14 نتیجه برای دانشگاه
سید محمد جواد مرتضوی، نسرین شکرپور،
دوره 3، شماره 1 - ( 9-1388 )
چکیده
امروزه حتی در کشورهای صنعتی و پیشرفته ارتقای علمی اساتید زن با چالشهای بسیاری مواجه است. در این ارتباط با وجود اینکه تعداد دانشجویان دختر در این کشورها هر ساله در حال پیشرفت بوده است، در طی دو دههی گذشته تنها تغییر بسیار اندکی در رتبههای علمی اساتید پزشکی زن آنها صورت گرفته است. همچنین موارد متعددی از تبعیض جنسیتی (sexual discrimination) و حتی آزارهای جنسی (sexual harassment) در استادان زن کشورهایی نظیر آمریکا گزارش شده است. بدین ترتیب، برخی محققان در این کشورها از وجود موانع جدی اما نامریی بر سر راه ارتقای علمی اساتید زن تحت عنوان سقف شیشهای (Glass Ceiling) یا زمین چسبناک (Sticky Floor) یاد کردهاند. در این مطالعه با در نظر گرفتن این نکته که در ایران بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فرصتهای قابل توجهی برای ورود زنان بهعنوان جمعیتی تأثیرگذار در تمامی عرصههای علمی فراهم گردیده است، برای اولین بار در کشور روند ارتقای علمی اساتید زن در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بهعنوان یکی از بزرگترین دانشگاههای کشور بررسی گردیده است. در این راستا به تمامی عوامل تأثیرگذار بهویژه عوامل اجتماعی و اقتصادی توجه شده است. بدین منظور 100 نفر از اعضای هیأت علمی زن نسبت به تکمیل پرسشنامههایی که قبلاً روایی و پایایی آنها تأیید شده بود، اقدام نمودند. بهعلاوه، اطلاعات دقیق مربوط به ارتقای مرتبهی دانشگاهی تمامی 627 نفر عضو هیأت علمی (شامل 220 زن و 407 مرد) شاغل در دانشگاه علوم پزشکی شیراز در ابتدای نیمسال دوم سال تحصیلی 88- 1387 جمعآوری گردید. نتایج حاصله نشان دهندهی کوتاه بودن چشمگیر مدت زمان توقف برای ارتقا به مرتبهی علمی بالاتر در اعضای هیأت علمی زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز بود. همچنین میانگین زمان توقف در مرتبهی استادیاری و دانشیاری برای اعضای هیأت علمی زن کوتاهتر از همتایان مرد آنها بود (P<0.01). با توجه به یافتههای این مطالعه و گزارشهای رسمی منتشره در ایالات متحده، درصد بزرگتر از این نسبت در دانشکدههای پزشکی ایالات متحدهی آمریکاست. به همین ترتیب، سهم زنان در مدیریت گروههای آموزشی و همچنین تصدی معاونت دانشکدههای مختلف در دانشگاه علوم پزشکی شیراز بسیار بزرگتر از سهم زنان در دانشکدههای پزشکی آمریکا میباشد. یافتههای این مطالعه به خوبی بهتر بودن وضعیت ارتقای مرتبهی دانشگاهی استادان زن دانشگاه علوم پزشکی شیراز را در مقایسه با همتایان مرد آنها و حتی نسبت به همتایان زن آنها در برخی از دانشگاههای کشورهای توسعه یافتهی غربی که وجود نوعی سقف شیشهای در آنها برای ارتقای اعضای هیأت علمی زن گزارش شده است، نشان میدهد.
