جستجو در مقالات منتشر شده


12 نتیجه برای خدمات سلامت

فاطمه هاشمی،
دوره 1، شماره 4 - ( 7-1387 )
چکیده

در تحقیقات مرتبط با خطاهای خدمات سلامت health care errors کم‌تر به موضوع چگونگی مواجهه‌ی اخلاقی با خطای پرستاری پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش مرور منابع این مطلب را مورد جست‌وجو قرار داده است. یافته‌های پژوهش بر چند نکته تأکید دارد: جایزالخطا بودن انسان، همگانی و غیرقابل اجتناب بودن خطا در خدمات سلامت، چند علتی بودن خطا، و لزوم جایگزینی رویکرد سیستماتیک نسبت به خطا به جای رویکرد فردی. به‌علاوه، پاسخ اخلاقی به خطا شامل آشکارسازی خطا برای بیمار، پوزش‌خواهی از او و اصلاح صدمه‌ی ناشی از خطا تا سر حد امکان است. مراحل و شیوه‌ی آشکارسازی براساس خط‌مشی و سیاست هر سازمان قابل تدوین و اجرا است. اما قبل از آن، لازم است اقدامات آموزشی و پژوهشی تکمیلی به منظور ترویج فرهنگ رویکرد سیستماتیک نسبت به خطای پرستاری و با هدف تدوین و اجرای فرایند پاسخ اخلاقی به خطا انجام گردد.


سودابه جولایی، فاطمه حاجی‌بابایی،
دوره 3، شماره 5 - ( 9-1389 )
چکیده

موج انجام تحقیقات در حوزه‌ی حقوق بیماران در ایران از حدود ده سال پیش به‌طور جدی شکل گرفته است. مطالعه‌ی حاضر با هدف بررسی و تحلیل مطالعات انجام‌شده در رابطه با حقوق بیماران در ایران انجام ‌شده است.
این پژوهش یک مطالعه‌ی مروری جامع است که با جست‌وجو در پایگاه‌های اطلاعاتی منابع ایرانی اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، بانک اطلاعات مقالات علوم پزشکی ایران ( (Iran Medex و Google با کلید واژگان آگاهی، نگرش و رعایت حقوق بیمار، و برای مقالات ایرانی این حوزه که به زبان انگلیسی منتشر شده اند در پایگاه‌های اطلاعات علمی PubMed و  Google scholar با کلید‌واژه‌های انگلیسی patients' rights و Iran صورت گرفته است.
در مجموع 41 مورد مقاله‌ی فارسی و پنج مورد مقاله‌ی انگلیسی با این کلید‌واژه‌ها یافت شد که تنها بیست و شش مورد مطابق با هدف پژوهش بوده و مورد بررسی قرارگرفتند.
سیر رشد مقالات حاکی از آن بود که از سال 1378 توجه به این موضوع در بین محققان و صاحبنظران کشور ایران گسترش یافته و به‌تدریج مقالات انگلیسی ایرانی نیز در این زمینه نگارش و در مجلات خارجی چاپ شده‌اند. به‌نظر می‌رسد این توجه، با اراده‌ی مسؤولان و سیاست‌های وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی جهت عملیاتی کردن سازوکارهای رعایت حقوق بیماران هم‌راستا بوده و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت می‌توانند از آن به‌عنوان فرصتی مناسب برای ارتقاء جایگاه و رعایت حقوق بیماران در سیستم ارائه‌ی خدمات سلامت استفاده نمایند. در متن مقاله با جزئیات بیشتری به تحلیل یافته‌های مطالعات ذکر شده پرداخته می‌شود.


علیرضا پارساپور،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

حقوق بیمار محور اصلی اخلاق پزشکی بالینی است. با مروری بر سیر تاریخی «حقوق بیمار» اهمیت جهانی موضوع در عرصه‌ی حوزه‌ی مدیریت نظام سلامت نمایان می‌شود. ابلاغ منشور حقوق بیماران اگرچه به‌عنوان نقطه‌ی شروعی برای حرکت در راستای تأمین حقوق بیماران است ولی بدون لحاظ مدل‌های روشمند مدیریتی اعمال آن در بدنه‌ی نظام ارائه‌ی خدمات سلامت، ناکارآمد خواهد بود.

