74 نتیجه برای دانش
زهرا توکل، وحید بزرگی،
دوره 2، شماره 1 - ( 1-1388 )
چکیده
در این مقاله ابتدا به بررسی اعتبار دانش سنتی در مقابل دانش مدرن در چارچوب بحثهای فلسفهی علم پرداخته شده است. پس از آن، با اشاره به افزایش توجه جهانی به دانش سنتی از جمله طب سنتی، مذاکرات جاری در مجامع بینالمللی بهویژه سازمان جهانی مالکیت فکری برای حمایت از دانش سنتی مورد بررسی قرار گرفته است. آنگاه، پس از اشاره به ذخایر غنی کشورهای در حال توسعه بهویژه ایران در زمینهی دانش و طب سنتی و گونههای زیستی مثل گیاهان دارویی که بهطور وسیعی از طرف کشورهای توسعهیافته به یغما میرود، بر ضرورت تلاش برای ایجاد سازوکارهای لازم برای حمایت حقوقی از دانش و طب سنتی در هر دو سطح ملی و بینالمللی تأکید شده است. سرانجام، پیشنهادهایی برای شناسایی، ثبت و حمایت از دانش و طب سنتی ارائه گردیده است.
سید محمد جواد مرتضوی، نسرین شکرپور،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
امروزه حتی در کشورهای صنعتی و پیشرفته ارتقای علمی اساتید زن با چالشهای بسیاری مواجه است. در این ارتباط با وجود اینکه تعداد دانشجویان دختر در این کشورها هر ساله در حال پیشرفت بوده است، در طی دو دههی گذشته تنها تغییر بسیار اندکی در رتبههای علمی اساتید پزشکی زن آنها صورت گرفته است. همچنین موارد متعددی از تبعیض جنسیتی (sexual discrimination) و حتی آزارهای جنسی (sexual harassment) در استادان زن کشورهایی نظیر آمریکا گزارش شده است. بدین ترتیب، برخی محققان در این کشورها از وجود موانع جدی اما نامریی بر سر راه ارتقای علمی اساتید زن تحت عنوان سقف شیشهای (Glass Ceiling) یا زمین چسبناک (Sticky Floor) یاد کردهاند. در این مطالعه با در نظر گرفتن این نکته که در ایران بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرصتهای قابل توجهی برای ورود زنان بهعنوان جمعیتی تأثیرگذار در تمامی عرصههای علمی فراهم گردیده است، برای اولین بار در کشور روند ارتقای علمی اساتید زن در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بهعنوان یکی از بزرگترین دانشگاههای کشور بررسی گردیده است. در این راستا به تمامی عوامل تأثیرگذار بهویژه عوامل اجتماعی و اقتصادی توجه شده است. بدین منظور 100 نفر از اعضای هیأت علمی زن نسبت به تکمیل پرسشنامههایی که قبلاً روایی و پایایی آنها تأیید شده بود، اقدام نمودند. بهعلاوه، اطلاعات دقیق مربوط به ارتقای مرتبهی دانشگاهی تمامی 627 نفر عضو هیأت علمی (شامل 220 زن و 407 مرد) شاغل در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در ابتدای نیمسال دوم سال تحصیلی 88- 1387 جمعآوری گردید. نتایج حاصله نشان دهندهی کوتاه بودن چشمگیر مدت زمان توقف برای ارتقا به مرتبهی علمی بالاتر در اعضای هیأت علمی زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. همچنین میانگین زمان توقف در مرتبهی استادیاری و دانشیاری برای اعضای هیأت علمی زن کوتاهتر از همتایان مرد آنها بود (P<0.01). با توجه به یافتههای این مطالعه و گزارشهای رسمی منتشره در ایالات متحده، درصد بزرگتر از این نسبت در دانشکدههای پزشکی ایالات متحدهی آمریکاست. به همین ترتیب، سهم زنان در مدیریت گروههای آموزشی و همچنین تصدی معاونت دانشکدههای مختلف در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بسیار بزرگتر از سهم زنان در دانشکدههای پزشکی آمریکا میباشد. یافتههای این مطالعه به خوبی بهتر بودن وضعیت ارتقای مرتبهی دانشگاهی استادان زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز را در مقایسه با همتایان مرد آنها و حتی نسبت به همتایان زن آنها در برخی از دانشگاههای کشورهای توسعه یافتهی غربی که وجود نوعی سقف شیشهای در آنها برای ارتقای اعضای هیأت علمی زن گزارش شده است، نشان میدهد.
فریبا برهانی، عباس عباسزاده، مهری کهن، محمد علی فضایل،
دوره 3، شماره 4 - ( 7-1389 )
چکیده
تحولات دنیای کنونی در برگیرندهی ویژگیهایی است که نیاز به رویکرد اخلاق در حرفههای مختلف را ضرورتی انکارناپذیر کرده است. در دههی گذشته با تلاش زیاد سعی شد آمادگی پرستاران برای شرایط جدید مراقبت بالا برود، اما طبق شواهد موجود در اکثر کشورهای جهان، حتی پرستاران با مدارج تحصیلی عالی در مورد مباحث اخلاقی توانایی ابراز عقیده نداشته یا به نحوی کنار گذاشته میشوند. مطالعات انجام شده در زمینهی آموزش اخلاق نشاندهندهی این است که هر چقدر مدت تحصیل افزایش مییابد بر میزان توانایی استدلال اخلاقی دانشجویان افزوده میشود. اما با اینکه پرستاران بالینی و دانشجویان پرستاری آموزشهای تقریباً یکسانی در زمینهی موضوعات اخلاقی میبینند، شواهد حاکی از آن است که توانایی استدلال اخلاقی این دو گروه با هم متفاوت است. بدین دلیل و به منظور بهدست آوردن دیدگاه روشنتری از وضعیت استدلال اخلاقی در جامعهی مورد بررسی، این مطالعهی توصیفی - تحلیلی با هدف مقایسهی استدلال اخلاقی دانشجویان پرستاری و پرستاران در برخورد با معضلات اخلاقی انجام شد. اطلاعات این پژوهش با استفاده از برگردان فارسی پرسشنامهی آزمون معضلات اخلاقی پرستاری (Nursing Dilemma Test) که در سال 1981 توسط Chrisham تهیه شده و شامل 6 سناریو است، جمع آوری گردیده است. با وجود اینکه روایی و پایایی متن زبان اصلی این پرسشنامه مستند است، برای اطمینان از استفادهی آن در زبان فارسی، اعتبار و اعتماد این پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها نشاندهندهی آن است که میانگین نمرهی استدلال اخلاقی دانشجویان از پرستاران بیشتر است و این اختلاف از نظر آماری معنیدار است (000/0 P=). در پرستاران با افزایش تجربهی کاری میزان استدلال اخلاقی افزایش یافته است r = 0.222) 017/0= P) تفاوت معنیداری بین آشنایی قبلی با معضلات اخلاقی و استدلال اخلاقی در دو گروه وجود نداشت (478/0P=).
