9 نتیجه برای حقیقتگویی
عبدالحسن کاظمی، علیرضا پور سلیمانی، علی فخاری، کاظم مداین،
دوره 3، شماره 2 - ( 1-1389 )
چکیده
از نظر مبانی اخلاق پزشکی، مطلع شدن بیمار از شرایط بیماری خود جزو حقوق اولیهی بیماران محسوب میشود ولی تصمیمگیری در مورد بیان حقایق مربوط به وضعیت سلامتی و ناخوشی بیمار به خود وی یا اطرافیان ذیحق بیمار، عملاً با محدودیتهای متعددی روبهرو میشود. در این بررسی با استفاده از منابع تخصصی و مساعدت اساتید صاحبنظر اخلاق زیستی - پزشکی، پرسشی پایا و معتبر در ارتباط با مسائل حرفهای شایع در مورد حقیقتگویی و بیان حقایق بیماری به بیمار تنظیم گردید و نظرات 200 نفر از شاغلان پزشکی در بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در مورد این پرسش جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل نظرات جمعآوری شده نشان میدهد که برای بیان حقایق بیماری به بیمار در بیشتر زمینههایی که تصور ضرری برای بیمار یا مصالح عمومی وی وجود داشت، پزشکان مورد سؤال، برای بیمار «حق ندانستن» را بر «حق دانستن» اولی تشخیص میدادند و اجمالاً بر این نکته اذعان داشتند که خلأ آموزش رسمی در این زمینه در نظام آموزش پزشکی، احساس میشود.
مواجهه با مسائل تلخ مربوط به بیماری و نحوهی بیان این حقایق به بیمار و اطرافیانش نقش تعیینکنندهای در روابط پزشک و بیمار یا اساساً پزشک و جامعه ایفا میکند و با توجه بهنظرات پزشکان شاغل در بیمارستانهای آموزشی وابسته به دانشکدهی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز در این مورد، بهعنوان نمونهای از جامعهی پزشکی کشور، بررسی حاضر میتواند زمینهساز تحقیقات بیشتر در این زمینه و نگرش نوین به مسائل اخلاق پزشکی در نظام آموزش پزشکی کشور باشد.
مجتبی پارسا، علیرضا باقری، باقر لاریجانی،
دوره 4، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
گفتن خبر بد به خود بیمار، حتی در کشورهایی که امروزه رویهی معمول چنین است، سابقهی دیرینهای ندارد. در این مورد بین بیماران و پزشکان اختلاف نظر وجود دارد. بسیاری از پزشکان تمایلی به گفتن خبر بد ندارند که این موضوع در اکثر موارد بر خلاف میل بیماران است. اختلافات فرهنگی در دیدگاه پزشکان در انتقال اخبار بد مؤثر است. مثلاً در کشورهای اروپای شمالی و ایالات متحده رویهی معمول اکثر پزشکان این است که تشخیص را به بیمار بگویند، اما در کشورهای اروپای جنوبی وشرقی یا بسیاری از کشورهای آسیایی ممکن است چنین اطلاعاتی به بیماران داده نشود. همچنین، در جامعهی ایرانی هم پزشکان ترجیح میدهند تا اطلاعات مربوط به بیماران را بهجای خود بیمار به خانوادهی آنها بگویند. همین اختلافات فرهنگی در دیدگاه مردم نیز تأثیر میگذارد. مثلاً اکثر مردم در کشورهای غربی موافق گفتن اخبار بد توسط پزشکان به بیماران هستند ولی در کشورهای دیگر همیشه دیدگاه مردم این نیست. اما بهطور کلی امروزه، نظر غالب این است که باید اخبار بد را به اطلاع خود بیمار رساند. از جمله مزایای این کار، میتوان به حفظ و تقویت اعتماد بین پزشک و بیمار، جلوگیری از ضرر رسیدن به بیمار، افزایش رضایت بیماران و کاهش اقدامات قانونی علیه پزشکان اشاره نمود. اما استثنائاتی هم در گفتن خبر بد وجود دارد که مهمترین آن ایجاد آسیب روانی جدی در بیمار است. میزان و محتوای اطلاعاتی که پزشک باید ارائه دهد براساس شرایط هر بیمار متفاوت است. اما نکتهی مهم این است که دادن خبر بد، مهارتهای ارتباطی خاصی نیاز دارد که کادر پزشکی باید آنها را بیاموزد.
حسین اترک، مریم ملابخشی،
دوره 5، شماره 4 - ( 4-1391 )
چکیده
یکی از مسائل مطرح در اخلاق پزشکی، مسألهی حقیقتگویی به بیمار است. امروزه، دیدگاه غالب در میان پزشکان، ضرورت حقیقتگویی به بیمار است و دروغگویی یا کتمان حقیقت جایز نیست. ولی بهنظر میرسد مطلق و بیقید و شرط دانستن اصل حقیقتگویی قابل قبول نباشد و گفتن هر حقیقتی به هر کسی و در هر شرایطی جایز نیست. گرچه اصل اول در اخلاق، حقیقتگویی است، در برخی شرایط نیز کتمان حقیقت و حتی دروغگویی جایز است. از نظر عقل و شرع، دروغگویی در موارد اکراه، اضطرار (که شامل دفع ضرر جانی، مالی و آبرویی از خود و دیگران است) و دَوَران امر بین دو محذور، جایز است. بهنظر نگارنده، در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان و جلب همکاری و کسب رضایت بیمار ضروری است و نیز در موقعیتی که حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، لاعلاجی بیماری و زمان نزدیک مرگ اوست، بیان حقیقت با وجود ضررهای احتمالی، ضروری است. اما در موقعیتی که بیان حقیقت برای ادامهی درمان ضرورت ندارد و حقیقتی که باید به بیمار گفته شود، چیزی غیر از زمان مرگ و لاعلاجی بیماری اوست، مانند حقایقی از قبیل سختی و خطرناکی بیماری، زنده نبودن همراهان بیمار در تصادف، مشکلاتی که در بیرون از بیمارستان برای بیمار یا خانوادهاش ایجاد شده، پیشآگهی احتمالی از مدت زمان زنده بودن بیمار و تشخیصهای احتمالی غیرقطعی، اگر بیان حقیقت برای بیمار ضرر داشته باشد، کتمان حقیقت و حتی دروغگویی از باب دفع ضرر جانی از بیمار جایز است.
احمد ایزدی، اسمعیل محمدنژاد، سیده رقیه احسانی،
دوره 6، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده
حقیقتگویی به منزلهی ارائهی اطلاعات مناسب به بیمار جهت تصمیمگیری آگاهانه راجع به روند مراقبتی درمانی است. حقیقتگویی تمامی ابعاد مربوط به سلامت فردی را در بر میگیرد. بهدلیل کمبود مطالعات این پژوهش با هدف تبیین پدیدارشناسی حقیقتگویی براساس تجربیات پرستاران انجام شد. پژوهش حاضر کیفی و روش آن پدیدارشناسی است. در این روش تجربیات 14 پرستار بالینی شاغل در بیمارستان آموزشی شهر تهران در سال 91- 1390 با استفاده از مصاحبه جمعآوری شد. نمونهگیری بهصورت مبتنی بر هدف انجام شد و با استفاده از روش کلایزی دادهها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتههای حاصل از تجارب پرستاران از حقیقتگویی با 12 زیر مفهوم و دو درون مایه اصلی پیامدهای تقویتکننده و موانع حقیقتگویی استخراج شد. نتایج مطالعهی حاضر نشان داد پرستاران باید ضمن آگاهی از شرایط بیمار جهت تصمیمگیری، با شیوههای صحیح ارتباط و انتقال خبر بد آشنایی داشته باشند تا بتوانند بهترین مراقبت را به آنها ارائه دهند و این خود گامی در ارتقاء عملکرد پرستاران است.
سیداسماعیل مناقب، معصومه حسینپور، فاطمه محرابی،
دوره 6، شماره 4 - ( 7-1392 )
چکیده
انتقال اخبار ناگوار یک بخش اجتناب ناپذیر حرفه طبابت است. پزشک و بیمار دو طرف این طیف هستند. دیدگاههای متفاوتی در مورد حقیقتگویی و انتقال خبر بد به بیمار در فرهنگها و جوامع مختلف وجود دارد. این مطالعه به منظور بررسی دیدگاه بیماران بستری در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی جهرم در مورد چگونگی انتقال خبر بد انجام شده است. این مطالعه از نوع مقطعی - توصیفی بود که در سال 1390 در دانشگاه علوم پزشکی جهرم انجام شد. حجم نمونه برابر با 110 بیمار محاسبه گردید و روش نمونهگیری به روش آسان بود. جامعهی پژوهش بیماران بخشهای داخلی، جراحی، زنان و اتفاقات بستری در بیمارستان مطهری و پیمانیهی جهرم بودند. معیار ورود بستری بودن در بیمارستانهای پیمانیه و مطهری جهرم بود و معیارهای خروج شامل بیماران شدیداً بدحال و بیماران مبتلا به اختلالات روانی- ذهنی بود. پرسشنامه محققساخته روا و پایا توسط کارشناس همکار طرح در اختیار بیماران قرار گرفت اطلاعات پس از جمعآوری با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 16 در سطح آمار توصیفی و تحلیل عاملی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.تعداد 110 بیمار در این مطالعه شرکت داشتند. بر اساس تحلیل عاملی سه عامل شامل روش انتقال خبر بد، افراد درگیر در انتقال خبر بد و عامل مکان و زمان بهدست آمد. 87 درصد از بیماران با اینکه همراه بیمار در جریان خبر بد قرار گیرد موافق بودند و 2/63 درصد از بیماران برای انتقال خبر بد بر لزوم انجام این کار در یک اتاق خصوصی و خلوت تأکید داشتند. به ترتیب 2/77 درصد و 5/62 درصد از بیماران بر لزوم وجود مشاور روانپزشکی و مشاور مذهبی تأکید داشتند. 6/91 درصد از بیماران میخواستند تا در مورد علت بیماری اطلاعات کامل به آنها داده شود. طبق نظر 8/74 درصد از افراد تحت مطالعه، بیماران سرطانی بهتر است نسبت به ابتلا به بیماری سرطان مطلع باشند. این مطالعه نشان داد که در برخی موارد خواستههای بیماران برای چگونگی انتقال با سایر جوامع تفاوت چشمگیر دارد. در انتقال خبر بد باید به تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی توجه کرد. در کشور ما، خانواده میتواند نقش حمایتی برجستهای در هنگام انتقال خبر بد به بیمار بازی کند.
علی لباف، امیر حسین جهانشیر، امیر شاهورانی نسب،
دوره 7، شماره 1 - ( 2-1393 )
چکیده
ارائهی خبر بد یکی از وظایف پزشک اورژانس است که منابع موجود به مقدار لازم به آن نپرداختهاند. دستورالعملهای موجود هم عمدتاً بر اساس نظر پزشکان و در بخشهای غیر اورژانس طراحی شدهاند. در این مقاله با جستوجو و مرور مقالات موجود در بانکهای اطلاعاتی معتبر، لزوم تطبیق این دستورالعملها با شرایط بخش اورژانس و مختصات فرهنگی و مذهبی کشورها را بررسی کردهایم. طرح این مسأله میتواند نخستین گام طراحی دستورالعملی مختص بخش اورژانس باشد.ساختار فیزیکی، ماهیت اخبار بد و امکانات متفاوت پزشکان بخش اورژانس نسبت به بخشهای غیراورژانس، سبب کاهش کارآیی منتسب به دستورالعملهای موجود میشوند. از سوی دیگر با توجه به نقش انکارناپذیر فرهنگ و مذهب در دریافت خبر بد، تمام توصیههای دستورالعملهای موجود که عمدتاً در کشورهای غربی طراحی شدهاند، برای کشورهای غیرغربی مناسب نیستند.در حد اطلاع نویسندگان این مقاله، تاکنون در ایران دستورالعملی بومی برای ارائهی خبر بد ارائه نشده است. برنامههای آموزشی معدودی که در سایهی توجهات اخیر به اخلاق پزشکی طراحی شدهاند نیز عمدتاً بر پایهی همین دستورالعملهای کشورهای غربی هستند. از آنجا که انجام مطالعات اولیهی ضروری برای تدوین دستورالعملی کشوری بسیار زمان بر است، در حال حاضر، استفاده از همین دستورالعملهای غربی تنها راه پیش رو در کوتاهمدت است. اما پیشنهاد میشود بهعنوان اولین اقدام در جهت کارآمدتر کردن آنها، سعی شود تا حد امکان همین دستورالعملها بر اساس مقتضیات بخش اورژانس و فرهنگ ایرانی اصلاح شوند.
ملیحه کدیور، مرجان مردانیحموله،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
بایستههای اخلاقی در زمینهی سرطانهای کودکان، یکی از مهمترین مسائل مطرح در خدمات پزشکی است. هدف این مطالعه، واکاوی این مسأله بود. مطالعهی حاضر، بر مبنای یک نمونه در گراند راند اخلاق پزشکی مرکز طبی کودکان تهران انجام شده است. نمونهی معرفی شده، یک دختر 13 ساله است که 5 سال پیش برای وی تشخیص سرطان تخمدان چپ داده شده بود. بیمار اظهار کرد که از طرف خانواده، پزشکان و سایر کارکنان درمانی در جریان بیماری و نوع عمل جراحی قرار نگرفته است. همچنین، خانواده خبر بیماری فرزندشان را انکار میکردند. با این حال، بیمار برای سازگار شدن با شرایط پیش آمده تلاش میکرد. در نهایت، وی پس از شیمیدرمانی و جراحی بهبود یافت. یافتههای مطالعه نشان داد که کارکنان درمانی میتوانند در جهت سازگاری بهتر کودک مبتلا به سرطان و خانوادهی وی با در نظر داشتن بایستههای اخلاقی مرتبط با بیماری، همکاری کنند. این امر با فراهم کردن منابع حمایتی برای کودکان مبتلا به سرطان و خانوادههای ایشان میسر میشود
مهدی عقیلی، راضیه اکبری، علی کاظمیان،
دوره 8، شماره 3 - ( 6-1394 )
چکیده
یکی از مباحث مهمی که امروزه در زمینهی ارتباط پزشک و بیمار مطرح میشود بحث بیان حقیقت از سوی پزشکان به بیماران است. تحقیق حاضر به بررسی رفتار پزشکان در زمینهی بیان حقیقت به بیماران سرطانی بر اساس تئوری رفتار برنامهریزی شده پرداخته است. به این منظور پرسشنامهای بر اساس ادبیات تحقیق و نظر متخصصان طراحی شد که شامل 24 سؤال بود. تعداد 161عدد پرسشنامهی قابل تحلیل از متخصصان مرتبط با بیماری سرطان بهدست آمد. نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده بود و در کنفرانسها و همایشهای مرتبط با سرطان جمع آوری شد. نتایج اولویتبندی گویههای تحقیق نشان داد، در زمینهی نگرش، بیشتر پزشکان بر این اعتقاد بودند که حق اولیهی بیمار این است که اطلاعاتی در مورد بیماری خود داشته باشد و مشارکت خانواده در گفتن حقیقت به بیمار بسیار کارآمد و پرفایده است. توان پیشبینی تئوری رفتار برنامهریزیشده برای پیشبینی رفتار حقیقتگویی پزشکان R2=0.92 بود. نتایج نشان داد که بیشترین تأثیر را کنترل رفتار ادراکشده (تجربیات خود فرد) و هنجارهای ذهنی (افراد اثرگذار بر فرد) بر تمایل پزشکان بر بیان حقیقت دارند. کنترل رفتار ادراکشده با ضریب &beta=0.90 بر تمایل تأثیر داشت و نگرش تأثیر معنیداری بر تمایل به حقیقتگویی نداشت. با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود از متخصصان برجسته در راستای آموزش متخصصان تازهکار استفاده شود و گایدلاین آموزشی برای آنها تدوین شود و جهت ارتقای رفتار پزشکان، لازم است متولیان بهداشت و درمان کشور اقدامات اصلاحی بهبود نگرش و هنجارهای ذهنی پزشکان را در دستور کار قرار دهند
ندا یاوری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده
گفتن حقیقت دربارهی تشخیص و پیشآگهی بیماری در بیماران مراحل پایانی حیات، همواره یکی از چالشهای اساسی در اخلاق پزشکی بوده است. بر اساس اصل اخلاقی احترام به اتونومی بیماران، آنها حق دارند در مراحل پایانی حیات دربارهی تشخیص و پیشآگهی خود اطلاعات کافی داشته باشند؛ اما نگرانی تیم درمان از القای ناامیدی و مختلکردن آرامش روانی بیماران، اغلب منجر به اتخاذ رویکردی قیممآبانه، مبتنی بر مخفیکردن یا دستکاری اطلاعات در زمان ارائه به بیماران میشود. مطالعات انجامشده دربارهی حقیقتگویی به بیماران در مراحل پایانی حیات، در باب بهترین رویکرد دربارهی زمان آن، چگونگی و میزان اطلاعاتی که باید به این بیماران ارائه شود، اتفاقنظر ندارند. پیچیدگی این مسأله به دلیل وجود باورهای فرهنگی مختلف دربارهی مرگ و نیز الگوی روابط اجتماعی و خانوادگی در جوامع مختلف دوچندان میشود. این مقاله به بررسی تجربیات، نگرشها و ادراکات ارائهدهندگان و دریافتکنندگان خدمات سلامت پیرامون چالشهای اخلاقی حقیقتگویی به بیماران مراحل پایانی حیات پرداخته است. در این مطالعهی کیفی، مصاحبههای عمیق نیمهساختاریافته با ۲۷ نفر از ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی، ۲۰ بیمار و ۱۵ همراه بیمار انجام شد. انتخاب مصاحبهشوندگان با روش نمونهگیری هدفمند صورت گرفت و مصاحبهها تا زمان اشباع دادهها ادامه پیدا کرد. برای تحلیل نتایج از روش تحلیل محتوای مرسوم استفاده شد. نتایج این مطالعه را میتوان در چهار طبقهی اصلی خلاصه کرد: الف. تنوع در رویکردهای ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی به بیان حقیقت به دلیل تأثیر ارزشهای شخصی پزشک، سیاستهای سازمانی و عوامل فرهنگی؛ ب. ترجیح غالب بیماران و اعضای خانواده برای دریافت اطلاعات که اغلب با تصور ارائهدهندگان مراقبتهای بهداشتی در تضاد بود؛ ج. تأثیر شایان توجه چگونگی و موقعیت زمانی و مکانی بیان حقیقت بر بهزیستی عاطفی بیماران و خانوادهی آنها؛ د. نیاز به رویکرد بیمارمحور در ارتباط با درنظرگرفتن موقعیت فردی، ارزشها و ترجیحات بیماران و خانوادهی آنها. این مطالعه بر پیچیدگیهای اخلاقی پیرامون حقیقتگویی در پایان زندگی تأکید میکند. علیرغم اهمیت توجه به اصل اتونومی بیماران لازم است رویکردی محتاطانه در زمینهی حقیقتگویی به بیماران اتخاذ شود تا ضمن احترام به اتونومی بیمار و تحکیم ارتباط صادقانهی پزشک با او، از القای ناامیدی و آسیب به سلامت روان بیمار و خانوادهی او پرهیز شود؛ ازاینرو، انجامدادن مطالعات بیشتر با تمرکز بر توسعهی راهکارهای ارتباطی مؤثر و ارائهی پشتیبانی جامع برای متخصصان مراقبتهای بهداشتی درگیر در مراقبتهای پایان حیات توصیه میگردد؛ همچنین، طراحی برنامههای آموزشی با تأکید بر مهارتهای ارتباطی، حساسیت فرهنگی و تصمیمگیری اخلاقی برای ترویج بهترین شیوهها و کاهش بار عاطفی بر پزشکان و درعینحال، حمایت از حقوق بیماران، ضروری است.