امیر احمد شجاعی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
یکی از موازین اخلاقی بودن دانشگاه، رعایت حقوق دانشجویان است. دانشجو در دانشگاه حقوق بسیاری دارد که یا قانونی هستند یا اخلاقی. حق یادگیری دانشجو از جمله حقوق دانشجویان است که هم قانونی است و هم اخلاقی، لذا با عنایت به متعدی بودن این حقوق، دانشگاه نسبت به آنها وظیفه دارد یعنی هم قانون و هم اخلاق حکم میکند که دانشگاه نسبت به یادگیری دانشجویان مواجههی اخلاقی داشته باشد یعنی فرایند آموزش به گونهای انجام شود که فراگیری دانشجو به بهترین شکل ممکن انجام پذیرد.مواجههی اخلاقی سه موضع دارد: 1- موضع قبل از وقوع فعل 2- حین انجام فعل 3- پس از انجام فعل. یعنی دانشگاه در سه موضع فوق باید به وظایف اخلاقی خود آگاه باشد یعنی 1- قبل از ارائهی درس 2- هنگام ارائهی درس و حضور دانشجو در کلاس 3- پس از اتمام درس وکلاس. دانشگاهها عموماً برای تحقق یادگیری دانشجو برخی قوانین و مقررات وضع میکنند و با اتکا به آنها در پی ادای حق یادگیری دانشجویان هستند اما سؤالاتی چند باقی میمانند:
1- آیا این قوانین و مقررات برای تحقق امر یادگیری کافی است؟
2- آیا وظایف اخلاقی دانشگاه در قبال یادگیری دانشجو، در لوای همین وظایف قانونی مستتر است؟
3- آیا سیستم آموزشی دانشگاه، خود وظیفهی نظارت بر وظایف خود را دارد یا واحد های دیگری برای نظارت و پایش امر یادگیری باید گمارده شوند؟
4- آیا دانشجو در مقام صاحب حقی که بسیاری از وظایف دانشگاه را رقم میزند، میتواند و لازم است که در احقاق حقوق آموزشی خود دخیل باشد و بر آن نظارت و پایش و اصلاحات انجام دهد؟
5- اگر پاسخ سؤال بالا مثبت است توصیف وضعیت فعلی با آن توافق دارد یا تغایر؟
در این مقاله به سؤالات بالا با توصیف وضعیت کنونی دانشگاههایی که میشناسیم پاسخ داده میشود و چنین نتیجه میگیریم که علیرغم آنکه حق یادگیری دانشجویان از جمله مهمترین رسالات دانشگاه است و وظایف گوناگونی بر آن مترتب است اما به شکل اخلاقی انجام نمیشود.
سید محمد مهدی هزاوه ای، رستم گلمحمدی، مرتضی مطهری پور، امیرفرهنگ میراسماعیلی،
دوره 5، شماره 9 - ( 12-1391 )
چکیده
دانشگاهها در تربیت نیروی انسانی متخصص، کارآمد و متعهد نقش اساسی دارند. گرچه دیگر سازمانها در انجام این مسؤولیت مشارکت دارند، اما دانشگاهها در طی دورههای آموزشی دانشجویان در مقاطع مختلف مسؤولیت ویژهای دارند. این مسؤولیت شامل فراهم کردن محیطی مناسب برای پویایی و شکوفایی استعدادهای دانشجویان به تخصص و مهارتهای حرفهای لازم و آمیخته به اخلاق دینی، انسانی، اجتماعی و وظیفهمداری حرفهای است. مقررات آموزشی بهعنوان مقررات سازمانی محیط آموزشی میتواند تضمینکنندهی برقراری نظم و انظباط باشد. عدم رعایت قوانین یا قانونگریزی در جهت منافع شخصی نشاندهندهی عدم تعهد به محیط آموزشی و عدم رعایت اصول اخلاق سازمانی است. از مقررات مشهود و لازم در ایفای نقش حرفهای اساتید میتوان مطالعهی قبل از ورود به کلاس، بهروز بودن، داشتن طرح درس قابل اجرا، رعایت زمان در ارائهی مطالب، برقراری ارتباط تعاملی با فراگیران، بهکارگیری روشهای تدریس مؤثر، ارزشیایی اولیه- تکوینی- پایانی، و بهعبارت دیگر، آمادگی و داشتن قابلیت در انجام هفت مسؤولیت تعیین شده است. در افزایش مهارتهای اساتید و آشنایی آنها به این وظایف و مسؤولیت کارگاههای متعددی از جمله کارگاهای دانشافزایی توسط مراکز مطالعات آموزش پزشکی دانشگاهها تدوین و ارائه میشود که در ارتقاء نیز دارای امتیاز است. آنچه مهم است، تعهد به همهی این مسؤولیتهاست که در قالب رفتار از ما اساتید به نمایش در میآید. این رفتارها که بدون فشارهای مخدوشکننده بهطور عام از ما سر میزند اخلاق واقعی ما را تشکیل میدهد. در بروز این خصوصیات اخلاقی علاوه بر تعهد فردی، اجتماعی، دینی، تقویتکنندهها و کنترلکنندههای محیطی تأثیرگذار است. ضمن اینکه مقررات و ضوابط در جهتدهی آنها نیز لازم و ضرروری است. یکی از اثرگذارترین اقدامات در رعایت مقررات آموزشی، درک دلایل در کیفیت آموزشی برای رسیدن به حد لازم و کافی حرفهای شدن است.