با توجه به اینکه توان ناکافی پرستاران در استدلال اخلاقی بهویژه در هنگام مواجهه با معضلات اخلاقی میتواند منجر به تصمیمگیری نامناسب و ایجاد استرس در آنها شود، بر اساس نتایج این مطالعه، توصیههایی برای تقویت تواناییهای پرستاران در مواجهه با معضلات اخلاقی قابل ارائه است. با توجه به پایین بودن نمرهی استدلال اخلاقی پرستاران ضرورت یافتن راههای افزایش توانایی این گروه تأکید میشود.
محمد رنجبر، اعظم سامیه زرگر، عارفه دهقانی،
دوره 3، شماره 5 - ( 9-1389 )
چکیده
رضایتمندی بیماران یکی از مشخصههای اثربخشی بیمارستان محسوب میشود و لازمهی دستیابی به آن رعایت حقوق بیماران است. بنابراین ضرورت ایجاب مینماید که کلیهی کادر درمانی و افراد درگیر با بیمار از جمله دانشجویان دورهی کارآموزی از منشور حقوق بیمار آگاهی کامل داشته و خود را ملزم به رعایت آن بدانند.
مطالعه حاضر به روش توصیفی ـ تحلیلی و بهصورت مقطعی در نیمهی اول سال 1388 انجام گرفته است. جامعهی پژوهش شامل کلیهی دانشجویان دورهی کارآموزی بالینی بیمارستانهای آموزشی شهر یزد است. روش نمونهگیری بهصورت طبقهای تصادفی بوده و برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهای 3 قسمتی استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل دادهها نیز از نرمافزار SPSS نسخهی 16 استفاده شد.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که 6/35 درصد از دانشجویان از سطح آگاهی ضعیف، 7/27 درصد از سطح آگاهی متوسط و 7/36 درصد از سطح آگاهی خوب برخوردار بودند. بیشترین آگاهی دانشجویان در حیطهی «حق آزادی فردی» و کمترین آگاهی آنها در حیطهی «حق دسترسی به خدمات درمانی» بوده استP)، جنس (042/0=P)، مقطع تحصیلی (008/0=P) و رشتهی تحصیلی (003/0=P) رابطهی معنیداری مشاهده گردید.
با توجه به ارتباط مستقیم و نزدیک دانشجویان با بیماران و پروندههای پزشکی آنها و با توجه به اینکه بیش از 63 درصد دانشجویان آگاهی ضعیفی نسبت به حقوق بیمار داشتند، ضرورت آموزشهای جدیتر و کاملتر مورد تأکید قرار میگیرد.
محمد زیرک، سیما مقدسیان، فرحناز عبدالهزاده، آزاد رحمانی،
دوره 4، شماره 4 - ( 4-1390 )
چکیده
پرستاران هر روزه در محیط کار خود با موقعیتهای زیادی روبهرو میشوند که مستلزم تصمیمگیری اخلاقی میباشد. بنابراین، دانشجویان پرستاری باید در طول دوران تحصیل خود به سطح مناسبی از تکامل اخلاقی دست یابند. تاکنون سطح تکامل اخلاقی دانشجویان پرستاری در ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. بنابراین، هدف این مطالعه تعیین سطح تکامل اخلاقی دانشجویان پرستاری است.
این مطالعهی توصیفی- همبستگی در سال 1389 انجام شد. نمونهی پژوهش عبارت بود از 115 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری دانشگاه علوم پزشکی تبریز که با روش سرشماری انتخاب شدند. جهت تعیین سطح تکامل اخلاقی دانشجویان از پرسشنامهی آزمون معمای پرستاری استفاده گردید. این پرسشنامه بر اساس نظریهی تکامل اخلاقی Kohlberg طراحی شده و تکامل اخلاقی دانشجویان را در سه سطح پیشعرفی، عرفی و پسعرفی بررسی مینماید. همچنین، در این پرسشنامه میزان رعایت ملاحظات بالینی توسط دانشجویان نیز بررسی میشود. برخی مشخصات فردی اجتماعی دانشجویان نیز با استفاده از پرسشنامه جمعآوری شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت.
مشخص شد که 13 دانشجو (3/11 درصد) در مرحلهی پیشعرفی، 33 دانشجو (7/28 درصد) در مرحلهی عرفی، 55 دانشجو (8/47 درصد) در مرحله پسعرفی قرار داشتند و 14 دانشجو (1/12 درصد) نیز در تصمیمگیری اخلاقی خود ملاحظات بالینی را بیشتر مد نظر قرار میدادند. بین سطح تکامل اخلاقی دانشجویان با سن (49/0 =P)، جنس (21/0 =P)، وضعیت تأهل (79/0 =P)، محل تحصیل (32/0 =P) و سال تحصیلی (92/0 =P) آنان ارتباط آماری معنیداری یافت نشد.