برای ارزیابی وضعیت تحقق حقوق بیمار دو رویکرد کلی وجود دارد که هر کدام مزایا و ضعف‌های خاص خود را دارد. می‌توان از مدل اعتبار‌سنجی بیمارستانی استفاده کرد. بدین صورت که مؤلفه‌های اصلی حقوق بیمار را مشخص و برای هر کدام بسته به مشخصه‌ی آن معیارها و زیر معیارهایی را تعیین کرد و از ابزار متناسبی برای ارزیابی آن در بیمارستان‌ها بهره گرفت. این رویکرد می‌تواند دید مناسبی از تدابیر انجام شده در محیط بیمارستان برای تحقق حقوق بیمار در اختیار مدیریت قرار دهد اما وزن نگرش ذی‌نفعان در این خصوص کم‌رنگ است. به‌عبارت دیگر، در این مدل الزامی ندارد نگرش بیماران بیمارستانی که وضعیت مطلوبی به لحاظ تدابیر به‌عمل آمده برای تحقق حقوق بیمار دارد با این نتایج هماهنگ باشد. به‌عبارت دیگر، به لحاظ تئوریک می‌توان بیمارستانی را در نظر داشت که به لحاظ الزامات تحقق این حقوق وضعیت مطلوبی را نداشته باشد اما به‌واسطه‌ی مطالبات پایین‌گیرندگان خدمات نگرش ایشان نسبت به این حقوق مثبت باشد. در این مجال پژوهشگر مدل پیشنهادی خود را برای سنجش میزان تحقق حقوق بیمار بر مبنای نگرش گیرندگان خدمات معرفی می‌کند. دلایل این رویکرد عبارت است از:

الف) در این رویکرد مطالبات گیرندگان خدمات در ارزیابی لحاظ شده است. به‌عبارت دیگر، حقوقی که از درجه‌ی بالاتری از اهمیت از دید گیرندگان خدمات برخوردارند، بیش‌تر مورد توجه این مدل از ارزیابی قرار می‌گیرد. مدیر مجموعه با مراجعه به نتایج این بررسی می‌تواند اشراف مناسب‌تری نسبت به دیدگاه گیرندگان خدمات مورد بررسی در خصوص وضعیت تحقق حقوق بیمار پیدا کند. در این مدل از ارزیابی ممکن است در منطقه‌ای که مطالبات گیرندگان خدمات از حقوق بیمار پایین‌تر است نتایج مطالعه وضعیت بهتری را در خصوص حقوق بیمار در بیمارستان مورد نظر نسبت به منطقه‌ی دیگر گزارش دهد.

ب) با مقایسه‌ی نگرش گیرندگان خدمات نسبت به اهمیت هر مؤلفه‌ی حقوق بیمار در هر بخش، هم‌چنین، مقایسه‌ی وضعیت تحقق حقوق بیمار در واحد‌های مختلف بیمارستان از دید گیرندگان خدمات، مدیریت می‌تواند اشراف جامع‌تری نسبت به موضوع پیدا کرده و با آسیب‌شناسی مناسب‌تر مداخلات مناسب‌تری را اتخاذ کند. مدل طراحی شده که در این سمینار معرفی می‌شود شامل پرسشنامه‌ای است که در نه محور و سی مؤلفه، تحقق ابعاد مختلف حقوق بیمار را بر اساس نگرش بیمار ارزیابی می‌کند. محور‌های مختلف بر اساس نگرش گیرندگان خدمات وزن‌دهی شده و ضریب هر محور مشخص می‌شود. نتایج این مدل از ارزیابی خصوصاً زمانی که به همراه بررسی نگرش سایر ذی‌نفعان خصوصاً ارائه‌کنندگان خدمات سلامت انجام شود، در کنار مدل اعتبار‌سنجی می‌تواند اشراف مناسبی را در خصوص وضعیت تحقق حقوق بیمار در مراکز بیمارستانی برای مدیریت بیمارستانی ایجاد کند.


سید علی آذین، آزیتا گشتاسبی، بهزاد قربانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

مطالعات متعددی در جهان نشان داده‌اند که خشونت‌های وابسته به جنسیت می‌توانند به عواقب جدی منجر شوند. علی‌رغم اهمیت موضوع، پرداختن به آن در حوزه‌های پژوهشی، آموزشی، سیاست‌گذاری و ارائه‌ی خدمات کماکان تابو تلقی می‌شود و جایگاهی مناسب ندارد.

