر با هدف بررسی سطح آگاهی و دانش ماماها از قوانین و مقررات حرفهای در ایران انجام شد. در این مطالعه، برای یافتن مقالات مرتبط، پایگاههای اطلاعاتی کوکران، امبیس، پابمد، اسکوپوس، مگیران، ایرانداک و مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی بر اساس دستورالعمل پیکو و با استفاده از کلمات کلیدی مناسب تا تاریخ 7سپتامبر2023 (۱۶شهریور۱۴۰۲) بهصورت نظاممند، مرور و بررسی شدند. ارزیابی کیفیت مقالات با استفاده از فهرست مؤسسهی «جوآنا بریگز» (JBI) انجام شد. در این مطالعهی نظاممند، چهارده مقالهی مقطعی با تعداد 2161 مشارکتکننده وارد شدند. نتایج نشان داد، در ایران، سطح آگاهی و دانش ماماها دربارهی قانون و مقررات حرفهای رضایتبخش نیست و به توجه بیشتر نیاز دارد. نتایج این مطالعه میتواند در تدوین برنامههای آموزشی قوانین و مقررات حرفهای مامایی که برای افزایش کیفیت مراقبت از مادر و نوزاد ضروری است، به کار گرفته شود.