این نتایج نشان داد که اگرچه حدود نصف دانشجویان مورد بررسی در مرحلهی قابل قبول تکامل اخلاقی یعنی سطح پس عرفی قرار داشتند ولی هنوز درصد قابل توجهی در سطوح پایینتر تکامل اخلاقی قرار داشتند. این امر نشاندهندهی لزوم توجه بیشتر مسؤولین پرستاری به امر تربیت اخلاقی دانشجویان پرستاری میباشد
راضیه زاهدی، فرزانه زاهدی،
دوره 5، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
آگاهی و اطلاعرسانی کافی به بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت از ملزومات اساسی حفظ حقوق آنها در نظام سلامت میباشد. در این میان کتابداران و اطلاعرسانان پزشکی، خصوصاً در کتابخانههای بیمارستانی، میتوانند نقش مهمی را در جهت حمایت از حقوق بیمار برعهده بگیرند. انجمنها و گروههای حرفهای بینالمللی و ملی در برخی کشورها دستورالعملهایی را در این حوزه تدوین و اجرا کردهاند؛ اما کمبودهای فراوانی در این زمینه در کشور ما وجود دارد. هدف از تدوین این مقاله، مرور کلی بر جایگاه حقوق بیمار و گیرندگان خدمات سلامت در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی است. در این پژوهش، کدهای اخلاقی مرتبط با حقوق بیماران و گیرندگان خدمات سلامت در منشورهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی نهادهای بینالمللی و استانداردهای حرفهای کتابخانههای بیمارستانی مورد جستوجو و مطالعه قرار گرفته است. سپس ضمن واکاوی این کدها، پیشنهادهای راهبردی مبتنی بر فرهنگ بومی ارائه شده است یافتههای این مقاله بیانگر این مطلب است که اطلاعرسانی به بیمار، اصلی مهم و مورد توجه در حقوق بیمار است که در کدهای اخلاقی کتابداری و اطلاعرسانی و نیز استانداردهای کتابخانههای بیمارستانی به آن توجه شده است. ارائهی خدمات اطلاعرسانی دانشمدار و تعاملی که بر بهبود عملکرد و یافتن راه حل بالینی استوار است (نه صرف آموزش کلی بدون توجه به تأثیر آن بر عمل)، کتابداری بالینی را در عرصهی حمایت از حقوق بیمار در برخی کشورها موفق ساخته است. با توجه به نقش کتابخانهها و مراکز اطلاعرسانی در فراهمآوری، سازماندهی و دسترسپذیر ساختن اطلاعات برای کاربران، کتابداران و اطلاعرسانان، باید با آگاهی از نیازهای ویژهی گیرندگان خدمات سلامت بهعنوان کاربران خاص خود، امکان بهرهگیری مؤثر از اطلاعات را برای آنان فرآهم آورند. لذا لزوم تدوین کدهای اخلاق حرفهای با رویکرد مناسب به امر اطلاعرسانی بیماران و سایر دریافتکنندگان خدمات سلامت در کشور و تعریف جایگاه کتابداری بالینی در بیمارستانها و مراکز درمانی احساس میشود.
حبیبه یکه تاز، فریبا اصغری، مهدی فرخ نیا،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش پزشکی و تربیت دانشجویان بهعنوان نسل فردای پزشکان جامعه دارای اهمیت فوق العادهای است. یکی از مهمترین اجزای آموزش پزشکی، آموزش بالینی است که در این دوره دانشجویان مهارتهای لازم برای طبابت در آینده را کسب میکنند. از اساسیترین مسائل در آموزش بالینی، اخلاق پزشکی است. در سالیان اخیر دانشگاههای علوم پزشکی کشور تلاشهای گستردهای در جهت آموزش اخلاق پزشکی به دانشجویان داشته و پیشرفتهای چشمگیری در این زمینه صورت گرفته است. بهنظر میرسد برای نهادینه شدن و کاربردی کردن این آموزشها لازم است راهنمای اخلاقی حقوق بیمار در آموزش پزشکی تدوین شود.
در این مطالعه با بررسی جامع متون، مقالات و راهنماهای مرتبط با رعایت حقوق بیمار در مراکز آموزشی، پیش نویس اولیه راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی تدوین شد. سپس پیش نویس اولیه در گروههای ذینفع شامل بیماران، اساتید بالینی، دانشجویان مقاطع مختلف بالینی و کارشناسان اخلاق پزشکی به بحث گذاشته و نظرات گروهها گردآوری و طبقهبندی شد. در مرحلهی آخر پیش نویس اولیه و نظرات جمعآوری شده، در جلسهی هم اندیشی با حضور نمایندگانی از گروههای ذینفع ارائه و با اعمال تغییرات، متن نهایی راهنمای اخلاقی آموزش بر بالین بیمار در مراکز آموزشی- درمانی تدوین شد.
امیر احمد شجاعی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از موازین اخلاقی بودن دانشگاه، رعایت حقوق دانشجویان است. دانشجو در دانشگاه حقوق بسیاری دارد که یا قانونی هستند یا اخلاقی. حق یادگیری دانشجو از جمله حقوق دانشجویان است که هم قانونی است و هم اخلاقی، لذا با عنایت به متعدی بودن این حقوق، دانشگاه نسبت به آنها وظیفه دارد یعنی هم قانون و هم اخلاق حکم میکند که دانشگاه نسبت به یادگیری دانشجویان مواجههی اخلاقی داشته باشد یعنی فرایند آموزش به گونهای انجام شود که فراگیری دانشجو به بهترین شکل ممکن انجام پذیرد.مواجههی اخلاقی سه موضع دارد: 1- موضع قبل از وقوع فعل 2- حین انجام فعل 3- پس از انجام فعل. یعنی دانشگاه در سه موضع فوق باید به وظایف اخلاقی خود آگاه باشد یعنی 1- قبل از ارائهی درس 2- هنگام ارائهی درس و حضور دانشجو در کلاس 3- پس از اتمام درس وکلاس. دانشگاهها عموماً برای تحقق یادگیری دانشجو برخی قوانین و مقررات وضع میکنند و با اتکا به آنها در پی ادای حق یادگیری دانشجویان هستند اما سؤالاتی چند باقی میمانند:
1- آیا این قوانین و مقررات برای تحقق امر یادگیری کافی است؟
2- آیا وظایف اخلاقی دانشگاه در قبال یادگیری دانشجو، در لوای همین وظایف قانونی مستتر است؟
3- آیا سیستم آموزشی دانشگاه، خود وظیفهی نظارت بر وظایف خود را دارد یا واحد های دیگری برای نظارت و پایش امر یادگیری باید گمارده شوند؟
4- آیا دانشجو در مقام صاحب حقی که بسیاری از وظایف دانشگاه را رقم میزند، میتواند و لازم است که در احقاق حقوق آموزشی خود دخیل باشد و بر آن نظارت و پایش و اصلاحات انجام دهد؟
5- اگر پاسخ سؤال بالا مثبت است توصیف وضعیت فعلی با آن توافق دارد یا تغایر؟
در این مقاله به سؤالات بالا با توصیف وضعیت کنونی دانشگاههایی که میشناسیم پاسخ داده میشود و چنین نتیجه میگیریم که علیرغم آنکه حق یادگیری دانشجویان از جمله مهمترین رسالات دانشگاه است و وظایف گوناگونی بر آن مترتب است اما به شکل اخلاقی انجام نمیشود.
سپیده محمدی، رضا نگارنده، تاج محمد آرازی قجق، سهیلا زابلی پور،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
کیفیت مراقبتهای پرستاری خصوصاً رعایت اخلاق پرستاری و ارتباط با بیمار از دغدغههای اصلی مدیران در آموزش پرستاری است. دانشجویان پرستاری در دورهی کارآموزی آماده میشوند تا مسؤولیتهای پرستار شایسته را آموخته و انجام دهند. اما از میان رفتارهای مراقبتی دانشجویان پرستاری مسألهی اخلاق و ارتباط با بیمار از مسائل چالشبرانگیزی بوده که بر اساس مطالعات مختلف بیماران رضایت کافی از آن نداشتند. لذا، لزوم بررسی کیفیت مراقبت ارائهشده در این حیطهها و کشف نقاط ضعف و قوت آن ضروری بوده و پژوهشگر بر آن شد تا مطالعهای با هدف تعیین کیفیت مهارتهای اخلاقی و ارتباطی در دانشجویان پرستاری انجام دهد.