سیدمظفر ربیعی، نوین نیکبخش، سیمین موعودی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
در برنامهی تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی، که بهعنوان بخشی از طرح تحول نظام سلامت، از سال ۱۳۹۴ به دانشگاههای علوم پزشکی کشور ابلاغ شد، بر اعتلای اخلاق حرفهای بسیار تأکید شده است. این مطالعه با هدف ارزیابی فعالیتهای اعتلای اخلاق حرفهای در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گرفته است. در این مطالعهی توصیفی، تمامی اقداماتی که برای تحقق اهداف برنامهی اعتلای اخلاق حرفهای، در طول سالهای ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ در دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام گرفته است به تفکیک عنوان، گروه هدف، حجم فعالیت و بروندادهای فرایند در فرم جمعآوری دادهها وارد شده و با دادههای قبل از سال ۱۳۹۴ مقایسه شدهاند. در مجموع، در طی دو سال اخیر، نوزده محور فعالیت در جهت اعتلای اخلاق حرفهای ثبت شده که شانزده فعالیت (۲/۸۴%)، متعاقب ابلاغ برنامهی تحول و نوآوری در آموزش در دانشگاه شکل گرفته است. حجم فعالیتهای انجامگرفته، ۱۰۰۸۸ نفر- ساعت و بیشتر محورهای فعالیتی انجامگرفته (دوازده فعالیت، ۲/۶۳%) در جهت تحقق هدف «تدوین الزامات ساختاری و برنامهای و استقرار نظام نیازسنجی، آسیبشناسی و ارتقای ارزشها و اخلاق حرفهای» بوده است. به دنبال استقرار برنامهی تحول و نوآوری در آموزش علوم پزشکی، در دانشگاه علوم پزشکی بابل نیز اقدامات متعدد جدیدی برای اعتلای اخلاق حرفهای انجام گرفته است.
حسین درگاهی، هاجر معمایی،
دوره 10، شماره 0 - ( 1-1396 )
چکیده
مهمترین چالش سازمانها در قرن بیستویکم، تقویت بهرهوری نیروی انسانی ازطریق بهبود اخلاق کاری است؛ لذا هدف از این پژوهش، تعیین رابطهی بین اخلاق کاری و بهرهوری فردی کارکنان در دانشگاه علوم پزشکی تهران است. این مطالعه، پژوهشی توصیفیتحلیلی بود که بهصورت مقطعی، در گسترهی سالهای ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۵ انجام شد. جامعهی پژوهش را همهی کارکنان دانشگاه علوم پزشکی تهران (۱۵۲۹۰ نفر) تشکیل میداد. ازطریق «فرمول کوکران» حجم نمونهی پژوهش برابر ۳۷۵ نفر تعیین شد که متناسب با تعداد کارکنان در بیمارستانها و دانشکدههای دانشگاه انتخاب شدند. از پرسشنامهی استاندارد اخلاق شغلی ویکتور و کالن و پرسشنامهی مدل بهرهوری کارکنان هریس و گلداسمیت، بهعنوان ابزار پژوهش، استفاده شد. دادههای جمعآوریشده ازطریق نرمافزار SPSS ویرایش ۲۲، تحلیل و برای دستیابی به نتایج توصیفی، از میانگین و انحراف معیار و برای ارائهی نتایج تحلیلی، از آزمونهای «پارامتریک همبستگی» پیرسون و «رگرسیون خطی چندمتغیره» استفاده شد. نتایج بررسی نشان داد که بین بهرهوری فردی کارکنان با اخلاق کاری و ابعاد آن ارتباطی معنیدار وجود دارد؛ همچنین، مؤلفههای عدالت سازمانی، بیشترین و خیراندیشی مدیران کمترین ارتباط را با بهرهوری کارکنان نشان داد. علاوه بر این، بین جنسیت با اخلاق کاری ارتباط معنیدار و مستقیم و بین سن و میزان تحصیلات با اخلاق کاری ارتباط معنیدار و معکوس به دست آمد. ۸۶ درصد از تغییرات بهرهوری کارکنان نیز تحت تأثیر اخلاق کاری و ابعاد آن نشان داده شد. بهمنظور افزایش بهرهوری کارکنان، تقویت مبانی اخلاق فردی، ایجاد جو سازمانی سالم و ایمن و رعایت ملاحظات اخلاقی توسط مدیران و سرپرستان، پیشنهاد میشود.