 مصادیق خشونت علیه زنان بسیار است، ولی در حوزه‌ی سلامت جنسی و باروری موارد زیر از اهمیت بیش‌تری برخوردار هستند:

  • هرگونه فعالیت جنسی بدون رضایت طرف مقابل از جمله تجاوز جنسی، اقدام به قصد تجاوز، هرگونه فعالیت جنسی با تهدید و اجبار 
  •  خشونت در محدوده‌ی خانوادگی یا فامیلی در انواع فیزیکی، روحی - روانی و اقتصادی
  • سوء استفاده یا آزار و اذیت روحی - روانی وابسته به جنسیت
  • ختنه یا سایر آسیب‌های فیزیکی به‌دستگاه تناسلی دختران
  • سقط‌های انتخابی بر حسب جنسیت جنین

 متأسفانه، این خشونت‌ها موجب عوارض جسمی (تا حد مرگ)، روانی (تا حد اقدام به خودکشی) و اجتماعی (از جمله از دست دادن منزلت و موقعیت اجتماعی به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه) شدیدی می‌شوند و اگرچه می‌توانند هر دو جنس را گرفتار کنند ولی سهم عمده‌ی این آسیب‌ها را جامعه‌ی زنان متحمل می‌شوند.

 به‌نظر می‌رسد لازم است در سطوح مختلف پیشگیری، با مدد گرفتن از متخصصان و کارشناسان مربوطه، برای جلوگیری از بروز این موارد و هم‌چنین ارائه‌ی خدمات سلامت و تأمین حمایت اجتماعی برای قربانیان، اقدامات جدی انجام پذیرد.

 اگر حقایق زیر را بپذیریم، خود گام بزرگی است:

  1. خشونت جنسی در همه‌ی جوامع کمابیش وجود دارد، اگرچه اغلب موارد آن گزارش نمی شوند.
  2.  اغلب اوقات راه‌هایی برای کاهش و کنترل آن‌ها وجود دارند.
  3.  باید برای رسیدگی و پیگیری موارد آن و حمایت از قربانیان این حوادث راه‌کار قاطع و مشخص وجود داشته باشد.

محمدرضا امیر اسماعیلی، محمود نکوئی مقدم، عاطفه اسفندیاری، فاطمه رمضانی، هدایت سالاری،
دوره 6، شماره 3 - ( 5-1392 )
چکیده

در سال‌های اخیر بحث رابطه‌ی مالی پزشک و بیمار و مسائلی هم‌چون پرداخت‌های غیررسمی به‌عنوان کاری غیراخلاقی ولی جاری در بخش سلامت اکثر کشورهای جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران مطرح شده است که تهدیدی برای اعتبار حرفه‌ی پزشکی محسوب می‌شود. این پرداخت‌ها در نقاط مختلف جهان می‌تواند علت‌های خاص خود را داشته باشد. هدف این پژوهش بررسی علل و چگونگی پرداخت‌های غیررسمی در بیمارستان‌های شهر کرمان در سال 1390 بود. این مطالعه با استفاده از روش پژوهش کیفی و از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختارمند انجام شده است. مصاحبه‌های هدفمند با استفاده از یک نمونه‌ی هدفمند متشکل از 45 نفر از بیماران، پزشکان و سیاست‌گذاران در شهرستان کرمان در ایران در سال 1390 انجام شد. این مطالعه با مجوز کمیته‌ی اخلاق پزشکی دانشگاه و تکمیل فرم رضایت از مصاحبه‌شوندگان انجام شد. در این مطالعه در خصوص دلایل پرداخت‌های غیررسمی از مصاحبه شوندگان سؤالاتی پرسیده شد و داده‌ها با استفاده از تحلیل محتوا مورد آنالیز قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که دلایل متعددی برای پرداخت‌های غیررسمی وجود دارد که شامل عوامل فرهنگی، عوامل مرتبط با کیفیت و عوامل قانونی است. دلایلی نیز برای دریافت‌های غیررسمی توسط پزشکان کشف شد که شامل عوامل مربوط به تعرفه‌ها، عوامل ساختاری، عوامل اخلاقی و هم‌چنین نشان دادن مهارت و شایستگی ارائه‌کنندگان خدمات است. مطالعه‌ی حاضر منتج به ارائه‌ی دلایلی برای پرداخت‌های غیررسمی شد و اکثر دلایلی که کشف شد، شباهت زیادی با نتایج مطالعات سایر کشورهای جهان دارد؛ به این ترتیب که نشان داد که بودجه‌ی ناکافی نظام سلامت و پرداخت‌های رسمی ناکافی به پزشکان، از مهم‌ترین عوامل مرتبط با عرضه هستند که منجر به پرداخت‌های غیررسمی می‌شوند. اما با توجه به این‌که مطالعات کیفی معمولاً دلایل احتمالی را کشف می‌کنند، بنابراین، برای بیان قطعی علل به مطالعات بیش‌تر نیاز است.
مهشید صفایی، مقصود فراستخواه، احسان شمسی گوشکی،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

در ساختار نظام سلامت مسائل حرفه ای و بازدارنده های سازمانی موجب خستگی بیمار، فرسودگی پزشک و در نهایت مسائل میان فردی میان بیمار و پزشک از جمله عدم درک متقابل و فرسایش اعتماد می شود. از این رو، اعتماد به‌عنوان هسته مرکزی سرمایه اجتماعی نقش بسزایی در کیفیت روابط میان فردی میان بیمار و پزشک دارد. اعتماد میان بیمار و پزشک و گسترش عمومی آن مستلزم مجموعه‌ای از ملاحظات سازمانی و اصول حرفه ای در نظام سلامت است. در این پژوهش سعی شد عوامل سازمانی و حرفه‌ای مؤثر بر اعتماد میان پزشکان و بیماران واکاوی شود. داده­ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته در مراکز ارائه خدمات سلامت شهر تهران گردآوری شد. با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی مصاحبه ها با 39 نفر و تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. با بهره گیری از استراتژی داده‌بنیاد و نرم‌افزار اطلس تی آی، داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی دسته بندی و تحلیل شدند. پایایی در مرحله کدگذاری با استفاده از روش بازآزمون انجام گرفت. یافته های این پژوهش نشان داد، مؤلفه­های «حرفه‌ای - سازمانی» مؤثر مشتمل بر سه مؤلفه «مدیریت حرفه‌ای سازگارشونده»، «بیمه سازگارشونده»، «سیاست سازگارشونده»، و نُه مقوله است. این مؤلفه ها عناصر تشکیل دهنده ساختار و زیرساخت های توسعه حرفه‌ای در نظام سلامت هستند که می تواند ارتباط و تعامل مبتنی بر اعتماد میان بیمار و پزشک را در نظام سلامت احیا کنند. در خصوص تدوین راهبردها و سیاست‌های اجرایی برای افزایش اعتماد بین بیمار و پزشک به پژوهش های راهبردی دیگری نیاز است.

فرزاد زکیان خرم آبادی، علیرضا پارساپور، باقر لاریجانی، امیرحسین تکیان، احسان شمسی گوشکی،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده

حق بر دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان جزئی از حقوق بنیادین بشر، متأثر از شرایط و امکانات دولت‌ها و اوضاع بین‌المللی، همواره با چالش‌هایی روبه‌رو بوده است. علی‌رغم صراحت سیاست‌های کلی و اسناد بالادستی در نظام سلامت ایران، در خصوص لزوم برخورداری مهاجران و پناهندگان از خدمات سلامت و عضویت ایران در کنوانسیون‌های مربوطه، ضمانت اجرای مفاد این اسناد به دلایل مختلف، ازجمله نارسایی قوانین مربوط به مهاجران و پناهندگان و اجرای نادرست برخی قوانین موجود، منسجم و کامل نیست. گروه تحقیق، نسخه‌ی اول پیش‌نویس راهنمای اخلاقی ارائه‌ی خدمات سلامت به مهاجران را، با استفاده از داده‌های پژوهشی مبتنی بر مرور اسناد مرتبط و مطالعه‌ی کیفی، تهیه و بر اساس نظرات شرکت‌کنندگان در یک گروه هیأت متخصصان، نهایی کرده‌اند. در این پیش‌نویس، پس از تبیین ارزش‌ها و اصول اخلاقی حاکم بر ارائه‌ی خدمت به مهاجران افغان، راهنماها و تکالیف پیشنهادی برای ذی‌نفعان اصلی درگیر و مرتبط با موضوع، ازجمله سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان کلان نظام سلامت، مؤسسات و مراکز ارائه‌ی خدمات سلامت، حرفه‌مندان و ارائه‌دهندگان خدمات سلامت، سازمان‌های حرفه‌ای، فعالان جامعه‌ی مدنی، رسانه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد و پژوهشگران و متولیان پژوهش و آموزش پزشکی ارائه شده است

جلال سعیدپور، علیرضا حاجی زاده،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

در قرن حاضر، کشور ایران یکی از سریع‌ترین کشورهای جهان در زمینه‌ی رشد سالمندی جمعیت است و پیش‌بینی می‌شود، بیش از ۲۰درصد از کل جمعیت کشور، در سال ۱۴۲۰ سالمند باشند. ازآنجاکه سالمندان، مصرف‌کنندگان اصلی خدمات سلامت هستند، پرداختن به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به این قشر جمعیتی، حائز اهمیت است؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف مرور شواهد مربوط به ملاحظات اخلاقی در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان در ایران انجام شد. مطالعه‌ی حاضر از نوع مرور حیطه‌ای بود که با استفاده از پروتکل شش‌مرحله‌ای و Arksey و O'Malley انجام شد. برای شناسایی شواهد مرتبط، در پایگاه های داده ای انگلیسی زبان Web of Science ، PubMed , Scopus و فارسی زبان SID , Magiran , Iran Medex , Google Scholar بدون محدودیت زمانی  جست‌وجو انجام گرفت. بعد از غربالگری و انتخاب مطالعات، پژوهشگران از فرم استخراج داده برای شناسایی و دسته‌بندی نتایج استفاده کردند. روش تحلیل روایتی برای تحلیل داده‌ها به کار گرفته شد. از بین ۶۷۳ مطالعه‌ی شناسایی‌‌شده، ۱۷ مطالعه برای تحلیل انتخاب شدند. خدمات همه‌جانبه‌ی پیشگیری، تشخیصی، درمانی و توان‌بخشی به سالمندان، باید مبتنی بر اصول و ارزش‌های انسانی‌اسلامی مقبول جامعه ارائه شود. حفظ شأن و کرامت سالمندان در تمامی مواقع، رعایت اخلاق در تعامل با سالمندان، خودمختاری و استقلال سالمندان در تصمیم‌گیری‌های مرتبط، توجه به اصول عدالت و سودمندی در مداخلات درمانی، همدلی و خوش‌رویی در بین ارائه‌دهندگان، اطمینان از محرمانگی و رازداری و حفاظت از اطلاعات، توجه به حریم خصوصی، کسب رضایت آگاهانه در مراکز سلامت، توجه به آموزه‌های دینی و اسلامی در مراقبت از سالمندان، مسئولیت‌ نهادهای دولتی و غیردولتی در جلوگیری از انگ و تبعیض بین سالمندان، انجام‌دادن اقدامات درمانی بهنگام و اخلاق‌محور، پایبندی ارائه‌دهندگان به کار تیمی و رفتار علمی و حرفه‌ای، حمایت از سالمندان به‌عنوان قشر جمعیتی آسیب‌پذیر در اولویت‌بندی خدمات، جلوگیری از تعارض منافع در مراقبت‌های سالمندان و استفاده از خدمات سلامت ایمن، مقرون‌به‌صرفه، معتبر و مبتنی بر شواهد برای سالمندان، از مهم‌ترین ملاحظات اخلاقی لازم برای ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان هستند. با توجه به قطعی‌بودن سالمندی در ایران، باید در ارائه‌ی خدمات سلامت به سالمندان، به ملاحظات اخلاقی شناسایی‌شده در پژوهش حاضر، توجه شود؛ بنابراین، توصیه می‌شود، سیاست‌گذاران و مدیران و ارائه‌دهندگان، اقداماتی را در سطوح وزارت بهداشت، دانشـگاه‌های علوم پزشکی و مراکز ارائه‌دهنده‌ی خدمات سلامت به سالمندان به‌منظور ترویج اصول و ارزش‌های انسانی‌ اسلامی  انجام دهند.

محدثه محسن پور، امیر ذکاء، فهیمه امانی، الهام چارقچیان خراسانی، سیدجواد حسینی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