این مطالعه از نوع مقطعی- توصیفی است. دانشجویان مورد بررسی دانشجویان پرستاری دانشکدهی پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران بودند که حداقل 3 روز از بیماران تحت پژوهش مراقبت به عمل آورده بودند. 200 بیمار بستری در بیمارستانهای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران که واجد شرایط معیارهای ورود به پژوهش بودند به روش در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامههای دموگرافیک و کیفیت مهارتهای اخلاقی و ارتباطی را تکمیل کردند. برای تعیین روایی پرسشنامه از روایی محتوا و به منظور تعیین پایایی انسجام درونی پرسشنامه بررسی شد. دادهها پس از جمعآوری با نرمافزار SPSS v.16 در قسمت توصیفی تجزیه و تحلیل شد.
دانشجویان از نظر کیفیت مراقبت هم در زمینهی اخلاق پرستاری و هم ارتباط با بیمار در سطح متوسط بودند. بیشترین ضعف در ارتباط با اخلاق پرستاری در زیر مقیاسهای ارائهی آموزش مناسب به بیمار و خانوادهی وی، احترام به فرهنگ و آداب و رسوم بیمار و فرصت دادن به بیمار در ابراز احساسات و صحبت در مورد بیماری اش بوده است. در راستای ارتباط با بیمار نیز بیشترین ضعف در زیر مقیاس ارتباط با خانواده و همراهان بیمار، معرفی خود به بیمار در شروع شیفت کاری و توضیح رویهها قبل از اجرا بر روی بیمار بوده است.
براساس یافتههای پژوهش، از دیدگاه بیماران، دانشجویان از سطح مطلوبی در زمینهی اخلاق و ارتباط با بیمار برخوردار نبودند. لذا پیشنهاد میشود تا نظام آموزش پرستاری کشور ضمن توجه به مهارت بالینی در رشته پرستاری، به جنبههای اخلاق و ارتباط با بیمار که از مهمترین ارکان مراقبت شایسته و جامعنگر است توجه به عمل آورند. همچنین، دروسی در این راستا در برنامهی آموزشی دانشجویان قرار دهند تا منجر به نهادینه شدن این موارد در دانشجویان شود.
سید محمد مهدی هزاوه ای، رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیرفرهنگ میراسماعیلی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
دانشگاهها در تربیت نیروی انسانی متخصص، کارآمد و متعهد نقش اساسی دارند. گرچه دیگر سازمانها در انجام این مسؤولیت مشارکت دارند، اما دانشگاهها در طی دورههای آموزشی دانشجویان در مقاطع مختلف مسؤولیت ویژهای دارند. این مسؤولیت شامل فراهم کردن محیطی مناسب برای پویایی و شکوفایی استعدادهای دانشجویان به تخصص و مهارتهای حرفهای لازم و آمیخته به اخلاق دینی، انسانی، اجتماعی و وظیفهمداری حرفهای است. مقررات آموزشی بهعنوان مقررات سازمانی محیط آموزشی میتواند تضمینکنندهی برقراری نظم و انظباط باشد. عدم رعایت قوانین یا قانونگریزی در جهت منافع شخصی نشاندهندهی عدم تعهد به محیط آموزشی و عدم رعایت اصول اخلاق سازمانی است. از مقررات مشهود و لازم در ایفای نقش حرفهای اساتید میتوان مطالعهی قبل از ورود به کلاس، بهروز بودن، داشتن طرح درس قابل اجرا، رعایت زمان در ارائهی مطالب، برقراری ارتباط تعاملی با فراگیران، بهکارگیری روشهای تدریس مؤثر، ارزشیایی اولیه- تکوینی- پایانی، و بهعبارت دیگر، آمادگی و داشتن قابلیت در انجام هفت مسؤولیت تعیین شده است. در افزایش مهارتهای اساتید و آشنایی آنها به این وظایف و مسؤولیت کارگاههای متعددی از جمله کارگاهای دانشافزایی توسط مراکز مطالعات آموزش پزشکی دانشگاهها تدوین و ارائه میشود که در ارتقاء نیز دارای امتیاز است. آنچه مهم است، تعهد به همهی این مسؤولیتهاست که در قالب رفتار از ما اساتید به نمایش در میآید. این رفتارها که بدون فشارهای مخدوشکننده بهطور عام از ما سر میزند اخلاق واقعی ما را تشکیل میدهد. در بروز این خصوصیات اخلاقی علاوه بر تعهد فردی، اجتماعی، دینی، تقویتکنندهها و کنترلکنندههای محیطی تأثیرگذار است. ضمن اینکه مقررات و ضوابط در جهتدهی آنها نیز لازم و ضرروری است. یکی از اثرگذارترین اقدامات در رعایت مقررات آموزشی، درک دلایل در کیفیت آموزشی برای رسیدن به حد لازم و کافی حرفهای شدن است.
سیده دلسوز حسینی، ارکان حسامی، کژال حسامی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
آموزش فرایند پیچیدهای است که تحت تأثیر عوامل و متغیرهای متعددی قرار دارد و از عمدهترین وظایف استاد محسوب میشود. اگرچه شرایط و امکانات آموزشی یکی از عوامل مؤثر بر جریان یادگیری است، ولی بدون شک نیروی انسانی و بهخصوص مدرس، بهعنوان یک عنصر بنیادین و اساسی در این فرایند، یکی از مهمترین عوامل تشکیلدهندهی محیطهای آموزشی است که در تحقق اهداف آموزشی نقشی مؤثر دارد. در فرایند تدریس تنها علم و مهارت معلم نیست که مؤثر واقع میشود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر فراگیران تأثیر میگذارد. هدف از این مطالعه مقایسهی خصوصیات یک مدرس خوب از دیدگاه دو گروه از دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه کردستان وعلوم پزشکی کردستان است.
این پژوهش یک مطالعهی توصیفی است که بر روی 136 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کردستان (پرستاری، مامایی، اتاق عمل و علوم آزمایشگاهی) و 100 نفر دانشجویان دانشگاه کردستان (علوم تربیتی، مدیریت بازرگانی، تربیت بدنی و کشاورزی) در سال 1391 انجام شد. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بود که که شامل مشخصات دموگرافیک و پرسشنامهی سنجش دیدگاه دانشجویان بود. در این مطالعه دیدگاه دانشجویان نسبت بهخصوصیات یک مدرس خوب، در 4 حیطهی مختلف بررسی شد که در آن حیطه مقررات آموزشی با 6 سؤال، حیطهی علمی آموزشی با 14 سؤال، حیطهی نظارت و ارزیابی با 4 سؤال و حیطهی اخلاقی و رفتاری با 15 سؤال ارزیابی شد. پاسخها براساس معیار 4 حالته لیکرت سنجیده شد و برای هر سؤال، شرکتکنندگان یکی از گزینههای پاسخ ( کم/ متوسط/ زیاد/ بسیار زیاد) را انتخاب کردند. نمونهگیری به روش تصادفی انجام شد و دانشجویان در صورت تمایل به همکاری انتخاب شدند.
یافتهها با استفاده از نسخهی 17SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و از جداول فراوانی، میانگین و انحراف معیاراستفاده شد.
نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که میانگین سن شرکتکنندگان 35/2± 6/22 سال (38-18 سال) بود. 80 درصد شرکتکنندگان دانشجویان دختر و بقیه پسر بودند. دانشجویان رشتههای علوم تربیتی (1/25 درصد) و مامایی (9/20 درصد) بیشترین تعداد پاسخ دهندگان را تشکیل می دادند. اکثر دانشجویان شرکتکننده در مقطع کارشناسی (4/83 درصد) و بقیه کارشناسی ارشد بودند. همچنین، اکثر آنان در سال دوم (6/39 درصد) مشغول به تحصیل بودند. بیشتر شرکتکنندگان مجرد (1/94 درصد) و ساکن خوابگاه (4/82 درصد) بودند. در مقایسه، دیدگاه هر دو گروه مورد مطالعه (دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه کردستان) میانگین امتیازات بهدست آمده نشان داد که در حیطهی مقررات آموزشی، از نظر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی در دسترس بودن استاد (88/0±33/3) و برعکس از دیدگاه دانشجویان دانشگاه کردستان حضور استاد در جلسه امتحانی (8/0±3) مهمترین ویژگی بود اما حضور و غیاب کلاسی از نظر هر دو گروه کم اهمیتترین (6/0±45/2) خصوصیت گزارش شده بود. در حیطهی علمی آموزشی نظرات هر دو گروه مشابه بود به این صورت که تسلط علمی استاد بیشترین میانگین (7/0±32/3) و معرفی منابع لاتین کمترین میانگین (96/0±42/2) را داشت. در حیطهی نظارت و ارزیابی نیز نظرات مشابهی گزارش شده بود و طرح سؤال امتحانی متناسب با کیفیت کلاس و طرح سؤال در هر جلسه به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین را در هر دو گروه به خود اختصاص داده بودند (87/0±04/3 و 94/0±38/2 به ترتیب). در حیطهی اخلاقی رفتاری نظرات دو گروه متفاوت بود. به این صورت که احترام گذاشتن به دانشجو (69/0±58/3) مهمترین ویژگی و شوخطبعی استاد (87/0±15/3) کم اهمیتترین ویژگی یک مدرس خوب از دیدگاه دانشجویان علوم پزشکی بود، در حالیکه در همین حیطه دانشجویان دانشگاه کردستان مودب بودن استاد (7/0±27/3) و اعتقادات مذهبی استاد (9/0±28/2) را به ترتیب بهعنوان مهمترین و کم اهمیتترین ویژگی استاد خوب گزارش کردند.
بر اساس یافتههای پژوهش میتوان به این نتیجه رسید که علاوه بر توانایی علمی و تخصصی، تمامی ابعاد تدریس از جمله در دسترس بودن، حضور استاد در جلسهی امتحانی، توجه به کیفیت سؤال امتحانی متناسب با مطالب درسی ارائه شده و رعایت ادب و احترام در نظر فراگیران از اهمیت ویژهای برخوردار است و یک مدرس خوب فردی است که در سایر حیطهها و ابعاد هم از دانش و مهارت کافی برخوردار باشد. بهطوری که دانشجویان دانشگاههای مختلف، دیدگاههای مشترکی در این زمینه دارند. با این امید که نتایج تحقیق بتواند در رسیدن به هدفهای آموزشی مؤثر باشد.
معصومه معصومی، مهستی گنجو، عاطفه تشت زر،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
حساسیت اخلاقی یکی از ویژگیهایی است که فرد واجد آن به پدیدههای اخلاقی حساس میشود و پدیدهها را از زاویهی اخلاق میبیند. زمانی که انسان مجبور به تصمیمگیری در مورد جانداری شود یک موقعیت اخلاقی پیش آمده است. درمانگران و بهویژه پرستاران اغلب با موقعیتهایی مواجه میشوند که جهت حل آنها باید تصمیمات اخلاقی مناسب اتخاذ کنند. حساسیت اخلاقی پرستاران اغلب در انجام دادن مسؤولیت حرفهای و تصمیمگیری اخلاقی آنان نقش مهمی دارد و بهعبارتی حساسیت اخلاقی اولین مؤلفه برای رعایت اخلاق در مراقبتهای درمانی پرستاران است اما گاهی پرستاران دچار سردرگمی، بیاهمیتی و بیتوجهی در مواجهه با موضوعات اخلاقی میشوند. مطالعات مختلف نشان میدهد آموزش بر حساسیت اخلاقی تأکید دارند و نبود آموزش اخلاقیات میتواند مانعی برای گسترش اخلاق در حرفه و حساسیت اخلاق حرفهای شود. با توجه به اینکه زمان تحصیل، فرصت مناسب و مهمی برای ایجاد حساسیت اخلاقی در دانشجویان پرستاری فراهم میآورد، پرداختن به این امر خطیر یکی از وظایف مهم دست اندرکاران امر آموزش پرستاری است. کمبود آگاهی اخلاقی در دانشجویان پرستاری بهعنوان یکی از مهمترین موانع حساسیت اخلاقی در دانشجویان است. در نتیجه، نا آگاهی سبب نقص در توانایی تصمیمگیری در معضلات اخلاقی میشود و نپرداختن به جنبههای اخلاقی مراقبت سبب بی توجهی و مغفول ماندن اخلاق در مراقبت میشود و به مرور زمان این کار برایش عادی میشود و در ارائهی مراقبت به بیماران و ارتقای سلامت جامعه و ارتقای حرفهی پرستاری دچار مشکل میشود. با مطالعهی مقالات و جستوجو در سایتهای مختلف به جمعآوری اطلاعات پرداختیم. آموزش اخلاقیات توسط اساتید پرستاری در دوران تحصیل دانشجویان پرستاری جهت آمادگی اخلاقی آنان برای ارائهی مراقبت به بیماران در آینده ضروری است.
آرام تیرگر، موسی یمین فیروز، اشرف السادات موسوی، علی نیکخواه،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
استفاده از شیوههایی چون روش بهکار رفته در قضیهی عکس فیثاغورث به منظور اثبات فرضیهی هندسی یا مهندسی معکوس در حوزهی مسائل فنی جهت دستیابی به فنون پیشرفته و کشف فناوریهای نو نمونههایی هستند که در آنها متخصصان سعی میکنند با طی کردن مسیری بر خلاف مسیر اصلی اثبات فرضیات یا دست یافتن به دانش فنی، به اطلاعات مورد نظر و هدف نهایی خود دست یابند. یکی از شیوههای ردیابی منابع مورد استفاده و ارزشیابی وضعیت بهرهبرداری از آنها، تحلیل استنادی است. این شیوه که در حقیقت شاخهای از علم اطلاعرسانی بهشمار میآید، حوزهای است که استنادهای علمی انجام شده به یک یا چند اثر را مورد مطالعه قرار داده و صرفنظر از فواید مختلف مانند تسهیل در امر تحقیق یا توصیف رابطهی فکری و علمی در میان تحقیقات قبلی، قادر به ارزیابی متون مورد استفاده از جنبههای مختلف است.
در این مقاله ضمن ارائهی دستاوردهای پژوهشی به شیوهی تحلیل استنادی در 511 پایاننامهی دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل (356 پایاننامه رشتهی پزشکی و 155 پایاننامهی رشتهی دندانپزشکی) طی یک دورهی پنجساله (از آغاز سال 1385 تا پایان نیمسال اول 1390) از حیث نوع، تعداد، سن و وضعیت توزیع منابع مورد استفاده به تفکیک رشتههای تحصیلی، قصد بر آن است تا از این رهگذر به بررسی وضعیت استفاده از قرآن یا دیگر منابع فقهی بهعنوان اصلیترین منابع اقتباس اصول اخلاقی در اسلام پرداخته و بهعبارتی دیگر تصمیم بر آن است که با شیوهی معکوس، به بررسی موضوع اخلاق در آموزش و وضعیت استفاده از آموزههای الهی در آموزش پزشکی پرداخته شود.
نتایج حاصل از مطالعه گویای آن بوده است که از میان بیش از بیستهزار و هفتصد استناد بهعمل آمده در 507 پایاننامه، دانشجویان پزشکی و دندانپزشکی، تعداد استنادها به قرآن یا منابع فقهی کمتر از یکدرصد و نوع منابع مورد استناد عمدتاً کتاب بوده است. علیرغم اذعان بهاحتمال خطا در تعیین دقیق استنادها، وضعیت موجود میتواند بهطور غیر مستقیم گویای نوعی کاستی در بهرهگیری از آموزههای الهی در آموزش پزشکی و از جمله تدوین پایاننامهها باشد. ضمناً با توجه به تجربیات موجود، نقص در دسترسی گسترده و آسان به منابع مرتبط را میتوان یکی از دلایل مهم چنین وضعیتی بر شمرد.
محمد علی چراغی، شهرزاد غیاثوندیان، مریم اسماعیلی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
دانشگاهها نقش مهمی در تعلیم و تربیت متناسب با انتظارات ذی نفعان و جامعه باید داشته باشند. تعلیم و تربیت فرایندی پویاست که نقش مهمی در تربیت افراد برای پذیرش مسؤولیت در آینده و زیر بنایی برای تأمین سبک زندگی سالم در ابعاد زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی در جامعه انسانی فراهم میکند. در این میان، اساتید دانشگاه از جایگاه خطیر و ویژهای در تعلیم و تربیت مبتنی بر بایستههای اخلاقی برای دانشجویان برخوردارند. این مطالعه با هدف تبیین نقطه نظرات دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران در مورد بایستههای اخلاقی یک استاد نمونه انجام شده است.
مطالعهای کیفی با رویکرد آنالیز محتوی از نوع استقرایی-قراردادی بهکار گرفته شد که به کنکاش در خصوص نقطهنظرات دانشجویان مبتنی بر فلسفه طبیعتگرایانه میپردازد. شرکتکنندگان در این مطالعه، 19 نفر دانشجوی مشغول به تحصیل در رشتههای مختلف دانشگاه علوم پزشکی تهران بودهاند. جهت جمعآوری دادهها از روش مصاحبههای فردی عمیق نیمهساختارمند استفاده شده است. یافتهها با استفاده از رویکرد آنالیز محتوای قراردادی تحلیل شدهاند.
نتایج حاصل از مطالعه منجر به شناسایی سه تم اصلی شامل ادراک جوهرههای اخلاقی در سکنات استاد، ویژگیهای عینی اخلاقی استاد بهعنوان یک الگو و آموزش اخلاق حرفهای در حین تعلیم و تربیت شد. تم اول شامل دو زیر تم طهارت در قضاوت و لطافت در گفتار بود. تم دوم نیز دارای سه زیر تم با عنوان احترام به زمان دانشجو، احترام به شخصیت دانشجو و تواضع و فروتنی بود.
بر اساس یافتههای حاصل از مطالعه میتوان دریافت که تمامی سکنات اساتید مورد رصد مرتب دانشجویان است. از این رو، اساتید نه تنها وظیفهی آموزش دانشجویان از طریق مهارتهای تدریس را بر عهده دارند، بلکه ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی اساتید، بهعنوان الگوهای مؤثر بر سبک زندگی و تفکر دانشجویان مؤثر بوده و نقش مهمی را در تربیت نسل کاری آینده ایفا میکند.
سیما مقدسیان، فرحناز عبداله زاده، آزاد رحمانی، فرمیسک پاکانزاد، حمید حمیدزاده،
دوره 6، شماره 5 - ( 9-1392 )
چکیده
دستور عدم احیا یکی از چالشهای مهم در مراقبتهای انتهایی است. نگرش پرسنل درمانی به دستور عدم احیا میتواند در قانونی شدن این رویه نقش مهمی داشته باشد. هدف این مطالعه بررسی نگرش دانشجویان پرستاری دانشگاههای علوم پزشکی تبریز و کردستان در رابطه با دستور عدم احیا بود. 186 دانشجوی سال سوم و چهارم پرستاری در دانشکدههای پرستاری و مامایی تبریز و کردستان در این مطالعه شرکت کردند. جمعآوری دادهها با پرسشنامهی نگرش به دستور عدم احیا انجام شد که شامل 25 گویه است. نتایج این مطالعه نشان داد که در بیشتر گویهها دانشجویان نگرش منفی به دستور عدم احیا داشتند؛ سوء برداشتهای زیادی در مورد روش انجام این رویه داشتند و متمایل به کسب اطلاعات بیشتر در مورد جنبههای مختلف این رویه بودند. همچنین، مشخص شد که دانشجویان در مورد اتانازی غیرفعال نیز نگرش منفی داشتند و اعتقاد داشتند که مسائل فرهنگی و مذهبی در دیدگاه آنان نسبت به دستور عدم احیا تأثیرگذار است. اگرچه نگرش دانشجویان پرستاری دو دانشگاه که دارای زمینهی فرهنگی و مذهبی متفاوتی بودند در مورد تکتک گویههای پرسشنامه تفاوت معنیدار آماری نشان نداد (05/0P>).با توجه به کمبود آگاهی دانشجویان در مورد دستور عدم احیا پیشنهاد میشود در مورد جنبههای مختلف این دستور آموزشهای لازم به آنان ارائه شود. با توجه به کمبود متون پژوهشی و محدودیتهای این مطالعه انجام مطالعات بیشتری در این زمینه توصیه میشود.
هادی جعفری منش، مهدی رنجبران، کتایون وکیلیان، رضا تاجیک، امیر الماسی حشیانی،
دوره 6، شماره 6 - ( 11-1392 )
چکیده
سنجش میزان رعایت کدهای اخلاق پرستاری در دانشجویان پرستاری بهعنوان کارکنان آیندهی سیستم خدمات بهداشتی درمانی امری ضروری است. برای تعیین نیازهای آموزشی اخلاقی و همچنین، ارزشیابی این آموزشها نیاز به بررسی میزان رعایت کدهای اخلاقی در بین دانشجویان وجود دارد. این مطالعه با هدف تعیین میزان رعایت کدهای اخلاق حرفهی پرستاری و برخی عوامل مرتبط با آن، در بین دانشجویان پرستاری دانشکدهی پرستاری و مامایی شهید بهشتی انجام گرفت. در این پژوهش مقطعی توصیفی- تحلیلی تعداد 118 نفر از دانشجویان پرستاری که در بیمارستانهای دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در حال گذراندن واحدهای کارآموزی در عرصه بودند، بهصورت سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها شامل یک پرسشنامه حاوی اطلاعات دموگرافیک و یک پرسشنامهی پرسشگر ساخته بود که بر اساس کدهای اخلاق حرفهی پرستاری و تحقیقات موجود در ایران و جهان تهیه شده است.مدیریت تعارضات و بعد از آن احترام به همکاران تیم درمانی بیشترین اصل از کدهای اخلاقی بودند که توسط دانشجویان پرستاری رعایت میشد. احترام به حقوق بیماران و آموزش به بیمار از اصولی بود که کمتر رعایت میشد. متغیرهای معدل، جنسیت دانشجویان، وضعیت تأهل، علاقه و احتمال کار در رشتهی پرستاری ارتباط آماری معنیداری با رعایت کدهای اخلاق نشان داد. نتایج این مطالعه میتواند بر اهمیت ایجاد درس اخلاق حرفهای، طراحی کدهای اخلاق حرفهای و آموزش آن به جامعهی پرستاری تأکید کند که این امر میتواند مورد توجه برنامهریزان و سیاستگذاران بخش سلامت قرار گیرد.
نوید ابوالفتح زاده، سحرناز نجات، فریبا اصغری،
دوره 7، شماره 3 - ( 6-1393 )
چکیده
برای ارزیابی حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در جوامع مختلف نمیتوان از یک ابزار و محتوای واحد استفاده کرد. در مطالعهی حاضر برای ارزیابی حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در ایران، یک پرسشنامهی بومی با محتوای منطبق بر اصول اخلاقی و ارزشهای حرفهای پزشکی و فرهنگ و قوانین اخلاق پزشکی کشورمان تدوین شده است. برای تدوین سؤالات از سناریوهای ارزیابی رفتار حرفهای منتشر شده در مقالات و کتابها، راهنمای رفتار حرفهای دانشگاه علوم پزشکی تهران و لاگبوکهای دورهی درسی اخلاق پزشکی دانشجویان دانشکدهی پزشکی استفاده شده است. 7 مورد سؤالات اولیه در مطالعهی پایلوت از نظر شفافیت و مناسب بودن بررسی شدند. سپس 38 سؤال اولیه در اختیار 7 نفر از اساتید خبره و 4 نفر از دانشجویان پزشکی خبره در زمینهی اخلاق پزشکی برای ارزیابی محتوا قرار داده شد که همگی در مورد تمامی سؤالات نظر دادند. در مجموع پایایی 35 سؤال به روش آزمون مجدد ارزیابی شد که سؤالات در طی دو مرحله و با فاصله 2 هفته در اختیار 30 نفر از دانشجویان پزشکی قرار گرفت. در مرحلهی ارزیابی پایایی 24 سؤال بهعنوان سؤالات نهایی تعیین شدند. میانهی شاخصهای همبستگی ICC (Intraclass Correlation Coefficient) و Spearman و Kappa برای سؤالات نهایی شده به ترتیب 81/0، 65/0 و 53/0 محاسبه شد. همچنین، شاخص آلفای کرونباخ 67/0 بود. پرسشنامهی نهایی شامل 24 سؤال با محتوای بالینی است که هر کدام یک چالش اخلاقی را مطرح کرده است. ابزار طراحی شده میتواند بهعنوان یک ابزار پژوهشی روا و پایا جهت بررسی سیر تغییرات حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در مقاطع مختلف تحصیلی مورد استفاده قرار گیرد. ارزیابی اثربخشی اصلاحات کوریکولوم آموزشی در موضوع اخلاق پزشکی میتواند مورد استفادهی دیگر چنین ابزاری باشد. ابزار طراحیشده در این مطالعه نخستین ابزار بومی برای ارزیابی حساسیت اخلاقی دانشجویان پزشکی در ایران است.
شهریار شهاب، ناهید رژه، ملیحه نصیری، روح اله اصغری راد،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1393 )
چکیده
ارتباط صحیح و همدلی بین دندانپزشکان و بیماران یکی از دغدغههای برنامهریزان آموزش و گیرندگان خدمات دندانپزشکی است. هدف از مطالعهی حاضر بررسی میزان همدلی در دانشجویان دندانپزشکی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران در سال 1393 با بیماران بود. در این مطالعهی توصیفی - مقطعی، بر اساس فرمول تعیین حجم نمونهی تصادفی با فرمول مورگان تعداد 410 نفر از دانشجویان دندانپزشکی دانشگاههای شهر تهران بهطور تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات، از پرسشنامهی جمعآوری اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی همدلی (واکنشهای میان فردی) استفاده شد. اطلاعات شرکتکنندگان وارد نرمافزار کامپیوتری SPSS ویرایش 16 شد. تجزیه و تحلیل با استفاده از آزمونهای Independent T-Test، آنالیز واریانس یکطرفه و ضرایب همبستگی انجام شد. میانگین نمرات همدلی دانشجویان دندانپزشکی (03/1± 06/53) و بالاترین میزان مربوط به بعد تخیل (65/4 ± 41/14) بود. از بین مشخصات جمعیتشناختی سن، جنسیت و مقطع تحصیلی با همدلی رابطهی معنیداری داشت (P<0.001). میزان همدلی افراد متأهل در سنین و مقاطع تحصیلی بالاتر بیشتر بارز بود. اما با دانشگاه محل تحصیل رابطهی معنیداری مشاهده نشد. میزان همدلی در دانشجویان دندانپزشکی دورهی عمومی با شرایط قابل انتظار تفاوت دارد. برنامهریزی آموزشی برای تقویت فضای همدلی بین دانشجویان و بیماران ضروری بهنظر میرسد
فرحناز عبداله زاده، مژگان لطفی، احمد میرزا آقازاده، زهرا اعتباری اصل،
دوره 7، شماره 5 - ( 10-1393 )
چکیده
جو حاکم بر محیطهای بالینی از عوامل مؤثر بر کیفیت آموزش بالینی و نگرش دانشجویان به رشتهی تحصیلی خود است. پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط بین جو اخلاقی اتاقهای عمل و نگرش دانشجویان اتاق عمل به رشتهی تحصیلی خود انجام گرفته است.در این تحقیق تحلیلی، کلیهی دانشجویان اتاق عمل که در نیمسال دوم سال تحصیلی 93-1392 مشغول به تحصیل بودند، وارد مطالعه شدند. در این پژوهش، علاوه بر فرم مشخصات جمعیتشناختی از پرسشنامههای جو اخلاقی بیمارستانی Olson و نگرش تحصیلی دانشجویان برای جمعآوری اطلاعات استفاده شد. دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی شامل ضریب همبستگی رتبهای Spearman و آزمون Chi-square ، تحت نرمافزار آماری SPSS ویرایش 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.اکثر دانشجویان مؤنث (4/61 درصد) و مجرد (8/86 درصد) بوده و میانگین سنی آنها 54/1±87/20 بود. 9/64 درصد دانشجویان دیدگاه منفی به جو اخلاقی حاکم در اتاقهای عمل داشته و 8/51 درصد نگرش مثبت به رشتهی تحصیلی خود داشتند. همچنین، ارتباط معنیداری بین جو اخلاقی با نگرش دانشجویان اتاق عمل به رشتهی تحصیلیشان یافت شد (56/0r= ،001/0 P≤).با وجود جو اخلاقی منفی اتاقهای عمل از دیدگاه دانشجویان، اکثر آنها نگرش مثبتی به رشتهی خود داشتند، ولی با توجه به وجود ارتباط مستقیم میان این دو، میتوان با بهبود جو اخلاقی اتاقهای عمل و بهتر کردن نگرش دانشجویان به رشتهی خود، آیندهی شغلی آنها را تضمین کرد.
محمد زیرک، هادی حسنخانی، ناصر پریزاد،
دوره 7، شماره 6 - ( 12-1393 )
چکیده
حرفهی پرستاری درصدد ارائهی مراقبتهای مبتنی بر شواهد و شایسته و بهویژه بر اساس اصول انسانی و اخلاقی است. ارائهی مراقبت اخلاقی نیازمند برخورداری از سطح مناسبی از استدلال اخلاقی است. استدلال اخلاقی در سه سطح پیشعرفی، عرفی و پسعرفی دستهبندی میشود. در سطح پیشعرفی افراد بیشتر خودمحور بوده و اطاعت محض را برای جلوگیری از سرزنش ترجیح میدهند. در سطح عرفی افراد بیشتر از قوانین و اصول حاکم اجتماعی در تصمیمگیریهای خود استفاده میکنند و در سطح پسعرفی افراد سعی دارند با توجه به اصول اخلاقی، اعمال و رفتار خود را هدایت کرده و برطبق این اصول تصمیمی انسانی و اخلاقی اتخاذ کنند. هدف این مطالعهی مروری ارائهی تحلیلی کلی دربارهی متون مرتبط با استدلال اخلاقی به منظور بررسی سطح استدلال اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری است. جستوجوی گستردهای در پایگاههای اطلاعاتی معتبر بینالمللی شامل ,Scopus Google scholar Science Direct, Pubmed, Proqust, Elsevier, برای مقالههایی که بعد از سال 1980 تا انتهای 2014 میلادی منتشر شدهاند و پایگاههای اطلاعاتی فارسی Sid, Magiran, Iran medex برای مقالههایی که بعد از سال 1365 تا پاییز 1393 منتشر شدهاند انجام گرفت. از کلیدواژههای متنوعی همچون «رشد اخلاقی، تکامل اخلاقی، استدلال اخلاقی، پرستار و دانشجوی پرستاری» برای جستوجوی منابع مرتبط استفاده شد. در مجموع، 35 مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند.نتایج نشان داد که در اکثر مطالعات بررسی شده، دانشجویان پرستاری و پرستاران در سطح عرفی و پسعرفی استدلال میکنند و دانشجویان پرستاری از نظر اخلاقی در مقایسه با پرستاران در سطح بالاتری از پرستاران استدلال میکنند. مشخص شد که آموزش مفاهیم اخلاقی منجر به رشد استدلال اخلاقی میشود و بین تجارب بالینی و توانایی استدلال اخلاقی رابطهی معکوسی وجود دارد.اگر چه در اکثر مطالعات، دانشجویان پرستاری و پرستاران در سطح عرفی و پس عرفی استدلال میکنند، هنوز برای مراقبت مطلوب و حرفهای کافی نیست. بنابراین، ضروری است که اقدامات لازم مانند بهسازی محیطهای بالینی و آموزش مسائل اخلاقی برای ارتقا بیشتر توانایی استدلال اخلاقی پرستاران و دانشجویان پرستاری بهکار بسته شود تا تصمیمات خود را بر اساس اصول اخلاقی و در سطح پسعرفی اتخاذ کنند.