رضا یزدانی، مجتبی آصفی،
دوره 11، شماره 0 - ( 1-1397 )
چکیده
هوش اخلاقی، بهعنوان یکی از ابعاد هوش میتواند چارچوبی برای عملکرد صحیح انسانها فراهم آورد و این عملکرد در محیطهای بالینی از جمله دندانپزشکی میتواند بسیار مهم و ضروری باشد؛ لذا مطالعهی حاضر به بررسی هوش اخلاقی در دانشجویان سال اول و ششم دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران میپردازد. مطالعهی توصیفی حاضر، در سال ۱۳۹۷ به صورت مقطعی بر روی ۱۰۶ نفر از دانشجویان سال اول و ششم دندانپزشکی انجام پذیرفته است. افراد بررسیشده به صورت سرشماری انتخاب و اطلاعات بر اساس پرسشنامهی هوش اخلاقی لنیک و کیل جمعآوری شدند. بررسی دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS 22 و تستهای آماری توصیفی و تحلیلی صورت گرفت. میانگین هوش اخلاقی در دانشجویان دندانپزشکی سال اول و ششم مشابه بود و تفاوت آماری نداشت (P-value= 0/64). در بررسی نتایج دانشجویان سال اول، فقط بین هوش اخلاقی و تحصیلات مادر (P-value= 0/026) و سطح وضعیت اقتصادی خانوادهی آنان (P-value= 0/009)ارتباط غیرمستقیم یافت شد؛ اما در دانشجویان سال ششم، تنها ارتباط بین هوش اخلاقی و سطح وضعیت اقتصادی خانواده به صورت مستقیم بود (P-value= 0/015) . یافتههای پژوهش نشان میدهد هوش اخلاقی دانشجویان دندانپزشکی، حین تحصیل تغییرات معناداری نداشته که این نتیجه بیانگر عدم تأثیرگذاری سیستم آموزشی، بر هوش اخلاقی دانشجویان دندانپزشکی، در حین تحصیل است.
عارفه مرزوقی، حسین محمودیان،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی میزان مهارت و رفتارهای «اخلاق سایبری» دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، با روش پژوهش توصیفی و از نوع پیمایشی بود. جامعهی آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز، متشکل از سه رشتهی پزشکی و دندانپزشکی و کارشناسی پرستاری و مامایی که در سال تحصیلی 1395-1396 مشغول به تحصیل بودهاند، تشکیل داد. روش نمونهگیری تصادفی ساده بود که براساس آن، دویست نفر از دانشجویان بهعنوان نمونه انتخاب شدند. دادههای پژوهش با استفاده از نرمافزار SPSS و با بهکارگیری آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. نتایج نشان داد میزان مهارت و رفتارهای اخلاقی سایبری دانشجویان از سطح قابلقبول پایینتر است؛ همچنین تفاوت بین دانشجویان براساس ویژگیهای جمعیتشناختی مانند جنسیت و رشته و مقطع تحصیلی، در زمینهی برخورداری آنان از مهارتها و رفتارهای اخلاقی سایبری معنادار نیست.
مجتبی فاضل، الهام افشاری،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
عبارت «آکادمیک موبینگ» را شاید بتوان به معنای ترور شخصیت یا آزار روانی همکاران در محیط آکادمیک تعبیر کرد. بنابر گزارشها، افراد، بهطوری شایع، میتوانند در محیطهای کاری مختلف، ازجمله در محیط آکادمیک، از سوی همکاران خود هدف رفتارهای منفی، مانند تهمتزدن، تحقیرکردن، سوءاستفادهی احساسی و سایر رفتارهای مشابه، قرار گیرند. وجود اینگونه رفتارها در محیط آکادمیک، میتواند علاوه بر ایجاد مشکلات فردی، مانند کاهش رضایت شغلی، افزایش استرس شغلی و بروز اختلالاتی چون: افسردگی و اضطراب برای کارکنان، کلیت سازمان را نیز در رسیدن به اهداف خود با مشکلات جدی روبهرو کند. نارضایتی شغلی، موجب کاهش تلاش اعضای هیئت علمی در انجام فعالیتهای علمی و آموزشی میشود که صرفِنظر از عواقب غیرمستقیم برای جامعه، اولین نتیجهی مستقیم آن، کاهش کیفیت و کمیت خدمات آموزشی ارائهشده به دانشجویان خواهد بود. از آنجا که اولین قدم در برخورد ساختارمند با هر معضل اجتماعی، ازجمله پدیدهی مذکور، ایجاد شناخت از ماهیت و ویژگیهای آن ناهنجاری است، در این مقاله، به معرفی پدیدهی آکادمیک موبینگ و ویژگیهای آن پرداخته و دربارهی راهکارهای موجود در پیشگیری و برخورد با آن بحث خواهد شد.
خدیجه محمدی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 13، شماره 0 - ( 1-1399 )
چکیده
یکی از موضوعات اساسی در بیمارستانها، بررسی میزان کارایی و اثربخشی است. به این منظور، شاخصهایی متعدد ارائه شده است که به شاخصهای عملکردی، معروفاند. اگر عملکرد بیمارستانها، از لحاظ رعایت حقوق بیمار، به مشخصات دموگرافیک او وابسته باشد، نادیدهگرفتن اثر شاخصهای بیمارستانی، بهعنوان عامل مؤثر سطح بالاتر بر میزان رعایت حقوق بیمار، ممکن است موجب نتیجهگیریهایی نادرست دربارهی این روابط شود. در چنین مواردی که دادههای مورد مطالعه، بهطور ذاتی، چندسطحی است، استفاده از مدلهای آماری چندسطحی برای بررسی این نوع دادهها، مفید خواهد بود. نمونهها، در طی سال 1394، از هشت بیمارستان دانشگاه علوم پزشکی تهران، بهصورت خوشهای دومرحلهای، جمعآوری شدهاند. اطلاعات مربوط به میزان رعایت حقوق بیمار و اطلاعات دموگرافیک، از طریق پرسشنامه، از 375 بیمار جمعآوری گردید. میزان رعایت حقوق بیمار، توسط روش آماری چندمتغیرهی تحلیل عاملی، اندازهگیری شد. برای بررسی رابطهی بین رعایت حقوق بیمار با برخی اطلاعات دموگرافیک، از مدلهای رگرسیون خطی دوسطحی استفاده شد که سطح اول آن را عوامل دموگرافیک بیمار و سطح دوم را عوامل بیمارستانی تشکیل میدهند. میزان رعایت حقوق بیمار در بیمارستانها، در سطح متوسط، رعایت شده بود. حدود شانزده درصد از واریانس متغیر وابستهی میزان رعایت حقوق بیمار که مقداری زیاد است، به دلیل تغییرات در سطح بیمارستان است و بقیهی تغییرات، در سطح فردی است؛ همچنین، متغیرهای درصد اشغال تخت، درصد شکایت و درصد فرار از بیمارستان، در سطح بیمارستان، آثاری شایستهی توجه بر میزان رعایت حقوق بیماران دارند.
سعیده خجسته،
دوره 14، شماره 0 - ( 1-1400 )
چکیده
هدف از مقالهی حاضر، بررسی نقش اعضای هیئت علمی دانشگاهها، در اعتلای تربیت اخلاقی در دانشگاههاست؛ همچنین، در این مقاله، سعی شده است ابعاد تربیت اخلاقی (بعد عاطفی و شناختی و رفتاری)، در قالب راهکارهای عملی، به اعضای هیئت علمی دانشگاهها ارائه شود. برای این کار، از همهی منابع موجود داخلی و خارجی، ازجمله کتب و مقالات مرتبط و بهروز، استفاده شده است. روش جمعآوری دادهها، کتابخانهای بوده است. یافتههای این تحقیق، نشاندهندهی این مهم است که وظیفهی اعضای هیئت علمی دانشگاهها، این است که ضمن تحکیم اعتقادات دینی دانشجویان، در ارتقای تربیت اخلاقی آنها نیز، کوشش کنند؛ رشد ابعاد عاطفی و شناختی و رفتاری، موجب اعتلای تربیت اخلاقی در اعضای هیئت علمی و دانشجویان میشود و آنها میتوانند با روشهایی مانند رسیدن به آرامش قلبی و طمأنینه، تقویت انگیزه در خود، طرح شوخیهای مناسب در کلاس و حفظ روحیهی شوخطبعی، دوری از کمالگرایی افراطی و غرور و داشتن اخلاق نیکو در کلاس، برای تربیت و رشد بعد عاطفی تلاش کنند. بعد شناختی تربیت اخلاقی، به تدریس اثربخش و مؤلفههای مرتبط با آن میپردازد که قدرت بیان و وضوح گفتار مدرس، مدیریت بهینهی کلاس و تعامل مؤثر و سازنده با دانشجویان، شیوههایی هستند که بهعنوان راهکار عملی، ارائه شدند. در بعد رفتاری، توجه به حریت اخلاقی، تابآوری، گشودگی اخلاقی و پرورش روحیهی نقدپذیری، از مهمترین راهکارهای رشد محسوب میشوند.
زهرا خیری، ایرج نبی پور، ندا مهرداد، آبتین حیدرزاده، افشین استوار،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
دانشگاه بهعنوان نهادی دانشمحور، بعد از دورهی ناپلئون ظهور کرد. در ابتدا، آموزش تنها هدف دانشگاه بود؛ ولی با پیشرفتهای قرن بیستم، پژوهش نیز به مأموریتهای دانشگاه اضافه شد. بهکارگیری فناوریهای دانشبنیان در بخش صنعت، مأموریت سومی را به دانشگاهها اضافه و دانشگاه را وارد عرصههایی نوین کرد. دانشگاههای نسل چهارم، با نگاه به چهار عنصر دانشگاه، صنعت، دولت و جامعهی مدنی دیدگاهی جامعتر را ارائه کردند؛ ازاینرو، در نسل بعدی (نسل پنجم)، علاوه بر این عناصر، محیط زیست نیز مدنظر قرار میگیرد. مستند حاضر، به بررسی شرایط مطلوب و الزامات مورد نیاز برای حرکت به سمت دانشگاههای نسل نوین (شامل دانشگاههای نسل سوم تا پنجم) پرداخته است. این مطالعه، مطالعهای مروری است که در آن ۱۸۷ مستند علمی از پایگاههای دادهی داخلی و خارجی، استخراج و پس از طی مراحل غربالگری، ۵۶ مستند برای انجامدادن مطالعه انتخاب شدند. در نهایت، با روش تحلیل محتوا، گزارههای مرتبط با هدف مطالعه، استخراج و دستهبندی گشتند. در این مطالعه، هفده مؤلفهی شرایط مطلوب برای حرکت به سمت دانشگاههای نسل نوین استخراج شد؛ همچنین، ۴۱ نمونه از الزامات دستیابی به این شرایط نیز استخراج و در ذیل هریک درج گردید. دانشگاههای نسل نوین، بهعنوان دانشگاههای بدون مرز و پاسخگو شناخته میشوند؛ لذا ارتباط و تبادل دانش و سرمایه و ارزش، با تمامی نهادهای خارج از دانشگاه در سطح محلی و ملی و بینالمللی و همچنین پاسخگویی به نیازهای ایجادشده در این سطوح، اصول اساسی دانشگاههای نسل نوین هستند. با توجه به ساختار ویژهی نظام سلامت کشور و زیرساختهایی که برای ارتباط با جامعه در این ساختار فراهم شده است، در صورت مهیاشدن سایر الزامات، این ساختار میتواند تسهیلکنندهی حرکت به سمت دانشگاههای علوم پزشکی نسل نوین باشد
محبوبه شالی، سمیرا محمدی، حسن شهبازی، نوشین کهن، باقر لاریجانی، شهره نادری مقام،
دوره 16، شماره 0 - ( 9-1402 )
چکیده
بهمنظور ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، ضروری است که در مسیر توانمندسازی مردم در شناخت و کنترل عوامل مؤثر بر سلامت، گام برداشته شود. استادان دانشگاهها، بهعنوان ترویجکنندگان دانش سلامت، آموزشدهندهی مهارتهای بهداشتی و حامیان سبک زندگی و رفتارهای سالم شناخته میشوند. این مطالعه، با هدف تبیین نقش استادان حوزهی علوم پزشکی در ارتقاء سواد سلامت مردم انجام شده است. این پژوهش، از نوع تحلیل محتوای قراردادی است. برای نمونهگیری، از روش مبتنی بر هدف، با حداکثر تنوع استفاده شد. بیست نفر از استادان دانشگاههای علوم پزشکی و جهاد دانشگاهی و وزارت بهداشت، با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع اطلاعات انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته جمعآوری و همزمان با جمعآوری دادهها، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام شد. بیست شرکتکننده (نُه زن و یازده مرد) با میانگین سنی 3/50 و میانگین سابقهی کاری 45/23 سال در این مطالعه شرکت کردند. پس از تحلیـل دادههـا، 947 کد اولیه استخراج و پس از آن، دادهها در پنج طبقهی اصلی و پانزده زیرطبقه دستهبندی شد. زیرساختسازی، تولید محتوا، الگوی نقش، خودتوانمندسازی و فرهنگسازی، طبقات اصلی پژوهش بودند. استادان دانشگاه میتوانند با ترکیب مناسب و بدیع عناصر مختلف موجود در نظام آموزشی، دانشجویان و آحاد جامعه را بهسوی اهداف متعالی سوق دهند یا آنان را از نیل به چنین اهدافی محروم سازند؛ اما به دلایلی، ازجمله تعداد کم استادان نسبت به تعداد دانشجویان، حجم فراوان وظایف اعضای هیئت علمی، کمبود امکانات و مشغلههای روزافزون زندگی اعضای هیئت علمی، عملکرد و نقش آنان را در این زمینه تحت تأثیر قرار داده است. برای دستیابی به هدف مددگیری از استاد در ارتقاء سطح سواد سلامت جامعه، باید لزوم رفع این محدودیتها را به مسئولان خاطرنشان ساخت
رویا ملک زاده، ناهید نیکزاد قادیکلائی، مریم خزایی پول،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
رعایت اصول اخلاقی در دانشگاههای علوم پزشکی که در تربیت نسل آیندهی متخصصان حوزهی سلامت نقشی مهم دارند، از اهمیتی ویژه برخوردار است. این اصول میتوانند بهعنوان راهنمایی برای دستیابی به اهداف آموزشی و بهبود عملکرد در حوزههای مختلف دانشگاهی عمل کنند. این مطالعه بهمنظور تبیین مؤلفههای اخلاق در آموزش دانشگاه علوم پزشکی مازندران انجام شد. پژوهش به روش کیفی، از نوع تحلیل مضمون ترکیبی در سال 1402 انجام گرفت. شرکتکنندگان هفده نفر از مدیران آموزشی، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی مازندران بودند. مطالعه در سه فاز مرور جامع متون، مصاحبه با خبرگان و تشکیل پانل تخصصی انجام شد. دادهها با مصاحبهی نیمهساختاریافته و به روش هدفمند و سپس گلولهی برفی جمعآوری شد و تا اشباع دادهها ادامه یافت؛ همچنین، پس از رونویسی مصاحبهها، کدگذاری، طبقهبندی و شناسایی مضامین، دادهها با روش تحلیل مضمون تجزیه و تحلیل شدند. از تحلیل دادهها، ۸ درونمایهی اصلی، شامل اخلاقمداری، عدالتمحوری، مسئولیتپذیری، وظیفهشناسی، احترام به دیگران، رعایت پوشش، پاسخگویی و سلامت معنوی و 55 درونمایهی فرعی استخراج شد. توجه به مؤلفههای اخلاقی میتواند به افزایش شفافیت، ایجاد محیط آموزشی عادلانه، تقویت مسئولیتپذیری در اعضای هیئت علمی و دانشجویان و ارتقاء کیفیت یادگیری منجر شود و نقشی مهم در برقراری تعاملات بین استادان ودانشجویان ایفا کند. رعایت مؤلفههای اخلاقی در آموزش دانشگاهی، نهتنها به درک مفاهیم اخلاقی نیاز دارد، بلکه باید با سازوکارهای مناسب اجرایی همسو شود؛ لذا، برگزاری کارگاههای آموزشی برای افزایش آگاهی اعضای هیئت علمی و دانشجویان و کارکنان، استفاده از شاخصهای اخلاقی در فرایندهای جذب و ارتقاء اعضای هیئت علمی پیشنهاد میشود.
اکرم حیدری، مرتضی حیدری، باقر لاریجانی، علی محمد مصدق راد،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
سلامت معنوی، داشتن هدف و معنا در زندگی و احساس تعلق به چیزی فراتر از خود است که آرامش درونی، رضایت و شادی را تقویت میکند. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری در سال ۱۴۰۳ انجام شد. با مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۴۷ نفر از سیاستگذاران، مدیران، استادان، کارکنان و دانشجویان، ۱۸۳ منفعت آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی شناسایی و در شش گروه منفعت برای استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه دستهبندی شدند. برای استادان، آموزش معنویت موجب ارتقاء آگاهی اخلاقی، افزایش انگیزه، رضایت شغلی، تعهد و بهبود کیفیت آموزش میشود. تقویت معنویت در دانشجویان نیز به کسب مهارتهای ارتباطی و همدلی بیشتر، کاهش استرس و اضطراب و ارتقاء تواناییهای حرفهای آنان یاری میرساند. کارکنان سلامت نیز از کاهش خطاهای پزشکی، افزایش تابآوری، بهبود روابط اجتماعی و ارتقاء کیفیت مراقبتها بهرهمند میشوند؛ همچنین، بیماران با مراقبت معنوی، استرس و افسردگی کمتری را تجربه کرده، سلامت روان و کیفیت زندگیشان بهبود یافته و روند درمانشان سریعتر پیش میرود. آموزش سلامت معنوی در سطح جامعه نیز، به رفتارهای اجتماعی مثبتتر و جامعهای سالمتر منجر میشود؛ افزونبراین، دانشگاهها با اجرای این آموزشها میتوانند برنامههای جامعتر، پژوهشهای بینرشتهای، اخلاق حرفهای و تربیت نیروهای سلامت جامعنگر را توسعه دهند و بر اعتبار و بهرهوری خود بیفزایند. آموزش سلامت معنوی در دانشگاههای علوم پزشکی ایران با اثرگذاری مثبت بر استادان، دانشجویان، کارکنان، بیماران، جامعه و دانشگاه، موجب بهبود سلامت روانی و حرفهای، ارتقاء کیفیت آموزش، افزایش بهرهوری و اعتبار نظام آموزش عالی سلامت کشور میشود.