چنانچه جوامع، آمادگی لازم را برای مقابله با نیازهای روبه‌رشد سالمندان و پاسخ‌گویی به تبعات پدیده‌ی سالمندی نداشته باشند، با چالش‌های جدی روبه‌رو خواهند شد. یکی از چالش‌های مهم مرتبط با سالمندی جمعیت در کشورها، موضوع تهیه و تأمین خدمات سلامت برای سالمندان و تأمین مخارج بهداشتی و درمانی است. نقش فعالانه‌ی سالمندان در جست‌وجوی خدمات و تبعیت از مراقبت‌های پیشگیرانه می‌تواند در کاهش هزینه‌های مراقبت بسیار اثرگذار باشد. هدف اصلی مطالعه‌ی حاضر، تبیین تجربه‌ی زیسته‌ی سالمندان از عوامل مؤثر بر مراجعه به مراکز بهداشتی شهر مشهد برای خدمات مراقبت سلامت بود. این پژوهش، مطالعه‌ای کیفی از نوع تحلیل محتوا بود. از لیست سالمندان تحت پوشش مرکز بهداشت‌های شهر مشهد، به‌صورت مبتنی بر هدف، تعدادی از سالمندانی که به‌طور منظم برای دریافت خدمات مراجعه می‌کردند و سالمندانی که اصلاً در دو سال اخیر مراجعه نداشتند، به شرکت در مصاحبه دعوت شدند؛ سپس، نمونه‌گیری گلوله برفی تا اشباع داده‌ها ادامه یافت. در نهایت، هجده سالمند در مطالعه شرکت کردند. مصاحبه‌ها با سؤالات باز شروع و با سؤالات پیگیر ادامه یافت و متن مصاحبه‌ها دست‌نویس، سپس با روش تحلیل محتوای صوری به رویکرد برنارد تحلیل شد. سالمندان کمبود حس کرامت را، یکی از موانع مهم در مراجعه به مراکز بهداشت بیان کردند. این درون‌مایه شامل دو زیرطبقه‌ی نقض کرامت درک‌شده و نقض کرامت مشاهده‌شده بود. القای احساس بی‌ارزش‌بودن سالمندان، به‌عنوان موضوعی فرهنگی در جامعه بیان شد. مناسب‌نبودن فضای فیزیکی برای محدودیت‌های سالمندان، غیررسمی‌بودن فضا و رفتار مراقبان سلامت، معطلی زیاد در مرکز، کثیفی و شلوغی مراکز بهداشت، بی‌برنامگی برای نوبت‌دهی به مراجعان، به‌وجود‌آمدن اختلالات اینترنتی و نرم‌افزاری که سبب طولانی‌شدن فرایند مراقبت سلامت می‌شود، مشترک‌بودن فضای انتظار برای سالمندان و نوزادان و جوانان و کمبود صندلی از دلایلی بودند که بر احساس کرامت سالمندان در زمان مراجعه به مرکز بهداشت تأثیر داشت. شرکت‌کنندگان بر کمبود احساس کرامت در دریافت خدمات و ابراز احساس بی‌ارزشی تأکید کردند که با یافته‌های سایر مطالعات که بر اهمیت کرامت در محیط‌های بهداشتی تأکید می‌کنند، همخوانی دارد. تصور سالمندان از اینکه خدمات بهداشتی بیشتر بر فرایندهای اداری تمرکز دارند تا مراقبت‌های مبتنی بر بیمار، ممکن است آن‌ها را از جست‌وجوی خدمات پیشگیرانه بازدارد. این یافته نیاز به تغییر فرهنگ در سیستم‌های بهداشتی را برای اولویت‌دادن به کرامت و احترام به بیماران سالمند نشان می‌دهد و محیطی حمایتی را ترویج می‌کند که مراقبت‌های پیشگیرانه را تشویق کند.

