جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای درمانگر

بهزاد قربانی،
دوره 5، شماره 8 - ( 12-1391 )
چکیده

سلامت جنسی از موضوعات بسیار مهم بهداشت باروری است که توجه یا عدم توجه به آن، تأثیرات مهمی در جنبه‌های مختلف زندگی هر فرد و نهایتاً سلامت خانواده خواهد داشت. محدودیت‌های خاص فرهنگی از یک‌سو و راه‌های اطلاع‌رسانی نه‌چندان مناسب از سوی دیگر، موجب انتقال ناقص یا حتی نادرست بسیاری از موضوعات مربوط به مسائل جنسی و ایجاد باروهای غلط بین مردم شده است.
از سوی دیگر، مشکلات جنسی معمولاً با نوعی خجالت برای افراد همراه است و در نتیجه صحبت کردن درباره‌ی آن هم برای بیمار و هم برای پزشک آسان نیست. بیماران معمولاً تا زمانی که نتوانند ارتباط مناسبی با پزشک یا سایر اعضای تیم درمان برقرار کنند به این مشکل اشاره نمی‌کنند. هم‌چنین، آنان جز با پرسیدن سؤالات خاص، داوطلب پاسخگویی نمی‌شوند. آنچه مسلم است پزشکانی که چنین سؤالاتی را به‌طور معمول در گرفتن تاریخچه از بیمار مطرح می‌کنند دو برابر بیش از پزشکانی که منتظر اشاره‌ی بیمار هستند، مشکلات جنسی را تشخیص می‌دهند.
گاهی نیز ممکن است روش ارتباط جنسی بین زوجین غیر مفید بوده و باعث مهار برانگیختگی همسر شود یا توقعات جنسی افراد ممکن است غیر واقعی باشند. بحث و چالش در مورد اسطوره‌های جنسی نادرست در این‌گونه موارد می‌تواند مفید باشد. هر چند چنین افسانه‌هایی به هر دو جنس زن و مرد ارتباط می‌یابد اما عمدتاً در زن‌ها بیش‌تر دیده می‌شود. باورهایی هم‌چون این‌که زن‌ها باید منتظر باشند تا مردها رابطه‌ی جنسی را شروع کنند و اگر زنی آغاز‌کننده‌ی رابطه‌ باشد حیثیت و عفت اخلاقی خود را حفظ نکرده است یا اگر زنی به ارگاسم نمی‌رسد باید آن را تقلید نماید یا این‌که طلب رابطه‌ی ‌جنسی موجب لوث شدن آن می‌شود و یک رابطه‌ی جنسی درست باید خود به‌خودی شکل بگیرد و ترجیحاً هر دو نفر در یک زمان به ارگاسم برسند و خیلی باورهای دیگر که اساساً نادرست بوده و تصحیح آن‌ها در قالب رابطه‌ی درمانگر و مراجع می‌تواند بخش زیادی از این باورها را اصلاح و مفهوم جدیدی از اخلاق در ارتباط جنسی بین زوجین را ترسیم کرد. شرح کامل این اسطوره‌های نادرست جنسی در متن کامل مقاله مورد بحث قرار گرفته است. هدف از طرح این موضوع نیز تأکید به این باورها در روند درمان مراجعان است که تنها با پرس‌و‌جو و اخذ شرح حال دقیق جنسی از سوی پزشک درمانگر قابل بازیابی و اصلاح است.


کتایون فکری پور، آزاده حیدرپور،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1401 )
چکیده

با پدیدارشدن جامعه شهری استرس و مشکلات روانی پیامد آن نیز پدیدار گشت. پیشینیان به‌طورکلی بیماری را نتیجه تعامل با عوامل بیرونی از قبیل خدایان، شیاطین و ارواح می‌پنداشتند. ایرانیان بیماری را آفریده اهریمن و میانرودانیان‌ بیماری را ناشی از خشم خدایان بر شخص بیمار به دلایل مختلف می‌دانستند. این پژوهش سعی بر آن دارد تا دانش ایرانیان و میانرودانیان را نسبت به بیماریهای مرتبط با روان نشان دهد و تلاش میکند به این پرسشها پاسخ دهد که ایرانیان باستان و میانرودانیان تا چه حد از اهمیت روان و بیماری‌های مرتبط با آن آگاهی داشتند و چه اطلاعاتی از نحوه درمان این بیماری‎ها از طریق متون کهن به دست ما رسیده است؟ چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی در متون کهن ایرانی و الواح میانرودانی دیده می‌شود؟ با مطالعه متون ایرانی کهن مانند دینکرد و وندیداد و الواح میانرودانی متوجه می‌شویم که آنان بین تخصص تن­پزشکی و روان­درمانگری تفاوت قائل بودند. در متون ایرانی تا حدودی با مبحث روان­درمانگری و جایگاه آن آشنا می‌شویم، ولی الواح میان­رودانی جزئیات بیشتری از بیماری‌های مرتبط با روان در اختیار ما قرار می‌دهند. باید اذعان داشت که هر دو گروه از بیماری‌های مرتبط با روان، بهدلیل عدم آشنایی با عملکرد مغز، از اطلاعات کافی برخوردار نبودند و در نتیجه همواره به جادو و افسون برای درمان این بیماری­ها متوسل می‌شدند. روان­درمانگران در جامعه ایرانی و میان‌رودانی از جایگاه بالایی برخوردار بودند و جزء طبقه روحانیون محسوب می‌شدند.
آن‌ها در درمان بسیاری از بیماری‌ها با  تن­پزشکان همکاری می­ کردند. لازم به ذکر است که ماهیت این تحقیق تاریخی- توصیفی و گردآوری مطالب به شیوه کتابخانه‌ای است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به اخلاق و تاریخ پزشکی ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb