10 نتیجه برای حکم
عادل ساریخانی،
دوره 2، شماره 2 - ( 2-1388 )
چکیده
امروزه بهخاطر رشد امکانات رفاهی و بهداشتی و... سن زندگی انسان افزایش یافته است، بهطوری که برخی از کشورها با انبوه جمعیت سالمندان مواجه هستند و از سوی دیگر بشر با امراض سخت و لاعلاجی درگیر است. بهعلاوه، انسان امروزی به کیفیت زندگی اهمیت فوقالعادهای میدهد و در صورتی که نتواند از حد بالای لذت در زندگی بهره برد خواستار پایان دادن به زندگی همراه با درد و مشقت است.
به همین جهت قتل از روی ترحم تبدیل به یکی از موضوعات مهم حقوقی، پزشکی، اجتماعی و فلسفی جهان امروز شده است. این امر در برخی از کشورها بهعنوان امری قانونی و مجاز با شرایطی خاص پذیرفته شده است. قتل از روی ترحم در آینده یکی از مسائل مهم بشری در عالم و بهخصوص در کشورهای ارزشمدار و بهویژه در ممالک اسلامی خواهد بود.
لذا در این تحقیق ابعاد فقهی این مسأله بهطور مختصر کاویده شده است. و باید گفت که علیالاصول اسلام با خودکشی یا کشتن دیگری به هر شکلی (مباشرت، معاونت، تسبیب) از نظر تکلیفی مخالف است و آن را فعلی حرام و ممنوع میداند ولی از جهت حکم وضعی در اینباره بین فقها اختلاف نظر وجود دارد که بهنظر میرسد سقوط قصاص و دیه از پشتوانهی علمی بیشتری برخوردار است.
سید ضیاءالدین تابعی، مهدی پاسالار، مهرزاد کیانی،
دوره 4، شماره 5 - ( 7-1390 )
چکیده
یکی از اصول بنیادین در طب سنتی ایرانی، رعایت موازین اخلاقی در این حرفهی مقدس است که در کلام و آثار بنیانگذاران این مکتب طبی میتوان بارها این تأکید را مشاهده کرد. یکی از این منابع غنی، کتاب گرانسنگ «خلاصهالحکمه» تألیف دانشمند فرزانهی ایران زمین، حکیم سید محمد حسین عقیلی خراسانی شیرازی است که نگارش آن به بیش از دو قرن پیش بازمیگردد و در این مطالعهی توصیفی و کتابخانهای، به بررسی آن میپردازیم. نکتهی حایز اهمیت در این اثر، توجه دقیق و نکتهسنجی ویژهی این پزشک عالیقدر در تبیین اصول اخلاق پزشکی است. پیشینهی ارائهی اصول چهارگانهی اخلاق پزشکی در پزشکی نوین، سابقهای چندان طولانی ندارد، حال آنکه در این ذخیرهی طب پارسی، این اصول به زیبایی تشریح و بازخوانی شدهاست. شناخت این منابع برای پزشکان و پژوهشگران جوان و تحلیل و مقایسهی آن بر اساس اصول اخلاقی پزشکی نوین، نشانهی روشنی از ریشهدار و اخلاقمدار بودن مکتب طب اخلاطی (Humoral Medicine) است. هدف از این مطالعه، تحلیل و بررسی نکات اخلاق پزشکی در کتاب نفیس «خلاصهالحکمه» است.
داود دهقان، محمد مزیدی، بابک شمشیری، سعید رحیمیان، محمدرضا تقوی،
دوره 8، شماره 1 - ( 2-1394 )
چکیده
ارزششناسی یکی از مهمترین قلمروهای مکاتب فلسفی است که به مقولات زیباییشناسی و اخلاق میپردازد. ارزششناسی با اخلاق بهطور عام و اخلاق حرفهای بهطور خاص در ارتباط است. امروزه، نظامهای اخلاقی بهدنبال پاسخگویی به نیازهای انسان در زمینههای مختلف هستند؛ یکی از حوزههایی که اخلاق به آن وارد شده، اخلاق حرفهای رواندرمانگران است. در این نوشتار با مبنا قرار دادن ارزششناسی حکمت اشراق به مثابهی یکی از فلسفههای اصلی اسلامی، بهدنبال استخراج اصول و روشهای اخلاق حرفهای آن برای روانشناسان و رواندرمانگران هستیم. شیخ اشراق برای دستیابی سالک به تزکیهی نفس و تصفیهی دل بر اساس مبانی ارزششناسانهی حکمت اشراق، دستورالعملهایی را توصیه کردهاست. هدف این مقاله استخراج تلویحاتی از این نظام ارزشی جهت رواندرمانگران است. روش این پژوهش از نوع توصیفی - تفسیری است. اهلیت داشتن، صداقت، پرهیز از ظلم، خیرخواهی، امانتداری، مسؤولیتپذیری، توجه به کرامت انسانی و سکوت از جمله مفاهیم اخلاقی در حکمت اشراق هستند که اگر رواندرمانگران بتوانند حتی بعضی از این ویژگیها را در خود تحقق بخشند، توانایی آنها در فرایند مشاوره و رواندرمانی به مراتب افزونتر خواهد شد
محمد قائنی، محدثه معینی فر،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
حق تولیدمثل و باروری انسان، یکی از حقهایی است که در حقوق کشورهایی چون آمریکا و انگلیس مورد توجه واقع شده است. توجه به این حق با توسعهی روشهای کمک باروری و همچنین روشهای جلوگیری از بارداری روز به روز رو به افزایش است و نیز جنبههای مختلفی یافته است. شاید بتوان ادعا کرد که طرح این مباحث از سوی حقوقدانان مذکور به جهت چالشهایی است که ورود روشهای نوین به عرصهی فرزندآوری بهوجود آوردهاند. جدال میان افراد یا افراد و دولت در این موضوع و قوانین مناسب که توانایی کنترل و هدایت فعالیتهای این عرصه را داشته باشد، همیشه مورد توجه دولتها، قانونگذاران ملی و بین المللی و ادیان بوده است.این پژوهش به روش اسنادی و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. در نهایت، میتوان چنین نتیجه گرفت که در حوزهی اخلاق زیستی و حقوق کشورهای غربی همواره از این موضوع با عنوان حق و نه تکلیف و وظیفه یاد میشود، در حالی که در ادیان مسیحیت و یهودیت از آن بهعنوان یک الزام و وظیفه یاد میشود، اما اسلام برخلاف این دو دین، اختیار فرزندآوری و عدم آن را به دست زوجین داده است، البته این موضوع تعارضی با تعالیم و آموزههای اسلام در توجه به نسل و زادآوری ندارد.
انسیه مدنی، زهرا خزاعی،
دوره 8، شماره 2 - ( 4-1394 )
چکیده
اخلاق فضیلت دیدگاهی فاعلمحور است که بهجای پرداختن به عمل صواب و خطا، به شخصیت خوب و بد می پردازد و بر فضایل و منش اخلاقی فاعل استوار است، از این رو با حرفهی پزشکی قرابت بسیار دارد. چرا که این حرفه بسیار متأثر از رابطهی پزشک و بیمار است، و وجود یک منش اخلاقی در پزشک، تأثیر بسیار مثبتی بر این رابطه دارد. در عین حال، این مسأله در مباحث اخلاق کاربردی و از جمله اخلاق پزشکی مطرح است که نظریهی اخلاقی باید با گفتن اینکه «چه باید انجام دهیم؟» معیاری برای تصمیمگیری اخلاقی ارائه دهد، چیزی که به نظر برخی فیلسوفان، با مبانی اخلاق فضیلت ناسازگار است. ادعای این مقاله آن است که اخلاق فضیلت میتواند با تمسک به فاعل فضیلتمند و تأکید بر فضایل، قواعد و دستورالعملهایی ارائه دهد که به تصمیمگیری در معماهای دشوار پزشکی کمک کند. این ادعا با ارائهی نمونههایی دربارهی سقط جنین و فروش کلیه برای پیوند عینیت مییابد. از مهمترین مزایای اخلاق فضیلت، سیاقمحوری و توجه به واقعیات مرتبط، اهمیت عواطف و انگیزههای احتمالی افراد درگیر، و بالاخره الگومحوری با ابتناء بر حساسیت و حکمت عملی فاعل فضیلتمند است که سبب میشود این نظریه در حل مسائل اخلاق پزشکی، جایگاه بهتری نسبت به سایر رویکردها داشتهباشد.
لیلا نیکویی نژاد، شمس اله سراج،
دوره 8، شماره 4 - ( 8-1394 )
چکیده
همسانسازی بهویژه همسانسازی انسانی از جدیدترین و پیشرفتهترین فناوریهای بشر امروز در زمینهی علوم پزشکی و ژنتیک است که به «بحث قرن» معروف شده است. موفقیت دانشمندان در بهکارگیری این تکنولوژی بر روی حیوانات متعدد، نگرانیهای زیادی برای اندیشمندان برجستهی حوزههای علوم مختلف بهدنبال داشته است.
صدمات فیزیکی ناشی از دستکاری تخمدان زنان، هسته و جنین، و نیز امکان آسیبهای روحی و روانی، بیماریهای ناعلاج و پیری زودرس و سلب اختیار و ارادهی انسان، نقض کرامت انسانی و تعارض با ادیان و جهانبینی از جمله نگرانیهایی است که پژوهش در این باب را ضرورت میبخشد. نگریستن به این پیامدها از منظر فلسفی که پژوهنده را از سطح به عمق و از شاخ و برگها به ریشه رهنمون میسازد، میتواند به این نگرانیها سمت و سوی دیگری ببخشد یا اینکه به محل نزاع میان دانشمندان علوم طبیعی و علوم انسانی در مورد این فناوری پرتو افکند؛ بهویژه آنکه آبشخور چنین کاوشی برخاسته از سنت سترگ فلسفی اسلامی - ایرانی باشد. در جستار حاضر، با استفاده از روش تحلیلی - کتابخانهای آموزههای انسانشناختی فلسفهی صدرایی از حیث وجودشناسی و معرفتشناختی مورد بررسی قرار گرفته است. سپس نسبت میان پیامدهای بهکارگیری فناوری مذکور با این آموزهها مورد تحلیل و سنجش قرار گرفته است. بهنظر میرسد مبانی انسانشناختی مفروض یا مخفی داشته شده در پس این نوع از فناوری، اعم از درمانی و تولیدمثلی با مبانی برخاسته از انسانشناسی صدرایی نامتعارض است.
فاطمه فرامرزی رزینی، سید مهدی صالحی، سید مهدی قریشی، امیر حمزه سالارزائی، نازآفرین قاسم زاده،
دوره 9، شماره 4 - ( 7-1395 )
چکیده
باروری و فرزندآوری به عنوان یکی از نیازهای جوهری خلقت، با توسعه جوامع انسانی دائماً در فراز و نشیب بوده است. پیشرفت های دانش پزشکی در روشهای نوین باروری، دگرگونیهایی را در آن پدیدار نمود. بارداری با دخالت شخص ثالث که بحثی بسیار جدی، پر تلاطم و چالش برانگیز به شمار میرود، از جمله این دگرگونیها است. با عنایت به روند سریع استفاده از این تکنولوژی در کشور، مبهم ماندن جوانب و پیامدهای مترتب بر آن به ویژه برای کودکان حاصل از این روش ها، تنقیح مناسبی را میطلبد. بدین منظور، پژوش حاضر با هدف بررسی هویت و حقوق کودکان حاصله از روش های کمک باروری با بهرهگیری از استفتائات فقهای عظام معاصر در گستره قانون، قابل واکاوی است. در این مطالعه ابتدا با استفاده از کلید واژههایی مانند نسب، ولایت، اهدای جنین و ناباروی در منابع معتبر فقهی و حقوقی و سایت های معتبر، مطالب مرتبط استخراج شد و سپس در بخش میدانی با روش کیفی، نظرات مکتوب برخی مراجع عظام تقلید معاصر شیعه در خصوص هویت کودکان آزمایشگاهی با دخالت شخص سوم استفتاء گردید. نتایج این پژوهش ترکیبی در دو بخش نظری و میدانی نمایان ساخت که دیدگاه فقهای عظام معاصر با دیدگاه مقنن در قانون اهدای جنین تناسب ندارد، زیرا فقها همچنان بر نظر فقه سنتی ابرام دارند و صاحبان نطفه و تخمک را به عنوان والدین طفل قلمداد میکنند که این امر با تکالیفی که در متون قانونی برای زوجین اهدا گیرنده گنجانده شده است، همسو نمی باشد. به این بیان که فقها طفل حاصل از اهدای جنین را به اهدا گیرندگان ملحق نمیدانند، در حالی که از فحوای خطاب مقنن به ویژه با توجه به وظایفی که قانون اهدای جنین به زوجین نابارور بر دوش آن ها نهاده، پذیرش ضمنی اهدا گیرندگان به عنوان والدین طفل استنباط میشود. این امر طفل را دچار بحران هویت نموده وانگهی، در مواردی او را از حقوق شهروندی محروم میسازد. در نتیجه با عنایت به اینکه قوانین جاری و ساری کشور با نظرات فقهای عظام معاصر تعارض دارد، در راستای مرتفع نمودن آن و جلوگیری از تشتت آراء، حکم به پذیرش اهدا گیرندگان به عنوان والدین حکمی طفل، راهگشا خواهد بود.
محمد راسخ، سعیدرضا غفاری، علیرضا میلانیفر، فرهاد یغمایی، فائزه عامری، شیرین برومند،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
پیشرفت روشهای جدید درمان ناباروری در دوران معاصر، بحث دسترسی به آنها را مطرح کرده است. تعیین افرادی که میتوانند به این روشها دسترسی داشته باشند و حدود و ثغور این دسترسی تا حد زیادی وابسته به تعریفی است که از ناباروری ارائه میشود. قانونگذار جمهوری اسلامی ایران در قانون نحوهی اهدای جنین، تنها زوجین ناباروری را که «بنا به گواهی معتبر پزشکی، امکان بچهدار شدن نداشته باشند» واجد صلاحیت دریافت جنین دانسته است. بااینحال، در واقع، متقاضیان استفاده از روشهای درمان ناباروری از زوجین نابارور فراتر رفته و زوجینی را در بر میگیرد که میخواهند، مستند به ادلهی پزشکی، با استفاده از این روشها از تولد فرزند بیمار جلوگیری کنند. بدینترتیب، با تقویت رویکرد پیشگیرانه به روشهای کمکباروری، با مفهوم و برداشتی نوین از ناباروری مواجه هستیم. توسعهی این مفهوم به زوجینی که از نگاه متعارف پزشکی بارور هستند اما فرزند آنان بیمار متولد خواهد شد، زمینهی تجدیدنظر در تعریف حقوقی ناباروری را فراهم میآورد. بر این اساس، با تکیه بر استدلالهای اخلاقی، بهرهگیری از قوانین و مقررات و رویهی موجود در دیگر نظامهای حقوقی و نظرات فقهی میتوان تفسیری دیگر از قانون اهدای جنین ایران به دست داد و چارهای برای استفاده از درمانهای ناباروری با مداخلهی ثالث برای زوجین «در حکم نابارور» اندیشید.
ولیاله وحدانینیا، میرسجاد سیدموسوی، محمدامین وحدانینیا، عباس وثوقمقدم،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
«زبان حقوقی» تکیهگاه استدلالی محکمی برای دفاع از سلامت فراهم کرده است؛ بهطوریکه، قواعد حقوق بشر، بهعنوان عمدهترین ارزش سیاسی جهانیشدن، در قلب تئوری و عمل گفتمان سلامت عمومی، جای گرفته است و قدرت لازمالاجرابودن آن میتواند به تضمین توزیع عادلانهی منابع سلامت در کشورها کمک کند؛ در عینِحال، حق سلامت، حق-ادعایی که در اسناد بینالمللی و ملی شناسایی شده است، خود مستلزم پیششرطهایی است که بدون وجود زمینهی مناسب فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و بهطور کلی، عوامل شکلدهندهی «زمینهی زندگی مردم»، تحقق نمییابد؛ بهعبارتی، استدلال با زبان حقوقی برای سلامت، میتواند با خود، استدلالِ حق بر تعیینکنندههای سلامت را به دنبال داشته باشد؛ از همین رو، این مقاله با اتخاذ رویکردی معرفتشناسانه، روایتی حقوقی از منطق حکمرانی برای سلامت ارائه میکند که چشماندازی تازه از مباحث «حق سلامت» پیش رو گذاشته است و با استدلالهایی قدرتمند، نشان میدهد که سیاستگذاری سلامت، باید مبتنی بر فهم موضوعاتی باشد که تأثیراتی عمده بر سلامت مردم دارند؛ موضوعاتی که با عنوان عوامل «تهدیدکنندهی سلامت»، «محافظتکنندهی سلامت» و «ارتقادهندهی سلامت» توصیف میشوند؛ گرچه، مطالبهی ادعایی حق سلامت، بهمثابه «حق لازمالاجرای فردی»، انتقاداتی را هم در پی داشته و ممکن است موانع و محدودیتهایی نظری و عملی پیش روی تحقق کامل این حق بشری وجود داشته باشد.
فضه سلیمی، محمدباقر پارساپور، زهرا نیکخواه فرخانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده
بیماری کرونا یک بحران جهانی است که سیستم های حکومتی را متأثر نموده است. گذار از بحران ها، نیازمند تدابیر بخردانه است. حکمرانی یک فرایند پیوسته است که از طریق آن منافع متضاد همساز می شود و اقدامات همکاری جویانه اتخاذ می گردد. مؤخرترین نظریه در این مفهوم، حکمرانی مطلوب است که مشخصاً در هنگامه بحران، میزان اهمیت آن دوچندان می گردد. حکمرانی خوب محصول مشارکت مطلوب سه نهاد حکومت، جامعه مدنی و بخش خصوصی است. مؤلفه های حکمرانی مطلوب از دیدگاه بانک جهانی، سازمان ملل متحد و اندیشمندان این حوزه، متعدد است. ستاد ملی مبارزه با کرونا به دستور مقام معظم رهبری و بر اساس مصوبه شورای عالی امنیت ملی اسفند ماه 1398 تشکیل گردید تا در خصوص مقابله با بیماری کووید-۱۹ از جمله اعلام تعطیلیها و سایر تدابیر محدود کننده در موارد تخلف از دستورالعملهای بهداشتی تصمیمات مقتضی را اتخاذ نماید. در این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی تلاش شده است تا ضمن تعیین حدود صلاحیت ستاد مذکور در قاعده گذاری، به تبیین مؤلفه های حکمرانی مطلوب در این دوران با توجه به مصوبات یگانه مقنن در این حوزه بپردازد. از دیدگاه نگارندگان، مصوبات ستاد ملی کرونا به عنوان یکی از شوراهای فرعی شورای عالی امنیت ملی، فراتر از قانون عادی است و از میان مؤلفه های موجود؛ کارایی و اثر بخشی، شفافیت و پاسخگویی و اجماع محوری در مصوبات بازشناسی شد.