رضا خدیوی،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

در طول چند دهه‌ی گذشته، الگوهای مختلفی برای نیازسنجی سلامت و متناسب با آن، تخصیص منابع در حوزه‌ی سلامت به کار گرفته شده‌اند؛ الگوهایی ازجمله: الگوهای مبتنی بر اصول اقتصادی هزینه-اثربخشی یا اصول اپیدمیولوژیک با استفاده از شاخصهایی همچون بار بیماریها یا میزان شکاف در شاخصهای سلامت در بین فقرا با ثروتمندان یا مقایسهای بین یک جامعه (کشور) با جوامع برخوردار دیگر. اثربخشی و عدالت، عموماً به‌عنوان اهداف رقابتی در فرایند تخصیص منابع در نظر گرفته می‌شوند؛ به‌گونه‌ای‌که نظام‌های سلامت قادر به تحقق هر دو هدف، به‌طور هم‌زمان نیستند. این رویکردها عمدتاً بر نواقص و کمبودها تمرکز دارند و نگاه آن‌ها، فردگرایانه است. متعاقب رخداد محدودیت‌های ناشی از بیماری و ناتوانی واقعی برای افراد، یک رابطه‌ی خطی علت و معلولی مستقیم بین وضعیت بیماری و عملکرد اجتماعی وجود ندارد. بیماری و معلولیت، به دلیل ماهیتشان، به تشدید گسست بین فرد و نقش عادی او در مسئولیت‌هایش، وابستگی‌های اجتماعی اولیه و قابلیت‌های مدنظرش تمایل دارند. «رویکرد قابلیت» از ما می‌خواهد که به دنیای زندگی مردم عادی احترام بگذاریم و با آن‌ها برای ایجاد مهارت‌ها و دارایی‌ها و قابلیت‌هایشان کار کنیم، به‌جای اینکه بر کمبودها‌یشان و تلاش برای اصلاح آن‌ها، از طریق توزیع مجدد منابع، تمرکز کنیم. این مهارت‌ها و دارایی‌ها و قابلیت‌ها، به افراد این امکان را می‌دهند که دنیای زندگی خود را با حداقل تداخل مدیریت کنند. انواع مهارت‌هایی که توانایی‌ها را افزایش می‌دهند، عبارت‌اند از: روابط بین‌فردی، مهارت‌های فنی برای مدیریت جنبه‌های معمول زندگی اجتماعی و اقتصادی و خانگی، مهارت‌های توسعه‌ی مقاومت عاطفی و روانی و توانایی که زندگی را معنی‌دار و هدفمند جلوه دهد. این مهارت‌ها افراد را قادر می‌سازند تا رنج‌های معمول زندگی عادی و همچنین، رویدادهای شاخص زندگی را که هرازگاهی افراد را درگیر می‌سازد، مدیریت کنند. متعاقب ارتقاء قابلیت‌ها، این فرصت نیز برای مردم فراهم می‌شود تا اجزای دنیای زندگی خود را بهتر مدیریت کنند. هرچه افراد توانایی بیشتری برای کنترل دنیای زندگی خود داشته باشند، تاب‌آوری بیشتری خواهند داشت. مهارت‌های کنترل دنیای زندگی، قابلیت‌های اساسی هستند. ناتوانی در اعمال این گونه کنترل‌ها، پایه و اساس بی‌عدالتی در سلامت را شکل می‌دهد؛ زیرا توانایی اعمال کنترل، به‌طور یکسان، بین مردم گسترش نیافته است. نیازسنجی خدمات سلامت، بر اساس نظریه‌ی قابلیت‌ها با استقرار و تثبیت عدالت در سلامت سازگارتر است.

حشمت اله حیدری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ایدز سندرمی است که در مراحل انتهایی آلوده‌شدن انسان به ویروس نقص سیستم ایمنی بروز می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا انتهای سال 2023، حدود 39/9 میلیون نفر با HIV زندگی می‌کنند و میزان بروز آن، 1/3 میلیون نفر و مرگ‌ومیر ناشی از آن، 630هزار نفر گزارش شده است. در ایران، میزان شیوع و بروز این بیماری، به‌ترتیب 54000 و 2400 نفر و میزان مرگ‌ومیر سالانه‌ی مرتبط با آن، 3200 نفر گزارش شده است. یکی از اهداف نظام سلامت، تسهیل دسترسی مردم به خدمات سلامت است. حق دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان یک حق ذاتی که در ماده‌ی 25 اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در کانون توجه قرار گرفته، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به آسیب‌پذیربودن بیماران مبتلا به HIV، این افراد ممکن است در دسترسی به خدمات سلامت دچار مشکل شوند؛ لذا، هدف از این مطالعه، تبیین چالش‌های افراد مبتلا به HIV، در دسترسی برابر به خدمات سلامت بود. تحقیق کیفی حاضر، با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی، از فروردین تا شهریور1403، در ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه، شامل بیماران مبتلا به HIV و ارائه‌کنندگان خدمات سلامت بودند که به شیوه‌ی مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با انجام‌دادن ده مصاحبه‌ی رودررو، گردآوری و بر اساس روش پیشنهادی Lundman و Graneheim تحلیل شدند. با تحلیل داده‌ها، 406 کد اولیه استخراج شد و یافته‌ها در سه‌ طبقه‌ی اصلی، شامل عوامل مربوط به مددجو (با زیرطبقاتِ ترس از انتقال بیماری به دیگران، محدودیت‌های مالی، مشکلات جسمی، آشنایی‌نداشتن با حق و حقوق و تبعیت‌نکردن از رژیم درمانی)، عوامل مربوط به نظام سلامت (با زیرطبقاتِ تبعیض در دسترسی به خدمات، نگاه تحقیرآمیز کادر سلامت، آگاهی اندک ارائه‌کنندگان خدمات سلامت از مدیریت بیماری، ترس از آلوده‌شدن به بیماری، افشای اطلاعات بیماران، نبود غربالگری وسیع، اهمال‌کاری مراکز درمانی در شناسایی افراد مبتلا، انجام‌دادن آزمایش قبل از ازدواج) و عوامل فرهنگی (با زیرطبقاتِ طردشدن افراد مبتلا در فرهنگ عمومی، برچسب‌زدن به بیماران، تبعیض در ازدواج و فرزندآوری) قرار گرفتند؛ همچنین، باید حق تسهیل دسترسی به خدمات سلامت، محرمانه‌ماندن اطلاعات، تشکیل خانواده، حمایت مالی و فعالیت در اجتماع، برای بیماران و مبتلایان به ایدز به رسمیت شناخته شود.

حشمت‌اله حیدری،
دوره 17، شماره 0 - ( 10-1403 )
چکیده

ایدز سندرمی است که در مراحل انتهایی آلوده‌شدن انسان به ویروس نقص سیستم ایمنی بروز می‌کند. بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، تا انتهای سال ۲۰۲۳، حدود ۹/۳۹ میلیون نفر در دنیا با ایدز زندگی می‌کنند که میزان بروز این بیماری ۳/۱میلیون نفر و مرگ‌ومیر ناشی از آن ۶۳۰ هزار نفر گزارش شده است. در ایران، میزان شیوع و بروز این بیماری به‌ترتیب ۵۴۰۰۰ و ۲۴۰۰ نفر و میزان مرگ‌ومیر سالانه‌ی مرتبط با آن ۳۲۰۰ نفر گزارش شده است. یکی از اهداف اصلی نظام سلامت، تسهیل دسترسی مردم به خدمات سلامت است. حق دسترسی به خدمات سلامت، به‌عنوان حقی ذاتی که در ماده‌ی ۲۵ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در کانون توجه قرار گرفته، از اهمیتی ویژه برخوردار است. با توجه به آسیب‌پذیربودن بیماران مبتلا به ایدز، این افراد ممکن است در دسترسی به خدمات سلامت دچار مشکل شوند؛ لذا، هدف از انجام این مطالعه، تبیین چالش‌های افراد مبتلا به ایدز، در دسترسی برابر به خدمات سلامت بود. تحقیق کیفی حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای قراردادی، از فروردین تا شهریورماه سال ۱۴۰۳ در ایران انجام شد. شرکت‌کنندگان در مطالعه، شامل بیماران مبتلا به ایدز و ارائه‌‌کنندگان خدمات سلامت بودند که با شیوه‌ی مبتنی بر هدف انتخاب شدند. داده‌ها با انجام‌دادن ده مصاحبه‌ی رودررو، گردآوری و بر اساس روش پیشنهادی گرانهایم و لاندمن (Graneheim & Lundman) تحلیل شدند. با تحلیل داده‌ها، ۴۰۶ کد اولیه استخراج شد. یافته‌ها در سه طبقه‌ی اصلی شامل عوامل مربوط به مددجو (با زیرطبقات ترس از انتقال بیماری به دیگران، محدودیت‌های مالی، مشکلات جسمی، ناآشنایی با حقوق خود و پیروی‌نکردن از رژیم درمانی)، عوامل مربوط به نظام سلامت (با زیرطبقات تبعیض در دسترسی به خدمات، نگاه تحقیرآمیز کادر سلامت، آگاهی اندک ارائه‌کنندگان خدمات سلامت از مدیریت بیماری، ترس از آلوده‌شدن به بیماری، افشای اطلاعات بیماران، نبود غربالگری وسیع، اهمال‌کاری مراکز درمانی در شناسایی افراد مبتلا، انجام‌ندادن آزمایش قبل از ازدواج) و عوامل فرهنگی (با زیرطبقات عدم پذیرش افراد مبتلا در فرهنگ عمومی، برچسب‌زدن به بیماران، تبعیض در ازدواج و فرزندآوری) قرار گرفتند. حق تسهیل دسترسی به خدمات سلامت، محرمانه‌ماندن اطلاعات، تشکیل خانواده، تحت حمایت مالی قرار گرفتن و فعالیت در اجتماع باید برای افراد مبتلا به ایدز به رسمیت شناخته شود.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb