جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای حق حیات

حسین اترک،
دوره 1، شماره 3 - ( 6-1387 )
چکیده

در رابطه با سقط جنین سه دیدگاه وجود دارد: موافقان آزادی سقط که عمدتاً به اولویت حقوق زن مانند حق تصمیم‌گیری برای تولید مثل، حق کنترل بر بدن خویش، اصل خود- تعیینی زن و عدم تشخص اخلاقی جنین اشاره می‌کنند؛ مخالفان آزادی سقط که به تشخص اخلاقی، انسانیت و حق حیات جنین توسل می‌جویند؛ میانه‌روها که جواز سقط را منوط به اموری چون عدم سلامت و نقص جنین، تأثیر بارداری زن بر سلامت خویش و خانواده و میزان مسؤولیت زن در بارداری منوط می‌کنند. دو مسأله محل نزاع است: اول،‌ آیا جنین انسان است و از چه زمانی یک شخص اخلاقی دارای حقوق انسانی مانند حق حیات می‌شود.  دوم، در تعارض حقوق زن و جنین، کدام‌یک اولویت و تقدم دارد؟ مخالفان سقط، جنین را از زمان‌های اولیه رشد دارای تشخص و حقوق اخلاقی می‌دانند و تشخص اخلاقی را بر اساس رشد بیولوژیکی تفسیر می‌کنند. موافقان سقط، زمان تشخص را به مراحل متاخر تکامل جنین و حتی بعد از تولد موکول می‌کنند و رشد عقلی و روانی جنین را ملاک تشخص قرار می‌دهند. برخی نیز بر فرض انسانیت جنین حقوق مادر را مقدم بر حقوق جنین می‌پندارند. به‌نظر نگارنده، مسأله‌ی اصلی در سقط جنین حق حیات داشتن جنین و تعیین زمان انسان شدن آن است. حق حیات دائر مدار حیات است. جنین از زمانی که اعضای اصلی و رئیسه بدن کامل می‌شوند، یک انسان است و حق حیات دارد و سقط آن جایز نیست مگر برای حفظ جان مادر. قبل از این زمان، سقط مطلقاً جایز است چون جنین انسان نیست.


عادل ساریخانی، مهدی خاقانی اصفهانی،
دوره 4، شماره 1 - ( 12-1389 )
چکیده

در واکاوی اخلاقی اتانازی، چالش بنیادی، تقابل دو دیدگاه است: تعارض حق حیات به مثابه‌ی یکی از آرمان‌های اومانیسم، با ممنوعیت نقض کرامت انسانی در اندیشه‌ی اخلاقی. اتانازی ناقض این کرامت است. تأمل در حدود جواز دخالت انسان در حیات خویش نیازمند تحلیلی چندوجهی است که نسل‌های حقوق بشر را در بستر درک عمیق از فلسفه‌های معاصر (به‌ویژه پسانوگرایی، به لحاظ تقویت ریشه‌های اتانازی) هدایت کند.
امکان‌سنجی قابلیت اسقاط حق حیات از دید حقوق طبیعی، وضعی و پسانوگرا، تحلیل مبانی ادله‌ی مخدوش موافقان اتانازی را میسر می‌سازد. کاوش در نسبت این مسائل با نسل چهارم حقوق بشر - «حق بر رعایت اخلاق زیستی» - حمایت از اتانازی را با چالش حذف «انسان به‌عنوان سرمایه‌ی اجتماعی» نیز مواجه می‌کند.
این نوشتار، نگرانی‌ها بابت تفوق رویکرد مدیریتی - که با تخصیص گزینشی منابع درمانی به بیماران، اتانازی را رشد می‌دهد - دورنمای ضدبشری اتانازی را به تصویر می‌کشد و اذهان اخلاقی- حقوقی را به تشریک مساعی برای تحدید جهانی‌سازی مشروعیت اتانازی دعوت می‌کند.


محدثه معینی فر،
دوره 12، شماره 0 - ( 1-1398 )
چکیده

به‌طور عمده، در پیوند با موضوع سقطِ‌جنین، چهار نوع سیاست‌گذاری در کشورهای جهان وجود دارد که بر پنج رویکرد اساسی اجتماعی، فمینیسم، لیبرال، وابسته به شمارش نفوس و مذهبی مبتنی است. هر یک از این رویکردها راهکاری را برای حل تزاحم میان حقوق مادر و حق حیات جنین ارائه می‌دهند؛ بر اساس مبانی سه دیدگاه نخست، سقطِ‌جنین جایز و بر اساس دیدگاه چهارم، بسته به شرایط سقط عمدی جنین، مجاز یا غیرمجاز و بر اساس دیدگاه مذهبی (اسلام و مسیحیت)، سقط عمدی جنین غیرمجاز است. در پژوهش پیشِ رو کوشیده شده است با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی به این پرسش اساسی پاسخ داده شود که چرا در برخی رویکردهای فوق حق مادر مقدم است، درحالی‌که در برخی دیگر حق حیات جنین مقدم است؟ به نظر می‌رسد راهکار نظام حقوقی اسلام منطقی‌تر است؛ زیرا در قوانین کشورهای غربی، در تزاحم حقوق کودکان و والدینشان، همیشه حقوق والدین مقدم شده است. این در حالی است که در نظام حقوقی اسلام علاوه بر دستورات اخلاقی، اصولی پیش‌بینی‌شده که مانع از تزاحم حقوق این دو گروه و مقدم‌شدن بی‌جهت یکی بر دیگری شده است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb